﻿WEBVTT

00:00:51.084 --> 00:00:57.035
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:01:01.628 --> 00:01:06.961
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

00:01:11.628 --> 00:01:16.961
به لطف و حمایت
Milad

00:01:23.165 --> 00:01:31.165
‫[ تماشاگران! ]

00:01:38.022 --> 00:01:39.068
‫زمان.

00:01:39.726 --> 00:01:40.786
‫حرکت.

00:01:42.733 --> 00:01:44.993
‫زمان و حرکت.

00:01:53.879 --> 00:01:57.199
‫کل تغییر قرن که منجر به چنین اختراعی شد.

00:01:58.180 --> 00:02:02.120
‫بالاخره از حرکت و زمان عکس بگیرین.

00:02:08.840 --> 00:02:14.500
‫ماره، مایبریج، ژانسن،
‫لوپرینس، بولی، خیلی‌های دیگه.

00:02:15.140 --> 00:02:22.441
‫فکرشو بکن، باید تا 1891 صبر میکردن تا ادیسون
‫و دیکسون " کینتوسکوپ " رو اختراع کنند.

00:02:25.280 --> 00:02:28.735
‫چند ثانیه زمان روی رول های کوچیک،

00:02:28.759 --> 00:02:31.960
‫اون جعبه های تاریک که اولین
‫فیلم ها تو آمریکا توش نشون داده میشد.

00:02:34.340 --> 00:02:40.621
‫هر تماشاچی تنها، سر پا،
‫جلوی جعبه تاریک خودش، اولین فیلم‌ها.

00:02:51.570 --> 00:02:55.623
‫برادران لومیر با کارپنتیه دیگه چی اختراع کردن؟

00:02:57.229 --> 00:03:00.509
‫خب، زمان رو عکاسی کردن.

00:03:20.133 --> 00:03:23.633
‫زمان رو، اونها رو پرده انداختن.

00:03:25.486 --> 00:03:27.846
‫آمریکا اولین فیلم ها رو اختراع کرد.

00:03:29.339 --> 00:03:31.119
‫فرانسه سینما رو پیدا کرد.

00:03:33.980 --> 00:03:35.280
‫سینما، بالاخره.

00:03:37.820 --> 00:03:39.320
‫بالاخره، سینما.

00:03:39.780 --> 00:03:43.980
‫الان اینجا، جلوی رومون،
‫چیزیه که سینما باید حلش کنه.

00:03:44.240 --> 00:03:47.777
‫نه به خاطر اینکه پیش بینی میکنه،
‫بلکه به خاطر اینکه نیازش رو ایجاد میکنه

00:03:47.801 --> 00:03:51.616
‫برای اینکه یه حس رضایت بده

00:03:51.640 --> 00:03:54.920
‫و مخصوصا این قول رو نده که یه چیزی
‫ممکنه تو این تصویر اتفاق بیفته.

00:03:55.160 --> 00:03:58.543
‫این یه تابلوییه که خیلی تصویر یه دورانیه

00:03:58.567 --> 00:04:01.181
‫که نمایشگاه هاش نزدیک دو میلیون بازدید کننده داره.

00:04:01.240 --> 00:04:06.157
‫ولی اون اکرانهای معروف و افسانه ای
‫فیلم های لومیر تو گرند کافه پاریس

00:04:06.181 --> 00:04:08.920
‫فقط حدود 3000 بازدید کننده داشته،
‫اونم به زور تو یک سال.

00:04:09.100 --> 00:04:14.457
‫در مقایسه با بوگرو، کر-روسل، اون نقاش نابی،

00:04:14.481 --> 00:04:18.817
‫این نقاشی یه جورایی تو بازنمایی قول میده که یه چیزی

00:04:18.841 --> 00:04:23.360
‫ممکنه اتفاق بیفته، ممکنه یهویی
‫بیاد، انگار که نقاش پیش بینی نکرده.

00:04:23.540 --> 00:04:27.860
‫شاید ما الان تو یه فیلم لومیر هستیم
‫که یه رهگذر رو پیش بینی نمیکنه.

00:04:28.020 --> 00:04:30.020
‫این شانسه، این اتفاقه.

00:04:30.380 --> 00:04:32.580
‫این دقیقا همون سینماییه که از قبل وجود داشته.

00:04:32.660 --> 00:04:35.180
‫ما تو سال 97 هستیم، از قبل ملودرام رو داریم.

00:04:35.260 --> 00:04:38.426
‫مادر غمگین با نگاه پرمعناش،

00:04:38.450 --> 00:04:41.021
‫که برای این بچه که داره
‫دست پدرش رو میگیره، ناراحته.

00:04:41.320 --> 00:04:42.340
‫همه چی تو جزئیاته.

00:04:42.660 --> 00:04:44.620
‫ناتورالیسم هم همینه، جزئیات.

00:04:44.840 --> 00:04:47.640
‫و هرچی شخصیت ها به ما نزدیک تر میشن،
‫بیشتر واضح میشن.

00:04:48.080 --> 00:04:51.620
‫در واقع یک سوگیری عمدی وجود داره، برای
‫قرض گرفتن از هنرهای دیگه به خاطر سینما

00:04:51.740 --> 00:04:53.020
‫اینجا، چیز زیادی نیست.

00:04:53.200 --> 00:04:59.197
‫یه ساحل بزرگ سفید، تقریبا مثل یه
‫پرده سینما، یه آتیش بازی خورشید

00:04:59.221 --> 00:05:03.637
‫روی این زمینی که احتمالا خاکیه،
‫با این هندسه زیبای تصویر

00:05:03.661 --> 00:05:06.980
‫که سایه شاخه ها رو تو پس زمینه نشون میده.

00:05:07.160 --> 00:05:11.160
‫خب، اگه با دقت نگاه کنیم، خیلی چیزا داره اتفاق میفته.

00:05:11.420 --> 00:05:15.677
‫این اتفاق غیرمنتظره‌ی حضور رهگذران،
‫ناگهان تبدیل می‌شود به حضور تماشاگران.

00:05:15.701 --> 00:05:22.337
‫شاید اینا سایه های تماشاچی ها،
‫آدمهای پیاده، ولگردها باشن که دارن

00:05:22.361 --> 00:05:24.800
‫نقاش رو نگاه میکنن که داره این صحنه رو میکشه.

00:05:25.040 --> 00:05:29.460
‫این اثر هنری برای اولین بار نه تنها
‫نگاه یه نقاش رو نشون میده،

00:05:29.500 --> 00:05:34.581
‫بلکه نگاه کسایی که دارن نگاه میکنن رو هم
‫نشون میده، که سایه هاشون تو خود تابلو میفته.

00:05:49.398 --> 00:05:54.005
‫[ عصر معصومیت - مارتین اسکورسیزی ]
‫[ The Age of Innocence - 1993 ]

00:06:03.504 --> 00:06:04.657
‫اِلن

00:06:04.906 --> 00:06:06.572
‫برای انجام کارهام اومدم.

00:06:06.625 --> 00:06:08.278
‫در واقع همين حالا رسيدم.

00:06:16.943 --> 00:06:18.293
‫[ 1. اختراع عکاسی ]

00:06:20.831 --> 00:06:24.174
‫همیشه میگن نقاش ها بودن
‫که عکاسی رو اختراع کردن.

00:06:24.548 --> 00:06:26.810
‫من میگم نه، شیمی دان‌ها بودن.

00:06:30.501 --> 00:06:37.801
‫خب، یه شب تو نوامبر، کمی بعد از
‫مرگ مادرم، داشتم عکسها رو مرتب میکردم.

00:06:39.049 --> 00:06:40.540
‫امید نداشتم دوباره پیداش کنم.

00:06:42.376 --> 00:06:46.504
‫خوب میدونستم که به خاطر این سرنوشت شوم،
‫که یکی از وحشتناک ترین جنبه های عزاداریه

00:06:47.591 --> 00:06:49.767
‫هر چقدرم به تصاویر نگاه کنم،

00:06:50.266 --> 00:06:53.233
‫دیگه هیچوقت نمیتونم اون چهره رو به یاد بیارم،

00:06:54.684 --> 00:06:57.559
‫اون رو به طور کامل به ذهنم بیارم.

00:07:00.733 --> 00:07:05.046
‫تو این عکسها، بعضی وقتها
‫یه قسمت از صورتش رو تشخیص میدادم،

00:07:06.360 --> 00:07:11.840
‫مثلا نسبت بین بینی و پیشونی،
‫حرکت دست ها و بازوهاش.

00:07:14.200 --> 00:07:16.541
‫فقط تیکه تیکه میشناختمش،

00:07:16.565 --> 00:07:19.621
‫یعنی من اون چیزی که بود رو از دست میدادم.

00:07:20.040 --> 00:07:22.880
‫و در نتیجه، کلش رو از دست میدادم.

00:07:23.540 --> 00:07:28.680
‫اینکه جلوی یه عکس بگم، "این تقریبا خودشه"

00:07:28.801 --> 00:07:32.740
‫برام دردناک تر از این بود که جلوی یه
‫عکس دیگه بگم، "این اصلا خودش نیست."

00:07:34.500 --> 00:07:35.500
‫تقریبا.

00:07:37.332 --> 00:07:42.760
‫با این حال، همیشه تو این
‫عکسهای مادرم، یه جای رزرو شده بود.

00:07:43.699 --> 00:07:44.933
‫حفظ شده.

00:07:46.340 --> 00:07:47.720
‫روشنایی چشماش.

00:07:50.380 --> 00:07:53.100
‫اون لحظه فقط یه درخشش کاملا فیزیکی بود.

00:07:53.880 --> 00:07:55.960
‫اثر عکاسی یه رنگ.

00:07:58.180 --> 00:08:01.260
‫آبی، سبز، مردمک چشماش.

00:08:03.260 --> 00:08:07.172
‫ولی همین نور یه جور واسطه بود،

00:08:07.196 --> 00:08:10.300
‫که منو به سمت یه هویت اصلی میبرد.

00:08:13.500 --> 00:08:16.660
‫اعجاز چهره ای که دوستش داری.

00:08:18.460 --> 00:08:20.320
‫وقتی از یه چهره عکس میگیری، به من نگاه کنین.

00:08:21.280 --> 00:08:22.840
‫از روحی که پشتشه عکس میگیرین.

00:08:23.882 --> 00:08:25.560
‫عکاسی، حقیقته.

00:08:25.800 --> 00:08:28.140
‫و سینما، 24 برابر حقیقت در ثانیه است.

00:08:40.751 --> 00:08:48.114
‫[ 2. اولین بارهای من ]

00:08:48.400 --> 00:08:53.021
‫یادمه اولین بعدازظهر شنبه‌ای
‫که مادربزرگم منو برد سینما،

00:08:53.380 --> 00:08:55.380
‫خب، بالاخره با یه مرد جوون رفتم بیرون.

00:08:55.513 --> 00:08:56.513
‫بله.

00:08:56.740 --> 00:08:57.857
‫البته، همینطور با دلفین.

00:08:57.881 --> 00:09:01.040
‫و یادمه چقدر مشتاق بودم
‫اون نمایشی که میخواستم ببینم رو تجربه کنم.

00:09:01.260 --> 00:09:02.617
‫تو چی دلفین، تو قبلا سینما رفتی؟

00:09:02.641 --> 00:09:04.380
‫آره مامان، سینما رفتم.

00:09:04.454 --> 00:09:06.407
‫تو هنوز نرفتی؟

00:09:06.481 --> 00:09:06.994
‫نه.

00:09:07.061 --> 00:09:08.157
‫یادت رفته؟

00:09:08.181 --> 00:09:11.120
‫نه، نه، ولی من فیلما رو تو تلویزیون تو نگاه کردم.

00:09:11.240 --> 00:09:12.240
‫درسته، درسته.

00:09:12.320 --> 00:09:14.228
‫آره، تلویزیون خوبه،

00:09:14.252 --> 00:09:16.341
‫ولی بری سینما رو ببینی، کلاً یه چیز دیگه‌ست.

00:09:16.448 --> 00:09:18.580
‫خب، بیا، تو برو اونجا بشین.

00:09:19.000 --> 00:09:20.780
‫تو هم برو اونجا بشین.

00:09:22.740 --> 00:09:23.380
‫چرا؟

00:09:23.430 --> 00:09:27.320
‫چون آقا پسر همیشه باید طرف
‫خیابون باشه که از خانوم محافظت کنه.

00:09:27.620 --> 00:09:31.840
‫و چون تو جوونی و سرزنده، باید محافظت کنی.

00:09:32.820 --> 00:09:33.820
‫سلام خانم.

00:09:33.940 --> 00:09:34.940
‫سلام خانم.

00:09:35.201 --> 00:09:36.201
‫بفرمایید.

00:09:36.920 --> 00:09:37.337
‫ممنون.

00:09:37.361 --> 00:09:38.280
‫ما طبقه دوم میریم، لطفا.

00:09:38.371 --> 00:09:39.371
‫ممنون.

00:09:39.904 --> 00:09:40.904
‫بیا.

00:09:41.606 --> 00:09:42.606
‫ممنون.

00:09:43.472 --> 00:09:44.616
‫- ممنون خانم.
‫- پُل!

00:09:44.641 --> 00:09:45.641
‫لطف دارید.

00:09:46.260 --> 00:09:47.260
‫ببخشید.

00:09:47.940 --> 00:09:49.957
‫داری چیکار میکنی اصلاً؟

00:09:49.981 --> 00:09:51.780
‫میشه برین آبنبات بخرین؟

00:09:52.260 --> 00:09:54.460
‫نه، پاشین بریم ردیف ششم بشینیم.

00:09:58.220 --> 00:09:59.113
‫ردیف ششم.

00:09:59.220 --> 00:10:00.820
‫من بین شما دوتا میشینم.

00:10:04.780 --> 00:10:05.920
‫آروم باشین.

00:10:08.320 --> 00:10:09.917
‫کِی شروع میشه؟

00:10:09.941 --> 00:10:11.141
‫الان شروع میشه.

00:10:12.560 --> 00:10:14.348
‫میدونی، یه بار، من سینما بودم،

00:10:14.372 --> 00:10:16.740
‫یهو تصویر کلاً بهم ریخت.

00:10:17.020 --> 00:10:22.277
‫به نظرم خیلی باحال اومد، ولی
‫چیزی که نمیدونستم این بود که فیلم

00:10:22.301 --> 00:10:26.011
‫تو دستگاه گیر کرده بود و نور

00:10:26.035 --> 00:10:28.901
‫که خیلی قوی بود، داشت فیلم رو میسوزوند، فهمیدی؟

00:10:29.100 --> 00:10:31.820
‫خب، داره شروع میشه.

00:10:45.376 --> 00:10:46.829
‫برگرد پسر، پرده رو ببین

00:10:46.854 --> 00:10:48.043
‫سالن از این طرفه.

00:10:48.069 --> 00:10:49.069
‫آره میدونم.

00:10:50.026 --> 00:10:51.661
‫پرده رو ببین.

00:10:55.395 --> 00:10:57.217
‫- خوبی؟
‫- آره.

00:11:04.068 --> 00:11:05.834
‫- خوشت میاد؟
‫- آره.

00:11:07.880 --> 00:11:09.291
‫کجا باید برم دستشویی؟

00:11:09.779 --> 00:11:10.779
‫قبلاً

00:11:12.420 --> 00:11:13.800
‫میخوای همراهت بیام؟

00:11:13.928 --> 00:11:14.621
‫نه.

00:11:14.704 --> 00:11:15.704
‫نه نمیخواد.

00:11:16.152 --> 00:11:17.978
‫از اون راهرو برو بیرون

00:11:18.078 --> 00:11:19.078
‫میبینی؟

00:11:19.169 --> 00:11:21.536
‫- یه در کوچیک میبنی اونجاست.
‫- ساکت!

00:11:35.551 --> 00:11:37.560
‫<i>این برام خوبه.</i>

00:11:37.804 --> 00:11:39.340
‫<i>روح آس.</i>

00:11:40.400 --> 00:11:42.400
‫<i>تو هیچوقت چهره واقعی منو نخواهی شناخت.</i>

00:11:43.340 --> 00:11:46.320
‫<i>زیر این نقاب، هیچکس هیچوقت نمیشناسه.</i>

00:11:47.136 --> 00:11:51.700
‫<i>من بهت اجازه دادم راجع به من یه
‫مقاله بنویسی، که توش منو مسخره میکنی.</i>

00:11:52.120 --> 00:11:53.940
‫<i>تو از من یه خیال ساختی.</i>

00:12:05.100 --> 00:12:08.440
‫هیچوقت نگو "برای همیشه" ،
‫از الان به بعد، تو مال منی.

00:12:08.520 --> 00:12:10.157
‫بیا، میشه واقعا بریم؟ لطفا؟

00:12:10.181 --> 00:12:11.441
‫یه کم آروم تر. هیس، نباید بلند صحبت کنی.

00:12:11.465 --> 00:12:12.617
‫من میترسم!

00:12:12.641 --> 00:12:15.720
‫چشماتو یه کم بپوشون، درست میشه.

00:12:15.880 --> 00:12:17.860
‫بعدش بهتر میشه، میبینی.

00:12:18.355 --> 00:12:19.500
‫مامانی، دیگه بریم.

00:12:19.560 --> 00:12:20.720
‫میترسم.

00:12:21.900 --> 00:12:23.620
‫گوش کن، عزیزم، باید بریم.

00:12:23.916 --> 00:12:24.780
‫چرا؟

00:12:24.861 --> 00:12:26.581
‫چون اون دختره خیلی خواهرت رو میترسونه.

00:12:27.420 --> 00:12:28.420
‫من میمونم.

00:12:28.740 --> 00:12:30.700
‫اصلاً نمیشه که تو اینجا تنها بمونی.

00:12:30.840 --> 00:12:32.000
‫شما باید برین.

00:12:32.160 --> 00:12:33.160
‫من میمونم.

00:12:33.260 --> 00:12:34.140
‫پسر خوب باش.

00:12:34.200 --> 00:12:35.080
‫کتتو بردار، بریم.

00:12:35.120 --> 00:12:35.920
‫بیا، برو دیگه.

