1
00:00:52,835 --> 00:00:54,271
‫فقط می‌خوام یه توضیح کوچولو بدم

2
00:00:54,445 --> 00:00:56,317
‫درباره‌ی اینکه من کی‌ام، اگه نمی‌شناسید.

3
00:00:57,013 --> 00:01:00,147
‫من تو ۱۶ سالگی فهمیدم دیابت نوع ۱ دارم.

4
00:01:00,321 --> 00:01:03,541
‫همین باعث شد برم تو کار تناسب اندام.

5
00:01:03,715 --> 00:01:05,282
‫عاشق بدنسازی شدم.

6
00:01:05,456 --> 00:01:07,850
‫تو بدنسازی جوونا خیلی موفق بودم

7
00:01:08,024 --> 00:01:10,070
‫و یه بیزینس مربیگری شخصی فوق‌العاده ساختم

8
00:01:10,244 --> 00:01:13,856
‫از اطلاعاتی که تو دانشگاه یاد گرفتم.

9
00:01:14,030 --> 00:01:15,945
‫بعدش علاقه‌م به تغذیه رو بردم جلو

10
00:01:16,119 --> 00:01:18,687
‫و توانایی مدیریت دیابت و کل تجربه‌م رو

11
00:01:18,861 --> 00:01:22,343
‫و اولین دایره‌المعارف دنیا رو درباره‌ی دیابت و عضله‌سازی نوشتم.

12
00:01:22,517 --> 00:01:25,563
‫الان بزرگترین بیزینس تناسب اندام دنیا رو دارم، مسترمایند

13
00:01:25,737 --> 00:01:27,304
‫که به متخصصای تناسب اندام آموزش میده.

14
00:01:27,478 --> 00:01:30,438
‫بیشتر از ۵۰٪ از مشتری‌هامون بیزینس‌های چند صد هزار دلاری دارن

15
00:01:30,612 --> 00:01:33,745
‫و میشه گفت ما یه چیزایی درباره‌ی کمک به مشتری‌هامون برای پول درآوردن می‌دونیم.

16
00:01:33,919 --> 00:01:37,923
‫خلاصه، من اینجوری بزرگ نشدم که بهم بگن بیزینس داشتن موفقه.

17
00:01:38,750 --> 00:01:40,535
‫بهم گفتن بیزینس داشتن ریسکه.

18
00:01:41,405 --> 00:01:46,541
‫بهم گفتن تیم ساختن سخته، استرس‌زاست

19
00:01:47,324 --> 00:01:50,240
‫و بیزینس داشتن اصلا فکر خوبی نیست.

20
00:01:53,069 --> 00:01:57,552
‫و خب، در واقع، من برعکسش رو انجام دادم.

21
00:03:16,761 --> 00:03:18,850
‫بوم!

22
00:03:24,639 --> 00:03:26,423
‫خانم‌ها و آقایون، لطفا بشینید.

23
00:03:26,597 --> 00:03:29,121
‫خب، مثل تونی رابینز تو حوزه‌ی تناسب اندامه؟

24
00:03:41,830 --> 00:03:44,441
‫اسم من فیل گراهامه. تو صنعت تناسب اندام کار می‌کنم.

25
00:03:44,615 --> 00:03:48,576
‫من مسئول کمک به متخصصای تناسب اندام، متخصصای سلامت و تندرستی هستم

26
00:03:48,750 --> 00:03:52,188
‫که بیزینس‌شون رو رشد بدن، بهشون کمک می‌کنم مشتریای بیشتری جذب کنن، فروش بیشتری داشته باشن

27
00:03:52,362 --> 00:03:54,451
‫و خدمات درجه یک ارائه بدن.

28
00:03:54,973 --> 00:03:57,933
‫فیل گراهام، تو صنعت تناسب اندام، به عنوان یه تاجر شناخته میشه

29
00:03:58,107 --> 00:04:01,458
‫و به مربیای شخصی زیادی تو کل دنیای تناسب اندام آموزش میده و کمک می‌کنه

30
00:04:01,632 --> 00:04:05,462
‫که چطور یه بیزینس بسازن تا بتونن ارزش بیشتری به مشتری‌هاشون بدن.

31
00:04:06,071 --> 00:04:08,335
‫تو ایرلند شمالی، هر کسی که

32
00:04:08,509 --> 00:04:10,554
‫مربی شخصی یا صاحب باشگاه بوده

33
00:04:10,728 --> 00:04:14,689
‫احتمال زیادی هست که فیل گراهام توش نقش داشته.

34
00:04:14,863 --> 00:04:17,169
‫تو صنعت تناسب اندام، آدمای زیادی هستن

35
00:04:17,344 --> 00:04:19,998
‫که واقعا به ورزششون و تمرین‌شون علاقه دارن

36
00:04:20,172 --> 00:04:22,958
‫ولی دانش و درک کافی از دیدگاه بیزینسی ندارن

37
00:04:23,132 --> 00:04:25,874
‫که بتونن اون رو به چیزی تبدیل کنن که واقعا براشون پول دربیاره

38
00:04:26,048 --> 00:04:29,573
‫تا یه زندگی عالی داشته باشن و به هرچی می‌خوان برسن.

39
00:04:29,747 --> 00:04:33,838
‫قدم بعدی برای فیل این بود که بفهمه چیزی که خیلی‌ها به عنوان معلولیت می‌شناسن

40
00:04:34,622 --> 00:04:35,753
‫یعنی دیابت

41
00:04:36,537 --> 00:04:39,191
‫حالا یه تواناییه.

42
00:04:39,366 --> 00:04:41,542
‫- درد داره؟
‫- نه.

43
00:04:41,716 --> 00:04:45,067
‫و چیزی رو خلق کرده که به مردم امید میده.

44
00:04:45,241 --> 00:04:48,026
‫من و فیل خیلی وقت پیش با هم آشنا شدیم. هر دومون کارمون رو تو کار ای‌بوک شروع کردیم.

45
00:04:48,200 --> 00:04:50,464
‫دوران وحشی بازاریابی آنلاین

46
00:04:50,638 --> 00:04:52,379
‫قبل از اینکه شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشن.

47
00:04:52,553 --> 00:04:54,206
‫اون یه کوچ بیزینس خیلی باهوشه.

48
00:04:54,381 --> 00:04:56,687
‫اون همچنین یه بدنساز خیلی موفقه.

49
00:04:56,861 --> 00:04:58,863
‫اون نوع نظم، سیستم و استراتژی‌هایی که

50
00:04:59,037 --> 00:05:01,431
‫برای موفقیت و رسیدن به اوج نیاز داری

51
00:05:01,605 --> 00:05:03,259
‫به عنوان یه بدنساز، حالا تو بیزینس هم به کار می‌بره.

52
00:05:03,433 --> 00:05:05,566
‫اون یه متفکر خیلی سطح بالاست، که به نظر من

53
00:05:05,740 --> 00:05:07,698
‫تو این فضا واقعا لازمه و نیست.

54
00:05:07,872 --> 00:05:11,354
‫چیزی که من از همه بیشتر درباره‌ی فیل دوست دارم، سطح استاندارداشه

55
00:05:11,528 --> 00:05:16,664
‫نه فقط برای خودش، بلکه برای بیزینسش و بقیه هم.

56
00:05:16,838 --> 00:05:19,144
‫اگه ازش سوال بپرسی، جوابتو میده.

57
00:05:19,319 --> 00:05:21,799
‫اینکه از اون جواب خوشت بیاد یا نه، یه بحث دیگه‌ست.

58
00:05:21,973 --> 00:05:24,149
‫بهش اعتماد دارن چون خودش موفق بوده.

59
00:05:24,324 --> 00:05:26,630
‫یعنی، اون کاملا می‌دونه داره چی میگه.

60
00:05:26,804 --> 00:05:29,590
‫مجله‌ی عضله و تناسب اندام، من یه جایی تو این هستم.

61
00:05:30,373 --> 00:05:31,200
‫ایناشه.

62
00:05:34,638 --> 00:05:36,466
‫شخصا؟ آره، اون فقط...

63
00:05:36,640 --> 00:05:39,426
‫وقتی پای غذا و تجربه میاد وسط، اون یه سطح دیگه‌ست.

64
00:05:39,600 --> 00:05:41,253
‫دولچه ویتا، با اینکه ایتالیایی نیست

65
00:05:41,428 --> 00:05:43,995
‫فکر کنم، اون اینو نشون میده، مثل زندگی خوب.

66
00:05:44,169 --> 00:05:46,258
‫و خب، می‌دونی، خیلی خوبه که بتونی

67
00:05:46,433 --> 00:05:48,652
‫باهاش غذا بخوری و یه لیوان شراب با هم بخورید، فقط برای اینکه ببینی

68
00:05:48,826 --> 00:05:51,133
‫چقدر از این کار لذت می‌بره، واقعا فوق‌العاده‌ست.

69
00:05:51,307 --> 00:05:55,616
‫اون آدمی هست که عاشق اینه که برای بقیه تجربه بسازه.

70
00:05:55,790 --> 00:05:58,358
‫عاشق اینه که تجربه‌ها رو پرورش بده

71
00:05:58,532 --> 00:06:03,232
‫و عکس‌العمل‌ها رو روی صورت مردم ببینه، در نتیجه‌ی چیزی که خودش خلق کرده.

72
00:06:03,406 --> 00:06:06,148
‫اون از خوشحال کردن بقیه لذت می‌بره

73
00:06:06,322 --> 00:06:08,368
‫و دیدن شگفتی تو صورتشون.

74
00:06:10,674 --> 00:06:12,633
‫به سلامتی!

75
00:06:49,626 --> 00:06:51,106
‫یه بار تو تعطیلات تو موریس بودم

76
00:06:51,280 --> 00:06:53,151
‫و یه بدنساز با وزن زیاد بودم.

77
00:06:53,325 --> 00:06:56,067
‫تو اوج دوران حجم‌گیری بودم، و رفتیم یه سفر دلفینی.

78
00:06:56,241 --> 00:06:58,809
‫یه چیزی مثل غواصی بود و شما ماسک و فین‌ها رو داشتید.

79
00:06:59,810 --> 00:07:00,724
‫من فین‌ها رو نپوشیدم

80
00:07:01,595 --> 00:07:02,944
‫و با اون وزن زیاد پریدم تو آب.

81
00:07:03,118 --> 00:07:04,946
‫من مدت زیادی بود که شنا نکرده بودم

82
00:07:05,903 --> 00:07:12,519
‫و مقدار زیادی آب دریا از طریق لوله تنفسی وارد ریه‌م شد.

83
00:07:15,391 --> 00:07:17,785
‫نفسم خیلی دورتر از قایق تموم شد

84
00:07:17,959 --> 00:07:21,049
‫و مثل یه سنگ سنگین شده بودم. داشتم غرق می‌شدم.

85
00:07:21,223 --> 00:07:24,182
‫و نمی‌تونستم نفس بکشم چون سیستم قلبی عروقیم رو نابود کرده بودم.

86
00:07:24,879 --> 00:07:26,489
‫اگه مرگ رو بررسی کنی و بهش نگاه کنی

87
00:07:26,663 --> 00:07:29,013
‫یه لحظه‌ای هست که تسلیم همه چیز می‌شی.

88
00:07:29,579 --> 00:07:32,452
‫و یادمه با خودم گفتم...

89
00:07:34,584 --> 00:07:35,455
‫..."بی‌خیال."

90
00:07:36,630 --> 00:07:37,761
‫و تسلیم شدم.

91
00:07:39,328 --> 00:07:40,938
‫این عینک‌ها رو داشتم، و یادمه که داشتم زیر آب رو نگاه می‌کردم

92
00:07:41,112 --> 00:07:42,462
‫به هزاران دلفین

93
00:07:43,724 --> 00:07:46,466
‫و توسط...

94
00:07:47,902 --> 00:07:49,425
‫...یکی از اون، ملوانای قایق نجات پیدا کردم.

95
00:07:49,599 --> 00:07:50,687
‫اون، منو کشید تو.

96
00:08:03,221 --> 00:08:05,485
‫من به هر اتفاق آشفته‌ای تو زندگیم نگاه کردم

97
00:08:05,659 --> 00:08:07,051
‫که فکر می‌کردم قراره منو غرق کنه.

98
00:08:07,878 --> 00:08:12,970
‫تو اون لحظات آشفتگی، اشک، ترس، ویرانی

99
00:08:13,144 --> 00:08:14,450
‫از اینا دیگه نمیشه ریکاوری کرد.

