﻿

1
00:00:03,600 --> 00:00:20,354
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

3
00:00:44,044 --> 00:00:52,482
‫[«از طریق دایره‌ای که همیشه به همان
‫نقطه باز می‌گردد,» - ادگار آلن پو]

4
00:05:14,397 --> 00:05:25,116
‫[تصویر خانوادگی]

5
00:08:01,699 --> 00:08:03,159
‫اگه محور تقارن,,,

6
00:08:03,159 --> 00:08:06,704
‫اگه محور تقارن یه کریستال,,,

7
00:08:07,830 --> 00:08:11,333
‫اگه محور تقارن یه کریستال موازی
‫ با میدان قطبنده نباشه,,,

8
00:08:12,334 --> 00:08:15,546
‫یه میدان مغناطیسی کوچیک عمود
‫ بر اون تولید می‌شه,

9
00:08:17,298 --> 00:08:20,468
‫برای این که ببینیم نابرابری بتا قراره
‫باعث بشه که,,,

10
00:08:21,135 --> 00:08:25,890
‫یه قطره محلول کلرید کبالت رو گذاشتیم روی
‫ یه دیسک پلاستیکی نازک خشک بشه,,,

11
00:08:26,390 --> 00:08:28,726
‫و دیسک رو به کف همون محفظه چسبوندیم,

12
00:08:30,019 --> 00:08:30,436
‫با این روش,,,

13
00:08:30,436 --> 00:08:33,564
‫هسته‌های کبالت به اندازه‌ای
‫سرد نمی‌شن  که,,,

14
00:08:34,565 --> 00:08:38,068
‫قطبش هسته‌ای قابل ‌توجهی ایجاد کنن، در
‫نتیجه محفظه همون رفتاری رو نشون می‌ده,,,

15
00:08:38,068 --> 00:08:38,903
‫که قبلا داشت,

16
00:10:01,610 --> 00:10:03,821
‫زیبای خفته بیداره؟

17
00:10:04,238 --> 00:10:06,490
‫آره، یه مدتیه بیدارم,

18
00:10:07,575 --> 00:10:09,451
‫داشتی چی کار می‌کردی؟

19
00:10:09,493 --> 00:10:11,078
‫کار خاصی نمی‌کردم,

20
00:10:17,251 --> 00:10:18,961
‫خوابت چطور بود؟

21
00:10:19,587 --> 00:10:23,757
‫نصفه‌شب بیدار شدم و تا مدت
‫ زیادی نتونستم دوباره بخوابم,,,

22
00:10:23,757 --> 00:10:24,592
‫هی تکرار می‌شه,

23
00:10:26,218 --> 00:10:27,928
‫بیچاره,

24
00:10:34,602 --> 00:10:36,520
‫آروم! مثانه‌م!

25
00:10:40,816 --> 00:10:41,900
‫یه چیزی خوندم قبلا,,,

26
00:10:41,900 --> 00:10:43,652
‫می‌خوام برات بخونمش,

27
00:10:45,946 --> 00:10:48,073
‫گوشیم زیرته,

28
00:11:09,094 --> 00:11:11,972
‫«یه دختر جوان، ظهر از مدرسه
‫ برمی‌گرده خونه,

29
00:11:12,681 --> 00:11:15,100
‫«می‌شینه پشت میز آشپزخانه که غذای داغی رو,,

30
00:11:15,100 --> 00:11:17,311
‫که مادرش براش درست کرده بخوره,

31
00:11:18,228 --> 00:11:20,481
‫مادر روبه‌روش می‌شینه,,,

32
00:11:20,481 --> 00:11:23,067
‫بینشون سکوت شکل می‌گیره,

33
00:11:23,067 --> 00:11:25,903
‫دختر مشغول خوردن غذاشه,

34
00:11:25,903 --> 00:11:28,697
‫یه‌ دفعه سرش رو بلند می‌کنه,,,

35
00:11:28,697 --> 00:11:31,033
‫و جلوی خودش یه جفت چشم ترسناک می‌بینه,,,

36
00:11:31,784 --> 00:11:35,954
‫که تهی از هر خصوصیت انسانی،
‫ بی‌حرکت بهش زل زدن,

37
00:11:36,830 --> 00:11:40,334
‫انگار مادرش از این دنیا رفته و جاش رو,,,

38
00:11:40,334 --> 00:11:45,464
‫داده به چشم‌های یه هیولا که نگاهش
‫می‌کنه بدون این که واقعا ببینش,

39
00:11:45,839 --> 00:11:48,592
‫دختر کوچولو زیر اون نگاه می‌لرزه,,,

40
00:11:48,592 --> 00:11:50,212
‫و نمی‌تونه نگاهش رو ازش برداره,

41
00:11:50,928 --> 00:11:51,428
‫این صحنه,,,

42
00:11:51,428 --> 00:11:53,430
‫بارها توی دوران کودکیش تکرار می‌شه,

43
00:11:54,431 --> 00:11:56,558
‫اون دختر نوجوان می‌شه، همسر,,,

44
00:11:56,975 --> 00:12:00,187
‫مادر، و یک زن شاغل,

45
00:12:00,187 --> 00:12:02,773
‫اون نگاه همیشه برمی‌گرده,,,
‫همراه با این سوال که,,,

46
00:12:03,941 --> 00:12:06,151
‫«وقتی مادرم اون نگاه خالی رو,,,

47
00:12:06,151 --> 00:12:07,986
‫پیشم گذاشت، کجا ‌رفت؟»

48
00:12:18,414 --> 00:12:19,123
‫می‌خوای من,,,

49
00:12:19,123 --> 00:12:21,166
‫ناظر بسته‌بندیت بشم؟

50
00:12:23,085 --> 00:12:25,295
‫مطمئنی؟

51
00:12:53,741 --> 00:12:54,616
‫یادته دیشب,,,

52
00:12:54,616 --> 00:12:56,326
‫به ویل چی گفتی؟

53
00:12:57,995 --> 00:13:00,456
‫راجع به زبان‌هایی که بلدی؟

54
00:13:00,998 --> 00:13:03,250
‫آره، فکر کنم یادمه,

55
00:13:03,792 --> 00:13:06,462
‫چرا انقدر طعنه‌آمیز جواب دادی؟

56
00:13:08,756 --> 00:13:10,382
‫همه فکر می‌کنن,,,

57
00:13:10,591 --> 00:13:13,135
‫من لهجه‌ی روسی دارم،
‫با این که می‌دونن اهل لهستانم,

58
00:13:14,428 --> 00:13:15,554
‫می‌دونم,,,

59
00:13:16,513 --> 00:13:19,099
‫ولی بقیه سخت تشخیص می‌دن,,,

60
00:13:19,099 --> 00:13:21,435
‫که داری شوخی می‌کنی یا نه,

61
00:13:23,353 --> 00:13:25,481
‫یه حس عجیب دارم که می‌خوام یه جوک بگم,

62
00:13:26,565 --> 00:13:29,526
‫حتی اگه کسی نفهمش، فقط,,,

63
00:13:30,944 --> 00:13:32,070
‫بذار همین‌طوری توی فضا بمونه,,,

64
00:13:32,070 --> 00:13:33,864
‫که جو عجیب بشه,

65
00:13:34,531 --> 00:13:35,908
‫خب باشه,

66
00:13:38,118 --> 00:13:38,660
‫راستی,,,

67
00:13:39,536 --> 00:13:41,163
‫ملت فکر می‌کنن من از یه جای خیلی شرقیم,

68
00:13:42,206 --> 00:13:42,831
‫منظورت چیه؟

69
00:13:44,124 --> 00:13:44,666
‫یعنی,,,

70
00:13:45,709 --> 00:13:47,336
‫لهستان بیشتر مرکزیه,,,

71
00:13:47,336 --> 00:13:49,004
‫تا شرقی,

72
00:13:52,674 --> 00:13:53,884
‫آخه کنار روسیه‌ست,

73
00:13:54,510 --> 00:13:55,135
‫نه که نیست,

74
00:13:55,344 --> 00:13:56,804
‫ولی همه همین فکر رو می‌کنن,

75
00:13:56,804 --> 00:14:00,265
‫اول روسیه‌ست، لیتوانی، لتونی,,,

76
00:14:00,641 --> 00:14:01,391
‫استونی,,,

77
00:14:01,391 --> 00:14:01,892
‫خیلی‌خب,,,

78
00:14:02,184 --> 00:14:02,726
‫اوکراین,,,

79
00:14:02,726 --> 00:14:03,101
‫بلاروس,,,

80
00:14:03,101 --> 00:14:03,769
‫باشه,

81
00:14:07,648 --> 00:14:09,608
‫آخه از توضیح دادن این مزخرفات خسته می‌شم,

82
00:14:11,109 --> 00:14:12,861
‫خب، اون‌ها توی تگزاس زندگی می‌کنن,

83
00:14:13,862 --> 00:14:15,948
‫انتظار ندارم همه چیز رو
‫درباره‌ی کشور من بدونن,