00:12:36.100 --> 00:12:37.220
‫همچین کاری نمیکنیم.

00:12:42.100 --> 00:12:44.260
‫<i>ولی چی شد؟</i>

00:12:46.680 --> 00:12:49.120
‫دیگه اولین فیلم رو یادم نمیاد.

00:12:50.080 --> 00:12:51.820
‫من میگم از همون تو شکم.

00:12:51.960 --> 00:12:54.104
‫خب، من این اصطلاح رو استفاده میکنم چون

00:12:54.184 --> 00:12:56.280
‫احتمالا تو شکم مادرم بودم.

00:12:56.340 --> 00:12:58.800
‫و اون مخصوصاً از موبی دیک برام گفت.

00:12:58.980 --> 00:13:00.800
‫خب، اون اولین فیلمیه که احتمالا دیدم.

00:13:00.980 --> 00:13:01.976
‫خیلی وقته گذشته.

00:13:02.000 --> 00:13:05.160
‫اولین فیلمی که دیدم، بین 13 و 14 سالم بود.

00:13:06.320 --> 00:13:08.297
‫برای اولین بار دیدم

00:13:08.321 --> 00:13:10.800
‫اولین بار نبرد الجزیره از " پونته‌کوروو " رو دیدم.

00:13:11.400 --> 00:13:12.400
‫تو روستا.

00:13:13.260 --> 00:13:16.021
‫و اون اولین باری بود که
‫سینما رفتم و اون صحنه رو دیدم.

00:13:16.100 --> 00:13:19.375
‫و چون خانواده من خیلی، خیلی

00:13:19.399 --> 00:13:22.161
‫شکنجه شدن تو جنگ الجزایر،
‫برای همین خیلی ترسیدم.

00:13:22.433 --> 00:13:23.760
‫خیلی، خیلی ترسیدم.

00:13:23.829 --> 00:13:27.420
‫فکر میکنم جن گیر فیلمیه
‫که منو بیشتر از همه ترسوند.

00:13:27.556 --> 00:13:32.281
‫یه بار رفتم یه فیلم کره ای
‫دیدم به اسم بازگشت به بوزان.

00:13:32.353 --> 00:13:34.320
‫سال پیش بود فکر کنم، یا دو سال پیش.

00:13:34.372 --> 00:13:36.477
‫و اصلا نفهمیده بودم که فیلم ترسناکه.

00:13:36.501 --> 00:13:37.676
‫و اونجا واقعا خوشم نیومد.

00:13:37.700 --> 00:13:39.294
‫اصلا اون چیزی نیست که من تو سینما ترجیح میدم.

00:13:39.318 --> 00:13:40.197
‫من عاشقشم.

00:13:40.221 --> 00:13:43.840
‫ولی مخصوصا با دوستها، چون
‫تنهایی، بعدش، آدم تنها میترسه.

00:13:43.926 --> 00:13:46.297
‫در صورتی که وقتی با دوستاتی، میتونی بهش بخندی.

00:13:46.321 --> 00:13:48.201
‫بعدش، میتونیم همدیگه رو بترسونیم و اینا.

00:13:48.340 --> 00:13:50.020
‫من طرفدار ردیف جلو نیستم.

00:13:51.280 --> 00:13:56.900
‫دوست دارم دیدگاه تماشاچی هایی
‫که تو سالن هستن رو هم داشته باشم.

00:13:56.973 --> 00:13:58.420
‫وسط، خیلی مهمه.

00:13:58.533 --> 00:14:00.636
‫نمیدونم، سمت راست رو میبینم، سمت چپ رو میبینم.

00:14:00.660 --> 00:14:04.520
‫دوست ندارم یه طرف یا یه طرف
‫دیگه باشم، یا جلو، یا خیلی عقب.

00:14:04.720 --> 00:14:06.280
‫اصولا، شاید خیلی عقب.

00:14:06.772 --> 00:14:07.346
‫ولی

00:14:07.410 --> 00:14:09.260
‫.جای همیشگی من، وسطه

00:14:09.424 --> 00:14:11.051
‫همینه. اون جای کوچیک منه.

00:14:11.223 --> 00:14:12.746
‫وسط، یه طرف.

00:14:13.281 --> 00:14:16.940
‫شاید یه کم ردیف پنجم، از پایین.

00:14:18.220 --> 00:14:19.300
‫و یه طرف.

00:14:19.460 --> 00:14:21.500
‫نمیدونم. همیشه اونجا حس راحتی میکنم.

00:14:21.967 --> 00:14:23.740
‫به سمت عقب.

00:14:23.900 --> 00:14:27.100
‫ولی باید خوب ببینم که کسی نیاد سراغم.

00:14:27.220 --> 00:14:30.420
‫پس بیشتر، انتخابم به خاطر اینه که صندلی نباشه.

00:14:31.560 --> 00:14:32.708
‫صندلی خالی باشه.

00:14:32.741 --> 00:14:34.380
‫چون من به پرده ام نیاز دارم.

00:14:35.920 --> 00:14:37.320
‫واقعا، که همه چیز رو ببینم.

00:14:37.483 --> 00:14:39.197
‫دقیقا وسط، برام خوبه.

00:14:39.221 --> 00:14:43.088
‫تو فیلم های اکشن که واقعا دوست داشتم،

00:14:43.112 --> 00:14:47.000
‫لارگو وینچ بود، که خیلی ازش لذت بردم.

00:14:47.120 --> 00:14:49.881
‫همچنین، بدیهیه، ماموریت های غیر ممکن، جیمز باند.

00:14:50.007 --> 00:14:52.700
‫و تو فیلم های عاشقانه، دختران جوان روشفور.

00:14:53.400 --> 00:14:55.695
‫اون واقعا فیلمیه که منو عمیقا تحت تاثیر قرار داد.

00:14:55.735 --> 00:14:59.637
‫دو بار " پیتزای شیرین بیان " از پل توماس
‫اندرسون رو دیدم که پدرم رو خوشحال کنم.

00:14:59.661 --> 00:15:01.336
‫چون هنوز ندیده بودش.

00:15:01.360 --> 00:15:03.200
‫ولی به جز اون، فکر کنم تقریبا همه چی تمومه.

00:15:03.697 --> 00:15:07.280
‫یه بار تو سینما سیگار کشیدم
‫و یه بار تو خونه سیگار کشیدم.

00:15:07.620 --> 00:15:08.620
‫چه فیلمی بود؟

00:15:08.801 --> 00:15:09.801
‫شوم.

00:15:10.116 --> 00:15:12.616
‫چند بار دیدمش چون آدم
‫همه چی رو همون اول نمیفهمه.

00:15:12.640 --> 00:15:16.140
‫اون " اعمال شیطانی " با بازی اندی لاو و
‫تونی لونگه.
[ Infernal Affairs - 2002 ]

00:15:16.280 --> 00:15:18.760
‫اولش نسخه اصلیشو دیدم.

00:15:19.100 --> 00:15:21.820
‫بعدش، نسخه انگلیسیش رو دیدم
‫و چیزای دیگه ای رو کشف میکنی.

00:15:22.120 --> 00:15:23.600
‫ولی بعدش، فیلم های اکشن هم.

00:15:24.260 --> 00:15:26.580
‫"جان سخت" رو چند بار دیدم.

00:15:26.880 --> 00:15:30.140
‫دنبال دوستهام گشتم که دوباره باهاشون برم ببینم.

00:15:30.500 --> 00:15:34.840
‫و امسال، همه فیلمایی که از
‫اول ژانویه 2023 دیدم رو نوشتم.

00:15:35.620 --> 00:15:36.740
‫خب، الان آخرای جولای هستیم.

00:15:36.800 --> 00:15:38.640
‫تقریبا پنجاه تا یادداشت کردم.

00:15:39.280 --> 00:15:41.660
‫مطمئنم که قبلا تو سالن سینما گریه کردم.

00:15:41.780 --> 00:15:45.300
‫به چند مورد فکر میکنم که خاطره دقیقی ازشون ندارم.

00:15:45.780 --> 00:15:48.696
‫وقتی کوچیک بودم، از مامانم که همه‌اش
‫جلوی فیلم ها گریه میکرد، ایراد میگرفتم.

00:15:48.720 --> 00:15:50.231
‫و حالا، هرچی بزرگتر میشم،

00:15:50.255 --> 00:15:51.996
‫بیشتر گریه میکنم وقتی یه چیز غمگینی اتفاق میفته.

00:15:52.020 --> 00:15:53.360
‫و مامانم میخنده.

00:15:53.714 --> 00:15:55.440
‫برام زیاد پیش میاد که تو سینما گریه کنم.

00:15:56.022 --> 00:15:59.740
‫مثلاً، یادمه وقتی دزد دوچرخه رو دیدم.

00:16:00.666 --> 00:16:01.666
‫همین.

00:16:04.359 --> 00:16:06.560
‫نه، من هیچوقت تو سالن سینما گریه نکردم.

00:16:06.851 --> 00:16:09.420
‫سینما، برای من، قوی تر از زندگی منه.

00:16:10.063 --> 00:16:12.062
‫من میرم اونجا تا چیزایی رو
‫زندگی کنم که وقتش رو ندارم،

00:16:12.086 --> 00:16:13.960
‫چیزایی که نمیتونم زندگی کنم.

00:16:14.260 --> 00:16:16.440
‫من میرم اونجا تا احساسات شدید رو تجربه کنم.

00:16:16.780 --> 00:16:22.017
‫فیلم مورد علاقه من، " فانی و الکساندر"
‫برگمانه، فیلمی که وقتی بیست سالم بود کشفش کردم،

00:16:22.041 --> 00:16:24.120
‫وقتی تو سینما بلیط فروش بودم.

00:16:24.320 --> 00:16:26.620
‫و اون فیلم، برای من، همه احساساته.

00:16:27.008 --> 00:16:28.336
‫همه چی تمومه.

00:16:28.360 --> 00:16:29.360
‫باشکوهه.

00:16:29.405 --> 00:16:32.940
‫همیشه یه داستان کوچیکی تو
‫زندگی هر ابرقهرمانی هست.

00:16:33.071 --> 00:16:36.197
‫نه قدرت های خارق العاده.

00:16:36.221 --> 00:16:38.720
‫بلکه شخصیت، ارزش ها،
‫خواستن از مردم محافظت کنن.

00:16:38.768 --> 00:16:40.475
‫این چیزیه که منو جذب ابرقهرمانها میکنه.

00:16:40.542 --> 00:16:42.256
‫فقط قدرت های خارق العاده نیست.

00:16:42.356 --> 00:16:44.260
‫نمیدونستم سینما اینه.

00:16:44.760 --> 00:16:47.600
‫هیچوقت ندیده بودم... خیلی زیاد فیلم دیده بودم.

00:16:47.721 --> 00:16:51.210
‫ولی فرق بین " مهمانی" بود، که به
‫نظرم باحال اومد
[ La Boum - 1980 ]

00:16:51.234 --> 00:16:54.167
‫، و شش ماه بعدش، "برای عشق‌هایمان" که
‫منو داغون کرد.
[ À nos amours - 1983 ]

00:16:54.191 --> 00:16:55.640
‫خیلی داغون کرد.

00:16:55.840 --> 00:16:59.020
‫من رفته بودم سینما "داستان وست
‫ساید" رو ببینم، نسخه دومش رو

00:17:00.940 --> 00:17:04.080
‫و آره، فکر کنم اون واقعا تنها فیلمیه که

00:17:05.000 --> 00:17:09.940
‫خب، من از قبل داستان رو میدونستم،
‫ولی واقعا منو خیلی احساساتی کرد.

00:17:10.060 --> 00:17:14.000
‫و واقعا منو... بهم انگیزه داد که موزیکال بنویسم.

00:17:14.240 --> 00:17:17.797
‫و اون... خب واقعا داستان رو از حفظ بودم،

00:17:17.821 --> 00:17:20.246
‫چون اون فیلم مورد علاقه منه،

00:17:20.270 --> 00:17:23.241
‫ولی میدونستم تونی قراره
‫بمیره، ولی بازم گریه کردم و اینا.

00:17:24.040 --> 00:17:24.911
‫و واقعا

00:17:24.935 --> 00:17:27.169
‫مجذوب فیلم شده بودم.

00:17:28.864 --> 00:17:31.420
‫و اون واقعا تجربه سینماییه که
‫بیشتر از همه روم تاثیر گذاشت.

00:17:32.413 --> 00:17:33.413
‫همین.

00:18:59.927 --> 00:19:04.074
‫"و سینما ناطق شد..."

00:19:05.754 --> 00:19:08.167
‫[ 3. برای اِستنلی کاوِل ]

00:19:08.264 --> 00:19:11.280
‫اروین پانوفسکی اینطوری میگه:

00:19:12.100 --> 00:19:16.060
‫ماده فیلم ها، خود واقعیته.

00:19:16.656 --> 00:19:18.280
‫خود واقعیت.

00:19:19.840 --> 00:19:22.020
‫بازن هم همون ایده رو تاکید میکنه.

00:19:22.560 --> 00:19:28.040
‫سینما موظفه که فقط از طریق واقعیت معنا بده.

00:19:30.100 --> 00:19:33.300
‫یه عکس همیشه عکسی از واقعیته.

00:19:34.720 --> 00:19:38.917
‫اگه به این اضافه کنیم که
‫سینما یه وسیله ابراز هست

00:19:38.941 --> 00:19:45.337
‫که تصویر عکاسی شده روی
‫پرده انداخته میشه و جمع میشه،

00:19:45.361 --> 00:19:50.220
‫سئوالمون این میشه که وقتی واقعیت روی پرده
‫انداخته میشه، چی سرش میاد؟

00:19:52.420 --> 00:19:55.100
‫واقعیت، همون چیزهای واقعی یکم مرتب شده‌ست.

00:19:55.320 --> 00:19:57.520
‫وقتی میخوای بفهمی، متن رو نگه میداری.

00:19:57.560 --> 00:20:00.277
‫ولی من سعی نمیکنم چیزی رو نگه دارم.

00:20:00.301 --> 00:20:02.216
‫و اگه صدا رو فریز کنی،
‫کاری که داری میکنی رو میکشی.

00:20:02.240 --> 00:20:04.440
‫من نمیخوام بکشم. تو مثل مسلسل حرف میزنی.

00:20:05.000 --> 00:20:06.900
‫خوبین خانم؟ زیاد مزاحمتون نمیشم؟

00:20:06.974 --> 00:20:09.180
‫نه نه، همه چی خوبه.

00:20:09.541 --> 00:20:11.900
‫ولی خب، ما داریم جلو کارتون رو میگیریم.

00:20:12.480 --> 00:20:14.100
‫نه نه، مشکلی نیست.

00:20:15.160 --> 00:20:16.697
‫چی میخونین خانم؟

00:20:16.721 --> 00:20:19.087
‫دارم استنلی کاول میخونم، "جهان نگریسته".

00:20:19.127 --> 00:20:20.340
‫خیلی باحاله.

00:20:20.420 --> 00:20:23.040
‫ما الان داریم این متن رو تو کلاس بررسی میکنیم.

00:20:23.300 --> 00:20:25.400
‫آره، این ترجمه فرانسویه.

00:20:25.580 --> 00:20:26.992
‫و شما انگلیسیش رو میخونین؟

00:20:27.178 --> 00:20:27.820
‫آره.

00:20:28.000 --> 00:20:29.020
‫همه چی رو میفهمین؟

00:20:30.680 --> 00:20:34.057
‫واقعا نه همه چی رو، ولی یه کمش رو آره.

00:20:34.081 --> 00:20:35.481
‫شما هم کم اطلاعات ندارید!

00:20:36.260 --> 00:20:38.200
‫میشه ازتون سوال بپرسیم؟

00:20:38.879 --> 00:20:40.900
‫آره، حتما، این کار منه.

00:20:42.160 --> 00:20:44.164
‫من همیشه از خودم میپرسم، وقتی میرم سینما،

00:20:45.654 --> 00:20:48.046
‫چرا این حس رو دارم که دارم زندگی رو به یاد میارم؟

00:20:48.258 --> 00:20:52.306
‫شما هستین که میرین سینما، پس اون زندگی شماست،

00:20:52.330 --> 00:20:56.640
‫و فیلمی که میبینین بخشی از تجربه شما میشه.

00:20:56.960 --> 00:21:02.476
‫و شما همچنین میگین که به یاد میارین،
‫پس این یعنی که،

00:21:02.500 --> 00:21:06.073
‫در نهایت، فیلم ها هم بخشی از خاطراتتون میشن،

00:21:06.153 --> 00:21:10.100
‫از خاطرات زندگیتون، دقیقا مثل خاطرات واقعی.

00:21:10.243 --> 00:21:15.317
‫آره، ولی مثلا، وقتی میرم سینما، مثلا روز یا هرچی،

00:21:15.341 --> 00:21:19.780
‫در واقع، کل زندگی روزمره متوقف میشه.

00:21:19.960 --> 00:21:22.440
‫و دنیا معلق میشه.

00:21:22.620 --> 00:21:25.000
‫و دنیا با وضوح و سرسختیش برات ظاهر میشه.

00:21:25.375 --> 00:21:27.640
‫خب، این همون دنیوی بودن دنیاست؟

00:21:28.417 --> 00:21:30.800
‫اینکه دنیا سرسخته؟

00:21:31.188 --> 00:21:34.197
‫خب، نمیدونم دنیا سرسخته یا نه،

00:21:34.221 --> 00:21:37.089
‫ولی چیزی که تو سینما هست،

00:21:37.149 --> 00:21:40.320
‫اینه که ما چیزی شبیه به یه عکس داریم،
‫این چیزیه که کاول میگه.

00:21:40.420 --> 00:21:42.720
‫سینما یه هنر عکاسیه.

00:21:43.026 --> 00:21:48.800
‫یعنی اینکه، در واقع، یه
‫تصویر مستقیم از دنیا وجود داره.

00:21:48.840 --> 00:21:52.255
‫دنیا مستقیم از طریق یه

00:21:52.279 --> 00:21:55.747
‫وسیله فنی روی یه فیلم با یه دوربین ثبت میشه.