100
00:08:14,624 --> 00:08:16,147
‫من، من می‌دونم اون لحظات چه حسی دارن

101
00:08:16,626 --> 00:08:17,801
‫و خیلی سختن.

102
00:08:18,367 --> 00:08:20,282
‫ولی اگه الان از یه دیدگاه بالاتر بهشون نگاه کنم

103
00:08:20,456 --> 00:08:23,241
‫از یه دیدگاه پیشرفته‌تر، هنوز زنده‌ام. هنوز اینجام.

104
00:08:23,415 --> 00:08:26,723
‫و اگه اون لحظه‌ها نبودن، من الان اینی که هستم نبودم.

105
00:08:26,897 --> 00:08:29,073
‫دووم نمی‌آوردم. نمی‌تونستم ادامه بدم.

106
00:08:45,046 --> 00:08:49,833
‫من اینو فهمیدم که یه جریان از پیش تعیین شده‌ای تو زندگی‌م هست.

107
00:08:50,007 --> 00:08:51,966
‫برای همه کسایی که دارن اینو می‌بینن، اگه شما به

108
00:08:52,140 --> 00:08:54,098
‫آشوب‌زده‌ترین اتفاقای زندگیتون از جایی که الان هستید نگاه کنید

109
00:08:54,272 --> 00:08:56,013
‫هنوز زنده‌اید، هنوز اینجایید

110
00:08:56,187 --> 00:08:57,928
‫و بدون اونها، شما جایی که می‌خواید باشید، نمی‌بودید.

111
00:09:04,195 --> 00:09:05,806
‫شما به خودتون نگاه می‌کردید، جایی که الان هستید

112
00:09:05,980 --> 00:09:08,112
‫و به یه اتفاق آشفته تو زندگی قبلی‌تون نگاه می‌کردید

113
00:09:08,286 --> 00:09:11,028
‫چی می‌گفتید اگه می‌تونستید اون آدم رو تو اون لحظه ملاقات کنید؟

114
00:09:15,163 --> 00:09:17,600
‫شما یه چیزی مثل این می‌گفتید: «دوستت دارم، بهت اعتماد دارم.

115
00:09:17,774 --> 00:09:19,515
‫می‌دونم می‌تونی از پسش بربیای.»

116
00:09:19,689 --> 00:09:21,169
‫و اگه از اون ورژن دیگه بگید

117
00:09:21,343 --> 00:09:23,301
‫یعنی، آدم جوون‌تر به اون آدم

118
00:09:23,475 --> 00:09:25,086
‫تهش یه چیزی مثل این می‌گید: «تو همون آدمی هستی

119
00:09:25,260 --> 00:09:26,478
‫که من همیشه می‌خواستم باشم.»

120
00:09:35,966 --> 00:09:39,187
‫یه دوست قدیمی منو دید، و خب

121
00:09:39,361 --> 00:09:41,581
‫یه کم با طعنه شوخی کرد، و گفت

122
00:09:41,755 --> 00:09:43,539
‫می‌دونی، «هی، تو عوض شدی.» و من گفتم، «هی، تو عوض نشدی.»

123
00:09:49,284 --> 00:09:51,547
‫وقتی مدرسه می‌رفتم، خیلی باهوش نبودم

124
00:09:51,721 --> 00:09:53,810
‫من، من یه دانش‌آموز معمولی بودم، تو سطح متوسط بودم.

125
00:09:53,984 --> 00:09:55,333
‫ولی همیشه کارآفرین بودم.

126
00:09:55,507 --> 00:09:57,248
‫حتی، می‌دونی، وقتی برمی‌گردم به عقب

127
00:09:57,422 --> 00:09:59,163
‫وقتی بچه بودم، یادمه که می‌فروختم

128
00:09:59,337 --> 00:10:01,383
‫می‌دونی، شیرینی و این چیزا.

129
00:10:01,557 --> 00:10:02,993
‫همیشه یه چیزی می‌فروختم.

130
00:10:03,167 --> 00:10:04,952
‫و بعدش، یه بیزینس مواد منفجره تو مدرسه.

131
00:10:05,648 --> 00:10:07,868
‫ما اینجا بهشون می‌گیم جیغ‌زن، ولی مثل موشکای کوچیکی هستن که...

132
00:10:08,042 --> 00:10:10,435
‫...پوف، درسته؟

133
00:10:10,610 --> 00:10:14,396
‫و ما بسته‌هاشون رو می‌خریدیم

134
00:10:14,570 --> 00:10:16,006
‫بالای جاده، نزدیک مدرسه

135
00:10:16,180 --> 00:10:17,529
‫و روشون قیمت می‌ذاشتیم و می‌فروختیم

136
00:10:17,704 --> 00:10:19,227
‫و تو کیف‌ها، دور و بر مدرسه قایمشون می‌کردیم.

137
00:10:19,401 --> 00:10:20,924
‫و وقتی تو یه مدرسه‌ی پسرونه هستی

138
00:10:21,098 --> 00:10:24,188
‫انداختن ترقه‌ها تو سطل آشغال یه ایده‌ی عالی برای تفریحه.

139
00:10:36,200 --> 00:10:39,073
‫من حدود ۱۵ دقیقه از بلفاست بزرگ شدم

140
00:10:39,247 --> 00:10:40,727
‫تو جایی به اسم لیسبورن.

141
00:10:41,466 --> 00:10:44,556
‫این مدرسه‌ایه که من سال‌های زیادی رفتم.

142
00:10:44,731 --> 00:10:46,689
‫و اونجا بود که بیزینس مواد منفجره رو راه انداختیم.

143
00:10:46,863 --> 00:10:49,083
‫پس، اگه دارن اینو دوباره می‌بینن، من همون...

144
00:10:49,910 --> 00:10:53,217
‫بچه‌ای بودم که پشت همه‌ی اون مواد منفجره‌ها بود که تو سطل‌ها منفجر می‌شدن.

145
00:10:57,657 --> 00:11:01,399
‫هر روز می‌رفتم مدرسه، ساعت ۸:۴۵، و از کنار این رد می‌شدم، و...

146
00:11:01,573 --> 00:11:04,925
‫این یکی از هتل‌هاییه که تو دوران ناآرامی‌ها تو اروپا، بیشتر از همه بمب‌گذاری شده.

147
00:11:05,099 --> 00:11:07,841
‫همیشه بیرونش بمب‌گذاری می‌شد. بارها منفجر شده.

148
00:11:29,471 --> 00:11:31,647
‫ناآرامی‌ها...

149
00:11:32,169 --> 00:11:34,868
‫مطمئنا وقتی من بزرگ شدم و جایی که بزرگ شدم، اونجا...

150
00:11:35,346 --> 00:11:37,392
‫خیلی روی شبه‌نظامی‌ها تمرکز داشت.

151
00:11:37,566 --> 00:11:39,829
‫تو خیابون که راه می‌رفتی، ارتش اونجا بود

152
00:11:40,003 --> 00:11:41,831
‫و بهت آب‌نبات می‌دادن تا اطلاعات بگیری.

153
00:11:42,353 --> 00:11:45,400
‫هنوزم زمانایی هست که اوضاع یه جوریه، تنش‌ها بالاست

154
00:11:45,574 --> 00:11:48,229
‫مخصوصا بسته به اینکه کجای ایرلند شمالی باشی

155
00:11:48,403 --> 00:11:51,058
‫ولی قطعا تو بلفاست و اطراف جایی که فیل هست

156
00:11:51,232 --> 00:11:53,364
‫قطعا خطرات زیادی وجود داره.

157
00:11:56,411 --> 00:12:00,023
‫این دیوار صلحه و پر از امضاست

158
00:12:00,197 --> 00:12:02,722
‫و پیام‌های کوچیک، از همه‌ی ادیان.

159
00:12:02,896 --> 00:12:04,158
‫می‌تونید آدمایی از سراسر دنیا رو ببینید.

160
00:12:04,332 --> 00:12:07,248
‫می‌تونید نشانه‌هایی از فلسطین، اسرائیل ببینید.

161
00:12:07,422 --> 00:12:10,642
‫و این دیوار در واقع برای جدا کردن کاتولیک‌ها از پروتستان‌ها بود

162
00:12:10,817 --> 00:12:12,340
‫چون مردم می‌اومدن

163
00:12:13,297 --> 00:12:16,039
‫و، می‌دونی، بیرون خونه‌ی یکی بمب‌گذاری می‌کردن یا به خونه‌ی یکی بمب آتش‌زا می‌زدن

164
00:12:16,213 --> 00:12:17,780
‫و برعکسش هم تو هر دو طرف اتفاق می‌افتاد.

165
00:12:17,954 --> 00:12:19,826
‫پس تلفات زیادی داشت.

166
00:12:20,000 --> 00:12:21,305
‫پیامدهای زیادی داشت.

167
00:12:21,479 --> 00:12:23,220
‫مردم قطعا می‌تونستن رد بشن

168
00:12:23,394 --> 00:12:25,962
‫ولی، در نهایت

169
00:12:26,136 --> 00:12:28,443
‫می‌دونی، این طرف کاتولیک‌ها بودن، این طرف پروتستان‌ها.

170
00:12:28,617 --> 00:12:31,925
‫پس، اون قدیما که، می‌دونی، اوضاع آشفته بود

171
00:12:32,099 --> 00:12:34,188
‫تقریبا انگار داشتی می‌رفتی پشت خطوط دشمن

172
00:12:34,362 --> 00:12:37,887
‫و آدمایی بودن که دو طرف دیوار می‌نشستن

173
00:12:38,061 --> 00:12:40,411
‫و نگاه می‌کردن ببینن کی داره رد میشه و کی داره برمی‌گرده.

174
00:12:40,585 --> 00:12:42,892
‫و، می‌دونی، فکر خوبی نبود.

175
00:12:43,414 --> 00:12:45,112
‫و همونطور که می‌بینید، آدمایی از سراسر دنیا

176
00:12:45,286 --> 00:12:47,549
‫اومدن که از این دیوار دیدن کنن. الان، این نمادینه.

177
00:12:47,723 --> 00:12:51,118
‫و روش پیام‌هایی از امید و صلح و از این جور چیزا نوشتن.

178
00:12:51,292 --> 00:12:53,511
‫ولی مردمی که تو اون کشور بودن، کسایی بودن که

179
00:12:53,685 --> 00:12:56,340
‫همه‌ی اون آشفتگی‌ها و درگیری‌ها رو تجربه کردن.

180
00:12:56,514 --> 00:12:58,908
‫و، می‌دونی، آدمای زیادی تو هر دو طرف از دست رفتن.

181
00:13:11,573 --> 00:13:13,227
‫می‌دونی، یکی از اولین چیزایی که درباره‌ی یکی می‌فهمیدی

182
00:13:13,401 --> 00:13:15,446
‫این بود که، آیا کاتولیکه یا پروتستان؟

183
00:13:16,056 --> 00:13:18,754
‫می‌دونی، معمولا این یکی از اولین چیزایی بود که علیه یکی استفاده می‌کردی

184
00:13:18,928 --> 00:13:21,409
‫یا یکی از اولین چیزایی بود که برای حمایت از یکی استفاده می‌کردی.

185
00:13:23,237 --> 00:13:27,241
‫بزرگ شدن تو یه خونه‌ای که پدر و مادر توش

186
00:13:27,415 --> 00:13:30,592
‫بمب‌گذاری‌های زیاد، آدم‌ربایی‌های زیاد، تیراندازی‌های زیاد، مرگ‌های زیاد رو تجربه کردن

187
00:13:30,766 --> 00:13:35,336
‫یه جورایی تو فرهنگ و دیدگاهت ریشه می‌کنه.

188
00:13:36,293 --> 00:13:38,078
‫و اون باورها فقط از طرف پدر و مادر نبود.

189
00:13:38,252 --> 00:13:40,776
‫اونا، می‌دونی، تو اکثر آدمایی که

190
00:13:40,950 --> 00:13:43,953
‫من باهاشون مدرسه می‌رفتم، تو محله‌م زندگی می‌کردن

191
00:13:44,127 --> 00:13:46,913
‫که، می‌دونی، من اساسا هر روز باهاشون بودم.

192
00:13:48,958 --> 00:13:52,179
‫ناآرامی‌ها واقعا به اوج خودش رسید، وقتی پدر و مادرم جوون بودن.

