﻿WEBVTT

00:00:00.280 --> 00:00:05.960
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Tv::.

00:00:06.395 --> 00:00:13.048
‫[ مایا، یه عنوان بهم بده ]

00:00:13.211 --> 00:00:15.551
‫با همراهی:
‫مایا گوندری

00:00:19.887 --> 00:00:22.428
‫راوی:
‫پیِیر نینی

00:01:06.304 --> 00:01:10.176
‫طراحی و انیمیت:
‫میشل گوندری

00:01:15.083 --> 00:01:18.983
‫نویسنده و کارگردان:
‫میشل گوندری

00:01:19.160 --> 00:01:22.320
‫‏- من آخرین نفری بودم بین دوستام
‫که گوشی هوشمند خریدم،

00:01:22.520 --> 00:01:24.400
‫انگشتای گنده ام باهاش حال نمیکرد.

00:01:24.601 --> 00:01:29.120
‫ولی قابلیت ‏"تند کردن" زندگی
‫رو  به انیمیشن تبدیل میکرد.

00:01:29.640 --> 00:01:32.960
‫پس باید بتونه یه نقاشی رو
‫به انیمیشن تبدیل کنه .

00:01:33.160 --> 00:01:34.200
‫و جواب داد.

00:01:34.400 --> 00:01:37.120
‫اینجوری شد که بیشتر با دخترم
‫ارتباط برقرار میکردم،

00:01:37.320 --> 00:01:39.520
‫چون بیشتر وقتا مسافرت بودم.

00:01:40.160 --> 00:01:42.044
‫همینطور هم با مامانش.

00:01:42.197 --> 00:01:44.960
‫فقط متن ها رو مینوشتیم،
‫صدایی ضبط نمیشد.

00:01:45.160 --> 00:01:47.080
‫میخواستم یه مثلث درست کنم:

00:01:47.280 --> 00:01:51.000
‫بابا انیمیشن میسازه، مایا نگاه میکنه
‫و مامان میخونه،

00:01:51.110 --> 00:01:53.233
‫مثل قصه شب.

00:01:53.440 --> 00:01:54.640
‫همه چی خیلی ابتدایی بود:

00:01:54.840 --> 00:01:58.720
‫کاغذ رنگی، قیچی
‫و چسب نواری از سوپرمارکت،

00:01:58.920 --> 00:02:02.320
‫به اضافه گوشی هوشمندم
‫همه تجهیزاتم رو تشکیل میداد.

00:02:05.280 --> 00:02:06.360
‫یه ابر.

00:02:09.040 --> 00:02:10.126
‫یه ابر تو بهار.

00:02:10.232 --> 00:02:15.262
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

00:02:15.360 --> 00:02:16.840
‫یه ابر تو تابستون.

00:02:22.160 --> 00:02:23.440
‫یه ابر تو پاییز.

00:02:28.360 --> 00:02:29.920
‫یه ابر تو زمستون.

00:02:57.840 --> 00:02:58.960
‫‏"دوبیدو؟"

00:03:00.040 --> 00:03:01.040
‫‏"هوم؟"

00:03:01.680 --> 00:03:02.600
‫‏"من سردمه."

00:03:03.400 --> 00:03:05.360
‫‏"یه گلوله برفی
‫که سردش نمیشه،

00:03:05.560 --> 00:03:06.800
‫اون سرده."

00:03:07.920 --> 00:03:09.640
‫‏"نه بابا، من مایام!"

00:03:10.480 --> 00:03:13.440
‫‏"ولی سردت میشه،
‫زود باش، برو تو حموم!"

00:03:25.120 --> 00:03:28.120
‫‏"ممنون، دوبیدو.
‫تو جونمو نجات دادی."

00:03:29.160 --> 00:03:32.680
‫گربه ها هر روز جون بچه ها رو نجات میدن
‫و هیشکی دربارش حرف نمیزنه.

00:03:36.640 --> 00:03:38.600
‫مایا بزرگ شد
‫و من یه سیستمی خریدم

00:03:38.800 --> 00:03:41.360
‫که میشه باهاش عکس گرفت
‫و به هم وصلشون کرد

00:03:41.560 --> 00:03:43.640
‫با سرعت ‏12 تا عکس در ثانیه.

00:03:44.600 --> 00:03:47.240
‫اینجوری انیمیشن تو دفترم اختراع شد.

00:03:48.080 --> 00:03:49.600
‫دیگه دست ها تو تصویر نیستن

00:03:49.686 --> 00:03:51.286
‫نخی هم برای حرکت دادن نیست.

00:03:51.520 --> 00:03:55.080
‫شکل ها رو تکون میدیم، دستامون رو برمیداریم
‫و عکس میگیریم.

00:03:55.280 --> 00:03:59.000
‫بعد از 12 تا عکس،
‫میتونیم یه ثانیه جادو ببینیم.

00:03:59.200 --> 00:04:01.320
‫همه چی خود به خود تکون میخوره،
‫این میشه انیمیشن.

00:04:01.920 --> 00:04:03.960
‫از همه مهم تر، از حالا به بعد،

00:04:04.160 --> 00:04:06.520
‫مایا اسم قصه هایی که میخواد رو میگه،

00:04:06.720 --> 00:04:09.200
‫ما با هم تعامل میکنیم.

00:04:12.160 --> 00:04:13.640
‫‏- سلام بابا.

00:04:14.760 --> 00:04:16.800
‫فیلم بعدی...

00:04:18.640 --> 00:04:20.440
‫میخوام مایا...

00:04:20.640 --> 00:04:22.880
‫نگاه کنه به...

00:04:23.640 --> 00:04:25.840
‫زلزله.

00:04:26.400 --> 00:04:29.080
‫خداحافظ بابا. دوستت دارم.

00:04:32.520 --> 00:04:33.480
‫کافیه؟

00:04:34.040 --> 00:04:37.200
‫‏- فیلم های بابا تقدیم میکند:
‫‏"زلزله".

00:04:42.600 --> 00:04:44.960
‫زمین یه توپ گنده است.

00:04:47.760 --> 00:04:50.200
‫ماه یه توپ متوسطه.

00:04:53.520 --> 00:04:55.800
‫خورشید یه توپ خیلی گنده است.

00:04:57.600 --> 00:04:59.040
‫ولی برگردیم رو زمین.

00:05:03.560 --> 00:05:06.120
‫وقتی نزدیک میشیم، دیگه نمیبینیم که گِرده.

00:05:07.600 --> 00:05:11.080
‫وقتی هوا سرده، زمین
‫میلرزه و خونه ها میریزن،

00:05:11.280 --> 00:05:13.560
‫این میشه زلزله.

00:05:14.800 --> 00:05:15.760
‫ایست!

00:05:17.360 --> 00:05:20.720
‫‏"بابا، تو داری چرت و پرت میگی،
‫خیلی پیچیده تر از این حرفاست.

00:05:21.800 --> 00:05:23.960
‫و من میخوام یه فیلم مستند ببینم،

00:05:24.160 --> 00:05:26.320
‫که مردم توش الکی تظاهر به مردن نکنن."

00:05:27.680 --> 00:05:30.080
‫‏"خب، باشه مایا. برمیگردیم از اول."

00:05:38.840 --> 00:05:40.600
‫تو یه بعد از ظهر آفتابی قشنگ،

00:05:41.000 --> 00:05:43.160
‫مایا و مامانش
‫حال ندارن برن بیرون.

00:05:43.360 --> 00:05:46.640
‫دارن کتاب میخونن و یه مستند
‫درباره اسکوتر میبینن.

00:05:49.960 --> 00:05:52.320
‫‏"مایا، نمیخوای بری پارک؟"

00:05:52.520 --> 00:05:54.600
‫‏"نه، دارم یه کتاب خیلی باحال میخونم."

00:05:55.120 --> 00:05:56.240
‫یه دفعه...

00:05:59.040 --> 00:06:01.280
‫یه زلزله تو فیلم مستند.

00:06:05.360 --> 00:06:09.213
‫‏"مامان، زلزله تو زندگیه، نه تو تلویزیون!"

00:06:09.920 --> 00:06:13.480
‫‏"نترس. بیا اینجا
‫تا وقتی که تموم شه."

00:06:14.440 --> 00:06:15.800
‫‏"نه، من میرم بیرون."

00:06:16.280 --> 00:06:19.720
‫‏"خطرناکه! ساختمونا
‫میریزن، مردم زخمی میشن."

00:06:20.120 --> 00:06:23.760
‫‏"نه بابا، این فیلم بابائه.
‫همه چی کاغذیه، نگاه کن."

00:06:25.400 --> 00:06:28.440
‫‏"من میرم عکس بگیرم
‫برای یه مستند درباره زلزله ها."

00:06:29.920 --> 00:06:31.160
‫‏"یه مستند؟"

00:06:34.920 --> 00:06:37.440
‫‏"مایا، حداقل کلاهتو بردار!

00:06:38.440 --> 00:06:40.080
‫عکساتو برام بفرست."

00:06:43.160 --> 00:06:46.560
‫‏"زود باش، عکس بگیریم
‫قبل از اینکه همه بمیرن."

00:06:48.680 --> 00:06:50.040
‫عکس مایا.

00:06:51.120 --> 00:06:51.840
‫‏"مایا!

00:06:53.840 --> 00:06:55.360
‫مایا!"

00:07:01.000 --> 00:07:02.240
‫مردم میترسن.

00:07:03.320 --> 00:07:04.400
‫خیلی میترسن.

