﻿1
00:00:28,100 --> 00:00:48,100
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

2
00:00:48,125 --> 00:00:54,041
‫می‌دونم که خبر خیلی بدیه،
‫ولی بفهمید که قابل درمانه.

3
00:00:55,625 --> 00:00:58,708
‫شرایطتون جدی، اما قابل درمانه.

4
00:01:00,250 --> 00:01:02,124
‫- درسته، هم...
‫- بله؟

5
00:01:04,209 --> 00:01:06,041
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- حتما. البته.

6
00:01:06,250 --> 00:01:09,166
‫درمانش...

7
00:01:10,209 --> 00:01:13,083
‫باید مرخصی استعلاجی بگیرم؟

8
00:01:13,209 --> 00:01:17,708
‫آره، نه فورا، ولی حین درمان باید بگیرید.

9
00:01:18,750 --> 00:01:22,041
‫درمان یعنی، مصرف قرص؟

10
00:01:22,167 --> 00:01:28,083
‫نه، یا جراحی و یا پرتودرمانی،
‫که هر دو عوارض خودشون رو دارن.

11
00:01:28,209 --> 00:01:30,708
‫اگه چیزی رو متوجه نشدید بگید.

12
00:01:30,834 --> 00:01:35,874
‫جراحی یعنی برداشتن پروستاتتون
‫ که باعث عقیم شدن می‌شه.

13
00:01:36,042 --> 00:01:39,833
‫که البته پرتودرمانی هم باعث همین می‌شه.

14
00:01:39,959 --> 00:01:42,708
‫هر دو شیوه روی نعوظتون تاثیر خواهند داشت.

15
00:01:42,875 --> 00:01:47,041
‫البته می‌شه کمی با تمرین بهترش کرد.

16
00:01:47,167 --> 00:01:51,166
‫ولی احتمالا دیگه مثل قبل نعوظ نخواهید داشت.

17
00:01:52,125 --> 00:01:56,583
‫بی‌اختیاری هم یکی دیگه از عوارض شایعش هست،
‫البته خیلی‌ها هم بهش مبتلا نشدن.

18
00:01:56,750 --> 00:02:01,833
‫پیشنهاد من جراحی هستش،
‫ولی خب تصمیم با خودتونه.

19
00:02:04,334 --> 00:02:07,041
‫خیلی از مردها بالاخره به
‫چنین چیزی دچار می‌شن.

20
00:02:07,250 --> 00:02:13,458
‫اگه بیمار سنش بالا باشه گاهی‌اوقات
‫ درمانش نمی‌کنیم، ولی سن شما بالا نیست.

21
00:02:13,625 --> 00:02:18,499
‫بهتره یکم بهش فکر کنید.

22
00:02:18,625 --> 00:02:23,708
‫در حال حاضر سوالی دارید؟
‫هر سوالی بود من هستم.

23
00:02:26,042 --> 00:02:27,708
‫نه.

24
00:02:27,875 --> 00:02:31,708
‫[چهارشنبه، ششم اوت]

25
00:02:33,125 --> 00:02:36,041
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- البته.

26
00:02:37,125 --> 00:02:41,916
‫- مطمئن نیستم کامل متوجه‌اش شده باشه.
‫- جدا؟

27
00:02:42,125 --> 00:02:44,916
‫- تو اینطور فکر نکردی؟
‫- نه؟

28
00:02:45,125 --> 00:02:49,083
‫خب خیلی کم پیش نمیاد که بیمار نتونه...

29
00:02:49,250 --> 00:02:51,916
‫شاید از حد معمول بیشتر باشه.

30
00:02:52,125 --> 00:02:55,999
‫خیلی سوالی نداشت، ولی اینطور
‫ نیست که معمولی نباشه.

31
00:02:57,125 --> 00:02:59,999
‫مریض بعدی؟

32
00:03:01,750 --> 00:03:04,916
‫جواب بده لطفا. چی گفت بهت؟

33
00:03:05,125 --> 00:03:07,916
‫نمی‌شه بدون جواب بفرستنت بری که.

34
00:03:08,125 --> 00:03:11,416
‫- بیورن هولم؟
‫- چیکار باید بکنن؟

35
00:03:11,625 --> 00:03:17,958
‫خب نمی‌دونم، ولی... بدخیم که نیست، هست؟

36
00:03:18,125 --> 00:03:22,333
‫گمونم. دقیقا متوجه نشدم چی گفت.

37
00:03:22,500 --> 00:03:25,291
‫- نپرسیدی؟
‫- باید مرخصی استعلاجی بگیرم.

38
00:03:25,500 --> 00:03:28,124
‫تا وقتی جوابت رو نگرفتی باید بپرسی!

39
00:03:29,459 --> 00:03:31,333
‫- بیا لطفا.
‫- چرا؟

40
00:03:31,459 --> 00:03:33,791
‫یه نفر رو باید ببینی.

41
00:03:36,500 --> 00:03:38,124
‫- می‌رم می‌پرسم.
‫- نه.

42
00:03:38,250 --> 00:03:40,374
‫- آره.
‫- نه.

43
00:03:43,042 --> 00:03:46,749
‫می‌شه به هر دوشون بگی برگردن داخل؟

44
00:03:50,125 --> 00:03:52,708
‫- سلام.
‫- چطورین؟

45
00:03:52,917 --> 00:03:55,666
‫[سکس، رویاها و عشق]

46
00:03:55,875 --> 00:03:58,333
‫[رویاها و عشق]

47
00:03:59,125 --> 00:04:01,958
‫[عشق]

48
00:04:13,167 --> 00:04:16,874
‫تمام آثار هنری‌ای که اینجا می‌بینیم
‫حرفی واسه گفتن دارن.

49
00:04:17,042 --> 00:04:19,833
‫به نظرم ضروریه که...

50
00:04:20,042 --> 00:04:25,916
‫دکوراسیون ساختمان شهرداری رو به عنوان
‫ پیامی به ما مردم اسلو ببینیم.

51
00:04:26,125 --> 00:04:29,833
‫و با در نظر گرفتن همین، خواهید دید...

52
00:04:30,042 --> 00:04:33,624
‫که ساختمان ارزش‌های انسانی
‫رو نمایان می‌کنه.

53
00:04:33,792 --> 00:04:35,791
‫به عنوان مثال اون کتیبه...

54
00:04:36,000 --> 00:04:38,666
‫صورت‌های فلکی مختلف زنان و
‫کودکان رو نشون می‌ده.

55
00:04:38,875 --> 00:04:41,291
‫سمت چپ، زنی تنها با فرزندش.

56
00:04:41,500 --> 00:04:44,583
‫و در کنارش، دو زن با یک بچه.

57
00:04:44,792 --> 00:04:49,958
‫برداشت من از این تایید سرپرستی مادرهای
‫تنها و سرپرستی کودک بین هم‌جنسان هست.

58
00:04:50,167 --> 00:04:55,583
‫و واضح‌تر بگم، قطعا ادای احترام شهرداری
‫به همجنس‌گرایی هستش.

59
00:04:55,792 --> 00:05:00,749
‫عالی نیست؟ راستی این دوستم ماریان هستش.

60
00:05:00,917 --> 00:05:06,124
‫اگه خواستید می‌تونید بیایید پیشمون.
‫بریم مثال‌های بهتری روی دیوار غربی ببینیم.

61
00:05:06,625 --> 00:05:16,625
«مترجم: «تارخ علی‌خانی
‫ تلگرام: aManOfWar@

62
00:05:19,375 --> 00:05:22,666
‫توی این کشور ما عاشق
‫دستاوردهای ورزشی هستیم.

63
00:05:22,834 --> 00:05:27,333
‫واسه همین عاشق اینم که
‫ورزشی که انتخاب کردن...

64
00:05:27,500 --> 00:05:31,749
‫ورزشیه که تا حدودی زنانگی رو در بر می‌گیره.

65
00:05:31,917 --> 00:05:34,208
‫یعنی اسکیت‌سواری!

66
00:05:37,459 --> 00:05:41,916
‫- اینجا نماد اسلو رو می‌بینیم.
‫- دختر اسلو.

67
00:05:42,125 --> 00:05:44,666
‫یا به قول خودم «زن اسلو».

68
00:05:44,875 --> 00:05:48,833
‫ببینین چطوری ایستاده و
‫ تماشا می‌کنه و گوش می‌کنه.

69
00:05:49,042 --> 00:05:52,124
‫به شهرش می‌نگره، به نظرم واقعا قشنگه.

70
00:05:54,667 --> 00:05:57,583
‫این سمت بهتون دو مجسمه رو نشون می‌دم...

71
00:05:57,792 --> 00:06:03,208
‫که با بقیه تفاوت دارن.
‫ماهی‌گیران از نیلز فلاکستاد.

72
00:06:03,417 --> 00:06:06,916
‫که نمایان‌گر مهم‌ترین صنعت اسلو هستش.

73
00:06:07,125 --> 00:06:12,999
‫ولی نباید فراموش کنیم که ماهی‌گیر
‫همچنین نماد باستانی‌ای از مسیح هستش.

74
00:06:13,209 --> 00:06:17,833
‫واسه همین دوست دارم بهش به چشم مجسمه‌ای
‫از مسیح بخشنده و مهربان نگاه کنم...

75
00:06:18,042 --> 00:06:23,458
‫که دستش رو بالا برده و به تمام
‫ شهروندهای اسلو برکت می‌ده.

76
00:06:23,667 --> 00:06:28,208
‫و هر چیزی که شامل رویاها
‫و نگرانی‌هاشون می‌شه...

77
00:06:28,417 --> 00:06:34,958
‫همچنین نیازهاشون، نه فقط نیازهای جنسی، که
‫ دوست دارم این یکی مجسمه رو به اون ربط بدم.

78
00:06:35,125 --> 00:06:40,833
‫این تنها مجسمه‌ایه که واضح
‫ به مسائل جنسی می‌پردازه.

79
00:06:41,667 --> 00:06:43,958
‫همنشینی‌ای بین یه نفر رو می‌بینیم.

80
00:06:44,167 --> 00:06:47,458
‫زوجی در سمت راست و مردی مجرد در سمت چپ.

81
00:06:47,667 --> 00:06:51,458
‫دیدارشون همراه با کشش جنسی هستش.

82
00:06:51,667 --> 00:06:53,353
‫مشخصا اتفاقی داره...

83
00:06:53,403 --> 00:06:56,624
‫بین زن و مرد در سمت راست رخ می‌ده...

84
00:06:56,792 --> 00:06:59,416
‫ولی اگه حواستون به مرد سمت راست باشه...

85
00:06:59,625 --> 00:07:04,499
‫می‌بینید که نگاه اون هم به مرد دیگر هستش؟

86
00:07:04,667 --> 00:07:09,416
‫حالا دست‌هاش رو ببینین که
‫ جلوی قسمت شرمگاهیش رو گرفته.

87
00:07:09,625 --> 00:07:14,874
‫این به چه معنیه؟ پایانش همراه با
‫ آمیختگی جنسی اون سه نفره؟

88
00:07:15,042 --> 00:07:18,583
‫یعنی به زبان ساده یک سکس سه نفره؟
‫چنین اتفاقاتی رخ می‌دن.

89
00:07:18,792 --> 00:07:21,583
‫ملت نیازها و ترجیحات جنسی مختلفی دارن...

90
00:07:21,792 --> 00:07:27,708
‫که مسیح ازشون اطلاع داره و
‫ اون رو بخشی از خلقت می‌بینه.

91
00:07:27,834 --> 00:07:30,124
‫چیزی که مخصوصا از نظر من جالبه اینه که...

92
00:07:30,292 --> 00:07:35,083
‫چنین نقطه‌ی برجسته‌ای نمای بیرونی ساختمان
‫شهرداریمون به مسائل جنسیتی اختصاص داده شده.

93
00:07:35,250 --> 00:07:37,708
‫از نظر من خیلی تاثیرگذار و بافکرانه‌ست.

94
00:07:37,875 --> 00:07:41,916
‫- ولی یکم تنگ نیست؟
‫- چطور؟

95
00:07:42,125 --> 00:07:45,833
‫آخه خیلی به نظر سخت میاد...

96
00:07:46,042 --> 00:07:51,708
‫این قراره ستون جشن سالگرد
‫ صد سالگی اسلو باشه.

97
00:07:51,875 --> 00:07:55,208
‫یه جشن ملیه، همراه با ذوق و دورهمی...

98
00:07:55,417 --> 00:08:01,583
‫بله، و کلی رویداد با همین مضمون
‫سرتاسر شهر در نظر گرفتیم.

99
00:08:01,792 --> 00:08:03,528
‫تا روزها ادامه دارن.

100
00:08:03,578 --> 00:08:06,583
‫آره، پروسه‌ی در جریانیه که ما...

101
00:08:06,792 --> 00:08:10,166
‫دقیقا چه چیزی توی تصوراتتون هستش؟

102
00:08:10,375 --> 00:08:14,583
‫وقتی ندونیم روی چه چیزی کار می‌کنیم
‫در نظر گرفتن بودجه سخت می‌شه.

103
00:08:14,792 --> 00:08:17,458
‫پیشنهادات واضحی داریم...

104
00:08:17,667 --> 00:08:20,416
‫ولی فقط یه روز نیست.

105
00:08:20,625 --> 00:08:22,833
‫قراره شامل همه بشه.

106
00:08:23,042 --> 00:08:27,458
‫قطعا! واسه همه‌ست!
‫ولی آخه «همه» شامل کی می‌شه؟

107
00:08:27,667 --> 00:08:29,166
‫مگه «همه» ما نیستیم؟

108
00:08:29,375 --> 00:08:33,041
‫چیزهای مناسب خانم‌ها و آقایان متفاوتن...

109
00:08:33,250 --> 00:08:35,541
‫و در کنار هم «همه» هستیم.

110
00:08:35,875 --> 00:08:37,791
‫فردا می‌بینمتون.

111
00:08:39,250 --> 00:08:40,291
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

112
00:08:40,500 --> 00:08:41,908
‫- خوب پیش نرفت.
‫- رفت!

113
00:08:41,917 --> 00:08:46,583
‫نه، خوب پیش نرفت. بریم یه جایی قهوه بخوریم؟

114
00:08:46,792 --> 00:08:48,583
‫مگه نباید به قایق برسیم؟

115
00:08:48,792 --> 00:08:51,491
‫لزومی نداره تا دو ساعت دیگه نسوددن باشیم.

116
00:08:51,541 --> 00:08:52,749
‫کلی وقت داریم.

117
00:08:54,334 --> 00:08:58,499
‫- فکر خودت بودن.
‫- آره، ارائه من بود.

118
00:08:58,667 --> 00:09:03,499
‫همه ایده‌هاشون رو ارائه می‌دن،
‫بعد با هم تصمیم می‌گیریم.

119
00:09:03,667 --> 00:09:07,749
‫و مشخصا یه شرکت مشاوره هست
‫ که پیشنهادی داره.

120
00:09:07,917 --> 00:09:10,916
‫ولی باید در جهت نیازهای مردم باشه.

121
00:09:11,125 --> 00:09:12,916
‫اینطور فکر می‌کنی؟

122
00:09:13,125 --> 00:09:16,583
‫- من؟ خودت هم اینطور فکر می‌کنی.
‫- جدا؟ چطور؟

123
00:09:16,750 --> 00:09:18,958
‫وقتی واسه این شغل درخواست دادم گفتی...

124
00:09:19,125 --> 00:09:24,291
‫«کار کردن واسه شهرداری فرصتی
‫ واسه کمک کردن به مردمه.»

125
00:09:24,500 --> 00:09:26,708
‫- من گفتم؟
‫- آره.

126
00:09:26,917 --> 00:09:30,541
‫- داشتی از شغلت حرف می‌زدی؟
‫- شاید.

127
00:09:30,750 --> 00:09:32,624
‫«شاید»...

128
00:09:33,750 --> 00:09:36,749
‫خیلی بدون فکر حرف می‌زنی ماریان.

129
00:09:36,750 --> 00:09:40,541
‫«وقتی اسمم رو میاری از لذت لبریز می‌شم...

130
00:09:40,750 --> 00:09:45,541
‫که بلدی اسمم چیه.»
‫یادته اینو واسم نوشتی؟

131
00:09:45,750 --> 00:09:48,541
‫آره، معلومه.

132
00:09:48,750 --> 00:09:52,166
‫یه جمله از رگنار هاولنده.
‫ چی شد که یهویی یادش افتادی؟

133
00:09:52,375 --> 00:09:55,041
‫نمی‌دونم. احتمالا بخاطر
‫ این که گفتی «ماریان».

134
00:09:55,250 --> 00:09:57,458
‫بازم از امشب واسم بگو.

135
00:09:57,667 --> 00:10:01,208
‫امشب از این قراره که...

136
00:10:01,417 --> 00:10:06,041
‫یه گروه جمع کردم که روی جزئیات کار کنن.

137
00:10:06,250 --> 00:10:09,333
‫یه آهنگساز هست، یه معمار...

138
00:10:09,500 --> 00:10:12,249
‫یه طراح رقص، و ما...

139
00:10:12,417 --> 00:10:15,583
‫و زمین‌شناس چی؟ می‌دونه منم میام؟

140
00:10:15,792 --> 00:10:17,666
‫آره معلومه.

141
00:10:19,709 --> 00:10:22,708
‫راجع بهش خیلی حس خوبی دارم.

142
00:10:22,875 --> 00:10:26,624
‫احتمالا صرفا تصورات خودمه،
‫ولی به نظرم موفق خواهی شد.

143
00:10:26,792 --> 00:10:28,166
‫موفق شدن...

144
00:10:28,375 --> 00:10:32,833
‫و از اون‌ جایی که فرصتیه که با
‫ بقیه‌ی آدم‌های اونجا آشنا بشی...

145
00:10:33,042 --> 00:10:35,115
‫انقدر هم بد نیست دیگه...

146
00:10:35,165 --> 00:10:37,958
‫ولی می‌خوام با خیلی‌ها آشنا بشم.

147
00:10:38,125 --> 00:10:41,499
‫- چی، چطوری؟
‫- نه، من فقط...

148
00:10:41,667 --> 00:10:46,833
‫راستش نمی‌فهمم که...
‫ آخه انگار خیلی واسه تو مهمه.

149
00:10:47,042 --> 00:10:49,958
‫- که با کسی آشنا بشی؟
‫- اوهوم.

150
00:10:50,167 --> 00:10:51,791
‫نه.

151
00:10:52,875 --> 00:10:55,124
‫نه، موضوع این نیست.

152
00:10:56,667 --> 00:10:59,083
‫- نه، این نیست.
‫- نیست؟

153
00:10:59,250 --> 00:11:02,666
‫آخه اینطوری نیست که بگم دلم واسه
‫ دوست‌پسر داشتن تنگ شده، نکنه می‌گم؟

154
00:11:02,792 --> 00:11:04,708
‫نه، نمی‌گی.

155
00:11:04,875 --> 00:11:08,874
‫احتمالا صرفا از دیدگاه خودم می‌بینمش.

156
00:11:10,125 --> 00:11:13,499
‫خیلی در مورد دیدن بقیه استرس می‌گیرم.

157
00:11:13,667 --> 00:11:16,708
‫ولی تو گفتی با دیدن بقیه مشکلی نداری.

158
00:11:16,875 --> 00:11:19,458
‫آره، ندارم.

159
00:11:19,667 --> 00:11:23,249
‫ولی وقتی گفتی خیلی استرس داری
‫ که کسی رو پیدا نکنی...

160
00:11:23,417 --> 00:11:26,958
‫راجع به چی استرس داشتی؟

161
00:11:27,125 --> 00:11:29,749
‫واقعا نمی‌دونم.

162
00:11:29,917 --> 00:11:34,208
‫قبلا عاشق تنهایی بودی.

163
00:11:36,917 --> 00:11:41,708
‫بخاطر امنیتیه که رابطه میاره؟

164
00:11:41,875 --> 00:11:44,208
‫- شاید...
‫- خیلی بهش فکر کردم.

165
00:11:44,375 --> 00:11:46,958
‫من توی زندگی احساس ناامنی ندارم.
‫تو هم نداری.

166
00:11:47,084 --> 00:11:48,458
‫نه.

167
00:11:48,667 --> 00:11:52,874
‫خب عاشق متاهلم بودنم.

168
00:11:53,042 --> 00:11:55,541
‫نسبت به تو در این مورد ساده‌ترم.

169
00:11:57,125 --> 00:12:01,458
‫بعد هفت، هشت سال زندگی توی اون آپارتمان،
‫تصمیم گرفتی یه میز واسه کنار تخت‌خواب بخری؟

170
00:12:01,667 --> 00:12:03,916
‫اصلا به فکرم خطور نکرده بود.
‫از کجا می‌تونم بخرم؟

171
00:12:04,125 --> 00:12:08,916
‫فروشگاه آی‌کا‌ای‌‌آ گمونم. یا یه دونه
‫ دسته‌ دوم از اینترنت بخر. چه مدلی می‌خوای؟

172
00:12:09,084 --> 00:12:11,916
‫باید ارتفاعش کم باشه که به تخت بیاد.

173
00:12:12,125 --> 00:12:14,416
‫- دو تا لازم می‌شه.
‫- نه.

174
00:12:14,584 --> 00:12:18,458
‫نمی‌شه تخت دو نفره باشه و
‫یکی میز کنارش باشه که، غم‌انگیزه.

175
00:12:18,667 --> 00:12:20,708
‫که چی بابا؟ چرا غم‌انگیز باشه؟

176
00:12:20,917 --> 00:12:23,916
‫دو تا خریدن این‌طوری نیست که...