193
00:14:03,799 --> 00:14:06,802
‫ایرلند شمالی، ما یه وضعیتی داریم مثل ایالت‌های جنوبی آمریکا

194
00:14:07,281 --> 00:14:11,198
‫که توش آزادی‌های اساسی دموکراتیک مثل آزادی تجمع وجود نداره.

195
00:14:11,372 --> 00:14:14,897
‫اونا بمب‌گذاری‌های بنزینی، بمب‌گذاری‌های ماشینی، آدم‌ربایی‌ها رو دیدن.

196
00:14:15,071 --> 00:14:16,507
‫اونا قتل‌ها رو دیدن.

197
00:14:17,900 --> 00:14:18,858
‫فرار کنید!

198
00:14:19,032 --> 00:14:20,511
‫پناه بگیرید! فرار می‌کنیم!

199
00:14:20,685 --> 00:14:21,556
‫هیچ شکی توش نیست.

200
00:14:21,730 --> 00:14:23,123
‫پدر و مادر من، پدر و مادرشون

201
00:14:23,297 --> 00:14:25,342
‫همشون از ناآرامی‌ها ضربه خورده بودن.

202
00:14:26,300 --> 00:14:28,650
‫به نظر من، اگه بخوان منفجرت کنن

203
00:14:28,824 --> 00:14:30,086
‫فقط می‌خوان منفجرت کنن.

204
00:14:30,870 --> 00:14:33,133
‫هر روز هفته تو اخبار بود.

205
00:14:33,307 --> 00:14:35,483
‫- دیشب چی شد؟
‫- خب، نمی‌دونیم.

206
00:14:35,657 --> 00:14:37,615
‫بیرون درمون یه انفجار شد

207
00:14:37,789 --> 00:14:39,008
‫و مغازه‌مون داغون شد.

208
00:14:39,182 --> 00:14:41,141
‫اکثر این بمبا می‌رسن

209
00:14:41,315 --> 00:14:43,665
‫تو جعبه و بسته‌ها.

210
00:14:43,839 --> 00:14:47,103
‫یه شب ساعت ۱۱:۳۰، یه بسته‌ی کاغذی قهوه‌ای زیر یه صندلی پیدا کردم

211
00:14:47,277 --> 00:14:50,454
‫و یه مدت طولانی دورش چرخیدم و آخر سر بازش کردم.

212
00:14:50,628 --> 00:14:52,195
‫توش دو تا کیک خامه‌ای بود، ولی...

213
00:14:53,283 --> 00:14:55,720
‫اوم، اون مال چند ماه پیش بود، و فکر کنم الان فکر نکنم بازش می‌کردم.

214
00:15:06,993 --> 00:15:07,907
‫بخوابید!

215
00:15:08,864 --> 00:15:10,648
‫بخوابید! بخوابید! بخوابید! بخوابید!

216
00:15:10,822 --> 00:15:12,128
‫بخوابید! بخوابید!

217
00:15:12,302 --> 00:15:13,564
‫اونایی که دور قبر بودن

218
00:15:13,738 --> 00:15:15,349
‫همونطور که گفته شده بود، رو زمین دراز کشیدن.

219
00:15:15,523 --> 00:15:17,786
‫بقیه تلاش می‌کردن ببینن چه خبره.

220
00:15:17,960 --> 00:15:20,528
‫خیلی از جمعیت دنبال اون مرد دویدن

221
00:15:20,702 --> 00:15:23,966
‫که ایستاد، برگشت و یه نارنجک دیگه پرت کرد.

222
00:15:24,488 --> 00:15:27,013
‫به کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها یاد داده بودن که از هم متنفر باشن.

223
00:15:27,187 --> 00:15:29,537
‫مردم اعضای خونواده‌شون زخمی یا کشته می‌شدن.

224
00:15:29,711 --> 00:15:31,582
‫و بعدش اون تنفری هست

225
00:15:31,756 --> 00:15:34,194
‫که به خاطر اون، نسل‌ها تو اون خانواده ادامه پیدا می‌کنه.

226
00:15:34,368 --> 00:15:36,239
‫واضحه که، مردم تو دنیا ایرلند شمالی رو

227
00:15:36,413 --> 00:15:38,372
‫به عنوان جایی می‌بینن که درگیری‌های زیادی توش بوده

228
00:15:39,068 --> 00:15:40,069
‫و دعواهای زیادی توش اتفاق افتاده.

229
00:15:40,852 --> 00:15:42,550
‫منم تو اون دوران توش بودم؟

230
00:15:43,507 --> 00:15:44,334
‫آره.

231
00:15:44,508 --> 00:15:45,857
‫من تو بلفاست بزرگ شدم

232
00:15:47,076 --> 00:15:51,124
‫پس، احتمالا چیزایی رو دیدم که بقیه ندیدن.

233
00:15:51,776 --> 00:15:54,214
‫اوم، خیلی نمی‌خوام واردش بشم.

234
00:15:54,866 --> 00:15:55,737
‫یه، اوم...

235
00:15:57,521 --> 00:15:58,522
‫آره.

236
00:15:58,696 --> 00:16:00,046
‫اوضاع داره عوض میشه.

237
00:16:00,220 --> 00:16:02,352
‫آدمای هم‌سن و سال من خیلی

238
00:16:02,526 --> 00:16:04,528
‫به کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها اهمیت نمی‌دن.

239
00:16:04,702 --> 00:16:06,748
‫اکثر آدمای نسل من

240
00:16:08,576 --> 00:16:10,926
‫فقط می‌خوان پیشرفت کنن و یه جای بهتر برای زندگی داشته باشن.

241
00:16:18,934 --> 00:16:20,675
‫تاریک‌ترین روزای بچگی‌م...

242
00:16:22,720 --> 00:16:27,377
‫می‌تونم بگم لحظاتی بود که مدرسه می‌رفتم

243
00:16:28,422 --> 00:16:31,686
‫و هیچ هدفی نداشتم.

244
00:16:31,860 --> 00:16:34,341
‫محبوب نبودم.

245
00:16:34,515 --> 00:16:37,300
‫هیچ حس انگیزه‌ای، هیچ حس جاه‌طلبی‌ای نداشتم.

246
00:16:37,866 --> 00:16:40,912
‫و اون دوره‌ها یه جورایی پوچ بودن.

247
00:16:45,004 --> 00:16:47,528
‫وقتی ۱۵، ۱۶ سالم بود

248
00:16:48,137 --> 00:16:51,227
‫رژیم غذایی‌م افتضاح بود، ورزش نمی‌کردم.

249
00:16:51,401 --> 00:16:53,664
‫من از یه خونواده‌ای اومدم که عاشق غذا بودن

250
00:16:53,838 --> 00:16:57,016
‫و هر شب شام‌های فوق‌العاده‌ای داشتیم.

251
00:16:57,190 --> 00:16:58,408
‫و هر روز صبح، می‌رفتیم مدرسه.

252
00:16:58,582 --> 00:17:00,193
‫می‌رفتیم یه کافی‌شاپ

253
00:17:00,367 --> 00:17:02,195
‫بیرون ایستگاه اتوبوس که اسمش صدف بود.

254
00:17:02,369 --> 00:17:04,066
‫و یه صبحانه‌ی مخصوص ایرلند شمالی می‌خوردیم.

255
00:17:04,240 --> 00:17:07,461
‫و اون صبحانه یه ترکیبی از تخم‌مرغ سرخ‌شده‌ست

256
00:17:07,635 --> 00:17:09,811
‫سوسیس، نون سودا، پودینگ سیاه

257
00:17:09,985 --> 00:17:13,336
‫گوجه‌فرنگی سرخ‌شده، لوبیا پخته، فقط خوشمزگی.

258
00:17:13,815 --> 00:17:16,426
‫بعدش، می‌رفتیم مرکز محلی

259
00:17:16,600 --> 00:17:19,516
‫و من شکلات‌های تافی وام می‌خوردم

260
00:17:19,690 --> 00:17:22,215
‫و همه‌ش رو با یه بطری نوشیدنی کلاب اورنج می‌خوردم.

261
00:17:22,389 --> 00:17:27,655
‫پس، احتمالا داریم درباره‌ی حداقل دو هزار و پونصد کالری قبل از ساعت ۸:۴۵ صحبت می‌کنیم.

262
00:17:29,961 --> 00:17:32,399
‫یادمه یه روز داشتم می‌رفتم مدرسه

263
00:17:33,661 --> 00:17:36,011
‫و تو اتوبوس بودم، و

264
00:17:36,185 --> 00:17:38,579
‫متوجه شدم که پلاک ماشین‌ها

265
00:17:38,753 --> 00:17:42,104
‫جلوی اتوبوس، کنار اتوبوس یه کم تار بود.

266
00:17:42,713 --> 00:17:44,585
‫به خودم گفتم، «چشمام مشکل داره.»

267
00:17:45,412 --> 00:17:49,894
‫و تو طول روز، به طرز محسوسی تشنه‌تر شدم و زیاد می‌رفتم دستشویی.

268
00:17:50,069 --> 00:17:52,158
‫ولی این بدتر و بدتر و بدتر و بدتر شد.

269
00:17:52,332 --> 00:17:54,899
‫خلاصه بگم، رفتم پیش دکتر و معاینه شدم

270
00:17:55,074 --> 00:17:59,252
‫و تو چند ثانیه، بهم گفتن که دیابت نوع ۱ دارم.

271
00:18:00,557 --> 00:18:05,214
‫اون خاطره اینه که مامانم زد زیر گریه

272
00:18:05,823 --> 00:18:08,609
‫و مامانم یه متخصص مراقبت‌های بهداشتی بود.

273
00:18:08,783 --> 00:18:10,480
‫اون یه گفتاردرمانگر بود.

274
00:18:11,090 --> 00:18:13,396
‫و، اوم، وقتی شروع کرد به گریه کردن

275
00:18:13,570 --> 00:18:15,485
‫اولین چیزی که به خودم گفتم، «اوه،

276
00:18:15,659 --> 00:18:17,661
‫یه خبراییه، یه مشکلی هست.»

277
00:18:26,279 --> 00:18:29,760
‫وقتی سلامتی‌ت ازت گرفته می‌شه و دیگه نمی‌تونی برش گردونی

278
00:18:29,934 --> 00:18:33,634
‫اون موقع شروع می‌کنی به دیدن زندگی از یه زاویه‌ی خیلی متفاوت.

279
00:18:35,201 --> 00:18:37,507
‫چجوری می‌خوام تو موقعیت‌های اجتماعی رفتار کنم؟

280
00:18:38,465 --> 00:18:41,207
‫چجوری می‌خوام یه زندگی، یه زندگی آروم داشته باشم؟

281
00:18:41,381 --> 00:18:43,165
‫آیا، آیا قراره کور بشم؟

282
00:18:43,339 --> 00:18:45,167
‫آیا عوارض ثانویه‌ی سلامتی خواهم داشت؟

283
00:18:45,341 --> 00:18:47,648
‫آیا نارسایی کلیه، نارسایی عضو خواهم داشت؟

284
00:18:48,388 --> 00:18:53,480
‫می‌دونی، آیا بیماری قلبی، حمله‌ی قلبی خواهم داشت؟

285
00:18:53,654 --> 00:18:55,873
‫می‌دونی، اینا همه چیزایی هستن که به ذهن آدم میان.

286
00:18:56,657 --> 00:18:59,964
‫و، می‌دونی، تقریبا مثل یه اثر دومینوئه

287
00:19:00,139 --> 00:19:02,619
‫که دیابت می‌تونه منجر به عوارض دیگه بشه.

288
00:19:02,793 --> 00:19:05,361
‫و اون عوارض می‌تونن منجر به عوارض دیگه بشن.

289
00:19:05,535 --> 00:19:09,583
‫پس، منم گفتم، «خب، من کجا باید این خط رو بکشم؟»

290
00:19:11,933 --> 00:19:15,458
‫هر روز، قند خونم رو چک می‌کنم تا ببینم چطوره

291
00:19:16,155 --> 00:19:19,680
‫و یه محدوده‌ی سالم هست و بعد یه محدوده‌ی ناسالم

292
00:19:19,854 --> 00:19:21,595
‫یا یه محدوده‌ی «در معرض خطر».

293
00:19:21,769 --> 00:19:24,337
‫و این تحت تاثیر چیزی که می‌خورم، سطح استرس

294
00:19:24,511 --> 00:19:27,427
‫سطح خواب، ورزش، دارو...

295
00:19:28,123 --> 00:19:30,865
‫هرچیزی که فکرشو کنی، رو سطح گلوکز خونت تاثیر داره.