00:07:05.440 --> 00:07:06.640
‫به جز بچه ها.

00:07:07.640 --> 00:07:08.920
‫حتی بچه کوچولوها.

00:07:11.880 --> 00:07:13.320
‫‏"باید این بچه رو نجات بدیم!

00:07:15.120 --> 00:07:16.840
‫ولی آسانسور خرابه.

00:07:17.600 --> 00:07:19.360
‫و پله ها هم شکستن.

00:07:20.040 --> 00:07:21.880
‫فقط یه راه حل مونده."

00:07:30.480 --> 00:07:32.160
‫مایا نمیدونه با بچه چیکار کنه،

00:07:32.360 --> 00:07:35.800
‫پیش خودش نگهش میداره و برای مستندش
‫عکسای بیشتری میگیره.

00:07:42.880 --> 00:07:44.000
‫‏"بچه ام!

00:07:45.160 --> 00:07:48.240
‫شما جون بچه منو نجات دادین.
‫هر چی میخواین ازم بخواین،

00:07:48.440 --> 00:07:49.720
‫بهتون میدم."

00:07:50.280 --> 00:07:52.320
‫‏"میشه فقط کمکم کنین
‫بلند شم؟"

00:07:54.280 --> 00:07:57.200
‫مایا که سرش تو شکافه،
‫صداهای خیلی بلندی میشنوه

00:07:57.400 --> 00:07:59.400
‫که انگار از ته
‫زمین میان.

00:08:08.160 --> 00:08:10.160
‫‏"آهان، مترو!

00:08:10.360 --> 00:08:12.960
‫صدای بلند از خیلی عمق زمین میومد،

00:08:13.160 --> 00:08:14.960
‫از همونجا زلزله میاد.

00:08:15.160 --> 00:08:17.960
‫من مرکز زمین رو تو مترو پیدا میکنم."

00:08:18.760 --> 00:08:20.200
‫‏"مایا!"

00:08:21.080 --> 00:08:22.320
‫عکس مایا.

00:08:23.600 --> 00:08:24.320
‫‏"مایا!"

00:08:24.800 --> 00:08:28.360
‫مایا میره تو مترو. همه میترسن، به جز اون.

00:08:30.680 --> 00:08:34.000
‫وقتی از پله ها میره پایین، به مرکز
‫زمین نزدیکتر میشه.

00:08:36.200 --> 00:08:39.720
‫برای مستندش، از یه مترویی
‫که داره رد میشه عکس میگیره.

00:09:02.400 --> 00:09:04.840
‫مایا از مناظر فوق العاده ای رد میشه.

00:09:05.240 --> 00:09:07.000
‫سرزمین گوشی های روشن.

00:09:07.560 --> 00:09:09.320
‫سرزمین درختای وارونه.

00:09:10.320 --> 00:09:12.400
‫سرزمین
‫اسب های چهار تکه.

00:09:14.840 --> 00:09:15.920
‫‏"مایا!"

00:09:16.120 --> 00:09:17.960
‫موسیقی شدید

00:09:18.160 --> 00:09:22.520
‫یه دفعه رودخونه شروع میکنه
‫به چرخیدن دور خودش...

00:09:22.880 --> 00:09:25.760
‫مایا با خودش میگه:
‫‏"این باید مرکز زمین باشه".

00:09:26.600 --> 00:09:28.520
‫بعدش،
‫مایا سریع از رودخونه میاد بیرون.

00:09:28.720 --> 00:09:31.480
‫اونجاست که صدای
‫زلزله از همه بلندتره.

00:09:34.240 --> 00:09:35.840
‫‏"مامان! تو چطوری اومدی؟"

00:09:36.040 --> 00:09:39.920
‫‏"واسه اینکه پیدات کنم؟ من عکسایی
‫که تو گوشیم بود رو دنبال کردم."

00:09:41.280 --> 00:09:44.040
‫‏"گوش کن، صدای زلزله
‫دقیقا پشت این دیواره،

00:09:44.240 --> 00:09:47.320
‫ولی دری وجود نداره.
‫قیچی رو آوردی؟"

00:09:47.520 --> 00:09:50.040
‫‏"آره دیگه، تو که گفتی
‫همه چی کاغذیه."

00:10:01.040 --> 00:10:02.360
‫‏"میشل؟"
‫‏"بابا؟"

00:10:02.560 --> 00:10:03.800
‫‏"اینجا چیکار میکنی؟"

00:10:04.000 --> 00:10:07.720
‫‏"واسه اینکه مزاحم مردم نشم،
‫دارم تو مرکز زمین ساز میزنم."

00:10:08.080 --> 00:10:08.840
‫‏"بازم ساز یزن."

00:10:09.840 --> 00:10:11.000
‫‏"باشه، مایا."

00:10:15.040 --> 00:10:17.640
‫‏"زود باش، مامان،
‫تو هم کاملا لخت شو."

00:10:22.080 --> 00:10:22.960
‫‏"نه، مایا.

00:10:23.160 --> 00:10:26.600
‫میشل، تو با درامت بزرگترین
‫زلزله دنیا رو درست کردی."

00:10:27.760 --> 00:10:29.080
‫‏"اوه، لعنت!

00:10:29.680 --> 00:10:33.520
‫برعکس ساز زدن باعث میشه زمان برگرده
‫و همه چی دوباره ساخته شه."

00:10:51.360 --> 00:10:53.680
‫‏"خب، من لباسامو میپوشم
‫و میریم خونه."

00:10:54.440 --> 00:10:57.600
‫وقتی دارن میرن خونه،
‫مامان، بابا و مایا

00:10:57.800 --> 00:10:59.360
‫چیزی نمیگن ولی فکر میکنن...

00:10:59.560 --> 00:11:02.200
‫مامان: "امشب پیتزا سفارش میدم."

00:11:02.400 --> 00:11:05.240
‫مایا: "بابای من رئیس مرکز زمینه."

00:11:05.440 --> 00:11:08.480
‫بابا: "اسم فیلم بعدی
‫مایا چی میخواد باشه؟"

00:11:26.160 --> 00:11:28.240
‫‏- مایا داره یه هواپیما میسازه. اِممم...

00:11:28.440 --> 00:11:30.040
‫نه، یه پرنده!

00:11:32.760 --> 00:11:35.360
‫پرنده ها آواز میخونن.
‫‏- پرنده ها پرواز میکنن.

00:11:38.440 --> 00:11:39.480
‫پرواز میکنن.

00:11:41.400 --> 00:11:42.240
‫پرواز میکنن.

00:11:48.280 --> 00:11:50.000
‫رو یه شاخه میشینن.

00:11:53.280 --> 00:11:55.640
‫ولی مایا همونجا رو زمین مونده.

00:11:56.520 --> 00:11:57.680
‫‏"این عادلانه نیست!

00:11:58.080 --> 00:11:59.480
‫منم میخوام پرواز کنم."

00:12:11.960 --> 00:12:15.640
‫مایا عصبانی و خیس برمیگرده خونه.

00:12:17.680 --> 00:12:20.520
‫تو تلویزیون یه مستند درباره پرنده ها هست.

00:12:22.000 --> 00:12:24.400
‫مامان داره شیشه ها رو
‫با دستکش تمیز میکنه.

00:12:36.360 --> 00:12:39.760
‫شاید معلوم نباشه، ولی
‫مایا یه پرنده لگویی ساخته.

00:12:41.640 --> 00:12:42.720
‫‏"چی چی چی."

00:12:47.600 --> 00:12:49.880
‫با دیدن هواپیما
‫و پرنده لگویی...

00:12:50.440 --> 00:12:51.800
‫مایا یه ایده به سرش زد.

00:12:52.440 --> 00:12:53.760
‫یه ایده عالی.

00:12:55.320 --> 00:12:56.400
‫یه ایده باورنکردنی.

00:12:57.651 --> 00:12:59.844
‫یه ایده که هیچکس
‫تا حالا به ذهنش نرسیده بود.

00:13:00.600 --> 00:13:02.560
‫یه ایده که میتونه دنیا رو عوض کنه.

00:13:03.280 --> 00:13:05.840
‫یه ایده که مستقیم میبرتش تو آسمون.

00:13:07.040 --> 00:13:11.400
‫ساختن یه هواپیمای
‫پرنده که اونو تو ابرا ببره.

00:13:14.080 --> 00:13:16.280
‫همین که ایده
‫هواپیمای پرنده به سرش زد،

00:13:16.480 --> 00:13:18.360
‫مایا فهمید چطوری بسازتش.

00:13:21.480 --> 00:13:23.440
‫برای ساختن شکم پرنده،

00:13:25.440 --> 00:13:26.640
‫وان حموم.

00:13:31.600 --> 00:13:32.760
‫برای بال ها؟

00:13:33.800 --> 00:13:35.080
‫میز اتو...

00:13:40.840 --> 00:13:42.440
‫و میز آشپزخونه.

00:13:45.040 --> 00:13:46.120
‫برای چرخ ها،

00:13:46.800 --> 00:13:48.240
‫سه چرخه قدیمی.

00:13:50.160 --> 00:13:51.200
‫برای کابین؟

00:13:52.120 --> 00:13:53.240
‫کاسه سالاد.

00:13:56.240 --> 00:13:59.320
‫برای دُم: یه کشو
‫که جوراب ازش آویزونه.

00:14:00.000 --> 00:14:00.960
‫نوک...

00:14:01.760 --> 00:14:02.720
‫چراغ.

