﻿WEBVTT

00:00:01.761 --> 00:00:23.761
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:01:22.785 --> 00:01:27.376
‫<font color="#ff0000">پاریس، سال 1934</font>

00:01:41.630 --> 00:01:46.137
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:02:25.166 --> 00:02:25.916
‫مادام؟

00:02:26.916 --> 00:02:28.125
‫مادام کوری؟

00:02:30.125 --> 00:02:31.125
‫زنگ بزنید آمبولانس بیاد.

00:02:33.833 --> 00:02:35.166
‫چی شده؟

00:02:43.041 --> 00:02:44.541
‫عجله کنید، اون خیلی ضعیف شده.

00:02:45.000 --> 00:02:46.625
‫- عه اینکه مادام کوری ـه!
‫- بله.

00:03:24.166 --> 00:03:25.000
‫کتاب «دوکلو»؟
‫(میکروب‌شناسِ معروف هم عصر مادام کوری)

00:03:25.458 --> 00:03:26.375
‫بله.

00:03:27.666 --> 00:03:29.791
‫شما به میکروب‌شناسی علاقمند هستید؟

00:03:31.041 --> 00:03:33.708
‫من به اون علومی که در اونها به تغییر نگرشِ
‫اشتباهِ مردم پرداخته نمیشه، علاقه‌ای ندارم.

00:03:34.916 --> 00:03:36.208
‫من «پیِر کوری» هستم.

00:03:37.166 --> 00:03:38.583
‫سلام، آقای «کوری».

00:03:40.191 --> 00:03:41.379
‫خدانگهدار.

00:03:43.333 --> 00:03:46.865
‫<font color="#ff0000">پاریس، سال 1893</font>

00:04:03.875 --> 00:04:05.333
‫مهمون دارید؟!

00:04:06.125 --> 00:04:07.166
‫منم مزاحمتون شدم.

00:04:07.833 --> 00:04:09.166
‫بله!

00:04:10.375 --> 00:04:14.708
‫حالا وقتشه که بهمون بگید چرا مزاحممون شدین،
‫دوشیزه «اسکلودوسکا».

00:04:15.375 --> 00:04:16.583
‫پروفسور «لیپمن».

00:04:16.750 --> 00:04:18.750
‫میخوام به شدت اعتراض کنم!

00:04:18.916 --> 00:04:21.625
‫دیشب، دوباره تجهیزات من جابجا شدن.

00:04:22.875 --> 00:04:24.041
‫این موضوع، دلیل واضحی داره.

00:04:24.208 --> 00:04:26.083
‫واضح‌تر از این حرف‌هاست!
‫این واقعاً یه جور بی‌احترامیه...

00:04:26.250 --> 00:04:28.833
‫که توسط اون افرادی انجام شده که
‫در آزمایشگاه شما، به همراه من هستند.

00:04:30.125 --> 00:04:33.500
‫اجازه هست جلوی این سوظن‌های
‫خیالیِ شما رو بگیرم، دوشیزه اسکلودوسکا؟

00:04:33.666 --> 00:04:36.291
‫شاید بخاطر این بوده که تجهیزات شما،
‫فضای زیادی رو اشغال می‌کردن.

00:04:36.458 --> 00:04:39.827
‫اگه تجهیزاتِ یه دانشمند، نمی‌تونه در مکانی
‫که بهش دعوت شده قرار بگیره، پس...

00:04:39.890 --> 00:04:41.663
‫خب با این حرفتون موافقم.
‫ما وحشی هستیم، دانشمند نیستیم!

00:04:41.750 --> 00:04:43.125
‫من فقط میخوام شما تضمین کنید که...

00:04:43.291 --> 00:04:45.916
‫در این صورت میخوام ازتون درخواست کنم
‫که لطفاً آزمایشگاه من رو ترک کنید.

00:04:48.083 --> 00:04:49.291
‫ترک کنم؟

00:04:50.041 --> 00:04:51.833
‫اونجوری که دوست دارین، کار کنین.

00:04:53.041 --> 00:04:54.208
‫ولی جایی ندارم برم.

00:04:55.410 --> 00:04:58.833
‫پس مجبورید آزمایشگاه خودتون رو برپا کنید،
‫دوشیزه اسکلودوسکا!

00:05:01.250 --> 00:05:02.348
‫بودجه‌ی کافی ندارم.

00:05:03.541 --> 00:05:07.958
‫پس این موضوع که شما آینده نگری نمی‌کردین،
‫و مدام از من درخواست‌های مختلف می‌کردین،

00:05:08.125 --> 00:05:11.458
‫به همه‌ی ما درس ارزشمندی رو میده.

00:05:26.041 --> 00:05:27.708
‫شاید بخاطر این باشه که لهستانی‌ام؟

00:05:27.875 --> 00:05:28.916
‫معلومه که نه!

00:05:29.083 --> 00:05:30.625
‫یا اینکه چون من مرد نیستم!

00:05:30.791 --> 00:05:33.125
‫آره خب، شاید علتش این باشه ولی «ماریا»...

00:05:33.291 --> 00:05:35.333
‫ما الان توی پاریس هستیم و من
‫اسم «ماری» رو انتخاب کردم.

00:05:36.676 --> 00:05:39.083
‫- بچه‌ت داره گریه میکنه.
‫- بله در جریان هستم.

00:05:39.250 --> 00:05:42.458
‫خب حالا نمیخوای به فعالیت‌های مادرانه‌ت ادامه بدی؟

00:05:42.625 --> 00:05:44.708
‫- ببخشید مادام.
‫- ممنونم.

00:05:49.041 --> 00:05:50.291
‫ممنون.

00:05:51.166 --> 00:05:52.500
‫چی میشه اگه بری یه سر بهش بزنی...

00:05:52.950 --> 00:05:54.016
‫و ازش عذرخواهی کنی؟

00:05:54.041 --> 00:05:56.791
‫این همه راه از لهستان اومدم تا اینجا،
‫تا بتونم به مطالعه‌ی علوم بپردازم.

00:05:57.458 --> 00:05:59.500
‫نمی‌تونم ازش عذرخواهی کنم.
‫دیگه کاری با «علوم» ندارم.

00:05:59.666 --> 00:06:01.119
‫میرم معلم میشم.

00:06:01.181 --> 00:06:04.041
‫اوه، تو چقدر همه چیز رو شلوغش میکنی.

00:06:05.750 --> 00:06:07.833
‫بچه‌ی خودت همه چیز رو شلوغش میکنه!

00:06:12.250 --> 00:06:13.458
‫ماریا...

00:06:14.916 --> 00:06:16.750
‫- عذرخواهی کن.
‫- نه، هرگز!

00:06:17.458 --> 00:06:19.000
‫خودم یه راه پیدا می‌کنم.

00:06:44.333 --> 00:06:45.333
‫نه.

00:07:25.000 --> 00:07:27.916
‫لطفاً از ایستادنِ من در کنار خودتون،
‫برداشت خاصی نکنید.

00:07:28.750 --> 00:07:31.083
‫شما همون خانمی هستید که توی خیابون
‫داشتید «دوکلو» میخوندین!

00:07:31.250 --> 00:07:32.041
‫سلام.

00:07:32.130 --> 00:07:35.458
‫من بغل تو وایسادم چون تو هم دقیقاً مثل من
‫خیلی ضایع هستی و...

00:07:35.497 --> 00:07:36.575
‫من ضایع به نظر میام؟

00:07:36.625 --> 00:07:39.146
‫...فکر میکنم اگه کنار همدیگه ایستاده باشیم،
‫یه مقدار از مقدار ضایع بودنمون کاسته میشه،

00:07:39.208 --> 00:07:41.958
‫- من که احساس ضایع بودن ندارم.
‫- تا اینکه بخوایم جدا جدا وایسیم.

00:07:44.375 --> 00:07:46.375
‫خب این تئوری هم به نوبه‌ی خودش جالبه.

00:07:47.041 --> 00:07:48.291
‫من «پیِر کوری» هستم.

00:07:48.458 --> 00:07:51.041
‫واقعاً خیلی از اسمت خوشت میاد! مگه نه؟
‫این دفعه‌ی دومی ـه که داری میگی.

00:07:52.583 --> 00:07:53.750
‫تو هم ماریا اسکلودوسکا هستی.

00:07:54.166 --> 00:07:55.708
‫فکر نمی‌کنم اسمم رو بهت گفته باشم!

00:07:57.791 --> 00:07:59.333
‫اون فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

00:07:59.625 --> 00:08:00.833
‫رقاص رو میگم.

00:08:01.000 --> 00:08:04.375
‫اگه دوست داشتی دوباره ببینیش،
‫باید بدونی که اسمش «لویی فولر» ـه.

00:08:04.541 --> 00:08:07.291
‫کار تو بخاطر سپردن اسم دیگران ـه؟

00:08:09.250 --> 00:08:11.791
‫اون به این رقص میگه: «رقص آتش.»

00:08:11.816 --> 00:08:12.789
‫چرا؟

00:08:12.814 --> 00:08:15.564
‫فکر می‌کنم بخاطر این باشه که
‫به روش زندگیِ شعله‌ها علاقه داره.

00:08:21.833 --> 00:08:23.833
‫حق با توئه. اسمت رو بهم نگفتی.
‫ولی خودم میدونم.

00:08:24.000 --> 00:08:25.250
‫به سه علت!

00:08:26.000 --> 00:08:28.125
‫اول: تو از بین 23 دانشمندی که...

00:08:28.291 --> 00:08:30.541
‫داخل دپارتمان هستن، تنها دانشمند زن هستی.

00:08:30.708 --> 00:08:31.723
‫یه عدد اول هستم!
‫(عدد اول: یکی از مفاهیم ریاضی)

00:08:33.791 --> 00:08:36.500
‫دو: شنیدم با پروفسور «لیپمن» سر و کار داشتی.

00:08:38.000 --> 00:08:39.500
‫اسطوره‌ی بدنامی!

00:08:42.333 --> 00:08:43.208
‫و سه:

00:08:43.833 --> 00:08:46.958
‫مقاله‌ت درباره‌ی خواص مغناطیسیِ فولاد رو خوندم.

00:08:47.708 --> 00:08:50.125
‫شامل نکات بی‌نظیرِ و برجسته‌‌ای هستش.

00:08:53.708 --> 00:08:54.804
‫ممنونم.

00:08:57.458 --> 00:08:58.958
‫حالا که شما اینقدر مهربون بودین،

00:08:59.125 --> 00:09:02.250
‫باید اعتراف کنم که منم مقاله‌ی شما رو
‫در مورد تبلور خوندم.

00:09:02.416 --> 00:09:04.577
‫که واقعاً هم، خیلی ازش لذت بردم.

00:09:06.655 --> 00:09:07.791
‫ممنونم.

00:09:10.041 --> 00:09:13.000
‫شنیدم که لیپمن چیکار کرده...
‫ تو رو از آزمایشگاهت انداخته بیرون. متاسفم.

00:09:13.166 --> 00:09:15.500
‫نیازی به ترحم کسی ندارم، آقای «کوری».

00:09:16.083 --> 00:09:18.500
‫- ولی اگه کمکی از دستم بر میومد...
‫- مشکلی واسم پیش نمیاد.

00:09:49.916 --> 00:09:53.458
‫فقط محض اطلاع بگم من اصلاً قدردان نیستم،
‫چون دانشمند باید هوای دانشمند رو داشته باشه.

00:09:53.617 --> 00:09:55.200
‫من توانایی بالایی دارم و کاری که دارم میکنم...

00:09:55.270 --> 00:09:57.416
‫خب، هیچ اشکالی نداره که قدردان نیستید.

00:09:57.583 --> 00:10:00.416
‫در ضمن، فکر می‌کنم لازم باشه اشاره کنم که
‫من قرار نیست معشوقه‌ی شما باشم.

00:10:01.375 --> 00:10:03.125
‫همچین فکری به ذهنم خطور نکرده بود.

00:10:03.189 --> 00:10:04.916
‫در ضمن تحملِ دخالت نابجا رو ندارم.

00:10:05.083 --> 00:10:07.625
‫نباید بهم گفته بشه که آزمایش من
‫اینجوری بهتر میشه یا اینکه...

00:10:07.658 --> 00:10:09.750
‫خب، من که از نشر علم لذت می‌برم،
‫و فکر می‌کنم که اگه با هم کار...

00:10:09.775 --> 00:10:11.541
‫نمی‌تونم تحملش کنم!

00:10:13.104 --> 00:10:16.666
‫خب پس باید یاد بگیری که تحمل کنی.
‫چون من از همکاری خوشم میاد.

00:10:16.833 --> 00:10:18.333
‫من به کار تو علاقه نشون میدم...

00:10:18.500 --> 00:10:21.375
‫و خوشحال میشم اگه تو هم به کار من علاقه نشون بدی.

00:10:22.000 --> 00:10:23.275
‫دوشیزه اسکلودوسکا!

00:10:24.333 --> 00:10:27.666
‫قبل از اینکه پشتت رو به تنها اتاقی بکنی
‫که قراره بهت ارائه بشه،

00:10:27.705 --> 00:10:30.291
‫میشه حداقل بیای و ببینی کجا کار میکنم؟

00:10:37.434 --> 00:10:38.583
‫معمولی ـه!

00:10:40.625 --> 00:10:43.416
‫مارسل، آندره، موریس و پائول...

00:10:43.583 --> 00:10:46.625
‫معرفی میکنم:
‫دوشیزه ماری اسکلودوسکا.

00:10:47.375 --> 00:10:49.208
‫از دیدنتون خوشوقتم، دوشیزه اسکلودوسکا.

00:10:49.375 --> 00:10:51.250
‫- خیلی چیزا از شما شنیدیم.
‫- جدی؟

00:10:51.916 --> 00:10:55.458
‫احتمالاً آکادمی از دوتامون به یک اندازه متنفر ـه.

00:10:55.625 --> 00:10:58.333
‫هر نوع پیشرفت چشمگیری از من دریغ شده،

00:10:58.875 --> 00:11:00.541
‫پروفسور شدن...بودجه‌گرفتن...

00:11:01.416 --> 00:11:04.000
‫چرا؟ خب خودمم خیلی مطمئن نیستم.
‫شاید حوصله‌شون رو سر بُردم.

00:11:04.166 --> 00:11:06.750
‫شایدم ترسونده باشمشون.
‫ولی اونا هم بهم لطف چندانی نکردن.

00:11:07.541 --> 00:11:09.250
‫تو دانشمندِ تقریباً مشهوری هستی.

00:11:10.500 --> 00:11:12.958
‫خب دارم ازت درخواست میکنم که از این شهرت...

00:11:13.125 --> 00:11:15.583
‫و فضای «معمولیِ» من استفاده کنی.

00:11:16.074 --> 00:11:17.500
‫چرا اینو ازم میخوای؟

00:11:19.875 --> 00:11:21.458
‫غریزه‌ام یه چیزی در موردت میگه.

00:11:23.708 --> 00:11:26.000
‫غریزه، خیلی هم دلیل علمی محسوب نمیشه.

00:11:26.416 --> 00:11:28.000
‫ولی بازم دلیل ـه!

00:11:32.458 --> 00:11:33.375
‫بله.

00:11:35.458 --> 00:11:37.666
‫بله، اینجا کاملاً نیازهای منو برطرف میکنه.

00:11:40.333 --> 00:11:41.333
‫خوبه.

00:12:20.833 --> 00:12:24.083
‫- چندین هفته‌ست داری اونو آزمایش میکنی.
‫- دارم بررسیش میکنم.

00:12:24.500 --> 00:12:27.916
‫- دنبال چی هستی؟
‫- وقتی حرف نمیزنم بهتر می‌تونیم نظاره‌گر باشم.

00:12:33.583 --> 00:12:36.000
‫وقتی اورانیوم رو بررسی میکنم، متوجه میشم که...

00:12:36.166 --> 00:12:38.833
‫تشعشعات کمتری نسبت به سنگ معدنش داره.