00:21:55.807 --> 00:21:59.620
‫ولی آیا تو سینما، من شناختی از دنیا به دست میارم؟

00:22:00.260 --> 00:22:02.020
‫چون، خب

00:22:02.365 --> 00:22:05.316
‫من اصلا دلم نمیخواد برم سینما
‫اگه قرار باشه زندگی واقعی رو ببینم.

00:22:05.340 --> 00:22:07.857
‫اون یه وسیله شناخت هست یا یه توهمه؟

00:22:07.881 --> 00:22:10.310
‫:و کاول، وسط متن، نوشته که

00:22:10.370 --> 00:22:12.640
‫"ماده فیلم ها، خود واقعیته ".

00:22:12.705 --> 00:22:15.397
‫ولی واقعیت تو یه فیلم چیه؟

00:22:15.421 --> 00:22:17.640
‫در واقع، اینو کاول نمیگه.

00:22:17.840 --> 00:22:23.297
‫این بازنه، آندره بازن، که میگه که در واقع،

00:22:23.321 --> 00:22:27.820
‫چیزی که سینما رو متمایز میکنه،
‫اینه که این واقعیت به خودی خود وجود داره.

00:22:27.933 --> 00:22:30.613
‫ولی کاول کاملا موافق نیست، چون واقعیت،

00:22:30.651 --> 00:22:34.200
‫برای اون، فقط ثبت نمیشه،
‫بلکه روی پرده هم انداخته میشه.

00:22:34.240 --> 00:22:36.440
‫روی یه پرده انداخته میشه، این شمایید که اونو میبینین.

00:22:36.740 --> 00:22:42.940
‫و در نتیجه این نمایش، در
‫واقع، یه چیز دیگه هم بهتون میده،

00:22:43.080 --> 00:22:47.797
‫چیزی که بهش میگه " تولید نور " ،
‫اینکه دنیا هم دوباره ساخته میشه

00:22:47.821 --> 00:22:51.266
‫چون روی این پرده است و شما،

00:22:51.290 --> 00:22:54.542
‫شما اونجا میبینین که چی مهمه و چی مهم نیست.

00:22:54.608 --> 00:22:58.600
‫ولی من این حس رو دارم که وقتی میرم
‫سینما، بهم کمک میکنه بهتر زندگی کنم.

00:22:59.351 --> 00:23:01.517
‫من درست میگم یا کاملا اشتباه میکنم؟

00:23:01.541 --> 00:23:02.734
‫معلومه که درسته.

00:23:02.781 --> 00:23:07.380
‫خوشبختانه،
‫سینما کمک میکنه بهتر زندگی کنیم، معلومه.

00:23:07.498 --> 00:23:11.297
‫اولش، درسته که به آدم این امکان رو میده

00:23:11.321 --> 00:23:13.759
‫همه ما فیلم هایی رو میشناسیم که بهمون کمک کردن

00:23:13.783 --> 00:23:16.920
‫لحظات سختی رو بگذرونیم،
‫فیلم هایی که زندگی رو تغییر میدن.

00:23:17.040 --> 00:23:20.937
‫و بعدش فیلم هایی هستن
‫که بهتون اجازه میدن پیشرفت کنین،

00:23:20.961 --> 00:23:26.400
‫خودتون رو تغییر بدین، و مخصوصا که بهتون اجازه
‫میدن تمرکز کنین روی چیزی که مهمه یا مهم نیست،

00:23:26.480 --> 00:23:28.437
‫چیزی که تو زندگی واقعی همیشه ممکن نیست.

00:23:28.461 --> 00:23:31.593
‫و سینما شما رو در معرض چیزی قرار میده که مهمه،

00:23:31.617 --> 00:23:34.200
‫مثلا، به عنوان یه شخصیت، به عنوان یه لحظه.

00:23:34.354 --> 00:23:40.360
‫و در نتیجه، بهتون اجازه میده که
‫دوباره دنیارو مال خودتون کنین.

00:23:40.980 --> 00:23:43.989
‫بعدش، وقتی از صحنه سینما میایم بیرون،

00:23:44.013 --> 00:23:48.100
‫خب، دوباره با دنیا آشتی میکنیم.

00:23:49.640 --> 00:23:52.320
‫از کجا بدونم بیدارم یا خوابم؟

00:23:53.100 --> 00:23:56.960
‫هیچ چیزی مثل خود تجربه نمیتونه بهتون یگه.

00:23:57.260 --> 00:23:59.500
‫نمیتونین... نمیتونین بفهمین.

00:23:59.669 --> 00:24:03.460
‫ولی اگه این سوال رو میپرسین، یعنی بیدارین.

00:24:15.260 --> 00:24:19.540
‫وقتی واقعیت روی پرده انداخته میشه، چی سرش میاد؟

00:24:20.580 --> 00:24:24.600
‫برای سوال کاول، باید یه جواب پیدا کنیم،
‫یا جواب هایی پیدا کنیم.

00:24:26.360 --> 00:24:29.940
‫خب، واقعیت میدرخشه.

00:24:32.980 --> 00:24:38.600
‫اولش، تصویر ساکن حمل و نقل
‫ریلی فرانسه اون زمان میاد.

00:24:41.180 --> 00:24:42.460
‫افسانه رو میدونیم.

00:24:42.560 --> 00:24:48.157
‫‏25 ژانویه 1896، تو لیون،
‫تو سالن سینماتوگراف لومیر،

00:24:48.181 --> 00:24:53.490
‫وحشت اولین تماشاچیان در زمان ورود قطار
‫به ایستگاه، ترسیده بودن که قطار لهشون کنه.

00:24:54.960 --> 00:24:58.060
‫آیا تماشاچیان واقعا از سالن فرار کردن؟

00:25:01.589 --> 00:25:04.610
‫پشت این قطاری که داره جلو میاد،
‫یه تصویر دیگه رو می‌بینم،

00:25:04.970 --> 00:25:06.450
‫و اون [تصویر] مربوط به اسطوره‌شناسیه.

00:25:07.686 --> 00:25:11.370
‫لوکوموتیو، مثل یه مینوتور (هیولای اسطوره‌ای)،
‫به طور اجتناب ناپذیری داره به ما نزدیک میشه،

00:25:11.430 --> 00:25:15.851
‫برای وحشت ما، لذت ما،
‫و تمام سکو تبدیل به یه هزارتو میشه.

00:25:17.050 --> 00:25:20.370
‫سکو ایستگاه لا سیوتا، یک روز
‫کدر و گرفته در سال 1896

00:25:20.611 --> 00:25:21.730
‫اون قطار.

00:25:22.730 --> 00:25:24.590
‫منم تو قطار دالبک هستم.

00:25:26.492 --> 00:25:30.647
‫چه تصویری دقیق تر از جستجوی
‫پروست میتونم داشته باشم، جز شانزلیزه،

00:25:30.671 --> 00:25:34.790
‫فیلمبرداری شده تو همون سال،
‫وقتی مارسل عاشق ژیلبرت شده بود؟

00:25:38.244 --> 00:25:39.920
‫حقیقت مستند؟

00:25:40.899 --> 00:25:42.300
‫اسطوره شناسی؟

00:25:42.784 --> 00:25:44.680
‫تکه هایی از رمان ها؟

00:25:49.690 --> 00:25:52.986
‫مطمئنا، ما همچنین جلوی استعاره ای
‫از یه رابطه جنسی هستیم،

00:25:53.010 --> 00:25:57.170
‫هراس‌انگیز، مورد انتظار،
‫وقاحت رنگ دیگری از وحشت.

00:25:59.570 --> 00:26:04.667
‫یه روز، یه فیلمبردار دوربینش
‫رو به جلوی یه لوکوموتیو وصل کرد

00:26:04.691 --> 00:26:07.650
‫تا باهاش وارد تونل بشه و چیزی رو
‫فیلمبرداری کنه که نشون داده نمیشه.

00:26:08.330 --> 00:26:10.707
‫دوربین واقعیت رو ثبت میکنه.

00:26:10.731 --> 00:26:13.610
‫اون معنا رو به ما برمیگردونه.

00:26:15.590 --> 00:26:19.110
‫بودلر قلب دنیای مدرن رو لمس کرد
‫و اون [قلب] ملالته.

00:26:21.090 --> 00:26:24.830
‫دستگاه برادران لومیر این دنیای
‫مدرن رو روی پرده انداخت.

00:26:26.270 --> 00:26:29.350
‫وقتی واقعیت روی پرده انداخته میشه، چی سرش میاد؟

00:26:30.130 --> 00:26:33.270
‫خب، اون [واقعیت] از معنا می‌درخشه.

00:26:35.073 --> 00:26:38.110
‫بالاخره، دنیا معنا میده.

00:26:40.177 --> 00:26:43.590
‫بالاخره، دنیا لبریز از معنا میشه.

00:26:47.491 --> 00:26:50.010
‫بالاخره، دنیا معنا پیدا می‌کنه.

00:26:54.298 --> 00:26:59.449
‫[ 4. درسهایم ]

00:27:08.660 --> 00:27:12.200
‫تو 14 سالگی، تنهایی با تراموا میرفتم لیل.

00:27:13.140 --> 00:27:14.900
‫خیلی به جسارتم افتخار میکردم.

00:27:15.980 --> 00:27:19.640
‫تصمیم گرفته بودم برای خرید بلیط سینما
‫سنم رو بیشتر نشون بدم.

00:27:39.510 --> 00:27:40.510
‫اعه، سلام.

00:27:40.670 --> 00:27:41.670
‫سلام.

00:27:42.530 --> 00:27:45.710
‫لطفا، یه بلیط برای " فریادها و نجواها " میخوام.

00:27:45.970 --> 00:27:47.050
‫تنهایی اومدی؟

00:27:47.436 --> 00:27:47.856
‫آره.

00:27:48.350 --> 00:27:49.870
‫چند سالته؟

00:27:51.430 --> 00:27:52.450
‫‏16 سالمه خانم.

00:27:53.630 --> 00:27:54.830
‫بیا، بده به من، میگیریمش.

00:27:55.530 --> 00:27:56.530
‫پول خرد ندارم.

00:27:56.910 --> 00:27:57.910
‫مهم نیست.

00:28:00.150 --> 00:28:01.150
‫ممنون.

00:28:02.770 --> 00:28:03.770
‫سالن سمت راست.

00:28:03.910 --> 00:28:05.010
‫راست.

00:28:05.674 --> 00:28:06.530
‫خیلی ممنون.

00:28:06.618 --> 00:28:07.790
‫خیلی حوصله ات سر میره.

00:28:08.805 --> 00:28:09.805
‫<i>بيا اينجا.</i>

00:28:13.744 --> 00:28:14.984
‫<i>توي آينه يه نگاهی به خودت بنداز</i>

00:28:16.670 --> 00:28:17.670
‫<i>تو زیبایی.</i>

00:28:18.550 --> 00:28:20.210
‫<i>شاید از زمان ما هم زیباتر.</i>

00:28:22.050 --> 00:28:23.230
‫<i>ولی تو تغییر کردی.</i>

00:28:24.450 --> 00:28:25.930
‫<i>ميخوام متوجه بشی که تغيير کردی</i>

00:28:27.650 --> 00:28:29.910
‫<i>نگاهت بريده و سريع شده
‫با گوشه چشم خودتو برانداز کن</i>

00:28:32.110 --> 00:28:33.914
‫<i>عادت کردی چشم هات باز و بی حالت باشه</i>

00:28:33.994 --> 00:28:36.541
‫<i>و رک و بی‌پرده نگاه کنی.</i>

00:28:36.847 --> 00:28:39.470
‫‏ "فریادها و نجواها" اولین برگمان من روی پرده بود.

00:28:42.675 --> 00:28:45.530
‫چهره زن ها مثل منظره ها بزرگ بودن.

00:28:53.930 --> 00:28:57.610
‫بالاخره از تصاویری که نگاه میکردم کوچیک‌تر بودم.

00:29:02.723 --> 00:29:05.236
‫<i>دليل اين چين خوردگی‌ها رو می دوني ؟</i>

00:29:05.461 --> 00:29:07.170
‫خونه ام رو پیدا کرده بودم.

00:29:07.350 --> 00:29:08.350
‫<i>سهل انگاري.</i>

00:29:19.100 --> 00:29:23.220
‫تو فیلم های چیمینو، منظره های
‫آمریکایی مثل چهره ها بزرگ بودن.

00:29:25.240 --> 00:29:26.937
‫ما کلیساها رو داشتیم.

00:29:26.961 --> 00:29:29.580
‫اونا " گرند کنیون " و "مونومنت ولی " رو داشتن.

00:29:29.834 --> 00:29:34.558
‫حیرت من جلوی نسخه ترمیم شده " شکارچی گوزن ".

00:29:34.753 --> 00:29:36.993
‫تو سال 2013 تو سالن گراند اکسیون.

00:29:38.180 --> 00:29:40.460
‫به نظر میومد دنیا از پرده سرریز شده.

00:29:47.864 --> 00:29:54.085
‫[ 5. یک وعده خفن و چشمگیر ]

00:30:00.360 --> 00:30:02.281
‫چون، از زمان آلیس گی،

00:30:02.343 --> 00:30:05.440
‫برای اولین بار، حرکت آب رو میشد نشون داد.

00:30:06.847 --> 00:30:12.441
‫چون برای اولین بار، جمعیت رو
‫میشد نشون داد که ما رو در بر می‌گیره.

00:30:14.740 --> 00:30:17.940
‫چون جمعیتی که ما هم جزوش هستیم،
‫حرکات آب رو داره.

00:30:19.055 --> 00:30:21.660
‫و بالاخره، ما روی پرده ظاهر شدیم.

00:30:22.337 --> 00:30:26.577
‫[ بازگشت به خانه - ژانگ ییمو ]
‫[ Coming Home - 2014 ]

00:30:48.180 --> 00:30:51.280
‫چون دوربین میدونه چطور برف رو ثبت کنه.

00:30:52.400 --> 00:30:55.140
‫اَبل گانس نبرد بناپارت جوان رو فیلمبرداری کرد.

00:30:57.922 --> 00:31:01.373
‫[ ناپلئون - اَبل گانس ]
‫[ Napoleon - 1927 ]

00:31:05.280 --> 00:31:08.280
‫چون سینما میدونست چطور برف رو ثبت کنه.

00:31:09.047 --> 00:31:14.121
‫ملویل گلوله برفی دارژلوس رو پرتاب میکرد
‫که درست به قلب پل میخورد.

00:31:14.553 --> 00:31:17.905
‫[ کودکان وحشتناک - ژان-پیر مِلویل ]
‫[ Les Enfants terribles - 1950 ]

00:31:18.690 --> 00:31:21.426
‫[ ایمنی آخر از همه!
‫- فِرِد سی. نیومِیِر. سَم تیلور ] [ Safety Last! -1923 ]

00:31:21.450 --> 00:31:23.910
‫چون سرگیجه رو میشه فیلمبرداری کرد.

00:31:25.023 --> 00:31:28.416
‫[ گزارش اقلیت -استیون اسپیلبرگ ]
‫[ Minority Report -2002 ]

00:31:39.040 --> 00:31:41.340
‫چون آب رو میشه فیلمبرداری کرد.

00:31:41.548 --> 00:31:45.234
‫[ کینگ کونگ - جان گیلرمن ]
‫[ King Kong - 1976 ]

00:31:48.810 --> 00:31:51.390
‫چون آتیش رو میشه فیلمبرداری کرد.

00:31:51.843 --> 00:31:55.518
‫[ جان سخت - جان مک‌تیرنان ]
‫[ Die Hard - 1988 ]

00:31:59.560 --> 00:32:01.900
‫چون هر حرکتی یه عمله.

00:32:11.350 --> 00:32:14.490
‫ما تونستیم سربازهای شکسپیر باشیم.

00:32:15.730 --> 00:32:19.290
‫اونا دیگه روی صحنه نبودن یا
‫تو یه قاب محصور نشده بودن.

00:32:19.930 --> 00:32:23.470
‫این ماییم که الان سربازهای شکسپیر هستیم.

00:32:23.771 --> 00:32:27.438
‫[ ناقوس‌های نیمه‌شب - اورسن ولز ]
‫[ Chimes at Midnight - 1965 ]

00:32:29.000 --> 00:32:33.420
‫این ماییم که شمشیر رو میچرخونیم، سوار اسب میشیم.

00:32:34.807 --> 00:32:38.459
‫[ آشوب - آکیرا کوروساوا ]
‫[ Ran - 1985 ]

00:32:41.740 --> 00:32:46.140
‫از این درخت به اون درخت پرواز میکنیم،
‫شمشیر در امتداد بازوهامون بود

00:32:46.704 --> 00:32:50.351
‫[ نشانی از ذن - کینگ هو ]
‫[ A Touch of Zen - 1971 ]

00:33:02.770 --> 00:33:05.490
‫ما تونستیم به بانک ها حمله کنیم.

00:33:11.463 --> 00:33:15.303
‫[ نقطهٔ شکست -کاترین بیگلو ]
‫[ Point Break -1991 ]

00:33:18.440 --> 00:33:20.120
‫یه قطار رو از ریل خارج کنیم.

00:33:23.540 --> 00:33:27.380
‫[ نبرد راه آهن - رنه کِلمان]
‫[ La bataille du rail - 1946 ]

00:33:35.593 --> 00:33:39.226
‫[ فقط فرشتگان بال دارند -هاوارد هاکس ]
‫[ Only Angels Have Wings - 1939 ]

00:33:39.900 --> 00:33:41.320
‫هواپیماها رو هدایت کنیم.

00:33:49.313 --> 00:33:53.326
‫[ صخره نورد - رنی هارلین ]
‫[ Cliffhanger -1993 ]

00:34:05.037 --> 00:34:08.033
‫سلاح های دفاعی، سپرهای ماهرانه رو به دست بگیریم.

00:34:08.160 --> 00:34:09.787
‫[ بیگانه‌ها - جیمز کامرون ]
‫[ Aliens - 1986 ]

00:34:09.930 --> 00:34:15.531
‫چون سینما به جای نگاه ما، دنیایی رو
‫قرار میده که با خواسته‌هامون سازگاره.