00:14:04.680 --> 00:14:05.840
‫و برای موتور؟

00:14:06.640 --> 00:14:08.080
‫پنکه

00:14:08.280 --> 00:14:09.640
‫و یه سشوار.

00:14:19.200 --> 00:14:21.160
‫اون پنکه رو روشن میکنه...

00:14:25.880 --> 00:14:27.280
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:14:28.520 --> 00:14:31.080
‫مایا خیلی عصبانی بود،
‫هواپیما تکون نمیخورد.

00:14:38.880 --> 00:14:43.760
‫پرنده های محله اومدن رو بال های
‫هواپیمای پرنده مایا نشستن.

00:14:46.680 --> 00:14:49.320
‫مامان خوشحال بود
‫و براش دست تکون میداد.

00:14:49.520 --> 00:14:51.760
‫یا شایدم هنوز داشت شیشه ها رو تمیز میکرد،

00:14:51.960 --> 00:14:54.120
‫به خاطر دستکش ها نمیشد فهمید.

00:15:01.080 --> 00:15:03.960
‫وقتی از ابرا اومد بیرون،
‫پرنده ها رفته بودن،

00:15:04.160 --> 00:15:08.120
‫چون دیگه بهشون احتیاجی نداشت،
‫هواپیمای پرنده اش خودش پرواز میکرد.

00:15:08.320 --> 00:15:09.640
‫مایا برنده شده بود.

00:15:23.880 --> 00:15:25.560
‫‏- مایا داره حموم میکنه.

00:15:30.480 --> 00:15:33.880
‫‏- تو وان، یه وان کوچولو
‫برای قورباغه هست.

00:15:34.080 --> 00:15:35.245
‫مایا داره حمومش میکنه.

00:15:35.600 --> 00:15:37.480
‫آب داره میاد بالا، شیر بازه

00:15:37.680 --> 00:15:40.560
‫و مامان تو آشپزخونه است،
‫داره خیارشور درست میکنه.

00:15:41.240 --> 00:15:43.560
‫ولی خیار داره،
‫نه خیارشور.

00:15:44.280 --> 00:15:46.360
‫هیچوقت تو شیشه جا نمیشن.

00:15:47.480 --> 00:15:50.560
‫میدونستید؟ خیارشورها بچه خیارن.

00:15:50.760 --> 00:15:53.560
‫اگه زیاد رشد کنن،
‫خیار میشن.

00:15:54.320 --> 00:15:56.160
‫پس مامان خیار خریده.

00:15:56.760 --> 00:15:57.720
‫ارگانیک.

00:15:58.880 --> 00:16:01.480
‫یه چیزی داره
‫که خیارا رو تبدیل به خیارشور میکنه

00:16:01.680 --> 00:16:04.120
‫با کوچیک کردنشون: ‏"خیارک!"

00:16:12.800 --> 00:16:13.840
‫‏"مامان!"

00:16:15.280 --> 00:16:17.280
‫‏"بالاخره، مایا،
‫میتونی آبو ببندی."

00:16:17.760 --> 00:16:20.240
‫‏"ولی مامان، من داشتم
‫قورباغه رو حموم میکردم."

00:16:20.880 --> 00:16:23.280
‫‏"من بازش میکنم.
‫میتونی از حموم بیای بیرون."

00:16:26.240 --> 00:16:28.240
‫مامان "خیارک" رو
‫فراموش کرده بود،

00:16:28.440 --> 00:16:30.400
‫تو حموم ریخت.

00:16:34.240 --> 00:16:37.520
‫این قورباغه نیست که داره بزرگ میشه،
‫مایائه که داره کوچیک میشه!

00:16:38.760 --> 00:16:41.120
‫وان حموم تبدیل شده بود
‫به یه استخر بزرگ.

00:16:44.360 --> 00:16:47.120
‫و صداش، خیلی ریزه میزه است. ‏"مامان؟

00:16:47.320 --> 00:16:48.520
‫مامان!"

00:16:48.720 --> 00:16:50.960
‫مامان داره گوجه فرنگی
‫خرد میکنه و هیچی نمیشنوه.

00:16:52.120 --> 00:16:53.000
‫یه دفعه...

00:16:54.320 --> 00:16:56.120
‫مامان دستشو میبره. جیغ

00:16:56.320 --> 00:16:57.160
‫ولی...

00:16:57.920 --> 00:16:58.880
‫نه، نه، نه.

00:16:59.080 --> 00:17:02.040
‫اینجوری نیست داستان.
‫مامان دستشو نمیبره.

00:17:02.240 --> 00:17:06.000
‫اون به خرد کردن گوجه فرنگی ها ادامه
‫میده در حالی که مایا کوچولو صداش میکنه.

00:17:06.680 --> 00:17:09.760
‫من دستشویی بودم، وقتی برگشتم
‫دستش بریده شده بود.

00:17:09.960 --> 00:17:12.960
‫یکی داستان رو عوض کرده. شاید یه مگس؟

00:17:14.680 --> 00:17:17.760
‫وان خالی شد،
‫چون مامان درپوش رو برداشته بود.

00:17:20.040 --> 00:17:20.680
‫‏"مامان!"

00:17:20.880 --> 00:17:25.840
‫بعد از سوراخ وان، مایا به داخل
‫لوله‌های شهر، زیر زمین، کشیده شد.

00:17:32.920 --> 00:17:35.760
‫بالا، شهر بود، پایین، مترو

00:17:35.960 --> 00:17:38.400
‫و پایین تر از همه،
‫مایا تو لوله ها.

00:17:38.760 --> 00:17:40.440
‫من نقشه رو یه بار دیگه مرور میکنم.

00:17:51.040 --> 00:17:54.400
‫مایا از شیر آب اومد بیرون،
‫در حالی که مامان داشت سالاد میشست.

00:17:55.400 --> 00:17:56.280
‫‏"مامان؟"

00:17:56.480 --> 00:17:59.040
‫‏"مایا؟ تو تو سالاد چیکار میکنی؟

00:17:59.240 --> 00:18:01.560
‫برو لباس خوابتو بپوش،
‫سردت میشه."

00:18:01.818 --> 00:18:05.320
‫‏"ولی مامان، هیچی متوجه نمیشی؟
‫من خیلی کوچولو شدم."

00:18:07.040 --> 00:18:10.720
‫‏"راست میگی، تو خیلی
‫کوچیک شدی! بریم پیش دکتر البز."

00:18:10.920 --> 00:18:12.560
‫‏"ولی مامان، من لختم."

00:18:12.760 --> 00:18:14.520
‫‏"نگران نباش، مایا، یه فکری دارم.

00:18:14.720 --> 00:18:16.760
‫یه جوراب قدیمی
‫که خیلی کوچیکه...

00:18:25.720 --> 00:18:27.200
‫‏"اینم از این!"

00:18:27.379 --> 00:18:29.282
‫وقتی دارن میرن پیش دکتر،

00:18:29.448 --> 00:18:31.600
‫مامان مایا رو تو جیبش میذاره.

00:18:35.960 --> 00:18:38.200
‫‏"15 سانتی متر، خیلی کوچیکه."

00:18:38.960 --> 00:18:41.080
‫‏"آره، لطفا منو درمان کنید."

00:18:43.560 --> 00:18:46.240
‫دکتر تو یه کتاب قرمز بزرگ نگاه کرد.

00:18:49.000 --> 00:18:51.200
‫‏"آهان، اینجاست.
‫این یه "کوکونیت" هست."

00:18:51.400 --> 00:18:52.680
‫‏"یه "کوکونیت"؟"

00:18:52.880 --> 00:18:54.120
‫‏"یه "کوکونیت"؟"

00:18:54.320 --> 00:18:55.800
‫یه "کوکونیت"؟

00:18:56.320 --> 00:19:00.160
‫‏"خیلی خطرناکه، باید فورا
‫آمپول بزنید، این دارو رو امتحان کنیم.

00:19:04.800 --> 00:19:06.320
‫یا این یکی...

00:19:12.080 --> 00:19:13.640
‫چرا اینو امتحان نکنیم؟"

00:19:15.080 --> 00:19:18.720
‫‏"کافیه، من نمیخوام
‫رنگین کمونی شم، برمیگردیم خونه."

00:19:21.560 --> 00:19:23.400
‫‏"وقت خوابه، مایا.

00:19:23.600 --> 00:19:26.960
‫-میخوای تو سالاد بخوابی؟"
‫-‏"نه!"

00:19:27.640 --> 00:19:30.960
‫یه خونه اندازه خودم برام بساز،
‫مثلا از مقوا."

00:19:46.880 --> 00:19:48.760
‫‏"شب بخیر، مامان."
‫‏"شب بخیر، مایا."

00:20:00.440 --> 00:20:02.960
‫آره دیگه، اثر کوچیک کننده ‏"خیارک"

00:20:03.840 --> 00:20:05.040
‫فقط یه روز دووم داره.

00:20:05.760 --> 00:20:08.160
‫بعدش، خیارشورها دوباره خیار میشن.

00:20:09.040 --> 00:20:12.600
‫باید سریع خیارشورها رو بخوریم
‫قبل از اینکه دوباره بزرگ بشن.

00:20:15.680 --> 00:20:16.760
‫ولی مایا چی؟

00:20:19.440 --> 00:20:20.600
‫صبح روز بعد...

00:20:21.600 --> 00:20:22.600
‫‏"مامان!"

00:20:22.800 --> 00:20:25.320
‫‏"مایا، دوباره مثل قبل شدی!"

00:20:25.520 --> 00:20:27.080
‫‏"نگاه کن چی پیدا کردم."