296
00:19:31,474 --> 00:19:34,564
‫و سطح گلوکز خونت رو انرژی‌ت و رو روحیه‌ت تاثیر داره.

297
00:19:34,738 --> 00:19:36,871
‫پس، می‌خوایم سطح گلوکز خونم رو چک کنیم.

298
00:19:37,045 --> 00:19:40,179
‫الان، یه کم بیشتر از حد نرمال حس می‌کنم.

299
00:19:40,353 --> 00:19:42,529
‫محدوده‌ی نرمال تقریبا بین چهار تا هفت هست.

300
00:19:43,225 --> 00:19:45,749
‫دلیل اینکه یه کم بالا حس می‌کنم

301
00:19:45,923 --> 00:19:48,926
‫چون یه چیزی خوردم یه کم پیش.

302
00:19:49,100 --> 00:19:51,190
‫یه کم استرس داشتم

303
00:19:51,364 --> 00:19:53,757
‫و حس می‌کنم شاید یه کم انسولین بیشتر لازم داشته باشم.

304
00:19:54,628 --> 00:19:55,759
‫پس این بالاست.

305
00:19:55,933 --> 00:19:58,893
‫پس من بالاتر از محدوده‌ی نرمالم.

306
00:19:59,067 --> 00:20:01,635
‫خب، حالا که تستش کردیم، و از محدوده‌مون خارجیم

307
00:20:03,114 --> 00:20:07,031
‫باید یه کم انسولین سریع‌الاثر بزنیم، نووراپید.

308
00:20:07,206 --> 00:20:09,904
‫اگه دیابتی باشی می‌دونی که این زود اثر می‌کنه.

309
00:20:10,078 --> 00:20:12,123
‫من حدود هفت واحد می‌زنم.

310
00:20:12,298 --> 00:20:13,821
‫پس می‌ذاریمش رو هفت

311
00:20:13,995 --> 00:20:16,302
‫یه نمونه کوچولو، و بوم!

312
00:20:16,476 --> 00:20:19,087
‫در اصل، کاری که دارم می‌کنم اینه که دارم تکرار می‌کنم

313
00:20:19,261 --> 00:20:21,655
‫کاری که پانکراسم به طور طبیعی انجام می‌ده.

314
00:20:25,572 --> 00:20:27,661
‫بعد از اینکه از رو صندلی اومدم پایین و تست شدم

315
00:20:27,835 --> 00:20:31,055
‫فرستادنم تو این اتاق انتظار، و مامانم گریه می‌کرد و می‌گفت

316
00:20:31,230 --> 00:20:33,319
‫«چی کار کنیم؟ چطوری می‌خوایم اینو مدیریت کنیم؟»

317
00:20:34,189 --> 00:20:35,756
‫و من واقعا نمی‌دونستم چه خبره.

318
00:20:35,930 --> 00:20:37,627
‫اون موقع‌ها واقعا گوشی موبایل نداشتیم

319
00:20:37,801 --> 00:20:39,499
‫که بتونی بری و دیابت رو گوگل کنی.

320
00:20:40,674 --> 00:20:43,416
‫چیزی که داشتم، پوسترایی بود که رو دیوار بود

321
00:20:43,590 --> 00:20:47,289
‫و اینا درباره‌ی نوروپاتی دیابتی، نارسایی کلیه بود

322
00:20:47,463 --> 00:20:50,074
‫اوم، قطع عضو، از دست دادن بینایی.

323
00:20:50,249 --> 00:20:54,514
‫پس، من تو این راهرو نشسته بودم و داشتم یه بطری کلاب اورنج می‌خوردم

324
00:20:54,688 --> 00:20:57,081
‫که نسخه‌ی ایرلند شمالی فانتاست.

325
00:20:57,604 --> 00:21:02,261
‫و، اوم، آره، شروع کردم به فهمیدن، «خب، یه، یه

326
00:21:02,739 --> 00:21:05,525
‫می‌دونی، مشکل احتمالی اینجاست.»

327
00:21:05,699 --> 00:21:09,398
‫پس یادمه که منو بردن تو این راهرو

328
00:21:10,486 --> 00:21:12,358
‫و یه در زیتونی تیره بود.

329
00:21:12,532 --> 00:21:14,011
‫و یادمه که رفتم تو در و فقط این بود

330
00:21:14,185 --> 00:21:17,058
‫یه دفتر خیلی استریل و بالینی.

331
00:21:17,232 --> 00:21:18,799
‫و یه مربی دیابت اونجا بود.

332
00:21:18,973 --> 00:21:21,149
‫و یادمه وقتی باهام حرف می‌زد

333
00:21:21,671 --> 00:21:25,719
‫زبونی که برای ارتباط با من استفاده می‌کرد

334
00:21:25,893 --> 00:21:28,156
‫درباره‌ی این بیماری این بود، «شاید»، «احتمالا»

335
00:21:28,330 --> 00:21:29,723
‫«می‌تونی»، «شانسی هست.»

336
00:21:29,897 --> 00:21:32,073
‫پس «می‌تونی» جایی بود که من امید رو پیدا کردم.

337
00:21:32,247 --> 00:21:34,249
‫و این اولین قدم به عنوان یه حل‌کننده‌ی مشکل بود

338
00:21:34,423 --> 00:21:36,207
‫به عنوان یه کارآفرین که رفتم

339
00:21:36,382 --> 00:21:38,645
‫«خیله خب، باشه، یه راهی هست.

340
00:21:38,819 --> 00:21:40,037
‫یه خروجی اینجاست.»

341
00:21:41,038 --> 00:21:42,605
‫اون شب

342
00:21:43,389 --> 00:21:47,175
‫یه... یه کلید تو ذهنم زده شد.

343
00:21:47,697 --> 00:21:51,179
‫و من از یه آدم ناسالم، بی‌خیال دنیا

344
00:21:53,050 --> 00:21:55,531
‫با بدنم، با سلامتی‌م، با تغذیه‌م، با هر چیزی

345
00:21:55,705 --> 00:21:58,491
‫به یه آدم علاقه‌مند به این اطلاعات تبدیل شدم

346
00:21:59,405 --> 00:22:01,276
‫و این موضوعاتی که قرار بود نجاتم بده.

347
00:22:02,495 --> 00:22:05,976
‫چند تا اصل کلیدی هست وقتی می‌خوای یه کارآفرین موفق باشی.

348
00:22:06,150 --> 00:22:11,112
‫اولیش اینه که دقیقا بدونی می‌خوای قهرمان کی باشی.

349
00:22:31,480 --> 00:22:33,439
‫به هات سیت ماهانه خوش اومدین.

350
00:22:33,917 --> 00:22:37,791
‫هات سیت‌ها راهی هستن برای نشون دادن مشتری‌های فوق‌العاده‌مون

351
00:22:37,965 --> 00:22:41,882
‫و اینکه چطور به موفقیت‌های باورنکردنی تو کسب‌وکارشون رسیدن.

352
00:22:42,056 --> 00:22:44,232
‫- یه چیزی که من به اشتراک می‌ذارم...
‫- غذا همیشه یه جای امن بود.

353
00:22:44,406 --> 00:22:47,061
‫پس هر وقت ناراحت می‌شدم یا، می‌دونی، هر اتفاق سختی برام می‌افتاد

354
00:22:47,235 --> 00:22:49,106
‫همیشه می‌رفتم سراغ غذا.

355
00:22:52,806 --> 00:22:56,026
‫بزرگترین شوک زندگیم تا به امروز از دست دادن خواهرم بود.

356
00:22:56,200 --> 00:22:58,507
‫اون موقع ۱۷ سالم بود. اون ۱۹ سالش بود.

357
00:22:58,681 --> 00:23:00,814
‫فقط یه سال و نیم با هم فاصله داشتیم، پس خیلی خیلی به هم نزدیک بودیم

358
00:23:00,988 --> 00:23:03,904
‫و این باعث شد که کل دنیای خونواده‌مون زیر و رو بشه.

359
00:23:04,078 --> 00:23:07,951
‫باعث شد که وزنم از حدود ۲۲۰ پوند بره به ۳۳۰ پوند

360
00:23:08,125 --> 00:23:10,693
‫تو سن ۱۸، ۱۹ سالگی.

361
00:23:10,867 --> 00:23:13,392
‫و اون لحظه، لحظه‌ی تغییر بود.

362
00:23:13,566 --> 00:23:17,439
‫اگه اون موقع که ۳۳۰ پوند بودم بهم می‌گفتی که یه مربی کاهش وزن موفق می‌شم

363
00:23:17,613 --> 00:23:19,963
‫جوری نگات می‌کردم انگار دو تا سر داری.

364
00:23:22,226 --> 00:23:23,967
‫تو یه بازه‌ی زمانی خیلی خیلی کوتاه

365
00:23:24,141 --> 00:23:26,970
‫من مقدار زیادی وزن کم کردم.

366
00:23:27,144 --> 00:23:28,929
‫سی پوند تو یه ماه.

367
00:23:29,103 --> 00:23:30,974
‫صورتم خیلی لاغر شده بود.

368
00:23:31,148 --> 00:23:33,977
‫همش تشنه بودم، هیچ انرژی نداشتم.

369
00:23:34,717 --> 00:23:38,025
‫رفتم پیش دکتر عمومی، آزمایش خون دادم

370
00:23:38,199 --> 00:23:40,854
‫و چند روز بعد، زنگ زد بهم، گفت

371
00:23:41,028 --> 00:23:43,509
‫«ایون، تو دیابت نوع ۱ داری.»

372
00:23:44,423 --> 00:23:46,686
‫من تو یه نقش سازمانی کار می‌کردم

373
00:23:46,860 --> 00:23:52,126
‫و همزمان داشتم سعی می‌کردم کسب‌وکار مربیگری شخصیم رو هم راه‌اندازی کنم

374
00:23:52,300 --> 00:23:53,997
‫که این یعنی روزای خیلی طولانی.

375
00:23:54,171 --> 00:23:56,565
‫من این رویا رو داشتم که از کار سازمانی‌م استعفا بدم

376
00:23:56,739 --> 00:23:58,480
‫و تمام وقت رئیس خودم باشم

377
00:23:58,654 --> 00:24:01,962
‫ولی فکر کنم، یه جورایی، اون موقع شاید می‌ترسیدم.

378
00:24:02,136 --> 00:24:04,704
‫پس وقتی با فیل تماس گرفتم و گفتم

379
00:24:04,878 --> 00:24:10,318
‫«هی، شرایط من اینه که من یه پدر مجردم، ۱۶ ساعت در روز کار می‌کنم.

380
00:24:10,492 --> 00:24:12,059
‫من دقیقا در آستانه‌ی فروپاشی‌ام.

381
00:24:12,233 --> 00:24:14,235
‫می‌دونم که پتانسیلش رو دارم، احتمالا

382
00:24:14,409 --> 00:24:16,759
‫که رئیس تمام وقت خودم بشم.

383
00:24:17,412 --> 00:24:20,067
‫آیا این چیزیه که می‌تونی، می‌تونی توش کمک کنی؟»

384
00:24:20,241 --> 00:24:25,159
‫و اون گفت، «باشه، اگه بتونم تضمین کنم که پولت رو برمی‌گردونی

385
00:24:25,333 --> 00:24:28,945
‫و بیشتر از اون تو شش هفته‌ی اول، پایه‌ای؟»

386
00:24:29,119 --> 00:24:32,209
‫و من گفتم، «آره، البته.» و ثبت‌نام کردم.

387
00:24:33,210 --> 00:24:36,344
‫ما پول رو برگردوندیم و بیشتر هم شد. و بقیه‌ش هم که تاریخ شد.

388
00:24:37,214 --> 00:24:39,173
‫وقتی شروع کردم به مربیگری، بزرگترین چیز برای من این بود

389
00:24:39,347 --> 00:24:42,785
‫می‌خوام مربی‌ای باشم که به آدمایی که تو موقعیت من بودن کمک کنه

390
00:24:42,959 --> 00:24:45,788
‫چون دوست داشتم یه مربی مثل خودم داشته باشم وقتی که داشتم سفرم رو شروع می‌کردم.

391
00:24:45,962 --> 00:24:47,660
‫که بتونه بهشون کمک کنه کارای درست رو انجام بدن.

392
00:24:47,834 --> 00:24:51,794
‫واقعا می‌خواستم اون معلم باشم و اون پیام‌رسان باشم

393
00:24:51,968 --> 00:24:54,188
‫تا به مردم کمک کنم درک کنن

394
00:24:54,362 --> 00:24:59,367
‫تاثیر واقعی داشتن یه زندگی سالم رو.