00:34:16.130 --> 00:34:18.790
‫ما به بت های خرطوم دار سلام کردیم.

00:34:18.910 --> 00:34:21.890
‫تخت هایی که با جواهرات درخشان تزئین شده بودن.

00:34:22.563 --> 00:34:28.703
‫کاخ های پر نقش و نگاری که شکوه افسانه ایشون
‫برای بانکدارای شما یه رویای ویرانگر بود.

00:34:29.150 --> 00:34:32.310
‫لباس‌هایی که برای چشم‌ها یه مستی بودن.

00:34:32.470 --> 00:34:35.670
‫زن هایی که دندون ها و ناخونهاشون رنگ شده.

00:34:35.870 --> 00:34:39.440
‫و شعبده بازهای ماهری که مار نوازششون میکنه،
‫دوباره و دوبازه.

00:34:39.554 --> 00:34:40.954
‫[ رود - ژان رنوار ]
‫[ Le Fleuve - 1951 ]

00:34:41.050 --> 00:34:42.352
‫ای مغزهای بچه‌گونه!

00:34:43.930 --> 00:34:47.750
‫پرده، دنیا رو به عنوان یه نمایش به ما هدیه داد.

00:34:47.968 --> 00:34:51.168
‫[ تیر شکسته - جان وو ]
‫[ Broken Arrow - 1996 ]

00:34:55.178 --> 00:34:58.431
‫[ نابودگر 2: روز داوری - جیمز کامرون ]
‫[ Terminator 2: Judgment Day - 1991 ]

00:35:22.520 --> 00:35:25.920
‫این برای پل ددالوسه یا ما -... اوم... ببخشید آقا.

00:35:26.222 --> 00:35:26.920
‫ببخشید.

00:35:27.160 --> 00:35:29.117
‫میشه من... میشه برم؟

00:35:29.141 --> 00:35:30.141
‫برای سینما تِکه.

00:35:30.520 --> 00:35:31.520
‫برو ددالوس.

00:35:31.620 --> 00:35:32.620
‫خیلی ممنون.

00:36:08.313 --> 00:36:09.313
‫ممنون.

00:36:11.100 --> 00:36:12.197
‫خوبی؟

00:36:12.221 --> 00:36:13.221
‫آره.

00:36:13.940 --> 00:36:14.940
‫ممنون.

00:36:17.952 --> 00:36:19.885
‫FRANCOFILMS@

00:36:23.647 --> 00:36:24.647
‫خیلی ممنون.

00:36:52.940 --> 00:36:54.200
‫موفقیت آمیز نبود، ها؟

00:36:54.400 --> 00:36:55.440
‫تقریبا هیچکی نیست.

00:36:55.800 --> 00:36:57.640
‫دلیل نمیشه فیلم بد باشه.

00:36:58.000 --> 00:36:59.897
‫ولی تو از کجا یه همچین فیلمی پیدا کردی آخه؟

00:36:59.921 --> 00:37:01.517
‫فیلم وحشتناکه؟ اسم فیلمت چیه؟

00:37:01.541 --> 00:37:03.993
‫- دسته گل های کوچیک؟
‫- گل های مینای کوچیک رو پوستر نوشته.

00:37:04.080 --> 00:37:05.160
‫اسمش وحشتناکه.

00:37:05.695 --> 00:37:07.140
‫تو عاشق فیلم های بلغاری هستی.

00:37:07.417 --> 00:37:08.656
‫به زودی فیلم شروع میشه.

00:37:08.680 --> 00:37:09.560
‫- ممنون.
‫- سلام. سلام.

00:37:09.622 --> 00:37:10.888
‫این یه فیلم چکیه.

00:37:10.940 --> 00:37:11.940
‫فرقی نمیکنه.

00:37:12.132 --> 00:37:13.980
‫فیلم رو از کجا پیداش کردی؟

00:37:14.236 --> 00:37:15.640
‫تو " سادول " پیدا کردم.

00:37:15.793 --> 00:37:16.973
‫سادول چیه؟

00:37:17.520 --> 00:37:20.319
‫یه... یه کتابه.

00:37:20.640 --> 00:37:21.800
‫کتاب بابامه.

00:37:21.860 --> 00:37:23.790
‫یه جورایی، اگه بخوای، یه تاریخچه از سینماست

00:37:23.814 --> 00:37:27.020
‫یه کم، با عکس ها، توضیحات و اینا. فیلم های مهم.

00:37:27.301 --> 00:37:28.900
‫ای وای، بیچاره. بهت کمک میکنم.

00:37:29.116 --> 00:37:31.680
‫خب، بچه ها، فیلم 10 دقیقه دیگه شروع میشه.

00:37:31.744 --> 00:37:32.500
‫زود باشید.

00:37:32.600 --> 00:37:34.840
‫این یه فیلم روسی یا بلغاریه یا... این یه فیلم چکیه.

00:37:35.060 --> 00:37:35.820
‫این یه فیلم چکیه.

00:37:35.920 --> 00:37:37.600
‫اسم فیلم هست... گل های مینای کوچک.

00:37:37.840 --> 00:37:39.276
‫این فیلم ها رو خیلی دوست خواهی داشت.

00:37:39.300 --> 00:37:41.196
‫تو هیچوقت تو تلویزیون نمیبینیش، پس ازش لذت ببر.

00:37:41.220 --> 00:37:43.980
‫و مخصوصا، وقتی زندگی رو دوست داریم،
‫میریم سینما.

00:37:44.560 --> 00:37:46.233
‫این، احمقانه ترین جمله ایه که تا حالا شنیدم.

00:37:46.257 --> 00:37:47.433
‫چرا؟ تو زندگی رو دوست نداری؟

00:37:47.480 --> 00:37:49.360
‫نمیدونم. یه کم بهش مشکوکم.

00:37:49.960 --> 00:37:51.276
‫کتاب ها یا فیلم ها رو ترجیح میدم.

00:37:51.300 --> 00:37:52.357
‫تو خیلی رو مخی، دوست من.

00:37:52.381 --> 00:37:55.240
‫میدونم که رو مخم، هم نوع من، برادر من.

00:37:55.736 --> 00:37:58.702
‫[ بابونه‌ها -  و‌را خیتیلووا ]
‫[ Daisies - 1966 ]

00:37:59.220 --> 00:38:00.220
‫ممنون.

00:38:00.760 --> 00:38:02.700
‫ببخشید، پس من میخوام فیلم رو بهتون معرفی کنم.

00:38:02.840 --> 00:38:05.840
‫من ندیدمش، ولی سعی میکنم چیزایی که
‫در موردش میدونم رو براتون تعریف کنم.

00:38:06.120 --> 00:38:07.820
‫خب، اسمش هست... ممنون.

00:38:08.160 --> 00:38:09.616
‫اسمش هست گل های مینای کوچک.

00:38:09.640 --> 00:38:11.760
‫تو سال 1966 توسط ورا " خیتیلووا " ساخته شده.

00:38:12.040 --> 00:38:13.640
‫پس یه کارگردان چِکیه.

00:38:14.061 --> 00:38:16.480
‫ورا خیتیلووا یه مدرسه فیلم تو پراگ رفته.

00:38:16.540 --> 00:38:18.976
‫یه داستان کوچیک بگم، اونجا، فیلم
‫" سایه‌ها " ی جان کاساوتیس رو دید.

00:38:19.000 --> 00:38:21.800
‫یه فیلم نسبتا مهم تو ایالات متحده است که منم ندیدم.

00:38:22.900 --> 00:38:23.900
‫ولی خب.

00:38:24.000 --> 00:38:27.380
‫تو این فیلمه که یه جور میل به آزادی رو کشف می‌کنه.

00:38:27.405 --> 00:38:29.796
‫یه عالمه فرم و رنگ جدید اختراع میکنه.
‫کلاً واقع‌گرایی رو رد میکنه.

00:38:29.820 --> 00:38:31.180
‫امیدوارم اینو رو پرده ببینیم.

00:38:31.349 --> 00:38:33.400
‫فیلم رو سانسورچی‌ها ممنوع میکنن.

00:38:33.583 --> 00:38:37.280
‫عدش هم که، خب، دو سال بعدش، بهار پراگه دیگه.

00:38:38.240 --> 00:38:39.800
‫تانک های روسی شهر رو اشغال میکنن.

00:38:40.080 --> 00:38:41.860
‫خیلی از هنرمندا فرار میکنن.

00:38:41.920 --> 00:38:44.081
‫بقیه رو میندازن زندان. بعضی‌ها هم شکنجه میشن.

00:38:44.340 --> 00:38:47.480
‫بعدش هم که، خب، دیگه... قیام رو سرکوب می‌کنن.

00:38:50.086 --> 00:38:51.526
‫همین دیگه. نمایش خوبی داشته باشید.

00:39:04.330 --> 00:39:05.375
‫کمک میخوای؟

00:39:05.931 --> 00:39:07.410
‫نه ممنون، خوبم، تموم شد.

00:39:27.540 --> 00:39:29.400
‫نمیخوای بری فیلم رو اونجا ببینی؟

00:39:30.148 --> 00:39:31.726
‫نه ممنون، میخوام پیش تو بمونم.

00:39:36.367 --> 00:39:37.940
‫خب، بیا اینجا، از اینجا میتونی ببینی.

00:39:49.210 --> 00:39:50.210
‫خوبه.

00:40:13.097 --> 00:40:17.877
‫[ 6. حقیر شده‌ها و رنجیده‌ها ]

00:40:21.461 --> 00:40:24.661
‫[ همین حالا گل لاغر پر میکشد - پُل مِیِر ]
‫[ Déjà s'envole la fleur maigre - 1960 ]

00:40:26.980 --> 00:40:28.500
‫تحقیر شده ها و رنجیده ها.

00:40:34.110 --> 00:40:37.280
‫چون این سرنوشت دوست داشته نشده‌هاست
‫که ما توش شریک بودیم.

00:40:38.496 --> 00:40:40.040
‫و این رو یه قول میدونم.

00:40:40.132 --> 00:40:44.300
‫که سینما اول برای بی چیزها و بچه ها اختراع شد.

00:40:44.920 --> 00:40:46.420
‫برای کسایی که نمیتونن بخونن.

00:40:53.280 --> 00:40:55.700
‫من روسپی فیلم اروپا 51 رو یادمه.

00:40:56.460 --> 00:40:57.860
‫وقتی خون سرفه میکرد.

00:40:58.236 --> 00:41:01.336
‫[ اروپا 51 - روبرتو روسلینی ]
‫[ Europe '51 - 1952 ]

00:41:04.910 --> 00:41:07.670
‫من موشت رو یادمه، که از خوندن امتناع میکرد.

00:41:08.032 --> 00:41:11.619
‫[ موشت - روبر ِبِرسون ] [ Mouchette - 1967 ]

00:41:20.941 --> 00:41:23.230
‫چطور دنبال یه تخت بگردیم تا از خیابون دوری کنیم.

00:41:24.787 --> 00:41:28.180
‫[ سفر به سوی روشنایی - استوارت هیسلر ]
‫[ Journey into Light - 1951 ]

00:41:29.870 --> 00:41:32.450
‫فیلم ها مدام از شکست خورده ها استقبال کردن.

00:41:33.679 --> 00:41:38.559
‫[ سفرهای سالیوان - پرستون اِسترجِس ]
‫[ Sullivan's Travels - 1941 ]

00:41:51.220 --> 00:41:55.198
‫[ قول یولا - دیوید وارک گریفیث ]
‫[ Iola's Promise - 1912 ]

00:41:55.861 --> 00:41:59.173
‫از زمان گریفیث، یه اشتباه هست که مدام منو آزار میده

00:41:59.920 --> 00:42:01.640
‫چهره نادیده گرفته شده سرخپوست.

00:42:01.879 --> 00:42:06.965
‫[ پاییز شاین - جان فورد ]
‫[ Cheyenne Autumn - 1964 ]

00:42:14.510 --> 00:42:17.730
‫ما فقط میتونیم واقعا کسی رو
‫فیلمبرداری کنیم که میشناسیمش.

00:42:19.590 --> 00:42:20.590
‫شناختن.

00:42:39.870 --> 00:42:41.967
‫تو فیلم "پاییز شاین" ، این وظیفه فورد بود.

00:42:41.991 --> 00:42:44.150
‫شناختن چهره شکست خورده ها.

00:42:44.230 --> 00:42:46.490
‫ایستادن جلوی دوربینش.

00:42:49.110 --> 00:42:51.010
‫فورد بالاخره تو نور کامل فیلمبرداری میکرد.

00:42:51.230 --> 00:42:53.570
‫یه قوم، که تو سایه محصور شده بودن.

00:43:04.428 --> 00:43:08.788
‫[ نبعیدی‌ها - کنت مکِنزی ]
‫[ The Exiles - 1961 ]

00:43:08.940 --> 00:43:11.560
‫من زیاد یادم نمیاد وقتی بچه بودم.

00:43:12.180 --> 00:43:13.480
‫بعد از اینکه مادرم مُرد.

00:43:14.020 --> 00:43:15.020
‫یا حتی قبلش.

00:43:15.920 --> 00:43:19.080
‫برای همینه که خوشحالم رفتم لس آنجلس.

00:43:22.040 --> 00:43:25.140
‫تمام عمرم، میخواستم تو کلیسا ازدواج کنم.

00:43:25.540 --> 00:43:27.560
‫میخواستم لباس عروسی بپوشم.

00:43:29.140 --> 00:43:30.780
‫آدمای زیادی نبودن.

00:43:30.980 --> 00:43:33.440
‫ولی میخواستم تو کلیسا ازدواج کنم.

00:43:33.660 --> 00:43:34.660
‫و متبرک بشم.

00:43:43.340 --> 00:43:44.340
‫بچه چطوره؟

00:43:44.560 --> 00:43:45.900
‫میخوای بچه رو حس کنی؟

00:43:47.649 --> 00:43:48.900
‫اینجا میتونی حسش کنی.

00:43:49.620 --> 00:43:50.620
‫تکون میخوره.

00:43:51.800 --> 00:43:52.800
‫داره لگد میزنه.

00:43:53.380 --> 00:43:54.380
‫داره میپره بالا.

00:43:55.244 --> 00:43:57.480
‫من میستی آپهام رو میشناختم.

00:43:57.820 --> 00:43:59.760
‫مرگش یه غم بی پایان بود.

00:44:00.702 --> 00:44:03.300
‫میستی تو کالیسپل، مونتانا به دنیا اومد.

00:44:03.980 --> 00:44:05.140
‫اون " بلک فیت " بود.

00:44:05.298 --> 00:44:08.224
‫[ رودخانه یخ‌زده - کورتنی هانت ]
‫[ Frozen River - 2008 ]

00:44:08.380 --> 00:44:11.320
‫شبی که خبر مرگش رو شنیدم،
‫داشتم به مریلین مونرو فکر میکردم.

00:44:12.840 --> 00:44:16.377
‫مطمئنا بخاطر اینکه تو وجود هر دو بازیگر،

00:44:16.401 --> 00:44:18.940
‫حس تراژدی و زخم های بازشون
‫تونسته بودن به موهبت تبدیل بشن.

00:44:20.521 --> 00:44:24.480
‫شادی، رنج، معصومیت، وحشیگری درهم آمیخته.

00:44:25.919 --> 00:44:27.376
‫هر لرزششون.

00:44:27.400 --> 00:44:29.360
‫<i>من مجبور نيستم نگران اينجور چيزها باشم،
‫شوهرم مرده</i>

00:44:30.080 --> 00:44:31.527
‫<i>وقتي داشت فرار مي‌كرد تو رودخونه غرق شد</i>

00:44:31.551 --> 00:44:33.900
‫تو رودخانه یخ‌زده، یه ویژگی منو خیره کرد.

00:44:34.184 --> 00:44:36.860
‫لیلا، با وجود نابینایی، مثل صخره محکم بود.

00:44:37.320 --> 00:44:38.320
‫<i>اين يه " تی " هستش.</i>

00:44:39.043 --> 00:44:40.778
‫کوریش ازش محافظت کرد.

00:44:40.819 --> 00:44:43.981
‫چون بعضی وقتا باید چشمتو ببندی
‫به روی این همه کثافت‌کاری تو دنیا.

00:45:00.322 --> 00:45:03.890
‫لیلا با یه عینک یهویی شفا پیدا کرد،
‫ولی از ناتوانی می‌لرزید.

00:45:05.150 --> 00:45:08.070
‫تبدیل کردن ترس هامون به هنر کار سختیه.

00:45:09.682 --> 00:45:12.952
‫و آسیب‌پذیری میستی، که در یک منطقه
‫حفاظت‌شده سرخپوستی به دنیا اومده،

00:45:13.358 --> 00:45:15.442
‫یک پیروزی سرخپوستی بود.

00:45:16.150 --> 00:45:18.291
‫وقتی دیگه هیچی نداری، جز غرور

00:45:18.315 --> 00:45:21.271
‫و اطمینان از اینکه یک بازیگر بزرگ هستی.

00:45:22.398 --> 00:45:25.050
‫میستی اون بچگی‌ای که نداشت رو به ما هدیه می‌داد.

00:45:25.322 --> 00:45:26.910
‫می‌گفتم، مرلین.

00:45:29.630 --> 00:45:34.110
‫برای سرودن مرگ میستی آپهام، به یک
‫رباعی از " امیلی دیکنسون " نیاز داریم.

00:45:34.970 --> 00:45:38.451
‫"اگه من زنده نبودم وقتی سینه‌سرخ‌ها میان"

00:45:38.475 --> 00:45:42.490
‫"به اون یکی که شال گردن قرمز داره
‫یه خرده نون یادگاری بدین"

00:45:45.780 --> 00:45:48.980
‫خیلی سخته پیدا کردن اون خرده "یادگاری".

00:45:50.640 --> 00:45:53.232
‫ای کاش میستی خوابیده بود،

00:45:53.342 --> 00:45:55.734
‫ای کاش فردا بیدار میشد، و ما با هم بازی میکردیم.