00:20:27.960 --> 00:20:31.360
‫‏"یه مایا مینی مینی؟
‫حتما دارم خواب میبینم. دوباره میخوابم."

00:20:34.320 --> 00:20:36.640
‫‏- برای فیلم بعدی، میخوام...

00:20:40.160 --> 00:20:42.400
‫مایا پری دریایی.

00:20:43.480 --> 00:20:45.600
‫‏"آرابسک شماره 1"
‫‏(کلود دبوسی)

00:20:46.640 --> 00:20:49.440
‫‏- مایا پری دریایی و گنج.

00:20:52.560 --> 00:20:56.000
‫زمین تقریبا کامل از دریا پوشیده شده.

00:20:58.720 --> 00:21:01.080
‫تو دریا، ماهی هست.

00:21:07.080 --> 00:21:08.440
‫و ماهی‌ها...

00:21:14.440 --> 00:21:15.600
‫و بازم ماهی‌های بیشتر

00:21:20.680 --> 00:21:22.200
‫و بازم ماهی‌های بیشتر بیشتر.

00:21:25.080 --> 00:21:26.320
‫ولی پری دریایی نیست.

00:21:29.040 --> 00:21:30.080
‫به جز...

00:21:31.320 --> 00:21:32.800
‫مایا پری دریایی.

00:21:34.320 --> 00:21:36.840
‫مایا پری دریایی ته دریا میخوابه.

00:21:39.160 --> 00:21:42.520
‫مثل هر روز صبح، ماهی ساعتی میاد بیدارش کنه.

00:21:45.080 --> 00:21:49.000
‫ولی این صبح، یه اتفاق فوق العاده میفته.

00:22:05.280 --> 00:22:09.040
‫چندین سالای بود که ماهی ساعتی
‫رقص رنگها رو انجام نداده بود.

00:22:09.240 --> 00:22:12.520
‫مایا پری دریایی میخواست فورا
‫به دوستای ماهیش بگه.

00:22:15.120 --> 00:22:17.640
‫‏"ماهی ساعتی رقص رنگ ها رو انجام داد!"

00:22:19.440 --> 00:22:22.920
‫ولی ماهی ها نمیشنون، حرف نمیزنن

00:22:23.120 --> 00:22:24.880
‫و هیچی نمیفهمن.

00:22:25.640 --> 00:22:27.560
‫‏"ماهی ساعتی..."

00:22:28.160 --> 00:22:31.120
‫مایا پری دریایی نمیتونست
‫داستانشو تعریف کنه.

00:22:36.960 --> 00:22:40.690
‫‏"من یه جنگل زیر دریا دیدم
‫با پرنده هایی که پرواز میکردن."

00:22:47.640 --> 00:22:50.040
‫‏"یه رنگین کمون از یه صدف اومد بیرون!"

00:22:51.560 --> 00:22:55.680
‫یه روز، اون یه لاشه
‫کشتی ته دریا پیدا میکنه.

00:22:56.880 --> 00:22:59.160
‫‏"من یه لاشه کشتی کنارم پیدا کردم."

00:23:01.160 --> 00:23:03.960
‫مایا نمیتونه داستان هاشو به کسی بگه.

00:23:07.160 --> 00:23:09.200
‫تصمیم میگیره تنهایی بره دیدنش.

00:23:21.320 --> 00:23:23.240
‫مایا پری دریایی چشماش رو میبنده

00:23:23.440 --> 00:23:26.440
‫و لباسایی که با جواهرات
‫میتونه درست کنه رو تصور میکنه.

00:23:32.544 --> 00:23:36.104
‫با دیدن نورهای گنج، همه ماهی ها میان.

00:23:36.304 --> 00:23:37.944
‫اونا همه جواهرات رو میخورن.

00:23:38.144 --> 00:23:40.224
‫برای اونا، طعم آب نبات میدن.

00:23:42.184 --> 00:23:43.464
‫اونا میخورن.

00:23:51.584 --> 00:23:53.424
‫‏"جواهرات گنج منو دزدیدن،

00:23:53.624 --> 00:23:55.864
‫دیگه نمیتونم لباس شاهزاده درست کنم!

00:23:56.744 --> 00:23:58.904
‫کی گنج منو دزدید؟"

00:24:01.424 --> 00:24:05.624
‫‏"من نمیدونم، از بوگلو بپرس،
‫ماهی قرمز خال آبی."

00:24:06.584 --> 00:24:09.784
‫‏"اوه... ما فکر کردیم جعبه آب نباته."

00:24:10.304 --> 00:24:12.424
‫باورنکردنیه،
‫ماهی ها میتونستن حرف بزنن.

00:24:13.664 --> 00:24:15.424
‫وقتی جواهرات رو خوردن،

00:24:15.624 --> 00:24:19.224
‫اونا رفتن تو مغزشون،
‫بهشون قدرت حرف زدن دادن.

00:24:19.424 --> 00:24:21.784
‫‏"لا، لا، لا، لا..."

00:24:23.224 --> 00:24:26.144
‫‏"سلام، گلوگلو." ‏"حالت خوبه؟"

00:24:27.184 --> 00:24:30.184
‫‏"میای تولدم؟"
‫‏"بادکنک هم هست؟"

00:24:30.384 --> 00:24:32.304
‫‏"من دوچرخه دارم."
‫‏"میریم پارک؟"

00:24:32.504 --> 00:24:34.384
‫‏"من شورت میپوشم."

00:24:34.584 --> 00:24:36.184
‫‏"و لباس من!"

00:24:36.784 --> 00:24:37.504
‫بعدش...

00:24:38.264 --> 00:24:39.824
‫این اتفاق افتاد.

00:24:47.460 --> 00:24:49.594
‫[ پایان ]

00:25:08.064 --> 00:25:09.984
‫‏- مامان داره میره سفر.

00:25:13.464 --> 00:25:14.664
‫‏- مامان...

00:25:15.584 --> 00:25:16.464
‫داره میره سفر...

00:25:18.064 --> 00:25:19.344
‫برای دو روز...

00:25:20.504 --> 00:25:21.584
‫به استکهلم.

00:25:22.544 --> 00:25:25.704
‫مایا با بوم بوم و پامپا تو خونه میمونه.

00:26:24.304 --> 00:26:25.264
‫‏"بالاخره.

00:26:27.944 --> 00:26:29.944
‫لعنت، وقت برگشتنه."

00:26:55.784 --> 00:26:56.944
‫‏"چطور بود؟"

00:26:57.984 --> 00:26:59.224
‫‏"عالی بود."

00:27:15.683 --> 00:27:16.723
‫‏"مایا؟"

00:27:17.657 --> 00:27:18.737
‫‏"بله، بابا؟"

00:27:19.910 --> 00:27:21.870
‫‏"برگرد، نمیتونم ببینمت."

00:27:22.703 --> 00:27:24.143
‫‏"من دارم یه آزمایش میکنم."

00:27:24.964 --> 00:27:27.444
‫‏"عنوان کارتون بعدی رو بهم بده."

00:27:27.944 --> 00:27:30.264
‫‏"من دیگه نمیخوام برام کارتون درست کنی."

00:27:31.320 --> 00:27:33.280
‫‏"دیگه کارتون برای مایا درست نمیکنی؟"

00:27:34.360 --> 00:27:36.280
‫‏"پس من تو زندگیم چیکار کنم؟"

00:27:44.480 --> 00:27:46.280
‫‏"کارتون میخواید؟"

00:27:47.160 --> 00:27:48.800
‫‏"نه، ممنون."

00:27:50.920 --> 00:27:52.680
‫‏"کارتون میخواید؟"

00:27:53.920 --> 00:27:54.840
‫‏"نه."

00:27:59.480 --> 00:28:01.040
‫‏"تو کارتون میخوای؟"

00:28:04.520 --> 00:28:06.480
‫‏"چرا بهش گفتم نه؟

00:28:07.400 --> 00:28:08.440
‫بابا!

00:28:10.360 --> 00:28:13.120
‫نظرم عوض شد، من کارتون میخوام."

00:28:13.320 --> 00:28:15.280
‫‏"نه، مایا. تو گفتی نه."

00:28:18.960 --> 00:28:20.560
‫‏"کارتون میخواید؟

00:28:28.080 --> 00:28:29.840
‫‏"کارتون میخواید؟"

00:28:30.360 --> 00:28:31.440
‫‏"نه."

00:28:35.040 --> 00:28:36.680
‫‏"کارتون میخواید؟"

00:28:37.480 --> 00:28:39.720
‫‏"آره، آره، آره."

00:28:58.120 --> 00:28:59.520
‫‏"دختر کوچولوی من!"

00:29:00.520 --> 00:29:02.040
‫‏"کارتون من!"

00:29:10.800 --> 00:29:12.200
‫یه فیلم از بابا.

00:29:15.600 --> 00:29:17.080
‫مایا همدلی داره،

00:29:17.280 --> 00:29:20.280
‫ولی نه تو حمومش.
‫بعدا، وقتی خوب خشک شد،

00:29:20.480 --> 00:29:23.680
‫اون دوباره نظرش رو عوض کرد،
‫و اسمها ادامه پیدا کردن.

00:29:23.880 --> 00:29:25.440
‫اینم یه اسم کاملا عجیب...

00:29:25.640 --> 00:29:27.240
‫‏- مایا تو دریا...

00:29:27.800 --> 00:29:28.840
‫اوه...

00:29:34.680 --> 00:29:36.560
‫با یه بطری...

00:29:38.600 --> 00:29:39.320
‫سس کچاپ.