84
00:14:17,616 --> 00:14:19,117
‫الان گفتی حرصت می‌گیره,,,

85
00:14:19,117 --> 00:14:21,495
‫که چرا چیز زیادی درباره‌ی لهستان نمی‌دونن,

86
00:14:22,621 --> 00:14:24,623
‫بستگی به اون فرضی داره که می‌کنن,

87
00:14:24,832 --> 00:14:25,624
‫باشه,

88
00:15:08,709 --> 00:15:09,626
‫امضا شده,

89
00:15:11,169 --> 00:15:13,547
‫ مال روز قبل از تولدمه,

90
00:15:14,339 --> 00:15:15,507
‫آره، همین‌طوره,

91
00:15:33,233 --> 00:15:35,110
‫راستش صداش خیلی آرامش‌بخشه,

92
00:15:41,325 --> 00:15:44,077
‫«وقتی رفتیم بازدید مرکز،
‫رفتیم یه مزرعه‌ی لبنی,,,

93
00:15:44,411 --> 00:15:48,165
‫و دیدم گاوهای شیرده‌
‫ شاخ دارن و شوکه شدم,

94
00:15:48,749 --> 00:15:51,168
‫ما بچه شهری‌های رای
‫ نیویورک نمی‌دونستیم,,,

95
00:15:51,168 --> 00:15:54,546
‫که کشاورزها شاخ گاوهای شیرده رو می‌زنن
‫که خودشون یا همدیگه رو زخمی نکنن,

96
00:15:55,547 --> 00:15:59,092
‫خیلی به نانسی افتخار کردم,
‫چون وقتی داشتیم گاوها رو می‌دیدیم,,,

97
00:15:59,092 --> 00:16:03,096
‫در حالی که دوربین‌های تلویزیونی داشتن
‫فیلم می‌گرفتن، دیدیم یه‌ سری سوار می‌شن,

98
00:16:03,555 --> 00:16:05,891
‫نانسی حتی پلک نزد,

99
00:16:05,891 --> 00:16:07,601
‫به این می‌گن وقار واقعی,

100
00:16:08,060 --> 00:16:10,187
‫بالاخره رسیدیم به بخش آخر,

101
00:16:10,812 --> 00:16:13,815
‫چینی‌ها گفتن گاوهاشون انقدر
‫ خوب شیر می‌دن,,,

102
00:16:13,815 --> 00:16:17,319
‫که باید روزی سه ‌بار دوشیده بشن,

103
00:16:17,986 --> 00:16:20,238
‫تا حالا انقدر کیسه به اون پری ندیده بودم,»

104
00:17:34,312 --> 00:17:35,856
‫شام دیشب خیلی خوشمزه بود,

105
00:17:35,856 --> 00:17:36,857
‫آره، واقعا بود,

106
00:17:37,024 --> 00:17:38,233
‫واقعا می‌تونم هر روز بخورمش,

107
00:17:38,358 --> 00:17:41,486
‫می‌دونی، تنها جاییه که دیگه
‫ ازش دستور غذا می‌گیرم,

108
00:17:41,820 --> 00:17:43,363
‫نیویورک تایمز؟

109
00:17:44,865 --> 00:17:47,242
‫دیشب اون سریالی که دوست داری رو شروع کردیم,

110
00:17:47,242 --> 00:17:48,285
‫عه جدی؟

111
00:17:48,285 --> 00:17:49,703
‫نظرت چی بود؟

112
00:17:50,620 --> 00:17:53,123
‫اون چیزهای ماوراطبیعیش یه کم برام زیاده,

113
00:17:53,123 --> 00:17:56,209
‫قاتل‌ها رو مشکلی ندارم،
‫ولی روح‌ها می‌ترسوننم,

114
00:17:57,085 --> 00:17:58,086
‫من عاشقشم,

115
00:17:58,086 --> 00:18:00,380
‫من کلا طرفدار داستان دخترها
‫و تسخیر شیطانیم دیگه,,,

116
00:18:00,756 --> 00:18:02,591
‫می‌دونستم که خوشت میاد,

117
00:18:06,970 --> 00:18:07,888
‫خیلی سخت گذشته,

118
00:18:07,888 --> 00:18:09,973
‫بیست ساعته که فلافی رو پیدا نکردم,

119
00:18:11,433 --> 00:18:13,560
‫سالی کل شب بیدار بود، منم اصلا نخوابیدم,

120
00:18:13,560 --> 00:18:15,312
‫خیلی استرس‌زاست,

121
00:18:15,437 --> 00:18:16,233
‫آره,

122
00:18:19,191 --> 00:18:21,151
‫شما دخترها انگار یه باغ‌وحش دارین,

123
00:18:21,151 --> 00:18:23,278
‫آره داریم, آره,

124
00:18:23,779 --> 00:18:25,072
‫شیر ندارین؟

125
00:18:25,697 --> 00:18:28,241
‫ببر داریم,

126
00:18:28,241 --> 00:18:29,409
‫خرس چی؟

127
00:18:35,165 --> 00:18:37,292
‫به نظرت درباره‌ی شونزدهم چی کار کنم؟

128
00:18:37,459 --> 00:18:39,461
‫همیشه همین ‌طوریه،
‫همیشه همین رفتار رو داره,

129
00:18:39,461 --> 00:18:41,922
‫اونم هی عقب می‌کشه، دوباره شروع می‌کنه,

130
00:18:43,131 --> 00:18:44,508
‫رسیدن بهش خیلی سخته,

131
00:18:44,508 --> 00:18:46,635
‫یعنی هنوز داره سعی می‌کنه پاک بمونه؟

132
00:18:46,635 --> 00:18:48,386
‫آره، معلومه,

133
00:18:48,386 --> 00:18:49,262
‫عه!

134
00:18:57,187 --> 00:19:00,398
‫از صبح تا حالا انقدر آروم نبوده,

135
00:19:00,649 --> 00:19:02,150
‫یعنی می‌خواد بخوابه,,,

136
00:19:11,118 --> 00:19:13,203
‫شنیدی یه پرنده خورد به این پنجره و مرد؟

137
00:19:13,453 --> 00:19:15,580
‫هنوز پرهاش به پنجره چسبیده,

138
00:19:15,580 --> 00:19:18,250
‫اه, چرا کسی تمیزش نکرده؟

139
00:19:18,875 --> 00:19:20,836
‫کسی دید چی شد؟

140
00:19:20,836 --> 00:19:22,129
‫فکر کنم بابا دید,

141
00:19:22,129 --> 00:19:24,047
‫می‌گفت پرنده صاف خورد به پنجره,

142
00:19:24,047 --> 00:19:25,632
‫کی می‌خوایم عکس بگیریم؟

143
00:19:25,632 --> 00:19:27,968
‫نمی‌دونم، چرا از مامان نمی‌پرسی؟

144
00:19:48,613 --> 00:19:51,575
‫فکر کنم، ریزتر؟

145
00:19:51,575 --> 00:19:52,617
‫ریزتر,

146
00:19:54,411 --> 00:19:57,289
‫پس امروز با دیروز فرق داره,

147
00:19:57,289 --> 00:19:59,708
‫فکر کنم از این‌ها استفاده کنیم,

148
00:19:59,708 --> 00:20:01,501
‫خیلی تازه‌‌ان,

149
00:20:01,501 --> 00:20:04,880
‫نعنا و ریحون هم خرد می‌کنیم,

150
00:20:04,880 --> 00:20:09,092
‫برای سالاد، از این آووکادوها
‫ استفاده می‌کنیم,

151
00:20:09,092 --> 00:20:10,427
‫به نظرت رسید‌ن؟

152
00:20:10,760 --> 00:20:11,887
‫آره، رسید‌ن,

153
00:20:13,471 --> 00:20:15,807
‫فکر می‌کنی دو تا پیش‌غذا
‫ برای مهمون‌ها کافی باشه؟

154
00:20:16,600 --> 00:20:18,643
‫نمی‌دونم، شاید کافی نباشه,

155
00:20:19,603 --> 00:20:21,771
‫فکر می‌کنم دو تا کافیه,

156
00:20:22,105 --> 00:20:24,941
‫دو طرف باشه، خوبه,

157
00:20:25,609 --> 00:20:27,527
‫می‌خوای لیمو رو رنده کنم؟

158
00:20:27,527 --> 00:20:28,945
‫سلام مامان,

159
00:20:28,945 --> 00:20:32,282
‫خیلی‌خب، صبح به‌خیر,

160
00:20:32,282 --> 00:20:35,327
‫و عکاس هم اینجاست، با دوربینش!

161
00:20:35,493 --> 00:20:36,244
‫صبح بخیر,

162
00:20:37,120 --> 00:20:38,788
‫ببخشید ماریا، چی گفتی؟

163
00:20:38,788 --> 00:20:40,040
‫رنده کنم؟

164
00:20:40,040 --> 00:20:42,792
‫آره، عالی می‌شه, یه چهارم پیمونه,

165
00:20:43,543 --> 00:20:45,170
‫پس نیم ساعت دیگه عکس می‌گیریم؟

166
00:20:45,170 --> 00:20:45,879
‫اوهوم,

167
00:20:46,296 --> 00:20:47,422
‫نظرت چیه، کیتی؟

168
00:20:47,422 --> 00:20:49,841
‫ اولک، تو هم نظرت رو بگو!