177
00:12:24,084 --> 00:12:28,291
‫سلام! تو هم می‌ری مهمونی؟

178
00:12:28,500 --> 00:12:30,916
‫- مهمونی؟
‫- بیشتر دورهمیه.

179
00:12:31,084 --> 00:12:34,916
‫- یا یه جلسه انگیزشی.
‫- خیلی‌خب، من می‌رم خونه.

180
00:12:35,084 --> 00:12:37,611
‫نسوددن زندگی می‌کنی؟ خبر نداشتم.

181
00:12:37,661 --> 00:12:40,916
‫نه نمی‌کنم، صرفا اینجا یه جا اجاره کردم.

182
00:12:41,084 --> 00:12:43,708
‫تابستون قراره اونجا باشم.

183
00:12:43,917 --> 00:12:46,099
‫هایدی، دوستمه، و تور هم همکارم.

184
00:12:46,149 --> 00:12:46,916
‫خوشوقتم.

185
00:12:47,084 --> 00:12:50,791
‫- خوش بگذره پس.
‫- حتما.

186
00:12:51,000 --> 00:12:52,999
‫- فردا می‌بینمت؟
‫- حتما. خداحافظ.

187
00:12:55,125 --> 00:12:57,916
‫- دکتره؟
‫- نه، پرستاره.

188
00:12:58,125 --> 00:13:01,999
‫- باید یه آینه پیدا کنم.
‫- من می‌رم بیرون پس.

189
00:13:10,917 --> 00:13:12,541
‫سلام.

190
00:13:25,625 --> 00:13:29,583
‫نمی‌شه واقعا اعتماد کرد که ملت
‫ متوجه منظور حرف‌هات شدن.

191
00:13:29,792 --> 00:13:33,583
‫کل روز داشتم به اون بیمار فکر می‌کردم.

192
00:13:33,792 --> 00:13:39,333
‫- خوشحالم که فهمیدی.
‫- خب منو یاد بابام انداخت.

193
00:13:39,542 --> 00:13:43,124
‫- خودمم گاهی اینطوریم.
‫- جدا؟

194
00:13:43,292 --> 00:13:50,124
‫خب پیش میاد که جرئت نداشته باشم
‫سوال بپرسم که یه وقت احمق جلوه نکنم.

195
00:13:50,292 --> 00:13:54,083
‫- آهان. اهل کجایی؟
‫- هوبول، توی شهرستان اوستفولد.

196
00:13:54,292 --> 00:13:57,833
‫- توی مزرعه بزرگ شدی؟
‫- نه، ولی مامانم چرا.

197
00:13:58,042 --> 00:14:00,833
‫- که اینطور.
‫- ولی مزرعه‌دار نبودن.

198
00:14:01,042 --> 00:14:04,833
‫عادی بودن. بابام توی کار ساخت‌وساز بود.

199
00:14:05,000 --> 00:14:08,166
‫- و تو هم پرستار شدی.
‫- آره، در نهایت دیگه.

200
00:14:08,375 --> 00:14:12,124
‫فکرش رو نمی‌کردم از هوبول
‫ یا اصلا اوستفولد باشی.

201
00:14:12,334 --> 00:14:16,166
‫چرا؟ چون خوش‌قیافه‌ام؟

202
00:14:16,375 --> 00:14:19,666
‫- از نظرت خوش‌قیافه‌ای؟
‫- شوخی کردم.

203
00:14:19,875 --> 00:14:23,958
‫ولی چند باری که بیرون بودم بهم گفتن.

204
00:14:23,959 --> 00:14:24,958
‫نه، واقعا؟

205
00:14:25,125 --> 00:14:28,541
‫«انقدر خوش‌قیافه‌ای بهت
‫ نمیاد از اوستفولد باشی.»

206
00:14:28,750 --> 00:14:30,907
‫واقعا ملت چنین چیزی گفتن؟

207
00:14:30,957 --> 00:14:34,541
‫نه. یا آره، یه چند باری شده.

208
00:14:34,875 --> 00:14:38,541
‫شاید بخاطر لهجه‌ست. نمی‌شه جدی گرفتش.

209
00:14:38,750 --> 00:14:41,583
‫- مشخص نیست از اوستفولد باشه.
‫- نه.

210
00:14:41,584 --> 00:14:42,699
‫سعی می‌کنم مخفیش کنم.

211
00:14:42,709 --> 00:14:45,374
‫ما هم مشخص نیست از دوکا ایم.

212
00:14:45,709 --> 00:14:49,541
‫- نه، فکر نکنم.
‫- دوکا؟ کجا هست؟

213
00:14:49,875 --> 00:14:54,624
‫خیلی از گیوویک دور نیست.
‫بین گیوویک و فاگرنس.

214
00:15:05,792 --> 00:15:08,208
‫- کلبه‌ات کجاست؟
‫- اونجا.

215
00:15:08,417 --> 00:15:11,499
‫- همون قرمز کوچیکه؟
‫- آره، همون اولی.

216
00:15:11,667 --> 00:15:14,749
‫- درست کنار اسکله قایق‌ها.
‫- آره.

217
00:15:17,042 --> 00:15:19,583
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

218
00:15:26,917 --> 00:15:29,708
‫- وای، این یکی؟
‫- آره.

219
00:15:29,917 --> 00:15:33,791
‫- چه خونه‌ای، حتما پولداره.
‫- پولدار؟

220
00:15:37,125 --> 00:15:39,666
‫- سلام.
‫- سلام.

221
00:15:41,125 --> 00:15:43,958
‫ارائه چطور پیش رفت؟ امروز بود؟

222
00:15:44,125 --> 00:15:46,944
‫خوب نبود. خیلی خوب حرفم رو بیان نکردم.

223
00:15:46,994 --> 00:15:49,083
‫نه، خیلی خوب پیش رفت.

224
00:15:49,292 --> 00:15:52,249
‫مطمئنم خوب پیش رفته.
‫تو عالی بیان می‌کنی.

225
00:15:52,417 --> 00:15:54,916
‫تقریبا به ایده‌هات حسودیم می‌شد.

226
00:15:55,125 --> 00:15:57,208
‫- سلام. اوله هارالد هستم.
‫- ماریان.

227
00:15:57,417 --> 00:16:00,916
‫پس ماریان تویی! هایدی ازت واسمون گفته بود.

228
00:16:01,125 --> 00:16:03,916
‫- تو بخشی از چیز نیستی...
‫- نه، من دکترم.

229
00:16:04,125 --> 00:16:08,916
‫همین‌طوری اومدی؟
‫چی بهشون می‌دی؟

230
00:16:09,125 --> 00:16:13,624
‫- آبجو و شراب. خوردنی.
‫- باربیکیو کنیم! خیلی کارش درسته.

231
00:16:13,792 --> 00:16:17,708
‫به من مربوط نیست. بریم دخترها،
‫بابایی جلسه داره.

232
00:16:17,917 --> 00:16:21,333
‫آهای... برو داخل. بقیه داخلن.

233
00:16:21,500 --> 00:16:25,958
‫- بریم خونه دیگه. بیا.
‫- نه!

234
00:16:26,125 --> 00:16:28,499
‫قبلا بهت گفتم. بابایی جلسه داره.

235
00:16:28,625 --> 00:16:31,333
‫- لطفا؟
‫- ول کن. یک، دو، سه!

236
00:16:31,459 --> 00:16:35,208
‫این روزها مفهوم «فمینیسم»
‫خیلی چیزها رو در بر می‌گیره.

237
00:16:35,417 --> 00:16:38,916
‫آره، انقدر پخش شده که
‫ دیگه معنیش رو از دست داده.

238
00:16:39,125 --> 00:16:41,833
‫- سلام!
‫- خیلی خوشحالم که اومدی.

239
00:16:42,042 --> 00:16:44,499
‫- سلام به همگی.
‫- اسماعیل.

240
00:16:44,667 --> 00:16:48,208
‫- هایدی، معمار تویی؟
‫- سلام. ایبل هستم.

241
00:16:48,417 --> 00:16:51,708
‫- ماریان.
‫- سلام آنا. خوشحال شدم دوباره دیدمت.

242
00:16:51,917 --> 00:16:55,833
‫- این ماریان.
‫- من ربطی به این قضیه ندارم.

243
00:16:56,000 --> 00:17:02,833
‫درسته، ناخواسته شنیدم که راجع
‫ به فمینیسم حرف زدین؟

244
00:17:03,042 --> 00:17:08,291
‫کنجکاوم. از نظرتون داریم
‫ نون داغ به نانوا می‌فروشیم؟

245
00:17:08,500 --> 00:17:12,416
‫- مطمئن نیستم، بستگی داره...
‫- بستگی داره دیدت بهش چی باشه.

246
00:17:12,625 --> 00:17:16,916
‫دیشب مامانم بهم زنگ زد
‫ و در این مورد بهش گفتم.

247
00:17:17,125 --> 00:17:22,041
‫بهش گفتم پروژه‌ی شهرداریه،
‫ ولی با بخش فمینیسمش کنار نمیاد.

248
00:17:22,209 --> 00:17:27,041
‫می‌گه ربطی به اون نداره. داره سعی می‌کنه
‫ یه پرستار سرخانه پیدا کنه.

249
00:17:27,250 --> 00:17:32,791
‫ولی بلد نیست چطوری درخواست بده،
‫الکی بهشون زنگ می‌زنه که خیلی...

250
00:17:33,000 --> 00:17:36,083
‫پس به نظرت باید با بهتر کردن
‫خدمات و راه‌حل‌ها...

251
00:17:36,250 --> 00:17:40,041
‫سالگرد رو جشن بگیریم؟

252
00:17:40,250 --> 00:17:46,041
‫- این دو تا با هم در تضاد نیستن.
‫- نه، اصلا.

253
00:17:46,250 --> 00:17:52,041
‫- تو کارمند شهرداری هستی؟
‫- آره، بخش فرهنگ.

254
00:17:52,250 --> 00:17:57,041
‫و رهبر پروژه سالگرد هم هستن.

255
00:17:57,250 --> 00:17:59,923
‫درس تاریخ خوندم.

256
00:17:59,973 --> 00:18:04,041
‫پایان‌نامه دکترام هم خیلی خوب بوده.

257
00:18:04,250 --> 00:18:08,041
‫- عه، ایول!
‫- در مورد تاریخ مد نوشتم.

258
00:18:08,250 --> 00:18:12,541
‫- در چه مورد؟
‫- پر اسپوک. اسمش رو شنیدی؟

259
00:18:12,750 --> 00:18:16,041
‫سلام، این...

260
00:18:16,250 --> 00:18:18,041
‫آره. سلام.

261
00:18:18,250 --> 00:18:22,041
‫بله، این... می‌شه... نه؟

262
00:18:22,250 --> 00:18:26,041
‫همون‌طور که توی ایمیل گفتم...

263
00:18:26,250 --> 00:18:31,166
‫سعی داشتم این جلسه انگیزشی یا عملی باشه.

264
00:18:32,250 --> 00:18:35,041
‫خیلی مشابه‌ان، الان فهمیدم.

265
00:18:35,250 --> 00:18:43,041
‫اگه اصولی شروع کنیم،
‫یعنی از شروعش...

266
00:18:43,250 --> 00:18:46,916
‫و از اونجایی که همسایه عزیزی
‫دارم که زمین‌شناسه...

267
00:18:47,125 --> 00:18:49,999
‫به این فکر افتادم...

268
00:18:50,167 --> 00:18:54,583
‫که شاید این دیدگاه افکار جدیدی رو رقم بزنه.

269
00:18:54,750 --> 00:18:57,041
‫- نمی‌دونم که شما...
‫- هم، بله؟

270
00:18:57,250 --> 00:19:00,166
‫قصد داشتم چند کلمه...

271
00:19:00,334 --> 00:19:05,541
‫راجع به ساختار زمین‌شناسی شهر حرف بزنم.

272
00:19:05,750 --> 00:19:09,124
‫و اگه تونستم نظرتون رو جلب کنم ادامه بدم.

273
00:19:10,667 --> 00:19:12,916
‫پیشنهاد می‌کنم بریم روی پشت‌بوم...

274
00:19:13,125 --> 00:19:19,708
‫که نما بهتره. از اونجا
‫کل شهر رو می‌تونیم ببینیم.

275
00:19:19,917 --> 00:19:20,708
‫چه جالب.

276
00:19:20,917 --> 00:19:24,874
‫- لطفا همراهم بیایید.
‫- عالی.

277
00:19:25,042 --> 00:19:28,833
‫پیرهنت... خیلی قشنگه.

278
00:19:29,042 --> 00:19:31,583
‫- عه، مرسی!
‫- منم بهش توجه کردم.

279
00:19:31,750 --> 00:19:34,916
‫خجالت می‌کشم. گرون‌ترین پیرهنیه که خریدم.

280
00:19:35,125 --> 00:19:38,624
‫حصار نیست پس لطفا بشینید.

281
00:19:38,792 --> 00:19:41,208
‫دوست ندارم کسی بیفته.

282
00:19:41,375 --> 00:19:44,708
‫- می‌شه پام رو بذارم اینجا؟
‫- حتما، چیزی نیست.

283
00:19:45,750 --> 00:19:49,583
‫- روی تخت کی رو داریم لگد می‌کنیم الان؟
‫- من.

284
00:19:49,792 --> 00:19:52,958
‫- اینجا می‌خوابی؟
‫- باید روتختی رو عوض می‌کردم.

285
00:19:53,125 --> 00:19:56,583
‫- نه، چرا؟
‫- نه، فقط... من اینجا بزرگ شدم.

286
00:19:56,792 --> 00:20:00,087
‫یعنی خونه‌ی قدیمی‌ای که اینجا بود.

287
00:20:00,137 --> 00:20:02,583
‫تقریبا اتاقم همین‌جا بود.

288
00:20:02,792 --> 00:20:06,291
‫- پس اینجا اتاق پسره‌ست.
‫- آره، اتاق پسره.

289
00:20:06,500 --> 00:20:09,541
‫- واست هیجان‌انگیزه؟
‫- آره، یکم.

290
00:20:10,667 --> 00:20:13,155
‫گمونم خودمم هیجان‌زده شده باشم.

291
00:20:13,205 --> 00:20:14,791
‫خیلی بزرگ نیست.

292
00:20:15,000 --> 00:20:19,583
‫نه ولی، اگه بخوای... جا هست.

293
00:20:19,792 --> 00:20:22,791
‫اگه بخوای، جا هست.

294
00:20:24,125 --> 00:20:25,541
‫درسته...

295
00:20:31,125 --> 00:20:35,958
‫می‌خوام با این شروع کنم که بگم
‫ همه‌چیز در حال فروریزشه.

296
00:20:36,125 --> 00:20:40,999
‫دائما. واسه همین چیزی اصولی نیست.

297
00:20:41,167 --> 00:20:44,166
‫ولی حقایق تاریخی‌ای داریم.

298
00:20:44,334 --> 00:20:47,083
‫اسم دیگ اسلو از...

299
00:20:47,250 --> 00:20:52,041
‫تپه‌های نوردمارگا و اکبرگ اومده
‫ که به تپه‌ها می‌رسن...

300
00:20:52,250 --> 00:20:54,749
‫و حالتی مثل یه دیگ به خودشون می‌گیرن.

301
00:20:54,875 --> 00:21:00,124
‫چیزی که امروزه بهش می‌گیم اسلو،
‫از سه نوع سنگ ساخته شده.

302
00:21:00,292 --> 00:21:03,749
‫یه بخش داریم که سنگ بستر هست...

303
00:21:03,875 --> 00:21:08,749
‫که از سنگ‌های سختی
‫مثل گنیس و گرانیت تشکیل شده.

304
00:21:08,875 --> 00:21:12,999
‫این بخش از اوستمارکا
‫تا اکبرگ کشیده شده...

305
00:21:13,125 --> 00:21:15,833
‫و به بونه‌فیوردن سرازیر می‌شه.

306
00:21:15,959 --> 00:21:18,333
‫بعد «مرکز» رو داریم.

307
00:21:18,459 --> 00:21:24,083
‫که بیشتر از سنگ‌های نرم‌تر
‫دوران کامبروسیلورین تشکیل شده...

308
00:21:24,250 --> 00:21:31,583
‫مثل سنگ آهک و تخته‌سنگ،
‫و کلی رسوبات و خاک رس.

309
00:21:31,709 --> 00:21:34,226
‫و اگه به ارتفاعات اطراف نگاه کنیم...

310
00:21:34,276 --> 00:21:36,083
‫مثل نوردمارکا و سورکدالن...

311
00:21:36,209 --> 00:21:40,833
‫بیشتر سنگ‌های آتشفشانی می‌بینیم،
‫مثل گدازه و بازالت.

312
00:21:41,000 --> 00:21:46,083
‫این‌ها سنگ‌هایی هستن که به اصطلاح
‫«رو به بالا میان»...

313
00:21:46,250 --> 00:21:49,291
‫همون‌طور معلم دبیرستان برام توضیح داد.

314
00:21:49,459 --> 00:21:55,291
‫و همه اینا توپوگرافی‌ای رو می‌سازن
‫که شبیه یه دیگه.

315
00:21:59,334 --> 00:22:04,833
‫نمی‌دونم من باید تفسیر کنم که زمین‌شناسی
‫ چه اثری رو زندگیمون داره یا نه.

316
00:22:05,042 --> 00:22:09,749
‫ولی آره، فکر می‌کنم جایی که راه می‌ری،
‫جایی که قدم می‌ذاری...

317
00:22:09,917 --> 00:22:15,583
‫و همین‌طور چیزهایی که دور و برمونه،
‫مثل ساختمون‌ها یا پوشش گیاهی...

318
00:22:15,750 --> 00:22:18,416
‫روی ذهنمون تاثیر می‌ذاره.

319
00:22:18,584 --> 00:22:23,041
‫فکر می‌کنم می‌شه اینو
‫مثل بوی لباس‌های کسی دونست...

320
00:22:23,209 --> 00:22:27,583
‫که از دئودورانت یا عطر
‫یا چیزهای این‌طوری استفاده نمی‌کنه.

321
00:22:28,667 --> 00:22:31,958
‫به اون بو واکنش نشون می‌دی.

322
00:22:32,167 --> 00:22:34,708
‫یه جور شخصیت داره
‫و می‌تونه به چالش بکشت.

323
00:22:34,917 --> 00:22:39,041
‫توی بدنت حسش می‌کنی.

324
00:22:39,250 --> 00:22:44,416
‫و به همون شکل، فکر می‌کنم
‫روی روحمونم اثر می‌ذاره.

325
00:23:14,250 --> 00:23:18,374
‫آره، می‌تونیم بریم پایین.
‫کسی می‌خواد یکم شراب بخوره؟

326
00:23:18,500 --> 00:23:21,833
‫- بله، لطفا.
‫- یا چیز دیگه‌ای؟

327
00:23:22,042 --> 00:23:24,041
‫بریم پایین.

328
00:23:25,667 --> 00:23:27,541
‫مواظب سرت باش.

329
00:23:44,209 --> 00:23:49,041
‫وقتی معمار گفت کسی به مادرش کمک نمی‌کنه...

330
00:23:49,250 --> 00:23:55,041
‫وقتی خیلی چیزها درست کار نمی‌کنن،
‫کل این جشن رو...

331
00:23:55,250 --> 00:24:00,208
‫انگار اصلا بهش فکر نکردم.
‫که تمرکزمون باید جای دیگه باشه.

332
00:24:00,417 --> 00:24:03,041
‫فکر می‌کنم زیادی سختش می‌کنی.

333
00:24:03,250 --> 00:24:08,041
‫این که یه چیز مهم باشه
‫دلیل نمی‌شه چیز دیگه بی‌اهمیت باشه.

334
00:24:08,250 --> 00:24:13,041
‫دائم این پیش میاد.
‫یه ایده واقعا خاص داری...

335
00:24:13,250 --> 00:24:17,041
‫که کاملا مال خودته،
‫ولی بعد تردید میاد سراغت.

336
00:24:17,250 --> 00:24:20,041
‫- آیدا، اینطوری نمی‌شه.
‫- باید خسته‌کننده باشه.

337
00:24:20,250 --> 00:24:25,041
‫نمی‌تونی از مامان فرار کنی.
‫بریم خونه و یه قصه قبل خواب بخونیم.

338
00:24:25,250 --> 00:24:28,041
‫می‌فهمم که لازمه خوب فکر کنی.

339
00:24:28,250 --> 00:24:31,458
‫ مسواک زده بودی و داشتی می‌رفتی بخوابی!

340
00:24:31,667 --> 00:24:34,041
‫بیا بریم یه قصه بخونیم.

341
00:24:34,250 --> 00:24:37,041
‫- بیا بریم.
‫- سلام، سولویگ.

342
00:24:37,250 --> 00:24:41,583
‫- بذار کمکت کنم.
‫- چیزی نیست.

343
00:24:41,792 --> 00:24:46,041
‫باشه. اودا کجاست؟ تنها خونه‌ست؟

344
00:24:46,250 --> 00:24:49,958
‫اودا با گیر خونه‌ست. خوابیدن.

345
00:24:50,167 --> 00:24:52,041
‫- بیا.
‫- چیزی نیست.

346
00:24:52,250 --> 00:24:56,583
‫فقط من خوابم نمی‌بره.
‫بریم خونه عزیزم.

347
00:24:56,792 --> 00:24:59,791
‫- بیا.
‫- می‌تونه اینجا بخوابه. تو برو خونه.

348
00:25:00,000 --> 00:25:02,916
‫- ولی این هفته نوبت منه.
‫- نه، همینطوری می‌مونه.