00:29:46.730 --> 00:29:50.037
‫[ مایا با یه بطری سس کچاب در دریا ]

00:29:50.946 --> 00:29:53.717
‫[ کارخونه کچاپ ]

00:29:56.111 --> 00:30:01.635
‫[ گوجه، شکر، نمک، ادویه، مواد شیمیایی ]

00:30:03.760 --> 00:30:06.280
‫‏- مایا داره تولید سس کچاپ
‫.رو زیر نظر میگیره

00:30:08.200 --> 00:30:10.840
‫چون میخواد اونا رو با قایق به پاریس ببره.

00:30:41.000 --> 00:30:43.720
‫ما وسط دریا هستیم،
‫مایا داره قایق رو میرونه.

00:30:43.920 --> 00:30:46.920
‫کلاهش روی کلاه کارخونش
‫هست، اینجوری راحت تره.

00:30:47.120 --> 00:30:49.640
‫ما هزاران بطری سس کچاپ رو میبینیم.

00:30:49.840 --> 00:30:52.720
‫کاپیتان بوم بوم
‫و کاپیتان مامان وارد میشن.

00:30:52.920 --> 00:30:55.120
‫فرمانده مایا. ‏"استراحت."

00:30:55.480 --> 00:30:58.160
‫‏"از راه شمال بریم یا از راه جنوب؟"

00:30:58.920 --> 00:31:00.160
‫نقشه جهان.

00:31:01.920 --> 00:31:04.280
‫‏"راه شمال سریع تره."

00:31:05.720 --> 00:31:08.480
‫‏"اگه اجازه بدین، تو این فصل،

00:31:08.680 --> 00:31:10.640
‫صدها تکه یخ شناور هست،

00:31:10.840 --> 00:31:13.240
‫ممکنه به یکیشون بخوریم، خیلی خطرناکه.

00:31:13.440 --> 00:31:15.320
‫راه جنوب امن تره."

00:31:16.000 --> 00:31:18.120
‫‏"ما از راه شمال میریم!"

00:31:25.240 --> 00:31:26.960
‫راه شمال.

00:31:37.840 --> 00:31:42.160
‫‏"لعنت، بوم بوم و مامان راست میگفتن،
‫اینجا پر از تکه یخه."

00:31:47.040 --> 00:31:49.280
‫‏"یه بطری سس کچاپ تو دریا!"

00:31:52.120 --> 00:31:54.480
‫‏"خواهش میکنم، ماهی کچاپ خور نیاد!"

00:31:59.640 --> 00:32:01.320
‫‏"این یه فاجعه است!"

00:32:02.080 --> 00:32:03.640
‫‏"خیلی بده، فرمانده؟"

00:32:03.840 --> 00:32:07.560
‫این سس کچاپ خیلی غلیظه،
‫همه دریاها رو تسخیر میکنه.

00:32:08.240 --> 00:32:13.080
‫پرنده ها قرمز میشن،
‫خونه ها هم، حتی آدمها.

00:32:13.280 --> 00:32:16.560
‫این یه سونامی قرمزه، یه فاجعه جهانی."

00:32:16.760 --> 00:32:19.160
‫‏"چیکار میتونیم بکنیم؟ تمیزش کنیم؟"

00:32:20.120 --> 00:32:22.080
‫‏"شما نمیتونید همه دریاها رو تمیز کنید.

00:32:22.960 --> 00:32:24.760
‫سس کچاپ چی دوست داره؟

00:32:25.280 --> 00:32:26.544
‫سیب زمینی سرخ کرده.

00:32:27.240 --> 00:32:29.080
‫سیب زمینی سرخ کرده چی دوست داره؟

00:32:29.960 --> 00:32:31.280
‫سس کچاپ!

00:32:31.840 --> 00:32:35.280
‫با سیب زمینی سرخ کرده تو دریا،
‫سس کچاپ به اونا میچسبه،

00:32:35.480 --> 00:32:38.360
‫ما سیب زمینی سرخ کرده ها رو
‫از آب میگیریم و دریا تمیز میشه."

00:32:38.560 --> 00:32:41.120
‫‏"باید هزاران تا داشته باشیم،
‫از کجا میتونی پیداشون کنی؟"

00:32:41.320 --> 00:32:43.680
‫‏"250 میلیارد سیب زمینی سرخ کرده،
‫من شمردمشون.

00:32:43.880 --> 00:32:46.760
‫من میرم پیش پادشاه بلژیک،
‫اون کشور سیب زمینی سرخ کرده‌ست.

00:32:47.240 --> 00:32:49.400
‫هلیکوپتر منو آماده کنید،
‫من میرم یه دوش بگیرم."

00:32:49.600 --> 00:32:51.120
‫‏"بله، فرمانده مایا."

00:32:51.720 --> 00:32:56.640
‫حالا،مایا کلاه هلیکوپترش رو روی
‫کلاه نا خدا و روی کلاه کارخونش گذاشت.

00:33:01.760 --> 00:33:03.040
‫فاجعه...

00:33:04.000 --> 00:33:05.080
‫زیست محیطی.

00:33:05.569 --> 00:33:07.209
‫[ پرچم بلژیک ]

00:33:07.520 --> 00:33:10.440
‫مایا تو قصر پادشاه بلژیک فرود میاد.

00:33:11.360 --> 00:33:13.600
‫وقتی میرسه،
‫یه آقایی یه کلاه بهش میده.

00:33:13.800 --> 00:33:15.920
‫برای دیدن پادشاه
‫باید خوب لباس پوشید.

00:33:16.120 --> 00:33:17.960
‫‏"عجیبه، این آقا قرمزه.

00:33:18.160 --> 00:33:21.280
‫حتما تو سس کچاپ
‫تو تعطیلات تو دریا شنا کرده.

00:33:21.480 --> 00:33:23.000
‫مامان، خوندن تموم شد؟

00:33:23.200 --> 00:33:25.560
‫میشه ادامه بدیم؟
‫من تو ورودی حوصله ام سر رفته."

00:33:26.640 --> 00:33:28.080
‫پادشاه بلژیک.

00:33:28.280 --> 00:33:31.960
‫رئیس جمهور فرانسه هم اومده
‫که البته خونه‌اش همون بغله.

00:33:32.160 --> 00:33:35.480
‫‏"پس شما میگید که همه
‫دریاها قرمز میشن،

00:33:35.680 --> 00:33:38.200
‫ولی قرمز چه رنگی؟
‫قرمز کچاپ، اعلیحضرت.

00:33:38.400 --> 00:33:41.360
‫‏"ولی من یه نقشه دارم."
‫‏"فلن؟ من خیلی دوست دارم."

00:33:41.560 --> 00:33:43.960
‫‏"نه، یه نقشه که میتونه نجاتمون بده.

00:33:44.160 --> 00:33:46.040
‫من 250 میلیارد
‫سیب زمینی سرخ کرده نیاز دارم،

00:33:46.240 --> 00:33:48.640
‫و بلژیک کشور سیب زمینی سرخ کرده است."

00:33:48.840 --> 00:33:51.800
‫‏"250 میلیارد سیب زمینی سرخ کرده؟
‫خیلی زیاده."

00:33:52.000 --> 00:33:55.720
‫‏"من میتونم برج ایفل رو پیشنهاد بدم،
‫ولی به دردتون نمیخوره."

00:33:56.200 --> 00:33:57.800
‫مایا میگه: "هیچوقت معلوم نیست."

00:33:58.000 --> 00:34:01.520
‫پیداش کردم! ما میریم پیش پامپا لا فریتا.

00:34:01.720 --> 00:34:04.440
‫اون همه رستوران سیب زمینی سرخ
‫کرده رو داره، اون به ما کمک میکنه."

00:34:04.640 --> 00:34:08.440
‫با هلیکوپتر مایا،
‫اونا میرن پیش پامپا لا فریتا.

00:34:09.200 --> 00:34:11.320
‫من هیچ رستوران پامپا لا فریتا نمیبینم."

00:34:11.520 --> 00:34:14.400
‫عادیه، اونا یه ثانیه دیگه باز میکنن."

00:34:15.480 --> 00:34:16.400
‫آها، باشه."

00:34:20.600 --> 00:34:23.760
‫دفترهای پامپا
‫تو بلندترین ساختمون هستن،

00:34:23.960 --> 00:34:26.080
‫اونا باید کلی آسانسور سوار شن.

00:34:26.520 --> 00:34:28.640
‫اونا هی دکمه رو اشتباه میزنن.

00:34:34.360 --> 00:34:38.080
‫ما 250 میلیارد سیب زمینی
‫سرخ کرده نیاز داریم، پامپا عزیز."

00:34:38.280 --> 00:34:40.600
‫پس، با یه یورو برای هر سیب زمینی سرخ کرده،

00:34:40.800 --> 00:34:45.200
‫میشه... 250 میلیارد ضربدر
‫یه یورو برابر میشه با...

00:34:45.600 --> 00:34:48.800
‫‏250 میلیارد یورو. عجب، همون عدده."

00:34:49.000 --> 00:34:52.280
‫ما پول نداریم.
‫این برای نجات دریاهاست."

00:34:52.480 --> 00:34:54.800
‫آها، اگه برای نجات زمینه...

00:34:55.000 --> 00:34:58.920
‫‏250 میلیارد منهای 250 میلیارد میشه...

00:34:59.120 --> 00:35:00.560
‫‏0. پس این..."

00:35:00.760 --> 00:35:01.760
‫مجانیه!