395
00:24:59,541 --> 00:25:03,284
‫در اصل، من یه مربی برای دیابتی‌های نوع ۱ هستم.

396
00:25:03,458 --> 00:25:05,721
‫ایده‌ی کسب‌وکار، خیلی وقتا، می‌تونه یه کم بیگانه باشه

397
00:25:05,895 --> 00:25:08,681
‫چون اگه یه مربی عالی باشی، معمولا، فقط به مردم اهمیت می‌دی.

398
00:25:08,855 --> 00:25:11,161
‫ولی اگه ندونی چطور یه کسب‌وکار رو اداره کنی، یه کسب‌وکار رو مدیریت کنی

399
00:25:11,335 --> 00:25:15,035
‫خیلی سخته که واقعا چیزی که از کسب‌وکارت می‌خوای رو به دست بیاری.

400
00:25:36,883 --> 00:25:39,233
‫تام، چه خبر؟

401
00:25:39,407 --> 00:25:42,497
‫چی شده؟ همه چیو بگو.

402
00:25:53,421 --> 00:25:55,510
‫آره. خب ببین رفیق، من فقط...

403
00:25:55,684 --> 00:25:59,209
‫یه کم نگرانم که هوش مصنوعی چطوری قراره

404
00:25:59,383 --> 00:26:01,603
‫با کسب‌وکارم تعامل داشته باشه و شاید هم تداخل پیدا کنه.

405
00:26:01,777 --> 00:26:05,694
‫اوم، من کاملا می‌دونم که آدما الان می‌تونن برن تو چت، چت جی‌پی‌تی

406
00:26:05,868 --> 00:26:09,437
‫و فقط بگن، می‌دونی، «من واقعا با عملکرد ذهنی‌م مشکل دارم.

407
00:26:09,611 --> 00:26:11,918
‫- می‌تونی یه برنامه بهم بدی؟» و یه جورایی...
‫- آره.

408
00:26:12,092 --> 00:26:13,876
‫هست ولی نیست، مخصوص خودشون نیست.

409
00:26:14,050 --> 00:26:15,617
‫چیزی نیست که نیاز دارن، ولی، اوم...

410
00:26:15,791 --> 00:26:17,706
‫- آره.
‫- در دسترسشونه.

411
00:26:17,880 --> 00:26:20,187
‫- و اینکه چطوری با کسب‌وکارم تداخل پیدا می‌کنه، واقعا.
‫- درسته.

412
00:26:20,361 --> 00:26:23,886
‫و تا حالا شده که مشتری‌هات این کارو بکنن، یا... چی--

413
00:26:24,060 --> 00:26:26,019
‫آره. من داشتم، چند تا از مشتری‌هام باهاش ور می‌رفتن.

414
00:26:26,193 --> 00:26:28,282
‫هنوز کامل نیست، ولی تقریبا داره آماده می‌شه.

415
00:26:28,456 --> 00:26:31,633
‫و می‌تونی حس کنی که آدما وسوسه می‌شن، وسوسه می‌شن که برن.

416
00:26:31,807 --> 00:26:34,288
‫درسته. و، خب، کسی به خاطرش رفته؟

417
00:26:34,462 --> 00:26:37,160
‫- دارن درباره‌ش حرف می‌زنن و--
‫- آدما دارن درباره‌ش حرف می‌زنن، آره.

418
00:26:37,334 --> 00:26:39,075
‫درسته. پس، دارن درباره‌ش تو جامعه‌ی شما حرف می‌زنن

419
00:26:39,249 --> 00:26:41,643
‫و تو نگران اینی که بقیه اینو ببینن و بگن

420
00:26:41,817 --> 00:26:44,298
‫«خب، ما می‌تونیم از این ارزش بگیریم. دیگه نیازی نیست به تو پول بدیم.»

421
00:26:45,081 --> 00:26:46,082
‫- می‌خوان بزنن زیرش.
‫- دقیقا درسته.

422
00:26:46,256 --> 00:26:47,606
‫باشه.

423
00:26:47,780 --> 00:26:49,608
‫خب، ببین، من اینجوری به این قضیه نگاه می‌کنم.

424
00:26:49,782 --> 00:26:52,654
‫و من واقعا تشویقت می‌کنم که یه جور دیگه به این فکر کنی.

425
00:26:52,828 --> 00:26:56,484
‫یه کسب‌وکار که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنه، بهت دردسر می‌ده.

426
00:26:56,658 --> 00:26:59,008
‫خود هوش مصنوعی قرار نیست بهت دردسر بده

427
00:26:59,182 --> 00:27:01,620
‫چون تو خیلی بیشتر از اینا ارزش ارائه می‌دی.

428
00:27:01,794 --> 00:27:05,667
‫من تو رویدادات بودم. دیدم که آدما دارن دست می‌دن.

429
00:27:05,841 --> 00:27:08,801
‫دیدم که همدیگه رو بغل می‌کنن. دیدم که دارن همدیگه رو به چالش می‌کشن.

430
00:27:08,975 --> 00:27:12,500
‫این اتفاق قرار نیست تو چت جی‌پی‌تی بیفته، فعلا که نه.

431
00:27:12,674 --> 00:27:15,372
‫ما به خیلی از کسب‌وکارها، باشگاه‌ها، متخصصای تناسب اندام مشاوره می‌دیم

432
00:27:15,546 --> 00:27:18,114
‫متخصصای سلامت و تندرستی، مربیای ذهنیت و عملکرد

433
00:27:18,288 --> 00:27:19,899
‫روانشناسا، هرچی که فکرشو کنی.

434
00:27:20,073 --> 00:27:22,641
‫و این یه تهدیده برای همه.

435
00:27:23,206 --> 00:27:25,513
‫پس ما قراره یه جلسه‌ی تیمی درباره‌ی این داشته باشیم

436
00:27:25,687 --> 00:27:27,733
‫و امروز بعدا دنبال یه راه‌حل براش می‌گردیم.

437
00:27:27,907 --> 00:27:29,648
‫پس، ما پیگیری می‌کنیم.

438
00:27:31,954 --> 00:27:35,218
‫کسب‌وکار فقط یه چیزه پشت سر هم.

439
00:27:36,350 --> 00:27:38,265
‫فکر می‌کنی یه چیزی رو حل کردی، بعدش یه مشکل دیگه پیش میاد.

440
00:27:38,439 --> 00:27:41,790
‫و بعدش، یه کم استراحت می‌کنی، یه کم آرامش

441
00:27:41,964 --> 00:27:45,576
‫و بعد، بوم، دفعه‌ی بعدی یه چیزی تو صورتت منفجر می‌شه.

442
00:27:45,751 --> 00:27:47,709
‫بازار همیشه در حال تغییره.

443
00:27:47,883 --> 00:27:52,148
‫و، اوم، ببین، فکر کنم راهش اینه که اگه

444
00:27:53,410 --> 00:27:58,502
‫تو در حال پیشرفت نباشی، خودتو وفق ندی، با نیازهای در حال تغییر مشتری کار نکنی

445
00:27:58,677 --> 00:28:00,896
‫تغییرات تو تکنولوژی، تغییرات تو بازاریابی

446
00:28:01,070 --> 00:28:04,900
‫تغییرات تو همه‌ی این چیزا، اون وقت عقب می‌افتی.

447
00:28:05,074 --> 00:28:09,252
‫فکر می‌کنی هوش مصنوعی واقعا به کسب‌وکار مربیگری‌ت آسیب می‌زنه؟

448
00:28:09,426 --> 00:28:11,690
‫یعنی، چرا باید کسی یه مربی آنلاین رو استخدام کنه

449
00:28:11,864 --> 00:28:15,563
‫وقتی چت جی‌پی‌تی می‌تونه یه برنامه‌ی تناسب اندام برات درست کنه؟

450
00:28:15,737 --> 00:28:19,045
‫این روزا یه موضوع داغه. داری هوش مصنوعی، هوش مصنوعی، هوش مصنوعی می‌بینی

451
00:28:19,219 --> 00:28:22,309
‫که داره این شغلا رو می‌گیره، هرچیزی رو داره می‌گیره. اوم...

452
00:28:23,963 --> 00:28:28,315
‫قطعا روی مربیگری آنلاین و کلا مربیگری تاثیر می‌ذاره.

453
00:28:28,968 --> 00:28:32,667
‫میزان این تاثیر هنوز مشخص نیست.

454
00:28:32,841 --> 00:28:34,234
‫الان بخشی از دنیاست.

455
00:28:34,408 --> 00:28:36,192
‫پس، قراره شغل‌ها رو بگیره؟ معلومه که آره.

456
00:28:36,366 --> 00:28:40,240
‫هوش مصنوعی، اوم، این... می‌تونه یه موضوع ناراحت‌کننده باشه.

457
00:28:47,900 --> 00:28:51,164
‫این یه جنبه‌ایه که من واقعا نمی‌بینم وقتی صحبت از فشار می‌شه.

458
00:28:52,861 --> 00:28:55,342
‫بله، من دیدمش که یه کم تحت فشار بوده.

459
00:29:02,349 --> 00:29:06,440
‫فکر می‌کنم فشار باعث می‌شه که با موقعیت کنار بیاد

460
00:29:06,614 --> 00:29:08,268
‫بهترش کنه و بره جلو.

461
00:29:26,025 --> 00:29:28,592
‫وقتی من شروع کردم، یکی از بزرگترین چالش‌ها

462
00:29:28,767 --> 00:29:31,770
‫این بود که کنترل رو رها کنم تا، راستش رو بخوای، یه تیم بسازم.

463
00:29:31,944 --> 00:29:35,251
‫یکی از هنرهای کسب‌وکار تفویض اختیاره، استخدام آدمای درجه یک

464
00:29:35,425 --> 00:29:38,951
‫حقوق درجه یک بدی، ولی به خدا، انتظار نتایج درجه یک داشته باشی.

465
00:29:39,125 --> 00:29:42,476
‫باید به آدما اعتماد کنی، چون ما همه‌چیز رو نمی‌دونیم.

466
00:29:42,650 --> 00:29:46,741
‫پس تو افراد رو میاری تا زندگیت رو آسون‌تر کنن از طریق کاری که توش خوبن.

467
00:29:46,915 --> 00:29:51,790
‫فقط فیل نیست. اون یه تیم متخصص داره.

468
00:29:51,964 --> 00:29:56,142
‫اونا آدمایی هستن که تجربه‌ی واقعی از صنعت تناسب اندام دارن.

469
00:29:56,316 --> 00:29:57,970
‫همون اول کار، وقتی من شروع کردم برای فیل کار کردن

470
00:29:58,622 --> 00:30:00,450
‫کلر، شریک فیل، بهت می‌گفت، مثلا

471
00:30:00,624 --> 00:30:02,626
‫فیل بیشتر با من حرف می‌زد تا با اون.

472
00:30:02,801 --> 00:30:05,499
‫من ساعت ۲ صبح از فیل پیام می‌گرفتم.

473
00:30:05,673 --> 00:30:08,937
‫مدام، مثلا، بین ساعت ۳ تا ۴ صبح، پیام با ایده‌ها

474
00:30:09,111 --> 00:30:10,809
‫و دوباره ساعت ۷ صبح.

475
00:30:10,983 --> 00:30:12,636
‫من می‌گم که فیل کسیه که همیشه

476
00:30:12,811 --> 00:30:14,073
‫یه کم جلوتر از بقیه است.

477
00:30:14,769 --> 00:30:16,162
‫اوم، بیشتر آدما نمی‌تونن منحنی رو ببینن.

478
00:30:16,336 --> 00:30:18,338
‫اون تقریبا همیشه جلوتر از بقیه است.

479
00:30:18,512 --> 00:30:20,601
‫چیزای ما خیلی، خیلی، خیلی سریع تغییر می‌کنن

480
00:30:20,775 --> 00:30:23,386
‫تقریبا بر اساس، وضعیت فعلی چیزا تو دنیا.

481
00:30:23,560 --> 00:30:26,172
‫ما با یه اشاره تغییر می‌دیم فقط برای اینکه اوضاع بهتر بشه.

482
00:30:26,346 --> 00:30:28,870
‫این احتمالا یکی از بهترین چیزا درباره‌ی تیمه، اینه که

483
00:30:29,044 --> 00:30:32,352
‫چقدر سریع می‌تونیم یه شبه تصمیم بگیریم فقط برای اینکه اوضاع برای مشتری‌ها خوب پیش بره.