00:46:01.365 --> 00:46:05.061
‫[ 7. عشقها ]

00:46:06.190 --> 00:46:07.830
‫<i>اون، ولی من، نمیدونم چیکار کنم.</i>

00:46:08.130 --> 00:46:09.270
‫<i>من ولش نمیکنم.</i>

00:46:17.820 --> 00:46:20.467
‫پگی سو... پگی سو

00:46:20.627 --> 00:46:22.622
‫ما هیچوقت برنگشتیم.

00:46:22.669 --> 00:46:24.591
‫- اینجا، تموم شد.
‫- فردا برمیگردیم.

00:46:24.702 --> 00:46:25.702
‫صبر کن.

00:46:25.767 --> 00:46:26.767
‫ببخشید.

00:46:26.829 --> 00:46:27.829
‫معذرت میخوام.

00:46:28.889 --> 00:46:29.889
‫این پاوله.

00:46:29.999 --> 00:46:31.850
‫فکر کنم این همون پسره تو مهمونیه.

00:46:32.990 --> 00:46:33.750
‫اونه، درسته؟

00:46:33.944 --> 00:46:35.738
‫آره، اونه. ولی بیا، مزاحمش نشیم.

00:46:35.772 --> 00:46:36.910
‫اون ما رو راه میده.

00:46:36.950 --> 00:46:38.579
‫- بهتره بریم خونه تو.
‫- بهتره بریم ببینیمش.

00:46:38.603 --> 00:46:39.603
‫نه.

00:46:40.450 --> 00:46:41.450
‫چرا، صبر کن.

00:46:41.490 --> 00:46:42.846
‫ببخشید. ما یه نفر رو میشناسیم، در واقع.

00:46:42.870 --> 00:46:43.870
‫اون یه نفر رو میشناسه.

00:46:43.936 --> 00:46:44.610
‫آره، باشه.

00:46:44.710 --> 00:46:45.990
‫ولی ما یه نفر رو میشناسیم.

00:46:46.050 --> 00:46:47.050
‫اوه، ببخشید، خانم.

00:46:49.870 --> 00:46:52.850
‫آیا سینما یه مکان مخفیه یا عمومیه؟

00:46:53.297 --> 00:46:55.108
‫در هر صورت، یه جای اروتیکه.

00:46:55.188 --> 00:46:57.190
‫پاول، منو میشناسی؟

00:46:57.630 --> 00:46:58.490
‫اسمم والریه.

00:46:58.610 --> 00:46:59.533
‫من دوست سیلویا هستم.

00:46:59.600 --> 00:47:01.850
‫- والری.
‫- آره، ما تو مهمونی همدیگه رو دیدیم.

00:47:01.950 --> 00:47:04.318
‫یه نمایش از کوپولا رو یادمه که اونجا،

00:47:04.358 --> 00:47:06.950
‫با خجالت زیاد، دو تا زن جوون رو تو صف دیدم.

00:47:07.103 --> 00:47:08.103
‫من میشناختمشون.

00:47:08.335 --> 00:47:10.542
‫من یه رابطه غیرممکن با یکی از اونا داشتم.

00:47:10.622 --> 00:47:11.863
‫رد شدن از صف بی‌ادبیه.

00:47:11.970 --> 00:47:13.494
‫عیب نداره، ما پاول رو می‌شناسیمش.

00:47:13.654 --> 00:47:14.270
‫سلام.

00:47:14.363 --> 00:47:14.910
‫سلام.

00:47:14.971 --> 00:47:15.824
‫مزاحم نیستیم آقا؟

00:47:15.877 --> 00:47:17.091
‫نه، اصلا.

00:47:17.149 --> 00:47:18.009
‫خوبی؟

00:47:18.090 --> 00:47:19.090
‫آره.

00:47:20.426 --> 00:47:21.262
‫ناتان میاد؟

00:47:21.364 --> 00:47:23.364
‫نه، داشت کار میکرد.

00:47:23.575 --> 00:47:24.475
‫آره، درسته.

00:47:24.508 --> 00:47:25.508
‫پس بریم.

00:47:25.655 --> 00:47:26.655
‫خب آره.

00:47:34.218 --> 00:47:36.377
‫واقعا از دیدنت خیلی خوشحالم.

00:47:36.478 --> 00:47:37.478
‫منم همینطور.

00:47:37.585 --> 00:47:38.865
‫آره، ما با دخترا اومدیم بیرون.

00:47:39.285 --> 00:47:40.325
‫اومدیم مخ بزنیم.

00:47:40.385 --> 00:47:41.385
‫آه، خفه شو.

00:47:43.005 --> 00:47:44.342
‫پس، میری فیلم کوپولا رو ببینی؟

00:47:44.366 --> 00:47:45.366
‫دوباره دارم میبینمش.

00:47:45.525 --> 00:47:47.082
‫آه، پس تو قبلا فیلم رو دیدی؟

00:47:47.106 --> 00:47:49.430
‫- آه آره، دیروز.
‫- و چرا دوباره میری؟

00:47:49.610 --> 00:47:51.879
‫خب، فیلم‌هایی که برام مهم
‫هستن رو دوست دارم چند بار ببینم.

00:47:51.903 --> 00:47:53.156
‫- چند بار؟
‫- نمیدونم.

00:47:53.596 --> 00:47:54.816
‫- سه بار.
‫- سه بار؟

00:47:55.091 --> 00:47:55.951
‫ولی چرا؟

00:47:55.998 --> 00:47:57.990
‫خب، بار اول برای کشف کردنه.

00:47:58.510 --> 00:47:59.950
‫بار دوم... سه بار، برای تحسین کردنه.

00:48:00.015 --> 00:48:01.390
‫و بعدش، برای یادگیریه.

00:48:05.590 --> 00:48:06.590
‫خب، شما میاین؟

00:48:07.030 --> 00:48:09.466
‫تو با ما میای؟ ما وسط، ردیف سوم میشینیم.

00:48:09.490 --> 00:48:11.306
‫آه نه، من نمیتونم فیلم ها رو وسط سالن ببینم.

00:48:11.330 --> 00:48:13.890
‫من میرم کنار، ردیف هفتم، صندلی دوم.

00:48:14.185 --> 00:48:14.930
‫بعدا میبینمت.

00:48:15.182 --> 00:48:16.182
‫بعدا میبینمت.

00:48:18.510 --> 00:48:19.510
‫ببخشید.

00:48:26.269 --> 00:48:28.149
‫(داره بهت نگاه می‌کنه.) (-ول کن.)

00:48:28.516 --> 00:48:29.862
‫(-خیلی خوشگله.)

00:48:30.313 --> 00:48:31.313
‫(خیلی رو مخی.)

00:48:31.380 --> 00:48:32.380
‫سلام.

00:48:32.900 --> 00:48:33.900
‫خوبی؟

00:48:34.113 --> 00:48:36.100
‫- خب، اون میدونه؟.
‫- چی رو؟.

00:48:38.100 --> 00:48:39.269
‫واقعا داره درس می‌خونه؟

00:48:39.321 --> 00:48:40.321
‫آره دیگه.

00:48:41.321 --> 00:48:43.201
‫و بعد، تو میدونستی که پاول قراره بیاد؟

00:48:43.290 --> 00:48:44.290
‫خب نه.

00:48:44.340 --> 00:48:45.380
‫من چیکار کردم؟

00:49:03.819 --> 00:49:06.159
‫- خب؟
‫- خوشتون اومد؟

00:49:06.640 --> 00:49:07.640
‫عاشقش شدم.

00:49:07.733 --> 00:49:08.773
‫تو، خوشت اومد؟

00:49:10.042 --> 00:49:12.340
‫حالا، وقتی دوباره میبینمش، اشکم درمیاد.

00:49:12.500 --> 00:49:13.780
‫من هیچوقت تو سینما گریه نمیکنم.

00:49:14.180 --> 00:49:15.380
‫به نظرم کاملا احمقانه است.

00:49:15.549 --> 00:49:16.800
‫من، بعضی وقتا گریه میکنم.

00:49:16.933 --> 00:49:18.373
‫در هر صورت، فیلم رو خیلی دوست داشتم.

00:49:19.216 --> 00:49:21.276
‫هی، خودتو بپوشون. نگاه کن.

00:49:21.891 --> 00:49:22.915
‫خیس آب شدی! ببین.

00:49:23.050 --> 00:49:25.128
‫نگاه کن. از سرما میمیره.

00:49:25.810 --> 00:49:28.170
‫و نمیخواین بریم یه قهوه بخوریم، هر سه تامون؟

00:49:28.503 --> 00:49:29.503
‫نه.

00:49:30.023 --> 00:49:31.023
‫من باید برم.

00:49:32.163 --> 00:49:32.848
‫خداحافظ.

00:49:33.056 --> 00:49:34.056
‫خداحافظ.

00:49:34.142 --> 00:49:35.842
‫فردا دوباره میبینمت؟

00:49:47.560 --> 00:49:48.560
‫خوبه.

00:49:48.740 --> 00:49:49.740
‫خوبه.

00:49:50.001 --> 00:49:51.745
‫- میخوای بریم یه نوشیدنی بخوریم؟
‫- بستگی داره.

00:49:51.769 --> 00:49:54.453
‫- اگه یه جایی رو میشناسی، دنبالت میام.
‫- آره، یه جایی رو میشناسم.

00:49:56.060 --> 00:49:58.353
‫بعد از نمایش، من یه ماجرای

00:49:58.377 --> 00:50:01.201
‫به همون اندازه غیرممکن با دومین زن جوون داشتم.

00:50:04.619 --> 00:50:07.899
‫پس اینطوری، تو عاشق فرانسیس فورد کوپولا هستی؟

00:50:08.619 --> 00:50:09.191
‫آره.

00:50:09.367 --> 00:50:10.567
‫آره، تحسینش می‌کنم.

00:50:12.174 --> 00:50:13.807
‫اون کسیه که برای من خیلی مهمه.

00:50:13.901 --> 00:50:14.901
‫اوه.

00:50:17.034 --> 00:50:18.379
‫پس تو یه آدم پرشوری هستی؟

00:50:18.649 --> 00:50:19.769
‫- اوه... آره.
‫- آره.

00:50:20.081 --> 00:50:21.761
‫یه کم... یه کم آره، فکر کنم.

00:50:25.794 --> 00:50:26.564
‫آه، صبر کن.

00:50:26.734 --> 00:50:28.179
‫فکر کنم... یه چیزی ریخته، نگاه کن.

00:50:28.421 --> 00:50:29.421
‫آره، صبر کن. تکون نخور.

00:50:29.634 --> 00:50:30.514
‫صبر کن، من اینو میفرستم.

00:50:30.594 --> 00:50:32.561
‫تو دستمال پارچه ای داری، ها.

00:50:33.661 --> 00:50:34.812
‫شبیه پیرمردا شدم؟

00:50:34.902 --> 00:50:36.621
‫- قدیمی شده؟ دهاتیه؟
‫- نه.

00:50:36.821 --> 00:50:37.821
‫خیلی دوست داشتنیه.

00:50:43.394 --> 00:50:44.854
‫دیگه بریم.

00:50:51.081 --> 00:50:52.218
‫چیکار کنیم؟

00:50:52.242 --> 00:50:53.281
‫چیکار چی؟

00:50:53.784 --> 00:50:55.201
‫من هیچوقت اول نبوسیدم.

00:50:56.161 --> 00:50:57.701
‫منم همینطور. هیچوقت.

00:50:58.000 --> 00:50:59.000
‫هیچوقت؟

00:50:59.839 --> 00:51:01.439
‫همیشه دخترا هستن که قدم اول رو برمیدارن.

00:51:01.481 --> 00:51:02.277
‫و این یه قانونه.

00:51:02.330 --> 00:51:04.561
‫هیچوقت قدم اول رو برندار. من خیلی خجالتیم.

00:51:04.624 --> 00:51:06.101
‫- خب پس ما گیر افتادیم.
‫- آره.

00:51:06.361 --> 00:51:08.241
‫ولی میتونیم سنگ کاغذ قیچی بازی کنیم.

00:51:08.641 --> 00:51:09.438
‫اون چیه؟

00:51:09.462 --> 00:51:10.601
‫یه سنگ کاغذ قیچی.

00:51:10.960 --> 00:51:11.601
‫آره.

00:51:11.821 --> 00:51:13.518
‫و کسی که ببازه سعی میکنه اون یکی رو ببوسه.

00:51:13.542 --> 00:51:15.461
‫رادو پاراتو، این قانون مطلقه.

00:51:15.541 --> 00:51:16.402
‫ما به قانون احترام میذاریم.

00:51:16.521 --> 00:51:19.401
‫- باشه، ولی تو میبازی.
‫- آره، خودت رو نشون بده، خودت رو نشون بده.

00:51:24.800 --> 00:51:26.800
‫- سنگ.
‫- کاغذ-قیچی.

00:51:27.145 --> 00:51:28.699
‫سنگ. کاغذ، قیچی.

00:51:30.144 --> 00:51:31.664
‫فکر کنم باید یکم جسارت به خرج بدی.

00:51:35.805 --> 00:51:36.845
‫سیلویا ازت خوشش میاد.

00:51:37.445 --> 00:51:38.725
‫من نمیتونم اینو بهت بگم.

00:51:39.785 --> 00:51:40.785
‫نمیدونم.

00:51:43.375 --> 00:51:44.415
‫اون خیلی آزاد نیست.

00:51:46.735 --> 00:51:48.415
‫تو هم خیلی آزاد نیستی.

00:51:48.548 --> 00:51:49.548
‫این که قطعیه.

00:51:50.555 --> 00:51:51.555
‫ولی من اخلاق تندی دارم.

00:52:17.832 --> 00:52:21.268
‫[ در یک شب اتفاق افتاد - فرانک کاپرا ]
‫[It Happened One Night - 1934 ]

00:52:22.711 --> 00:52:25.524
‫اینجوری شب آروم‌تری خواهیم داشت، فکر کنم.

00:52:26.165 --> 00:52:27.165
‫این؟

00:52:29.885 --> 00:52:31.661
‫موقع استراحت دوست دارم حريم خودم رو داشته باشم.

00:52:31.685 --> 00:52:34.826
‫آره، توي مسائل احترام خيلي حساسم
‫چشم‌هاي فضول اذيتم مي‌کنن

00:52:37.885 --> 00:52:39.200
‫به ديوارهاي "اريحا" بنگر.

00:52:40.165 --> 00:52:43.424
‫شايد به اون ضخامتي نباشن که "يوشع" نبی
‫با شيپورش اون‌ها رو فرو ريخت

00:52:43.610 --> 00:52:44.810
‫ولی خیلی امن‌تر.

00:52:44.919 --> 00:52:46.328
‫مي‌بيني که،

00:52:46.352 --> 00:52:47.720
‫شيپوری هم ندارم.

00:52:48.705 --> 00:52:50.623
‫حالا برای اين‌که نیّت پاکم رو بهت نشون بدم

00:52:51.038 --> 00:52:53.324
‫بهترین پیژامه‌‌ام رو بهتون میدم.

00:52:55.313 --> 00:52:57.326
‫دوست نداری به قوم بنی‌اسرائيل بپيوندی؟

00:52:58.808 --> 00:53:00.404
‫نمی‌خوای بپیوندی؟

00:53:00.848 --> 00:53:03.949
‫کلارک گیبل پتو رو مثل یه دیوار بینشون کشید،

00:53:03.973 --> 00:53:06.925
‫و کلودت کولبرت به زودی به
‫اردوگاه اسرائیلی ها ملحق میشه.

00:53:07.685 --> 00:53:09.657
‫بلافاصله، پتو تبدیل به دیواری میشه...،

00:53:09.717 --> 00:53:13.206
‫که ما یه اتحاد مطلوب رو روی اون به تصویر میکشیم

00:53:15.644 --> 00:53:17.399
‫پس کی یوشع شیپور رو می‌زنه،

00:53:17.487 --> 00:53:20.772
‫که دیوارهای اریحا فرو بریزن؟

00:53:23.625 --> 00:53:24.625
‫شما کی هستید؟

00:53:26.380 --> 00:53:27.380
‫من کی هستم؟

00:53:28.257 --> 00:53:31.145
‫من بلبلی هستم که تو شب زاری می‌کنه.

00:53:33.962 --> 00:53:35.465
‫و اریحا تسلیم شد.

00:53:35.870 --> 00:53:38.005
‫شما یه اسم دارید، درسته؟

00:53:38.119 --> 00:53:39.445
‫<i>آره، من یه اسم دارم.</i>

00:53:39.965 --> 00:53:40.965
‫<i>پیتر وارن.</i>

00:53:41.411 --> 00:53:42.411
‫<i>پیتر وارن!</i>

00:53:42.485 --> 00:53:46.685
‫صبح، جولیا رابرتز و هیو گرانت تو یه
‫تخت با ملحفه های سفید از خواب بیدار میشن.

00:53:47.116 --> 00:53:51.110
‫[ ناتینگ هیل - راجر میشل ]
‫[ Notting Hill - 1999 ]

00:53:53.225 --> 00:53:56.905
‫چرا مردا اینقدر به برهنگی و سینه‌ها خیره میشن؟

00:53:57.905 --> 00:54:00.065
‫چرا اینقدر به این موضوع علاقه مندید؟

00:54:01.945 --> 00:54:03.465
‫اونا فقط سینه‌ان.

00:54:03.839 --> 00:54:06.898
‫به هر حال، نیمی از بشریت اون رو دارند.

00:54:11.903 --> 00:54:14.177
‫به زودی ویلیام تاکر به آرامی برای
‫دیدن زیر ملحفه ای که

00:54:14.224 --> 00:54:17.423
‫برهنگی آنا اسکات رو از ما پنهان میکنه، میره.

00:54:17.770 --> 00:54:20.981
‫کی تا حالا لختِ جولیا رابرتز رو دیده؟

00:54:21.521 --> 00:54:23.773
‫هیو گرانت با یه حرکت کوچیک، ملافه رو بلند می‌کنه.

00:54:23.833 --> 00:54:28.270
‫به اندازه کافی بالا میبره. سرش رو رد میکنه و میبینه.

00:54:30.481 --> 00:54:34.741
‫هیو گرانت ناگهان تبدیل به مردی
‫میشه که مقدسات جولیا رابرتز رو دیده.