00:12:39.750 --> 00:12:42.291
‫سنگ معدن اون از خود عنصرش قوی‌تره؟

00:12:42.458 --> 00:12:43.708
‫دقیقاً.

00:12:43.875 --> 00:12:46.083
‫- و من نمی‌تونم...
‫- حتماً یه ناهنجاری توی نتایج هست.

00:12:46.250 --> 00:12:47.958
‫همین آزمایش رو 6 بار انجام دادم.

00:12:47.982 --> 00:12:49.583
‫ولی با این وجود نتایج یکسان بود.

00:12:51.291 --> 00:12:54.625
‫غریزه‌ی من بهم میگه که یه عنصر دیگه هست...

00:12:55.208 --> 00:12:57.000
‫که نتایج رو تحریف میکنه.

00:12:57.166 --> 00:12:58.958
‫فکر میکنی یه عنصر ناشناخته پیدا کردی؟

00:12:59.375 --> 00:13:02.291
‫- اگه داری بهم میخندی پس...
‫- نه، بهت نمیخندم.

00:13:03.333 --> 00:13:04.666
‫این خیلی هیجان انگیز ـه.

00:13:08.125 --> 00:13:11.119
‫- ابزار اندازه‌گیریت، بدرد نخور هستن.
‫- تا الان که بی‌نقص کار کردن.

00:13:11.144 --> 00:13:13.564
‫چطور ما میتونیم به اون ارقامی که میخوای
‫ دست پیدا کنیم...

00:13:13.603 --> 00:13:15.208
‫در حالیکه اندازه‌گیریمون اصلاً دقیق نیست.

00:13:15.375 --> 00:13:16.666
‫«مایی» وجود نداره.

00:13:17.041 --> 00:13:19.833
‫به چیزی نیاز داری که بتونه در ابعاد میکروسکوپی
‫اندازه‌گیری‌ها رو انجام بده.

00:13:20.000 --> 00:13:22.375
‫- نه، خواهش میکنم!
‫- چرا چرا. یه ایده‌ای دارم.

00:13:22.833 --> 00:13:24.083
‫دنبالم بیا.

00:13:34.131 --> 00:13:37.575
‫<font color="#ff0000">بیمارستان پاریس</font>

00:13:47.625 --> 00:13:48.625
‫آقای کوری.

00:13:53.250 --> 00:13:54.708
‫ببخشید، یه مقدار فاصله‌ش زیاد بود.

00:13:54.736 --> 00:13:57.458
‫فاصله‌ی این سفر، منو درگیر خودش نکرده،

00:13:58.083 --> 00:13:59.750
‫ولی مقصدش چرا!

00:14:00.916 --> 00:14:03.375
‫این یکی از بهترین بیمارستان‌های پاریس ـه.
‫یک سری تجهیزات هستن که...

00:14:03.541 --> 00:14:06.333
‫ترجیح میدم وارد بیمارستان‌ها نشم.

00:14:07.625 --> 00:14:09.791
‫ولی تو یه دانشمندی!

00:14:27.083 --> 00:14:28.208
‫<i>ماریا...</i>

00:14:29.333 --> 00:14:30.958
‫<i>ترسیدی؟</i>

00:14:34.208 --> 00:14:35.291
‫از چی؟

00:14:36.916 --> 00:14:38.416
‫از بیماریِ من.

00:14:40.875 --> 00:14:41.916
‫نه.

00:14:42.666 --> 00:14:43.875
‫خوبه.

00:14:45.291 --> 00:14:47.291
‫چون نیازی نیست بترسی.

00:14:51.625 --> 00:14:53.250
‫تو می‌میری؟

00:14:55.083 --> 00:14:57.125
‫اگه درمانم کنی، نه!

00:14:57.708 --> 00:14:59.166
‫چطور می‌تونم درمانت کنم؟

00:14:59.833 --> 00:15:01.208
‫می‌تونی منو ببوسی.

00:15:02.250 --> 00:15:05.458
‫اگه دوباره منو ببوسی، قول میدم نمیرم.

00:15:05.750 --> 00:15:07.083
‫ولی «برونیا» میگه...

00:15:07.250 --> 00:15:08.791
‫خواهرت همه چیز رو نمیدونه.

00:15:09.916 --> 00:15:11.083
‫منو ببوس.

00:15:17.583 --> 00:15:18.750
‫حسش کردی؟

00:15:19.958 --> 00:15:21.125
‫نه.

00:15:22.791 --> 00:15:24.875
‫اون صدای جهان بود...

00:15:25.041 --> 00:15:27.083
‫که داره به سمتی جدید میچرخه.

00:15:30.000 --> 00:15:32.500
‫به سمت ماریا اسکلودوسکا!

00:15:33.750 --> 00:15:35.291
‫نمی‌تونم حسش کنم.

00:15:36.791 --> 00:15:38.000
‫دوباره منو ببوس.

00:15:43.916 --> 00:15:44.875
‫حالا...

00:15:45.791 --> 00:15:47.208
‫میتونی حسش کنی؟

00:15:49.000 --> 00:15:50.125
‫آره.

00:15:50.873 --> 00:15:52.060
‫آره.

00:15:52.958 --> 00:15:54.208
‫فکر میکنم حسش کردم.

00:15:54.958 --> 00:15:56.333
‫تو منو درمان کردی.

00:16:28.791 --> 00:16:30.458
‫ببخشید.
‫بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم طول کشید.

00:16:30.478 --> 00:16:31.541
‫حالت بهتره؟

00:16:31.653 --> 00:16:34.611
‫به این نتیجه رسیدم که آزمایش من بدونِ
‫تجهیزات تو، کاملاً خوب پیش میره.

00:16:36.708 --> 00:16:38.291
‫وقتی داشتیم روی کریستال‌ها کار میکردیم،
‫(کریستال‌های تبلور آب)

00:16:38.458 --> 00:16:42.541
‫مجبور بودیم بارهای میکروسکوپی
‫رو اندازه‌گیری کنی.

00:16:42.958 --> 00:16:44.250
‫و هیچ چیزی برای این کار نداشتیم.

00:16:44.875 --> 00:16:46.666
‫تا اینکه اینو ساختم.

00:16:49.958 --> 00:16:52.125
‫یه برق سنجِ چهار گوش ـه.

00:16:52.291 --> 00:16:53.416
‫قابلیت اندازه‌گیریِ...

00:16:53.583 --> 00:16:54.791
‫دقیقِ...

00:16:55.038 --> 00:16:58.041
‫بارهای ریز الکتریکی در یه ماده رو داره.

00:16:58.168 --> 00:17:00.001
‫پتانسیل الکتریکی هم اندازه‌گیری میکنه؟

00:17:01.291 --> 00:17:03.000
‫تجهیزات تو، به اندازه‌ی کافی خوب نیست،

00:17:03.625 --> 00:17:04.541
‫ولی مال من هست!

00:17:04.708 --> 00:17:06.708
‫دانش تو معرکه‌ست.

00:17:07.166 --> 00:17:08.583
‫منم همینطور!

00:17:09.333 --> 00:17:11.208
‫داری پیشنهاد همکاری میدی؟

00:17:13.625 --> 00:17:15.083
‫دقیقاً دارم همین کار رو میکنم.

00:17:17.583 --> 00:17:20.500
‫اساساً همش به انحلال بستگی داره.

00:17:20.708 --> 00:17:23.000
‫شوهرم دوباره داره بهم چپ چپ نگاه میکنه.

00:17:23.046 --> 00:17:24.208
‫اصلاً همچین کاری نمی‌کنم.

00:17:24.297 --> 00:17:27.319
‫الان داری فکر میکنی دارم از دوستان فرهیخته‌ت،
‫سوالاتِ احمقانه می‌پرسم.

00:17:27.916 --> 00:17:29.875
‫سوالاتت واقعاً احمقانه نیستن.

00:17:30.583 --> 00:17:32.708
‫مادرم بهم گفت:
‫«هیچوقت با یه مرد نابغه ازدواج نکن.»

00:17:32.875 --> 00:17:34.500
‫اون تو رو ناامید میکنه،
‫تو هم اونو ناامید میکنی.

00:17:35.375 --> 00:17:36.750
‫حالا چرا من تو رو ناامید کردم؟

00:17:36.916 --> 00:17:40.000
‫گمان می‌کنم بهش این تلقین رو ایجاب کردین
‫که اون به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

00:17:40.833 --> 00:17:42.000
‫این خانم می‌تونه همینجا بمونه!

00:17:44.416 --> 00:17:46.625
‫نه بذار من بکنم...
‫تو میتونی سوالاتت رو بپرسی.

00:17:49.958 --> 00:17:51.375
‫خب شما...

00:17:52.125 --> 00:17:53.208
‫شما سنگ معدن رو...

00:17:53.666 --> 00:17:54.875
‫برمیدارید...

00:17:55.041 --> 00:17:57.250
‫و اونو داخلش حل میکنید؟

00:17:57.833 --> 00:17:59.375
‫ما اورانیت رو برمیداریم...

00:17:59.541 --> 00:18:00.833
‫که سنگ خاصی ـه...

00:18:01.000 --> 00:18:03.500
‫و از معدن بسیار دوری در «بوهم» استخراج میشه،
‫(واقع در جمهوری چک)

00:18:04.166 --> 00:18:06.041
‫و در طول فرآیندی علمی، عناصری رو که...

00:18:06.208 --> 00:18:08.250
‫می‌دونیم می‌تونیم جدا کنیم رو جدا می‌کنیم،

00:18:08.356 --> 00:18:10.023
‫و به اونچه که باقی مونده، نگاه میکنیم.

00:18:10.418 --> 00:18:12.543
‫حالا از چه فرآیند علمی‌ای استفاده میشه؟

00:18:12.681 --> 00:18:14.306
‫سوال خیلی خوبی پرسیدی!

00:18:14.958 --> 00:18:16.056
‫می‌کوبونیمش!

00:18:16.583 --> 00:18:18.458
‫که به شدت کار سختی ـه.

00:18:18.833 --> 00:18:20.166
‫بعدش اونو می‌جوشونیم،

00:18:20.333 --> 00:18:22.875
‫که منجر به جدا شدن ماده میشه.

00:18:23.476 --> 00:18:24.624
‫بعدش...

00:18:24.708 --> 00:18:26.958
‫اسید و محلول قلیایی بهش اضافه می‌کنیم...

00:18:27.875 --> 00:18:29.166
‫تا زمانیکه فقط اون چیزی که خالص ـه،

00:18:29.333 --> 00:18:30.416
‫باقی بمونه.

00:18:30.583 --> 00:18:32.625
‫و مواد زیادی برای جداسازی وجود دارن.

00:18:32.791 --> 00:18:33.794
‫واقعاً ارزشش رو داره!

00:18:34.000 --> 00:18:35.155
‫خیلی هیجان انگیز ـه.

00:18:35.250 --> 00:18:37.375
‫حالا اصلاً چی شد که رفتین سراغ اورانیوم؟

00:18:37.541 --> 00:18:40.000
‫- «بکرل».
‫- یه دانشمند بسیار بزرگ.
‫(هنری بکرل، یکی از کاشفان پدیده‌ی پرتوزایی)

00:18:40.166 --> 00:18:41.750
‫بکرل، به صورت اتفاقی کشف کرد...

00:18:41.916 --> 00:18:44.875
‫که نمک‌های اورانیومی که در یک کشو،
‫در پارچه‌ای سیاه پیچیده شده بودند...

00:18:45.041 --> 00:18:47.333
‫روی صفحه‌ی عکاسی، از خودشون ردی بجا گذاشتن.

00:18:47.346 --> 00:18:48.375
‫بعدش اون فکر کرد...

00:18:48.541 --> 00:18:51.666
‫که اورانیوم یه جور واکنش غیرطبیعی
‫با عنصری در هوا داشته.

00:18:51.833 --> 00:18:53.916
‫من میگم، این واکنش با خود عنصر بوده.

00:19:02.333 --> 00:19:04.865
‫- تئوریِ خیلی جسورانه‌ایه!
‫- هنوز متوجه نمیشم.

00:19:04.928 --> 00:19:07.365
‫انگور رو در نظر بگیر.
‫چطور از انگور، آبغوره میگیری؟

00:19:07.463 --> 00:19:08.912
‫خب اول لهش میکنی، بعدش تخمیرش میکنی.

00:19:08.958 --> 00:19:12.410
‫آره، خب حالا تصور کن انگور، خودشو له کنه،
‫خودشو تخمیر کنه...

00:19:12.435 --> 00:19:13.768
‫ماهیت خودشو تغییر بده!

00:19:14.416 --> 00:19:15.875
‫حالا اگه بهت بگم که...

00:19:16.041 --> 00:19:17.708
‫وقتی انگور به آبغوره تبدیل میشه،

00:19:17.875 --> 00:19:19.833
‫موج گسترده‌ای از انرژی آزاد میکنه،

00:19:19.856 --> 00:19:21.416
‫انرژی‌ای که میشه ازش استفاده کرد،
‫اونموقع واکنشت چیه؟

00:19:24.333 --> 00:19:25.625
‫هیجان زده میشی، مگه نه؟

00:19:26.333 --> 00:19:27.502
‫آره فکر کنم. بله.

00:19:27.750 --> 00:19:29.875
‫پس...علم در حال تغییر کردن ـه.

00:19:30.041 --> 00:19:31.976
‫و همون افرادی که دارن علوم رو میگردونن...

00:19:32.041 --> 00:19:35.875
‫همونایی هستن که باور داشتن جهان مسطح ـه!
‫و من میخوام بهشون ثابت کنم که اشتباه میکنن.
‫(اشاره به اعتقاد قدیمیِ کروی نبودن زمین، داره)

00:19:35.923 --> 00:19:37.257
‫مثل کاری که نیوتون کرد.

00:19:38.457 --> 00:19:40.000
‫- «ما»، نه «من».
‫- ممنونم.

00:19:48.458 --> 00:19:50.708
‫می‌فهمم این نگاهت چه معنی‌ای داره، پیِر!

00:19:51.692 --> 00:19:53.234
‫چه معنی‌ای داره؟

00:19:54.250 --> 00:19:55.958
‫- مثل یه انگورِ در حال تخمیر شدن؟
‫- آره.

00:19:56.625 --> 00:19:59.541
‫- از اون قیاس خوشم اومد.
‫- قیاس خوبی بود.

00:20:04.764 --> 00:20:06.055
‫ولی درست میگی.

00:20:07.625 --> 00:20:09.583
‫یه جور خاصی بهت نگاه میکنم.

00:20:10.840 --> 00:20:12.299
‫و گاهی اوقات...

00:20:12.958 --> 00:20:15.791
‫احساس میکنم تو هم همین نگاه رو بهم داری.

00:20:16.750 --> 00:20:19.791
‫وقتی مادرم مُرد، یک هفته نمی‌تونستم صحبت کنم.

00:20:19.958 --> 00:20:21.833
‫و مردم فکر میکردن، داشتم عزاداری میکردم.
‫ولی اینطور نبود.

00:20:22.000 --> 00:20:24.041
‫موضوع این بود که واقعاً نمی‌تونستم درک کنم...

00:20:24.208 --> 00:20:26.833
‫که چرا چیزی به این مهمی، ازم گرفته شده.

00:20:27.000 --> 00:20:30.083
‫من در تمام زندگیم آدم خودخواهی بودم، پیِر.
‫و اگه امیدواری که اینو تغییر بدی...

00:20:30.250 --> 00:20:32.708
‫تو خودخواه نیستی! فقط...

00:20:33.500 --> 00:20:34.916
‫غرق در افکار خودتی.

00:20:35.625 --> 00:20:37.375
‫و دوست نداری هیچکس، چیزی که واسه توئه رو بگیره.

00:20:37.541 --> 00:20:40.375
‫هیچوقت اون زن یا همسری که تو انتظار داری
‫نخواهم شد.

00:20:42.174 --> 00:20:43.715
‫بهم میخندی؟

00:20:44.833 --> 00:20:46.708
‫یه مقدار گستاخانه رفتار کردم...