349
00:25:03,125 --> 00:25:07,124
‫سولویگ، بیا با هم بریم خونه.
‫می‌رم کیفم رو بردارم.

350
00:25:09,250 --> 00:25:12,041
‫- بیرون همه‌چیز خوبه؟
‫- آره.

351
00:25:12,250 --> 00:25:14,124
‫هیچی براشون درست نکردی؟

352
00:25:16,250 --> 00:25:19,041
‫- من فقط می‌رم.
‫- کار درستی نیست، اوله.

353
00:25:19,250 --> 00:25:22,124
‫پای ماهی داشتیم، نه؟

354
00:25:23,250 --> 00:25:25,874
‫- و شراب سفید.
‫- چه عالی.

355
00:25:27,250 --> 00:25:30,041
‫دوست ندارم غذا رو دور بریزم.

356
00:25:30,250 --> 00:25:35,041
‫- آیدا، چرا نریم خونه عزیزم؟
‫- سولویگ، بریم.

357
00:25:35,250 --> 00:25:39,708
‫- منم دارم می‌رم.
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

358
00:25:39,917 --> 00:25:43,833
‫- معلومه.
‫- هم مامانم و هم خالم سرطان داشتن.

359
00:25:44,042 --> 00:25:45,791
‫بله؟

360
00:25:46,000 --> 00:25:49,041
‫ببخشید...
‫فقط می‌خواستم بدونم...

361
00:25:49,250 --> 00:25:51,791
‫ببخشید! خوبم.

362
00:25:52,000 --> 00:25:57,041
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫هیچ ارتباطی بین سرطان و بی‌خوابی هست؟

363
00:25:58,584 --> 00:26:02,594
‫هیچ مطالعه قطعی‌ای در این مورد نشنیدم.

364
00:26:02,644 --> 00:26:04,541
‫پس نگران نباش.

365
00:26:05,584 --> 00:26:08,459
‫بیا. پس می‌تونی تا قایق بری؟

366
00:26:08,509 --> 00:26:11,458
‫آیدا، فردا می‌بینمت. خوب بخوابی.

367
00:26:11,667 --> 00:26:16,458
‫- باشه، خداحافظ.
‫- قبل چهارشنبه ایمیل می‌زنم.

368
00:26:16,584 --> 00:26:19,499
‫- عالیه. خداحافظ!
‫- تا بعد.

369
00:26:20,584 --> 00:26:24,458
‫- ببخشید بابت این قضیه.
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست.

370
00:26:24,584 --> 00:26:28,458
‫- سلام!
‫- دلم می‌خواد بیشتر حرف بزنیم.

371
00:26:28,584 --> 00:26:31,416
‫- منم همینطور.
‫- که بفهمم داستانت چیه.

372
00:26:31,625 --> 00:26:33,833
‫نمی‌دونم داستانی دارم یا نه، ولی...

373
00:26:34,042 --> 00:26:39,416
‫این که کی هستی.
‫به هر حال، واقعا از حرف زدن باهات لذت بردم.

374
00:26:39,625 --> 00:26:43,416
‫منم همینطور.
‫خب...

375
00:26:43,584 --> 00:26:46,291
‫- خداحافظ، موفق باشی.
‫- خداحافظ.

376
00:27:49,125 --> 00:27:50,166
‫- سلام.
‫- سلام.

377
00:27:50,375 --> 00:27:53,166
‫- داری تعقیبم می‌کنی؟
‫- سوال منم همینه.

378
00:27:53,334 --> 00:27:55,374
‫سه بار تو یه روز؟

379
00:27:57,125 --> 00:27:58,999
‫کجا داری می‌ری؟

380
00:28:00,500 --> 00:28:04,916
‫- بیرون شهر؟
‫- نه، بیرون نمی‌رم.

381
00:28:05,084 --> 00:28:07,958
‫- خب؟
‫- جایی نمی‌رم.

382
00:28:08,125 --> 00:28:10,916
‫- فقط سوار کشتی می‌شی؟
‫- آره.

383
00:28:11,084 --> 00:28:15,833
‫فقط سوار کشتی می‌شم،
‫می‌رم و برمی‌گردم. گاهی این کار رو می‌کنم.

384
00:28:16,000 --> 00:28:18,958
‫مهمونی چطور بود؟

385
00:28:19,125 --> 00:28:21,916
‫مهمونی، خب...

386
00:28:22,084 --> 00:28:28,041
‫در واقع خیلی ناگهانی تموم شد.
‫آره، عجیب بود.

387
00:28:29,125 --> 00:28:36,541
‫فقط رفتم چون هایدی می‌خواست
‫منو با یه همسایه آشنا کنه.

388
00:28:37,667 --> 00:28:43,958
‫و اون... خب، طلاق گرفته
‫و زنش تو خونه بغلی زندگی می‌کنه.

389
00:28:44,084 --> 00:28:46,541
‫- آهان.
‫- سلیقه‌ات نیست؟

390
00:28:46,750 --> 00:28:48,916
‫چرا، کاملا.

391
00:28:49,125 --> 00:28:51,999
‫شاید. ببینیم چی می‌شه.

392
00:28:53,125 --> 00:28:56,166
‫و تو فقط سوار کشتی می‌شی
‫ و می‌ری و برمی‌گردی؟

393
00:28:56,334 --> 00:29:02,541
‫آره، بعضی وقت‌ها که خوابم نمی‌بره
‫و بی‌قرارم...

394
00:29:02,750 --> 00:29:04,708
‫کشتی‌سواری می‌کنم.

395
00:29:05,750 --> 00:29:07,708
‫بیشتر برای این که...

396
00:29:07,917 --> 00:29:10,999
‫- برای این که دنبال مردها بگردم.
‫- خب.

397
00:29:12,959 --> 00:29:18,916
‫- گرایندر رو می‌شناسی؟ یا تیندر، حتما.
‫- معلومه، گرایندر رو هم می‌شناسم.

398
00:29:19,084 --> 00:29:23,916
‫می‌تونی ببینی کی آنلاینه
‫و کی از همه نزدیک‌تره.

399
00:29:24,084 --> 00:29:29,123
‫یه چیزی هست در مورد بودن
‫توی فضای بسته، مثل یه کشتی.

400
00:29:29,173 --> 00:29:30,916
‫می‌تونی ببینی کی اونجاست.

401
00:29:31,125 --> 00:29:34,708
‫و وقتی رو صفحه می‌بینیشون،
‫می‌تونی سرت رو بلند کنی.

402
00:29:34,917 --> 00:29:37,208
‫و شاید درست جلوت باشن.

403
00:29:37,417 --> 00:29:40,916
‫- امشب کسی آنلاینه؟
‫- نه، الان نه.

404
00:29:41,125 --> 00:29:43,916
‫- ولی پیش میاد؟
‫- معلومه. زیاد.

405
00:29:44,125 --> 00:29:46,916
‫خب، بعدش چیکار می‌کنی؟

406
00:29:47,125 --> 00:29:51,916
‫هیچی، بعضی وقت‌ها فقط.
‫شاید فقط نگاه رد و بدل کنیم.

407
00:29:52,125 --> 00:29:54,999
‫- یا می‌ریم روی عرشه.
‫- و سکس می‌کنین؟

408
00:29:56,125 --> 00:29:58,291
‫جدا؟ بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

409
00:29:58,500 --> 00:30:00,708
‫شاید یه قراری بذاریم.

410
00:30:00,917 --> 00:30:03,291
‫برای من بیشتر هیجانشه.

411
00:30:03,500 --> 00:30:07,666
‫این که تو چشم یکی خیره بشی
‫و بفهمی هر دوتون تحریک شدین.

412
00:30:09,125 --> 00:30:12,833
‫ولی تا حالا تو کشتی نسوددن سکس داشتی؟

413
00:30:13,042 --> 00:30:18,666
‫چند بار. ولی مسیرش انقدر کوتاهه
‫که کار زیادی نمی‌شه کرد.

414
00:30:18,875 --> 00:30:19,708
‫درسته.

415
00:30:19,917 --> 00:30:23,499
‫- یه جورایی مثل کروزینگه.
‫- کروزینگ چیه؟

416
00:30:24,625 --> 00:30:26,583
‫هیچی نمی‌دونی؟

417
00:30:26,792 --> 00:30:32,041
‫یعنی بری جاهای خاص برای سکس اتفاقی.

418
00:30:32,250 --> 00:30:37,458
‫خیلی جاها هست برای کروزینگ.
‫معمولا گوشه‌های خلوت پارک‌ها یا جنگل‌ها...

419
00:30:37,667 --> 00:30:40,466
‫جایی که مردها می‌رن
‫تا مردهای دیگه رو ببینن.

420
00:30:40,490 --> 00:30:41,458
‫و سکس کنن.

421
00:30:41,667 --> 00:30:44,041
‫آره.

422
00:30:44,250 --> 00:30:50,583
‫ولی فقط این نیست.
‫توی این کشتی، بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

423
00:30:50,792 --> 00:30:55,708
‫و بعضی وقت‌ها،
‫وقتی تو پارک کروزینگ می‌کنی...

424
00:30:55,917 --> 00:30:59,666
‫می‌شینی و بعد از سکس حرف می‌زنی.

425
00:31:01,125 --> 00:31:03,291
‫و اون صحبت بعد از سکس خیلی خاصه.

426
00:31:03,500 --> 00:31:08,791
‫چون اینا آدم‌هایین
‫که هیچی ازشون نمی‌دونی.

427
00:31:09,000 --> 00:31:12,833
‫شاید اسمشون رو هم ندونی.
‫شاید هیچ‌وقت هم نفهمی.

428
00:31:13,042 --> 00:31:17,458
‫و بودن تو یه فضای خنثی یه جور...

429
00:31:17,584 --> 00:31:22,458
‫- نزدیکی عجیب ولی دلنشین ایجاد می‌کنه.
‫- درسته.

430
00:31:22,667 --> 00:31:26,541
‫که باعث می‌شه باز شدن و حرف زدن راحت باشه.

431
00:31:26,750 --> 00:31:28,370
‫درباره چی حرف می‌زنین؟

432
00:31:28,420 --> 00:31:31,541
‫هرچی. همه جور آدم هست.

433
00:31:31,750 --> 00:31:35,541
‫بعضی‌ها هنوز با خودشون کنار نیومدن.

434
00:31:35,750 --> 00:31:39,136
‫و بعضی‌ها اصلا خودشون رو
‫گی نمی‌دونن.

435
00:31:39,186 --> 00:31:41,541
‫فقط از سکس با مردها لذت می‌برن.

436
00:31:41,750 --> 00:31:46,958
‫و بعضی‌ها خیلی غمگینن
‫و پر از عذاب وجدان.

437
00:31:47,167 --> 00:31:51,458
‫شاید یواشکی از شام خانوادگی یا
‫جشن بچه‌هاشون زدن بیرون...

438
00:31:51,667 --> 00:31:54,041
‫و لازمه راجع بهش حرف بزنن.

439
00:31:55,167 --> 00:31:59,166
‫بعضی‌ها فقط می‌خوان
‫راجع به علنی کردنش حرف بزنن.

440
00:32:00,125 --> 00:32:02,916
‫- ولی تو علنی کردی دیگه، درسته؟
‫- من؟ آره.

441
00:32:03,125 --> 00:32:08,458
‫برای من راحت بود.
‫ولی داستان‌های عجیب می‌شنوی.

442
00:32:08,667 --> 00:32:11,791
‫پدر و مادرهایی که کلا قطع رابطه می‌کنن.

443
00:32:14,125 --> 00:32:15,791
‫واقعا زشته.

444
00:32:25,125 --> 00:32:30,041
‫امشب، اون مردی که
‫می‌خواستن منو باهاش آشنا کنن، اون...

445
00:32:31,084 --> 00:32:36,291
‫اصلا از اون تیپ مردهایی نبود
‫که حتی بهش فکر کنم.

446
00:32:37,334 --> 00:32:42,166
‫بعد رفتیم روی پشت‌بومش.
‫می‌خواست یه چیزی نشونمون بده.

447
00:32:42,334 --> 00:32:46,624
‫و اونجا، یه دفعه یه حس نزدیکی
‫ شدیدی اومد سراغم.

448
00:32:47,667 --> 00:32:52,541
‫و دیگه دست‌هام رو نتونستم کنترل کنم.
‫زدم به باسنش.

449
00:32:52,750 --> 00:32:56,833
‫- واکنشش چی بود؟
‫- من هیچ‌وقت چنین کاری نکرده بودم.

450
00:32:57,042 --> 00:33:00,874
‫واکنشش؟ خب، تعجب کرد. منم همینطور.

451
00:33:01,042 --> 00:33:03,833
‫- ولی فکر کنم خوشش اومد.
‫- خودت خوشت اومد؟

452
00:33:04,042 --> 00:33:06,833
‫- آره، خوشم اومد.
‫- خب...

453
00:33:07,042 --> 00:33:09,833
‫چجور مردیه؟

454
00:33:10,042 --> 00:33:14,833
‫یه جورایی هم حقه‌بازه، هم گرم و صمیمی،
‫هم شیطونه، همه با هم.

455
00:33:15,042 --> 00:33:17,833
‫و چجور مردهایی تو رو تحریک می‌کنن؟

456
00:33:18,000 --> 00:33:22,166
‫هیچ ایده‌ای ندارم. کاملا غیرقابل پیش‌بینیه.

457
00:33:22,334 --> 00:33:24,833
‫و تو چی؟ چی تحریکت می‌کنه؟

458
00:33:25,042 --> 00:33:29,833
‫- فکر کنم یه نوع خاصی از پوست.
‫- خب؟

459
00:33:30,000 --> 00:33:32,833
‫خیلی سخته توضیح دادنش.

460
00:33:33,042 --> 00:33:36,916
‫من می‌تونم با... عرق تحریک بشم.

461
00:33:39,042 --> 00:33:41,833
‫پوست قسمت داخلی ران‌ها، وقتی عرق کرده...

462
00:33:42,042 --> 00:33:43,833
‫خب...

463
00:33:44,042 --> 00:33:47,833
‫من می‌تونم با کلی چیز مختلف تحریک بشم.

464
00:33:48,000 --> 00:33:51,833
‫می‌خوای دوباره ببینیش؟

465
00:33:52,000 --> 00:33:54,416
‫اون مرد اهل نسوددن رو؟
‫آره... آره؟

466
00:33:54,625 --> 00:33:56,666
‫یا نه؟ من...

467
00:33:57,750 --> 00:34:01,958
‫نمی‌دونم. این چیزها همیشه پیچیده می‌شن.

468
00:34:04,042 --> 00:34:07,003
‫کاش می‌شد امشب باهاش سکس کنم...

469
00:34:07,053 --> 00:34:08,833
‫و دیگه هیچ‌وقت نبینمش.

470
00:34:09,042 --> 00:34:13,291
‫چون دنبال رابطه نیستی؟

471
00:34:14,917 --> 00:34:17,041
‫هم آره، هم نه...

472
00:34:17,250 --> 00:34:20,833
‫- میز کنار تخت داری؟
‫- میز کنار تخت؟

473
00:34:21,042 --> 00:34:22,465
‫آره، دو تا.

474
00:34:22,515 --> 00:34:26,833
‫وقتی تو کلبه‌ام، گذاشتمشون انباری.

475
00:34:27,042 --> 00:34:28,916
‫چرا می‌پرسی؟

476
00:34:36,167 --> 00:34:38,958
‫- اینجا پیاده می‌شی؟
‫- اوهوم. تو می‌مونی؟

477
00:34:39,084 --> 00:34:40,041
‫موفق باشی.

478
00:34:40,250 --> 00:34:42,249
‫- مرسی.
‫- خداحافظ.

479
00:36:02,042 --> 00:36:02,916
‫سلام.

480
00:36:04,417 --> 00:36:05,791
‫سلام.

481
00:36:07,125 --> 00:36:08,916
‫تا حالا شب خوبی داشتی؟

482
00:36:09,125 --> 00:36:10,999
‫شب خوب؟

483
00:36:12,417 --> 00:36:14,583
‫داشتم کار می‌کردم.

484
00:36:14,792 --> 00:36:18,916
‫- و حالا؟ می‌ری پیش همدمت خونه؟
‫- نه.

485
00:36:19,125 --> 00:36:21,999
‫نه، همدمی در کار نیست.

486
00:36:23,792 --> 00:36:27,208
‫- چرا انقدر دیر کار می‌کردی؟
‫- یه مریض داشتم.

487
00:36:27,417 --> 00:36:29,833
‫- من روانشناسم.
‫- وای!

488
00:36:30,042 --> 00:36:33,041
‫آره، واکنش خودمم همینه.

489
00:36:33,250 --> 00:36:34,666
‫وای.

490
00:36:36,917 --> 00:36:40,041
‫خب، چطوره؟

491
00:36:40,250 --> 00:36:46,083
‫الان، حسش مثل کار تو کارخونه‌ست.
‫کار خط تولید.

492
00:36:46,292 --> 00:36:48,208
‫چجوری؟

493
00:36:48,417 --> 00:36:50,291
‫چجوری...

494
00:36:52,417 --> 00:36:54,208
‫منظورم اینه...

495
00:36:54,417 --> 00:36:58,708
‫اگه با این انتظار بزرگ شده باشی...

496
00:36:58,917 --> 00:37:05,124
‫که تو زندگی هیچ‌چیز
‫نباید دردناک یا چالش‌برانگیز باشه...

497
00:37:05,250 --> 00:37:08,583
‫با کوچک‌ترین سختی می‌پاشی.

498
00:37:08,750 --> 00:37:12,291
‫فکر می‌کنی
‫یه روز بد داشتن طبیعی نیست.

499
00:37:12,500 --> 00:37:14,541
‫و فکر می‌کنی باید درمان شی.

500
00:37:16,167 --> 00:37:19,916
‫تقریبا حس می‌کنم گفتنش اشتباهه، ولی من...

501
00:37:21,167 --> 00:37:26,916
‫بعضی وقت‌ها فقط می‌خوام بهشون بگم
‫خودتون رو جمع و جور کنین.

502
00:37:27,125 --> 00:37:29,541
‫خیلی ارزون‌تر درمیاد.

503
00:37:30,667 --> 00:37:33,541
‫خب، من تو گرایندر دیدمت.

504
00:37:34,667 --> 00:37:39,458
‫- من واقعا انقدر علاقه‌ای به...
‫- می‌تونم برم.

505
00:37:39,667 --> 00:37:43,541
‫نه اصلا، راحت باش بمون.

506
00:37:44,667 --> 00:37:49,458
‫غیر از این، دنبال شریک می‌گردی
‫یا فقط سکس؟

507
00:37:49,667 --> 00:37:54,458
‫- «فقط» سکس؟ هیچی «فقط» سکس نیست.
‫- نیست؟

508
00:37:54,667 --> 00:37:56,541
‫خب، نه...

509
00:37:57,667 --> 00:38:00,458
‫فکر نمی‌کنم. حداقل برای بیشتر آدم‌ها.

510
00:38:00,667 --> 00:38:03,874
‫ولی شاید تو کسی باشی که خیلی سکس داره؟

511
00:38:04,084 --> 00:38:08,458
‫آره. فکر کنم من... آره.

512
00:38:08,667 --> 00:38:12,458
‫- با شرکای مختلف؟
‫- آره.

513
00:38:12,667 --> 00:38:15,541
‫- شریک ثابت نداری؟
‫- نه، من...

514
00:38:16,667 --> 00:38:20,541
‫- اگه اشکالی نداره، اونجا می‌شینم.
‫- باشه.

515
00:38:21,667 --> 00:38:24,541
‫من راحتم که شریک ثابت نداشته باشم.

516
00:38:27,167 --> 00:38:28,958
‫خب چه حسی داره؟

517
00:38:29,167 --> 00:38:32,041
‫سکس داشتن، این روزها؟

518
00:38:33,792 --> 00:38:37,458
‫خب، اینطوریه که... شوخی می‌کنی؟

519
00:38:37,625 --> 00:38:39,416
‫- نه.
‫- نه؟

520
00:38:39,625 --> 00:38:42,958
‫چه حسی داره این روزها سکس داشتن...

521
00:38:43,167 --> 00:38:46,541
‫خوبه. دقیقا منظورت چیه؟

522
00:38:47,334 --> 00:38:50,708
‫نمی‌دونم... احساس امنیت داری؟

523
00:38:50,917 --> 00:38:52,791
‫امنیت؟ آره.

524
00:38:54,292 --> 00:38:56,958
‫ولی نه، همه این حس رو ندارن.

525
00:38:57,084 --> 00:38:59,458
‫بعضی بدن‌ها انقدر سفتن...

526
00:38:59,667 --> 00:39:03,624
‫که می‌تونی ببینی چقدر زور می‌زنن
‫تا یه چیزی، هرچیزی باشه، بیرون بدن.

527
00:39:03,750 --> 00:39:07,458
‫چه مایع منی باشه، چه احساسات.

528
00:39:07,667 --> 00:39:09,736
‫ولی شاید خیلی پورن دیده باشن.

529
00:39:09,786 --> 00:39:11,958
‫درسته. پس پیشنهادش نمی‌کنی؟

530
00:39:12,167 --> 00:39:14,166
‫پورن؟ چرا.

531
00:39:14,334 --> 00:39:19,458
‫اگه هیچ‌چیز دیگه نباشه،
‫می‌تونه کمک کنه بفهمی چی رو دوست داری.