00:54:35.981 --> 00:54:37.341
‫ما که هیچی ندیدیم.

00:54:37.662 --> 00:54:40.032
‫ولی ملافه‌ها پرده‌ای هستن که ما روش

00:54:40.056 --> 00:54:43.322
‫سینه‌ای که ازمون دریغ شده رو به تصویر می‌کشیم.

00:54:44.321 --> 00:54:48.601
‫چون صفحه نمایش آشکار میکنه و
‫ملحفه های سفید استعاره ای از اون هستن.

00:54:49.781 --> 00:54:53.221
‫روی صفحه نمایش، یه معجزه ناب سینمایی.

00:54:53.681 --> 00:54:56.858
‫شکوه لبخند هدیه داده شده از جولیا رابرتز.

00:54:56.882 --> 00:54:59.762
‫یا یه اشک گوشه چشم کلودت کولبرت.

00:55:00.871 --> 00:55:04.713
‫[ 8. "سانسیِه" سال 1980 ]

00:55:10.601 --> 00:55:13.925
‫تو سانسیه، پاسکال کنه جلوی ما دانشجوهاش

00:55:14.320 --> 00:55:17.491
‫داشت نمودار سه تا دستگاه
‫دموکراتیک نمایش رو می‌کشید.

00:55:23.951 --> 00:55:25.131
‫اول تئاتر.

00:55:25.411 --> 00:55:26.531
‫تئاتر یونانی.

00:55:26.651 --> 00:55:29.891
‫رژیم شهر، سیصد یا چهارصد سال قبل از میلاد مسیح،

00:55:30.811 --> 00:55:34.191
‫در دموکراسی آتنی، هر رای منحصر به یک فرد بود.

00:55:34.281 --> 00:55:38.211
‫خب، تو تئاتر، هر صندلی منحصر به فرد خواهد بود.

00:55:38.948 --> 00:55:44.211
‫اینجا، دیدگاه هر تماشاگر خاصه، غیرقابل جایگزینیه.

00:55:44.404 --> 00:55:45.145
‫نگاه کنید.

00:55:45.212 --> 00:55:51.831
‫یه تماشاگر پشت مرد
‫و اشکهای روی صورت زن رو میبینه.

00:55:52.611 --> 00:55:55.911
‫یکی دیگه هر دوشون رو از نیم رخ میبینه.

00:55:56.007 --> 00:55:58.691
‫یکی دیگه، یه نمای باز.

00:55:59.551 --> 00:56:04.248
‫اگه یه تماشاگر، فقط یه نفر، صندلی
‫خودش رو تو یه شب خاص...

00:56:04.272 --> 00:56:06.581
‫از یه اجرا اشغال نکرده باشه،

00:56:06.641 --> 00:56:09.031
‫دیدگاهش، زاویه دیدش نسبت به نمایش
‫برای همیشه از دست میره.

00:56:09.091 --> 00:56:10.311
‫و برای کل بشریت.

00:56:11.831 --> 00:56:14.388
‫و بعد، خیلی بعدتر، انقلاب صنعتی از راه میرسه.

00:56:14.412 --> 00:56:16.533
‫پس، دموکراسی نیابتی.

00:56:16.811 --> 00:56:18.271
‫پس، سینما.

00:56:19.592 --> 00:56:22.951
‫نمایش دیگه نمایش یه شهر نیست، نمایش یه ملته.

00:56:23.551 --> 00:56:25.472
‫سینما، یه ملتی که داره خودشو می‌سازه.

00:56:25.578 --> 00:56:30.222
‫به آمریکا فکر کنید، فورد، اتحاد جماهیر
‫شوروی، آیزنشتاین، ایتالیا، روسلینی.

00:56:30.342 --> 00:56:33.471
‫تایوان، هنگ کنگ، که اندازه یه شهر رو
‫داره و رویای یه کشور رو در سر میپرورونه.

00:56:33.642 --> 00:56:36.391
‫فیلم های کونگ فویی،
‫تا حالا فیلم های کونگ فویی دیدید؟

00:56:37.851 --> 00:56:42.371
‫تو سینما، هر تماشاگر بلیط خودش رو میخره.

00:56:43.211 --> 00:56:44.611
‫و اون مثل یه برگه رای میمونه.

00:56:46.691 --> 00:56:50.131
‫اینجوری، هر تماشاگر
‫دیدگاه خودشو به فیلمساز تفویض می‌کنه

00:56:50.897 --> 00:56:54.451
‫تو یه سالن سینما، همه ما یه
‫دیدگاه رو به اشتراک میذاریم.

00:56:55.596 --> 00:56:57.771
‫همونی که توسط دوربین ثبت شده.

00:56:58.571 --> 00:57:01.571
‫پس، تو تئاتر، ما تنهاییم، ولی تو سینما، ما چند نفریم.

00:57:01.748 --> 00:57:03.708
‫در نهایت، ما با همیم، دیگه. همینه؟

00:57:03.732 --> 00:57:05.407
‫نه، نه، فکر کنم شما بد متوجه شدید.

00:57:05.431 --> 00:57:06.374
‫نه، نه، برعکس.

00:57:06.451 --> 00:57:09.951
‫اگه ما به یه سالن میریم، برای اینه که چند نفری باشیم.

00:57:10.720 --> 00:57:13.261
‫تو تئاتر هم همینطوره.
‫در غیر این صورت، جلوی تلویزیون میمونیم.

00:57:13.731 --> 00:57:16.431
‫تا حالا یه فیلم رو تو یه سالن خالی دیدید؟

00:57:16.939 --> 00:57:17.939
‫من، آره.

00:57:17.970 --> 00:57:19.108
‫سانس های صبح.

00:57:19.268 --> 00:57:21.991
‫آپاراتچی دستگاهش رو خاموش نمی‌کنه.

00:57:23.246 --> 00:57:28.608
‫اگه شما با یه همراه زن یا
‫مرد به یه سالن تئاتر خالی بیاید

00:57:28.632 --> 00:57:32.171
‫برای دیدن، مثلا، حکایت زمستانی شکسپیر.

00:57:32.491 --> 00:57:34.051
‫خب، بیست بازیگر روی صحنه.

00:57:34.125 --> 00:57:36.591
‫پرده باز میشه و شما فقط دو نفر تو سالنید.

00:57:36.686 --> 00:57:39.972
‫خب، من شرط میبندم که بیست بازیگر
‫میان به شما بگن که ارزش نداره بازی کنن.

00:57:40.051 --> 00:57:41.591
‫نمایش به حالت تعلیق درمیاد.

00:57:41.771 --> 00:57:44.391
‫تو سینما، هیچ مانعی وجود نداره.

00:57:44.911 --> 00:57:48.431
‫چه شما سه نفر تو سالن باشید یا
‫سیصد نفر، نمایش برگزار میشه.

00:57:49.831 --> 00:57:53.891
‫تو سینما، در نهایت، ما میتونیم تنها باشیم.

00:57:54.091 --> 00:57:56.151
‫چون خود دستگاه اجازه میده.

00:57:57.451 --> 00:58:02.731
‫تو یه سالن سینما، هر کسی،
‫حق تنهایی و گمنامی خودش رو داره.

00:58:03.831 --> 00:58:05.271
‫این دموکراسی مدرنه.

00:58:05.480 --> 00:58:08.033
‫و بعد از دموکراسی مدرن چی از راه میرسه؟

00:58:08.107 --> 00:58:09.392
‫خب، اون تلویزیونه.

00:58:10.369 --> 00:58:14.771
‫حالا، ما هر کدوم جدا شده یا با
‫خانواده جلوی یه ترمینال هستیم.

00:58:15.607 --> 00:58:18.711
‫چندین کانال به ما دسترسی میدن به
‫چیزی که جای دیگه داره اتفاق میفته.

00:58:19.291 --> 00:58:21.550
‫دیگه هیچی تو خونه شما اتفاق نمیفته،

00:58:21.574 --> 00:58:24.132
‫ولی حواست هست که یه جای دیگه چی داره میگذره.

00:58:24.291 --> 00:58:28.711
‫تو یه کانال خاص، یه فیلم
‫کلاسیک، یه سریال، بازی، وجود داره

00:58:28.951 --> 00:58:31.986
‫اونجا آهنگ ها، اینجا ورزش، اخبار، مهم نیست.

00:58:32.040 --> 00:58:33.251
‫این یه جریانه.

00:58:33.520 --> 00:58:36.488
‫من درست فکر می‌کنم که به گی دبور فکر کنم؟

00:58:36.512 --> 00:58:38.491
‫آره، فوق العاده است، گی دبورد، آره.

00:58:38.713 --> 00:58:43.111
‫جلوی تلویزیون، هر کدوممون،
‫داریم دنیا رو زیر نظر می‌گیریم.

00:58:43.178 --> 00:58:44.851
‫ولی این یه توهم قدرته.

00:58:44.930 --> 00:58:47.551
‫ما حالا به یه دموکراسی نظارتی تعلق داریم.

00:58:47.700 --> 00:58:49.691
‫دوربین ویدئویی، فقط، اون نظارت میکنه.

00:58:49.777 --> 00:58:50.976
‫- آقا؟
‫- بله؟

00:58:51.112 --> 00:58:53.591
‫ولی این هنوز یه نمایشه؟

00:58:55.517 --> 00:58:56.671
‫خب نه واقعا.

00:58:57.291 --> 00:58:59.611
‫اون یه رسانه است، یا یه ابزار.

00:59:00.039 --> 00:59:02.384
‫امروز، ما تو کل سیاره زندگی میکنیم،

00:59:02.408 --> 00:59:04.852
‫و با این حال خیلی بد تو اون زندگی میکنیم.

00:59:06.210 --> 00:59:08.831
‫قدرتی که ما روی تصاویر به
‫دست آوردیم هزینه خودش رو داشت.

00:59:10.020 --> 00:59:11.811
‫تصاویر دیگه متعلق به کسی نیستن.

00:59:15.762 --> 00:59:19.182
‫[ 9. تلویزیون ]

00:59:19.641 --> 00:59:21.201
‫- خوبه.
‫- دارم مهره‌تو می‌زنم.

00:59:21.561 --> 00:59:22.561
‫باشه.

00:59:24.901 --> 00:59:26.021
‫و من

00:59:27.709 --> 00:59:28.539
‫خوبی عزیزم؟

00:59:28.564 --> 00:59:30.097
‫بشین مامان، من یه لحظه دیگه بهش رسیدگی میکنم.

00:59:30.121 --> 00:59:31.121
‫نه، نه، تکون نخور.

00:59:32.107 --> 00:59:33.107
‫ممنون.

00:59:34.941 --> 00:59:36.761
‫میدونم، تو میتونی این کارو اینطوری انجام بدی.

00:59:37.101 --> 00:59:38.101
‫بزن بریم.

00:59:42.691 --> 00:59:44.511
‫صبر کنید ماری، من بهتون کمک میکنم.

00:59:44.611 --> 00:59:46.521
‫نه ممنون، استفانی.

00:59:46.661 --> 00:59:47.695
‫چه تارت خوشگلی!

00:59:47.808 --> 00:59:49.224
‫دیگه خیلی اغراق نکن.

00:59:57.974 --> 00:59:58.974
‫همه چی خوب پیش میره؟

00:59:59.231 --> 01:00:00.839
‫بعدش میای پیشمون؟

01:00:01.027 --> 01:00:02.027
‫آره، باشه.

01:00:04.200 --> 01:00:06.354
‫ولی صبر کن، این چیه اینجا؟ داری چی نگاه میکنی؟

01:00:06.662 --> 01:00:09.541
‫این فیلم یه آقاییه،
‫به محض اینکه سفید میبینه، دیوونه میشه.

01:00:10.714 --> 01:00:11.754
‫و تو اینو دوست داری؟

01:00:12.047 --> 01:00:13.047
‫آره.

01:00:13.944 --> 01:00:17.650
‫[ طلسم شده - آلفرد هیچکاک ]
‫[ Spellbound - 1945 ]

01:00:18.470 --> 01:00:20.221
‫صبر کن، یه تیغ تو دستشه.

01:00:20.318 --> 01:00:21.318
‫آره.

01:00:21.717 --> 01:00:22.897
‫آه نه، ولی ترسناکه.

01:00:26.780 --> 01:00:29.483
‫ولی بهم بگو، داره گلوشو میبره؟

01:00:30.122 --> 01:00:31.141
‫ما نمیدونیم.

01:00:34.941 --> 01:00:36.102
‫دیدی؟

01:00:36.281 --> 01:00:39.780
‫نمی‌خوای بری تکالیف مدرسه‌تو انجام بدی؟

01:00:39.962 --> 01:00:40.962
‫بعدا انجامش میدم.

01:00:41.540 --> 01:00:43.760
‫خب، گوش کن، آخرشو برام تعریف می‌کنی

01:00:44.261 --> 01:00:46.841
‫اگه خیلی ترسیدی، من اینجا هستم.

01:00:46.901 --> 01:00:49.321
‫من با خواهر و پدرت هستم.

01:00:53.741 --> 01:00:56.021
‫پاشو پُل، بیا با من بازی کن!

01:00:56.227 --> 01:00:57.227
‫ولم کن.

01:01:04.381 --> 01:01:05.381
‫تو مردی!

01:01:06.168 --> 01:01:07.168
‫منو تنها بذار.

01:01:09.006 --> 01:01:09.779
‫پاول

01:01:10.011 --> 01:01:12.393
‫با برادرت مهربون باش

01:01:14.021 --> 01:01:15.341
‫اون یه قهرمانه.

01:01:15.541 --> 01:01:16.897
‫صبر کن، صبر کن، من باید ازش محافظت کنم.

01:01:16.921 --> 01:01:18.138
‫فیدل، تو میای؟

01:01:18.162 --> 01:01:19.421
‫نه، دلم نمی‌خواد!

01:01:24.531 --> 01:01:26.451
‫عزیزم، برادرت داره فیلمشو نگاه می‌کنه.

01:01:26.691 --> 01:01:27.991
‫بعدش باهات بازی میکنه.

01:01:28.171 --> 01:01:29.388
‫- تو با ما میای؟
‫- آره.

01:01:29.412 --> 01:01:31.772
‫بیا خواهرت رو ببین، داره باباتو می‌بره..
‫داره پدرت رو میزنه.

01:01:32.331 --> 01:01:36.253
‫<i>تو بچگیم، حالا یادم اومد، برادرم رو کشتم.</i>

01:01:39.138 --> 01:01:41.078
‫نه، نه، نه، نه.

01:01:42.917 --> 01:01:43.917
‫پاول!

01:01:46.297 --> 01:01:47.936
‫نه، من اون رو نکشتم. یه تصادف بود.

01:01:48.114 --> 01:01:49.114
‫یه تصادف بود.

01:02:26.636 --> 01:02:28.209
‫آخه پُل!

01:02:28.377 --> 01:02:29.637
‫خوابم نمیبره.

01:02:30.017 --> 01:02:31.643
‫نه، پابرهنه اومدی

01:02:31.815 --> 01:02:33.062
‫کار عاقلانه ای نکردی.

01:02:33.169 --> 01:02:34.449
‫دوباره بگیر بخواب.

01:02:34.742 --> 01:02:36.115
‫سرما می‌خوره.

01:02:36.174 --> 01:02:38.992
‫یه کم رو پای بابا بشینه، بعدش برو تو تخت.

01:02:39.105 --> 01:02:40.105
‫بیا اینجا.

01:02:41.094 --> 01:02:42.674
‫این چیه؟

01:02:43.018 --> 01:02:45.438
‫بزرگترین فیلمساز دنیا.

01:02:46.697 --> 01:02:47.697
‫چرا؟

01:02:49.222 --> 01:02:50.402
‫نمی‌دونم.

01:02:50.655 --> 01:02:51.688
‫نگاه کن.

01:02:52.887 --> 01:02:56.294
‫[ روز خشم - کارل تئودور درایر ]
‫[ Day of Wrath - 1943 ]

01:03:02.709 --> 01:03:06.180
‫[ 10. شاهد ]

01:03:07.630 --> 01:03:09.910
‫اوایل بهار سال ۱۹۸۵،

01:03:10.070 --> 01:03:12.150
‫برای اولین بار فیلم شوآ رو دیدم.

01:03:12.590 --> 01:03:14.390
‫توی سینما "3 لوکزامبورگ" بود.

01:03:14.990 --> 01:03:16.710
‫توی سالن خیلی کم بودیم.

01:03:16.870 --> 01:03:19.950
‫داشتیم فیلم رو تو اولین اکران
‫فرانسویش کشف می‌کردیم.

01:03:20.110 --> 01:03:21.990
‫نمایش فیلم دو روز طول کشید،

01:03:22.150 --> 01:03:25.230
‫با یه آنتراکت بین دو قسمت هر دوره.

01:03:25.670 --> 01:03:26.710
‫بیست و چهار سالم بود.

01:03:29.110 --> 01:03:30.710
‫یه دوستی همراهم بود.

01:03:30.870 --> 01:03:34.190
‫که اسمش رو اینجا بگم: پیر هانو.

01:03:35.740 --> 01:03:38.350
‫بعد از ظهر، سالن پر نبود.

01:03:38.510 --> 01:03:39.590
‫خیلی‌هاشون مسن بودن.

01:03:39.750 --> 01:03:42.990
‫با خودم فکر کردم "یهودی‌ان؟" ،
‫منی که مسیحی به دنیا اومدم.

01:03:44.070 --> 01:03:45.390
‫بعضی وقتا، موقع نمایش فیلم،

01:03:45.550 --> 01:03:48.510
‫می‌شنیدیم یه مرد تو ردیف سوم داد میزنه:

01:03:48.670 --> 01:03:51.190
‫"همینجوری بود! آشغال‌ها! کثافت‌ها!"

01:03:52.310 --> 01:03:55.870
‫زندگیم به طور کلی عوض شد،
‫تو ۹ ساعت نمایش فیلم.

01:03:56.030 --> 01:03:57.030
‫به مدت شش ماه،

01:03:57.070 --> 01:04:00.510
‫نمی‌تونستم بدون گریه کردن درباره
‫چیزی که دیده بودم حرف بزنم.