00:20:46.875 --> 00:20:49.125
‫میدونم، ما به زور همدیگه رو میشناسیم.

00:20:49.291 --> 00:20:50.958
‫بخاطر این دارم میخندم که...

00:20:51.291 --> 00:20:54.416
‫تو شانس خواستگاری ازت رو ازم دریغ کردی.

00:20:56.375 --> 00:20:57.916
‫آره، درسته.

00:20:58.083 --> 00:20:59.250
‫مگه نه؟

00:21:00.833 --> 00:21:04.416
‫حالا از نظر علمی، اصلاً قصد خواستگاری کردن داشتی؟

00:21:05.125 --> 00:21:09.625
‫خب از نظر علمی باید بگم
‫فکرش هنوز کامل در ذهنم شکل نگرفته بود.

00:21:10.958 --> 00:21:13.208
‫همونطور که گفتی، به زور همدیگه رو میشناسیم.

00:21:15.083 --> 00:21:17.125
‫ولی بله، گمون میکنم یه فکرایی داشتم.

00:21:25.150 --> 00:21:26.734
‫ماری اسکلودوسکا...

00:21:29.208 --> 00:21:31.791
‫تو از هر زنی که من می‌تونستم...

00:21:31.958 --> 00:21:33.666
‫توی زندگیم آرزوش رو داشته باشم، بهتری!

00:21:35.083 --> 00:21:37.750
‫و من هیچوقت تو رو به عنوان
‫ زنِ تام الاختیار خودم در نظر نمی‌گیرم.
‫(آزادی‌هات رو بعد از ازدواج محدود نمی‌کنم)

00:21:39.973 --> 00:21:42.140
‫دوست دارم زندگیم رو باهات تقسیم کنم.

00:22:11.375 --> 00:22:12.458
‫خیلی ممنون.

00:22:12.625 --> 00:22:14.041
‫لطفاً از این طرف.

00:22:15.269 --> 00:22:16.410
‫تکون نخورید.

00:23:03.625 --> 00:23:06.000
‫وقتی زمانش رسید،
‫یادم بنداز که باید پاریس رو ترک کنیم.

00:23:06.166 --> 00:23:08.583
‫هر چقدر که ممکنه ملیح‌تر ازم بخواه!

00:23:09.791 --> 00:23:12.416
‫باید شگفتی‌های دنیا رو تجربه کنیم.

00:23:13.458 --> 00:23:14.750
‫یادم بنداز...

00:23:15.083 --> 00:23:18.916
‫تا این نیاز به بزرگنماییِ هرچیزی رو
‫از سرت بیرون کنم.

00:23:24.250 --> 00:23:26.541
‫فکر میکردم دیگه کاری به زن‌ها نداشته باشم.

00:23:29.232 --> 00:23:30.250
‫چیه؟

00:23:30.416 --> 00:23:33.375
‫با چیزایی که تو برام تعریف کردی،
‫تو تجربه‌ی زیادی با زن‌ها نداشتی.

00:23:36.708 --> 00:23:37.791
‫خب...

00:23:38.125 --> 00:23:41.125
‫فکر میکردم بهتر باشه فقط روی علم تمرکز کنم.

00:23:42.499 --> 00:23:45.708
‫واقعاً عاشق این جملات قلمبه و سلمبه هستی،
‫مگه نه؟

00:23:48.833 --> 00:23:51.416
‫ولی تو منو تغییر دادی!

00:23:51.583 --> 00:23:53.958
‫فکر میکنم چیز خورم کردی تا باهات راه بیام.

00:23:54.291 --> 00:23:55.808
‫همچین کاری نکردم!

00:23:57.666 --> 00:23:59.375
‫تو فوق‌العاده‌ای.

00:24:03.375 --> 00:24:05.238
‫این واقعاً مسخرست.

00:24:05.375 --> 00:24:06.738
‫دارم تو رو میبرم خونه‌ی بخت.

00:24:06.791 --> 00:24:08.250
‫نه، تو الان چشمام رو بستی...

00:24:08.301 --> 00:24:10.902
‫و بیشتر زحمت رو من دارم میکشم تا تو!

00:24:11.208 --> 00:24:13.000
‫آکادمی، یه افتخار عروسی ما یه کاری کرده.

00:24:13.066 --> 00:24:14.410
‫چون از دستاوردمون هیجان زده شدن؟

00:24:14.458 --> 00:24:17.916
‫آره، اونا تصمیم گرفتن دیگه اینقدر وقت خودشون
‫رو با مسکن گزینیِ موقت برای تو هدر ندن...

00:24:18.083 --> 00:24:19.750
‫و بیشتر روی دفع ضایعات اورانیت تمرکز کنن.

00:24:19.916 --> 00:24:22.250
‫- حالا چرا باید چشمام بسته باشه؟
‫- چون هیجان انگیزتره!

00:24:28.115 --> 00:24:29.199
‫حاضری؟

00:24:33.208 --> 00:24:34.291
‫سلام پائول.

00:24:34.916 --> 00:24:36.737
‫- به کاخ «ورسای» خوش اومدی.
‫- این...
‫(اینجا واقعاً کاخ ورسای نیست. مسخره کرد)

00:24:36.791 --> 00:24:38.958
‫دقیقاً اون چیزی نیست که ما انتظارش رو داشتیم.
‫ ولی...

00:24:39.125 --> 00:24:40.041
‫مثل یه خونه‌ی موقت می‌مونه!

00:24:40.208 --> 00:24:41.807
‫تازه هنوز داخلش رو ندیدی!

00:24:44.958 --> 00:24:45.958
‫این...

00:24:48.416 --> 00:24:49.291
‫چه چیزیه!

00:24:50.166 --> 00:24:50.958
‫بیا داخل.

00:24:53.541 --> 00:24:55.000
‫اونا خیلی به خودشون زحمت دادن!

00:24:55.166 --> 00:24:56.458
‫واقعاً!

00:24:57.416 --> 00:24:58.333
‫سلام.

00:24:58.500 --> 00:25:01.083
‫یه بسته برای تحویل دارم.
‫ماری اسکلودوسکا؟

00:25:01.250 --> 00:25:04.166
‫الان دیگه ماری کوری هستن، ولی جاش رو درست اومدی.

00:25:05.328 --> 00:25:07.453
‫- میذارمش توی حیاط. باشه؟
‫- ممنونم.

00:25:08.500 --> 00:25:09.958
‫اورانیت اومده؟

00:26:12.208 --> 00:26:13.916
‫- مراقب باش.
‫- مراقب هستم.

00:26:18.291 --> 00:26:19.505
‫دوباره.

00:27:23.375 --> 00:27:24.541
‫ایرن؟

00:27:25.083 --> 00:27:26.166
‫ایرن.

00:27:41.833 --> 00:27:42.750
‫آره.

00:27:45.791 --> 00:27:46.958
‫اینجا.

00:28:07.875 --> 00:28:09.166
‫آروم آروم، پائول.

00:28:14.500 --> 00:28:15.791
‫اون رادیوم ـه.

00:28:17.583 --> 00:28:18.750
‫رادیوم؟

00:28:19.166 --> 00:28:21.041
‫یه اونس رادیوم!

00:28:22.041 --> 00:28:24.875
‫از چهار تُن اورانیت تهیه شده.

00:28:26.125 --> 00:28:27.916
‫هنوز اول کاریم ولی...

00:28:31.208 --> 00:28:33.458
‫این زیباترین چیزی نیست که توی عمرت دیدی؟

00:28:34.541 --> 00:28:36.166
‫مطمئنی؟ مطمئنی خودشه؟

00:28:36.333 --> 00:28:37.541
‫مطمئنم.

00:28:39.208 --> 00:28:40.250
‫آره.

00:28:41.291 --> 00:28:43.583
‫زیباترین چیزیه که توی عمرم دیدم.

00:28:46.083 --> 00:28:48.250
‫فکر کنم الان دیگه همه چیز تغییر کنه. مگه نه؟

00:28:51.250 --> 00:28:52.416
‫آره.

00:29:07.000 --> 00:29:09.708
‫ما فکر کردیم که یه عنصر جدید پیدا می‌کنیم.

00:29:11.625 --> 00:29:12.541
‫اشتباه می‌کردیم.

00:29:14.125 --> 00:29:16.166
‫چهار سال طول کشید...

00:29:16.541 --> 00:29:19.541
‫4 تُن اورانیت،

00:29:20.166 --> 00:29:23.208
‫40 تُن مواد شیمیاییِ خورنده،

00:29:23.375 --> 00:29:25.916
‫و 400 تُن آب مصرف شد.

00:29:28.750 --> 00:29:30.916
‫ما اینجاییم تا به شما...

00:29:31.250 --> 00:29:33.125
‫دو عنصر جدید رو معرفی کنیم.

00:29:33.750 --> 00:29:35.125
‫پولونیوم...

00:29:35.541 --> 00:29:36.666
‫و رادیوم.

00:29:38.458 --> 00:29:40.958
‫هممون فکر میکردیم که اتم‌ها، ثابت و پایدار هستن.

00:29:41.125 --> 00:29:42.963
‫خب از قضا، بعضی‌هاشون اینجور نیستن!

00:29:43.625 --> 00:29:45.458
‫و در ناپایداریشون...

00:29:46.625 --> 00:29:48.291
‫اونا از خودشون تشعشعات ساطع میکنن.

00:29:49.277 --> 00:29:50.888
‫من اسم اینو گذاشتم...

00:29:51.816 --> 00:29:53.691
‫پرتو افشانی.
‫(رادیو اکتیویته)

00:29:55.176 --> 00:29:58.218
‫اومدیم اینجا تا بهتون بگیم که اساساً...

00:29:59.055 --> 00:30:01.430
‫از ریشه، برداشتتون از اتم، اشتباه ـه.

00:30:08.375 --> 00:30:09.541
‫تکون نخورید!

00:30:13.500 --> 00:30:15.458
‫<font color="#ff0000">خانواده‌ی کوری،
‫پرتو افشانی را کشف کردند.</font>

00:30:15.625 --> 00:30:17.627
‫<font color="#ff0000">مادام کوری ادعا کرد که...</font>

00:30:18.500 --> 00:30:20.333
‫<font color="#ff0000">کاشف دو عنصر رادیوم و پلونیوم می‌باشد.</font>

00:30:22.541 --> 00:30:24.250
‫<font color="#ff0000">«برداشت شما از اتم اشتباه است»</font>

00:30:25.583 --> 00:30:28.757
‫<font color="#ff0000">رادیوم از قوانین بنیادین تخطی میکند...</font>

00:30:28.875 --> 00:30:31.523
‫<font color="#ff0000">اتم‌های ناپایدار!</font>

00:30:32.000 --> 00:30:34.333
‫<font color="#ff0000">پرتو افشانی، زندگی، مرگ.</font>

00:30:47.583 --> 00:30:49.083
‫خانم یا آقا؟

00:30:49.666 --> 00:30:51.166
‫معلومه یه خانم.

00:30:51.269 --> 00:30:52.300
‫باشه مشکلی نداره.

00:30:52.333 --> 00:30:53.416
‫سلام.

00:30:53.550 --> 00:30:54.677
‫- سلام.
‫- سفارش دادی؟

00:30:54.701 --> 00:30:56.701
‫- نه.
‫- ماءالشعیر! - ماء‌الشعیر؟

00:30:57.833 --> 00:30:58.708
‫- چیه؟
‫- گرفتمش.

00:30:58.875 --> 00:31:00.416
‫- چیو؟
‫- من الان یه پروفسور هستم.

00:31:00.441 --> 00:31:01.958
‫- چــــی؟
‫- آره!

00:31:02.875 --> 00:31:04.875
‫بالاخره اونا فهمیدن که من چه پتانسیلی دارم.

00:31:05.041 --> 00:31:06.166
‫مراقب باش.

00:31:08.041 --> 00:31:09.125
‫چرا؟

00:31:10.723 --> 00:31:12.458
‫- نه!
‫- چرا.

00:31:15.250 --> 00:31:18.045
‫من پروفسور کوری هستم و قراره دو تا بچه داشته باشم!

00:31:18.070 --> 00:31:19.084
‫بابایی!

00:31:21.958 --> 00:31:24.250
‫تبریک میگم، پروفسور کوری.

00:31:35.208 --> 00:31:36.333
‫داریم کجا میریم؟

00:31:36.500 --> 00:31:38.208
‫دارم میبرمت یه جایی که ازش خوشت میاد.

00:31:38.375 --> 00:31:40.125
‫ولی من خسته‌ام! حامله هم هستم.

00:31:40.291 --> 00:31:41.583
‫اینجا هم خیلی سرده.

00:31:42.583 --> 00:31:44.666
‫«لویی فولر» ما رو به یه نمایش دعوت کرده.

00:31:44.833 --> 00:31:45.833
‫لویی فولر؟

00:31:46.000 --> 00:31:48.125
‫روح‌گرایی؟ اوه، شوخیت گرفته؟!

00:31:48.166 --> 00:31:49.875
‫اینم مثل همه‌ی علوم می‌مونه.

00:31:50.041 --> 00:31:53.125
‫چرت و پرت نگو.
‫اونجا چیزی برای دیدن یا آنالیز کردن وجود نداره.

00:31:53.708 --> 00:31:55.500
‫تو پرتو افشانی رو هم نمی‌تونی ببینی.

00:31:55.525 --> 00:31:57.254
‫نه اون خیلی فرق میکنه.

00:32:02.458 --> 00:32:03.791
‫عصر بخیر، لویی.

00:32:04.708 --> 00:32:06.166
‫ما در دنیایی زندگی می‌کنیم...

00:32:07.291 --> 00:32:09.250
‫که نور نامرئی...

00:32:10.125 --> 00:32:12.125
‫می‌تونه از جسم عبور کنه،

00:32:13.000 --> 00:32:15.791
‫و استخوان‌های زیر خودش رو افشا کنه.

00:32:16.250 --> 00:32:18.333
‫- با استفاده از اشعه‌های ایکس...
‫- هیس!

00:32:18.500 --> 00:32:20.291
‫میخوام روحِ...

00:32:20.666 --> 00:32:23.000
‫بتهوون رو احضار کنم.

00:32:23.199 --> 00:32:26.125
‫تا بر من هویدا بشه.

00:32:26.583 --> 00:32:28.041
‫اشعه‌ی ایکس؟

00:32:28.208 --> 00:32:30.750
‫- منظورش پرتوهای اورانیوم ـه؟
‫- آره.

00:32:33.208 --> 00:32:34.791
‫تا لحظاتی دیگر...

00:32:34.816 --> 00:32:36.108
‫جلوه‌ی...

00:32:36.625 --> 00:32:38.041
‫بتهوون...

00:32:38.375 --> 00:32:39.833
‫بر روی...

00:32:40.875 --> 00:32:43.000
‫این صفحه‌ی عکاسی، نمایان خواهد شد.

00:32:43.025 --> 00:32:45.567
‫حالا بتهوون قراره زنده بشه.

00:32:50.291 --> 00:32:52.791
‫اون داره از علم ما استفاده میکنه
‫تا کار خودشو به پیش ببره.

00:32:53.208 --> 00:32:55.625
‫هر دانشمندی روی علم قبل از خودش کار میکنه.

00:32:55.791 --> 00:32:57.541
‫تو به این میگی علم؟

00:32:58.291 --> 00:33:00.416
‫این میتونه تحولی در علم باشه.

00:33:01.041 --> 00:33:04.000
‫متوجه نیستی؟ ما همین الانشم علم رو
‫برای همیشه تغییر دادیم.

00:34:03.000 --> 00:34:04.875
‫روی اون یکی قوی‌تره.

00:34:07.375 --> 00:34:08.750
‫قطعاً این بهتره.

00:34:11.041 --> 00:34:12.583
‫یه پیشنهاد دیگه بهمون شده.

00:34:13.583 --> 00:34:14.583
‫چی میخوان؟

00:34:14.750 --> 00:34:16.708
‫نمک‌های بودار رادیو اکتیو.