169
00:20:52,010 --> 00:20:53,511
‫ماریا، می‌شه اون کتاب رو,,,

170
00:20:53,511 --> 00:20:55,263
‫از اونجا بیاری لطفا؟

171
00:20:56,514 --> 00:20:59,100
‫فکر می‌کنم عکس پشت کارت,,,

172
00:20:59,100 --> 00:21:02,103
‫یه عکس خانوادگی کامل باشه,

173
00:21:02,562 --> 00:21:04,356
‫بعدا برای وسط کارت یه کار بامزه می‌کنیم,,,

174
00:21:04,356 --> 00:21:05,982
‫بعدا براش تصمیم می‌گیریم,

175
00:21:05,982 --> 00:21:09,236
‫احتمالا عکس‌های جدا،
‫چون ممکنه دیگه تا,,,

176
00:21:09,236 --> 00:21:11,279
‫قبل از شکرگزاری دور هم جمع نشیم, وای,

177
00:21:11,488 --> 00:21:13,031
‫ما برای شکرگزاری اینجاییم؟

178
00:21:13,031 --> 00:21:14,449
‫نه متاسفانه,

179
00:21:14,741 --> 00:21:18,662
‫خاله کارول و دایی دکلان قراره بیان،
‫ یه کار دیگه می‌کنیم,

180
00:21:18,870 --> 00:21:20,872
‫قراره همون ایده‌ی 12 روز
‫کریسمست رو اجرا کنیم؟

181
00:21:21,164 --> 00:21:22,040
‫اوهوم,

182
00:21:22,290 --> 00:21:23,083
‫اون‌وقت هممون می‌تونیم,,,

183
00:21:23,083 --> 00:21:26,086
‫برای اون روزی که انتخاب می‌کنیم،
‫ تم کریسمسی بگیریم,

184
00:21:26,962 --> 00:21:29,506
‫یعنی هر کی یه شماره انتخاب می‌کنه
‫و برای اون روز کاری می‌کنه,,,

185
00:21:30,048 --> 00:21:31,633
‫کلا 12 روزه,

186
00:21:31,633 --> 00:21:34,761
‫یعنی برای هر روز،
‫ یه تم کریسمسی انتخاب می‌کنی,

187
00:21:35,178 --> 00:21:39,766
‫مثلا اگه نهمین روز رو انتخاب کردی،
‫یا ششمین، انتخاب با خودته,

188
00:21:39,975 --> 00:21:41,142
‫نظر تو چیه اولک؟

189
00:21:41,142 --> 00:21:43,687
‫تو که عکاسی، به نظرت زیادی شلوغ نمی‌شه؟

190
00:21:44,479 --> 00:21:47,983
‫اگه طراحی کارت خوب باشه،
‫ زیاد بودن عکس‌ها اشکالی نداره,

191
00:21:49,526 --> 00:21:50,151
‫خب باشه,

192
00:21:50,235 --> 00:21:52,070
‫بذار یه چیزی نشونت بدم,

193
00:21:52,862 --> 00:21:54,155
‫نه، اون یکی نه,

194
00:21:54,155 --> 00:21:55,573
‫اون خیلی خوب نشده,

195
00:21:56,116 --> 00:21:58,118
‫موی آنابل,,, آخ,

196
00:21:59,077 --> 00:22:00,787
‫آهان، سال 2010,

197
00:22:00,787 --> 00:22:01,997
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها,

198
00:22:01,997 --> 00:22:04,291
‫ولی شاید بیشتر شبیه یه دفترچه باشه؟

199
00:22:04,791 --> 00:22:07,043
‫و عکسی که امروز می‌گیریم واسه پشت کارته؟

200
00:22:07,043 --> 00:22:08,169
‫آره، همین رو در نظر داشتم,

201
00:22:08,169 --> 00:22:11,214
‫یه عکس خانوادگی قشنگ کنار رودخونه,

202
00:22:11,631 --> 00:22:15,135
‫فقط یه عکس می‌خوایم که هممون
‫ توش باشیم، لبخند بزنیم,

203
00:22:15,593 --> 00:22:16,761
‫یه چیزی مثل,,,

204
00:22:16,761 --> 00:22:17,971
‫قطعی!

205
00:22:18,054 --> 00:22:19,264
‫بچه‌ها,,,

206
00:22:20,807 --> 00:22:24,144
‫فکر کنم این مال 2006 باشه,

207
00:22:24,477 --> 00:22:24,936
‫آره,

208
00:22:25,812 --> 00:22:28,106
‫ببین شاید ایده‌ای به ذهنت برسه,

209
00:22:28,106 --> 00:22:31,609
‫ماریا، فکر کنم بیشتر شبیه رشته‌ای
‫ بشه تا خردشده,

210
00:22:35,030 --> 00:22:36,448
‫عه، نکن,

211
00:22:37,449 --> 00:22:37,991
‫بیا دیگه,,,

212
00:22:38,825 --> 00:22:39,367
‫بیا دیگه,,,

213
00:22:44,748 --> 00:22:45,206
‫خوبه,

214
00:22:45,206 --> 00:22:47,125
‫خوبه باربارا، خوبه,

215
00:22:48,209 --> 00:22:49,669
‫گرسنه‌ای؟

216
00:22:50,295 --> 00:22:53,173
‫معده‌ام یه جوری شده, بعدا حریره درست کنم؟

217
00:22:53,798 --> 00:22:57,594
‫ای کاش می‌تونستی صبحونه‌ی مکزیکی
‫بخوری اولک,,,

218
00:22:57,594 --> 00:22:59,304
‫بهشتیه، واقعا,

219
00:23:01,514 --> 00:23:03,266
‫مرسی ماریا,

220
00:23:24,871 --> 00:23:26,748
‫ آهنگ اسپایس گرلزه؟

221
00:23:29,793 --> 00:23:33,046
‫همه چیز رو خوب مدیریت می‌کرد,

222
00:23:34,714 --> 00:23:36,591
‫و این یکی رو هم که می‌شناسی,

223
00:23:36,591 --> 00:23:37,634
‫البته که آره,

224
00:23:37,634 --> 00:23:38,134
‫آره، معلومه,

225
00:23:38,176 --> 00:23:40,428
‫اون باباته که روی برانکارده؟

226
00:23:40,720 --> 00:23:41,846
‫آره، آره,

227
00:23:41,846 --> 00:23:44,140
‫هی، اولک,,,

228
00:23:44,182 --> 00:23:46,768
‫این عکس رو قبلا دیدی؟

229
00:23:48,311 --> 00:23:49,104
‫آره، درواقع دیدم,

230
00:23:49,104 --> 00:23:49,604
‫واقعا؟

231
00:23:49,729 --> 00:23:51,106
‫توی کتاب‌های عکاسی دیدم,

232
00:23:53,358 --> 00:23:56,444
‫خیلی سورئال بود بفهمم که پدرم شده نماد,,,

233
00:23:56,528 --> 00:23:58,405
‫جنگ توی جبهه‌ی اقیانوس آرام,

234
00:24:00,490 --> 00:24:02,659
‫این عکس یه داستان عجیبی داره,,,

235
00:24:02,784 --> 00:24:05,036
‫وقتی که روی یه تیشرت چاپ شد،
‫ انگار که مال جنگ ویتنام بود؟

236
00:24:05,453 --> 00:24:07,288
‫آره، آره,

237
00:24:07,288 --> 00:24:10,041
‫ولی داستان جالبیه، بذار تعریفش کنم,

238
00:24:12,252 --> 00:24:14,254
‫بابام توی جنگ جهانی دوم جنگیده بود،
‫همون‌طور که می‌دونی دیگه,,,

239
00:24:15,255 --> 00:24:18,216
‫و این عکس درست بعد از
‫ تیر خوردنش گرفته شده بود,

240
00:24:20,844 --> 00:24:23,513
‫و اون عکس خیلی معروف شد,

241
00:24:24,889 --> 00:24:27,434
‫ولی وقتی گریس توی دبیرستان بود،
‫کلاسشون رفتن اردو,,,

242
00:24:27,434 --> 00:24:30,979
‫واشنگتن دی‌سی و رفتن سر مزار یادبود ویتنام,

243
00:24:33,982 --> 00:24:35,859
‫بعد از دیدن اونجا,,,

244
00:24:36,317 --> 00:24:39,154
‫رفتن داخل فروشگاه سوغاتی,,,

245
00:24:40,196 --> 00:24:42,323
‫و گریس این عکس رو روی یه تیشرت دید,,,

246
00:24:42,782 --> 00:24:45,743
‫که روش نوشته بود,,,

247
00:24:45,743 --> 00:24:48,538
‫«یاد تمام سربازهایی که توی ویتنام
‫ جنگیدن، گرامی باد,»

248
00:24:49,998 --> 00:24:51,458
‫گریس رفت پیش خانمی که,,,

249
00:24:51,458 --> 00:24:54,794
‫اونجا کار می‌کرد و گفت که
‫ اون عکس پدربزرگشه,

250
00:24:56,296 --> 00:24:58,756
‫ولی اون زنه فکر کرد بچه اشتباه می‌کنه,,,

251
00:24:59,215 --> 00:25:02,969
‫گفت: «نه، نمی‌تونه باشه،
‫این عکس مال جنگ ویتنامه,»

252
00:25:03,344 --> 00:25:06,973
‫گریس هم گفت: «نه،
‫این عکس روی دیوار خونمونه,,,

253
00:25:06,973 --> 00:25:11,311
‫و اون پدربزرگ منه,»