532
00:39:19,667 --> 00:39:21,333
‫چیزهای عجیب‌و‌غریب؟

533
00:39:22,584 --> 00:39:26,041
‫عجیب‌و‌غریب...
‫خب چی عجیب حساب می‌شه؟

534
00:39:27,917 --> 00:39:29,791
‫این بیشتر ساخته‌ی ذهن نیست؟

535
00:39:32,667 --> 00:39:38,208
‫نمی‌دونم. فکر می‌کنم اکثر چیزها
‫ می‌تونن لذت‌بخش باشن.

536
00:39:38,334 --> 00:39:41,708
‫من از این خوشم میاد
‫که چندتا مرد همزمان منو بکنن.

537
00:39:41,917 --> 00:39:45,708
‫یا روم بشاشن.

538
00:39:45,917 --> 00:39:49,791
‫فکر می‌کنم هر دوش می‌تونه
‫ خیلی تحریک‌کننده باشه.

539
00:39:51,334 --> 00:39:55,708
‫ولی وقتی اتفاق می‌افته،
‫من بهش نمی‌گم عجیب‌و‌غریب.

540
00:39:55,917 --> 00:39:58,583
‫- نه؟
‫- صرفا خوبه.

541
00:39:58,792 --> 00:40:00,166
‫یا لذت‌بخشه.

542
00:40:02,667 --> 00:40:05,541
‫ولی شاید منظورت از عجیب‌و‌غریب همینه؟

543
00:40:07,042 --> 00:40:09,458
‫نه، من...

544
00:40:09,667 --> 00:40:11,374
‫نمی‌دونم.

545
00:40:13,917 --> 00:40:19,208
‫تو به هیچی علاقه نداری؟
‫نه به سکس، نه به دوست‌پسر؟

546
00:40:20,667 --> 00:40:22,708
‫مگه اینا در تضادن؟

547
00:40:22,917 --> 00:40:27,416
‫بیشتر آدم‌ها هر دو رو نمی‌خوان؟

548
00:40:27,584 --> 00:40:32,291
‫هم کلی شریک جنسی داشتن
‫و هم یکی که فقط عاشق تو باشه؟

549
00:40:32,500 --> 00:40:36,999
‫- این دوگانگی نیست؟
‫- لازم نیست باشه.

550
00:40:40,209 --> 00:40:45,083
‫من چه بی‌فکر بودم. نپرسیدم چیکار می‌کنی.

551
00:40:45,250 --> 00:40:48,833
‫یا این که شب خوبی داشتی
‫یا هر چیز دیگه‌ای.

552
00:40:49,042 --> 00:40:52,458
‫ببخشید بابتش. خیلی بی‌ادبانه بود.

553
00:40:52,667 --> 00:40:58,041
‫من معمولا انقدر خودخواه نیستم.
‫خیلی لطف کردی اومدی پیشم.

554
00:40:58,250 --> 00:41:02,999
‫قدردانی می‌کنم، فقط بدون.
‫ولی الان دیگه تقریبا رسیدیم.

555
00:41:04,167 --> 00:41:07,416
‫- فکر کنم برگردم داخل.
‫- باشه.

556
00:41:07,584 --> 00:41:09,916
‫شب خوبی داشته باشی.

557
00:41:14,125 --> 00:41:16,583
‫اسمت چیه؟

558
00:41:16,792 --> 00:41:19,916
‫- بیورن.
‫- بیورن...

559
00:41:21,042 --> 00:41:24,041
‫اسم من توره.

560
00:41:24,250 --> 00:41:25,916
‫متوجه شدم.

561
00:41:27,125 --> 00:41:28,666
‫خداحافظ، تور.

562
00:41:29,792 --> 00:41:31,374
‫خداحافظ، بیورن.

563
00:41:38,667 --> 00:41:40,458
‫من قراره بمیرم؟

564
00:41:40,584 --> 00:41:43,708
‫نه، قرار نیست بمیری.

565
00:41:43,917 --> 00:41:45,916
‫فقط این که...

566
00:41:49,792 --> 00:41:52,583
‫من حس کسی رو ندارم که سرطان داره.

567
00:41:52,792 --> 00:41:54,833
‫نه...

568
00:41:55,042 --> 00:41:58,041
‫می‌دونم که این خبر خیلی دردناکیه.

569
00:41:59,084 --> 00:42:02,166
‫ولی زود اومدی پیش من.
‫زود مراجعه کردی.

570
00:42:02,375 --> 00:42:06,666
‫- حالت خوب می‌شه.
‫- آره...

571
00:42:08,000 --> 00:42:11,291
‫پیش‌آگاهی خیلی خوبه. یادت باشه.

572
00:42:11,500 --> 00:42:14,291
‫ولی گفتین
‫که باید درمان شم، درسته؟

573
00:42:14,459 --> 00:42:17,208
‫بهترین درمان رو برات پیدا می‌کنیم.

574
00:42:17,375 --> 00:42:22,958
‫یعنی یا شیمی‌درمانی،
‫پرتودرمانی یا جراحی، درسته؟

575
00:42:23,125 --> 00:42:26,083
‫احتمالا بله.

576
00:42:26,292 --> 00:42:28,958
‫من نمی‌تونم...

577
00:42:29,125 --> 00:42:31,708
‫من نمی‌تونم این کار رو کنم!

578
00:42:31,875 --> 00:42:36,708
‫نمی‌تونم اون مرد کچلی باشم تو تلویزیون
‫که میاد درباره‌اش حرف می‌زنه.

579
00:42:36,917 --> 00:42:39,916
‫ولی لازم نیست این کار رو بکنی.

580
00:42:40,125 --> 00:42:45,083
‫- نه، هیچ‌کس مجبور نیست این کار رو بکنه.
‫- من اونجوری نیستم!

581
00:42:45,292 --> 00:42:47,624
‫[پنجشنبه، 14 اوت]

582
00:42:47,750 --> 00:42:49,458
‫فکر کنم اون اینجوریه.

583
00:42:49,667 --> 00:42:51,910
‫اینجا نوشته که استندآپ کمدینه.

584
00:42:51,960 --> 00:42:53,208
‫شنیدی اسمش رو؟

585
00:42:53,417 --> 00:42:56,958
‫آره. برات سخته همدلی کردن؟

586
00:42:57,008 --> 00:42:58,499
‫نه، نیست.

587
00:42:58,667 --> 00:43:03,874
‫من باهاش همدلی دارم
‫ولی این براش از نظر مالی سود داره.

588
00:43:04,042 --> 00:43:08,583
‫کلی همدردی تو اینستاگرام می‌گیره،
‫کتاب می‌نویسه...

589
00:43:08,792 --> 00:43:11,708
‫ولی از یه نظر خوبه. شاید به بقیکمک کنه.

590
00:43:11,917 --> 00:43:16,124
‫ولی می‌شه یه نمونه موفق دیگه
‫از این که چطور با بیماری کنار بیای.

591
00:43:16,292 --> 00:43:20,708
‫ممکنه باعث شه بقیه احساس شکست کنن
‫چون انقدر خوب کنار نیومدن.

592
00:43:20,917 --> 00:43:23,916
‫- فهمیدم.
‫- از کجا معلوم. ناهار می‌ری؟

593
00:43:24,084 --> 00:43:25,766
‫نه، مرخصی می‌گیرم.

594
00:43:25,816 --> 00:43:28,708
‫جوزف جای منو پر می‌کنه. اومد.

595
00:43:28,917 --> 00:43:33,166
‫- سلام.
‫- یه جوئل نامی زنگ زد با شما کار داشت.

596
00:43:33,334 --> 00:43:34,121
‫جوئل؟

597
00:43:34,171 --> 00:43:36,583
‫شخصیه. می‌خواست بهش زنگ بزنین.

598
00:43:36,750 --> 00:43:39,499
‫ممکنه هوئل بوده باشه؟
‫اوله هارالد هوئل؟

599
00:43:39,625 --> 00:43:40,749
‫نشنیدم دقیق.

600
00:43:40,917 --> 00:43:44,624
‫- یه زنگ سریع می‌زنم.
‫- باشه. من رفتم.

601
00:43:44,750 --> 00:43:46,416
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

602
00:43:54,000 --> 00:43:56,708
‫- کسیه که می‌شناسی؟
‫- شاید؟

603
00:44:22,667 --> 00:44:25,833
‫سلام! منو می‌شناسی؟

604
00:44:26,042 --> 00:44:28,083
‫- از قایق؟
‫- آره.

605
00:44:28,292 --> 00:44:30,041
‫داری می‌ری خونه؟

606
00:44:31,417 --> 00:44:33,291
‫چیزی شده؟

607
00:44:34,667 --> 00:44:37,458
‫هی... بذار ببینم.

608
00:44:37,667 --> 00:44:40,458
‫- می‌تونی نفس بکشی؟
‫- نمی‌دونم چی شده.

609
00:44:40,667 --> 00:44:42,458
‫می‌تونی دستت رو بلند کنی؟

610
00:44:42,667 --> 00:44:46,458
‫هی، می‌تونی دستت رو بلند کنی؟
‫خب، خوبه.

611
00:44:46,667 --> 00:44:49,541
‫- حالم خوبه.
‫- ببین منو.

612
00:44:50,667 --> 00:44:54,083
‫ولی به نظر میاد یه مشکلی هست.

613
00:44:54,250 --> 00:44:56,833
‫خبر بدی شنیدی؟

614
00:44:57,042 --> 00:44:59,374
‫- حالم خوبه.
‫- مطمئنی؟

615
00:45:00,917 --> 00:45:02,541
‫مرسی.

616
00:45:05,667 --> 00:45:07,541
‫- هی...
‫- گوش کن، حالم خوبه.

617
00:45:08,667 --> 00:45:11,541
‫- مطمئنی؟
‫- آره، کاملا.

618
00:45:40,167 --> 00:45:43,041
‫«من یه عشق ذاتی به انسانیت دارم.

619
00:45:44,167 --> 00:45:45,916
‫به همه‌ی انسان‌ها.

620
00:45:46,125 --> 00:45:48,958
‫و شفقت هم دارم.

621
00:45:49,167 --> 00:45:52,499
‫فکر نمی‌کنم برای بودن فقط با
‫یه مرد ساخته شده باشم.

622
00:45:52,709 --> 00:45:57,291
‫تقریبا بچگانه به نظر میاد که فقط
‫ یه آدم رو دوست داشته باشی.

623
00:45:57,500 --> 00:45:59,958
‫هیچ‌وقت هم نمی‌تونم وفادار باشم.

624
00:46:00,167 --> 00:46:05,041
‫نه به خاطر مردهای دیگه، به خاطر اینه
‫ که من از خیلی آدم‌ها ساخته شدم.»

625
00:46:06,292 --> 00:46:08,666
‫این کدوم کتابه؟

626
00:46:09,750 --> 00:46:13,916
‫یه دفترچه یادداشت.
‫اسمش اتی هیلیسومه.

627
00:46:14,084 --> 00:46:17,083
‫اسمش بود.
‫دارم دفترچه‌ها و نامه‌هاش رو می‌خونم.

628
00:46:17,292 --> 00:46:21,291
‫همین آخری رو تو راه اومدن اینجا خوندم.
‫خیلی دوستش دارم.

629
00:46:21,500 --> 00:46:23,958
‫- فکر می‌کنی مال منه؟
‫- نمی‌دونم.

630
00:46:24,167 --> 00:46:26,958
‫می‌تونی وقتی تمومش کردم قرضش بگیری.

631
00:46:27,167 --> 00:46:33,333
‫- تو چی می‌خونی؟ اگه چیزی می‌خونی؟
‫- بیشتر کتاب‌های علمی می‌خونم.

632
00:46:34,375 --> 00:46:37,416
‫خیلی از داستان خوشم نمیاد.

633
00:46:37,625 --> 00:46:40,208
‫«بعد این اتفاق افتاد، بعد اون اتفاق...»

634
00:46:40,417 --> 00:46:45,791
‫- به نظرم واقعی نمیاد.
‫- درسته. ولی دفترچه فرق داره.

635
00:46:46,917 --> 00:46:53,583
‫ذاتی غیرقابل پیش‌بینیه
‫و شامل چیزهای گذشته و حال می‌شه.

636
00:46:53,792 --> 00:46:57,041
‫هیچ منطق بازنگرانه‌ای نداره.

637
00:46:58,625 --> 00:47:01,416
‫من بیشتر درباره سنگ‌ها می‌خونم.

638
00:47:01,625 --> 00:47:05,583
‫درباره سنگ‌ها هم می‌نویسم.
‫فکر کنم بیشتر از خوندن می‌نویسم.

639
00:47:05,792 --> 00:47:10,208
‫- فهمیدم.
‫- معمولا روی اون صندلی می‌شینم.

640
00:47:10,417 --> 00:47:13,124
‫- و می‌نویسم.
‫- درباره سنگ‌ها.

641
00:47:13,334 --> 00:47:17,583
‫درباره سنگ‌ها. با یه پتو روم.

642
00:47:17,792 --> 00:47:19,583
‫امتحانش کن.
‫خیلی راحته.

643
00:47:19,792 --> 00:47:21,541
‫مرسی.

644
00:47:25,167 --> 00:47:29,958
‫پس اینجا می‌شینی
‫با لپ‌تاپت و می‌نویسی؟

645
00:47:30,167 --> 00:47:32,208
‫نه، بیشتر با دست می‌نویسم.

646
00:47:32,417 --> 00:47:33,916
‫جدی؟

647
00:48:01,334 --> 00:48:05,083
‫به ذهنم رسید که دیگه
‫دست‌خط کسی رو نمی‌بینی.

648
00:48:05,292 --> 00:48:06,833
‫خب، این دست‌خط منه.

649
00:48:07,042 --> 00:48:08,916
‫چی فکر می‌کنی؟

650
00:48:15,667 --> 00:48:19,124
‫[به نظرم جدی میاد. اینم دست‌خط من.]

651
00:48:20,667 --> 00:48:23,249
‫مرسی. به نظر میاد...

652
00:48:24,792 --> 00:48:26,541
‫قدیمیه؟

653
00:48:29,417 --> 00:48:33,708
‫- خب، مهم نیست.
‫- ولی باید معذرت بخوام.

654
00:48:34,834 --> 00:48:37,958
‫قرار بود برات شام درست کنم.

655
00:48:39,042 --> 00:48:41,458
‫من آشپزی رو دوست دارم.

656
00:48:41,667 --> 00:48:44,416
‫ولی امروز طبق برنامه پیش نرفت.

657
00:48:44,584 --> 00:48:47,166
‫شام خیلی خوب بود.

658
00:48:48,667 --> 00:48:49,999
‫ولی...

659
00:48:52,042 --> 00:48:54,708
‫اورولوژیست...؟

660
00:48:54,917 --> 00:48:57,291
‫آره، اورولوژیست.

661
00:48:57,500 --> 00:48:59,708
‫داشتم فکر می‌کردم...

662
00:48:59,917 --> 00:49:05,541
‫شکم، این بخش از بدن...

663
00:49:06,417 --> 00:49:10,541
‫ما فکر می‌کنیم خصوصی‌ترین بخشه.

664
00:49:11,667 --> 00:49:15,208
‫می‌تونه منبع لذت باشه.

665
00:49:15,417 --> 00:49:21,041
‫ولی همچنین با ادرار،
‫مدفوع، چیزهایی که زشته، همراهه.

666
00:49:22,375 --> 00:49:29,791
‫برای همین چه درست کار کنه چه نه،
‫همیشه با شرم همراه شده.

667
00:49:31,667 --> 00:49:34,999
‫- ولی... زمین‌شناس؟
‫- آره.

668
00:49:36,125 --> 00:49:38,666
‫- بگو ببینم.
‫- خب...

669
00:49:39,792 --> 00:49:47,291
‫خیلی‌ها زمین‌شناس می‌شن
‫تا تو صنعت نفت کار کنن.

670
00:49:47,500 --> 00:49:52,708
‫شاید هدف منم همین بود
‫قبل از این که شروع کنم.

671
00:49:52,917 --> 00:49:55,958
‫قبل از این که بفهمم سنگ چیه.

672
00:49:56,167 --> 00:49:59,291
‫- قبل از این که عاشق سنگ بشی.
‫- آره... آره؟

673
00:49:59,500 --> 00:50:03,249
‫الان، سنگ شاید مهم‌ترین چیز زندگیم باشه.

674
00:50:03,459 --> 00:50:06,208
‫و می‌تونم...

675
00:50:06,417 --> 00:50:11,208
‫می‌تونم صدای آواز سنگ‌ها رو بشنوم.

676
00:50:14,792 --> 00:50:17,291
‫اگه من...

677
00:50:17,500 --> 00:50:19,458
‫و عاشق این کارم...

678
00:50:19,667 --> 00:50:24,916
‫اگه روی یه صخره
‫یا یه تپه کنار دریا دراز بکشم...

679
00:50:25,084 --> 00:50:31,166
‫و گوشم رو بچسبونم به سنگ،
‫می‌تونم صداش رو بشنوم.

680
00:50:33,292 --> 00:50:37,041
‫هیچ فکر جادویی‌ای توش نیست.

681
00:50:37,250 --> 00:50:40,833
‫صرفا یه ترکیبه...

682
00:50:41,042 --> 00:50:44,124
‫از حس فیزیکی تماس سنگ با پوست...

683
00:50:44,250 --> 00:50:47,208
‫و همه‌چیزهایی که درباره اون سنگ می‌دونم.

684
00:50:47,417 --> 00:50:54,833
‫فکر کنم یه ادغام میان دانش
‫و حس فیزیکی باشه...

685
00:50:55,042 --> 00:50:59,291
‫که حس یه تپش زنده رو می‌ده.

686
00:51:00,500 --> 00:51:06,833
‫این چیزیه که من می‌تونم بشنوم،
‫ولی تو هم می‌تونی حسش کنی.

687
00:51:07,042 --> 00:51:09,333
‫تو هم می‌تونی بشنویش.

688
00:51:09,542 --> 00:51:12,208
‫این... برای تو هم صدق می‌کنه.

689
00:51:14,667 --> 00:51:17,624
‫وقتی فوق‌لیسانس رو شروع کردم...

690
00:51:17,750 --> 00:51:24,833
‫یه دوستم برام ماکت توپوگرافی اسلو رو ساخت.

691
00:51:25,042 --> 00:51:33,458
‫اون اولین باری بود که
‫بعد شاعرانه‌اش رو کشف کردم...

692
00:51:33,667 --> 00:51:36,208
‫خیلی دوست دارم اون ماکت رو ببینم.

693
00:51:36,417 --> 00:51:39,166
‫- خب، هنوز دارمش.
‫- جدی؟

694
00:51:39,375 --> 00:51:41,083
‫آره؟

695
00:51:41,292 --> 00:51:43,124
‫آره، آره.

696
00:52:04,167 --> 00:52:05,166
‫وای!

697
00:52:07,750 --> 00:52:10,249
‫- خیلی بزرگه!
‫- آره.

698
00:52:12,250 --> 00:52:14,666
‫- قشنگه، نه؟
‫- خیلی قشنگه!

699
00:52:17,084 --> 00:52:22,208
‫عاشق اینم که گونه‌های مختلف
‫رنگ‌های مختلف دارن.

700
00:52:22,334 --> 00:52:25,958
‫یه حسی از ویژگی‌هاشون می‌گیری.

701
00:52:26,084 --> 00:52:30,041
‫- اون چیه؟
‫- اون شیل هست.

702
00:52:31,125 --> 00:52:33,166
‫و این یکی؟

703
00:52:35,125 --> 00:52:36,999
‫سنگ آهکه.

704
00:53:04,917 --> 00:53:06,708
‫به چی فکر می‌کنی؟

705
00:53:06,917 --> 00:53:09,999
‫پوستت. خیلی خوشم میاد ازش.

706
00:53:12,125 --> 00:53:16,708
‫و خوشم میاد که انقدر به کارت علاقه‌مندی.

707
00:53:16,917 --> 00:53:19,999
‫جدی؟ من به چیزهای دیگه هم اهمیت می‌دم.

708
00:53:22,125 --> 00:53:27,916
‫چیزی که تو کل دنیا بیشتر از همه دوست دارم،
‫وقت گذروندن با دخترهامه.

709
00:53:28,125 --> 00:53:30,916
‫اونا مهم‌ترین چیز زندگیم هستن.

710
00:53:31,125 --> 00:53:36,916
‫الان نگفتی سنگ‌ها مهم‌ترین چیزن؟
‫بالاخره سنگ یا بچه‌ها؟

711
00:53:37,125 --> 00:53:42,999
‫هردوش. لازم نیست یکی رو انتخاب کنی.

712
00:53:44,125 --> 00:53:48,999
‫فقط زبانه که ما رو گول می‌زنه
‫که اینطوری فکر کنیم.

713
00:53:53,375 --> 00:53:55,708
‫چیه؟

714
00:53:55,917 --> 00:54:01,791
‫دارم به حرف‌هات گوش می‌کنم.
‫فکر کنم این کتاب رو دوست داشته باشی.

715
00:54:04,042 --> 00:54:06,916
‫ممکنه بخوای شب اینجا بمونی؟

716
00:54:08,042 --> 00:54:09,916
‫آره، خیلی دوست دارم.

717
00:54:10,750 --> 00:54:14,416
‫ولی فکر نکنم بمونم. فکر کنم برم.

718
00:55:20,834 --> 00:55:24,791
‫- اشکالی نداره اینجا بشینم؟
‫- نه، حتما.

719
00:55:30,750 --> 00:55:33,208
‫- خب...
‫- آره؟

720
00:55:33,417 --> 00:55:36,833
‫- آره...
‫- چی باعث شد بیای این قایق؟

721
00:55:37,042 --> 00:55:40,666
‫رفته بودم دیدن یکی.
‫الان دارم برمی‌گردم خونه.