00:34:16.875 --> 00:34:18.500
‫این درمانی برای کچلی ـه.

00:34:19.416 --> 00:34:20.502
‫تو چی جوابشون رو دادی؟

00:34:20.527 --> 00:34:24.485
‫«ما رادیوم نداریم. مجوز هم نداریم.
‫شما هم هر کاری خواستید بکنید.»

00:34:25.518 --> 00:34:28.458
‫اگه مجوز داشتیم، آزمایشگاهمون هم بزرگتر میشد.

00:34:30.958 --> 00:34:32.750
‫میدونم دستاوردهای علم، مهمتر هستن...

00:34:32.786 --> 00:34:35.333
‫اگه مجوز میگرفتیم، دیگه مردم نمی‌تونستن
‫از این دستاوردها لذت ببرن.

00:34:35.583 --> 00:34:38.458
‫من مطمئن نیستم که مردم از دستاوردهامون
‫آگاهی داشته باشن.

00:34:38.828 --> 00:34:41.953
‫اوه، باور کن مردم می‌تونن این دستاوردها رو ببینن.

00:34:44.659 --> 00:34:46.458
‫کبریت‌های رادیو اکتیو.

00:34:47.333 --> 00:34:50.041
‫چندتا سیگار رادیو اکتیو.

00:34:50.583 --> 00:34:52.333
‫شکلات رادیو اکتیو.

00:34:52.916 --> 00:34:55.000
‫خمیردندون رادیو اکتیو.

00:34:55.166 --> 00:34:57.458
‫یه نامه اینجاست که درباره‌ی ...

00:34:57.483 --> 00:34:59.233
‫پودر زیباییِ رادیو اکتیو ـه.

00:34:59.541 --> 00:35:02.583
‫لویی فولر ازمون ژاکت‌های رادیو اکتیو
‫برای رقصش میخواد.

00:35:03.208 --> 00:35:06.125
‫نگران نباش، بهش گفتم ژاکت درست نمی‌کنیم.

00:35:06.996 --> 00:35:10.621
‫شنیدی توی تئاتر «برادوی»، مراسم رقصی به
‫افتخار کار ما گرفته شده؟

00:35:10.875 --> 00:35:12.750
‫مراسم پیف، پف، پوف!

00:35:12.916 --> 00:35:14.166
‫این چه کاری بود ما کردیم؟

00:35:14.210 --> 00:35:15.318
‫خب...

00:35:16.208 --> 00:35:17.416
‫اون چیه؟

00:35:20.041 --> 00:35:21.208
‫چیزی نیست.

00:35:24.291 --> 00:35:28.875
‫هانری دنلوس، که متخصص پوست ـه، چند روز پیش
‫با کلی ذوق اومد پیش من؛

00:35:29.750 --> 00:35:33.750
‫اون یه مقدار رادیوم کلرید روی تومور گذاشته،

00:35:34.500 --> 00:35:36.708
‫و مقدار قابل توجهی، کوچیک‌تر شده.

00:35:38.541 --> 00:35:39.916
‫کوچیک‌تر شده؟

00:35:42.041 --> 00:35:43.708
‫دو هزار سال،

00:35:43.875 --> 00:35:46.916
‫سرطان...بیماریِ لاعلاج!

00:35:47.541 --> 00:35:48.541
‫باورت میشه؟

00:35:50.416 --> 00:35:52.291
‫دارن یه گروه تحقیقاتی درست میکنن.

00:35:52.833 --> 00:35:54.958
‫اون فکر میکنه، رادیوم ما
‫می‌تونه سرطان رو درمان کنه؟

00:35:56.000 --> 00:35:58.250
‫دنلوس، تازه شروعشه!

00:35:59.708 --> 00:36:03.750
‫میتونم احساس کنم که کارمون، می‌درخشه.

00:36:03.916 --> 00:36:06.291
‫می‌تونم احساس کنم که دنیا رو عوض میکنه.

00:36:10.436 --> 00:36:13.535
‫<font color="#ff0000">کلیولند، سال 1957</font>

00:36:15.902 --> 00:36:17.791
‫آقای وارنر؟ من دکتر جنکینز هستم.

00:36:19.939 --> 00:36:22.250
‫و تو، باید پیتر باشی.

00:36:24.000 --> 00:36:24.916
‫سلام.

00:36:25.580 --> 00:36:26.875
‫میدونی این آقا کیه؟

00:36:27.041 --> 00:36:29.916
‫ایشون آقای دکتر هستن.
‫قراره حالت رو خیلی بهتر کنه.

00:36:30.083 --> 00:36:32.541
‫بعدش میدونی چی میشه؟
‫هممون میریم خونه‌هامون.

00:36:32.566 --> 00:36:35.541
‫میخوایم از شتاب‌دهنده‌ی خطی استفاده کنیم.

00:36:35.708 --> 00:36:36.750
‫شتاب‌دهنده‌ی چی؟

00:36:37.458 --> 00:36:39.666
‫این یکی از بروزترین دانش‌های عصر جدید ـه،
‫آقای وارنر.

00:36:39.833 --> 00:36:41.625
‫حالا قبلاً ازش استفاده کردین؟

00:36:41.650 --> 00:36:43.931
‫در این بیمارستان، پسرتون اولین کسیه که
‫داره این فناوری روش استفاده میشه.

00:36:44.416 --> 00:36:47.083
‫توی جهان، فقط پنج عدد از این دستگاه وجود داره.

00:36:47.250 --> 00:36:49.833
‫پسر من، یه میمون نیست که بخواید روش آزمایش کنید.

00:36:50.541 --> 00:36:52.875
‫اگه راهی برای درمان پیتر پیدا نکنیم...

00:36:52.941 --> 00:36:56.541
‫سرطان اون پیشرفت میکنه و
‫به همه‌ی اعضای حیاتیش نفوذ میکنه.

00:36:56.761 --> 00:36:59.625
‫این ماشین می‌تونه تومورش رو کوچیک کنه،
‫من اینو تضمین میکنم.

00:36:59.704 --> 00:37:01.970
‫حالا اگه به اندازه‌ی کافی کوچیکش بکنیم،
‫نمی‌تونم به قطع بگم ولی...

00:37:02.041 --> 00:37:05.083
‫به طرز چشمگیری، شانس زنده موندنِ
‫بچه‌تون رو بیشتر میکنه.

00:37:08.500 --> 00:37:10.208
‫می‌خوام ببینمش.

00:37:10.666 --> 00:37:11.958
‫البته.

00:37:16.375 --> 00:37:18.666
‫از چیزی که انتظارش رو داشتم بزرگتره.

00:37:19.541 --> 00:37:22.458
‫این دستگاهی ـه که قدرت باورنکردنی ـه
‫در درون خودش داره.

00:37:22.883 --> 00:37:24.246
‫پس در نتیجه باید بزرگ باشه.

00:37:24.271 --> 00:37:26.134
‫صبر کن ببینم...
‫اون قراره بره داخلش؟

00:37:26.684 --> 00:37:27.875
‫نه.

00:37:29.625 --> 00:37:31.583
‫اینجا بسته میشه.

00:37:32.375 --> 00:37:33.958
‫بسته میشه؟

00:37:34.833 --> 00:37:36.791
‫فقط برای اینکه تکون نخوره.

00:37:36.841 --> 00:37:38.583
‫وقتی از اشعه‌ها استفاده میکنیم...

00:37:38.608 --> 00:37:40.399
‫باید خیلی دقیق عمل کنیم.

00:37:41.666 --> 00:37:43.375
‫دردش هم می‌گیره؟

00:37:44.041 --> 00:37:47.916
‫آقای وارنر، این دستگاه،
‫زندگیِ پسرتون رو بهبود می‌بخشه.

00:37:48.416 --> 00:37:49.708
‫حتی ممکنه نجاتش بده!

00:37:53.153 --> 00:37:55.153
‫خیلی‌خب.

00:37:56.072 --> 00:37:57.614
‫تکون نخور، پسرم.

00:38:25.333 --> 00:38:26.583
‫خبر بد؟ خبر بدی آوردی؟

00:38:26.750 --> 00:38:29.291
‫نه، خبر بدی نیست. همه چیز خوب پیش رفت.

00:38:29.458 --> 00:38:31.958
‫جواب داد؟ یعنی...اون بهتره؟

00:38:32.541 --> 00:38:35.958
‫راه درازی در پیش داریم آقای وارنر،
‫ولی شروع خوبی داشتیم.

00:38:36.458 --> 00:38:37.958
‫میخواید ببینیدش؟

00:38:43.729 --> 00:38:45.625
‫قسم میخورم این آخرین باریه که میام اینجا.

00:38:46.000 --> 00:38:47.458
‫فقط صبر کن و نگاه کن.

00:38:57.270 --> 00:38:58.230
‫پیِر!

00:38:58.255 --> 00:39:00.558
‫اون نیاز به محیط ساکتی داره تا
‫اکتوپلاسم پدیدار بشه.
‫(ماده‌ی ساطع شده از افراد در حالت خلسه)

00:39:00.583 --> 00:39:01.666
‫چیه؟

00:39:02.083 --> 00:39:04.541
‫- رادیوم اذیتت میکنه؟
‫- نه، درش آوردم.

00:39:04.708 --> 00:39:07.041
‫معلوم شد که به گوشت بدن آسیب میرسونه،

00:39:07.208 --> 00:39:08.500
‫رنگش رو خاکستری کرد.

00:39:09.541 --> 00:39:10.958
‫- این ضایعه‌ست؟
‫- پیِر!

00:39:11.030 --> 00:39:12.363
‫مجذوب کننده‌ست!

00:39:27.458 --> 00:39:29.125
‫اون یه حقه بازِ به تمام عیار ـه!

00:39:29.291 --> 00:39:32.041
‫اونوقت اونا یه جور رابطه‌ی دوستانه‌ی مرموز
‫با هم برقرار کردن.

00:39:33.708 --> 00:39:37.916
‫شوهرم قول داده تا در زمان اجرا و قبل و بعدش،
‫وزنِ اون زن رو اندازه بگیره...

00:39:38.083 --> 00:39:40.125
‫تا ببینه که واقعاً یه روح...

00:39:40.500 --> 00:39:41.666
‫وارد بدنش میشه یا نه.

00:39:42.397 --> 00:39:43.958
‫فکر میکنم حسودیت شده!

00:39:44.250 --> 00:39:45.833
‫من حسودیم نشده...فقط...

00:39:46.375 --> 00:39:50.583
‫فقط عصبانی‌ام!
‫چون فکر میکنم باید کارمون رو خیلی جدی‌تر بگیره.

00:39:52.166 --> 00:39:53.625
‫- اوه خدای من...
‫- چیه؟

00:39:53.791 --> 00:39:54.958
‫اون منو شناخت.

00:39:58.580 --> 00:39:59.871
‫ما روی صفحه‌ی اول روزنامه‌هاییم.

00:40:00.083 --> 00:40:01.583
‫اون منو شناخت.

00:40:02.583 --> 00:40:05.636
‫مردم باورشون نمیشه من خواهرِ مادام کوریِ مشهورم.

00:40:05.870 --> 00:40:07.541
‫شهرت برای احمق‌ها مهمه.

00:40:07.566 --> 00:40:10.566
‫تازه همین موضوع باعث شده
‫ایده‌های خیلی عجیبی به ذهن پیِر برسه.

00:40:11.041 --> 00:40:13.625
‫خب بذار اون عجیب‌غریب باشه!

00:40:14.250 --> 00:40:15.682
‫با خوشی‌هاش خوش‌ بگذرون.

00:40:15.707 --> 00:40:16.915
‫آخه با روح‌گرایی؟

00:40:17.450 --> 00:40:18.697
‫ایمان داشتن به این چیزا اونقدرا هم بد نیست.

00:40:18.722 --> 00:40:22.557
‫منم ایمان دارم. به بشریت و پیشرفت ایمان دارم!

00:40:22.625 --> 00:40:26.416
‫ولی ایمان به جهان پس از مرگ،
‫هیچ اساس علمی‌ای نداره.

00:40:28.083 --> 00:40:30.458
‫هیچوقت فکر نمیکنی که شاید مادر...

00:40:31.263 --> 00:40:33.138
‫الان یه جایی بهتر از اینجا باشه؟

00:40:33.666 --> 00:40:34.666
‫چرا!

00:40:35.929 --> 00:40:38.137
‫توی یه سوراخ، زیر زمین، توی لهستان!

00:40:38.375 --> 00:40:40.249
‫جایی که خیلی بهتر از پاریس ـه.

00:40:40.509 --> 00:40:41.933
‫ماریا،

00:40:41.958 --> 00:40:43.833
‫تو خیلی بدبین هستی!

00:40:43.858 --> 00:40:45.691
‫نه عزیزم. من فقط واقع‌بین هستم.

00:41:00.588 --> 00:41:02.088
‫داری برای کی نامه می‌نویسی؟

00:41:03.750 --> 00:41:05.625
‫اونا میخوان بهم مدال لژیون افتخار رو بدن.

00:41:06.166 --> 00:41:07.125
‫منم دارم جواب میدم.

00:41:07.541 --> 00:41:08.708
‫چه جوابی؟

00:41:08.875 --> 00:41:13.291
‫خب ازشون میخوام از وزیر تشکر کنن،
‫ولی نیازی به این تشریفات ندارم.

00:41:15.432 --> 00:41:16.466
‫از طرف دیگه...

00:41:16.491 --> 00:41:18.657
‫واقعاً به یه آزمایشگاه بهتر، نیاز دارم.

00:41:21.476 --> 00:41:23.000
‫خیلی سرفه میکنی!

00:41:23.166 --> 00:41:24.291
‫جدی؟

00:41:25.333 --> 00:41:26.333
‫ماری...

00:41:32.577 --> 00:41:34.910
‫منو نبر بیمارستان! من بیمارستان بیا نیستم.

00:41:36.489 --> 00:41:37.583
‫همینجا منتظر بمون.

00:41:37.608 --> 00:41:39.791
‫- اوه! اوه نهههه!
‫- انبرِ جراحی لطفاً.

00:41:40.721 --> 00:41:41.916
‫حالا ازت میخوام زور بزنی.

00:41:42.083 --> 00:41:44.127
‫- نمی‌تونم. نمی‌تونم. نمی‌تونـ...
‫- فقط نفس بکش عزیزم.

00:41:44.583 --> 00:41:45.750
‫- نه!!!!
‫- تقریباً تموم شده.

00:41:49.166 --> 00:41:50.916
‫فکر کردم از دستش دادیم.

00:41:52.083 --> 00:41:55.750
‫ماری کوریِ مشهور، نیاز به کمک داشت
‫و همه با کله دویدن و اومدن.

00:41:55.916 --> 00:41:57.375
‫اون باید می‌مُرد!

00:41:58.208 --> 00:41:59.666
‫ولی اونا نجاتش دادن.

00:42:01.041 --> 00:42:02.166
‫تو رو هم همینطور.

00:42:11.916 --> 00:42:13.083
‫«ایو»
‫(معادل اسم حوا)

00:42:17.750 --> 00:42:18.708
‫ایرن.

00:42:19.833 --> 00:42:21.666
‫داری به چی فکر میکنی؟

00:42:23.000 --> 00:42:24.208
‫نمیدونم.

00:42:27.458 --> 00:42:29.250
‫به هیچی فکر نمیکنی؟

00:42:30.791 --> 00:42:31.958
‫نمی‌دونم.

00:42:32.755 --> 00:42:35.505
‫همیشه باید به یه چیزی فکر کنی.

00:42:39.083 --> 00:42:40.291
‫تو به چی فکر میکنی؟

00:42:41.958 --> 00:42:44.250
‫چیزایی که تو هنوز خیلی جوونی تا بفهمی.

00:42:56.000 --> 00:42:58.375
‫کارِ ما نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل شده.

00:42:59.666 --> 00:43:02.125
‫بخاطر همون کشف پرتو افشانی.