254
00:25:12,437 --> 00:25:14,189
‫خیلی بهش افتخار کردم,

255
00:25:15,023 --> 00:25:17,609
‫با یه تکنولوژی عجیب و ‌غریب,,,

256
00:25:17,609 --> 00:25:21,279
‫توی عکس درخت اضافه کردن که شبیه ویتنام بشه,

257
00:25:22,906 --> 00:25:23,990
‫عجیبه، نه؟

258
00:25:23,990 --> 00:25:26,659
‫آره، آره, منم در موردش شنیدم,

259
00:25:26,659 --> 00:25:27,911
‫خیلی عجیب بود,

260
00:25:27,911 --> 00:25:30,914
‫آخه عکس اصلا شبیه عکس‌های دهه‌ی هفتاد نیست,

261
00:25:31,289 --> 00:25:33,291
‫آره، ولی نحوه‌ی ارائه‌اش مهمه,

262
00:25:33,291 --> 00:25:35,043
‫باعث می‌شه باورمون بشه,

263
00:25:35,043 --> 00:25:37,086
‫نمی‌شه همیشه به عکس اعتماد کرد,

264
00:25:37,086 --> 00:25:38,880
‫مثل فیلم «اون‌ها زندگی می‌کنن»,

265
00:25:38,880 --> 00:25:40,924
‫چه ربطی به اون فیلم داره، بابا؟

266
00:25:41,508 --> 00:25:44,969
‫کسی کیف رز رو با اون لیوان نی‌دارش دیده؟

267
00:25:45,470 --> 00:25:46,471
‫نه, ببخشید,

268
00:25:46,471 --> 00:25:48,681
‫فکر کنم روی صندلی زیر میز باشه,

269
00:25:49,390 --> 00:25:53,269
‫ وسط اون همه تبلیغه،
‫ولی بازم می‌تونه ببینه که,,,

270
00:25:54,354 --> 00:25:55,063
‫اسمش چی بود؟

271
00:25:55,063 --> 00:25:58,608
‫اون لایه‌ی زیرین رو ببینه،
‫ انگار عینک‌ها,,,

272
00:25:58,858 --> 00:26:02,862
‫نشون می‌دن که پشت اون بیلبوردها
‫چه نیتی هست واقعا,

273
00:26:02,862 --> 00:26:05,031
‫ما اون فیلمه که راجع به فضایی‌ها
‫ بود رو توی کلاس دیدیم,

274
00:26:06,157 --> 00:26:07,492
‫کدوم فیلم؟

275
00:26:07,784 --> 00:26:08,535
‫«اون‌ها زندگی می‌کنن»,

276
00:26:09,702 --> 00:26:12,664
‫آهان آره، بابا، تو عاشق اون فیلمی,

277
00:26:13,289 --> 00:26:14,374
‫واقعا؟

278
00:26:14,832 --> 00:26:16,376
‫جالبه واقعا,

279
00:26:16,376 --> 00:26:20,964
‫موضوع خاصی هم داشت اون کلاس؟
‫درباره‌ی بیگانگان یعنی؟,

280
00:26:21,381 --> 00:26:23,508
‫راجع به علاقه‌ی ما به بیگانگان بود,,,

281
00:26:23,508 --> 00:26:26,678
‫و این که داستان‌های بیگانه‌ها
‫ شبیه داستان‌های اکتشافه,

282
00:26:27,512 --> 00:26:30,181
‫برخوردهای عجیب، برخورد با آدمای غریبه,

283
00:26:31,099 --> 00:26:34,310
‫و این چه ربطی به فیلم
‫ «اون‌ها زندگی می‌کنن» داره؟

284
00:26:34,310 --> 00:26:36,020
‫خب، واقعا فکر نکنم ربطی داشته باشه,

285
00:26:36,020 --> 00:26:38,106
‫فکر کنم بیشتر راجع به مصرف‌گرایی باشه؟

286
00:27:15,351 --> 00:27:16,019
‫متاسفم,

287
00:27:16,019 --> 00:27:19,355
‫دختر عمو تیم فوت کرده,

288
00:27:21,441 --> 00:27:22,650
‫کی فهمیدی؟

289
00:27:22,650 --> 00:27:24,193
‫همین الان فوت کرد,

290
00:27:24,193 --> 00:27:26,904
‫توی بیمارستان بستری بود،
‫ظاهرا,,,

291
00:27:26,904 --> 00:27:30,742
‫یه ویروس داشت که ریه‌اش
‫رو از کار انداخته بود,

292
00:27:31,784 --> 00:27:33,661
‫نمی‌تونست نفس بکشه,,,

293
00:27:34,412 --> 00:27:35,955
‫و تموم کرد,

294
00:27:36,414 --> 00:27:41,002
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم،
‫ فعلا دلم نمی‌خواد به بقیه بگم,,,

295
00:27:41,002 --> 00:27:41,961
‫هنوز کسی نمی‌دونه؟

296
00:27:41,961 --> 00:27:42,754
‫نه,

297
00:27:43,713 --> 00:27:44,505
‫هنوز نه,

298
00:27:46,466 --> 00:27:48,384
‫شاید بعدا بهشون بگیم؟

299
00:27:48,968 --> 00:27:50,470
‫آره، بعدا می‌گیم,

300
00:27:54,515 --> 00:27:55,099
‫فلافی!

301
00:27:55,516 --> 00:27:56,559
‫کجایی؟

302
00:27:59,562 --> 00:28:01,272
‫سالی، فلافی رو پیدا می‌کنیم,

303
00:28:27,465 --> 00:28:29,467
‫داشتین راجع به چی حرف می‌زدین؟

304
00:28:31,260 --> 00:28:34,138
‫دختر زن عمو تیم مرد,

305
00:28:36,224 --> 00:28:37,308
‫تارا,

306
00:28:38,935 --> 00:28:40,561
‫مامان، فلافی,

307
00:28:40,561 --> 00:28:43,231
‫سالی، الان فلافی رو ولش کن,

308
00:28:44,816 --> 00:28:46,150
‫چی شد؟

309
00:28:46,317 --> 00:28:48,528
‫مامان گفت یه‌ دفعه نفسش بند
‫ اومد و مرگ مغزی شد,

310
00:28:48,986 --> 00:28:50,196
‫چرا نفسش بند اومد؟

311
00:28:50,196 --> 00:28:51,072
‫نمی‌دونم,

312
00:28:51,072 --> 00:28:52,740
‫مامان گفت مریض شده بود و بردنش بیمارستان,,,

313
00:28:52,740 --> 00:28:56,035
‫چند روز اونجا بود و گفتن
‫ویروسه و مرخصش کردن,

314
00:28:56,536 --> 00:28:58,621
‫ولی همون شب خونه، نفسش بند اومد,

315
00:28:58,830 --> 00:29:00,164
‫مثلا ذات‌الریه یا چیزی؟

316
00:29:00,164 --> 00:29:01,249
‫نمی‌دونم,

317
00:29:01,999 --> 00:29:03,126
‫قلبش وایساد؟

318
00:29:03,126 --> 00:29:05,920
‫آره، فکر کنم می‌خوان
‫ اعضای بدنش رو اهدا کنن,

319
00:29:08,840 --> 00:29:09,799
‫چه بد,

320
00:29:10,383 --> 00:29:11,843
‫آره, واقعا بده,

321
00:29:11,843 --> 00:29:12,760
‫آره,

322
00:29:14,345 --> 00:29:15,346
‫21 سالش بود,

323
00:29:18,516 --> 00:29:19,225
‫آره,

324
00:29:20,309 --> 00:29:21,018
‫آره,

325
00:29:22,937 --> 00:29:24,522
‫می‌شه یه لحظه مراقبشون باشین؟

326
00:29:24,522 --> 00:29:26,232
‫هنوز فلافی رو پیدا نکردیم,

327
00:29:32,822 --> 00:29:34,449
‫داشتین درباره کی حرف می‌زدین؟

328
00:29:34,490 --> 00:29:36,117
‫پسرعمه ناتنیم بود,

329
00:29:36,117 --> 00:29:38,995
‫نفسش بند اومد ولی قلبش هنوز می‌زد
‫و مغزش مرد,