722
00:55:40,875 --> 00:55:42,916
‫- کی رو دیدی؟
‫- یه دوست.

723
00:55:43,125 --> 00:55:45,958
‫- شام؟
‫- یه شام سبک.

724
00:55:46,167 --> 00:55:48,208
‫«شام سبک تو نسوددن»؟

725
00:55:48,417 --> 00:55:50,624
‫شبیه اسم یه آلبوم فولک میاد.

726
00:55:52,417 --> 00:55:54,791
‫شمع، هارمونیکا...

727
00:55:55,000 --> 00:55:58,958
‫- تئوری توطئه.
‫- حتما. من موسیقی فولک دوست دارم.

728
00:55:59,167 --> 00:56:01,041
‫آره، منم همینطور.

729
00:56:02,667 --> 00:56:04,666
‫و تو چی؟ کار کردی امروز؟

730
00:56:04,875 --> 00:56:09,166
‫دارم یه خونه رو بازسازی می‌کنم.
‫کل روز کف‌پوش کار کردم.

731
00:56:12,167 --> 00:56:13,916
‫لعنتی.

732
00:56:14,084 --> 00:56:18,708
‫- قرار بود امروز بارون بیاد.
‫- ناراحتی که نیومد؟

733
00:56:18,917 --> 00:56:22,041
‫وقتی بارون میاد شنا کردن باحاله.

734
00:56:27,625 --> 00:56:31,749
‫وقتی کارم تموم می‌شه،
‫معمولا می‌رم شنا.

735
00:56:33,125 --> 00:56:36,166
‫صاحب‌کارهام یه محل شنا دارن.

736
00:56:38,625 --> 00:56:41,958
‫- تو شنا دوست نداری؟
‫- عاشق شنام.

737
00:56:44,167 --> 00:56:47,624
‫وقتی شنا نمی‌کنی چیکار می‌کنی؟

738
00:56:48,750 --> 00:56:51,083
‫کار خاصی نمی‌کنم.

739
00:56:51,292 --> 00:56:54,708
‫- جدول حل می‌کنم.
‫- جدول؟

740
00:56:54,917 --> 00:56:57,916
‫- تو هم می‌کنی؟
‫- نه. من کتاب می‌خونم.

741
00:56:58,125 --> 00:57:00,416
‫آها، فهمیدم.

742
00:57:00,625 --> 00:57:05,583
‫تو دوست داری کلمه‌ها
‫پشت سر هم با یه نظم بیان؟

743
00:57:05,792 --> 00:57:07,184
‫آره.

744
00:57:07,234 --> 00:57:11,458
‫می‌فهمم. من دوست دارم یه ذره آشفته‌تر باشن.

745
00:57:11,584 --> 00:57:15,433
‫یه جور هرج‌ومرج که باید معنیش رو پیدا کنم.

746
00:57:15,483 --> 00:57:16,749
‫درسته.

747
00:57:19,625 --> 00:57:23,583
‫چتری‌هات خیلی قشنگه.

748
00:57:23,792 --> 00:57:26,541
‫- مرسی.
‫- می‌تونم...

749
00:57:39,292 --> 00:57:45,583
‫می‌دونی اگه ماشین داشتیم،
‫چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

750
00:57:45,750 --> 00:57:50,791
‫می‌تونستیم بریم خلیج بهشت،
‫شنا کنیم و بعد عشق‌بازی کنیم.

751
00:57:51,917 --> 00:57:53,458
‫می‌تونستیم این کار رو بکنیم.

752
00:57:53,625 --> 00:57:56,208
‫می‌تونستیم، آره.

753
00:57:56,417 --> 00:58:00,833
‫ولی، جاهای دیگه‌ای هم هست
‫غیر از خلیج بهشت.

754
00:59:59,875 --> 01:00:03,083
‫می‌خندی؟ خنده‌دار بود؟

755
01:00:03,292 --> 01:00:07,416
‫نه، فقط خیلی خوشحالم که دیدمت.
‫تا حالا این کار رو نکرده بودم.

756
01:00:07,584 --> 01:00:10,695
‫حداقل نه انقدر خودجوش. تو چی؟

757
01:00:10,745 --> 01:00:12,708
‫آره، معلومه. یا، آره.

758
01:00:12,917 --> 01:00:18,083
‫درواقع خیلی وقت‌ها، یا خب، بستگی داره.

759
01:00:18,292 --> 01:00:24,708
‫الان، زنم رفته خونه پدر و مادرش.
‫پدرش مریضه.

760
01:00:24,917 --> 01:00:27,958
‫واسه همین وقت بیشتری برای خودم دارم.

761
01:00:28,167 --> 01:00:32,416
‫- آهان. ازدواج کردی؟
‫- معلومه. تو نکردی؟

762
01:00:32,584 --> 01:00:36,541
‫- نه.
‫- فکر می‌کردم هر دومون کرده باشیم.

763
01:00:36,750 --> 01:00:39,708
‫- عه.
‫- خیلی‌خب.

764
01:00:39,917 --> 01:00:44,541
‫باشه، عیبی نداره.
‫ولی قیافت شبیه آدم متاهله.

765
01:00:44,750 --> 01:00:47,708
‫تعجب کردی؟ قیافت متعجبه.

766
01:00:47,917 --> 01:00:52,208
‫متاهل و متعجب؟ آره، شاید یکم تعجب کردم.

767
01:00:52,417 --> 01:00:55,541
‫بیشتر از این بابت که وقتی
‫متاهلی توی تیندری.

768
01:00:55,750 --> 01:00:58,333
‫نمی‌ترسی زنت بفهمه؟

769
01:00:58,383 --> 01:01:00,458
‫اون که توی تیندر نیست، هست؟

770
01:01:00,667 --> 01:01:02,954
‫نمی‌دونم. ولی شاید دوستاش باشن.

771
01:01:03,004 --> 01:01:03,749
‫نه، نه.

772
01:01:09,417 --> 01:01:14,208
‫شاید باور نکنی، ولی واقعا زنم رو دوست دارم.

773
01:01:14,417 --> 01:01:18,958
‫بیست ساله ازدواج کردیم.
‫آخر هفته تو ووس باهمیم.

774
01:01:19,167 --> 01:01:22,999
‫- اهل ووسی؟
‫- آره، من و زنم هر دو.

775
01:01:25,292 --> 01:01:31,166
‫من تو جایی بزرگ شدم که نیم کیلومتر
‫فاصله خانه تا صندوق پست بود.

776
01:01:32,167 --> 01:01:34,708
‫اون مسیر رو آدم رو عوض می‌کنه.

777
01:01:34,917 --> 01:01:39,416
‫نمی‌تونی تصور کنی
‫چه انتظاراتی تو اون راه شکل می‌گیره.

778
01:01:39,584 --> 01:01:43,916
‫- من اهل دوکام.
‫- خب، پس می‌فهمی چی می‌گم.

779
01:01:44,125 --> 01:01:47,541
‫فکر کنم صندوق پست شما هم
‫خیلی دور بوده.

780
01:01:47,750 --> 01:01:51,833
‫- نه، نیم کیلومتر نه.
‫- خب، ولی منظورم رو گرفتی.

781
01:01:52,042 --> 01:01:55,458
‫پس تو هم می‌فهمی که هیچ ارتباطی...

782
01:01:55,584 --> 01:01:58,666
‫بین انتظارات و زندگی‌ای
‫که نصیبت می‌شه نیست.

783
01:01:58,834 --> 01:02:02,458
‫ولی تو ازدواج نکردی؟ نه؟ باشه.

784
01:02:02,667 --> 01:02:05,541
‫خب، اگه آره. خودت بهتر می‌دونی.

785
01:02:05,750 --> 01:02:09,916
‫ولی حس کردم یه چیز متفاوتی در موردت هست.

786
01:02:10,084 --> 01:02:15,083
‫نمی‌دونم تو چطوری،
‫ولی بیشتر زن‌های مجرد انتظار بیشتری دارن.

787
01:02:15,292 --> 01:02:17,999
‫شاید اعتراف نکنن، ولی...

788
01:02:19,625 --> 01:02:24,624
‫یه دوستی دارم که سر این موضوع
‫خیلی با هم مخالفیم، ولی اون...

789
01:02:25,917 --> 01:02:30,458
‫اون هر زنی که تو تیندر می‌بینه
‫فکر می‌کنه فاحشه‌ست.

790
01:02:30,625 --> 01:02:36,208
‫من هیچ وقت با یه فاحشه نبودم
‫یا نرفتم سراغشون.

791
01:02:36,417 --> 01:02:39,541
‫اون بوده، قبل از تیندر. ولی من نه.

792
01:02:39,750 --> 01:02:44,624
‫اون بهم گفت تیندر براش
‫مثل یه «روسپی‌خونه مجانی»ـه.

793
01:02:46,417 --> 01:02:49,958
‫و از یه نظر، هست. ولی فقط این نیست.

794
01:02:50,167 --> 01:02:53,958
‫چون من زن‌های زیادی می‌بینم
‫که خودشون رو عرضه می‌کنن...

795
01:02:54,167 --> 01:02:57,678
‫ولی توقع‌های بالایی دارن
‫از یه چیز دیگه‌ای...

796
01:02:57,728 --> 01:03:00,208
‫که اصلا نمی‌شه بهش رسید.

797
01:03:00,417 --> 01:03:03,166
‫و این فقط باعث می‌شه احساس گناه کنم.

798
01:03:06,667 --> 01:03:09,208
‫و واسه همین من... نه.

799
01:03:09,417 --> 01:03:15,666
‫باور دارم وقتی آدم متاهله، انتظاراتش کمتره.

800
01:03:15,875 --> 01:03:17,999
‫و این...

801
01:03:23,000 --> 01:03:26,166
‫- بد گفتم؟
‫- اصلا.

802
01:03:29,792 --> 01:03:32,541
‫نسبت به زنت عذاب وجدان نداری؟

803
01:03:32,750 --> 01:03:35,666
‫معلومه که دارم. خیلی زیاد.

804
01:03:35,834 --> 01:03:39,666
‫معلومه که عذاب وجدان دارم،
‫ولی اون یه چیز دیگه‌ست!

805
01:03:44,417 --> 01:03:50,916
‫شاید فکر کنی من عوضی‌ترین آدم روی زمینم.

806
01:03:51,084 --> 01:03:54,291
‫ولی من این همه نیاز جنسی تو وجودمه.

807
01:03:54,500 --> 01:03:57,458
‫و من...

808
01:03:57,667 --> 01:04:01,791
‫من خیلی آدم‌دوستم! آدم‌ها...

809
01:04:03,167 --> 01:04:08,583
‫تو به نظر آدم خوبی میای،
‫و چیزی که همین الان داشتیم...

810
01:04:08,750 --> 01:04:13,458
‫اون یه چیز کاملا متفاوته با...

811
01:04:13,584 --> 01:04:15,666
‫با هرکس دیگه.

812
01:04:17,125 --> 01:04:21,374
‫پس فکر می‌کنم،
‫چرا باید انقدر اشتباه باشه؟

813
01:04:23,792 --> 01:04:26,791
‫معلومه که عذاب وجدان دارم.

814
01:04:31,667 --> 01:04:34,166
‫فکر کنم یکم خرابش کردی.

815
01:04:35,584 --> 01:04:39,999
‫- چطور؟ چیز اشتباهی گفتم؟
‫- نه، فقط...

816
01:04:41,625 --> 01:04:43,999
‫فکر کنم باید برم خونه.

817
01:04:46,667 --> 01:04:49,833
‫تو واقعا منو نمی‌شناسی.

818
01:04:50,042 --> 01:04:51,916
‫ولی من...

819
01:04:53,500 --> 01:04:55,833
‫من آدم خوبیم.

820
01:04:56,042 --> 01:05:00,083
‫آره، واقعا باور دارم که هستی.
‫تو آدم خوبی هستی.

821
01:05:00,250 --> 01:05:03,208
‫قطعا. ولی...

822
01:05:03,417 --> 01:05:08,708
‫یکم دیگه نمی‌مونی؟
‫خیلی گرفته به نظر میای.

823
01:05:08,917 --> 01:05:11,708
‫نه، من... می‌رم خونه.

824
01:05:11,917 --> 01:05:14,541
‫- واسه امشب ممنون. خوب بود.
‫- مرسی.

825
01:05:15,792 --> 01:05:17,374
‫خداحافظ.

826
01:05:28,959 --> 01:05:32,833
‫[یکشنبه، 17 اوت]

827
01:06:11,792 --> 01:06:15,208
‫[دوشنبه، 18 اوت]

828
01:06:30,042 --> 01:06:33,916
‫واقعا گفت تیندر شبیه روسپی‌خانه مجانیه؟

829
01:06:36,792 --> 01:06:39,583
‫- آره.
‫- خب این یعنی تو چی هستی؟ فاحشه؟

830
01:06:39,792 --> 01:06:44,208
‫آره، یا اون. من نیت دیگه‌ای نداشتم.

831
01:06:44,334 --> 01:06:47,083
‫فقط می‌خواستم باهاش سکس کنم.

832
01:06:47,292 --> 01:06:50,166
‫هردومون یه چیز می‌خواستیم،
‫پس همون شد.

833
01:06:50,375 --> 01:06:53,583
‫بعدش، حرف‌هایی زد که هیچ زنی نمی‌زد.

834
01:06:53,792 --> 01:06:57,666
‫ولی مطمئن نیستم این
‫اخلاق‌ها باعث بشه آدم بدی باشه.

835
01:06:58,792 --> 01:07:00,583
‫خب، اون متاهل بود.

836
01:07:00,792 --> 01:07:03,624
‫شاید اگه می‌دونستم، باهاش نمی‌خوابیدم.

837
01:07:03,792 --> 01:07:06,624
‫- این موضوع منو اذیت می‌کنه.
‫- چی اذیتت می‌کنه؟

838
01:07:06,750 --> 01:07:10,124
‫این که مستقیم از بوسیدن اوله هارالد...

839
01:07:10,292 --> 01:07:16,166
‫رسیدی به سکس با یه غریبه‌ی تصادفی
‫کنار اسکله.

840
01:07:16,375 --> 01:07:18,749
‫ولی واقعا کاملا بی‌دردسر بود.

841
01:07:18,917 --> 01:07:23,124
‫فقط منو خیلی خوشحال کرد.
‫یه جور آزادی داشت.

842
01:07:23,292 --> 01:07:28,499
‫یه صمیمیت ساده با یه غریبه
‫می‌تونه خیلی لذت‌بخش باشه.

843
01:07:28,667 --> 01:07:32,999
‫اینطوری می‌گی انگار تا حالا
‫سکس اتفاقی نداشتی، ولی داشتی.

844
01:07:33,125 --> 01:07:36,708
‫شاید به خاطر شرایط بود،
‫این که تو کشتی آشنا شدیم.

845
01:07:36,875 --> 01:07:39,624
‫خیلی راحت‌تر و بی‌قیدتر بود
‫تا یه قرار رسمی.

846
01:07:39,792 --> 01:07:43,708
‫مثل وقتی نیست که تو تیندر
‫قرار می‌ذاری یا تو بار می‌شینی...

847
01:07:43,917 --> 01:07:46,083
‫که شبیه یه معامله‌ست.

848
01:07:46,292 --> 01:07:50,666
‫نه، فقط یه فضای آزاد بود.
‫با شرایط برابر هم رو دیدیم.

849
01:07:53,917 --> 01:07:57,708
‫- حوصله‌ات رو سر بردم؟
‫- نه، ولی باید بذاری...

850
01:07:57,917 --> 01:08:00,791
‫بذار تو گوشت، چون الان می‌خوان...

851
01:08:30,042 --> 01:08:33,458
‫- سلام.
‫- سلام. سالن‌ها رو دیدم.

852
01:08:33,667 --> 01:08:37,583
‫بد نبودن، ولی خیلی بهتره
‫که اینجا این کار رو انجام بدیم.

853
01:08:37,750 --> 01:08:43,833
‫با یه سیستم صوتی،
‫مردم تو کل شهر می‌تونن بشنون.

854
01:08:44,042 --> 01:08:47,749
‫- پروژه تایید شده؟
‫- نه.

855
01:08:47,750 --> 01:08:52,083
‫- به نظر میاد رای بیاره که رد بشه.
‫- رد بشه؟ چرا؟ کی؟

856
01:08:52,292 --> 01:08:57,374
‫امروز صبح. می‌خواستم بهت بگم،
‫ولی تو داستان سکست رو گفتی.

857
01:08:57,375 --> 01:09:03,166
‫می‌خوایم به هر حال یه کاری بکنیم.
‫یه حرکت اینجا، یه کنسرت فیلم‌برداری‌شده.

858
01:09:03,375 --> 01:09:04,583
‫می‌تونه خیلی خوب باشه.

859
01:09:04,625 --> 01:09:07,958
‫باید ببینیم از پس چی برمیاییم.

860
01:09:08,167 --> 01:09:10,583
‫هنوز قطعی نشده.

861
01:09:10,792 --> 01:09:14,749
‫الان یه علاقه‌ی زیادی واسه
‫ پروژه‌ای هست که...

862
01:09:14,792 --> 01:09:20,916
‫کناسگورد یه نمایشگاه درباره هنرمندان دوران
‫جنگ جهانی دوم مدیریت کنه. هنر پارتیزانی.

863
01:09:22,625 --> 01:09:26,791
‫می‌رم با کاریلونیست حرف بزنم،
‫بعد دوباره میام بالا.

864
01:09:29,500 --> 01:09:32,958
‫من واسه این خیلی زحمت کشیدم.
‫خیلی بهم انرژی داده بود.

865
01:09:33,167 --> 01:09:37,583
‫و حالا باید با کناسگورد
‫و جنگ جهانی دوم کار کنم؟

866
01:09:37,750 --> 01:09:42,416
‫حس می‌کنم توخالی و خشک شدم.
‫فقط می‌خوام ولش کنم.

867
01:09:42,625 --> 01:09:44,833
‫نمی‌تونی ول کنی.

868
01:09:45,042 --> 01:09:48,708
‫منم از کارهایی که تو می‌کنی،
‫آزرده می‌شم.

869
01:09:48,917 --> 01:09:51,416
‫نمی‌تونم ازش بگذرم، ماریان.

870
01:09:51,625 --> 01:09:54,206
‫مستقیم از بوسه با زمین‌شناس...

871
01:09:54,256 --> 01:09:56,291
‫به سکس با نجار رسیدی!

872
01:09:57,417 --> 01:10:00,129
‫تو، مسئول‌ترین آدمی که می‌شناسم!

873
01:10:00,179 --> 01:10:02,541
‫فکر می‌کنی این بی‌مسئولیتیه؟

874
01:10:02,542 --> 01:10:06,083
‫- نمی‌دونم.
‫- من فکر نمی‌کنم بوده باشه.

875
01:10:06,292 --> 01:10:08,833
‫فکر می‌کنم اصول اخلاقی من
‫خیلی سفت و سختن.

876
01:10:09,042 --> 01:10:13,708
‫ولی راجع به سکس نیستن،
‫راجع به رفتارمون با همدیگه‌ست.

877
01:10:13,917 --> 01:10:18,124
‫دقیقا همون چیزهایی که
‫تو توی تور تالار شهر عالی گفتی!

878
01:10:18,292 --> 01:10:21,416
‫در مورد آزادی حرف زدی،
‫آزادی جنسی...

879
01:10:21,625 --> 01:10:25,708
‫آره، و خیلی از اون چیزها از خودته.

880
01:10:25,917 --> 01:10:28,374
‫همش درباره تو بود. حتما فهمیدی دیگه؟

881
01:10:28,500 --> 01:10:32,180
‫تو کارهایی می‌کنی که
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم بکنم.

882
01:10:32,204 --> 01:10:33,833
‫ولی دوست داشتی بکنی؟

883
01:10:34,042 --> 01:10:36,041
‫نمی‌دونم.

884
01:10:36,250 --> 01:10:39,416
‫فکر کنم یه جورایی تهدیدم می‌کنه،
‫این کارهات.

885
01:10:39,625 --> 01:10:42,749
‫اون آزادیت.
‫اون رفتارت که خط قرمزها رو رد می‌کنه.

886
01:10:42,917 --> 01:10:45,083
‫این منو چی نشون می‌ده؟

887
01:10:45,292 --> 01:10:51,583
‫یه آدم ترسو، سرکوب‌شده،
‫حوصله‌سربر که از زندگی می‌ترسه؟

888
01:10:51,792 --> 01:10:54,999
‫- موضوع این نیست، هایدی.
‫- ته دلم می‌دونم.

889
01:10:55,209 --> 01:10:57,648
‫ولی وقتی باهات حرف می‌زنم،
‫اینطوری فکر می‌کنم.

890
01:10:57,698 --> 01:10:59,416
‫تو باعث می‌شی اینطوری فکر کنم.

891
01:10:59,625 --> 01:11:02,041
‫این به این معنی نیست که
‫زندگیم کسل‌کننده‌ست...

892
01:11:02,250 --> 01:11:05,708
‫صرفا چون با یه نجار تصادفی نمی‌خوابم.

893
01:11:05,917 --> 01:11:08,450
‫خوابیدن با اون نجار...

894
01:11:08,500 --> 01:11:13,416
‫منو آزاداندیش و زندگیم رو عالی نکرد.

895
01:11:13,584 --> 01:11:16,583
‫من حتی انقدرها به سکس علاقه ندارم.

896
01:11:16,750 --> 01:11:21,874
‫فقط مثل هر چیز دیگه‌ای اتفاق افتاد
‫و خیلی لذت بردم.

897
01:11:22,042 --> 01:11:26,923
‫باشه. ولی قضیه واسه من
‫با اوله هارالد هم پیچیده‌ست.