00:43:05.210 --> 00:43:06.458
‫در تقدیرنامه...

00:43:06.958 --> 00:43:08.958
‫فقط به اسم من اشاره شده.

00:43:09.250 --> 00:43:09.958
‫و...

00:43:10.625 --> 00:43:11.625
‫و؟

00:43:12.291 --> 00:43:15.500
‫و من بهشون گفتم اگه قرار باشه
‫جایزه‌ی نوبلی رو ببریم...

00:43:16.125 --> 00:43:17.875
‫با همدیگه می‌بریمش.

00:43:36.333 --> 00:43:38.166
‫اوه، پائول. من به اون صندلی نیاز دارم.

00:43:49.603 --> 00:43:51.020
‫ساعت چنده؟

00:43:54.291 --> 00:43:55.330
‫دوازده و ده دقیقه.

00:43:56.041 --> 00:43:57.791
‫توی سوئد ساعت چنده؟

00:43:57.996 --> 00:43:59.538
‫دوازده و ده دقیقه.

00:44:02.363 --> 00:44:04.738
‫مطمئنی دلت میخواد اینجا باشی؟

00:44:05.791 --> 00:44:07.083
‫به نظر...

00:44:09.166 --> 00:44:10.916
‫به نظر اینجا جای درستی میاد.

00:44:19.181 --> 00:44:22.745
‫استوکهولم، سال 1903

00:44:26.291 --> 00:44:28.250
‫جامعه‌ی بشری از...

00:44:44.333 --> 00:44:45.458
‫حاضرید آقای کوری؟

00:44:52.041 --> 00:44:53.041
‫نه!

00:44:58.041 --> 00:44:59.541
‫ممکنه تصور بشه که...

00:44:59.708 --> 00:45:02.791
‫رادیوم در دست افراد نابجا و مجرم،
‫میتونه خیلی خطرناک باشه.

00:45:03.291 --> 00:45:05.833
‫سرهنگ تیبتس، از پرواز انولاگی هستم.

00:45:06.000 --> 00:45:07.833
‫واشینگتن، صدای منو دریافت می‌کنید؟

00:45:08.000 --> 00:45:10.208
‫دریافت شد، سرهنگ تیبتس. تمام!

00:45:10.916 --> 00:45:15.000
‫واشینگتن، کاپیتان رابرت لویی، همین الان بهم
‫اطلاع داد که «پسر کوچولو»، الان آماده‌ست.

00:45:15.281 --> 00:45:16.961
‫اجازه‌ی رها کردن. تمام!

00:45:17.125 --> 00:45:18.336
‫اجازه داده میشه، سرهنگ.

00:45:21.291 --> 00:45:22.958
‫اینجا ممکنه این سوال پیش بیاد...

00:45:23.125 --> 00:45:27.041
‫که بشریت از دانستنِ رازهای طبیعت،
‫سود میبره یا نه.

00:45:27.208 --> 00:45:29.958
‫که آیا آماده‌ست تا از اون‌ها منفعت ببره یا نه!

00:45:30.166 --> 00:45:32.708
‫و آیا این دانش، براش مضر ـه یا نه!

00:45:32.875 --> 00:45:34.291
‫با علامت من...

00:45:35.333 --> 00:45:36.353
‫سه،

00:45:37.916 --> 00:45:38.923
‫دو،

00:45:40.750 --> 00:45:41.830
‫یک.

00:45:46.875 --> 00:45:50.833
‫نمونه‌های بارزی در اکتشافاتِ جوایز نوبل
‫موجود است که نشان می‌دهد...

00:45:51.375 --> 00:45:53.875
‫همانطور که مواد منفجره‌ی قدرتمند
‫به بشر کمک کرده...

00:45:54.041 --> 00:45:56.125
‫تا کارهای فوق‌العاده‌ای بکنند،

00:45:56.291 --> 00:45:59.000
‫همچنین اسباب وحشتناکی برای تخریب هستند.

00:45:59.166 --> 00:46:00.958
‫اگر در دستانِ مجرمین بزرگ قرار بگیرند،

00:46:01.125 --> 00:46:03.208
‫مردم را به جنگ، سوق می‌دهند.

00:46:03.653 --> 00:46:07.903
‫<font color="#ff0000">هیروشیما، سال 1945</font>

00:46:15.666 --> 00:46:18.500
‫من یکی از اون افرادی هستم که باور دارن،
‫با جایزه‌ی نوبل...

00:46:19.208 --> 00:46:22.583
‫بشریت، بوسیله‌ی این اکتشافات جدید، بیش از بدی...

00:46:22.750 --> 00:46:24.666
‫خوبی رو به ارمغان میارن.

00:47:11.583 --> 00:47:12.375
‫برگشتی؟!

00:47:12.833 --> 00:47:13.500
‫آره.

00:47:14.125 --> 00:47:16.226
‫همه چیز بر وفق مُراد پیش رفت؟

00:47:18.041 --> 00:47:19.000
‫بله.

00:47:20.583 --> 00:47:23.208
‫همه‌ی اون تمجیدهایی که احساس میکردی
‫لیاقتشون رو داری، ازت انجام شد؟

00:47:24.000 --> 00:47:26.666
‫سخنرانی من، کاملاً درباره‌ی تو و کارِت بود.

00:47:26.833 --> 00:47:28.237
‫ولی من فقط یه همسر ساده‌ام! مگه نه؟

00:47:28.290 --> 00:47:31.290
‫- تاحالا جوری باهات رفتار کردم که این حس رو بکنی؟
‫- من همسرِ پیِر کوری هستم.

00:47:31.333 --> 00:47:35.083
‫تو گفتی به تشریفات حرفه‌ای اهمیتی نمیدی،
‫تنها چیزی که برات مهمه، موفقیت‌هامون ـه.

00:47:35.340 --> 00:47:36.647
‫من بودم که واسه‌ی این چیزا جنگیدم.

00:47:36.680 --> 00:47:38.968
‫منم دارم همون کاری رو میکنم که یه همسر خوب
‫باید انجام بده: برات بچه میارم...

00:47:39.000 --> 00:47:40.500
‫و واست خونه‌داری می‌کنم.

00:47:40.666 --> 00:47:42.916
‫باید از پاریس بریم بیرون.
‫پاریس هر دوتامون رو آلوده میکنه.

00:47:43.012 --> 00:47:46.254
‫چطور جرأت کردی؟ چطور جرأت کردی نبوغ منو بدزدی؟
‫چطور جرأت کردی بجای من مورد تمجید قرار بگیری؟

00:47:46.318 --> 00:47:48.371
‫باید بریم بیرون و یه مقدار هوا بخوریم.

00:47:48.583 --> 00:47:50.541
‫«من یکی از اون افرادی هستم که باور دارن،
‫با جایزه‌ی نوبل...»

00:47:50.708 --> 00:47:52.625
‫- نه، من خیلی واضح گفتم...
‫- «بشریت، بوسیله‌ی این اکتشافات جدید...»

00:47:52.791 --> 00:47:56.791
‫- «بشریت، بیش از بدی...»
‫- ماری، من خیلی واضح گفتم که این کار جفتمون بوده.

00:47:56.958 --> 00:48:00.750
‫نبوغ منو دزدیدی، و واسه خودت کردیشون!
‫اصلاً نباید بدونِ من میرفتی!

00:48:00.916 --> 00:48:02.833
‫تو تازه فارغ شدی!

00:48:03.041 --> 00:48:06.166
‫مریض‌تر از اون حرفا بودی که بخوای سفر کنی،
‫در ضمن، اصلاً نمیخواستی بیای!

00:48:06.333 --> 00:48:08.333
‫باید چیکار میکردم؟

00:48:08.541 --> 00:48:10.404
‫این موضوع از هر دوی ما بزرگتره، ماریا!

00:48:10.471 --> 00:48:12.521
‫و یه نفر باید میرفت اونجا تا نماینده‌ی این
‫دستاورد می‌بود.

00:48:12.576 --> 00:48:13.732
‫خفه!

00:48:14.916 --> 00:48:18.381
‫هیچوقت متوجه نشدی!
‫عصبانی بودی چون اونا تو رو یکی از خودشون نمیدیدن.

00:48:20.500 --> 00:48:22.324
‫اوه، چقدر منو خوب میشناسی!

00:48:22.349 --> 00:48:23.816
‫منم عصبانی بودم، چون اونا اشتباه میکردن.

00:48:23.916 --> 00:48:26.663
‫ولی هیچوقت هیچکدوم از اینا رو نمیخواستم.
‫فقط میخواستم به دانش بشری خدمت کنم.

00:48:26.708 --> 00:48:29.007
‫اونوقت من تو رو به دانشمند بهتری تبدیل نکردم؟

00:48:29.833 --> 00:48:32.083
‫ما با همدیگه دانشمندان بهتری نیستیم؟

00:48:32.250 --> 00:48:33.333
‫معلومه که هستیم.

00:48:33.666 --> 00:48:37.833
‫چون تو یکی از بهترین نبوغی هستی
‫که تابحال دیدم، ولی از قضا من نابغه‌تر هستم.

00:48:40.458 --> 00:48:42.291
‫ماریا، مشکل اصلیِ تو غرورت ـه!

00:48:42.359 --> 00:48:43.750
‫مشکل اصلیِ من، تویی...

00:48:44.666 --> 00:48:46.958
‫بعلاوه‌ی اینکه اینقدر دوستت دارم!

00:49:08.916 --> 00:49:11.458
‫مشکل این نیست که متوجه نباشم
‫چه رابطه‌ای بین ما برقراره!

00:49:11.875 --> 00:49:15.583
‫مشکل اینه که نمی‌دونم
‫زندگیِ من بدونِ تو چی میشد!

00:49:18.625 --> 00:49:21.166
‫حتی وقتی بچگی‌های خودمو تصور می‌کنم...

00:49:22.375 --> 00:49:23.875
‫به یه نحوی، تو اونجایی.

00:49:39.833 --> 00:49:42.333
‫کاش تو هم توی سوئد کنارم می‌بودی.

00:49:45.166 --> 00:49:47.041
‫کاش می‌تونستیم با همدیگه بریم اونجا.

00:50:01.458 --> 00:50:03.041
‫من مریضم، ماری.

00:50:05.375 --> 00:50:06.583
‫مریضم!

00:50:09.625 --> 00:50:11.291
‫و سرفه‌های خونی میکنم.

00:50:14.916 --> 00:50:16.375
‫بیا از پاریس بریم بیرون،

00:50:16.916 --> 00:50:18.666
‫و استراحت کنیم و بهتر بشیم.

00:50:18.833 --> 00:50:19.916
‫آزمایشگاه چی میشه؟

00:50:20.083 --> 00:50:21.458
‫می‌مونه واسه بعد.

00:50:23.500 --> 00:50:25.708
‫- بیا خودمون رو نجات بدیم.
‫- خیلی کارها برای انجام دادن باقی مونده.

00:50:25.875 --> 00:50:27.166
‫خواهش می‌کنم، ماری.

00:50:27.471 --> 00:50:29.471
‫خواهش میکنم!

00:50:55.833 --> 00:50:58.125
‫پیِر! خیلی دور نشی.

00:51:01.541 --> 00:51:02.666
‫ماریا!

00:51:04.875 --> 00:51:06.000
‫کجایی؟

00:52:47.166 --> 00:52:48.125
‫مراقب باش!

00:53:48.875 --> 00:53:50.416
‫سلام، دوست قدیمی!

00:53:59.708 --> 00:54:00.833
‫بدرود!

00:58:31.333 --> 00:58:34.625
‫لیست نامزدها رو داریم؟

00:58:35.458 --> 00:58:37.625
‫خب، ازش کپی دارید؟

00:58:46.333 --> 00:58:47.625
‫خوش اومدین، مادام کوری.

00:58:48.916 --> 00:58:51.000
‫نمی‌دونم چرا باید میومدم اینجا!

00:58:51.916 --> 00:58:54.000
‫شما به این بخاطر اینجایید که هیئت مدیره مایله...

00:58:54.166 --> 00:58:56.125
‫ شما جایگاهِ پروفسور کوری در دانشگاه رو بگیرید.

00:58:59.875 --> 00:59:01.375
‫میخواید جایگاه پیِر رو بهم بدید؟

00:59:02.458 --> 00:59:04.250
‫ما نمیخوایم چیزی بهتون بدیم،

00:59:05.666 --> 00:59:07.541
‫داریم با یه سری نامزدهای احتمالی مصاحبه میکنیم،

00:59:07.583 --> 00:59:10.533
‫و با خودمون فکر کردیم که این جایگاه
‫باید به شما برسه.

00:59:11.833 --> 00:59:13.041
‫حالا اگه این پست رو نخوام، چی؟

00:59:14.541 --> 00:59:16.500
‫یه نامزد کم میشه!

00:59:18.250 --> 00:59:20.791
‫دوست دارم این مقام با توجه به
‫شایستگی‌های خودم بهم داده بشه.

00:59:21.833 --> 00:59:23.750
‫اگه میخواین از سر ترحم این کار رو بکنید،
‫پس همون بهتر که نکنید.

00:59:23.916 --> 00:59:26.833
‫اگه میخواین با توجه به یه جور تشریفات بهم بدین...

00:59:27.208 --> 00:59:28.083
‫ندین بهتره!

00:59:31.625 --> 00:59:34.041
‫- خب، اگه...
‫- دیگه چیزی برای گفتن ندارم.

00:59:35.291 --> 00:59:38.208
‫شغلی نیست که بخوامش ولی شغلی ـه که
‫حاضر به گرفتنش هستم.

00:59:39.375 --> 00:59:42.750
‫و اگه علم و دانشم به اندازه‌ی کافی،
‫کیفیت من رو برای شما نمایان نمیکنه...

00:59:43.072 --> 00:59:45.239
‫پس برداشتتون از علم من کاملاً اشتباه بوده.

00:59:51.375 --> 00:59:53.125
‫عذر میخوام، آقایون.

00:59:55.166 --> 00:59:57.041
‫متاسفانه رفتارهای خاصی داره.

01:00:06.958 --> 01:00:08.291
‫این یه دستاورد محسوب میشه، ماری!

01:00:08.458 --> 01:00:10.666
‫اولین پروفسور زنِ دانشگاه سوربن؟

01:00:11.166 --> 01:00:12.750
‫همچین ترفیعی خیلی واست خوبه.

01:00:12.916 --> 01:00:16.291
‫اونم برای اولین برنده‌ی زنِ جایزه‌ی نوبل
‫در فرانسه و جهان!

01:00:16.458 --> 01:00:19.375
‫جایزه‌ی نوبل؟ یادت نمیاد؟
‫من اصلاً نامزد هم نشده بودم.

01:00:19.851 --> 01:00:23.708
‫این پیِر بود که برای من و برای کارِمون جنگید،

01:00:24.375 --> 01:00:26.083
‫و بدون اون هیچوقت برنده نمیشدم.

01:00:26.625 --> 01:00:29.458
‫اون همه چیزم بود،
‫و حالا...اون...اون دیگه رفته.

01:00:29.625 --> 01:00:30.875
‫و من...

01:00:34.500 --> 01:00:35.708
‫من گُم شدم.

01:00:36.125 --> 01:00:37.625
‫این دوران میگذره، ماری.

01:00:37.791 --> 01:00:38.916
‫نه، نمیگذره.

01:00:39.416 --> 01:00:42.166
‫- داری با قدرت پیش میری.
‫- دیگه از قدرتمند بودن، خسته شدم.

01:00:43.000 --> 01:00:45.333
‫نمیخوام قدرتمند باشم. میخوام ضعیف باشم.

01:00:46.000 --> 01:00:47.083
‫خب، اگه پیِر بود اینو نمیخواست.

01:00:47.250 --> 01:00:48.458
‫فکر میکنی میتونی بجای اون صحبت کنی؟

01:00:55.025 --> 01:00:56.484
‫منم دلم واسش تنگ شده.

01:01:06.208 --> 01:01:07.083
‫اومدش!