484
00:30:33,309 --> 00:30:35,703
‫خب، بچه‌ها. یه مشکلی پیش اومده.

485
00:30:35,877 --> 00:30:38,619
‫من خیلی وقته دارم درباره‌ی این چیزای هوش مصنوعی می‌شنوم.

486
00:30:38,793 --> 00:30:41,143
‫یه کم بهش توجه کردم، ولی نه زیاد.

487
00:30:41,317 --> 00:30:45,582
‫خلاصه بگم، یکی از مشتری‌های مشتری‌هامون

488
00:30:45,756 --> 00:30:48,281
‫بهش یه پیام خصوصی فرستاد و گفت، «هی، من تونستم

489
00:30:48,455 --> 00:30:52,981
‫دقیقا همون جوابایی رو از چت جی‌پی‌تی بگیرم که تو به من می‌دادی.»

490
00:30:53,155 --> 00:30:55,288
‫چت جی‌پی‌تی قرار نیست تو رو ببره باشگاه.

491
00:30:57,899 --> 00:30:59,988
‫نکته‌ی خیلی خوبیه. نکته‌ی خیلی خوبیه.

492
00:31:00,162 --> 00:31:02,034
‫قرار نیست تو رو ببره باشگاه.

493
00:31:02,208 --> 00:31:03,949
‫قرار نیست بهت اجازه بده هشت ساعت در شب استراحت کنی.

494
00:31:04,123 --> 00:31:05,776
‫قرار نیست غذایی که می‌خوری رو کنترل کنه.

495
00:31:05,951 --> 00:31:08,779
‫ببین، ما باید اینو در نظر داشته باشیم

496
00:31:08,954 --> 00:31:13,132
‫که مشتری‌ها قراره شروع کنن به سوال پرسیدن و زیر سوال بردن این قضیه.

497
00:31:13,306 --> 00:31:17,266
‫فکر می‌کنم نگرانی بزرگ اینه که اونا یه مشتری داشتن

498
00:31:17,440 --> 00:31:20,400
‫که شروع کرد به استفاده ازش و تو جامعه‌شون پستش کرد

499
00:31:20,574 --> 00:31:22,837
‫و گفت، «هی، ببینید از چت جی‌پی‌تی چی گرفتم.»

500
00:31:23,620 --> 00:31:25,666
‫و، معلومه، مربی الان نگران اینه که

501
00:31:25,840 --> 00:31:29,104
‫خب، این شبیه کاراییه که من می‌کنم؟

502
00:31:29,278 --> 00:31:31,237
‫و اگه از اون گستردگی، می‌دونی،

503
00:31:31,411 --> 00:31:32,978
‫- پایگاه اینترنتی از اطلاعات...
‫- آره.

504
00:31:33,152 --> 00:31:34,501
‫احتمالا یه چیزای مشترکی وجود داره.

505
00:31:34,675 --> 00:31:38,374
‫ولی کیفیت خروجی از چت جی‌پی‌تی

506
00:31:38,548 --> 00:31:40,202
‫فقط به کیفیت سوال بستگی داره.

507
00:31:40,376 --> 00:31:41,943
‫و بیشتر آدما نمی‌دونن چطوری سوالای خوب بپرسن.

508
00:31:42,117 --> 00:31:44,337
‫پس، فعلا این یه مزیت محسوب می‌شه.

509
00:31:44,511 --> 00:31:45,947
‫ولی ما باید یه چیزی بسازیم.

510
00:31:46,121 --> 00:31:48,558
‫باید هوش مصنوعی رو وارد کسب‌وکارمون کنیم.

511
00:31:49,168 --> 00:31:50,691
‫بررسیش کردیم، درباره‌ش حرف زدیم.

512
00:31:50,865 --> 00:31:52,606
‫نظر شما چیه؟

513
00:31:52,780 --> 00:31:55,957
‫چطوری از این روند استفاده کنیم و ازش بهره ببریم

514
00:31:56,131 --> 00:31:58,829
‫و اینو بسازیم تا به مشتری‌هامون کمک کنیم سریع‌تر برنده بشن؟ به همین سادگی.

515
00:31:59,004 --> 00:32:01,310
‫فرصتی که من می‌بینم، اساسا،

516
00:32:01,484 --> 00:32:04,574
‫ما تمام اطلاعاتی که تو هفت سال گذشته داشتیم رو می‌گیریم

517
00:32:04,748 --> 00:32:07,882
‫همه‌ی ویدئوها، همه‌ی پادکست‌ها، همه‌ی اسناد

518
00:32:08,056 --> 00:32:11,364
‫و ما واقعا می‌تونیم مدل هوش مصنوعی خودمون رو آموزش بدیم.

519
00:32:11,538 --> 00:32:14,323
‫چت جی‌پی‌تی بر اساس اطلاعات عمومی آموزش دیده

520
00:32:14,497 --> 00:32:16,760
‫پس قراره توصیه‌های عمومی بده.

521
00:32:16,935 --> 00:32:20,851
‫ولی اگه ما بتونیم مدل خودمون رو بر اساس اطلاعات خودمون، آی‌پی خودمون آموزش بدیم

522
00:32:21,026 --> 00:32:23,419
‫اوم، قراره پاسخ‌های خیلی بهتری بده.

523
00:32:23,593 --> 00:32:26,596
‫پس اینجوریه که من فکر می‌کنم.

524
00:32:26,770 --> 00:32:29,773
‫آره، و آدما همیشه دنبال ارتباط شخصی با تو هستن.

525
00:32:29,948 --> 00:32:32,472
‫من نمی‌بینم که خیلی از آدما از هوش مصنوعی استقبال کنن

526
00:32:32,646 --> 00:32:34,474
‫ولی بعدش، بالاخره می‌بینم که به نقطه‌ی اول برمی‌گرده

527
00:32:34,648 --> 00:32:36,432
‫جایی که آدما می‌گن، این بدون هوش مصنوعیه

528
00:32:36,606 --> 00:32:38,521
‫می‌دونی، ۱۰۰٪ توسط یه انسان نوشته شده

529
00:32:38,695 --> 00:32:41,046
‫یا ۱۰۰٪ تحت نظارت یه انسانه، هرچی که هست.

530
00:32:41,220 --> 00:32:47,313
‫پس ببین، قطعا یه موضوع داغه که باید پیگیرش باشیم.

531
00:32:47,487 --> 00:32:49,837
‫مثل هر چیز دیگه‌ای، کسب‌وکار همش مربوط به مرتبط بودنه

532
00:32:50,011 --> 00:32:51,882
‫و ما باید اینو بسازیم

533
00:32:52,057 --> 00:32:54,494
‫باید اینو به بازار نشون بدیم.

534
00:32:54,668 --> 00:32:57,540
‫و باید مشتری‌ها رو به برنده شدن برسونیم. خب، دیو، تو چی فکر می‌کنی

535
00:32:57,714 --> 00:33:00,630
‫درباره‌ی اون زمان انجام کار، فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه تا ساخته بشه؟

536
00:33:00,804 --> 00:33:03,416
‫پس من قطعا باید برم، یه کم تحقیق کنم

537
00:33:03,590 --> 00:33:07,289
‫و فقط درباره‌ی اولین قدم‌ها و همه‌ی چیزایی که لازمه، مطمئن بشم.

538
00:33:07,463 --> 00:33:09,509
‫چون، در نهایت، الان، من دارم خیلی تحقیق می‌کنم

539
00:33:09,683 --> 00:33:11,990
‫پشت صحنه، از نظر اینکه چطوری کار می‌کنه

540
00:33:12,164 --> 00:33:15,167
‫چطوری می‌تونیم اطلاعات خودمون رو وارد کنیم، چطوری می‌تونیم تنظیمش کنیم.

541
00:33:15,341 --> 00:33:18,083
‫ولی طبیعتا چالش‌هایی وجود خواهد داشت

542
00:33:18,257 --> 00:33:19,519
‫که ما پیش‌بینی‌شون نمی‌کنیم.

543
00:33:22,696 --> 00:33:24,741
‫هر وقت با چیزایی مثل این مواجه می‌شی، خیلی مهمه

544
00:33:24,915 --> 00:33:26,917
‫که وقت کافی داشته باشی تا باهاش کنار بیای.

545
00:33:27,092 --> 00:33:30,225
‫و ما خیلی خوش‌شانسیم که تو تقویم‌هامون، هر هفته

546
00:33:30,399 --> 00:33:34,099
‫یه فضای خالی می‌ذاریم تا بتونیم چیزایی مثل اینو مدیریت کنیم.

547
00:33:34,273 --> 00:33:37,189
‫پس، ما یه جلسه‌ی تیمی دیگه درباره‌ی این موضوع، تو ۴۸ ساعت آینده خواهیم داشت

548
00:33:37,363 --> 00:33:40,453
‫و ببینیم تو تصمیم‌گیری‌ها به کجا رسیدیم و چی باید بسازیم.

549
00:33:40,627 --> 00:33:44,283
‫من جداگانه با دیو صحبت می‌کنم و می‌بینم که نظرش چیه

550
00:33:44,457 --> 00:33:47,895
‫و، اوم، ببینم چی پیشنهاد داده.

551
00:34:08,742 --> 00:34:12,659
‫من قبلا تو شهر زندگی کردم، و تو حومه هم زندگی کردم

552
00:34:12,833 --> 00:34:15,836
‫و حومه همیشه بهتره.

553
00:34:21,233 --> 00:34:25,019
‫بریم سراغ ماهیگیری‌م. ماهیگیری یه چیز خیلی بزرگه برای من.

554
00:34:25,193 --> 00:34:27,891
‫یه فرصت برای من که دست از کارام تو کسب‌وکار بکشم.

555
00:34:28,066 --> 00:34:30,372
‫شارژ شم. دوباره تنظیم شم.

556
00:34:31,199 --> 00:34:32,809
‫آره، من از وقتی بچه بودم این کارو می‌کردم.

557
00:34:42,602 --> 00:34:45,996
‫مهم نیست تو هفته‌م چی می‌گذره، مهم نیست چقدر تو کسب‌وکار سرم شلوغه

558
00:34:46,171 --> 00:34:48,782
‫مهم نیست چه چالش‌هایی داشتم

559
00:34:49,435 --> 00:34:52,699
‫یه کم آب، درختا، هوای تازه

560
00:34:53,787 --> 00:34:55,310
‫برای ذهن عالیه.

561
00:35:01,273 --> 00:35:05,755
‫اگه به سر چوب نگاه کنی، می‌بینی که یه کم داره تکون می‌خوره.

562
00:35:07,366 --> 00:35:09,063
‫پس ما واقعا-- درسته، می‌بینی؟

563
00:35:19,291 --> 00:35:23,338
‫آه! این یه کپور از دریاچه‌ی ارنه.

564
00:35:23,904 --> 00:35:27,864
‫ماهی قشنگی، مبارزه‌ی باورنکردنی. واقعا خیره‌کننده‌ست.

565
00:35:28,735 --> 00:35:31,433
‫و، اوم، من مطمئن می‌شم که دوباره برش می‌گردونیم.

566
00:35:35,176 --> 00:35:37,918
‫داشت به پایان مدرسه‌م می‌رسید. می‌دونی، مدرسه سخت بود.

567
00:35:38,092 --> 00:35:40,312
‫تلاش برای تمرکز و نوسانات قند خون

568
00:35:40,486 --> 00:35:43,924
‫و شروع کردم به تزریق انسولین و تلاش برای مدیریت دستی قند خونم.

569
00:35:44,881 --> 00:35:49,538
‫من، اوم، تصمیم گرفتم برم و تو دانشگاه تغذیه بخونم.

570
00:35:49,712 --> 00:35:52,237
‫بهش علاقه داشتم و غرقش شده بودم.

571
00:35:52,411 --> 00:35:55,109
‫خیلی زود تونستم اوضاعم رو کنترل کنم.

572
00:35:55,283 --> 00:35:58,721
‫و وقتی داشتم می‌رفتم دانشگاه، عاشق ورزش شدم.

573
00:35:58,895 --> 00:36:01,202
‫اون موقع، تناسب اندام تو ایرلند شمالی

574
00:36:01,376 --> 00:36:05,206
‫ما اون انفجاری که الان حتی تو کل بریتانیا داشتیم رو نداشتیم

575
00:36:05,728 --> 00:36:07,904
‫و هنوز یه صحنه‌ی زیرزمینی بود.