898
01:11:26,973 --> 01:11:28,583
‫اون یه دوسته!

899
01:11:28,792 --> 01:11:30,233
‫من تو کشتی دیدمش.

900
01:11:30,283 --> 01:11:34,083
‫بهش خوش گذشته بود و می‌خواست
‫ دوباره باهات تماس بگیره.

901
01:11:34,292 --> 01:11:37,041
‫جدی؟ خوشحال شدم شنیدم.

902
01:11:38,167 --> 01:11:43,291
‫هایدی، من خیلی ازش خوشم میاد.
‫فکر می‌کنم فوق‌العاده‌ست.

903
01:11:43,500 --> 01:11:46,458
‫چی می‌گی؟ دوباره می‌بینیش؟

904
01:11:46,508 --> 01:11:48,083
‫شاید، از کجا معلوم؟

905
01:11:48,292 --> 01:11:51,583
‫ولی تقریبا مطمئنم که ما زوج نمی‌شیم.

906
01:11:51,792 --> 01:11:56,208
‫وقتی گفت دخترهاش از همه‌چیز
‫براش مهم‌ترن، این برام روشن شد.

907
01:11:56,417 --> 01:12:01,166
‫- چرا؟ می‌خوای تو مهم‌ترین باشی؟
‫- نه، معلومه که نه.

908
01:12:01,334 --> 01:12:04,583
‫فقط یادم انداخت که این چقدر پیچیده‌ست.

909
01:12:04,792 --> 01:12:08,916
‫دخترهاش باید مهم‌ترین چیز توی زندگیش باشن.

910
01:12:09,125 --> 01:12:13,291
‫ولی اگه یه آدم جدید بیاد توی زندگیشون
‫ ممکنه چنین حسی نداشته باشن.

911
01:12:13,500 --> 01:12:19,083
‫- نباید اینطوری فکر کنی، ماریان.
‫- نه؟ من خودم بچه طلاقم.

912
01:12:19,292 --> 01:12:22,583
‫به بچه‌ها فکر نکردن واقعا خودخواهیه!

913
01:12:22,792 --> 01:12:27,166
‫اگه بخوام با اوله هارالد قرار بذارم،
‫باید وارد زندگیش بشم.

914
01:12:27,334 --> 01:12:30,701
‫این که وارد زندگی کسی بشی،
‫کار خوبی نیست؟

915
01:12:30,751 --> 01:12:32,083
‫بچه‌ها عاشقت می‌شن.

916
01:12:32,292 --> 01:12:34,916
‫آره، شاید، ولی...

917
01:12:35,125 --> 01:12:38,041
‫وارد شدن یعنی قبول کردن مسئولیت.

918
01:12:38,250 --> 01:12:40,916
‫و اون خانواده مشکل داره.

919
01:12:41,125 --> 01:12:45,208
‫دو تا بچه‌ی ناامن و یه همسر سابق
‫ همسایه بغلی که مشروب می‌خوره.

920
01:12:45,417 --> 01:12:48,416
‫فکر می‌کنی سولویگ مشکل الکل داره؟

921
01:12:48,625 --> 01:12:50,291
‫- آره.
‫- من فکر نمی‌کنم.

922
01:12:50,500 --> 01:12:54,541
‫رفتارش دقیقا رفتار یه الکلی بود.
‫منو یاد بابا انداخت.

923
01:12:55,917 --> 01:13:00,291
‫خب، اگه همه‌ی اینا رو می‌بینی،
‫بچه‌های ناامن و...

924
01:13:00,500 --> 01:13:04,458
‫- مگه این دقیقا موقعی نیست که...
‫- یکی باید وارد بشه؟ نه.

925
01:13:04,625 --> 01:13:10,083
‫من مناسب اون مسئولیت نیستم.
‫حرکت مسئولانه اینه که دور بمونم.

926
01:13:10,292 --> 01:13:14,208
‫این دیگه خیلی بدبینانه‌ست، ماریان.

927
01:13:14,417 --> 01:13:18,141
‫من فکر می‌کنم وارد شدن
‫حتی بدبینانه‌تره.

928
01:13:18,191 --> 01:13:19,416
‫نه. نه!

929
01:13:19,625 --> 01:13:24,208
‫من ته دلم حس می‌کنم
‫که اشتباه می‌کنی.

930
01:13:24,417 --> 01:13:28,833
‫اگه بخوام وارد بشم،
‫باید با سولویگ باشه. اون بیشتر نیاز داره.

931
01:13:29,625 --> 01:13:33,958
‫[جمعه، 22 اوت]

932
01:13:36,625 --> 01:13:38,833
‫داری برنامه‌ی عمل‌ها رو بررسی می‌کنی؟

933
01:13:40,375 --> 01:13:43,124
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره.

934
01:13:43,292 --> 01:13:47,874
‫اشکالی داره برم بخش و به بیماری
‫که تازه عمل کرده سر بزنم؟

935
01:13:48,042 --> 01:13:50,874
‫آشناست؟ یا اینجا بوده؟

936
01:13:51,042 --> 01:13:54,083
‫خب، بوده، ولی...

937
01:13:54,250 --> 01:13:58,333
‫- یعنی کسی که باهاش سر و کار داری.
‫- نه، اینجا نه.

938
01:13:58,500 --> 01:14:00,958
‫و من نمی‌شناسمش، نه اینطور که...

939
01:14:02,042 --> 01:14:05,708
‫اولین بار توی کشتی دیدمش.

940
01:14:09,125 --> 01:14:12,333
‫اول تو گرایندر، بعد روی عرشه.

941
01:14:12,500 --> 01:14:17,833
‫هیچی نشد، فقط حرف زدیم،
‫بعد گونه‌ام رو بوسید.

942
01:14:18,792 --> 01:14:22,499
‫همین. و می‌دونه که من اینجا کار می‌کنم.

943
01:14:22,667 --> 01:14:25,499
‫باشه. نمی‌دونم چی بگم.

944
01:14:25,667 --> 01:14:29,999
‫- چرا می‌خوای ببینیش؟ خوشت اومده؟
‫- نه! نه...

945
01:14:30,167 --> 01:14:31,916
‫- نه.
‫- نه؟

946
01:14:32,125 --> 01:14:36,333
‫فقط می‌خواستم حالش رو بپرسم.
‫صرفا واسه نیت خیر.

947
01:14:36,500 --> 01:14:39,583
‫ولی اگه اشتباه برداشت بشه...

948
01:14:41,292 --> 01:14:45,874
‫فکر می‌کنی اشکالی داره
‫دعوت به شام یکی رو قبول کنم...

949
01:14:46,042 --> 01:14:49,208
‫که تقریبا مطمئنم نمی‌خوام
‫باهاش وارد رابطه بشم؟

950
01:14:49,375 --> 01:14:55,499
‫خب، تا وقتی که برداشت اشتباه بهش ندی...

951
01:14:55,667 --> 01:14:58,172
‫احتمالا همون قبول کردن
‫برداشت اشتباهه.

952
01:14:58,222 --> 01:14:59,624
‫همینه دیگه.

953
01:14:59,792 --> 01:15:01,833
‫خب...

954
01:15:02,042 --> 01:15:05,560
‫به عنوان پرستار شیفت
‫برو، نه به عنوان خودت.

955
01:15:05,584 --> 01:15:06,749
‫باشه.

956
01:15:08,084 --> 01:15:10,874
‫سلام کارینا. فقط دارم به یه مریض سر می‌زنم.

957
01:15:11,000 --> 01:15:12,708
‫برو.

958
01:15:17,667 --> 01:15:20,541
‫سلام. فقط اومدم حال همسایه‌تون رو بپرسم.

959
01:15:24,917 --> 01:15:29,208
‫سلام. فقط گفتم حالت رو بپرسم...

960
01:15:29,417 --> 01:15:32,916
‫شارژر گوشیمو پیدا نمی‌کنم.

961
01:15:34,042 --> 01:15:37,041
‫این یکیه؟

962
01:15:38,792 --> 01:15:42,791
‫آهان، همین‌جاست.
‫می‌تونی برام وصلش کنی؟

963
01:15:45,042 --> 01:15:47,083
‫- مرسی.
‫- می‌ذارمش همین‌جا.

964
01:15:47,292 --> 01:15:53,083
‫شنیدم دیروز عمل داشتی،
‫و این که خوب پیش رفته؟

965
01:15:53,292 --> 01:15:58,208
‫خب، پروستاتم دیگه نیست.

966
01:15:58,417 --> 01:16:01,916
‫- امیدوارم همه‌چیز رو برداشته باشن.
‫- آره، امیدوار باشیم.

967
01:16:02,084 --> 01:16:04,416
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

968
01:16:04,584 --> 01:16:08,333
‫خب، من اینجا کار می‌کنم.
‫برنامه عمل‌ها رو بررسی کردم.

969
01:16:08,542 --> 01:16:13,374
‫- اسمم رو نمی‌دونی.
‫- پیدا کردنش سخت نبود.

970
01:16:14,625 --> 01:16:17,001
‫می‌دونم اسمت بیورنه...

971
01:16:17,051 --> 01:16:21,208
‫و بعد از نوبت دکترت تو راهرو دیدمت.

972
01:16:21,417 --> 01:16:26,166
‫بعد از آخرین دیدارمون خیلی بهت فکر کردم.

973
01:16:26,375 --> 01:16:30,208
‫- نباید اونطوری ولت می‌کردم.
‫- بهش فکر نکن.

974
01:16:30,417 --> 01:16:35,958
‫- معلوم بود چقدر ناراحت بودی.
‫- فقط نمی‌خواستم کسی دور و برم باشه.

975
01:16:37,542 --> 01:16:40,083
‫- می‌فهمم.
‫- آره.

976
01:16:40,250 --> 01:16:45,791
‫در هر صورت، عالیه که خیلی زود عمل شدی.

977
01:16:45,959 --> 01:16:50,166
‫- آره، فوق‌العاده بود.
‫- الان چه حسی داری؟

978
01:16:50,375 --> 01:16:56,208
‫بد نیست، جز این که خیلی احساس نفخ دارم.

979
01:16:56,417 --> 01:16:58,458
‫بدترین بخشش همینه.

980
01:16:58,667 --> 01:17:03,458
‫واسه اینه که شکمت رو
‫واسه لاراسکوپی باد می‌کنن.

981
01:17:03,667 --> 01:17:06,708
‫باید راه بری تا بره بیرون.
‫گوز بدی.

982
01:17:06,917 --> 01:17:10,458
‫- آره، همین رو گفتن.
‫- می‌خوای الان یه قدم بزنیم؟

983
01:17:10,667 --> 01:17:13,208
‫- الان؟
‫- چرا که نه، باهات میام.

984
01:17:13,417 --> 01:17:14,916
‫- ببین، لازم نیست...
‫- بیا دیگه.

985
01:17:15,084 --> 01:17:20,958
‫- فکر نکنم بتونم وایسم.
‫- کمکت می‌کنم. این مال توئه؟

986
01:17:21,167 --> 01:17:23,291
‫آره، ولی...

987
01:17:25,042 --> 01:17:28,291
‫- بیا بریم.
‫- اون یکی رو آروم.

988
01:17:32,417 --> 01:17:33,708
‫مرسی.

989
01:17:33,917 --> 01:17:36,458
‫- و اون یکی.
‫- آره. همین‌جا.

990
01:17:36,667 --> 01:17:39,291
‫- خب، شد.
‫- لطفا اینو نگه دار.

991
01:17:39,500 --> 01:17:41,791
‫حتما. چرخ‌ها قفل شدن.

992
01:17:44,042 --> 01:17:46,666
‫- خب. آماده‌ای؟
‫- آره.

993
01:17:48,792 --> 01:17:50,374
‫باشه.

994
01:18:10,792 --> 01:18:14,041
‫- یکم دیگه.
‫- فکر کنم می‌خوام برگردم. آره.

995
01:18:15,584 --> 01:18:17,791
‫- باشه؟
‫- باشه.

996
01:18:21,000 --> 01:18:24,458
‫خب. بد نشد.

997
01:18:24,667 --> 01:18:27,374
‫من که مطمئن نیستم.

998
01:18:32,375 --> 01:18:37,458
‫- کی مرخصت می‌کنن؟
‫- فکر کنم پس‌فردا.

999
01:18:37,667 --> 01:18:39,458
‫- نه، نمی‌شه.
‫- احتمالا می‌شه.

1000
01:18:39,667 --> 01:18:42,083
‫- این از چیزی که فکر می‌کنی زودتر می‌گذره.
‫- جدی می‌گی؟

1001
01:18:42,292 --> 01:18:44,916
‫آره.

1002
01:18:45,125 --> 01:18:47,749
‫داشتم فکر می‌کردم...

1003
01:18:48,667 --> 01:18:52,791
‫کسی رو داری که کمکت کنه؟
‫مثلا خرید و این چیزها.

1004
01:18:53,000 --> 01:18:55,541
‫چند هفته باید از بلند کردن
‫چیزهای سنگین پرهیز کنی.

1005
01:18:55,750 --> 01:19:00,083
‫- دوست دارم.
‫- معلومه که داری.

1006
01:19:00,292 --> 01:19:02,904
‫یه دوستم گفت
‫کمکم می‌کنه. حالم خوب می‌شه.

1007
01:19:02,954 --> 01:19:03,958
‫باشه، خوبه.

1008
01:19:04,167 --> 01:19:07,749
‫شمارت چنده؟

1009
01:19:09,250 --> 01:19:12,791
‫90-25-22-13.

1010
01:19:14,125 --> 01:19:16,958
‫لازم نیست که...

1011
01:19:17,125 --> 01:19:20,416
‫- حالا تو هم شماره‌ی منو داری.
‫- باشه.

1012
01:19:20,584 --> 01:19:25,999
‫اگه کمکی خواستی
‫برای خرید یا هر چیز دیگه، زنگ بزن.

1013
01:19:26,167 --> 01:19:28,666
‫جدی می‌گم. فقط زنگ بزن.

1014
01:19:28,875 --> 01:19:31,791
‫بالاخره هردومون تو نسوددن زندگی می‌کنیم.

1015
01:19:32,000 --> 01:19:35,999
‫اگه تو سارپس‌بورگ زندگی می‌کردی،
‫اصلا زحمتش رو نمی‌کشیدم.

1016
01:19:36,167 --> 01:19:40,624
‫- یادت باشه راه بری، تا گاز تخلیه شه.
‫- نهایت تلاشم رو می‌کنم.

1017
01:19:42,042 --> 01:19:44,458
‫- خیلی ممنون.
‫- قابلی نداشت.

1018
01:19:44,667 --> 01:19:47,958
‫خیلی لطف کردی اومدی حالم رو پرسیدی.

1019
01:19:48,167 --> 01:19:50,666
‫و این که پیشنهاد کمک دادی و اینا.

1020
01:19:52,167 --> 01:19:54,458
‫خداحافظ، بیورن.

1021
01:19:54,667 --> 01:19:57,541
‫- داری برمی‌گردی نسوددن؟
‫- آره.

1022
01:19:59,875 --> 01:20:03,208
‫برنامه همینه. شاید تو راه یه قهوه بخورم.

1023
01:20:03,417 --> 01:20:06,083
‫یا شاید قبل از کشتی یه لیوان آبجو بخورم.

1024
01:20:06,250 --> 01:20:08,708
‫نمی‌دونی چه خوش‌شانسی.

1025
01:20:09,667 --> 01:20:13,666
‫وقتی نمی‌تونی داشته باشیش
‫چقدر فوق‌العاده به نظر میاد.

1026
01:20:16,667 --> 01:20:19,749
‫فقط یه جایی بشین و یه قهوه بخور.

1027
01:20:20,750 --> 01:20:23,041
‫به مردم نگاه کن.

1028
01:21:35,292 --> 01:21:37,833
‫[بیورن: واقعا کی هستی؟]

1029
01:21:38,042 --> 01:21:39,916
‫[تور: تور :)]

1030
01:21:44,875 --> 01:21:48,166
‫[بیورن: این برای یه روان‌پزشک کافی نیست.]

1031
01:21:54,625 --> 01:21:58,041
‫[بیورن: شاید پیشنهادت برای کمک رو قبول کنم]

1032
01:22:02,917 --> 01:22:05,041
‫[تور: خوبه :)]

1033
01:22:34,250 --> 01:22:37,041
‫[دوشنبه، 25 اوت]

1034
01:22:41,917 --> 01:22:45,333
‫- الوستاد رو دیدی؟
‫- مریض همین الان اونجاست.

1035
01:22:49,167 --> 01:22:51,208
‫ببخشید.

1036
01:22:51,417 --> 01:22:55,708
‫من با ایگل یه توافق مشخص داشتم.
‫این برام عجیبه.

1037
01:22:55,917 --> 01:22:59,708
‫ما آخر هفته شام خوردیم،
‫گفت... قول داد...

1038
01:22:59,917 --> 01:23:03,208
‫- خب، شما به من ارجاع داده شدین.
‫- ارجاع داده شدم به؟

1039
01:23:03,417 --> 01:23:05,958
‫اگه بخواین می‌تونم بررسی کنم...

1040
01:23:06,167 --> 01:23:09,416
‫- سویلند رو ندیدی؟
‫- مگه توی اتاق عمل نیست؟

1041
01:23:09,584 --> 01:23:13,499
‫فکر می‌کردم باشه.
‫ولی این مریض با ایشون نوبت داشت.

1042
01:23:13,667 --> 01:23:17,999
‫حتما یه اشتباهی شده.
‫این خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

1043
01:23:18,167 --> 01:23:21,833
‫- نمی‌تونین پیجش کنین؟
‫- وقتی مشغول عمله، نه.

1044
01:23:22,000 --> 01:23:28,541
‫- ولی نتایج آزمایش‌هاتون اومده.
‫- نه، نه. می‌خوام از ایگل بگیرم.

1045
01:23:28,709 --> 01:23:31,583
‫شاید بتونین پیجش کنین؟

1046
01:23:31,792 --> 01:23:35,516
‫می‌تونم بررسی کنم ببینم
‫واقعا تو عمل هست یا نه.

1047
01:23:35,566 --> 01:23:36,791
‫خوبه.

1048
01:23:37,667 --> 01:23:40,916
‫ما قرار بود عمل رو تو هامبورگ انجام بدیم.

1049
01:23:41,125 --> 01:23:45,083
‫- چون اون کلینیک بهترینه.
‫- حتما می‌دونین.

1050
01:23:45,250 --> 01:23:48,708
‫- البته به جز کپنهاگن.
‫- اونا هم خیلی خوبن.

1051
01:23:48,917 --> 01:23:53,958
‫ولی وقتی با هامبورگ حرف می‌زدیم،
‫گفتم که ما ایگل رو می‌شناسیم.

1052
01:23:54,167 --> 01:24:00,916
‫اونا گفتن: «چرا بیایین هامبورگ،
‫وقتی یکی از بهترین‌های اروپا تو نروژه؟»

1053
01:24:01,125 --> 01:24:08,791
‫جالب اینه که عموی ایگل،
‫هاکون سویلند، پدر منو درمان کرد.

1054
01:24:09,000 --> 01:24:12,208
‫نه برای همین بیماری. اون جراح قلب بود.

1055
01:24:12,417 --> 01:24:17,416
‫و کلبه‌اش کنار خونه‌ی والدینم بود،
‫اون بالا توی میسوستر.

1056
01:24:17,625 --> 01:24:20,458
‫- فهمیدم. چه تصادفی.
‫- درسته؟

1057
01:24:20,667 --> 01:24:23,541
‫ایگل یه جراح فوق‌العاده‌ست، معلومه.

1058
01:24:24,917 --> 01:24:28,004
‫همین الان کارش تموم شد.
‫تا چند دقیقه دیگه میاد پایین...

1059
01:24:28,054 --> 01:24:30,208
‫یکم تاخیر داشتن.

1060
01:24:30,417 --> 01:24:32,583
‫تا ده دقیقه دیگه میاد پایین.

1061
01:24:32,792 --> 01:24:34,374
‫مرسی.

1062
01:24:36,000 --> 01:24:39,708
‫- پدر سوره تا 105 سالگی زنده بود.
‫- ولی دیگه نیست.

1063
01:24:39,917 --> 01:24:45,791
‫بهار فوت کرد، ولی تا آخرین لحظه
‫سرحال و هوشیار بود.

1064
01:24:46,000 --> 01:24:48,416
‫- آره، همینطور بود.
‫- کمتر کسی انقدر خوش‌شانسه.

1065
01:24:48,625 --> 01:24:53,416
‫- درسته، و برادرش هنوز زنده‌ست.
‫- برادر من نه، عموم.

1066
01:24:53,584 --> 01:24:57,583
‫آره، عموی ایشونه.
‫خب، همجنسگراست، ولی...

1067
01:24:57,792 --> 01:25:01,958
‫حیفه، چون دیگه وارثی نداره، ولی...

1068
01:25:02,167 --> 01:25:06,416
‫هنوز سرحاله، قطعا.
‫ما تو خانواد‌مون خیلی عمر می‌کنیم.

1069
01:25:06,584 --> 01:25:08,999
‫- آره...
‫- آره، همینطوره.

1070
01:25:09,959 --> 01:25:14,999
‫105 سال؟ بعضی‌ها انقدر نچسبن که بعد
‫حرف زدن باهاشون دلت می‌خواد دوش بگیری.

1071
01:25:15,125 --> 01:25:18,249
‫بهت برخورد؟

1072
01:25:18,417 --> 01:25:23,083
‫اونم مثل بقیه می‌ترسه همدمش
‫ رو از دست بده. از مرگ می‌ترسه.