01:01:30.958 --> 01:01:32.416
‫میخوام درباره‌ی رادیوم بهتون بگم.

01:01:34.333 --> 01:01:36.322
‫عنصری عجیب...

01:01:38.041 --> 01:01:39.208
‫و شگفت انگیز...

01:01:39.375 --> 01:01:40.616
‫چون...

01:01:40.641 --> 01:01:42.849
‫اونطور که باید و شاید، رفتار نمیکنه.

01:01:44.955 --> 01:01:51.229
‫<font color="#ff0000">نوادا، سال 1961</font>

01:01:56.083 --> 01:01:59.500
‫<font color="#ff8000">بمب اتم. شاهدِ انفجار آن باشید.
‫تنها نفری 50 دلار!</font>

01:02:32.666 --> 01:02:34.500
‫به اینجا میگن «شهر نفرین‌شده»

01:02:35.125 --> 01:02:37.000
‫به نظر میاد زحمات بی‌دریغی اینجا کشیده شده.

01:03:13.625 --> 01:03:15.738
‫اون مانکن ـه شبیه این مانکن‌های فروشگاهِ
‫«جی‌سی‌پنی» می‌مونه.

01:03:17.375 --> 01:03:19.916
‫از ما خیلی شیک‌تر هستن!
‫از این خنده‌م میگیره.

01:03:22.083 --> 01:03:24.000
‫فکر می‌کنید این همه جزییات لازم بوده؟

01:03:48.041 --> 01:03:49.458
‫خیلی باحاله، مگه نه؟

01:03:56.308 --> 01:03:58.308
‫اوه، نه، نه، نه.

01:03:58.333 --> 01:03:59.750
‫اوه، از همگی عذر میخوام.

01:04:00.541 --> 01:04:02.541
‫- اشکالی نداره.
‫- واقعاً عذر میخوام.

01:04:06.353 --> 01:04:07.437
‫عینک‌ها!

01:05:31.458 --> 01:05:34.625
‫یه سری از مردم میگن، رادیوم من اونا رو مریض کرده.

01:05:38.375 --> 01:05:39.429
‫تو مریضی؟

01:05:40.015 --> 01:05:42.015
‫نه.

01:05:42.666 --> 01:05:43.666
‫تو چی؟

01:05:44.161 --> 01:05:45.348
‫آره.

01:05:45.916 --> 01:05:47.041
‫کم‌خونی دارم.

01:05:48.375 --> 01:05:50.791
‫ولی هیچ مدرکی وجود نداره. مدرکی نیست که...

01:05:52.208 --> 01:05:53.208
‫یه سری از مردم میگن...

01:05:54.333 --> 01:05:58.416
‫شاید همین، پیِرِ عزیز من رو ضعیف کرده
‫و اون نتونسته از سر راه بیاد کنار.

01:05:58.791 --> 01:06:00.916
‫جمجمه‌ی پیِر له شده بود!

01:06:02.208 --> 01:06:05.041
‫رادیوم، هیچوقت نمی‌تونسته همچین کاری بکنه.

01:06:06.833 --> 01:06:08.875
‫بدونِ اون هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

01:06:10.666 --> 01:06:12.583
‫- اگه زنده بود، ازت میخواست ادامه بدی،
‫- میدونم.

01:06:12.750 --> 01:06:14.250
‫ازت این انتظار رو میداشت!

01:06:14.416 --> 01:06:16.500
‫منم ازت همین انتظار رو دارم.

01:06:17.166 --> 01:06:19.291
‫تو بهترین زنی هستی...

01:06:19.458 --> 01:06:20.833
‫که تابحال دیدم.

01:06:21.500 --> 01:06:23.083
‫بهترین آدم!

01:06:26.375 --> 01:06:28.291
‫میدونم چی رو از دست دادی، ماری.

01:06:29.916 --> 01:06:33.500
‫پیِر یه بار بهم گفت که
‫نمی‌تونه زندگی بدونِ منو تصور کنه.

01:06:36.750 --> 01:06:38.833
‫ولی من هیچوقت جواب این حرفش رو ندادم.

01:06:40.541 --> 01:06:41.875
‫ولی باید میدادم!

01:07:39.916 --> 01:07:40.916
‫چیزی برای خوردن میخواید؟

01:07:42.183 --> 01:07:43.566
‫نه.

01:07:44.416 --> 01:07:46.041
‫پس برید!

01:08:20.250 --> 01:08:21.208
‫پرتو افشانی...
‫(رادیو اکتیویته)

01:08:21.375 --> 01:08:23.708
‫انتشار ناگهانیِ ...

01:08:23.875 --> 01:08:26.916
‫تشعشعات، یا ذرات، بعد از...

01:08:27.083 --> 01:08:30.875
‫شکاف هسته‌ای می‌باشد که بوسیله‌ی
‫سازمان‌دهیِ داخلیِ خاصی صورت می‌گیرد...

01:08:31.041 --> 01:08:32.625
‫که ساختار آن بسیار ناپایدارتر است.

01:08:38.500 --> 01:08:42.541
‫ذراتی که از هسته، منتشر میشن...

01:08:43.208 --> 01:08:44.750
‫در نتیجه‌ی ناپایداری هسته، بوجود می‌آیند.

01:08:45.750 --> 01:08:47.208
‫برای امروز بسه. از همگی ممنونم.

01:09:03.625 --> 01:09:05.000
‫اونقدری که به نظر میرسه، بد نیست.

01:09:05.166 --> 01:09:07.333
‫- میدونیم کیا توی این ماجرا دخیلن؟
‫- دو نفر هستن.

01:09:08.250 --> 01:09:10.750
‫«مارسل دمالندر» و «موریس دمینیترو»

01:09:11.375 --> 01:09:12.875
‫اونا دارن توریوم ایکس رو آماده میکنن.

01:09:13.041 --> 01:09:14.166
‫توریوم ایکس برای کی؟

01:09:14.333 --> 01:09:16.375
‫کارخونه‌ای خارج از پاریس.

01:09:16.916 --> 01:09:19.083
‫- موریس چند وقتی میشه که حالش خوب نیست.
‫- چرا؟

01:09:19.833 --> 01:09:21.666
‫- سرطان خون گرفته.
‫- مارسل چی؟

01:09:21.833 --> 01:09:22.833
‫اون کم‌خونی داره.

01:09:23.000 --> 01:09:24.375
‫کم‌خونیِ مزمن.

01:09:25.791 --> 01:09:28.333
‫- اونوقت میشه مستقیم به این قضیه ارتباطشون داد؟
‫- معلومه که میشه.

01:09:28.500 --> 01:09:30.666
‫همه‌ی اینا بخاطر تشعشعات و عوارض اونه.

01:09:30.833 --> 01:09:34.000
‫این بیماران، دائماً با
‫ناهنجاری‌های بیشتری روبرو میشن.

01:09:35.000 --> 01:09:36.583
‫هیچوقت از این ماجرا بی‌خبر نبودیم.

01:09:36.750 --> 01:09:38.500
‫حالا باید از قبل، آگاه‌تر باشیم!

01:09:50.250 --> 01:09:52.541
‫شوهر خودش رو از دست میده و شوهر من رو میگیره!

01:09:53.458 --> 01:09:55.541
‫ماری کوریِ بزرگ...

01:09:56.208 --> 01:09:57.750
‫به یه دزد، تنزل پیدا کرده!

01:10:03.916 --> 01:10:04.956
‫نه.

01:10:05.958 --> 01:10:07.750
‫تو ماری کوری نیستی.

01:10:08.583 --> 01:10:10.916
‫حتی شایسته‌ی اون اسم نیستی.

01:10:11.875 --> 01:10:12.958
‫اسم تو...

01:10:13.125 --> 01:10:16.416
‫ماریا اسکلودوسکا ـه و لهستانی هستی.

01:10:17.500 --> 01:10:19.291
‫یه زن کثیفِ لهستانی!

01:10:20.458 --> 01:10:23.458
‫زنِ کثیف لهستانی‌ای که سمی رو اختراع کرد...

01:10:23.625 --> 01:10:26.083
‫که دنیا فکر می‌کرد شگفت‌انگیز ـه!

01:10:27.708 --> 01:10:29.791
‫ولی من میدونم تو چجور آدمی هستی.

01:10:51.166 --> 01:10:52.500
‫صداش رو شنیدم.

01:10:53.125 --> 01:10:54.709
‫با این وجود داخل موندی!

01:10:55.406 --> 01:10:57.844
‫میخواستی بیام بیرون و حرف‌هاش رو تکذیب کنم؟

01:10:59.555 --> 01:11:03.791
‫کار منطقی این بود که داخل بمونم، پس داخل موندم!

01:11:12.666 --> 01:11:14.708
‫متاسفم که اون حرف‌ها رو زد.

01:11:15.375 --> 01:11:16.500
‫متاسف نباش.

01:11:17.916 --> 01:11:18.949
‫ماری؟

01:11:20.250 --> 01:11:20.958
‫چیه؟

01:11:22.500 --> 01:11:23.916
‫حالا چیکار کنیم؟

01:11:29.208 --> 01:11:32.708
‫4 صفحه از این روزنامه‌ی ملی‌گرای آشغال،
‫درباره‌ی این موضوع نوشته!

01:11:33.291 --> 01:11:35.708
‫همسرش، یه کارآگاه خصوصی استخدام کرده.

01:11:36.125 --> 01:11:37.875
‫اونا نامه‌هامون رو دزدیدن!

01:11:38.500 --> 01:11:40.416
‫اون رفته پیش روزنامه‌ها و تشویقشون کرده
‫که اینا رو چاپ کنن.

01:11:40.583 --> 01:11:44.536
‫ درباره‌ی یه سری نصیحت بود که بهش کرده بودم،
‫بیشتر درباره‌ی اینکه بهش روی خوش نشون نده.

01:11:45.750 --> 01:11:49.333
‫این روزنامه به نظر از این موضوع که زنان باید
‫در زندگیِ خودشون روی خوش ببینن، داغ کرده.

01:11:49.500 --> 01:11:51.375
‫ولی اینا مسائل شخصی هستن...

01:11:53.125 --> 01:11:55.208
‫- تو داری درباره‌ی زندگیِ...
‫- زندگیِ زناشوییشون صحبت میکنم! آره!

01:11:57.283 --> 01:11:58.699
‫تو و همه‌ی افراد دیگه رو...

01:11:59.991 --> 01:12:01.324
‫- ...شوکه کردم!
‫- ماریا.

01:12:01.625 --> 01:12:03.458
‫تو منو شوکه نکردی.

01:12:04.166 --> 01:12:06.666
‫فقط اینکه نباید درباره‌ی این چیزا نامه بنویسی!

01:12:07.708 --> 01:12:08.958
‫اینا مسائل شخصی‌ان!

01:12:10.333 --> 01:12:12.041
‫نباید نوشته بشن.

01:12:13.916 --> 01:12:15.375
‫مردم دارن نگاه میکنن.

01:12:15.400 --> 01:12:16.900
‫اونا همیشه نگاه کردن.

01:12:19.750 --> 01:12:21.583
‫اینجوری نه! با تنفر نگاه نمی‌کردن.

01:12:33.416 --> 01:12:35.416
‫<font color="#ff0000">رسواییِ ماری کوری</font>

01:12:36.007 --> 01:12:38.341
‫از فرانسه برو بیرون، خودشیفته‌ی بدبخت!

01:12:38.483 --> 01:12:39.803
‫<font color="#ff0000">موعظه درباره‌ی مسائل زناشویی</font>

01:12:39.828 --> 01:12:43.623
‫آشغالِ تفاله، برگرد کشور خودت!

01:12:44.582 --> 01:12:47.069
‫لهستانیِ کثیف!
‫<font color="#ff0000">(روزنامه: دخالت در روابط شخصی)</font>

01:12:53.125 --> 01:12:57.791
‫<font color="#ff0000">در حال تجدید نظر برای نامزدیِ مادام کوری</font>

01:13:07.221 --> 01:13:09.346
‫ماری، میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

01:13:09.625 --> 01:13:10.875
‫نمیشه صبر کنی؟

01:13:11.125 --> 01:13:12.041
‫نه.

01:13:20.791 --> 01:13:23.416
‫اون بهم میگه اگه برم خونه، همه چیز تموم میشه.

01:13:24.791 --> 01:13:27.000
‫متاسفم ولی این قضیه هیچوقت تموم نمیشه.

01:13:29.750 --> 01:13:32.000
‫نمیخوام اون بازم بهت صدمه بزنه.

01:13:39.166 --> 01:13:43.166
‫فکر میکنم صرف نظر از هر کاری که تو بکنی،
‫آسیبی که به من رسیده، دائمی باشه!

01:13:45.204 --> 01:13:47.829
‫ماری، تو گفتی هیچوقت دوستم نخواهی داشت.

01:13:50.708 --> 01:13:51.735
‫اگه پیِر بود، نمیخواسـ...

01:13:51.782 --> 01:13:54.735
‫من که میگم الان توی این مکالمه،
‫آوردنِ اسم اون اشتباهه! تو چطور؟

01:13:55.583 --> 01:13:56.666
‫تو منو ترک نمیکنی.

01:13:56.833 --> 01:14:00.250
‫من که یه سگ گمشده نیستم.
‫فقط داری منو ول میکنی تا راه خودمو پیدا کنم.

01:14:01.166 --> 01:14:02.458
‫حالا برو و شجاع باش!

01:14:02.708 --> 01:14:05.166
‫- ماری؟
‫- ولی منتظر ترحم من نباش ولی میدونم میشی.

01:14:43.750 --> 01:14:44.833
‫اونجا رو بستن.

01:14:46.375 --> 01:14:47.708
‫اون مُرد.

01:14:49.333 --> 01:14:50.666
‫بعدش اونجا رو بستن.

01:15:00.473 --> 01:15:02.681
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اینجا...
‫فکر نمی‌کردم که...

01:15:04.583 --> 01:15:06.625
‫کاری که میکرد، ارزشی داشته باشه.

01:15:07.291 --> 01:15:08.958
‫تو دانشمندی.

01:15:09.958 --> 01:15:11.583
‫اون هنرمند بود.

01:15:12.208 --> 01:15:14.583
‫یا یه چیز دیگه.

01:15:15.250 --> 01:15:17.041
‫دقیقاً نمی‌دونم اون چی بود.

01:15:18.416 --> 01:15:19.541
‫اون مُرد!

01:15:21.625 --> 01:15:23.208
‫لویی، تو بهم کمک میکنی؟

01:15:24.458 --> 01:15:27.833
‫من اینجا رو درک نکردم ولی تو کردی،
‫و من...

01:15:29.502 --> 01:15:31.044
‫میتونی کاری که اون میکرد رو بکنی؟

01:15:32.708 --> 01:15:35.083
‫میخوام شوهرم رو ظاهر کنی.

01:15:35.500 --> 01:15:37.583
‫فکر نمیکنم حتی خودشم می‌تونست همچین قولی بهت بده.

01:15:38.736 --> 01:15:40.570
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:43.758 --> 01:15:46.203
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:46.257 --> 01:15:48.257
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:48.282 --> 01:15:49.969
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:50.001 --> 01:15:52.001
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:52.086 --> 01:15:54.086
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:54.151 --> 01:15:56.151
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:15:56.221 --> 01:15:58.799
‫خواهش میکنم! میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:16:01.393 --> 01:16:04.705
‫خواهش میکنم! میتونی شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:16:04.794 --> 01:16:07.460
‫خواهش میکنم...میشه...شوهرم رو ظاهر کنی؟

01:16:08.124 --> 01:16:10.124
‫<i>خواهش میکنم.
‫ میشه شوهرم رو ظاهر کنی؟</i>

01:16:27.005 --> 01:16:33.103
‫<font color="#ff0000">چرنوبیل، سال 1986</font>

01:16:49.083 --> 01:16:50.125
‫بگیرش!

01:16:50.291 --> 01:16:51.250
‫نفس بکش!

01:16:52.309 --> 01:16:54.153
‫برو، برو، برو، برو.