330
00:29:41,998 --> 00:29:43,499
‫خیلی متاسفم,

331
00:29:44,709 --> 00:29:46,294
‫آنابل گفت ویروسی چیزی بوده,

332
00:29:46,878 --> 00:29:48,087
‫خیلی عجیبه,

333
00:29:52,341 --> 00:29:54,260
‫هنوز قراره عکس بگیریم؟

334
00:29:54,552 --> 00:29:55,261
‫آره,

335
00:29:57,096 --> 00:29:58,514
‫شما دو تا بیایین,

336
00:29:58,514 --> 00:30:01,058
‫بیا، ولش کن,

337
00:30:01,058 --> 00:30:03,478
‫دوباره دنبال فلافی‌ایم,

338
00:30:05,313 --> 00:30:06,564
‫می‌شه یه لحظه مراقبشون باشی؟

339
00:30:06,564 --> 00:30:09,233
‫می‌خوام بفهمم کی قراره عکس بگیریم,

340
00:30:37,887 --> 00:30:39,430
‫دخترها، داستان شیر رو شنیدین؟

341
00:30:40,431 --> 00:30:42,225
‫و اون خانم بامزه‌؟

342
00:30:44,310 --> 00:30:48,064
‫ خانمه فکر می‌کرد عاشق یه شیر شده,

343
00:33:03,407 --> 00:33:05,159
‫خیلی شوکه‌کننده‌ست,

344
00:33:06,285 --> 00:33:08,454
‫واسه بتی خیلی بده,

345
00:33:08,913 --> 00:33:09,664
‫آره، می‌دونم,

346
00:33:09,664 --> 00:33:11,415
‫واقعا,

347
00:33:13,334 --> 00:33:15,878
‫درک کردنش سخته,

348
00:33:17,046 --> 00:33:19,131
‫خیلی جوان بود,

349
00:33:19,507 --> 00:33:20,883
‫فکر کنم دختر باهوشی هم بود,

350
00:33:20,883 --> 00:33:23,010
‫دانشجو بود، می‌دونی,

351
00:33:24,595 --> 00:33:25,846
‫کجا بود؟

352
00:33:26,681 --> 00:33:27,640
‫دانشگاه دوک,

353
00:33:27,640 --> 00:33:29,016
‫نه، منظورم اینه وقتی اتفاق افتاد، کجا بود؟

354
00:33:29,058 --> 00:33:32,937
‫عه فکر کنم باهاشون,,,

355
00:33:32,937 --> 00:33:35,564
‫توی آریزونا بود، برای تعطیلات,

356
00:33:37,692 --> 00:33:40,111
‫شاید یه چیزی توی بیمارستان گرفته
‫که باعث مرگش شده,

357
00:33:40,111 --> 00:33:43,072
‫بیمارستان‌ها پر از باکتری و ویروسن,

358
00:33:43,906 --> 00:33:46,701
‫بابا، رفته بود بیمارستان چون
‫ از قبل مریض بود,

359
00:33:47,243 --> 00:33:49,912
‫شاید توی بیمارستان یه چیز کشنده‌تر گرفته,

360
00:33:49,912 --> 00:33:51,497
‫فکر نکنم بابا,

361
00:33:53,624 --> 00:33:55,584
‫باید فلافی رو پیدا کنم,

362
00:33:57,169 --> 00:33:58,754
‫آسم داشت؟

363
00:33:58,754 --> 00:34:01,090
‫شاید ذات‌الریه بوده یا چنین چیزی؟

364
00:34:02,008 --> 00:34:04,010
‫هیچی نگفتن,

365
00:34:05,011 --> 00:34:07,304
‫شاید چون خودشونم نمی‌دونن, منظورم اینه,

366
00:34:08,389 --> 00:34:10,224
‫می‌شه اینو خاموش کنین و مراقب دخترها باشین؟

367
00:34:10,224 --> 00:34:11,976
‫کی قراره عکس بگیریم؟

368
00:34:14,770 --> 00:34:16,397
‫از مامانت بپرس,

369
00:34:16,981 --> 00:34:18,274
‫می‌دونی کجاست؟

370
00:34:19,525 --> 00:34:20,359
‫نه,

371
00:34:21,318 --> 00:34:24,196
‫ماریا، لطفا یکم دیگه قهوه بده,

372
00:34:33,456 --> 00:34:35,291
‫کسی مامان رو دیده؟

373
00:34:58,314 --> 00:35:00,858
‫ساعت از 10 گذشته, فکر می‌کنی
‫ الان می‌تونم شوربا درست کنم؟

374
00:35:00,900 --> 00:35:02,276
‫یا الانه که عکس بگیریم؟

375
00:35:02,276 --> 00:35:02,693
‫نمی‌دونم,

376
00:35:02,693 --> 00:35:03,736
‫هیچ‌کس چیزی نمی‌گه,

377
00:35:03,736 --> 00:35:05,154
‫ و نمی‌دونم مامانم کجاست,

378
00:35:07,406 --> 00:35:09,366
‫ناراحتی؟

379
00:35:10,618 --> 00:35:12,536
‫ببخشید که مجبوری عکس بگیری,

380
00:35:12,536 --> 00:35:15,498
‫حداقل لازم نیست توش باشی،
‫چون که ما که ازدواج نکردیم,

381
00:35:15,498 --> 00:35:17,041
‫فقط حس می‌کنم باید زودتر بریم,

382
00:35:17,041 --> 00:35:18,417
‫می‌دونم,

383
00:35:20,169 --> 00:35:21,295
‫عه، فرانک اومد!

384
00:35:22,421 --> 00:35:23,547
‫فرانک کیه؟

385
00:35:23,547 --> 00:35:25,466
‫مراقب اینجاست,

386
00:35:26,342 --> 00:35:27,176
‫از فرانک خوشت میاد,

387
00:35:27,176 --> 00:35:28,844
‫عاشق حرف زدنه,

388
00:35:30,805 --> 00:35:33,140
‫هی، کیتی, حالتون چطوره؟

389
00:35:33,557 --> 00:35:34,433
‫بد نیستیم,

390
00:35:34,433 --> 00:35:36,060
‫متاسفانه داریم آماده رفتن می‌شیم,

391
00:35:38,437 --> 00:35:39,146
‫فهمیدیم که,,,

392
00:35:39,146 --> 00:35:42,650
‫یه وب‌کم زنده توی ام‌آی‌تی بود، فک کنم,

393
00:35:43,067 --> 00:35:45,861
‫یه ساختمون هشت طبقه بود
‫ که یه عده توش بودن,

394
00:35:46,487 --> 00:35:48,948
‫قهوه‌ساز ساختمون تو طبقه دوم بود,

395
00:35:49,532 --> 00:35:53,285
‫و یه پست وبلاگی بود درباره این
‫ که چرا وب‌کم گذاشتن,

396
00:35:53,285 --> 00:35:57,081
‫و دلیلش این بود که آدم‌ها خیلی
‫عصبی می‌شدن,,,

397
00:35:57,623 --> 00:36:00,167
‫مثلا وقت استراحتی پیدا می‌کردن
‫و می‌دویدن,,,

398
00:36:00,793 --> 00:36:03,879
‫شش طبقه رو از طبقه‌ی بالا می‌رفتن پایین,,,

399
00:36:04,130 --> 00:36:07,007
‫و می‌فهمیدن که کسی قهوه
‫ درست نکرده یا کسی,,,

400
00:36:07,007 --> 00:36:10,553
‫کتری رو خالی گذاشته یا، کلی چیزهای دیگه,

401
00:36:10,970 --> 00:36:13,639
‫و کل استراحتت خراب می‌شد
‫ و قهوه‌ای در کار نبود,

402
00:36:13,639 --> 00:36:16,016
‫واسه همین یه وب‌کم گذاشتن اونجا,

403
00:36:16,016 --> 00:36:17,268
‫اون موقع‌ها، دهه نود بود,,,

404
00:36:17,268 --> 00:36:21,147
‫کسی نگران امنیت و این چیزها نبود,

405
00:36:21,147 --> 00:36:24,316
‫ما هنوز داشتیم سعی می‌کردیم بفهمیم,,,

406
00:36:24,984 --> 00:36:28,070
‫اصلا ممکنه کسی دیگه هم ببینش،
‫یا پیداش می‌کنه و این چیزها,,,

407
00:36:29,155 --> 00:36:30,281
‫همه فهمیده بودن,,,

408
00:36:30,281 --> 00:36:34,785
‫بعدش معروف شد و مردم با آلتاویستا
‫یا هرچیزی که بود می‌رفتن دنبالش,

409
00:36:34,910 --> 00:36:35,411
‫آره,,,

410
00:36:35,411 --> 00:36:38,998
‫ما تو دفترمون، بدون هیچ دلیل خاصی,,,

411
00:36:38,998 --> 00:36:43,127
‫همه همکارها حواسشون به میزان,,,

412
00:36:43,669 --> 00:36:46,755
‫قهوه‌ی طبقه دوم اون ساختمون بود,

413
00:36:46,755 --> 00:36:49,133
‫چون وب‌کم کوفتی همیشه روشن بود,

414
00:36:49,633 --> 00:36:52,178
‫دائما اون وب‌کممون روشن بود و,,,

415
00:36:53,304 --> 00:36:54,847
‫می‌دیدیم قهوه درست می‌کنن,

416
00:36:56,307 --> 00:36:57,892
‫درش بیارم؟

417
00:36:57,892 --> 00:36:59,935
‫نه، نه,

418
00:36:59,935 --> 00:37:01,478
‫چشمش رو درنیار,

419
00:37:04,273 --> 00:37:05,858
‫واسه چی چشمش رو درمیاری؟

420
00:37:07,359 --> 00:37:09,445
‫بذار بمونه,

421
00:37:12,698 --> 00:37:15,075
‫دارم با یه چوب پولک‌هاش رو می‌کنم,

422
00:37:16,744 --> 00:37:19,205
‫چشمش رو کندم، نگاه کن، کندمش,

423
00:37:20,664 --> 00:37:21,707
‫عجیبه,

424
00:37:21,999 --> 00:37:24,752
‫اگه یکی زنده زنده همین کار
‫ رو با ما بکنه چی؟

425
00:37:25,502 --> 00:37:26,545
‫آره,

426
00:37:28,005 --> 00:37:28,964
‫این ماهی‌ها,,,

427
00:37:29,924 --> 00:37:31,550
‫هیچ چاره‌ای نداشتن,

428
00:37:32,551 --> 00:37:33,469
‫وای,

429
00:37:33,802 --> 00:37:36,472
‫ببخشید ماهی‌ها، ولی شما
‫هیچ چاره‌ای نداشتین,

430
00:37:36,472 --> 00:37:38,265
‫آره، خیلی ترسناک بود,

431
00:37:38,265 --> 00:37:41,477
‫خیلی سریع اتفاق افتاد و
‫تا یه مدت نمی‌دونستن دلیلش چیه,

432
00:37:42,770 --> 00:37:43,938
‫وای، کِی بود؟

433
00:37:43,938 --> 00:37:45,105
‫ماه پیش,

434
00:37:45,105 --> 00:37:48,108
‫برگشته سر کار، ولی فکر کنم هنوز
‫ علائمش رو داره,

435
00:37:48,108 --> 00:37:50,361
‫و واقعا سخت بوده که,,,

436
00:37:50,361 --> 00:37:53,364
‫با اون همکاری کنار بیاد که می‌گن
‫ زنش رو کتک زده,

437
00:37:54,073 --> 00:37:56,283
‫رئیسم حتی داره فکر می‌کنه,,,

438
00:37:56,367 --> 00:37:58,118
‫که اخراجش نکنه!