00:35:02.360 --> 00:35:03.880
‫عالیه، ممنون."

00:35:04.480 --> 00:35:06.560
‫میاید کارخونه
‫سیب زمینی سرخ کرده منو ببینید؟"

00:35:06.760 --> 00:35:08.440
‫ممنون، ولی ما باید بریم."

00:35:08.640 --> 00:35:11.040
‫میاید کارخونه منو ببینید!"

00:35:11.626 --> 00:35:14.320
‫سیب زمینی از اینجا میاد تو،
‫سیب زمینی سرخ کرده از اینجا میره بیرون.

00:35:14.520 --> 00:35:17.640
‫سیب زمینی از اینجا میاد تو،
‫سیب زمینی سرخ کرده از اینجا میره بیرون.

00:35:18.000 --> 00:35:20.840
‫سیب زمینی از اینجا میاد تو،
‫سیب زمینی سرخ کرده از اینجا میره بیرون.

00:35:21.040 --> 00:35:24.507
‫سیب زمینی سرخ کرده از اینجا میره بیرون،
‫سیب زمینی سرخ کرده از اینجا میره بیرون..."

00:35:28.040 --> 00:35:30.480
‫بدتر شد: سس کچاپ از رودخونه ها بالا میاد

00:35:30.680 --> 00:35:32.720
‫و تو پاریس، رود سن قرمزه.

00:35:38.160 --> 00:35:40.560
‫بالاخره، برج ایفل به یه دردی میخوره.

00:35:40.760 --> 00:35:44.200
‫پامپا لا فریتا یه توپ سیب زمینی
‫سرخ کرده روش نصب کرده.

00:35:56.240 --> 00:35:59.560
‫ایده مایا جواب میده!
‫سیب زمینی سرخ کرده سس کچاپ رو میگیره.

00:35:59.760 --> 00:36:01.120
‫موزیک پیروزی

00:36:01.320 --> 00:36:04.000
‫سیب زمینی سرخ کرده
‫قرمزه و دریا تمیزه.

00:36:07.480 --> 00:36:10.960
‫ولی با این همه سیب زمینی سرخ
‫کرده قرمز شناور چیکار کنیم؟

00:36:11.160 --> 00:36:14.040
‫بازم، فرمانده مایا راه حل رو پیدا کرده.

00:36:14.800 --> 00:36:16.000
‫خیلی باحال!

00:36:18.160 --> 00:36:22.680
‫او یک آبکش بزرگ قدیمیِ مامان کاپیتان رو
‫به هلیکوپترش آویزون کرد.

00:36:24.939 --> 00:36:27.480
‫سر وقت ناهار،
‫مایا سیب زمینی سرخ کرده ها رو...

00:36:27.680 --> 00:36:29.440
‫تو همه آشپزخونه های پاریس پخش میکنه.

00:36:44.400 --> 00:36:47.480
‫من عاشق کچو کچو پامپا لا فریتام !"

00:36:47.680 --> 00:36:51.280
‫سس کچاپ تو سیب زمینی سرخ کرده است،
‫پس انگشتا تمیز میمونن.

00:36:52.640 --> 00:36:54.960
‫بعد از اینکه نزدیک بود زمین رو نابود کنه،

00:36:55.160 --> 00:36:57.160
‫مایا تونست دریاها رو از سس کچاپ نجات بده.

00:37:00.360 --> 00:37:02.845
‫برای تشکر ازش، پادشاه بلژیک،

00:37:02.869 --> 00:37:05.480
‫کشور سیب زمینی سرخ کرده،
‫تاجش رو بهش هدیه داد.

00:37:10.200 --> 00:37:11.800
‫‏- مایا و نَنو

00:37:12.000 --> 00:37:13.640
‫مایا و نَنو

00:37:13.840 --> 00:37:15.720
‫مایا و نَنو

00:37:15.920 --> 00:37:17.440
‫مایا و نَنو

00:37:17.640 --> 00:37:19.240
‫مایا و نَنو

00:37:19.440 --> 00:37:20.920
‫مایا و نَنو

00:37:21.120 --> 00:37:24.280
‫مایا و نَنو

00:37:25.720 --> 00:37:28.640
‫‏- تو سال 2020، پامپا لا فریتا
‫پادشاه سیب زمینی سرخ کرده بود

00:37:28.840 --> 00:37:30.000
‫تو کل دنیا.

00:37:32.800 --> 00:37:35.720
‫ولی یه بدبختی به شکل یه ویروس اومد.

00:37:36.840 --> 00:37:39.120
‫همه باید ماسک میزدن.

00:37:39.880 --> 00:37:42.400
‫دیگه هیچکس نمیتونست
‫سیب زمینی سرخ کرده بخوره.

00:37:45.080 --> 00:37:46.440
‫به خاطر ماسک ها،

00:37:46.640 --> 00:37:49.240
‫پامپا مجبور شد همه رستوران
‫های سیب زمینی سرخ کرده شو ببنده.

00:37:55.400 --> 00:37:57.200
‫این پایان سیب زمینی سرخ کرده ها بود.

00:37:59.080 --> 00:38:01.600
‫پامپا لا فریتا ناامید شده بود.

00:38:02.400 --> 00:38:05.520
‫از بس عصبی بود، جورابشو میخاروند.

00:38:06.640 --> 00:38:09.600
‫تو تلویزیون،
‫یه گزارش از تعطیلات ساحلی پخش میشد.

00:38:10.120 --> 00:38:11.880
‫هیچکدوم سیب زمینی سرخ کرده نمیخوردن.

00:38:13.360 --> 00:38:16.160
‫آخرش یه تیکه از پشم جورابشو کند

00:38:16.920 --> 00:38:19.440
‫و یه گلوله نخ تو دستش بود.

00:38:19.880 --> 00:38:23.360
‫به خودش گفت که تعطیلات گذرونها
‫روی سنگ‌ها دراز کشیدن،

00:38:23.560 --> 00:38:24.800
‫حتما درد داره.

00:38:28.320 --> 00:38:29.680
‫مشکل سنگ‌ها.

00:38:30.880 --> 00:38:34.600
‫بدون اینکه فکر کنه، پامپا
‫لامپ و تلفن رو دورش پیچید.

00:38:35.320 --> 00:38:36.480
‫یه ایده به ذهنش رسید.

00:38:50.240 --> 00:38:52.160
‫پامپا راه حل رو پیدا کرده بود.

00:38:53.560 --> 00:38:57.080
‫‏"من تخت های طنابی درست میکنم
‫که به درختا وصل میشن.

00:38:57.640 --> 00:38:59.040
‫اسم اونا رو میذارم...

00:38:59.640 --> 00:39:01.680
‫مرد دراز کشیده

00:39:01.880 --> 00:39:05.280
‫‏"اما همچنین راحت.

00:39:06.440 --> 00:39:07.480
‫‏"نَنو."

00:39:10.600 --> 00:39:14.720
‫اول، باید خیلی، خیلی زیاد نخ میخرید.

00:39:15.280 --> 00:39:16.520
‫‏"من همه رو میخرم."

00:39:57.120 --> 00:39:59.480
‫کامیون با سرعت پر از نَنو شد.

00:40:08.440 --> 00:40:11.316
‫بالاخره، مایا به ساحل
‫گزارش شده با سنگ ها رسید.

00:40:11.749 --> 00:40:13.760
‫اون یکیشو امتحان کرد.

00:40:19.095 --> 00:40:22.040
‫همه تعطیلات گذرونها
‫میخواستن نَنو رو امتحان کنن.

00:40:30.200 --> 00:40:32.480
‫اونا یه صف درست کردن تا خود ماه.

00:40:40.160 --> 00:40:43.160
‫سنجاب ها از فرصت استفاده کردن
‫و همه نَنو ها رو برداشتن.

00:40:54.120 --> 00:40:56.600
‫تو این لحظه از ماجراجویی، ما داریم...

00:41:03.520 --> 00:41:05.960
‫‏100 سنجاب روی 100 نَنو...

00:41:06.560 --> 00:41:08.600
‫یه صف از تعطیلات گذرونها تا خود ماه...

00:41:09.480 --> 00:41:11.680
‫و مایا اون پایینِ پایین، جیغ میکشه.

00:41:12.320 --> 00:41:14.520
‫بوم بوم و پامپا نگران...

00:41:15.040 --> 00:41:17.440
‫مامان... یه جایی.

00:41:18.640 --> 00:41:20.720
‫این داستان میخواد کجا بره؟

00:41:21.840 --> 00:41:24.160
‫این دقیقا همینطوری اتفاق افتاد:

00:41:26.240 --> 00:41:29.240
‫اونا  با موتور قدیمی پامپا رفتن دنبال مایا،

00:41:29.600 --> 00:41:31.200
‫چون مایا کامیون رو برده بود.

00:41:31.417 --> 00:41:33.763
‫FRANCOFILMS@

00:41:34.000 --> 00:41:36.560
‫اونا ساحل تعطیلات گذرونها رو راحت پیدا کردن.

00:41:40.640 --> 00:41:42.640
‫بوم بوم، پامپا!"

00:41:43.960 --> 00:41:46.680
‫مایا له شده!" ‏"یه فکری دارم.

00:41:47.200 --> 00:41:49.480
‫زود باشین، یه هواپیمای
‫مَشتی برام آماده کنید!"

00:41:50.600 --> 00:41:52.960
‫بوم بوم یاد گرفته بود
‫چطوری این هواپیماها رو برونه

00:41:53.160 --> 00:41:55.240
‫برای حمل
‫کیف دیپلماتیک.