01:16:54.541 --> 01:16:55.622
‫مستقیم!

01:17:44.875 --> 01:17:46.541
‫پس داره ترکت میکنه؟

01:17:49.500 --> 01:17:52.083
‫اون...به اندازه‌ی کافی قوی نبود.

01:17:53.625 --> 01:17:56.333
‫قطعاً برای مطبوعات به اندازه‌ی کافی قوی بوده!

01:17:58.125 --> 01:18:01.083
‫این به اصطلاح ملی‌گراها تو رو
‫یه «لهستانیِ کثیف» و «یهودی کثیف» خطاب میکنن.

01:18:01.250 --> 01:18:05.000
‫سعی کن بهشون بگی من یه یه «مسیحیِ کثیف»
‫و «مسیحیِ آزمایشگاهیِ کثیف» هستم.

01:18:07.750 --> 01:18:09.000
‫اونا گوش نمیدن!

01:18:13.458 --> 01:18:14.708
‫ماریا...

01:18:16.583 --> 01:18:18.000
‫من دارم میرم خونه.

01:18:19.000 --> 01:18:20.250
‫لهستان!

01:18:21.916 --> 01:18:23.791
‫- تو باهام میای؟
‫- من متعلق به همینجام.

01:18:23.958 --> 01:18:25.666
‫اونا که اینطور فکر نمیکنن.

01:18:26.250 --> 01:18:27.916
‫فرانسه، خونه‌ی ایرن و ایو ـه.
‫(دوتا بچه‌هاش رو میگه)

01:18:28.083 --> 01:18:30.458
‫ایرن و ایو، عاشق لهستان میشن.

01:18:31.208 --> 01:18:32.791
‫کار من اینجاست!

01:18:33.333 --> 01:18:35.083
‫لهستان تغییر کرده.

01:18:35.250 --> 01:18:37.916
‫از تو تقدیر و تمجید میکنن.

01:18:38.083 --> 01:18:39.708
‫پیِر اینجا خاک شده!

01:18:42.416 --> 01:18:44.666
‫اونا بیرون خونه‌ی تو وایمیسن...

01:18:45.125 --> 01:18:47.083
‫و جیغ میزنن که تو از اینجا بری.

01:18:52.875 --> 01:18:56.166
‫از کِی تاحالا نظر مردم باعث شده که
‫من توی کاری تجدید نظر بکنم؟

01:18:57.200 --> 01:18:59.075
‫برو خونــــه!

01:18:59.500 --> 01:19:00.750
‫لهستانیِ کثافت!

01:19:00.834 --> 01:19:02.834
‫لهستانی!

01:19:20.416 --> 01:19:21.583
‫لهستانـــی!

01:20:06.125 --> 01:20:08.000
‫رشدت آهسته شده، ایو.

01:20:08.166 --> 01:20:09.333
‫واقعاً؟

01:20:10.041 --> 01:20:12.458
‫ولی ایرن از همیشه سریعتر داره پیش میره.

01:20:13.384 --> 01:20:15.791
‫خب...
‫من دندون‌های بزرگی دارم.

01:20:17.083 --> 01:20:18.384
‫درسته!

01:20:24.458 --> 01:20:25.750
‫تگراف براتون اومده، خانم.

01:20:34.458 --> 01:20:35.515
‫جالبه؟

01:20:36.833 --> 01:20:40.041
‫آکادمی سلطنتی علوم سوئد، در نظر گرفته تا من...

01:20:40.208 --> 01:20:41.625
‫من دوباره...

01:20:42.125 --> 01:20:43.875
‫جایزه‌ی نوبل رو برنده شدم!

01:20:44.208 --> 01:20:45.666
‫این بار برای شیمی!

01:20:45.958 --> 01:20:47.208
‫برای چی؟

01:20:47.958 --> 01:20:49.916
‫برای استخراج عنصرهام...

01:20:50.083 --> 01:20:51.458
‫یعنی رادیوم و پلونیوم.

01:20:51.625 --> 01:20:54.136
‫- تبریک میگم، مادر.
‫- تبریک میگم، مادر.

01:20:54.291 --> 01:20:58.208
‫و اونا پیشنهاد کردن که شخصاً به اونجا نیام،
‫تا از حاشیه‌های احتمالی جلوگیری کنم.

01:21:00.666 --> 01:21:01.750
‫خب...

01:21:06.625 --> 01:21:08.625
‫بذار سرت رو اندازه بگیرم، ایو.

01:21:10.708 --> 01:21:12.041
‫بیا اینجا، عزیزم.

01:21:39.958 --> 01:21:43.208
‫خیلی خوشحال شدیم که تونستید
‫به سوئد تشریف بیارید، خانم کوری.

01:21:43.875 --> 01:21:44.916
‫جداً؟

01:21:45.291 --> 01:21:46.333
‫اوه بله.

01:21:46.840 --> 01:21:48.833
‫در استکهلم، جنبش‌هایی توسط زنان صورت گرفته...

01:21:49.000 --> 01:21:51.625
‫که از شما به عنوان فردی قاطع و پر قدرت
‫حمایت می‌کنند.

01:21:54.125 --> 01:21:55.458
‫هرچیزی که میخواید در اختیارتون هست؟

01:22:07.053 --> 01:22:08.333
‫بله، من...

01:22:09.250 --> 01:22:10.735
‫هرچیزی که لازم دارم رو دارم.

01:22:15.750 --> 01:22:16.958
‫اونا خوششون نمیاد اینجا باشی.

01:22:17.125 --> 01:22:18.166
‫چرند نگو!

01:22:19.125 --> 01:22:22.458
‫اونا فقط خیلی براشون سخته که بخوان
‫زندگی من به عنوان یه دانشمند رو از...

01:22:22.484 --> 01:22:24.025
‫زندگیِ شخصیم جدا کنن.

01:22:25.500 --> 01:22:27.833
‫چرا از زندگیِ شخصی تو خوششون نمیاد؟

01:22:30.375 --> 01:22:33.208
‫توی سخنرانیت درباره‌ی چی حرف میزنی؟

01:22:33.916 --> 01:22:35.083
‫مسائل شخصی؟

01:22:35.458 --> 01:22:36.333
‫نه.

01:22:38.666 --> 01:22:40.833
‫«شیمیِ دست‌نیافتنی»

01:23:07.979 --> 01:23:09.136
‫آفرین!

01:23:09.161 --> 01:23:11.917
‫- آفرین!
‫- آفرین، مادام کوری.

01:23:11.980 --> 01:23:14.356
‫- آفرین.
‫- آفرین...

01:23:44.291 --> 01:23:46.125
‫نزدیک به 15 سال قبل،

01:23:46.626 --> 01:23:50.376
‫هنری بکرل، تابش اورانیوم رو کشف کرد.

01:23:51.708 --> 01:23:54.375
‫دو سال بعد، مطالعه‌ی این پدیده...

01:23:54.875 --> 01:23:57.208
‫به مواد دیگر نیز، توسعه یافت.

01:23:57.375 --> 01:23:58.666
‫اول خودم به تنهایی،

01:24:00.416 --> 01:24:02.208
‫و بعد، توسط پیِر کوری...

01:24:10.041 --> 01:24:11.041
‫و خودم.

01:24:15.000 --> 01:24:17.125
‫این تحقیقات سریعاً ما رو به ...

01:24:17.291 --> 01:24:18.500
‫کشف عناصر جدید، رسوند.

01:24:19.041 --> 01:24:22.343
‫که تابش اون‌ها در قیاس با اورانیوم،

01:24:23.458 --> 01:24:25.500
‫بسیار قدرتمند‌تر بود.

01:24:30.125 --> 01:24:31.791
‫به لطف اکتشافِ...

01:24:31.958 --> 01:24:35.500
‫این مواد جدید و قدرتمند رادیو اکتیو...

01:24:35.958 --> 01:24:37.916
‫مطالعه‌ی پرتو افشانی...

01:24:38.625 --> 01:24:41.250
‫با سرعت به نظیری پیشرفت کرد.

01:24:55.208 --> 01:24:56.666
‫ایرن، داری منو کجا میبری؟

01:24:56.833 --> 01:24:58.416
‫وایسو خودت میبینی، مامان.

01:25:02.541 --> 01:25:03.541
‫همینجا نگه دار، راننده.

01:25:10.244 --> 01:25:11.828
‫- ایرن، من نمیخوام...
‫- میدونم.

01:25:12.041 --> 01:25:13.833
‫- پس چرا منو آوردی اینجا؟
‫- چون باید ببینیش.

01:25:17.559 --> 01:25:19.333
‫- ولی من...
‫- فکر میکنی جنگ به تو مربوط نمیشه؟

01:25:19.500 --> 01:25:20.625
‫معلومه که میشه.

01:25:21.000 --> 01:25:22.666
‫فکر میکنی نمیتونی کمک کنی؟

01:25:23.208 --> 01:25:25.416
‫ایرن، من هم مریضم، هم زنم!

01:25:25.583 --> 01:25:28.833
‫فکر نمیکنم به درد کسی بخورم.
‫حالا یه تفنگ بهم بده، سعیم رو میکنم.

01:25:28.858 --> 01:25:30.316
‫این کشور در حال جنگ ـه.

01:25:30.916 --> 01:25:32.333
‫و خدمات بهداشتی، افتضاح ـه!

01:25:32.500 --> 01:25:34.666
‫من وارد بیمارستان تو نمیشم.

01:25:36.458 --> 01:25:37.666
‫میدونم، مامان.

01:25:39.458 --> 01:25:41.000
‫بخاطر همین میارمش بیرون.

01:26:03.613 --> 01:26:04.629
‫این فرانک ـه.

01:26:04.699 --> 01:26:06.404
‫سلام فرانک.

01:26:06.647 --> 01:26:08.563
‫هر دو پاش رو قطع کردن.

01:26:10.000 --> 01:26:11.791
‫این پاسکال ـه.

01:26:12.498 --> 01:26:14.060
‫سلام، پاسکال.

01:26:14.583 --> 01:26:16.791
‫هر دو دستش رو قطع کردن.

01:26:17.493 --> 01:26:19.436
‫- ایرن!
‫- و این...گابریل ـه.

01:26:19.461 --> 01:26:20.639
‫ایرن!

01:26:25.666 --> 01:26:28.125
‫نمیخوام جوری بهشون نگاه کنم انگار اومدم موزه.

01:26:28.291 --> 01:26:31.616
‫اونا دارن این پسرا رو تیکه تیکه میکنن،
‫چون امکاناتش رو ندارن که کار دیگه‌ای بکنن.

01:26:31.666 --> 01:26:32.708
‫غم‌انگیز ـه.

01:26:33.000 --> 01:26:35.000
‫ولی میخوای من چیکار کنم؟

01:26:35.750 --> 01:26:37.208
‫تو ماری کوری هستی.

01:26:38.625 --> 01:26:41.125
‫وقتشه که وارد این جنگ بشی.

01:26:42.041 --> 01:26:43.125
‫خواهش میکنم.

01:26:51.333 --> 01:26:54.458
‫به عنوان وزیر ارشد اداره‌ی علوم،
‫ باید بهتون بگم...

01:26:54.492 --> 01:26:56.075
‫پسران جوان دارن می‌میرن!

01:26:56.375 --> 01:26:57.708
‫یه وزیر ارشد دانشمند...

01:26:57.875 --> 01:26:58.833
‫وزیر ارشد علوم!

01:26:59.000 --> 01:27:01.583
‫عذر میخوام، وزیر ارشد علوم!

01:27:01.611 --> 01:27:04.479
‫میبینم دیگه حس خودبرتریتون رو از دست دادین.

01:27:04.504 --> 01:27:06.796
‫پروفسور لیپمن، شما هیچوقت از من خوشتون نمیومده.

01:27:07.041 --> 01:27:08.875
‫اینجا بحث خوش اومدن یا خوش نیومدن نیست.

01:27:09.041 --> 01:27:11.666
‫دقیقاً بحث احترام گذاشتنه و
‫الان باید بهم احترام بذارید.

01:27:11.833 --> 01:27:14.988
‫با این واحد متحرک رادیوگرافی، می‌تونیم
‫روی نیروهامون قبل از اینکه تصمیم به...

01:27:15.333 --> 01:27:18.291
‫قطع کردن اعضاشون بگیریم،
‫از اشعه‌ی ایکس استفاده کنیم، قطعاً متوجهید...

01:27:18.325 --> 01:27:19.840
‫مادام کوری، من الان فقط دارم...

01:27:19.865 --> 01:27:22.916
‫زنی رو می‌بینم که غیرواقع‌بین ـه!
‫در صورتیکه قبلاً به شدت واقع‌بین بوده.

01:27:23.083 --> 01:27:25.916
‫من نیاز به بودجه دارم، نیاز به دسترسی دارم!

01:27:25.997 --> 01:27:28.872
‫نیاز به تواناییِ رفتن به میدان نبرد رو دارم.
‫شما باید اینا رو برام فراهم کنید.

01:27:29.062 --> 01:27:30.520
‫اونوقت چرا باید همچین کاری بکنم؟

01:27:31.125 --> 01:27:33.875
‫یه مقدار بخاطر اینکه کار درستی ـه.
‫یه مقدار بخاطر اینکه من بهش نیاز دارم!

01:27:34.041 --> 01:27:36.333
‫ولی از همه بیشتر، بخاطر اینکه من مریض...

01:27:36.500 --> 01:27:38.208
‫و خسته‌ام! بیشتر شب‌ها سرفه‌ی خونی میکنم،

01:27:38.375 --> 01:27:40.291
‫و این آخرین نبرد منه!

01:27:40.708 --> 01:27:42.208
‫و توش پیروز میشم.

01:27:43.833 --> 01:27:45.666
‫ما هردوتامون خسته‌ایم، مادام کوری.

01:28:02.458 --> 01:28:06.125
‫مامان، اگه یه جور بهش نگاه نکنی که
‫انگار گناهی کرده، ازت ممنون میشم.

01:28:06.291 --> 01:28:08.208
‫- من ناراحت نمیشم.
‫- معلومه که میشی.

01:28:09.000 --> 01:28:11.166
‫فقط بروز نمیدی چون رفتارت مودبانه‌ست.

01:28:12.416 --> 01:28:16.363
‫ولی ظاهراً مادر اونقدر قادر نیست که
‫بتونه رفتارش رو کنترل کنه.

01:28:16.416 --> 01:28:18.291
‫- دکتری داری؟
‫- نمیخوای استخدامش کنی که!

01:28:18.458 --> 01:28:19.496
‫دکتری داری؟

01:28:19.583 --> 01:28:20.875
‫خفه شو، ایو!

01:28:21.041 --> 01:28:23.125
‫بله، بله دکتری دارم.

01:28:23.291 --> 01:28:24.791
‫- پایان نامه‌ت در مورد چی بود؟
‫- مامان!

01:28:25.291 --> 01:28:28.750
‫آقای جولیو، نقطه نظری درباره‌ی آب و هوا...

01:28:28.916 --> 01:28:31.875
‫سیستم سیاسی، یا سیستم حمل و نقل دارید؟

01:28:32.057 --> 01:28:33.229
‫نه!

01:28:33.708 --> 01:28:34.744
‫عاشق علم هستید؟

01:28:37.041 --> 01:28:38.583
‫معلومه که عاشق علم هستم.

01:28:39.250 --> 01:28:40.564
‫عاشق دخترتونم ...

01:28:41.291 --> 01:28:42.375
‫و عاشق علم هم هستم.

01:28:42.750 --> 01:28:43.958
‫اون عاشق دخترته!

01:28:44.625 --> 01:28:47.291
‫بیا در مورد عشقت به دخترم صحبت نکنیم
‫و بریم سراغ علم!

01:28:48.791 --> 01:28:50.125
‫با کمال میل!

01:28:50.416 --> 01:28:51.583
‫عجب آدمی هستی!