1073
01:25:23,292 --> 01:25:24,594
‫تو بهت برنخورد؟

1074
01:25:24,644 --> 01:25:27,333
‫چون نمی‌خواست معاینه‌اش کنم؟

1075
01:25:27,500 --> 01:25:31,249
‫ایگل زبونشون رو بلده.
‫من خوب درکشون می‌کنم.

1076
01:25:31,375 --> 01:25:37,333
‫یه چیز دیگه... رفتی اون دوستی که تو
‫گرایندر پیدا کرده بودی رو دیدی؟

1077
01:25:38,500 --> 01:25:40,499
‫آره، سر زدم.

1078
01:25:42,917 --> 01:25:45,666
‫پیشنهاد دادم تو خرید بهش کمک کنم.

1079
01:25:45,875 --> 01:25:49,041
‫یه حد و مرزی هست دیگه، می‌فهمی؟

1080
01:25:49,209 --> 01:25:52,958
‫نمی‌شه به کسایی که تو گرایندر می‌بینی
‫پیشنهاد پرستاری خونه بدی.

1081
01:25:53,084 --> 01:25:56,249
‫به من ربطی نداره،
‫ولی برای خودم هم همینطوره.

1082
01:25:56,459 --> 01:26:01,624
‫منم نمی‌تونم به یکی به خاطر این که کلبه
‫والدینمون کنار همه، امتیاز بدم.

1083
01:26:01,792 --> 01:26:05,541
‫- نه...
‫- نه. و یه چیز دیگه.

1084
01:26:05,750 --> 01:26:08,667
‫اگه این یه دختر بود
‫که توی تیندر دیده بودی...

1085
01:26:08,717 --> 01:26:10,583
‫یه لحظه هم معطل نمی‌کردم، نه می‌گفتم.

1086
01:26:10,750 --> 01:26:13,083
‫ولی الان نمی‌گم، که برام گیج‌کننده‌ست.

1087
01:26:13,250 --> 01:26:17,749
‫به خاطر اینه که هر دوتون مردین
‫که من اینجوری می‌شم...

1088
01:26:17,917 --> 01:26:21,708
‫به هر حال، این مریض آسیب‌پذیره،
‫پس فکر می‌کنم...

1089
01:26:21,917 --> 01:26:23,166
‫نه، این...

1090
01:26:24,834 --> 01:26:28,208
‫واسه زدن مخش چنین کاری نمی‌کنم.

1091
01:26:28,417 --> 01:26:31,541
‫- اصلا علاقه‌ای ندارم.
‫- به من ربطی نداره.

1092
01:26:31,709 --> 01:26:34,791
‫و فکر نمی‌کنم سیگنال اشتباهی داده باشم.

1093
01:26:35,667 --> 01:26:40,791
‫فقط فکر می‌کنم کمک کردن به کسی
‫برای خرید که اشکالی نداره، نه؟

1094
01:26:43,542 --> 01:26:46,708
‫نه، احتمالا حق با توئه.

1095
01:26:46,917 --> 01:26:50,666
‫- معلومه که حق با توئه. ولی گوش کن...
‫- چی؟

1096
01:26:50,875 --> 01:26:54,662
‫یه چیزی هست که هی تو ذهنمه، باید بگم.

1097
01:26:54,712 --> 01:26:56,666
‫یه موضوع جداست، باشه؟

1098
01:26:56,875 --> 01:27:01,958
‫هیچ ربطی به گرایندر نداره،
‫ولی چیزیه که زیاد بهش فکر می‌کنم.

1099
01:27:02,167 --> 01:27:05,583
‫ما بیماران همجنس‌گرا زیاد داریم.

1100
01:27:05,792 --> 01:27:08,833
‫مطمئنم من زودتر از تو تشخیصشون می‌دم.

1101
01:27:09,000 --> 01:27:13,041
‫یه نگاه می‌کنم می‌فهمم،
‫و چیزی که می‌بینم اینه که...

1102
01:27:16,667 --> 01:27:22,124
‫چون می‌دونم عواقب اون تشخیص
‫ برای اون مردها چیه.

1103
01:27:22,292 --> 01:27:24,999
‫و این چیزیه که هیچ‌وقت بهشون نمی‌گی.

1104
01:27:25,167 --> 01:27:28,458
‫به ناتوانی جنسی و ناباروری اشاره می‌کنی...

1105
01:27:28,625 --> 01:27:33,749
‫ولی تقریبا هیچ نمی‌گی که
‫برداشتن پروستات چه اثری روی سکس داره.

1106
01:27:33,917 --> 01:27:37,083
‫نه تنها نعوظت رو از دست می‌دی،
‫چیز رو هم...

1107
01:27:39,875 --> 01:27:46,749
‫وقتی رابطه‌ی مقعدی داری، اگه کسی
‫از پشت بگیرتم، رک بگم...

1108
01:27:46,917 --> 01:27:49,946
‫آلتش رو فشار می‌ده به پروستاتم.

1109
01:27:49,996 --> 01:27:51,833
‫که خیلی لذت‌بخشه.

1110
01:27:52,000 --> 01:27:56,041
‫این یه بخش خیلی بزرگ از لذته که...

1111
01:27:56,875 --> 01:27:59,874
‫که وقتی پروستات رو برمی‌دارن از بین می‌ره.

1112
01:28:00,042 --> 01:28:02,041
‫و این فقط...

1113
01:28:04,125 --> 01:28:09,166
‫فکر کنم نسبت به مردهای همجنس‌گرا
‫بیشتر دلم می‌سوزه تا بقیه.

1114
01:28:09,292 --> 01:28:12,958
‫چون می‌دونم واقعا در عمل چه معنی‌ای داره.

1115
01:28:13,167 --> 01:28:16,749
‫یه جورهایی فقدانش بزرگ‌تره.

1116
01:28:17,834 --> 01:28:22,208
‫هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم.
‫متاسفم.

1117
01:28:22,417 --> 01:28:24,708
‫اشکالی نداره.

1118
01:28:24,917 --> 01:28:28,017
‫و کاملا بی‌ربطه، فقط...

1119
01:28:28,067 --> 01:28:29,083
‫نه، نه.

1120
01:28:29,292 --> 01:28:33,083
‫انقدر بهش فکر کردم که مجبور شدم بگم.

1121
01:28:33,209 --> 01:28:35,791
‫خیلی خوشحالم که گفتی.
‫مرسی.

1122
01:28:37,375 --> 01:28:40,291
‫خب، دیگه گفته شد.

1123
01:29:52,292 --> 01:29:56,708
‫[سه‌شنبه، 26 اوت]

1124
01:29:56,834 --> 01:30:02,541
‫دوستم قرار بود کمکم کنه،
‫ولی مجبور شد سگش رو ببره دامپزشکی.

1125
01:30:03,834 --> 01:30:08,958
‫- همونی که قرار بود توی خرید کمکت کنه؟
‫- آره، فردا می‌ره خرید.

1126
01:30:09,167 --> 01:30:11,539
‫ولی اونوقت امشب چیزی نداری.

1127
01:30:11,589 --> 01:30:12,583
‫اشکالی نداره.

1128
01:30:12,750 --> 01:30:16,833
‫پس من می‌برمت خونه،
‫بعدش برات خرید می‌کنم.

1129
01:30:17,042 --> 01:30:21,624
‫- نه، نه. واقعا لازم نیست.
‫- اشکالی نداره. جدی.

1130
01:30:22,875 --> 01:30:26,833
‫- سوندت خوبه؟
‫- خیلی اذیتم می‌کنه، ولی...

1131
01:30:27,042 --> 01:30:29,916
‫- خوب محکم شده؟
‫- هست، سر جاشه.

1132
01:30:30,125 --> 01:30:31,166
‫هی...

1133
01:30:34,292 --> 01:30:36,916
‫کیسه هنوز پر نیست.

1134
01:30:37,125 --> 01:30:39,541
‫یادت دادن چطوری خالیش کنی؟

1135
01:30:43,750 --> 01:30:47,208
‫- پوشک هم گرفتی؟
‫- آره.

1136
01:30:48,334 --> 01:30:50,141
‫نسخه هم گرفتی؟

1137
01:30:50,191 --> 01:30:53,083
‫هر چی نسخه بود دادن. حتی ویاگرا!

1138
01:30:53,292 --> 01:30:56,791
‫- برای این که دوباره نعوظ داشته باشی.
‫- می‌دونم.

1139
01:30:59,417 --> 01:31:04,208
‫- وقتی شنیدی ناراحت شدی؟
‫- آره، می‌شه گفت.

1140
01:31:04,417 --> 01:31:06,541
‫ولی نیتشون خیره.

1141
01:31:06,750 --> 01:31:10,208
‫خوبه که در موردش حرف زدن. مهمه.

1142
01:31:11,334 --> 01:31:14,499
‫فقط باید با ریتم خودت پیش بری.

1143
01:31:25,750 --> 01:31:27,624
‫فکر کنم باید بریم.

1144
01:31:40,750 --> 01:31:44,541
‫ما تمرکزمون روی اینه که
‫مریض‌ها دوباره خوب بشن.

1145
01:31:44,750 --> 01:31:47,249
‫ولی واقعا توانش رو نداریم...

1146
01:31:47,417 --> 01:31:51,874
‫که با اندوهی که بعضی‌ها بعد از
‫ عمل حس می‌کنن کنار بیایم.

1147
01:31:52,042 --> 01:31:57,583
‫این که یکی بیاد داخل بدنت و چیزی رو برداره
‫ یا تغییر بده...

1148
01:31:57,709 --> 01:32:01,958
‫ممکنه حسش... خب مثل تجاوز نباشه...

1149
01:32:02,125 --> 01:32:05,083
‫ولی شاید بیشتر شبیه ورود اجباری باشه.

1150
01:32:05,292 --> 01:32:09,083
‫بیدار می‌شی و بدنت کاملا فرق کرده.

1151
01:32:09,292 --> 01:32:12,541
‫بعضی‌ها یه حس از دست دادن دارن.

1152
01:32:12,750 --> 01:32:13,999
‫نمی‌تونیم عوضش کنیم...

1153
01:32:14,209 --> 01:32:17,541
‫ولی بهتره بپذیریم که بعضی‌ها
‫ ممکنه غصه بخورن.

1154
01:32:17,750 --> 01:32:22,208
‫و اون غصه شاید نیاز به زمان داشته باشه
‫تا خوب شه یا تبدیل به چیز دیگه‌ای بشه.

1155
01:32:22,417 --> 01:32:26,208
‫- چیز دیگه‌ای؟
‫- آره.

1156
01:32:26,417 --> 01:32:32,208
‫من دقیق نمی‌دونم، ولی چیزی که یاد گرفتم
‫اینه که بدن یه میدان جنگه.

1157
01:32:32,417 --> 01:32:35,499
‫به نفعمونه اینو جدی بگیریم...

1158
01:32:35,709 --> 01:32:39,708
‫همه‌چیز رو آروم بپذیریم و باهاش نجنگیم.

1159
01:32:39,917 --> 01:32:44,333
‫این فقط درباره بیماری نیست.
‫درباره جنسیت و میل هم هست.

1160
01:32:46,584 --> 01:32:50,083
‫زن اولم سرطان داشت.

1161
01:32:50,292 --> 01:32:52,541
‫قبل از این که همدیگه رو ببینیم.

1162
01:32:54,125 --> 01:32:56,999
‫چند بار ازدواج کردی؟

1163
01:32:57,167 --> 01:32:58,624
‫- دو بار.
‫- عه.

1164
01:32:59,750 --> 01:33:04,666
‫هیچوقت دوست نداشتی
‫ ازدواج کنی و بچه‌دار بشی؟

1165
01:33:06,417 --> 01:33:08,208
‫نه.

1166
01:33:08,417 --> 01:33:10,958
‫فکر کنم دوباره می‌تونم ازدواج کنم.

1167
01:33:11,167 --> 01:33:15,291
‫چی باعث می‌شه فکر کنی
‫بار سوم جواب می‌ده؟

1168
01:33:16,750 --> 01:33:21,749
‫- وقتی عاشق می‌شی اینطوری فکر می‌کنی.
‫- ولی دیدی که چطوری می‌تونه عوض بشه.

1169
01:33:22,625 --> 01:33:26,083
‫من نمی‌فهمم چرا مردم
‫این نیاز به ازدواج رو حس می‌کنن.

1170
01:33:26,292 --> 01:33:30,958
‫اگه عشق هست و می‌خوای با هم باشی،
‫همین کافی نیست؟

1171
01:33:31,167 --> 01:33:34,053
‫یه چیزی در مورد اون قولی
‫ که می‌دی وجود داره.

1172
01:33:34,103 --> 01:33:36,541
‫قولی که دو بار شکوندیش...

1173
01:33:36,750 --> 01:33:39,916
‫ولی هنوز حاضری
‫بار سوم دوباره بدی؟

1174
01:33:40,125 --> 01:33:43,666
‫پس ازدواج با یه دروغ بزرگ شروع می‌شه.

1175
01:33:43,875 --> 01:33:48,083
‫و همه می‌دونن که دروغ
‫پایه‌ی سستی برای ساختنه.

1176
01:33:48,292 --> 01:33:53,666
‫از نظر من ازدواج یه جور واحد تولیدیه...

1177
01:33:53,875 --> 01:33:56,999
‫که هدف اصلیش
‫بچه‌دار شدنه.

1178
01:33:58,125 --> 01:34:00,999
‫- تو اینجوری می‌بینیش؟
‫- آره.

1179
01:34:02,000 --> 01:34:05,374
‫در اصل همین‌طوره.

1180
01:34:05,584 --> 01:34:11,541
‫با یه پروژه مشترک شروع می‌شه،
‫ولی آخرش میفته گردن بچه‌ها...

1181
01:34:11,750 --> 01:34:13,554
‫که پروژه رو ادامه بدن...

1182
01:34:13,604 --> 01:34:18,041
‫وقتی والدین دیگه
‫نمی‌تونن یا نمی‌خوان سرمایه‌گذاری کنن.

1183
01:34:19,000 --> 01:34:20,958
‫اونا می‌تونن جدا شن و از نو شروع کنن...

1184
01:34:21,167 --> 01:34:25,166
‫ولی بچه‌ها تا آخر عمر
‫گیر اون ازدواج می‌مونن.

1185
01:34:28,292 --> 01:34:32,166
‫- متاسفم.
‫- صرفا این‌طوری می‌گی دیگه.

1186
01:34:34,917 --> 01:34:40,541
‫فقط پر از عذاب وجدان می‌شم.
‫ولی اشکالی نداره.

1187
01:34:42,000 --> 01:34:44,749
‫من همیشه همینطوریم.

1188
01:34:45,750 --> 01:34:47,791
‫واقعا؟

1189
01:34:49,042 --> 01:34:50,999
‫آره، همیشه.

1190
01:34:53,875 --> 01:34:57,749
‫پس نباید ازت بخوام
‫با من ازدواج کنی؟

1191
01:35:00,167 --> 01:35:02,874
‫اشکالی نداره.
‫هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

1192
01:35:03,084 --> 01:35:04,583
‫مرسی.

1193
01:35:06,167 --> 01:35:09,166
‫قول می‌دم. ولی...

1194
01:35:13,917 --> 01:35:16,624
‫اشکالی داره اگه بگم...

1195
01:35:18,417 --> 01:35:21,291
‫عاشق شدم؟

1196
01:35:23,875 --> 01:35:27,291
‫اشکالی نداره.
‫می‌تونی بگی.

1197
01:35:44,417 --> 01:35:47,666
‫همیشه همینطوری‌ای؟
‫انقدر مهربون؟

1198
01:35:47,875 --> 01:35:49,583
‫همیشه.

1199
01:35:49,792 --> 01:35:52,624
‫زندگی خیلی کوتاهه، می‌دونی.

1200
01:35:55,417 --> 01:35:58,791
‫بیورن، کیسه‌ات...
‫فکر کنم باید خالی بشه.

1201
01:35:59,000 --> 01:36:02,166
‫عه. راست میگی.

1202
01:36:06,167 --> 01:36:08,624
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه، نه.

1203
01:36:18,167 --> 01:36:20,749
‫نه! نه...

1204
01:36:29,167 --> 01:36:32,791
‫من خوبم. لطفا نیا تو.

1205
01:36:33,000 --> 01:36:35,999
‫- هی، می‌تونم...
‫- خوبم.

1206
01:36:37,042 --> 01:36:39,958
‫- سطل داری؟
‫- تو آشپزخونه‌ست.

1207
01:36:40,167 --> 01:36:43,999
‫- زیر کابینت.
‫- باشه.

1208
01:38:03,834 --> 01:38:09,749
‫- اونایی که تو عکس‌ها هستن کیان؟
‫- داگ هامرشولد اون یکی رو گرفته.

1209
01:38:10,625 --> 01:38:14,166
‫- خوبه.
‫- آره. به نظرم تاثیرگذاره.

1210
01:38:15,834 --> 01:38:18,874
‫اون یکی عکس پالمه‌ست.

1211
01:38:21,625 --> 01:38:24,624
‫یه جور همجنس‌گرایی ظریف توشه.

1212
01:38:27,125 --> 01:38:29,912
‫تو بیمارستان خیلی نخوابیدی.

1213
01:38:29,962 --> 01:38:30,874
‫نه.

1214
01:38:31,084 --> 01:38:36,083
‫از وقتی عمل کردم زیاد نخوابیدم.
‫ بیدار دراز می‌کشم و فکر می‌کنم.

1215
01:38:36,292 --> 01:38:37,791
‫به چی؟

1216
01:38:38,000 --> 01:38:42,541
‫به همه‌چیز. که چقدر بی‌معنی بوده.

1217
01:38:42,750 --> 01:38:46,666
‫بی‌معنی؟ واقعا اینطوری فکر می‌کنی؟

1218
01:38:46,834 --> 01:38:52,958
‫گفتنش وحشتناکه، ولی کم‌کم
‫داره برام روشن می‌شه.

1219
01:38:53,167 --> 01:38:59,083
‫صبح روز عملم، داشتم اخبار رادیو
‫ رو گوش می‌کردم.

1220
01:38:59,292 --> 01:39:05,208
‫گفتن واکسن ایدز به‌ زودی
‫ در دسترس قرار می‌گیره.

1221
01:39:05,417 --> 01:39:06,708
‫جدی؟

1222
01:39:06,917 --> 01:39:10,958
‫همه‌گیری کرونا این فرصت رو داد
‫که فناوری ام‌آر‌ان‌ای رو آزمایش کنن.

1223
01:39:11,167 --> 01:39:13,958
‫آره شنیدم. عالی نیست؟

1224
01:39:14,167 --> 01:39:17,999
‫آره، ولی درست همون روز...

1225
01:39:20,000 --> 01:39:23,624
‫«طعنه سرنوشت»، همین نیست؟

1226
01:39:24,750 --> 01:39:30,541
‫بعد از این که تابستون 1986 همجنس‌گرا بودنم
‫رو علنی کردم...

1227
01:39:30,750 --> 01:39:32,541
‫قبل از این که من به دنیا بیام.

1228
01:39:32,750 --> 01:39:35,791
‫- جدی؟
‫- آره.

1229
01:39:37,625 --> 01:39:44,499
‫زود بعدش یه مستند
‫ تلویزیونی درباره ایدز دیدم.

1230
01:39:45,792 --> 01:39:51,291
‫مثل فیلم ترسناک بود!
‫حرف‌های معمول اون موقع رو می‌زدن.

1231
01:39:52,417 --> 01:39:59,666
‫که ایدز یه بیماری وحشتناک و مرگباره
‫که بیشتر سراغ مردهای همجنس‌گرا می‌ره.

1232
01:39:59,834 --> 01:40:07,708
‫و من حس کردم دارم مجازات می‌شم،
‫برای جرئتی که کردم و علنی کردم.

1233
01:40:07,917 --> 01:40:10,291
‫که حقم بوده.

1234
01:40:11,667 --> 01:40:17,208
‫همه‌چیز برام عوض شد.
‫شدیدا ترسیدم.

1235
01:40:17,417 --> 01:40:25,083
‫اگه سکس می‌کردم و یه ذره منی روی پوستم
‫می‌ریخت، همین کافی بود که وحشت‌زده بشم.

1236
01:40:25,292 --> 01:40:29,958
‫چه برسه به این که با کسی بخوابم
‫که نخواد کاندوم استفاده کنه.

1237
01:40:30,167 --> 01:40:34,958
‫سخت بود که پافشاری کنم،
‫خودمم ازش خوشم نمیومد.

1238
01:40:35,167 --> 01:40:41,208
‫بعدش می‌شکستم.
‫همیشه می‌دویدم آزمایش می‌دادم.

1239
01:40:41,417 --> 01:40:46,416
‫توی سالن انتظار کلینیک می‌نشستم
‫و احساس کثیفی و شرم داشتم.

1240
01:40:46,584 --> 01:40:49,583
‫و اون سه ماهی که طول می‌کشید
‫تا جواب نهایی بیاد...

1241
01:40:49,750 --> 01:40:53,958
‫از اضطراب فلج بودم.

1242
01:40:54,084 --> 01:40:57,208
‫بین ترس از مرگ و این فکر که...

1243
01:40:57,417 --> 01:41:03,916
‫چطور باید به آدم‌های نزدیکم بگم،
‫دست‌به‌دست می‌شدم.

1244
01:41:04,084 --> 01:41:07,666
‫شب‌ها بیدار می‌موندم و به پدر
‫و برادرهام فکر می‌کردم...

1245
01:41:07,834 --> 01:41:14,166
‫که مجبور می‌شن به بقیه بگن من ایدز گرفتم.