576
00:36:08,078 --> 00:36:11,081
‫باشگاه رفتن چیزی نبود که هر کسی انجام بده یا هر خونه‌ای انجام بده.

577
00:36:11,256 --> 00:36:14,128
‫یه گروه خاص یا یه نوع آدم خاص بود.

578
00:36:14,302 --> 00:36:15,738
‫من مستقیم رفتم تو عمق.

579
00:36:15,912 --> 00:36:18,132
‫من رفتم به خفن‌ترین باشگاه بدنسازی

580
00:36:18,306 --> 00:36:19,525
‫که تا حالا فکرشو می‌کردی.

581
00:36:23,790 --> 00:36:26,314
‫و یادمه اون روز وارد باشگاه شدم

582
00:36:26,488 --> 00:36:30,405
‫و صدای ناله‌های بلند و این مردای عضلانی بزرگ رو می‌شنیدم که داشتن دمبل‌ها رو می‌کوبیدن.

583
00:36:31,798 --> 00:36:35,105
‫و مشخص بود که تستوسترون تو هوا پخش شده. می‌تونستی بوشو حس کنی.

584
00:36:36,063 --> 00:36:40,241
‫تو محافل بهش می‌گفتن «باشگاه گوشتی»، اگه بخوای.

585
00:36:40,415 --> 00:36:41,634
‫من رفتم رو دوچرخه‌ی ثابت.

586
00:36:45,594 --> 00:36:47,117
‫آره، فقط رکاب می‌زدم و تماشا می‌کردم.

587
00:36:49,337 --> 00:36:55,648
‫من نمی‌تونستم درک کنم که این آدما چطوری تونستن اینقدر قدرت و توانایی بسازن.

588
00:36:55,822 --> 00:36:58,085
‫و دیدن تمرین کردنشون خیلی متفاوت بود.

589
00:37:04,700 --> 00:37:07,877
‫اگه اولین باری که وارد یه باشگاه بدنسازی شدی رو یادت باشه

590
00:37:08,051 --> 00:37:10,053
‫و صدای ناله‌ی کسی رو شنیدی...

591
00:37:13,361 --> 00:37:15,581
‫یه جورایی متفاوته. مثلا، نمی‌دونی بخندی

592
00:37:15,755 --> 00:37:18,061
‫یا اینکه... «می‌خوان چیکار کنن؟»

593
00:37:18,236 --> 00:37:20,238
‫می‌دونی، آیا اونا، می‌دونی، می‌خوان اینجا رو خراب کنن؟

594
00:37:25,765 --> 00:37:29,029
‫اعتماد به نفسم بعد از هر بار که دوباره می‌رفتم باشگاه، بیشتر می‌شد

595
00:37:29,203 --> 00:37:31,161
‫تا جایی که بعدش وارد سالن وزنه‌برداری شدم.

596
00:37:37,559 --> 00:37:40,170
‫شروع کردم به وزنه‌زدن و معتاد شدم.

597
00:37:40,345 --> 00:37:44,958
‫و این ورود به دنیای بدنسازی بود.

598
00:37:52,618 --> 00:37:55,708
‫اول صبح. اوم، ما داریم یه جلسه‌ی تمرینی برگزار می‌کنیم

599
00:37:55,882 --> 00:37:56,970
‫قبل از اینکه کارمو تو روز شروع کنم.

600
00:37:57,144 --> 00:37:58,754
‫من این کارو هر روز هفته انجام می‌دم.

601
00:37:58,928 --> 00:38:02,105
‫من مطمئن می‌شم که هر روز صبح، حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه ورزش کنم.

602
00:38:02,280 --> 00:38:03,193
‫هر روز صبح.

603
00:38:12,681 --> 00:38:13,943
‫تمرین‌هام خیلی کوتاهه.

604
00:38:14,117 --> 00:38:16,859
‫دیگه مثل اون موقع‌ها نیست که

605
00:38:17,033 --> 00:38:18,905
‫تو دوران بدنسازی‌م، روزی دو ساعت تمرین می‌کردم.

606
00:38:19,079 --> 00:38:20,776
‫ارزش‌هام، اولویت‌هام عوض شده.

607
00:38:20,950 --> 00:38:23,388
‫ولی من بیشتر تمرین می‌کنم که سالم بمونم

608
00:38:23,562 --> 00:38:25,564
‫قوی بمونم، تحرک داشته باشم

609
00:38:25,738 --> 00:38:28,915
‫و فقط سیستم گردش خونم رو برای کل روز فعال می‌کنم.

610
00:38:32,658 --> 00:38:34,660
‫من یه جوون بودم که اضافه وزن داشت

611
00:38:34,834 --> 00:38:37,053
‫تازه دیابت نوع ۱ گرفته بود

612
00:38:37,227 --> 00:38:40,970
‫کل زندگیم در خطر بود، اعتماد به نفسم در خطر بود

613
00:38:41,144 --> 00:38:42,668
‫و من به ته خط رسیده بودم.

614
00:38:43,843 --> 00:38:48,369
‫خب، چون من با آرنولد، ترمیناتور بزرگ شدم

615
00:38:48,543 --> 00:38:51,459
‫یه بخشی از من جذب این قضیه شده بود

616
00:38:51,633 --> 00:38:56,334
‫چون وقتی ضعیف و ناسالم و نامتناسب بودم، اینو نداشتم.

617
00:38:57,030 --> 00:39:00,642
‫ولی در عین حال، بدنسازی یه نظم و انضباط بود.

618
00:39:00,816 --> 00:39:04,342
‫یه انضباط بود. و حول محور درست غذا خوردن می‌چرخید.

619
00:39:04,516 --> 00:39:06,387
‫حول محور درست تمرین کردن می‌چرخید.

620
00:39:06,561 --> 00:39:08,563
‫حول محور یه سبک زندگی باکیفیت می‌چرخید.

621
00:39:08,737 --> 00:39:12,611
‫و اینا همشون عوامل کلیدی تو مدیریت دیابت بودن.

622
00:39:13,394 --> 00:39:16,876
‫پس یه ترکیبی وجود داشت که دقیقا با هم قفل می‌شدن.

623
00:39:21,533 --> 00:39:25,841
‫بریم جلو.
‫تو باید له کنی، له کنی، له کنی.

624
00:39:26,015 --> 00:39:27,756
‫انجامش بده.

625
00:39:29,976 --> 00:39:33,458
‫له کن، له کن، له کن. دختر خوب.

626
00:39:33,632 --> 00:39:36,286
‫من یه دختر کوچولو دارم. الان یه سالشه، یه سال و نیمشه.

627
00:39:36,461 --> 00:39:39,638
‫و مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چیز برای من اینه که

628
00:39:39,812 --> 00:39:43,642
‫اون خودش رو دوست داشته باشه و نیازی نداشته باشه که به نظرات

629
00:39:43,816 --> 00:39:47,385
‫یا تایید دیگران تکیه کنه تا خودش رو دوست داشته باشه و قبول کنه.

630
00:39:47,559 --> 00:39:50,823
‫و اگه بدونه که خودش رو دوست داره و می‌تونه به خودش اعتماد کنه

631
00:39:50,997 --> 00:39:54,740
‫که تو زندگی تصمیم بگیره و از شکست نترسه

632
00:39:54,914 --> 00:39:58,396
‫از اینکه متفاوت باشه یا منحصر به فرد باشه یا متمایز باشه نترسه

633
00:39:59,440 --> 00:40:01,616
‫از اینکه اصیل باشه نترسه

634
00:40:01,790 --> 00:40:03,705
‫و اصیل بودن یعنی سرکش بودن.

635
00:40:04,706 --> 00:40:07,143
‫داری چیکار می‌کنی؟

636
00:40:10,843 --> 00:40:13,411
‫نه!

637
00:40:16,239 --> 00:40:18,328
‫من کلر گراهام هستم، و همسر فیل هستم.

638
00:40:18,503 --> 00:40:20,548
‫ما سال ۲۰۰۷ همدیگه رو دیدیم.

639
00:40:20,722 --> 00:40:23,029
‫فیل اون موقع تو یه کلاب شبانه نگهبان در بود

640
00:40:23,203 --> 00:40:25,335
‫که من با دوستام و پسرعموهام رفته بودم بیرون.

641
00:40:25,510 --> 00:40:27,816
‫اون موقع خیلی شیطون بود. همیشه مست بود.

642
00:40:27,990 --> 00:40:30,645
‫و فیل نوشابه رژیمی می‌خورد چون همیشه تمرین می‌کرد

643
00:40:30,819 --> 00:40:33,779
‫و همیشه به اندامش اهمیت می‌داد.

644
00:40:33,953 --> 00:40:36,608
‫خب، یکی خیلی مست شد و بیرونش کردن، و--

645
00:40:36,782 --> 00:40:38,523
‫نه، من نبودم. نه، نه، نه، من نبودم.

646
00:40:39,088 --> 00:40:42,614
‫و اون موقع بود که من فیل رو دیدم.

647
00:40:42,788 --> 00:40:45,704
‫هر دومون ۱۹ سالموم بود، پس از قیافه‌ش خوشم اومد.

648
00:40:45,878 --> 00:40:48,576
‫می‌دونی، من فقط، فقط از قیافه‌ش خوشم اومد. و گفتم، «اوم. خوش‌تیپه.»

649
00:40:48,750 --> 00:40:52,101
‫و شوهر خواهرم هم اونجا کار می‌کرد.

650
00:40:52,275 --> 00:40:55,583
‫پس من یه کم تحقیق کردم تا بفهمم کیه.

651
00:40:55,757 --> 00:40:58,020
‫و یه جورایی با هم قرار گذاشتیم.

652
00:40:58,194 --> 00:41:02,198
‫من در واقع قبل از کلر باهاش آشنا شدم. پس من خیلی وقته می‌شناسمش.

653
00:41:02,372 --> 00:41:03,635
‫اون موقع چطوری بود؟

654
00:41:03,809 --> 00:41:06,246
‫اوم، پول نداشت.

655
00:41:06,420 --> 00:41:08,901
‫یادمه کلر مجبور شد پول بده تا بره سینما.

656
00:41:09,075 --> 00:41:10,816
‫یادم نمیاد چی دیدیم.

657
00:41:10,990 --> 00:41:13,688
‫می‌دونی، ما رفتیم سینما و یه کم خوراکی خریدیم

658
00:41:13,862 --> 00:41:15,516
‫یه کم، فکر کنم مالتزرز بود.

659
00:41:15,690 --> 00:41:17,997
‫و فیل تازه داشت رژیم می‌گرفت

660
00:41:18,171 --> 00:41:20,086
‫برای یه مسابقه‌ی بدنسازی اون موقع

661
00:41:20,260 --> 00:41:22,392
‫پس اون چیزایی مثل اینو نمی‌خورد.

662
00:41:22,567 --> 00:41:25,308
‫پس سال‌ها بعد فهمیدم، وقتی من بهش مالتزرز تعارف می‌کردم

663
00:41:25,483 --> 00:41:27,702
‫اونا رو از روی شونه‌ش پرت می‌کرد...

664
00:41:27,876 --> 00:41:30,357
‫و تظاهر می‌کرد که داره می‌خوره، فقط داشت نقش آدم خوبه رو بازی می‌کرد.

665
00:41:42,282 --> 00:41:44,284
‫من فیل رو از تمرین می‌شناسم.

666
00:41:44,458 --> 00:41:47,461
‫من تو همون باشگاه تمرین می‌کردم، از کنار هم رد می‌شدیم

667
00:41:47,635 --> 00:41:48,984
‫چند کلمه با هم حرف می‌زدیم.

668
00:41:50,246 --> 00:41:51,770
‫می‌دونی، تو میری باشگاه که تمرین کنی.

669
00:41:51,944 --> 00:41:53,772
‫واقعا وقت نداشتی که بایستی و حرف بزنی.

670
00:41:53,946 --> 00:41:56,209
‫فیل اون موقع پاورلیفتر بود.

671
00:41:56,688 --> 00:41:58,341
‫وقتی فیل وارد می‌شد، متوجه‌ش می‌شدی.

672
00:41:58,516 --> 00:42:00,387
‫اون با بقیه فرق داشت.

673
00:42:00,561 --> 00:42:02,215
‫یه جفت چکمه و شلوار گشاد می‌پوشید.

674
00:42:02,389 --> 00:42:04,173
‫و یه بار اومد سمتم

675
00:42:04,347 --> 00:42:05,958
‫و، اوم، فقط یه سوال کلی ازم پرسید.