439
00:37:59,453 --> 00:38:01,664
‫یعنی واقعا دیوانه‌کننده‌ست,

440
00:38:01,664 --> 00:38:04,083
‫کسی مامان رو دیده؟

441
00:38:04,667 --> 00:38:06,919
‫کی قراره عکس رو بگیریم؟

442
00:38:07,670 --> 00:38:11,131
‫خیلی ترسناکه، فکر نمی‌کردم واقعا
‫ همچین چیزی اتفاق بیفته,

443
00:38:12,091 --> 00:38:13,425
‫چی؟ کتک زدن زن‌ها؟

444
00:38:13,425 --> 00:38:14,802
‫نه، لورا,,,

445
00:38:14,802 --> 00:38:17,972
‫همکار منم اخیرا بیمارستان بود،
‫نزدیک بود بمیره,

446
00:38:18,013 --> 00:38:21,475
‫داشتیم درباره این که چقدر سریع ممکنه
‫اتفاق بیفته حرف می‌زدیم,

447
00:38:21,475 --> 00:38:22,935
‫چجوری؟

448
00:38:23,811 --> 00:38:24,603
‫چجوری چی؟

449
00:38:26,146 --> 00:38:27,690
‫چجوری نزدیک بود بمیره؟

450
00:38:28,065 --> 00:38:29,233
‫سپتیسمی,

451
00:38:30,734 --> 00:38:31,735
‫وحشتناکه,

452
00:38:31,735 --> 00:38:33,654
‫دقیقا سپتیسمی یعنی چی؟

453
00:38:33,654 --> 00:38:35,698
‫یعنی عفونت باکتریایی توی خون,

454
00:38:37,324 --> 00:38:39,034
‫ملوان‌ها قدیم از سپتیسمی می‌مردن,

455
00:38:39,034 --> 00:38:41,120
‫یه عفونت وحشتناک توی لثه‌هاشون می‌گرفتن,,,

456
00:38:42,121 --> 00:38:44,665
‫به‌خاطر اسکوربوت، چون میوه نمی‌خوردن,

457
00:38:45,582 --> 00:38:48,002
‫آنابل، اگه میوه نخوری ممکنه اسکوربوت بگیری,

458
00:38:49,128 --> 00:38:51,255
‫بابا، نمی‌خوای اینو شروع کنی دیگه,

459
00:38:51,255 --> 00:38:53,090
‫سبزیجاتم ویتامین سی دارن,

460
00:38:53,090 --> 00:38:56,844
‫هنوزم برام عجیبه چطور از میوه خوشت نمیاد,

461
00:38:56,844 --> 00:38:57,303
‫فکر می‌کنی,,,

462
00:38:57,303 --> 00:39:00,806
‫همکارت توی بیمارستان ممکن بود
‫ چیز خطرناک‌تری  بگیره؟

463
00:39:01,140 --> 00:39:04,184
‫اونجا کلی باکتری هست,

464
00:39:04,351 --> 00:39:06,562
‫سندروم شوک سمی بود,

465
00:39:06,562 --> 00:39:08,063
‫مثل همونی که با تامپون ایجاد می‌شه,

466
00:39:08,063 --> 00:39:09,982
‫فکر می‌کردم اون فقط یه افسانه‌ست,

467
00:39:10,983 --> 00:39:13,360
‫نه، اتفاق می‌افته, یا می‌تونه بیفته,

468
00:39:14,153 --> 00:39:15,529
‫دوستم کری رو یادت میاد؟

469
00:39:15,529 --> 00:39:16,572
‫از دانشگاه؟

470
00:39:16,572 --> 00:39:19,658
‫از مننژیت سپتیسمی گرفت و
‫ پاهاش رو از دست داد,

471
00:39:19,700 --> 00:39:20,701
‫وای نه,,,

472
00:39:20,701 --> 00:39:22,453
‫این اصلا خنده‌دار نیست,

473
00:39:22,453 --> 00:39:24,830
‫یادم میاد, خیلی وحشتناک بود,

474
00:39:24,830 --> 00:39:26,832
‫الان حالش خوبه؟

475
00:39:26,874 --> 00:39:27,207
‫آره,

476
00:39:27,207 --> 00:39:29,835
‫با پای مصنوعی راه می‌ره,

477
00:39:29,918 --> 00:39:32,421
‫فعال شده و برای اجباری شدن واکسن,,,

478
00:39:32,421 --> 00:39:34,131
‫توی دانشگاه‌ها تلاش می‌کنه,

479
00:39:35,632 --> 00:39:37,468
‫الان دیگه اجباریه؟

480
00:39:37,468 --> 00:39:40,387
‫برای دانشگاه‌های دولتی تگزاس، آره,

481
00:39:41,221 --> 00:39:43,265
‫آره بابا، فرانک اینجاست,

482
00:39:43,307 --> 00:39:44,224
‫عه، کجاست؟

483
00:39:44,224 --> 00:39:45,142
‫توی آشپزخونه با اولکه,

484
00:39:45,768 --> 00:39:46,643
‫باشه,

485
00:39:48,437 --> 00:39:50,814
‫اگه مامان رو دیدی، بگو باید عکس بگیریم,

486
00:39:50,814 --> 00:39:53,067
‫باشه عزیزم، می‌گم,

487
00:39:53,067 --> 00:39:54,026
‫بابا سی!

488
00:39:54,026 --> 00:39:56,570
‫یخمک می‌خوایم!

489
00:39:57,112 --> 00:39:59,573
‫اگه همه‌ا‌ش رو نخوردم، براتون میارم,

490
00:40:00,074 --> 00:40:01,241
‫بهتره نخوری!

491
00:40:10,584 --> 00:40:12,211
‫گریس، تو مننژیت نگرفته بودی؟

492
00:40:12,961 --> 00:40:15,255
‫ویروسی بود، واسه همین,,,

493
00:40:15,255 --> 00:40:19,176
‫اون‌قدر سریع پیشرفت نمی‌کرد،
‫مثل باکتریایی خطرناک نبود,

494
00:40:19,176 --> 00:40:20,761
‫یادم میاد، بازم ترسناک بود,

495
00:40:20,761 --> 00:40:21,804
‫آره، خیلی جدی بود,

496
00:40:21,804 --> 00:40:24,807
‫یه مدت حافظه‌ا‌م رو از دست داده بودم,

497
00:40:26,183 --> 00:40:28,727
‫آره، نمی‌دونستی کی هستی
‫یا رئیس‌جمهور کیه,

498
00:40:29,812 --> 00:40:30,646
‫ولی بازم تونست,,,

499
00:40:30,671 --> 00:40:33,507
‫مامان رو حین لخت کردنش از اتاق بیرون کنه,,,

500
00:40:33,774 --> 00:40:36,819
‫که تتوی پاندای بزرگ روی کونش رو نبینه,

501
00:40:36,819 --> 00:40:39,113
‫عجب آدمی هستی گریس!