00:42:04.895 --> 00:42:08.400
‫وقتی افتادن، تعطیلات گذرونها
‫باعث شدن فندق ها بیفتن.

00:42:36.560 --> 00:42:39.240
‫نگاه کن، پامپا،
‫همه نَنو رو دوست دارن."

00:42:39.520 --> 00:42:40.960
‫پولش رو ازشون گرفتی؟"

00:42:41.360 --> 00:42:44.080
‫اوه نه!
‫من کاملا فراموش کردم!"

00:42:44.560 --> 00:42:48.000
‫مهم نیست. من خوشحالم
‫که مردم نَنو ها رو دوست دارن."

00:42:54.960 --> 00:42:58.400
‫وقتی به کارخونه رسیدن،
‫یه سورپرایز منتظرشون بود.

00:42:59.920 --> 00:43:02.800
‫صدها نفر میخواستن نَنو بخرن.

00:43:03.200 --> 00:43:06.240
‫حالا، باید کلی نَنو درست میکردن.

00:43:08.480 --> 00:43:09.640
‫من همه رو میخرم!"

00:43:33.320 --> 00:43:34.960
‫همه پول نَنوشون رو میدادن.

00:43:35.160 --> 00:43:37.880
‫و مایا بود که پول رو تو صندوق میذاشت.

00:43:39.000 --> 00:43:41.240
‫ولی مامان تو این داستان چیکار میکرد؟

00:43:42.680 --> 00:43:45.960
‫اون همه نَنو ها رو امتحان میکرد
‫تا ببینه محکم هستن یا نه.

00:44:00.320 --> 00:44:04.720
‫من مایا پلیس و سه تا گربه میخوام!"

00:44:06.360 --> 00:44:08.600
‫ماشین من!

00:44:09.600 --> 00:44:12.080
‫تو این داستان، ما قراره با ...

00:44:12.280 --> 00:44:14.720
‫مایا پلیس، نیروی مایا ملاقات کنیم.

00:44:14.920 --> 00:44:16.840
‫سه تا گربه دزد:

00:44:17.040 --> 00:44:20.600
‫نیروی 1، بومپاف،
‫اون دستکش بوکس داشت.

00:44:21.000 --> 00:44:22.920
‫نیروی 2، شارتو.

00:44:23.120 --> 00:44:25.160
‫اون یه چکش ته دمش داشت.

00:44:25.720 --> 00:44:29.440
‫نیروی 3، کروکروک.
‫اون یه دهن خیلی بزرگ داشت.

00:44:30.920 --> 00:44:34.480
‫داستان ما با یه زنگ هشدار
‫تو شب شروع میشه...

00:44:35.760 --> 00:44:38.360
‫زنگ هشدار به صدا در میاد.

00:44:56.000 --> 00:44:57.320
‫برو، برو، برو!"

00:45:05.200 --> 00:45:06.640
‫تلفن بومپاف...

00:45:06.840 --> 00:45:09.226
‫بهش نشون میداد کجا چه چیزایی
‫رو تو پاریس بدزده.

00:45:11.960 --> 00:45:14.280
‫یه کنسرو ساردین
‫تو خیابون ویلیه شماره 25.

00:45:14.920 --> 00:45:18.160
‫زود باش، نیروی ببر، خیابون
‫ویلیه شماره 25، ساردین هست."

00:45:26.400 --> 00:45:29.200
‫خب، ساردین ها
‫تو این یخچال خیلی بزرگ هستن."

00:45:31.640 --> 00:45:33.080
‫و درش قفله."

00:45:33.680 --> 00:45:35.720
‫قرار نیست زیاد  قفل بمونه."

00:45:44.320 --> 00:45:46.200
‫سخت تر از اونی بود که فکرشو میکردم."

00:45:48.320 --> 00:45:50.920
‫ببینیم جلوی چکش دُمیم مقاومه یا نه."

00:45:58.520 --> 00:46:01.880
‫خب، بذارید من انجامش بدم.
‫من میخوام حالشو بگیرم،

00:46:02.080 --> 00:46:03.880
‫با دهن گشادم!"

00:46:09.320 --> 00:46:11.600
‫و اینم از این، یخچال خالی شد."

00:46:12.080 --> 00:46:13.960
‫با این همه زحمتی که کشیدیم."

00:46:14.840 --> 00:46:16.280
کنسرو ساردین!"

00:46:17.200 --> 00:46:19.840
‫تکون نخور وگرنه میفته
‫تو شکمت!"

00:46:20.040 --> 00:46:22.000
‫قورتش دادی!"

00:46:30.040 --> 00:46:31.880
‫پلیس! زود باشین، بریم."

00:46:36.440 --> 00:46:37.520
‫پنجه‌ها بالا!"

00:46:41.480 --> 00:46:43.840
‫شما چی از این خونه دزدیدید؟"

00:46:44.040 --> 00:46:45.920
‫هیچی، یه کنسرو ساردین."

00:46:46.120 --> 00:46:47.880
‫ولی کروکروک خوردش."

00:46:48.080 --> 00:46:52.560
‫خب، تریلی فیلیتون رو خالی کنید.
‫میخوایم ببینیم چی از بانک دزدیدید."

00:46:58.720 --> 00:47:00.080
‫موش؟

00:47:00.280 --> 00:47:03.000
‫چی؟ شما از یه بانک موش دزدیدید؟"

00:47:03.200 --> 00:47:05.080
‫آره خب،
‫ما اسکناس نمیخوریم."

00:47:05.600 --> 00:47:07.360
‫یه کابل کامپیوتر؟

00:47:07.560 --> 00:47:09.640
‫بیا، من همه رو میبرم."

00:47:18.920 --> 00:47:22.640
‫- چرا کابل‌ها رو می‌دزدین؟"
‫- ‏"ما عاشق جویدنشونیم."

00:47:27.800 --> 00:47:29.520
‫‏"همه از ماشین پیاده شین!"

00:47:31.640 --> 00:47:33.280
‫‏"ما کاری نکردیم."

00:47:33.600 --> 00:47:35.760
‫‏"مایا، تفنگت رو بنداز زمین."

00:47:40.840 --> 00:47:44.840
‫‏"این یه تفنگ قلابیه
‫و این یه پلیس قلابیه."

00:47:47.880 --> 00:47:49.920
‫‏"همه تو کامیونت.

00:47:50.400 --> 00:47:51.800
‫‏"همه رو سوار می‌کنیم."

00:47:52.000 --> 00:47:53.400
‫فیل خرطوم می‌کشه.

00:48:00.360 --> 00:48:01.680
‫تو کامیونت.

00:48:02.080 --> 00:48:04.440
‫‏"مایا، تو یه پلیس قلابی هستی؟"

00:48:04.640 --> 00:48:05.480
‫‏"آره."

00:48:06.120 --> 00:48:08.360
‫‏"یه دزدی که دزدها رو می‌دزده؟"

00:48:09.000 --> 00:48:09.920
‫‏"آره."

00:48:19.320 --> 00:48:22.560
‫-‏"تو کیفت چیه؟"
‫-‏"هیچی، می‌بینی."

00:48:37.760 --> 00:48:40.240
‫‏"دست‌ها بالا، شما پلیس‌های قلابی هستین!"

00:48:40.440 --> 00:48:42.360
‫‏"نه، شماها قلابی هستید، ما یه تفنگ داریم."

00:48:42.560 --> 00:48:44.440
‫‏"یه تفنگ آب‌پاش پلاستیکی."

00:48:45.160 --> 00:48:46.880
‫‏"و شما، شما موز دارین."

00:48:47.560 --> 00:48:49.760
‫‏"آره؟ این ابر رو نگاه کن."

00:48:56.480 --> 00:48:58.200
‫‏"همه شما رو دستگیر می‌کنیم، بزن بریم."

00:49:02.560 --> 00:49:06.000
‫‏"همه رو سوار می‌کنیم، میریم
‫زندان پلیس‌های قلابی."

00:49:11.985 --> 00:49:15.152
‫[ پلیس واقعیِ واقعی ]

00:49:17.160 --> 00:49:19.520
‫تو کامیون پلیس‌های واقعیِ واقعی.

00:49:19.720 --> 00:49:21.840
‫‏"شما هم پلیس‌های قلابی هستین؟"

00:49:22.520 --> 00:49:25.960
‫-‏"ما دزدهای واقعی هستیم."
‫-‏"و ما دزدیده شده‌های واقعی."

00:49:30.560 --> 00:49:33.240
‫زندان پلیس‌های قلابی.
‫هیچوقت ازش بیرون نمیایم.

00:49:33.440 --> 00:49:36.440
‫نگهبان‌ها بازوهای بزرگ و سر مهره‌ای داشتن.

00:49:44.520 --> 00:49:47.400
‫‏"رسیدیم زندان، همه پیاده شین."

00:49:50.400 --> 00:49:51.920
‫‏"دست‌ها بالا!"

00:49:52.800 --> 00:49:56.080
‫‏"حتی راننده‌های زن. شما
‫هم پلیس‌های قلابی هستید.

00:49:56.280 --> 00:49:58.000
‫‏"شما با موز شلیک می‌کنین

00:49:58.200 --> 00:50:00.463
‫‏"و این یه کامیون زباله بازسازی شده‌ست."

00:50:00.560 --> 00:50:03.760
‫سرهای مهره‌ای قدرت کاراته رو داشتن.

00:50:03.960 --> 00:50:05.640
‫با اونا، بحث کردن فایده نداره.