01:04:00.670 --> 01:04:02.230
‫از چیزی که بالاخره دیده بودم.

01:04:03.550 --> 01:04:06.150
‫من مدیون مقاله‌ای از " شوشانا فلدمان " هستم

01:04:06.310 --> 01:04:08.950
‫که فهمیدم چه اتفاقی برام افتاد،

01:04:09.110 --> 01:04:10.430
‫اون روز، تو اون سالن.

01:04:11.510 --> 01:04:14.150
‫شوشانا فلدمان تونست گریه‌هام رو آروم کنه.

01:04:14.310 --> 01:04:16.510
‫اون زندگیم رو نجات داد، بی ‌اینکه خودش بدونه.

01:04:16.670 --> 01:04:19.590
‫من تا تل‌آویو سفر کردم تا ازش تشکر کنم،

01:04:19.750 --> 01:04:21.110
‫37 سال بعد.

01:04:21.870 --> 01:04:26.390
‫می‌خواستم بتونم توضیح بدم چی
‫اینقدر منو تحت تاثیر قرار داده بود.

01:04:26.870 --> 01:04:29.110
‫- بله.
‫- کل دنیا زبونش بند اومده بود.

01:04:30.950 --> 01:04:33.710
‫خیلی عجیبه، شگفت انگیزه.

01:04:33.870 --> 01:04:37.030
‫فکر می‌کنم آدم زبونش بند میاد،

01:04:37.190 --> 01:04:40.842
‫یکی از چیزایی که اتفاق می‌افته

01:04:40.902 --> 01:04:44.110
‫اینه که نمی‌تونی باور کنی.

01:04:44.270 --> 01:04:49.550
‫زبونت بند میاد چون یه جورایی
‫ضربه روحی هم می‌خوری.

01:04:49.710 --> 01:04:51.590
‫یه نفر به " لانزمن " گفت:

01:04:51.750 --> 01:04:55.737
‫که هیچ فیلمی درباره هولوکاست
‫از دید قربانی‌ها ساخته نشده.

01:04:55.801 --> 01:04:59.870
‫این همون کاریه که اون سعی کرد انجام بده،

01:05:00.030 --> 01:05:03.390
‫یه تصویر کلی ترسیم کنه.

01:05:03.550 --> 01:05:06.990
‫از دید قربانی‌ها، از دید یهودی‌ها.

01:05:07.910 --> 01:05:11.230
‫وقتی این ایده بهش پیشنهاد شد

01:05:11.390 --> 01:05:15.270
‫توسط وزارت امور خارجه اسرائیل

01:05:15.990 --> 01:05:17.717
‫بهش گفتن که

01:05:17.770 --> 01:05:22.590
‫این یه فیلم درباره هولوکاست نیست.

01:05:22.750 --> 01:05:25.710
‫این یه فیلمیه که خود هولوکاسته.

01:05:25.870 --> 01:05:27.790
‫اون واقعاً یه اتفاق رو خلق کرد.

01:05:27.950 --> 01:05:30.070
‫چون اون این کار رو تو زمان حال انجام داد.

01:05:30.230 --> 01:05:33.270
‫- اون نمی‌خواست که این...
‫- آره.

01:05:33.430 --> 01:05:35.710
‫یه چیز تو گذشته برای اونا باشه،

01:05:35.870 --> 01:05:39.070
‫بلکه یه چیز تو زمان حال برای ما باشه.

01:05:39.230 --> 01:05:42.750
‫- اونا جاها رو، کوره‌ها رو نابود کردن...
‫- درسته.

01:05:42.849 --> 01:05:46.614
‫اونا همه چیز رو نابود کردن.
‫هیچ کاغذی، هیچی نمونده

01:05:46.863 --> 01:05:48.774
‫- اونا قربانی‌ها رو نابود کردن.
‫- بله.

01:05:48.867 --> 01:05:50.347
‫- جسدها رو.
‫- جسدها رو.

01:05:50.473 --> 01:05:51.513
‫میدونی

01:05:51.550 --> 01:05:53.310
‫- چی رو میشه فیلم گرفت؟
‫- بله.

01:05:53.990 --> 01:05:57.550
‫لانزمن یه راهی پیدا کرد با
‫استفاده از ابزارهای سینما

01:05:58.190 --> 01:06:01.710
‫مناظر جاهای نابودی.

01:06:02.430 --> 01:06:06.750
‫اون شاهدها رو دور هم
‫جمع کرد تو مکانهای نابودی.

01:06:06.910 --> 01:06:08.630
‫شربنیک میگه:

01:06:08.790 --> 01:06:12.590
‫"هیچ کس نمی تونه اینو بفهمه،
‫حتی خود منم اینجا نمی فهمم."

01:06:12.750 --> 01:06:14.870
‫"باورنکردنیه که من اینجا هستم."

01:06:15.030 --> 01:06:17.190
‫"ولی هیچ کس نمی تونه اینو بفهمه."

01:06:17.350 --> 01:06:19.990
‫فکر می کنم لانزمن موافق بود،

01:06:20.150 --> 01:06:23.190
‫غیر ممکنه واقعاً بفهمی.

01:06:23.350 --> 01:06:28.670
‫وحشیگری های نازی ها قابل فهم نیست.

01:06:29.070 --> 01:06:32.190
‫بعد از اینکه فیلم رو دیدم،

01:06:32.350 --> 01:06:34.510
‫این رو یه موضوع تدریس قرار دادم،

01:06:34.670 --> 01:06:37.310
‫"ادبیات به عنوان شهادت".

01:06:37.470 --> 01:06:39.590
‫یا، می‌دونی

01:06:39.750 --> 01:06:44.350
‫شهادت دادن به عنوان یکی از کارکردهای هنر.

01:06:45.030 --> 01:06:46.430
‫با قدرت هنر.

01:06:46.590 --> 01:06:49.070
‫اون با قدرت هنر موفق شد.

01:06:49.230 --> 01:06:53.430
‫با یه ساختار تقریباً فلسفی از فیلم.

01:06:53.590 --> 01:06:56.070
‫شهادت دادن
‫درباره چیزی که فراتر از تصورمونه خیلی سخته

01:06:56.230 --> 01:06:59.950
‫از یه چیزی که فراتر از تصوراتمونه

01:07:00.110 --> 01:07:01.550
‫بله، بله.

01:07:01.710 --> 01:07:03.230
‫و این دام نازی ها بود.

01:07:03.390 --> 01:07:04.390
‫- بله.
‫- این بودش

01:07:04.550 --> 01:07:07.470
‫به خاطر همینه که نمی تونستن باور کنن.

01:07:08.030 --> 01:07:12.270
‫تو فیلم لانزمن درباره کارسکی،

01:07:12.430 --> 01:07:18.710
‫قاضی یهودیِ دادگاه عالی آمریکا گفتش:

01:07:19.590 --> 01:07:23.390
‫"نمیگم داری دروغ میگی، ولی باورت نمی‌کنم."

01:07:23.950 --> 01:07:25.670
‫در صورتی که خودش یهودی بود.

01:07:26.670 --> 01:07:28.790
‫حتی خود یهودی ها هم باور نمی‌کردن.

01:07:29.590 --> 01:07:33.350
‫یادمه تو یه مصاحبه یه جمله مرموز نوشته بود،

01:07:33.510 --> 01:07:36.310
‫وقتی خوندمش، حیرت زده شدم

01:07:37.310 --> 01:07:38.630
‫می‌گفت:

01:07:39.230 --> 01:07:42.670
‫که نمی‌تونست قربانی ها رو نجات بده،
‫خیلی دیر رسیده بود.

01:07:42.830 --> 01:07:44.030
‫آره.

01:07:44.190 --> 01:07:46.870
‫ولی می‌تونست اونا رو تو مرگ همراهی کنه

01:07:47.030 --> 01:07:49.030
‫تا نذاره تنها بمیرن.

01:07:49.190 --> 01:07:51.390
‫درسته. خیلی قشنگه.

01:07:51.550 --> 01:07:52.590
‫- باورنکردنیه.
‫- آره.

01:07:53.150 --> 01:07:56.470
‫فکر می کنم کار هنر شهادت دادنه.

01:07:57.710 --> 01:08:02.790
‫اثر لانزمن یه شهادته.

01:08:02.950 --> 01:08:03.790
‫بله.

01:08:03.950 --> 01:08:06.470
‫اون مثل یه شهادت عمل می کنه،

01:08:06.630 --> 01:08:09.230
‫ولی میگه: "هیچ نظریه ای وجود نداره،"

01:08:09.390 --> 01:08:11.270
‫"هیچ نتیجه ای"

01:08:11.430 --> 01:08:12.830
‫"و این تموم نشده."

01:08:12.990 --> 01:08:15.270
‫من یه عکس دارم از این صحنه که

01:08:15.430 --> 01:08:17.270
‫حتی عکسش هم ترسناکه.

01:08:17.430 --> 01:08:18.270
‫- آره.
‫- میدونی

01:08:18.430 --> 01:08:20.470
‫اون جلوی کلیسا احاطه شده،

01:08:20.950 --> 01:08:23.630
‫توسط همه مردهای دهکده،

01:08:23.790 --> 01:08:25.910
‫زن ها، مردهای دهکده،

01:08:26.070 --> 01:08:27.830
‫و اون دهکده رو رد کرده بود.

01:08:27.990 --> 01:08:30.550
‫همه لهستانی ها از قتل عام ها خبر داشتن.

01:08:30.710 --> 01:08:34.710
‫- و شنیده بودن که اون داره آواز میخونه.
‫- اون حرف نمی‌زنه، اونا حرف می‌زنن.

01:08:34.870 --> 01:08:35.710
‫‏- حرف می‌زنن.

01:08:35.870 --> 01:08:36.590
‫‏- فقط یه لبخند می‌زنه.

01:08:36.750 --> 01:08:39.430
‫‏- یه لبخند فوق‌العاده داره. ‏- آره.

01:08:39.590 --> 01:08:42.150
‫‏- یه چهره‌ی غمگین داره.

01:08:42.750 --> 01:08:45.430
‫‏- عجب آدم باشکوهیه.

01:08:45.590 --> 01:08:49.070
‫‏- شربنیک لبخند می‌زنه. این همه مدت ساکت بوده.

01:08:49.590 --> 01:08:52.430
‫‏- برداشت من این بود که

01:08:53.150 --> 01:08:55.950
‫‏- شربنیک برای اولین بار داره یه شاهد میشه.

01:08:56.110 --> 01:09:03.070
‫‏- میگه: "وقتی بچه بودم، روم اثر نمی‌ذاشت.
‫چون هر چی می‌دیدم، جنازه بود."

01:09:03.230 --> 01:09:04.990
‫‏- "هیچی روم اثر نمی‌ذاشت."

01:09:05.630 --> 01:09:13.630
‫‏- الان داره یه شاهد آگاه میشه،
‫از چیزی که تو بچگی سرش اومده.

01:09:14.015 --> 01:09:15.383
‫‏- چون الان داره روش اثر میذاره.

01:09:15.798 --> 01:09:20.030
‫‏- سی سال بعد از اینکه برای
‫اولین بار نوشته‌هاتون رو خوندم،

01:09:20.190 --> 01:09:23.910
‫‏- فهمیدم که شاید دارم به لطف شما
‫کم‌کم کلماتی رو پیدا می‌کنم.

01:09:24.070 --> 01:09:26.470
‫‏- ممنونم. به خاطر همین این سفر رو اومدم.

01:09:26.630 --> 01:09:29.750
‫‏- یه کلمه خوب تو فرانسه هست، اسمش "قدردانی" ئه.

01:09:29.910 --> 01:09:31.830
‫‏- ممنونم، شما خیلی

01:09:32.670 --> 01:09:35.630
‫‏- با من مهربون و دست و دلبازید.

01:09:37.030 --> 01:09:39.790
‫‏- تو ماه اکتبر، "شوآ" دوباره پخش شد.

01:09:40.270 --> 01:09:45.950
‫‏- من تو صف طولانی جلوی
‫سن-ژرمن بودم. فیلم یه زلزله بود.

01:09:46.110 --> 01:09:48.870
‫‏- یه مرد وارد کادر میشه، سیمون اسربنیک.

01:09:49.030 --> 01:09:52.030
‫‏- کارگردان کنارش راه میره. ازش محافظت می‌کنه.

01:09:53.465 --> 01:09:57.825
‫[ شوآ - کلود لانزمن ]
[ Shoah - 1985 ]

01:09:59.950 --> 01:10:02.670
‫‏- سیمون وایمیسته و به چراگاه نگاه می‌کنه.

01:10:04.990 --> 01:10:07.030
‫"Ja, das ist das Platz."

01:10:07.790 --> 01:10:09.030
‫‏- "آره، همون جاست."

01:10:09.190 --> 01:10:13.750
‫‏- جمله تو زمان حاله، خیلی مهمه.
‫کل "شوآ" تو زمان حال صرف میشه.

01:10:13.910 --> 01:10:20.790
‫‏ با این حال، رو پرده، با قدرت یه توهم، یه گذشته
‫وحشتناک برامون ظاهر میشه. یه چیزی بهمون پس داده میشه.

01:10:26.150 --> 01:10:28.990
‫‏ به پیروی از پیر ویدال-ناکه، تکرار می‌کنیم:

01:10:29.150 --> 01:10:32.590
‫‏ کلود درس پروست رو وارد تاریخ کرد.

01:10:32.750 --> 01:10:37.823
‫‏- جستجوی زمان از دست رفته، هم به
‫عنوان زمان از دست رفته و هم زمان پیدا شده،

01:10:41.470 --> 01:10:46.270
‫‏- پروست هست. پیکاسو هست،
‫در مورد کلود که من زیاد بهش فکر کردم،

01:10:46.430 --> 01:10:51.710
‫‏- دوشیزگان آوینیون، که هنر مدرن رو
‫بنا کرد، و گرنیکا، البته. لانزمن هم هست.

01:10:51.870 --> 01:10:56.270
‫‏- اسم‌های خیلی کمی بین این خالق‌ها هست
‫که تونستن این نقشه رو بکشن.

01:10:59.470 --> 01:11:00.510
‫‏- انسان؟

01:11:00.670 --> 01:11:03.190
‫‏- یه روز بهش نامه نوشتم و منو پذیرفت.

01:11:03.350 --> 01:11:05.550
‫‏- به اندازه یه فیلمساز بزرگ بود.

01:11:06.110 --> 01:11:09.030
‫‏- دوسش داشتم، دارم و براش گریه می‌کنم.

01:11:10.310 --> 01:11:12.630
‫‏- دیوونه بود، عاقل بود.

01:11:12.790 --> 01:11:16.630
‫‏- مثل یه خرس وحشی بود، در
‫عین حال بی‌نهایت مهربون بود.

01:11:19.030 --> 01:11:20.541
‫‏- کلود عاشق گریه کردن بود.

01:11:22.230 --> 01:11:25.750
‫‏- یادمه چه تصویر قشنگی بود،
‫یه شب تعریفش کرد و بعد خوندمش

01:11:25.910 --> 01:11:27.510
‫‏- تو کتاب "خرگوش پاتاگونیا"،

01:11:27.670 --> 01:11:31.190
‫‏- سارتر و لانزمن دوتایی
‫داشتن تو سینما گریه می‌کردن،

01:11:31.350 --> 01:11:33.670
‫‏- موقع دیدن فیلم "فقط فرشته‌ها بال دارن".

01:11:37.710 --> 01:11:40.098
‫‏- کلود از تک تک ما یه شاهد ساخت.

01:11:40.350 --> 01:11:42.630
‫‏- این تو تاریخ هنر بی‌نظیره.

01:11:45.310 --> 01:11:47.990
‫‏- امروز، جلوی قبرش، اینو می‌دونم.

01:11:48.150 --> 01:11:51.550
‫‏- یه فرانسوی، اروپایی، متولد سال 1960،

01:11:51.710 --> 01:11:55.510
‫‏- نابودی یهودی‌ها همیشه تو مرکز زندگی من بوده.

01:11:56.070 --> 01:11:59.430
‫‏- زیادی و بد می‌خوندم، سعی می‌کردم یاد بگیرم.

01:11:59.590 --> 01:12:02.230
‫‏- فقط از سینما انتظار یه جواب داشتم.

01:12:02.390 --> 01:12:05.710
‫‏- این جواب اومد، منم پذیرفتمش، همین.

01:12:07.750 --> 01:12:11.390
‫‏- باید "شوآ" رو می‌دیدم و اون
‫قدرت تجسم فوق‌العاده‌ش رو.

01:12:11.550 --> 01:12:14.270
‫‏- تا بتونم ابعاد دنیایی که ازش ارث بردم رو درک کنم،

01:12:14.430 --> 01:12:17.630
‫- ‏- و هنری که آرزوشو دارم.
‫- یه کم پیش متوجه شدم،

01:12:17.790 --> 01:12:19.990
‫‏- که ساخت این فیلم،

01:12:20.150 --> 01:12:22.790
‫‏- و این یه جنگ خیلی خیلی طولانی بود،

01:12:22.950 --> 01:12:26.507
‫‏- تقریباً به اندازه دوره نازی‌ها طول کشید.

01:12:26.595 --> 01:12:28.235
‫[ 11. دوست آمریکایی ]

01:12:28.310 --> 01:12:30.670
‫‏- خیلی وقته!

01:12:33.150 --> 01:12:35.830
‫‏- از دیدنت خوشحالم. چند وقته؟ سه سال؟

01:12:35.990 --> 01:12:36.670
‫‏- نه، نه. ‏- نه؟

01:12:36.830 --> 01:12:37.630
‫‏- دو سال.

01:12:37.790 --> 01:12:38.990
‫‏- باشه، اوکی. ‏- دو سال.

01:12:39.150 --> 01:12:40.630
‫‏- چند تا سوال دارم. ‏- باشه.

01:12:40.790 --> 01:12:43.030
‫‏- تروفو یه روز گفت:

01:12:43.190 --> 01:12:45.270
‫‏- تروفو داشت درباره راز گمشده حرف میزد

01:12:45.430 --> 01:12:48.550
‫‏- فیلمسازایی که تو جوونی‌شون
‫سینمای صامت رو تجربه کردن.