502
00:40:39,738 --> 00:40:41,824
‫آره واقعا,

503
00:40:41,824 --> 00:40:45,202
‫همون سالی بود که آنفوالانزای خوکی گرفتم,

504
00:40:45,661 --> 00:40:48,205
‫آنفوالانزای خوکی، عجب, چه اسم زشتی,

505
00:40:48,205 --> 00:40:51,959
‫یادت میاد نصف شب زنگ زدی بیام
‫ماشین یه یارو رو باتری به باتری کنم؟

506
00:40:51,959 --> 00:40:55,754
‫با این که شدیدا مریض بودم اومدم،
‫بعد مامان بیدار شد و دید من نیستم,,,

507
00:40:55,754 --> 00:40:59,633
‫و بعدش با لباس خوابش پیداش شد,

508
00:40:59,842 --> 00:41:01,844
‫مثل روح شده بود,

509
00:41:01,844 --> 00:41:04,638
‫آره، من و مامان شاخ درآوردیم
‫ که اون پسره‌ی ریقوی مردنی,,,

510
00:41:04,638 --> 00:41:07,641
‫که باهاش بودی بلد نبود ماشین
‫ باتری به باتری کنه,

511
00:41:10,936 --> 00:41:11,812
‫مامان کجاست؟

512
00:41:13,480 --> 00:41:15,399
‫مامان کجاست؟

513
00:41:15,858 --> 00:41:18,735
‫همه‌ جا رو گشتم، انگار غیبش زده,

514
00:41:18,735 --> 00:41:20,571
‫و باید عکس بگیریم,

515
00:41:20,571 --> 00:41:22,406
‫کسی نمی‌دونه، کیتی,

516
00:41:23,866 --> 00:41:26,034
‫کیتی، دختر بتی مرده,,,

517
00:41:26,034 --> 00:41:28,620
‫و نه، نمی‌دونیم مامان کجاست، باشه؟

518
00:41:29,079 --> 00:41:31,915
‫داری خیلی وسواسی رفتار می‌کنی,

519
00:41:33,125 --> 00:41:35,377
‫کی می‌خوایم عکس بگیریم؟

520
00:41:35,377 --> 00:41:36,336
‫وای,,,

521
00:41:37,713 --> 00:41:40,215
‫کی می‌خوایم عکس بگیریم؟

522
00:41:41,884 --> 00:41:43,302
‫وای,

523
00:41:44,344 --> 00:41:45,762
‫نه,,,

524
00:41:46,597 --> 00:41:49,349
‫کیتی، پیداش می‌کنیم,

525
00:41:50,392 --> 00:41:53,687
‫بابا قرار بود ما رو ساعت 11 برسونه فرودگاه،
‫الان ده و نیمه,,,

526
00:41:53,896 --> 00:41:57,149
‫و اولک اگه چیزی نخوره حالش بد می‌شه,

527
00:41:57,149 --> 00:41:58,859
‫و نمی‌دونستیم که باید,,,

528
00:41:58,859 --> 00:42:02,321
‫قبل عکس غذا بخوره و یا بعدش،
‫و قرار بود,,,

529
00:42:02,321 --> 00:42:04,364
‫نیم ساعت پیش عکس بگیریم,

530
00:42:05,324 --> 00:42:07,284
‫ مامان رو پیدا می‌کنیم,

531
00:42:08,243 --> 00:42:09,786
‫کی می‌خوایم عکس بگیریم؟

532
00:42:09,786 --> 00:42:10,996
‫باشه,

533
00:42:11,121 --> 00:42:12,498
‫باشه,

534
00:42:14,541 --> 00:42:16,001
‫خیلی‌خب,

535
00:42:19,963 --> 00:42:21,381
‫چیه؟

536
00:42:21,507 --> 00:42:22,591
‫واقعا؟

537
00:42:29,097 --> 00:42:30,098
‫گریس,,,

538
00:42:30,349 --> 00:42:32,559
‫رفتارش خیلی مسخره‌ست,

539
00:42:45,531 --> 00:42:46,532
‫آره,

540
00:42:46,532 --> 00:42:47,699
‫می‌بینی شل شده؟

541
00:42:47,699 --> 00:42:49,993
‫آره، تقصیر اینه,

542
00:42:49,993 --> 00:42:50,536
‫دقیقا,

543
00:42:50,536 --> 00:42:53,330
‫اون سیم مسی رو ببین که دورشه,

544
00:42:53,705 --> 00:42:56,542
‫باید محکم بشه، شل شده,

545
00:42:56,542 --> 00:42:58,835
‫جهت اشتباه پیچیده و شل شده,

546
00:42:59,169 --> 00:43:01,421
‫برای همینه که برق قطع و وصل می‌شه,

547
00:43:01,421 --> 00:43:03,924
‫می‌خواستم خودم درستش کنم، ولی,,,

548
00:43:04,466 --> 00:43:06,218
‫اون‌ وقت احتمالا هفته دیگه خاکسپاریم بود,

549
00:43:06,218 --> 00:43:08,595
‫نه بابا، به نظرم چیزیت نمی‌شد,

550
00:43:08,595 --> 00:43:10,347
‫فقط مطمئن شو,,,

551
00:43:10,514 --> 00:43:13,475
‫اگه خواستی تنهایی درستش کنی،
‫ حتما فیوز برق رو قطع کن,,,

552
00:43:14,017 --> 00:43:16,645
‫چون اگه این کار رو نکنی
‫و به سیم مثبت بزنی,,,

553
00:43:16,645 --> 00:43:18,897
‫اون وقت یه کاریت می‌کنه،
‫از این مطمئنم,

554
00:43:18,897 --> 00:43:19,801
‫آره,

555
00:43:19,826 --> 00:43:21,870
‫من زیاد اهل این کارها نیستم,

556
00:43:25,529 --> 00:43:28,240
‫ نمی‌دونیم مامانم کجاست,
‫ می‌خوام پیداش کنم,

557
00:43:28,991 --> 00:43:30,367
‫اگه خواستی گمونم می‌تونی بری بپزیش,

558
00:43:30,367 --> 00:43:31,201
‫مطمئن نیستم,

559
00:43:35,080 --> 00:43:36,623
‫اون پریزه؟

560
00:43:36,915 --> 00:43:38,041
‫آره,

561
00:43:38,041 --> 00:43:40,252
‫پشت سطل آشغال خیس شده بود,

562
00:43:40,252 --> 00:43:40,836
‫اینجا؟

563
00:43:40,836 --> 00:43:42,337
‫آره، یکم برق داشت,

564
00:43:42,337 --> 00:43:45,841
‫نزدیک بود برق بگیره من رو,

565
00:43:48,135 --> 00:43:51,680
‫دیدنش پشت اون سطل آشغال سخت بود,

566
00:43:53,056 --> 00:43:55,225
‫خیلی ناجوره, مطمئنی می‌خواین درستش کنین؟

567
00:43:55,392 --> 00:43:56,810
‫آره، مشکلی نیست، نگران نباش,

568
00:43:58,604 --> 00:44:01,231
‫از وقتی نوئل رفت خیلی چیزها خراب شدن اینجا,

569
00:44:01,398 --> 00:44:03,317
‫هی مدام یه چیز جدید خراب می‌شه,

570
00:44:03,317 --> 00:44:05,152
‫اینجا چیزی شده بود؟

571
00:44:05,902 --> 00:44:08,071
‫چند تا درخت از دست دادیم، متاسفانه,

572
00:44:08,071 --> 00:44:10,365
‫ولی اینجا خیلی بد نبود,

573
00:44:10,365 --> 00:44:13,535
‫خوشبختانه خونه‌ام ژنراتور داشت،
‫ پس مشکلی نداشتیم,

574
00:44:13,535 --> 00:44:14,328
‫خوبه,

575
00:44:14,328 --> 00:44:18,290
‫ما مجبور شدیم بریم خونه جک و گریس،
‫ اونجا شلوغ بود,,,

576
00:44:18,290 --> 00:44:20,876
‫و کلی بچه بود, پنج تا بودن,

577
00:44:20,876 --> 00:44:24,588
‫لورا و استوارت مجبور بودن
‫باهاشون توی یه اتاق بخوابن,

578
00:44:26,131 --> 00:44:27,841
‫ولی خب اون‌ها ژنراتور داشتن,

579
00:44:27,841 --> 00:44:30,344
‫بقیه‌مون نه برق داشتیم، نه آب,

580
00:44:30,344 --> 00:44:32,804
‫وحشتناک بود, بچه‌هایی بودن
‫که توی خونه غرق شدن,

581
00:44:33,513 --> 00:44:34,181
‫آره,

582
00:44:34,848 --> 00:44:37,100
‫همچنان توی خلیج وضع همینه,

583
00:44:37,225 --> 00:44:39,853
‫ولی خوشبختانه خونه ما توی زمین بلندتر
‫بود، مشکلی نداشتیم,

584
00:44:40,020 --> 00:44:42,564
‫یه بار تمساح توی خلیج پیدا نشد؟

585
00:44:42,564 --> 00:44:45,233
‫آره آره، سگ خانواده اسمیت رو خورد,

586
00:44:45,609 --> 00:44:48,820
‫سگ خانواده اسمیت رو خورد؟

587
00:44:49,112 --> 00:44:54,076
‫لیندا اسمیت خیلی بهم ریخته بود،
‫داشت نگاه می‌کرد,,,