00:50:07.560 --> 00:50:09.160
‫‏"با ورزش، مثل همه."

00:50:09.720 --> 00:50:13.280
‫پلیس‌های قلابی زندانی
‫همیشه ورزش می‌کردن.

00:50:14.680 --> 00:50:16.600
‫ناگهان...

00:50:20.280 --> 00:50:22.240
‫کل زندان تو آسمون بلند شد.

00:50:22.440 --> 00:50:25.320
‫‏"یه غول زندان رو بلند کرده
‫و داره می‌برتش تو شهر."

00:50:25.720 --> 00:50:28.080
‫در واقع، سرهای مهره‌‌ای ترسو بودن.

00:50:29.840 --> 00:50:31.760
‫‏"این زندان قلابیه،

00:50:31.960 --> 00:50:34.920
‫‏"من دارم می‌برمش به زندان زندان‌های قلابی."

00:50:37.200 --> 00:50:41.120
‫پلیس‌های قلابی بدون توجه به هیچی
‫داشتن ورزش می‌کردن.

00:50:41.600 --> 00:50:43.480
‫‏"از این فرصت استفاده کنیم و فرار کنیم."

00:50:47.560 --> 00:50:51.080
‫‏"کروکروک، تو دیوار زندان رو می‌خوری
‫تا ما بتونیم بریم بیرون.

00:50:51.280 --> 00:50:54.680
‫‏"شارتو، تو سر ربات رو با دُم چکشیت می‌کوبی.

00:50:54.880 --> 00:50:57.880
‫‏"بومپاف، تو سوراخ‌های بینیش
‫رو با دستکش‌های بوکسیت می‌گیری.

00:50:58.440 --> 00:51:01.680
‫‏"پلیس‌های قلابی ، جلوی
‫چشماش برقصین تا گیج بشه.

00:51:03.240 --> 00:51:05.120
‫‏"ما، ما گوشاش رو می‌گیریم.

00:51:05.320 --> 00:51:09.080
‫‏"نیروی بَبر، من رو بِبر روی سرش
‫تا همه چیزو زیر نظر داشته باشم."

00:51:09.280 --> 00:51:10.680
‫‏"ما چیکار کنیم؟"

00:51:10.880 --> 00:51:13.040
‫‏"پاشو قلقلک بدین تا بیفته."

00:51:13.240 --> 00:51:15.480
‫‏"وقتی افتاد
‫چطوری بلندش کنیم؟"

00:51:15.960 --> 00:51:17.200
‫‏"با این!"

00:51:21.680 --> 00:51:23.240
‫‏"تروپی!"

00:51:23.600 --> 00:51:25.920
‫‏"از مغازه پشت چراغ قرمز برداشتیشون؟"

00:51:26.280 --> 00:51:27.000
‫فلش بک.

00:51:27.200 --> 00:51:29.920
‫یه فلش بک یه لحظه
‫از گذشته‌ست که دوباره می‌بینیم.

00:51:33.960 --> 00:51:36.800
‫پس تو یه دزد واقعی هستی، مثل ما."

00:51:37.000 --> 00:51:38.800
‫‏"بزن بریم، کروکروک، دیوار رو بخور."

00:51:42.040 --> 00:51:44.800
‫آفرین، کروکروک!
‫من میرم، شما دنبالم بیاین!"

00:51:47.360 --> 00:51:48.680
‫‏"زود باشین، بیاین!

00:51:49.720 --> 00:51:51.880
‫پلیس‌های قلابی: گوش‌ها!

00:51:52.960 --> 00:51:55.160
‫گربه‌ها: بینی و چکش.

00:51:55.920 --> 00:51:58.520
‫بومپاف بینی ربات رو گرفت.

00:51:58.720 --> 00:52:01.360
‫شارتو با چکش دُمیش
‫نمیذاشت فکر کنه.

00:52:01.560 --> 00:52:03.320
‫‏"دخترا، چشم‌ها!"

00:52:04.000 --> 00:52:06.240
‫اونا با رقصشون سرش رو می‌چرخوندن.

00:52:08.520 --> 00:52:10.040
‫ربات دیگه نمی‌تونست تحمل کنه.

00:52:13.680 --> 00:52:15.880
‫سرهای مهره‌ای فورا فرار کردن.

00:52:17.360 --> 00:52:18.480
‫موش‌ها!

00:52:19.520 --> 00:52:21.560
‫بعد موش‌ها حمله رو شروع کردن.

00:52:22.640 --> 00:52:25.400
‫اونا با سرعت پاهاش رو قلقلک دادن.

00:52:35.040 --> 00:52:36.880
‫‏"باید راه رو باز کنیم، زود باشین!

00:52:38.600 --> 00:52:39.800
‫تروپی!

00:52:40.000 --> 00:52:42.280
‫بالاخره، تروپی‌ها.

00:52:58.680 --> 00:53:03.440
‫تروپی‌ها راه رفتن،
‫راه رفتن، راه رفتن تا...

00:53:03.840 --> 00:53:04.680
‫دریا.

00:53:08.000 --> 00:53:10.800
‫ولی ربات غرق نشد،
‫مثل یه قایق شناور بود.

00:53:11.000 --> 00:53:14.280
‫و مایا و دوستاش؟
‫آیا از داستان خارج شدن؟

00:53:15.760 --> 00:53:16.720
‫ولی نه.

00:53:17.680 --> 00:53:20.000
‫اونا  با قایق رفته بودن سفر.

00:53:21.960 --> 00:53:22.920
‫و ببر؟

00:53:31.040 --> 00:53:33.080
‫برای پایان، یه یادگاری کوچیک...

00:53:33.280 --> 00:53:35.960
‫از زمان قرنطینه.
‫مایا و مامان، تو نورماندی،

00:53:36.160 --> 00:53:39.520
‫نزدیک دریا،
‫بابا تو لس آنجلس، نزدیک یه دریاچه.

00:53:39.720 --> 00:53:41.120
‫واکنش مایا...

00:53:41.760 --> 00:53:43.680
‫‏"بابا، تو بهتر از اونی که
‫فکر می‌کنی آواز می‌خونی."

00:53:46.400 --> 00:53:48.680
‫حیوانات جادویی.

00:53:53.600 --> 00:53:56.040
‫مایا و حیوانات جادویی.

00:54:01.800 --> 00:54:05.160
‫مایا، یایای کوچولوی من

00:54:05.360 --> 00:54:07.320
‫فسقلی کوچولوی من

00:54:08.600 --> 00:54:10.520
‫تو، تو یه خونه هستی...

00:54:10.720 --> 00:54:12.680
‫نزدیک دریا.

00:54:13.040 --> 00:54:15.080
‫من تو یه خونه هستم.

00:54:15.280 --> 00:54:17.320
‫خیلی نزدیک یه دریاچه.

00:54:17.520 --> 00:54:21.800
‫یه چیزه، به جز اینکه دوره.

00:54:22.000 --> 00:54:26.480
‫یه چیزه، به جز اینکه دوره.

00:54:26.680 --> 00:54:29.640
‫مایا، یایای کوچولوی من.

00:54:29.840 --> 00:54:31.960
‫دختر کوچولوی من.

00:54:33.360 --> 00:54:37.760
‫همه دوستات اومدن بهت سر بزنن.

00:54:37.960 --> 00:54:42.040
‫دیگه هیچی برای گفتن به ما ندارن
‫چون حرف نمی‌زنن.

00:54:42.480 --> 00:54:46.760
‫ولی حرکت می‌کنن و می‌پرن،
‫همچنین دور می‌زنن.

00:54:46.960 --> 00:54:51.320
‫ولی حرکت می‌کنن و می‌پرن،
‫همچنین دور می‌زنن.

00:54:51.520 --> 00:54:54.480
‫مایا، یایای کوچولوی من.

00:54:54.680 --> 00:54:56.880
‫دختر کوچولوی من.

00:55:06.040 --> 00:55:07.520
‫بردی برد.

00:55:13.000 --> 00:55:14.520
‫پونی بوی.

00:55:16.240 --> 00:55:19.320
‫مایا، یایای کوچولوی من.

00:55:19.520 --> 00:55:21.560
‫دختر کوچولوی من

00:55:34.680 --> 00:55:36.280
‫فِی اِریک.

00:55:42.240 --> 00:55:43.720
‫پاتورن.

00:55:46.920 --> 00:55:48.200
‫پُلی‌کاپ.

00:55:55.960 --> 00:55:57.600
‫الِترُمپ.

00:55:57.800 --> 00:56:00.320
‫مایا، یایای کوچولوی من.

00:56:00.520 --> 00:56:02.440
‫دختر کوچولوی من.

00:56:04.720 --> 00:56:06.240
‫شاتون.

00:56:12.240 --> 00:56:13.880
‫تورپاتول.

00:56:17.480 --> 00:56:19.120
‫تروتولِت.

00:56:25.440 --> 00:56:27.040
‫پِگازت.

00:56:30.000 --> 00:56:31.440
‫لاپاپن.

00:56:34.280 --> 00:56:36.800
‫و مایا!

00:56:37.772 --> 00:56:43.861
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

00:56:44.472 --> 00:56:50.184
‫[ ارائه‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@

00:56:50.779 --> 00:56:53.486
‫[ پایان ]

00:56:54.550 --> 00:56:58.334
‫فیلمی از:
‫[ بابام ]

00:57:01.645 --> 00:57:05.597
‫فیلمی از:
‫میشل گوندری

00:57:07.583 --> 00:57:15.572
‫FRANCOFILMS@
‫francofilmz@gmail.com