01:28:51.750 --> 01:28:54.333
‫خب، بهم بگو روی چی کار میکردی، آقای جولیو؟

01:28:55.208 --> 01:28:57.291
‫در واقع این چند وقت داشتم با ایرن کار می‌کردم.

01:28:57.916 --> 01:29:01.208
‫داشتیم روی این نظریه کار می‌کردیم که
‫شاید پرتو افشانی...

01:29:01.375 --> 01:29:03.416
‫بتونه چندین قدم رو به جلو بره.

01:29:04.041 --> 01:29:05.208
‫خیلی‌خب،

01:29:06.333 --> 01:29:07.500
‫ادامه بده.

01:29:07.958 --> 01:29:11.125
‫در اون اتم‌هایی که پرتو افشانی به صورتِ
‫طبیعی وجود نداره...

01:29:11.291 --> 01:29:13.833
‫شاید بشه بهش القا کرد!

01:29:14.291 --> 01:29:15.833
‫داشتید روی چی کار میکردید؟

01:29:16.000 --> 01:29:18.333
‫عنصرهای سبک‌تر، مثل بور و آلومینیوم.

01:29:18.791 --> 01:29:20.666
‫ما ذرات اشعه‌ی آلفا رو بمباران کردیم...

01:29:20.833 --> 01:29:23.041
‫و بعد از اینکه کارمون تموم شد نتیجه گیری کردیم.

01:29:23.458 --> 01:29:24.666
‫اگه بتونیم واکنشش رو نشون بدیم...

01:29:24.833 --> 01:29:28.166
‫پس می‌تونید احتمالِ تابش مصنوعی رو ثابت کنید.

01:29:32.208 --> 01:29:33.666
‫این کار خیلی جالبی ـه.

01:29:34.583 --> 01:29:36.041
‫منم همین فکر رو میکنم.

01:29:38.541 --> 01:29:39.541
‫فکر کنم ازش خوشمون بیاد.

01:30:50.833 --> 01:30:52.625
‫اون آمبولانس‌ها رو میگیرم.

01:30:53.083 --> 01:30:55.541
‫و مجهز و آماده‌شون میکنم.

01:30:56.916 --> 01:30:58.583
‫ولی روشون کار نمیکنم.

01:30:59.875 --> 01:31:02.125
‫نمیخوام تو هم روشون کار کنی.

01:31:03.458 --> 01:31:06.375
‫- مامان.
‫- تماشای مرگ، برای فرد جوانی به سن تو خوب نیست...

01:31:08.958 --> 01:31:11.333
‫و فکر میکنم نباید خودت رو درگیر کار فردریک بکنی.

01:31:13.000 --> 01:31:16.458
‫با اینکه هیجان انگیز به نظر میاد ولی
‫تابشِ اتم‌ها کار ایمنی نیست.

01:31:18.083 --> 01:31:19.583
‫در حقیقت میخوام ازش دور بمونی.

01:31:19.750 --> 01:31:21.000
‫تو کل زندگیت رو...

01:31:21.166 --> 01:31:24.041
‫در اطراف مرگ توسط تشعشعات کردم!
‫آره درسته.

01:31:27.000 --> 01:31:28.833
‫برام شادیِ خیلی کمی به ارمغان آورد.

01:31:31.416 --> 01:31:32.958
‫برای تو بهترین از اینا رو میخوام.

01:31:43.375 --> 01:31:44.500
‫شب خوش.

01:31:46.958 --> 01:31:48.208
‫آره، عالیه.

01:31:54.458 --> 01:31:55.750
‫مادام کوری.

01:31:57.708 --> 01:31:59.083
‫دوشیزه کوری.

01:32:00.750 --> 01:32:02.958
‫چه افتخار بزرگی نصیبم شده...

01:32:03.125 --> 01:32:04.708
‫که با حضور شما مفتخر شدیم.

01:32:15.041 --> 01:32:17.125
‫اقداماتتون به فرانسه کمک بزرگی میکنه، مادام.

01:32:21.125 --> 01:32:23.501
‫- اومدیم اینجا تا ازتون درخواست بودجه کنیم.
‫- اوه، بله.

01:32:23.526 --> 01:32:26.567
‫پروفسور لیپمن درباره‌ی وضعیتتون برام توضیح داد.

01:32:27.083 --> 01:32:28.000
‫متاسفانه...

01:32:28.458 --> 01:32:30.916
‫درخواست بودجه‌ی شما مورد قبول واقع نمیشه.

01:32:40.000 --> 01:32:41.708
‫اینا رو به عنوان پیش پرداخت در نظر بگیرید

01:32:43.549 --> 01:32:45.549
‫ذوبشون کنید و در جنگ ازشون استفاده کنید.

01:32:45.916 --> 01:32:49.208
‫- اینا جوایز نوبل شما هستن.
‫- و از طلای خالص ساخته شدن!

01:32:50.041 --> 01:32:51.625
‫شروع خوبی بود، مگه نه؟

01:32:53.567 --> 01:32:54.599
‫مادام کوری!

01:32:54.666 --> 01:32:57.291
‫این جوایز افتخار فرانسه هستن، من اجازه نمیـ...

01:32:57.458 --> 01:33:00.791
‫این جوایز، نتایج درد و رنج هستن و به نظر
‫باعث درد و رنج هم شدن!

01:33:00.958 --> 01:33:04.625
‫و ترجیح میدم برای یه کار مفید استفاده بشن.
‫مثلاً درمان دیگران از درد و رنج.

01:33:07.257 --> 01:33:08.302
‫خب فکر میکنم...

01:33:08.327 --> 01:33:10.785
‫پسرانی هستن که دارن پاهاشون رو از دست میدن...

01:33:10.875 --> 01:33:12.541
‫چون باهاشون صرفاً پیچ خورده!

01:33:12.708 --> 01:33:16.041
‫دستگاه‌های اشعه‌ی ایکس من اگه درست نصب بشن
‫میتونن جون افراد رو نجات بدن.

01:33:16.375 --> 01:33:18.958
‫همچنین از تشعشعات رادون استفاده می‌کنیم
‫تا زخم‌ها رو جوش بزنیم.

01:33:19.125 --> 01:33:20.208
‫که سریع، کارا...

01:33:21.166 --> 01:33:22.833
‫و قابلیت جلوگیریِ از دست رفتن خون رو داره!

01:33:22.858 --> 01:33:24.291
‫- ولی رادون...
‫- پیشنهاد ما...

01:33:25.333 --> 01:33:27.166
‫بهتون افراد بیشتری در جبهه‌ی نبرد میده!

01:33:27.333 --> 01:33:29.051
‫ولی رادون یه گاز ـه، مادام کوری.

01:33:29.083 --> 01:33:29.958
‫کاملاً آگاهم.

01:33:29.999 --> 01:33:31.999
‫بخاطر همین از حباب استفاده میکنیم.

01:33:32.458 --> 01:33:33.833
‫حباب‌های رادون.

01:33:35.750 --> 01:33:38.041
‫وزیر جنگ، موضع خودشون رو مشخص کردن.

01:33:38.208 --> 01:33:39.500
‫پس بذارید منم موضعم رو مشخص کنم.

01:33:41.625 --> 01:33:43.125
‫من میرم سراغ مطبوعات!

01:33:43.583 --> 01:33:46.000
‫بهشون طلای جوایز نوبلم رو پیشنهاد میدم.

01:33:46.583 --> 01:33:48.250
‫بهشون همین اولتیماتوم رو میدم.

01:33:49.041 --> 01:33:51.875
‫- مطبوعات؟
‫- خیلی خوب میدونم مطبوعات چقدر توانا هستن!

01:33:52.041 --> 01:33:54.731
‫و میدونم که چطور باید ازش به نفع خودم استفاده کنم.

01:33:56.166 --> 01:33:57.291
‫حالا...

01:33:57.541 --> 01:34:00.666
‫میشه لطفاً دستگاه‌های اشعه‌ی ایکس و
‫ماشین‌های آمبولانسم رو بهم بدین؟

01:34:12.791 --> 01:34:14.083
‫راننده‌ی واقعاً ماهری هستی!

01:34:14.541 --> 01:34:15.708
‫کی بهت یاد داده؟

01:34:16.583 --> 01:34:17.750
‫خودم یاد گرفتم.

01:34:20.333 --> 01:34:22.458
‫خیلی مادر خوبی برات نبودم. مگه نه؟

01:34:23.875 --> 01:34:26.375
‫الان این حرف‌ها دیگه چیه؟

01:34:26.833 --> 01:34:28.375
‫خیلی بهت افتخار میکنم.

01:34:30.000 --> 01:34:31.083
‫ممنونم.

01:34:31.541 --> 01:34:33.291
‫منم خیلی بهت افتخار میکنم.

01:34:34.083 --> 01:34:35.708
‫حتماً خیلی واست سخت بوده...

01:34:36.458 --> 01:34:38.291
‫که یه زن بودی و این همه کار کردی.

01:34:39.000 --> 01:34:41.625
‫باور کن عزیزم، از چیزای بیشتر از این رنج بردم!

01:34:41.791 --> 01:34:45.208
‫که از زن بودن خیلی بدتر بوده.
‫مثل کمبود منابع!

01:34:45.958 --> 01:34:48.875
‫بگو ببینم هنوزم داری با فردریک
‫روی تابش مصنوعیش کار میکنی؟

01:34:50.708 --> 01:34:52.333
‫تئوری اون نیست!

01:34:52.958 --> 01:34:54.250
‫واسه «ما» ـه!

01:34:55.166 --> 01:34:57.708
‫و البته که هنوز دارم با فردریک کار میکنم.

01:34:58.910 --> 01:35:01.750
‫حالا میشه روی موضوع فعلی تمرکز کنیم؟

01:35:01.958 --> 01:35:03.291
‫قطعاً!

01:35:07.000 --> 01:35:08.000
‫مادر.

01:35:08.375 --> 01:35:10.791
‫کمکم کن. این خیلی سنگین ـه.

01:35:13.801 --> 01:35:15.218
‫حباب رو چک کن.

01:35:16.000 --> 01:35:17.207
‫خیلی آروم! خیلی ظریفه!

01:35:17.232 --> 01:35:18.707
‫حتماً!

01:35:23.166 --> 01:35:25.625
‫آتش‌سوزی شده! به همه نیاز داریم.
‫سریع‌تر بیاید!

01:35:25.791 --> 01:35:27.485
‫ما فقط اومدیم بار این آمبولانس رو خالی کنیم.

01:35:28.125 --> 01:35:31.208
‫متوجه نیستی؟ به همه نیاز داریم!
‫سوار ون بشید و بیاید کمک!

01:35:32.125 --> 01:35:34.375
‫مادر، وقتش رسیده!

01:35:54.319 --> 01:35:55.625
‫روبان قرمز؟

01:35:55.791 --> 01:35:58.125
‫باید برای افرادی که میتونیم نجات بدیم
‫تصمیماتِ سخت بگیریم.

01:35:58.291 --> 01:35:59.708
‫میگن، نمیشه نجاتش داد.

01:35:59.875 --> 01:36:01.125
‫خودت چی فکر میکنی؟

01:36:01.291 --> 01:36:02.208
‫چی؟

01:36:02.625 --> 01:36:05.000
‫ایرن، تو هیجده سالته ولی اینجا
‫ماهرترین دکتر هستی!

01:36:05.056 --> 01:36:06.473
‫چی فکر میکنی؟

01:36:10.166 --> 01:36:11.291
‫فکر میکنم باید ببریمش بیمارستان.

01:37:33.458 --> 01:37:34.541
‫ماریا!

01:37:35.666 --> 01:37:36.875
‫ترسیدی؟

01:40:03.458 --> 01:40:04.750
‫یه ذره آب.

01:40:05.958 --> 01:40:07.208
‫ببخشید؟

01:40:10.791 --> 01:40:12.166
‫یه ذره آب میخوای؟

01:40:15.416 --> 01:40:17.208
‫از بیمارستان متنفرم.

01:40:18.083 --> 01:40:19.125
‫میدونم.

01:40:20.666 --> 01:40:23.208
‫باید توی یه بیمارستان با مادرم خداحافظی میکردم.

01:40:25.750 --> 01:40:26.875
‫میدونم.

01:40:29.083 --> 01:40:32.416
‫پس یه راهی پیدا کردم که از بیرون بیمارستان،
‫به مردم کمک کنم.

01:40:34.250 --> 01:40:35.541
‫موفق شدی!

01:40:36.916 --> 01:40:38.416
‫موفق شدم، مگه نه؟

01:40:39.791 --> 01:40:41.041
‫مگه نه؟

01:40:43.750 --> 01:40:45.791
‫فکر میکنم باید از اینجا بریم.

01:40:46.875 --> 01:40:48.958
‫نه، خیلی کارها برای انجام دادن هست.

01:40:57.833 --> 01:40:59.958
‫بیا اول با ترک این بیمارستان شروع کنیم.

01:41:06.083 --> 01:41:08.458
‫قبلاً دستای خیلی زیبایی داشتم.

01:41:08.875 --> 01:41:11.333
‫تشعشعات، استخوون‌هات رو فلج کردن.

01:41:13.708 --> 01:41:17.083
‫چیزایی که آدم رو ضعیف میکنن
‫همون چیزایی هستن که قویمون میکنن.

01:41:17.291 --> 01:41:19.875
‫- من تو رو ضعیف نکردم.
‫- چرا کردی!

01:41:20.666 --> 01:41:23.708
‫ولی این کاری که با هم کردیم رو بدونِ تو
‫نمیتونستم انجام بدم.

01:41:23.875 --> 01:41:25.916
‫کار خارق‌العاده‌ای انجام دادی.

01:41:26.250 --> 01:41:27.625
‫دنیا رو عوض کردی.

01:41:28.208 --> 01:41:29.500
‫به راه درست!

01:41:30.083 --> 01:41:32.583
‫کسی هستم که ترجیح میدم دنیا پر از روشنایی باشه.

01:41:32.750 --> 01:41:34.625
‫تا اینکه بخوام از تاریکی بترسم! تو چی؟

01:41:35.375 --> 01:41:37.291
‫تو یه سنگ انداختی داخل آب.

01:41:37.875 --> 01:41:39.916
‫چطور باید امواجش رو کنترل کنی؟

01:41:41.833 --> 01:41:44.166
‫یه سری چیزا هستن که باید ازشون ترسید.

01:41:45.791 --> 01:41:47.708
‫ولی چیزای زیادی هم برای جشن گرفتن هست.

01:41:48.791 --> 01:41:50.458
‫امیدوارم حق با تو باشه.

01:41:53.833 --> 01:41:55.625
‫امیدوارم حق با تو باشه.

01:42:13.166 --> 01:42:15.750
‫ماری کوری در چهارم جولای 1934 مُرد.

01:42:15.916 --> 01:42:20.223
‫و در کنار همسر دوست داشتنی خود خاک شد.

01:42:21.458 --> 01:42:23.541
‫

01:42:23.708 --> 01:42:25.625
‫ایرن کوری برای کشف تابش مصنوعی...

01:42:25.791 --> 01:42:27.125
‫به همراه همسرش...

01:42:27.291 --> 01:42:29.541
‫برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شدند.

01:42:30.083 --> 01:42:33.041
‫بیش از یک میلیون نفر در زمان جنگ جهانی اول،

01:42:33.208 --> 01:42:36.583
‫با رادیوگرافی متحرک اشعه‌ی ایکس
‫درمان شدند...

01:42:36.750 --> 01:42:39.333
‫و جان بسیاری نجات داده شد.

01:42:39.916 --> 01:42:44.750
‫کشفیات کوری منجر به روش‌های موثری
‫برای درمان سرطان شد

01:42:44.916 --> 01:42:47.125
‫که تا به امروز در حال استفاده است.

01:42:47.291 --> 01:42:50.458
‫در فرانسه به آن «کوری تراپی» میگویند.

01:42:57.375 --> 01:43:01.333
‫<font color="#ff0000">کنگره‌ی جهانی سولوی، سال 1927</font>

01:43:02.333 --> 01:43:27.333
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]