588
00:44:54,076 --> 00:44:55,577
‫ولی خب کاری از دستش برنمی‌اومد,

589
00:44:55,577 --> 00:44:56,745
‫من که از اون سگ بدم می‌اومد,

590
00:44:56,745 --> 00:44:59,456
‫ولی مطمئنم خیلی از این قضیه آسیب روحی دیده,

591
00:45:03,669 --> 00:45:06,922
‫فکر نکنم خیلی طول بکشه، چارلز,

592
00:45:06,922 --> 00:45:08,799
‫ازم ناراحتی؟

593
00:45:09,383 --> 00:45:11,343
‫فقط نمی‌دونم دقیقا چه خبره,

594
00:45:11,343 --> 00:45:13,011
‫یه کم گیج‌کننده‌ست,

595
00:45:13,011 --> 00:45:14,721
‫بالاخره عکس می‌گیریم یا نه؟

596
00:45:14,721 --> 00:45:16,640
‫می‌دونم، ببخشید, برم مامانم رو پیدا کنم,

597
00:45:19,810 --> 00:45:21,353
‫شروع کردم بیسبال بازی کردن,

598
00:45:21,353 --> 00:45:23,063
‫هنوزم عاشقشم,

599
00:45:23,063 --> 00:45:25,982
‫ولی بابات، وقتی برگشت چطور بود؟

600
00:45:25,982 --> 00:45:28,944
‫آره، دیگه واسه یه ماموریت دیگه اسم ننوشت,

601
00:45:30,404 --> 00:45:33,281
‫می‌دونی، حقم داشت، نمی‌تونم سرزنشش کنم,

602
00:45:33,281 --> 00:45:34,574
‫خیلی‌ها چندبار رفتن، ولی,,,

603
00:45:34,574 --> 00:45:38,787
‫بابای من خیلی درگیری دیده بود,

604
00:45:38,787 --> 00:45:41,873
‫منظورم اینه که، خلبان‌های هلیکوپتر
‫ توی ویتنام,,,

605
00:45:41,873 --> 00:45:44,876
‫خیلی‌ها نمی‌دونن، ولی فقط چهار هفته
‫امید به زنده موندن داشتن,

606
00:45:45,794 --> 00:45:46,962
‫چهار هفته,

607
00:45:46,962 --> 00:45:49,131
‫و بابا 16 ماه اونجا بود,

608
00:45:49,131 --> 00:45:50,173
‫بیشتر از حد معمول موند,

609
00:45:51,133 --> 00:45:54,553
‫فقط لازم بود هفته‌ای چهار روز پرواز کنن,,,

610
00:45:54,553 --> 00:45:55,971
‫از هفت روز,

611
00:45:55,971 --> 00:45:58,974
‫ولی بابا می‌گفت هیچ‌کدوم از خلبان‌ها,,,

612
00:46:01,101 --> 00:46:01,977
‫هیچ‌وقت جا نمی‌زدن,

613
00:46:01,977 --> 00:46:03,520
‫یه کاری پیش می‌اومد,,,

614
00:46:03,520 --> 00:46:08,275
‫اون هلیکوپترهای هیووی تهاجمی رو
‫می‌روند، نمی‌دونم چقدر از جنگ می‌دونی,,,

615
00:46:08,275 --> 00:46:13,405
‫ولی اون هیووی‌های زره‌ای تهاجمی
‫ اول می‌رن دیگه؟

616
00:46:13,822 --> 00:46:17,659
‫بعد اون‌هایی که سربازهای آمریکایی
‫رو می‌بردن، پشت ‌سرشون می‌رفتن,

617
00:46:17,659 --> 00:46:19,578
‫پس نوبت بابا بود که بره داخل و,,,

618
00:59:12,975 --> 00:59:16,312
‫مثلا من با خودم جلوی آینه کامل حرف می‌زنم,

619
00:59:16,979 --> 00:59:19,190
‫همین‌طوری چرت و پرت می‌گم دیگه,

620
00:59:19,524 --> 00:59:24,362
‫بعد طوری نگاهم کرد که انگار دیوانه‌ام،
‫و گفتم مگه تو نمی‌کنی؟

621
00:59:24,946 --> 00:59:26,447
‫اونم گفت: هم,,,

622
00:59:28,032 --> 00:59:28,658
‫من چیزه,,,

623
00:59:28,658 --> 00:59:29,492
‫فقط باعث شد,,,

624
00:59:29,492 --> 00:59:30,159
‫آره، آره,,,

625
00:59:30,159 --> 00:59:31,035
‫دور خونه راه می‌رم,,,

626
00:59:31,035 --> 00:59:34,080
‫تنهایی، بعد می‌گم، خب,,,

627
00:59:34,080 --> 00:59:34,789
‫خب,,,

628
00:59:34,914 --> 00:59:39,043
‫آره، ولی بعدش گفت این یه نشونه نبوغه,

629
00:59:39,293 --> 00:59:41,504
‫چیزهای تصادفی نشونه نبوغه,

630
00:59:41,504 --> 00:59:44,048
‫آره، خب، ولی این یکی که قطعا نیست,

631
00:59:45,049 --> 00:59:48,177
‫اشکالی نداره، من قبولش دارم,
‫ترجیح می‌دم,,,

632
00:59:48,219 --> 00:59:52,640
‫یکی بگه «این نشونه نبوغه»
‫ تا بگه «دیوانه‌ای»,

633
00:59:52,640 --> 00:59:56,394
‫کل روز می‌گم خب امروز چی کار کنم؟

634
00:59:56,394 --> 00:59:59,730
‫خب می‌رم این کار رو
‫ می‌کنم بعدش می‌رم فروشگاه,,,

635
00:59:59,730 --> 01:00:03,568
‫بعدش فقط کل روز چرت و پرت,

636
01:00:03,568 --> 01:00:06,737
‫شما وقتی به چیزی فکر می‌کنید،
‫ توی ذهنتون صداش رو می‌شنوید,,,

637
01:00:07,488 --> 01:00:10,283
‫یا وقتی بهش فکر می‌کنین تصویرش رو می‌بینین؟

638
01:00:11,492 --> 01:00:15,037
‫شنیدم تجسم تصویر توی
‫ ذهن هم نشونه نبوغه,

639
01:00:15,913 --> 01:00:17,832
‫آره، یعنی من می‌تونم این کار رو بکنم,

640
01:00:17,832 --> 01:00:18,708
‫مثلا الان,,,

641
01:00:19,417 --> 01:00:22,670
‫چشم‌هام رو بستم و می‌تونم
‫رودخونه رو توی ذهنم ببینم، آره,

642
01:00:24,171 --> 01:00:25,172
‫من نه,

643
01:00:25,548 --> 01:00:27,633
‫یعنی نمی‌تونم,,,

644
01:00:28,759 --> 01:00:30,970
‫تصویرسازی کنم یا چیزی
‫ رو توی ذهنم ببینم,

645
01:00:30,970 --> 01:00:32,179
‫فقط فکر می‌کنم، یعنی,,,

646
01:00:32,179 --> 01:00:35,600
‫قراره بعدا برم شنا، بدون این که تصویر
‫ رودخونه رو ببینم یا هر چی,

647
01:00:36,434 --> 01:00:40,021
‫فکر کنم فقط فرق آدم‌های تصویری
‫ و شنیداری باشه,

648
01:00:40,187 --> 01:00:43,274
‫آره, ولی خواب می‌بینی دیگه؟

649
01:00:43,524 --> 01:00:47,028
‫یا وقتی داری خوابت می‌بره، مثلا,,,

650
01:00:47,028 --> 01:00:51,616
‫من وقتی خوابم می‌بره، همیشه یه سری
‫تصویر عجیب‌ و غریب توی ذهنم می‌بینم,

651
01:00:51,616 --> 01:00:56,078
‫مثلا نمی‌دونم چرا،
‫ ولی همیشه یه سنجاب سبز رو می‌بینم,

652
01:00:58,372 --> 01:00:59,123
‫سنجاب,

653
01:00:59,373 --> 01:01:01,417
‫چشم‌هات رو ببند, چشم‌هات رو ببند,

654
01:01:02,293 --> 01:01:02,960
‫اوهوم,

655
01:01:03,002 --> 01:01:04,879
‫سنجاب سبز می‌بینی؟

656
01:01:05,630 --> 01:01:05,880
‫آره,

657
01:01:05,880 --> 01:01:08,883
‫خب، مثل یه سنجاب کارتونی، آره,

658
01:01:10,468 --> 01:01:11,844
‫امتحان کن,

659
01:01:13,554 --> 01:01:15,056
‫خیلی عجیبین,

660
01:01:15,306 --> 01:01:16,557
‫من نمی‌کنم,

661
01:01:16,557 --> 01:01:18,265
‫چرا؟

662
01:02:37,304 --> 01:02:38,597
‫قرار نیست عکس بگیریم؟

663
01:02:39,807 --> 01:02:40,683
‫وقتی بقیه آماده شدن میاییم,

664
01:02:43,436 --> 01:02:44,311
‫باشه,

665
01:03:15,885 --> 01:03:18,971
‫خیلی عجیبین, من نمی‌کنم,

666
01:03:18,971 --> 01:03:21,557
‫چرا؟ مگه خواب نمی‌بینی؟

667
01:03:21,557 --> 01:03:25,352
‫خواب می‌بینم، ولی با تجسم
‫ کردن فرق داره,,,

668
01:03:26,395 --> 01:03:28,564
‫یه جور وضعیت ذهنی متفاوته، نه؟

669
01:03:36,697 --> 01:03:37,990
‫مامان!

670
01:03:56,091 --> 01:03:58,844
‫عزیزم، تو و مامانت باید,,,

671
01:03:58,844 --> 01:04:01,764
‫شنلتون رو بپوشید و توی این یکی از
‫قدرت‌هاتون استفاده کنین,

672
01:04:41,512 --> 01:04:43,013
‫مامان!

673
01:05:22,469 --> 01:05:23,804
‫لورا!

674
01:06:14,605 --> 01:06:15,898
‫بیا دیگه!

675
01:08:50,001 --> 01:11:50,001
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]