01:12:48.710 --> 01:12:51.310
‫‏- حتماً منظورش هیچکاک و لوبیچ بود.

01:12:51.470 --> 01:12:55.990
‫‏- اونا یه چیزایی درباره سینما می‌دونستن
‫که شاید با خودشون از بین رفت.

01:12:57.190 --> 01:13:01.430
‫‏- داشتم به لانزمن فکر می‌کردم که "چرا اسرائیل"
‫و "شوآ " رو با فیلم 16 میلیمتری فیلمبرداری کرد.

01:13:01.590 --> 01:13:04.550
‫‏- آیا اون راز با استادای بزرگ از بین رفت؟

01:13:05.470 --> 01:13:07.430
‫‏- داشتم تو نیویورک از کنت جونز دیدن می‌کردم

01:13:07.590 --> 01:13:11.230
‫‏- تا دوباره یه داستان از"
‫بعل شم توو" برام تعریف کنه.

01:13:11.390 --> 01:13:12.670
‫‏- اینجوریه که داستان پیش میره،

01:13:12.830 --> 01:13:16.070
‫‏- و گدار فیلم "افسوس برای
‫من" رو اینجوری شروع کرد.

01:13:20.150 --> 01:13:22.710
‫‏چون مردم یهود در خطر بودن.

01:13:23.060 --> 01:13:26.559
‫پس اون رفت به جنگل،

01:13:26.710 --> 01:13:28.990
‫‏یه جای مقدس تو جنگل.

01:13:29.150 --> 01:13:32.270
‫‏ آتیش مقدس رو روشن کرد،

01:13:32.430 --> 01:13:33.910
‫دعا کرد

01:13:34.070 --> 01:13:36.110
‫و معجزه اتفاق افتاد.

01:13:36.270 --> 01:13:37.790
‫‏مردم نجات پیدا کردن.

01:13:38.990 --> 01:13:40.430
‫‏- یه نسل بعد،

01:13:40.870 --> 01:13:42.790
‫‏- شاگردش،

01:13:42.950 --> 01:13:45.470
‫‏- دیگه اسم شاگردا یادم نیست،

01:13:46.110 --> 01:13:50.870
‫‏- دوباره صداش زدن تا مردم یهود رو نجات بده،

01:13:52.710 --> 01:13:54.510
‫‏- که بازم تو خطر بودن،

01:13:54.670 --> 01:13:58.390
‫‏- که خب این یه چیز همیشگیه واسه یهودیها.

01:14:00.310 --> 01:14:02.950
‫‏- پس اونم رفت به جنگل.

01:14:03.870 --> 01:14:08.430
‫‏- شعله رو روشن کرد. دیگه دعا یادش نبود.

01:14:08.590 --> 01:14:11.150
‫‏- ولی چون اون مکان رو پیدا کرده بود

01:14:11.310 --> 01:14:13.950
‫‏- و آتیش مقدس رو روشن کرده بود،

01:14:14.110 --> 01:14:17.150
‫‏- معجزه اتفاق افتاد و یهودیا نجات پیدا کردن.

01:14:18.390 --> 01:14:22.590
‫‏- وقتی شاگردش رسید، با همون شرایط روبرو شد

01:14:22.830 --> 01:14:24.670
‫‏- شاگرد شاگردش؟ ‏- دقیقا.

01:14:24.830 --> 01:14:26.830
‫‏ اونم رفت به جنگل.

01:14:27.910 --> 01:14:31.150
‫‏- یادش نبود چطوری آتیش روشن کنه،

01:14:31.310 --> 01:14:32.790
‫‏ و نه چطوری دعا کنه.

01:14:32.950 --> 01:14:35.710
‫‏- ولی چون اون مکان تو جنگل رو می‌دونست،

01:14:36.270 --> 01:14:37.510
‫‏- معجزه اتفاق افتاد.

01:14:37.670 --> 01:14:39.790
‫‏- وقتی شاگرد این شاگرد

01:14:39.950 --> 01:14:42.910
‫‏- دوباره با همون شرایط روبرو شد،

01:14:43.430 --> 01:14:45.550
‫‏- اون دیگه نه اون مکان تو جنگل رو می‌دونست،

01:14:45.710 --> 01:14:46.910
‫‏- نه دعا رو،

01:14:47.070 --> 01:14:48.990
‫‏- نه چطوری آتیش مقدس رو روشن کنه،

01:14:49.150 --> 01:14:51.190
‫‏- ولی می‌دونست چطوری داستان رو تعریف کنه.

01:14:51.350 --> 01:14:55.350
‫‏- چون بلد بود داستان رو
‫تعریف کنه، معجزه اتفاق افتاد.

01:14:56.550 --> 01:14:59.550
‫‏- پس می‌تونیم از خودمون بپرسیم، یه موقعی میرسه

01:14:59.710 --> 01:15:03.710
‫‏- که دیگه کسی یادش نیاد
‫چطوری داستان رو تعریف کنه؟

01:15:04.110 --> 01:15:05.190
‫‏- فکر نکنم.

01:15:05.350 --> 01:15:07.590
‫‏- ما داستان رو می‌دونیم. ‏- آره.

01:15:07.750 --> 01:15:11.390
‫‏- بعضی وقتا ممکنه به نظر برسه که داستان گم شده،

01:15:11.550 --> 01:15:16.190
‫‏- ولی همیشه میشه دوباره
‫پیداش کرد و دوباره تعریفش کرد.

01:15:16.350 --> 01:15:19.070
‫‏- میشه به مثالای زیادی فکر کرد که اینو نشون بده،

01:15:19.230 --> 01:15:21.630
‫‏- واسه همین فکر می‌کنم این یه امیده.

01:15:21.790 --> 01:15:23.990
‫‏- من همیشه این افسانه رو دوست داشتم.

01:15:24.310 --> 01:15:26.310
‫‏- فیلمی بوده که دیدی

01:15:26.470 --> 01:15:31.150
‫‏- که باعث شده به این فکر کنی
‫که تو هم می‌تونی فیلم بسازی؟

01:15:32.070 --> 01:15:33.430
‫‏- تو، کنت جونز.

01:15:34.630 --> 01:15:36.150
‫‏- من جوابی ندارم،

01:15:36.310 --> 01:15:38.670
‫‏- ولی تنها راهی که می‌تونم جواب بدم اینه که،

01:15:38.830 --> 01:15:42.630
‫‏- وقتی "این گروه خشن" رو دیدم

01:15:43.590 --> 01:15:45.710
‫‏- "این گروه خشن" ؟ ‏- از سام پکین‌پا.

01:15:45.990 --> 01:15:47.950
‫‏- اون لحظه‌ای که

01:15:50.150 --> 01:15:53.390
‫‏- ویلیام هولدن، ارنست بورگناین،
‫وارن اوتس و کل اون دار و دسته

01:15:53.550 --> 01:15:56.310
‫‏- میگن که می‌خوان رفیقشون رو پس بگیرن،

01:15:57.270 --> 01:15:59.630
‫‏- همونی که راهزنا گرفته بودنش.

01:15:59.990 --> 01:16:01.310
‫‏- و

01:16:02.350 --> 01:16:05.830
‫‏- اسمش آنخل بود، جیمی
‫سانچز نقشش رو بازی می‌کرد.

01:16:05.990 --> 01:16:09.190
‫‏- راهزن میگه: "آنخل رو می‌خوای؟ باشه،
‫می‌تونی آنخل رو داشته باشی."

01:16:09.350 --> 01:16:10.430
‫بعد می‌گیرتش،

01:16:10.590 --> 01:16:13.110
‫‏- یارو رو تا حد مرگ کتک زده بودن،

01:16:13.270 --> 01:16:14.750
‫‏- سرش رو بلند می‌کنه،

01:16:15.350 --> 01:16:17.150
‫‏- یه چاقو برمی‌داره و

01:16:18.310 --> 01:16:21.390
‫‏- این باعث میشه

01:16:21.750 --> 01:16:24.110
‫‏- یه سری کات بخوره

01:16:24.270 --> 01:16:26.550
‫‏- که توش ارنست بورگناین
‫رو می‌بینی که دهنش باز مونده،

01:16:26.710 --> 01:16:28.590
‫‏- ویلیام هولدن

01:16:29.670 --> 01:16:32.190
‫‏- اونا دور و برشون رو نگاه
‫می‌کنن و بعدش دیگه آخرشه.

01:16:32.350 --> 01:16:35.590
‫‏- جنگ شروع میشه، می‌دونن
‫که همه‌شون قراره بمیرن.

01:16:35.750 --> 01:16:38.150
‫‏- وقتی این صحنه رو دیدم، با خودم گفتم:

01:16:38.310 --> 01:16:39.950
‫‏- ای کاش من اینو کارگردانی کرده بودم!

01:16:40.376 --> 01:16:44.787
‫[ و بعد، یه روز... ]

01:16:45.510 --> 01:16:48.950
‫‏- اون موقع من دیگه 28 سالم بود.
‫و فکر می‌کردم تو سینما شکست خوردم.

01:16:49.110 --> 01:16:50.110
‫‏- بالاخره! ‏- خب، آره.

01:16:50.190 --> 01:16:54.710
‫‏ من وارد چیزی که اسمشو
‫میذارم " پرسش سینما " نشده بودم.

01:16:54.870 --> 01:16:56.910
‫‏- این یه جواب نیست، یه سواله.

01:16:57.070 --> 01:16:59.830
‫‏- یه راه برای سوال پرسیدن از هنر، از دنیا.

01:17:00.550 --> 01:17:02.870
‫‏- من انقدر فیلم دیده بودم که گیج شده بودم.

01:17:03.030 --> 01:17:05.310
‫‏- تصمیم گرفتم دوباره کلاسیک‌ها رو ببینم.

01:17:10.390 --> 01:17:13.230
‫‏- تروفو مرده بود وقتی رفتم "مکس لیندر"

01:17:13.390 --> 01:17:15.606
‫‏- تا دوباره "400 ضربه" رو
‫ببینم، که فکر می‌کردم می‌شناسمش.

01:17:15.630 --> 01:17:17.190
‫‏ فیلم‌هاش رو درست ندیده بودم.

01:17:17.590 --> 01:17:19.710
‫اوهووم. ‏- بلد نبودم با زوایاش درگیر شم.

01:17:19.870 --> 01:17:21.790
‫‏- چی؟ ‏- باید با یه فیلم درگیر شد.

01:17:21.950 --> 01:17:22.966
‫‏- باید با یه فیلم درگیر شد.

01:17:22.990 --> 01:17:25.670
‫‏- تو هر پلانش شعله رو ندیدم.

01:17:25.830 --> 01:17:27.990
‫‏ تو بیست سالگی، ما ‏سینمای آمریکا رو دوست داشتیم.

01:17:28.150 --> 01:17:31.190
‫‏این باعث شده بود نسبت به تعریف
‫و تمجید فرانسویا از آمریکا کور بشیم.

01:17:32.030 --> 01:17:33.270
‫‏ رفتم سراغ تروفو.

01:17:39.150 --> 01:17:40.670
‫‏- سلام. ‏- سلام.

01:17:41.110 --> 01:17:42.830
‫‏- یه قهوه و یه کروسان.

01:17:42.990 --> 01:17:43.990
‫‏ بفرمایید!

01:17:49.710 --> 01:17:50.710
‫‏ بفرمایید.

01:17:51.510 --> 01:17:52.510
‫‏ ممنون.

01:18:15.350 --> 01:18:16.750
‫‏ چقدر تقدیم کنم؟

01:18:16.910 --> 01:18:17.910
‫‏ 2.90، لطفا.

01:18:20.670 --> 01:18:22.150
‫‏- ممنون. ‏- روز خوبی داشته باشید.

01:18:22.310 --> 01:18:23.310
‫‏خداحافظ.

01:18:28.950 --> 01:18:30.790
‫‏- سلام. "400 ضربه".

01:18:30.950 --> 01:18:32.070
‫‏- 8 یورو، لطفا.

01:18:32.470 --> 01:18:33.950
‫‏- ممنون. ‏- سانس خوبی داشته باشید.

01:18:34.110 --> 01:18:36.870
‫‏- سلام. دو تا بلیط. ‏- 16 یورو، لطفا.

01:18:37.030 --> 01:18:40.790
‫‏- یه دوستی دارم که باید بهم ملحق بشه.
‫ولی یه لحظه صبر کنید.

01:18:44.270 --> 01:18:45.950
‫‏- هنوز نیومده.

01:18:46.110 --> 01:18:47.870
‫‏- اشکالی نداره. ‏- بلیطش رو براتون بذارم؟

01:18:48.030 --> 01:18:49.470
‫‏- آره، مشکلی نیست.

01:19:00.870 --> 01:19:01.870
‫‏- متیو.

01:19:01.990 --> 01:19:02.990
‫‏- متیو!

01:19:03.110 --> 01:19:04.390
‫‏- متاسفم. ‏- نه.

01:19:04.550 --> 01:19:05.550
‫‏- ببخشید. ‏- خوبی؟

01:19:05.630 --> 01:19:07.790
‫‏- آره، خوبم. تو چی؟ ‏- آره.

01:19:07.950 --> 01:19:08.550
‫‏- ممنون.

01:19:08.710 --> 01:19:11.230
‫‏- یه چیزی بگم، یه پسره تو کافه بود.

01:19:11.390 --> 01:19:14.230
‫‏- اومده بود این فیلم رو ببینه.
‫یه کارگردانِ در حال یادگیریه.

01:19:14.390 --> 01:19:16.303
‫‏- تو صندلیم فرو میرم.

01:19:16.550 --> 01:19:17.910
‫‏- ردیف چهارم، سمت چپ.

01:19:18.070 --> 01:19:22.390
‫‏- دارم اولین پلان فیلم رو تماشا می‌کنم،
‫تراولینگ به جلو روی برج ایفل.

01:19:23.150 --> 01:19:24.910
‫‏- انگار دارم فیلم رو برای اولین بار می‌بینم.

01:19:25.830 --> 01:19:29.870
‫‏- درختا قاب رو از سمت چپ باز می‌کنن،
‫یه ساختمون از سمت راست می‌بندتش.

01:19:30.030 --> 01:19:31.990
‫‏- دوربین سوار ماشینه.

01:19:32.150 --> 01:19:34.870
‫‏- تصویر از اضطراب میلرزه.

01:19:35.030 --> 01:19:38.790
‫‏- اسم لئو قبل از تروفو میاد. ادب، غرور؟

01:19:38.950 --> 01:19:40.950
‫‏- فروتنی؟ نمی‌دونم، برام مهم نیست.

01:19:41.110 --> 01:19:42.190
‫‏- برامون مهم نیست.

01:19:42.350 --> 01:19:43.870
‫‏- آنتن داره کم کم

01:19:44.030 --> 01:19:46.630
‫‏ پشت ساختمون‌های جلویی ناپدید میشه.

01:19:46.790 --> 01:19:48.710
‫‏- یه تراولینگ دیگه پشت سرش میاد.

01:19:49.030 --> 01:19:51.230
‫‏- برج ایفل بین دو تا نما چشمک میزنه.

01:19:51.390 --> 01:19:55.150
‫‏- یه جرثقیل میاد که ادای شوق و ذوق برج رو
‫دربیاره. همه چی داره یه چیزی رو نشون میده.

01:19:55.470 --> 01:19:57.670
‫‏- باز هم یه تراولینگ بین دو تا سوله.

01:19:57.830 --> 01:20:00.830
‫‏- داشتم پلان‌ها رو می‌شمردم. یک، دو، سه، چهار.

01:20:03.590 --> 01:20:07.430
‫‏- تروکادرو، برج بین شاخه‌های لخت درختها.

01:20:07.590 --> 01:20:10.190
‫‏- نمای پایین به بالا، داریم به پای برج می‌رسیم.

01:20:10.350 --> 01:20:13.590
‫‏- خیلی نزدیک، دورش می‌چرخیم.
‫"کارگردان: فرانسوا تروفو".

01:20:13.750 --> 01:20:15.390
‫‏- قشنگه.

01:20:15.630 --> 01:20:17.990
‫‏- نزدیک شدیم، بعد برج دور میشه.

01:20:18.150 --> 01:20:20.030
‫‏- بوم! ‏- سادگی روایت.

01:20:20.190 --> 01:20:21.550
‫‏قشنگ مثل یه فیلم از برادران لومیر.

01:20:21.990 --> 01:20:25.670
‫‏- اون صبح فهمیدم که شاید خودم یه فیلم بسازم.

01:20:25.950 --> 01:20:27.550
‫‏- پل، تو آماده‌ای.

01:20:27.710 --> 01:20:30.470
‫‏- نمی‌دونم، نمی‌دونم، ولی من... ‏- آره.

01:20:30.630 --> 01:20:33.470
‫‏- به هر حال، دیدگاه یه تکنیسین رو کنار گذاشتم.

01:20:33.630 --> 01:20:36.550
‫‏- از منتقد سینما شدن صرف نظر کردم.

01:20:36.710 --> 01:20:39.350
‫‏- بالاخره سال‌های یادگیریم رو فهمیدم.

01:20:40.550 --> 01:20:42.539
‫‏- آماده بودم که ببینم، که فیلم بگیرم.

01:20:43.190 --> 01:20:44.830
‫‏ خب بعدش چی؟

01:20:44.990 --> 01:20:46.310
‫‏- چی دیدی؟

01:20:46.470 --> 01:20:47.310
‫‏- نمی‌دونم.

01:20:47.470 --> 01:20:49.550
‫‏ به هر حال، اون برج ایفل که چشمک می‌زد،

01:20:49.710 --> 01:20:51.590
‫‏- داشت به من علامت میداد.

01:20:56.830 --> 01:20:59.790
‫‏- چه اتفاقی برای واقعیت میفته

01:21:00.470 --> 01:21:04.030
‫‏ وقتی به نمایش درمیاد و پخش میشه.

01:21:13.110 --> 01:21:15.070
‫‏- معمای ما.

01:21:32.710 --> 01:21:34.910
‫"Ruby's Arms" (Tom Waits)