1246
01:41:15,042 --> 01:41:18,541
‫آخرش، انقدر فشار و استرس شدید شد...

1247
01:41:18,750 --> 01:41:21,208
‫که به نظرم بهتر بود
‫کلا سکس رو کنار بذارم.

1248
01:41:21,417 --> 01:41:24,083
‫کلا. ازش بگذرم.

1249
01:41:24,250 --> 01:41:26,666
‫از اضطراب خلاص بشم.

1250
01:41:26,834 --> 01:41:30,791
‫ولی بعد داروها اومدن.
‫خیلی وقته دیگه حکم مرگ نداره.

1251
01:41:31,000 --> 01:41:32,666
‫ولی هنوز می‌ترسی، نه...

1252
01:41:32,834 --> 01:41:37,208
‫از این که بیماری‌ای بگیری
‫که مجبور باشی تا آخر عمر دارو بخوری؟

1253
01:41:37,417 --> 01:41:42,208
‫و نمی‌دونی چطوری روی بدنت اثر می‌ذاره.
‫عوارض جانبی و...

1254
01:41:42,417 --> 01:41:46,416
‫پس پی‌آرای‌پی چی؟ چرا امتحانش نکردی؟

1255
01:41:46,625 --> 01:41:50,708
‫قطعا باید می‌کردم. الان می‌فهمم.

1256
01:41:50,917 --> 01:41:55,166
‫ولی وقتی اومد، حس کردم قطار رفته.

1257
01:41:55,375 --> 01:42:00,416
‫یه جورایی. نمی‌دونم، فقط خیلی... خستم.

1258
01:42:00,625 --> 01:42:03,083
‫ولی تو توی گرایندر هستی.

1259
01:42:03,292 --> 01:42:05,985
‫فقط برای نگاه کردنه.
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

1260
01:42:06,035 --> 01:42:06,916
‫خب؟

1261
01:42:08,167 --> 01:42:13,874
‫فکر نمی‌کنم چیزی ازم مونده
‫که کسی رو تحریک کنه.

1262
01:42:15,125 --> 01:42:20,541
‫وقتی گفتن باید عمل کنم
‫و سویلند گفت...

1263
01:42:21,875 --> 01:42:25,708
‫احتمال زیادی هست
‫که دیگه نعوظ نداشته باشم...

1264
01:42:25,917 --> 01:42:29,791
‫به نظرم اون کوچیک‌ترین مشکل بود.

1265
01:42:30,000 --> 01:42:36,291
‫ولی همون روز که رفتم عمل
‫و احتمال ناتوانی جنسی...

1266
01:42:37,292 --> 01:42:41,541
‫یا حداقل عقیم شدن،
‫هیچوقت دیگه انزال نداشته باشم...

1267
01:42:41,750 --> 01:42:45,916
‫همون روز، از همه روزها، بهم میگن...

1268
01:42:46,084 --> 01:42:50,166
‫که واکسن ایدز احتمالا داره میاد.

1269
01:42:51,292 --> 01:42:53,958
‫انگار به نقطه اول برگشتم.

1270
01:42:54,167 --> 01:42:58,083
‫به حرف‌هایی که روز اول
‫دیدارمون زدی فکر کردم.

1271
01:42:58,250 --> 01:43:01,958
‫که مردم باید خودشون رو جمع‌وجور کنن.

1272
01:43:02,167 --> 01:43:04,401
‫منظورم این نیست که تو باید...

1273
01:43:04,451 --> 01:43:08,041
‫ولی شاید سعی کنی
‫توی ترحم به خودت غرق نشی.

1274
01:43:12,625 --> 01:43:15,208
‫تو هنوز تموم نشدی.

1275
01:43:15,417 --> 01:43:17,666
‫حالا بیا تو تخت.

1276
01:43:31,917 --> 01:43:33,916
‫- می‌تونی خودت؟
‫- آره.

1277
01:43:37,917 --> 01:43:39,666
‫مرسی.

1278
01:43:43,292 --> 01:43:47,416
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام کنار تو دراز بکشم.

1279
01:43:47,625 --> 01:43:50,958
‫- چرا؟
‫- چون دلم می‌خواد.

1280
01:43:51,167 --> 01:43:54,916
‫نمی‌خوام کاری بکنم،
‫فقط می‌خوام کنار تو باشم.

1281
01:43:55,792 --> 01:43:57,675
‫نباید از سر ترحم بکنی.

1282
01:43:57,725 --> 01:44:00,791
‫نه، می‌کنم چون می‌خوام پیشت باشم.

1283
01:44:01,792 --> 01:44:04,541
‫به عنوان یه چیز خوب در نظرش بگیر.

1284
01:44:05,917 --> 01:44:07,916
‫به عنوان یه مسکن، واسه هر دومون.

1285
01:44:10,500 --> 01:44:12,666
‫جدی می‌گم.

1286
01:44:36,167 --> 01:44:38,541
‫صرفا سعی کن آروم باشی.

1287
01:44:47,917 --> 01:44:51,583
‫[چهارشنبه، 27 اوت]

1288
01:45:19,167 --> 01:45:21,458
‫من می‌رم سر کار.

1289
01:45:21,667 --> 01:45:25,166
‫- حالت چطوره امروز؟
‫- بد نیستم.

1290
01:45:29,667 --> 01:45:33,916
‫خوبه، ولی کیسه باید به زودی تخلیه بشه.

1291
01:45:37,042 --> 01:45:38,999
‫چیه؟

1292
01:45:40,625 --> 01:45:44,249
‫- شاید این الان عجیب باشه.
‫- چی عجیب باشه؟

1293
01:45:45,625 --> 01:45:49,228
‫لزومی نداره چون باهام خوابیدی...

1294
01:45:49,278 --> 01:45:52,374
‫حس کنی که باید برگردی اینجا.

1295
01:45:53,792 --> 01:45:56,833
‫بیورن... بیورن، بیورن، بیورن.

1296
01:45:57,042 --> 01:45:59,833
‫باید بیشتر به مردم ایمان داشته باشی.

1297
01:46:14,125 --> 01:46:15,166
‫خداحافظ.

1298
01:46:22,917 --> 01:46:24,708
‫سلام آیدا.

1299
01:46:24,917 --> 01:46:26,041
‫سلام.

1300
01:46:27,000 --> 01:46:29,055
‫خیلی وقته اینجا نشستی؟

1301
01:46:29,105 --> 01:46:32,166
‫اومدم داخل، ولی هنوز توی تخت بودین.

1302
01:46:32,375 --> 01:46:36,916
‫- این هفته پیش مامان می‌مونی.
‫- نمی‌خوام پیش مامان باشم.

1303
01:46:37,125 --> 01:46:38,999
‫نه، می‌فهمم، ولی...

1304
01:46:40,167 --> 01:46:42,583
‫برو داخل تا بیاییم با هم صبحونه بخوریم.

1305
01:46:42,792 --> 01:46:45,791
‫اول با ماریان خداحافظی کنم.

1306
01:46:52,667 --> 01:46:54,471
‫ببخشید.

1307
01:46:54,521 --> 01:46:58,416
‫لازم نیست عذرخواهی بکنی.
‫من باید عذرخواهی بکنم.

1308
01:46:58,625 --> 01:47:02,958
‫آیدا از سحر روی ایوان می‌شینه.
‫می‌ترسه بره توی اتاق خودش...

1309
01:47:03,167 --> 01:47:08,291
‫و چون من خوابم معمولا می‌خزه میاد پیش من!
‫این درست نیست!

1310
01:47:08,500 --> 01:47:13,916
‫یه کاریش می‌کنیم. با سولویگ حرف می‌زنم.

1311
01:47:21,042 --> 01:47:24,833
‫می‌دونی به نظرم بهترین چیز چی می‌بود؟

1312
01:47:25,042 --> 01:47:31,458
‫که اگه من و تو یه شب توی
‫ قایق نسوددن آشنا می‌شدیم.

1313
01:47:31,667 --> 01:47:35,916
‫تصادفا. به نظرت امکانش هست؟

1314
01:47:54,167 --> 01:47:57,583
‫- عه سلام!
‫- سلام!

1315
01:47:57,792 --> 01:47:59,958
‫- اینجا نشستی؟
‫- آره؟

1316
01:48:00,167 --> 01:48:03,583
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- از پیش اوله میای؟

1317
01:48:03,792 --> 01:48:07,458
‫- آره.
‫- به آیدا گفتم نره بالا.

1318
01:48:07,667 --> 01:48:13,208
‫- ببخشید اگه مزاحم شد.
‫- اصلا. نیازی به عذرخواهی نیست.

1319
01:48:13,417 --> 01:48:16,374
‫نه... زود بیدار شدی؟

1320
01:48:16,584 --> 01:48:19,291
‫- دارم می‌رم سر کار.
‫- آهان.

1321
01:48:19,500 --> 01:48:22,458
‫- پس در هر صورت باید می‌رفتی؟
‫- آره.

1322
01:48:22,667 --> 01:48:25,958
‫- تو هم زود بیدار شدی؟
‫- از سه صبح بیدارم.

1323
01:48:26,167 --> 01:48:27,958
‫- وای!
‫- آره...

1324
01:48:28,167 --> 01:48:33,083
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟
‫یکم پیشم می‌مونی؟

1325
01:48:34,500 --> 01:48:38,083
‫- فقط یکم؟
‫- آره... آره.

1326
01:48:38,292 --> 01:48:40,916
‫چه خوب. بیا!

1327
01:48:43,667 --> 01:48:45,958
‫بالشتم هست؟ مرسی.

1328
01:48:46,167 --> 01:48:48,041
‫بفرما.

1329
01:48:51,917 --> 01:48:54,923
‫از سه بیداری؟ مشکل خواب داری؟

1330
01:48:54,973 --> 01:48:55,958
‫خیلی.

1331
01:48:56,167 --> 01:49:00,958
‫چندین ساله همینم. دکتر هم رفتم.

1332
01:49:01,167 --> 01:49:04,041
‫می‌دونی، می‌گن...

1333
01:49:05,667 --> 01:49:10,458
‫خواب بد زندگی رو کوتاه می‌کنه.
‫فکر کردن بهش خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

1334
01:49:10,667 --> 01:49:14,624
‫- درک می‌کنم.
‫- دراز می‌کشی و فکر می‌کنی...

1335
01:49:14,750 --> 01:49:17,999
‫«زندگیم داره کوتاه می‌شه.»

1336
01:49:18,167 --> 01:49:22,833
‫نمی‌دونم چرا چنین چیزی بهت می‌گن،
‫کمکی که نمی‌کنه.

1337
01:49:23,042 --> 01:49:24,708
‫نه.

1338
01:49:24,917 --> 01:49:27,666
‫و به نظرم عده زیادی چنین حسی دارن.

1339
01:49:29,250 --> 01:49:31,124
‫جامعه‌شناسی؟

1340
01:49:35,084 --> 01:49:37,541
‫ آره. آره گمونم باشم.

1341
01:49:39,625 --> 01:49:44,708
‫معلم موسیقی بودی، نه؟
‫وقتی نمی‌تونی بخوابی چیکار می‌کنی؟

1342
01:49:44,917 --> 01:49:48,166
‫من روانکاو تعلیم‌دیده‌ی موسیقیم.

1343
01:49:48,375 --> 01:49:51,374
‫ولی در حال حاضر بیکارم.

1344
01:49:52,500 --> 01:49:58,041
‫اینجا کار پیدا کردن سخته.
‫دارم فکر می‌کنم که برگردم اسلو.

1345
01:49:58,250 --> 01:50:02,166
‫توی برگن یه پیشنهاد کاری دیدم.

1346
01:50:03,375 --> 01:50:07,999
‫ولی با اوله تصمیم گرفتیم که بخاطر بچه‌ها
‫ نزدیک هم زندگی کنیم.

1347
01:50:09,292 --> 01:50:14,124
‫ولی مطمئن نیستم چیز خوبی باشه،
‫می‌فهمی؟

1348
01:50:14,334 --> 01:50:18,083
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم زندگی
‫ کردن این پایین...

1349
01:50:18,292 --> 01:50:21,416
‫آخه من طبقه اولم دیگه.

1350
01:50:21,625 --> 01:50:26,583
‫که من اینجا نشستم که بچه‌ها بتونن
‫بین من و اوله در رفت و آمد باشن.

1351
01:50:26,792 --> 01:50:30,624
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم
‫ یه مجازاته. واقعا می‌گم.

1352
01:50:32,584 --> 01:50:35,124
‫تو شوهر و بچه‌ای چیزی نداری؟

1353
01:50:37,417 --> 01:50:39,374
‫- نه.
‫- نه...

1354
01:50:40,917 --> 01:50:42,791
‫خیلی آروم به نظر میای.

1355
01:50:44,917 --> 01:50:51,833
‫اولین باری که دیدمت خیلی
‫ آرام به نظر می‌رسیدی.

1356
01:50:53,792 --> 01:50:55,541
‫نه.

1357
01:50:57,667 --> 01:51:00,958
‫نه، واقعا چنین حسی ندارم.

1358
01:51:01,167 --> 01:51:04,416
‫- الان داره گریه‌ام می‌گیره.
‫- ببخشید!

1359
01:51:04,625 --> 01:51:06,791
‫اشکالی نداره فقط...

1360
01:51:07,917 --> 01:51:11,541
‫دائما حس می‌کنم دارم به یه دیوار می‌خورم.

1361
01:51:13,042 --> 01:51:16,458
‫دائما در تلاشم مسیرم رو پیدا کنم.

1362
01:51:16,625 --> 01:51:19,749
‫- ببخشید اگه حرف اشتباهی زدم.
‫- نزدی.

1363
01:51:19,875 --> 01:51:24,583
‫صادقانه بگم به نظرم مشکلی نداره
‫ که چنین حسی دارم.

1364
01:51:24,750 --> 01:51:26,791
‫باید هم همین باشه.

1365
01:51:33,750 --> 01:51:35,958
‫ببخشید...

1366
01:51:36,084 --> 01:51:39,458
‫لزومی نداره عذرخواهی کنی.

1367
01:51:39,584 --> 01:51:44,458
‫شده به نحوی حس کنی که گیر کردی؟

1368
01:51:44,584 --> 01:51:49,249
‫توی شرایط، شخصیت و یا انتظاری؟

1369
01:51:49,375 --> 01:51:51,833
‫کاملا گیر کردی، فکر می‌کنی که...

1370
01:51:53,250 --> 01:51:58,458
‫- چی شد که به اینجا کشید؟
‫- کاملا. راستش خیلی زیاد.

1371
01:51:58,625 --> 01:52:00,833
‫ولی...

1372
01:52:01,042 --> 01:52:03,416
‫- ولی گوش کن.
‫- بله؟

1373
01:52:03,625 --> 01:52:10,416
‫حتی اگه شرایط غیرممکن به نظر برسه
‫ و ناامیدی‌ها تلنبار بشن...

1374
01:52:11,917 --> 01:52:17,874
‫هیچ‌وقت نباید این باور رو از دست بدی
‫که راه خروجی هست.

1375
01:52:18,000 --> 01:52:21,791
‫- صرفا باید تحمل کنی؟
‫- آره.

1376
01:52:24,667 --> 01:52:27,083
‫«سرسختیت به مانند روزگارت خواهد بود.»

1377
01:52:27,250 --> 01:52:30,416
‫- هایدی؟
‫- آره، از هایدی بود.

1378
01:52:33,167 --> 01:52:36,624
‫من دیگه برم، وگرنه دیرم می‌شه.

1379
01:52:36,792 --> 01:52:40,458
‫چرا من و تو و هایدی یه بار دور هم جمع نشیم؟

1380
01:52:40,667 --> 01:52:44,041
‫- خیلی خوب می‌شه!
‫- با هایدی بریم اسلو و...

1381
01:52:44,209 --> 01:52:46,499
‫- آره.
‫- می‌تونیم بریم بیرون که غذا بخوریم.

1382
01:52:46,667 --> 01:52:49,583
‫نمی‌خوام چیزی رو بین تو و اوله خراب کنم.

1383
01:52:49,792 --> 01:52:53,708
‫- می‌تونی پشت سر بذاریش.
‫- جدی؟

1384
01:52:53,875 --> 01:52:59,083
‫- می‌تونی شماره‌ام رو از هایدی بگیری.
‫- هایدی. بهت زنگ بزنم یا...

1385
01:53:00,292 --> 01:53:02,833
‫- من باید برم.
‫- با هایدی حرف می‌زنم پس.

1386
01:53:03,042 --> 01:53:05,749
‫- مرسی که پیشم نشستی.
‫- بابت قهوه ممنون.

1387
01:53:05,917 --> 01:53:10,249
‫- خوشحال شدم باهات حرف زدم. می‌بینمت!
‫- منم! باشه! خداحافظ!

1388
01:53:33,792 --> 01:53:36,374
‫سلام.
‫- مسافر شدی پس؟

1389
01:53:36,584 --> 01:53:38,166
‫- نه.
‫- نه؟

1390
01:53:38,334 --> 01:53:41,833
‫شب رو خونه‌ی فلانی بودی؟

1391
01:53:42,042 --> 01:53:45,583
‫- آره.
‫- اوضاع خوب پیش می‌ره؟

1392
01:53:45,792 --> 01:53:48,208
‫- آره.
‫- خوشحال به نظر میای.

1393
01:53:48,417 --> 01:53:52,083
‫- صرفا هیجان دارم که می‌رم سر کار.
‫- باشه.

1394
01:53:52,250 --> 01:53:54,416
‫نه، راستش واقعا خوشحالم.

1395
01:53:54,584 --> 01:53:56,583
‫انگار فکرم باز شده.

1396
01:53:56,792 --> 01:53:57,708
‫محشره.

1397
01:53:57,917 --> 01:54:00,458
‫- تو چی؟ تو هم خوشحال به نظر میای.
‫- آره؟

1398
01:54:00,667 --> 01:54:04,291
‫گمونم باشم دیگه؟
‫راجع به رفتن سر کار هم هیجان دارم.

1399
01:54:04,500 --> 01:54:06,166
‫- سلام.
‫- سلام.

1400
01:54:06,375 --> 01:54:07,416
‫زود بیدار شدی؟

1401
01:54:07,584 --> 01:54:11,958
‫با آنا و موسیقیدان‌ها جلسه دارم.

1402
01:54:12,167 --> 01:54:15,458
‫خونه‌ی اوله هارالد بودی؟

1403
01:54:15,584 --> 01:54:19,416
‫پروژه چطوری پیش می‌ره؟
‫واسه سالگرد تصمیمی نگرفتن؟

1404
01:54:19,584 --> 01:54:21,833
‫چرا، قراره...

1405
01:54:22,042 --> 01:54:23,833
‫باشه...

1406
01:54:24,000 --> 01:54:28,374
‫آره، دیروز یه جلسه‌ی مزخرف داشتم.

1407
01:54:29,792 --> 01:54:32,833
‫ولی در هر صورت اوضاع داره
‫بالاخره اون‌طوری که می‌خوام پیش می‌ره.

1408
01:54:33,042 --> 01:54:34,958
‫- وای!
‫- اونطوری که فکر می‌کنی نیست.

1409
01:54:35,167 --> 01:54:38,708
‫فهمیدم احمقانست که کلی
‫ پول خرج یه مهمونی کنی.

1410
01:54:38,917 --> 01:54:44,708
‫قانعشون کردم که کاری کنن که ارتباط
‫ برقرار کردن با شورا راحت‌تر بشه.

1411
01:54:44,917 --> 01:54:49,166
‫که بتونن هر وقت که خواستن کمک بگیرن.
‫خیلی ساده.

1412
01:54:49,334 --> 01:54:54,124
‫یه مراسم کوچیک روی سقف ساختمان شهرداری
‫می‌گیریم، همونطور که آنا پیشنهاد داد.

1413
01:54:54,334 --> 01:54:57,458
‫یه قطعه نوشتیم که خواننده‌ای
‫ باید اجراش کنه...

1414
01:54:57,667 --> 01:54:59,892
‫که باید نمایانگر «دختر اسلو» باشه.

1415
01:54:59,942 --> 01:55:01,749
‫یه چیزی مثل روایت روزانه‌اش.

1416
01:55:01,917 --> 01:55:04,458
‫الان داریم همین رو تمرین می‌کنیم.

1417
01:55:04,667 --> 01:55:10,958
‫این خیلی ساده‌تر و بامعنی‌تره به نظرم.

1418
01:55:11,167 --> 01:55:13,958
‫پس دیگه نمی‌خوای استعفاء بدی؟

1419
01:55:14,167 --> 01:55:16,916
‫می‌خواستم استعفاء بدم.

1420
01:55:18,167 --> 01:55:21,416
‫فکر کن ببین چقدر دستاورد داشتی هایدی.

1421
01:55:21,625 --> 01:55:24,999
‫نمی‌شه الان استعفاء بدی.
‫طرز فکر خیلی خوبی داری.

1422
01:55:25,209 --> 01:55:28,541
‫به امثال تو توی شهرداری نیاز داریم.

1423
01:55:28,750 --> 01:55:32,458
‫این دیگه تازگی داره!
‫«توی شهرداری بهت نیاز داریم.»

1424
01:55:32,667 --> 01:55:35,958
‫- تو هم. به تو هم نیاز داریم.
‫- ولی به تو نه؟

1425
01:55:36,167 --> 01:55:39,041
‫من؟ البته. من خود شهرداریم.

1426
01:55:39,292 --> 01:55:49,292
‫«مترجم: «تارخ علی‌خانی
‫ تلگرام: aManOfWar@

1427
01:55:54,333 --> 01:56:04,333
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]