676
00:42:06,132 --> 00:42:08,917
‫چطوری می‌تونست بدنساز بشه؟

677
00:42:11,920 --> 00:42:14,488
‫و جواب من این بود، «تو می‌تونی هر چیزی بشی

678
00:42:15,271 --> 00:42:17,578
‫اگه سخت کار کنی و بهش متعهد باشی.»

679
00:42:28,633 --> 00:42:30,373
‫و اون رفت برای اولین مسابقه‌ش.

680
00:42:30,548 --> 00:42:32,898
‫و این بخشی از زندگی بود

681
00:42:33,072 --> 00:42:34,508
‫که شاید براش جواب نداد.

682
00:42:37,119 --> 00:42:41,384
‫این اولین مسابقه‌م بود، و اولین مسابقه‌ای بود که من، دوم شدم.

683
00:42:42,385 --> 00:42:46,302
‫من به یه پسری به اسم پیتر برمنر باختم، که الان یه دوست خیلی صمیمی‌ه.

684
00:42:46,476 --> 00:42:48,653
‫فیل اون موقع تو بدنسازی جدی بود؟

685
00:42:48,827 --> 00:42:51,743
‫آره. فیل عاشق بدنسازی بود. آره.

686
00:42:51,917 --> 00:42:53,701
‫-تو بدنسازی شکستش دادی؟
‫-آره.

687
00:42:53,875 --> 00:42:55,747
‫فیل یه جورایی چیزای زیادی می‌دونست.

688
00:42:55,921 --> 00:42:58,619
‫و این قطعا به خاطر دیابتش بود.

689
00:42:58,793 --> 00:43:01,056
‫روش نگاه من به تغذیه، روش نگاه من به تمرین

690
00:43:01,230 --> 00:43:03,406
‫خیلی، خیلی با روش بقیه فرق داشت.

691
00:43:03,581 --> 00:43:07,106
‫من باید دستی از انسولین استفاده می‌کردم تا تمام مواد مغذی رو وارد سلول‌ها کنم

692
00:43:07,280 --> 00:43:10,457
‫و اگه این کارو نمی‌کردم، وارد فاز کاتابولیک می‌شدم، قند خونم بالا و بالاتر می‌رفت

693
00:43:10,631 --> 00:43:13,155
‫و اگه به اندازه‌ی کافی نمی‌خوردم، دچار افت قند خون می‌شدم.

694
00:43:13,329 --> 00:43:16,985
‫و بعدش باید غذا می‌خوردم تا دوباره بالا بیاد، که کل هدف چربی‌سوزی رو از بین می‌برد.

695
00:43:17,159 --> 00:43:19,379
‫و بعدش، می‌دونی، اگه، اوم، قند خونم می‌افتاد

696
00:43:19,553 --> 00:43:21,816
‫و مجبور می‌شدم یه بسته خوراکی میوه‌ای یا آدامس بخورم

697
00:43:21,990 --> 00:43:23,470
‫و بعدش باید می‌رفتم و اونارو می‌سوزوندم.

698
00:43:23,644 --> 00:43:25,864
‫من زودتر از موعد به اوج رسیدم. من رفتم رو استیج

699
00:43:26,038 --> 00:43:28,736
‫کم‌وزن، باد خالی، فقط...

700
00:43:29,389 --> 00:43:32,218
‫اصلا شبیه چیزی که شش هفته قبلش بودم نبودم.

701
00:43:32,392 --> 00:43:36,178
‫دیابت احتمالا کاتابولیک‌ترین چیزیه که می‌تونی داشته باشی، وقتی بحث بدنسازی باشه.

702
00:43:36,831 --> 00:43:39,225
‫و اگه کنترلش نکنی،

703
00:43:39,399 --> 00:43:42,794
‫هر اونس و گرم از بافت عضلانی‌ت رو از بین می‌بره.

704
00:43:42,968 --> 00:43:47,755
‫همچنین، اگه مراقبش نباشی، چربی بدنت رو هم زیاد می‌کنه

705
00:43:47,929 --> 00:43:50,323
‫و سریع این اتفاق می‌افته.

706
00:43:50,497 --> 00:43:53,239
‫این مهم‌ترین جایزه‌س، چون این، اوم،

707
00:43:53,413 --> 00:43:57,199
‫می‌دونی، این باعث شد که من واقعا دنبالش برم.

708
00:43:57,373 --> 00:44:00,725
‫و بعدش بود که فیل اومد پیشم و ازم پرسید

709
00:44:01,421 --> 00:44:06,295
‫آیا وقت می‌ذارم و یه سال بهش کمک می‌کنم

710
00:44:06,469 --> 00:44:09,211
‫و باهاش تمرین کنم تا برای مسابقه‌ی بعدی آماده بشه؟

711
00:44:10,691 --> 00:44:13,433
‫این تنها باشگاهیه که من بیش از ۱۵ سال توش تمرین کردم.

712
00:44:13,607 --> 00:44:15,870
‫قبلا اسمش راک پیت فیتنس بود.

713
00:44:16,044 --> 00:44:19,221
‫همون‌طور که می‌بینید، جاشو یه نانوایی گرفته.

714
00:44:19,395 --> 00:44:21,180
‫متاسفانه، باشگاه تعطیل شد.

715
00:44:24,574 --> 00:44:25,793
‫باز هست.

716
00:44:26,533 --> 00:44:28,753
‫فکر کنم همه‌ی این وسایلا هنوز همون‌طورین.

717
00:44:28,927 --> 00:44:30,102
‫و بعدش بریم پشت.

718
00:44:30,929 --> 00:44:32,321
‫فیل هیچ‌وقت سروقت نیست.

719
00:44:33,409 --> 00:44:35,281
‫خب، با این کرکره که تو پس‌زمینه می‌بینید

720
00:44:35,455 --> 00:44:37,500
‫یه نیمکت برای پرس سینه داشتید

721
00:44:37,675 --> 00:44:39,459
‫و نیمکت رو آماده می‌کردن، آماده‌ی تمرین.

722
00:44:39,633 --> 00:44:41,069
‫چون من می‌دونستم، یک، چی بلند می‌کنه

723
00:44:41,243 --> 00:44:43,245
‫و می‌دونستم، دو، دیر می‌کنه.

724
00:44:43,419 --> 00:44:45,465
‫پس من همیشه سروقت می‌اومدم، همه چیو آماده می‌کردم.

725
00:44:45,639 --> 00:44:47,772
‫و بعدش وقتی اون می‌اومد، باید با ساکش کلنجار می‌رفت

726
00:44:47,946 --> 00:44:50,165
‫همه‌چیزش رو مرتب می‌کرد. آهنگش رو می‌ذاشت...

727
00:44:50,339 --> 00:44:53,778
‫و تا اون موقع، من وقت داشتم برم خونه.

728
00:44:55,431 --> 00:44:56,737
‫شما آهنگ مورد علاقه‌تون رو می‌ذاشتید.

729
00:44:56,911 --> 00:44:58,739
‫ولی وقتی فیل می‌اومد باشگاه

730
00:44:58,913 --> 00:45:00,175
‫باید آهنگ‌های فیل پخش می‌شد.

731
00:45:00,349 --> 00:45:02,351
‫من سی‌دی‌های زیادی رو دیدم که پرت می‌شدن.

732
00:45:02,917 --> 00:45:05,572
‫مهم نبود سی‌دی کی بود، کی داشت پخشش می‌کرد

733
00:45:06,138 --> 00:45:09,228
‫بیرون، آهنگ خودش پخش می‌شد، و تمام.

734
00:45:10,403 --> 00:45:13,058
‫آره. همیشه یه کم شخصیت تو کار بود.

735
00:45:18,846 --> 00:45:22,720
‫تمرین فرق داشت. شش روز در هفته. تمرین سخت.

736
00:45:24,112 --> 00:45:25,853
‫بعضی روزا دو بار در روز پاشو تمرین می‌داد.

737
00:45:26,027 --> 00:45:27,899
‫شدت، سنگین.

738
00:45:28,508 --> 00:45:32,207
‫باشگاه می‌دونست که دو تا پسر گوشه دارن سخت تمرین می‌کنن.

739
00:45:34,906 --> 00:45:38,170
‫و ما زیاد حرف نمی‌زدیم، ولی همیشه می‌دونستیم باید چیکار کنیم.

740
00:45:39,954 --> 00:45:44,219
‫و این هر روز بود. و اون کل سال، سخت بود.

741
00:45:55,709 --> 00:46:00,932
‫من با یه بیماری تهدیدکننده‌ی زندگی مواجه شدم که، راستش، بهم می‌گفت

742
00:46:01,106 --> 00:46:03,848
‫تو قرار نیست بدنساز بشی، نمی‌تونی این کارو کنی. پزشکای عمومی، دکترا

743
00:46:04,022 --> 00:46:06,459
‫همشون بهم می‌گفتن، «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی، می‌دونی

744
00:46:06,633 --> 00:46:09,288
‫کربوهیدرات‌هاتو حذف کنی یا هیچ‌وقت نمی‌تونی این‌همه پروتئین بخوری.

745
00:46:09,462 --> 00:46:13,248
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی بری رو استیج و اون‌قدر خشک بشی.»

746
00:46:13,422 --> 00:46:14,336
‫خب...

747
00:46:19,820 --> 00:46:22,605
‫نزدیکای مسابقه، ما باید خیلی مراقب می‌بودیم

748
00:46:22,780 --> 00:46:25,260
‫و مطمئن می‌شدیم که همه‌چیز سر جاشه.

749
00:46:26,261 --> 00:46:28,220
‫چون ما کل سال خیلی سخت کار کرده بودیم.

750
00:46:28,394 --> 00:46:31,397
‫ما نمی‌خواستیم این‌بار همون اتفاقی بیفته که دفعه‌ی قبل افتاد

751
00:46:35,096 --> 00:46:36,663
‫من اون روز رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

752
00:46:36,837 --> 00:46:39,579
‫من فیل رو بردم و با ماشین رسوندمش به مسابقه.

753
00:46:41,755 --> 00:46:43,713
‫و فیل آدم استرسی‌ای نبود.

754
00:46:43,888 --> 00:46:44,845
‫ولی استرس داشت.

755
00:46:47,239 --> 00:46:48,980
‫پس بدون هیچ مقدمه‌ای

756
00:46:49,154 --> 00:46:52,679
‫بیاید به کلاس اولمون خوش‌آمد بگیم.

757
00:46:52,853 --> 00:46:57,553
‫خانم‌ها و آقایان، کلاس جوانان NABBA ایرلند شمالی.

758
00:47:08,913 --> 00:47:11,959
‫اینکه دیدم رفت رو استیج و برنامه‌ش رو اجرا کرد

759
00:47:12,133 --> 00:47:15,615
‫و اینکه چقدر تو این یه سال پیشرفت کرده بود

760
00:47:16,877 --> 00:47:17,878
‫باورنکردنی بود.

761
00:47:20,533 --> 00:47:24,798
‫من می‌تونستم صدای مردم رو بشنوم که در مورد سال قبلش و امسالش حرف می‌زدن.

762
00:47:24,972 --> 00:47:29,237
‫اندامش، و دقیقا چقدر حجم گرفته بود.

763
00:47:29,803 --> 00:47:33,589
‫تو فقط با گوش دادن به حرفای بقیه می‌فهمیدی دقیقا چی در انتظارته.

764
00:47:37,332 --> 00:47:41,946
‫فیل یه لحظه ازم یه سوال پرسید. «فکر می‌کنی تونستم؟»

765
00:47:42,120 --> 00:47:45,079
‫و من می‌دونستم که تونسته. من فقط می‌دونستم که تونسته.

766
00:47:53,000 --> 00:47:54,741
‫من همیشه یادمه که اون موقع که بدنسازی می‌کرد

767
00:47:54,915 --> 00:47:57,570
‫اون موقع، معلوم بود که، مثلا، خیلی هیکل داشت، حجیم بود، خشک بود.

768
00:47:57,744 --> 00:47:59,702
‫ولی من همیشه یادمه که، مثلا، تو آینه نگاه می‌کردم

769
00:47:59,877 --> 00:48:02,096
‫و بعد به اون نگاه می‌کردم و می‌گفتم، «این واقعی نیست.»

770
00:48:09,234 --> 00:48:12,019
‫بزرگ‌ترین چیز در مورد بدنسازی برای من این بود که شخصیت‌ساز بود

771
00:48:12,193 --> 00:48:16,502
‫به این معنی که، وقتی من پشت یه ددلیفت ۳۰۰ کیلویی می‌رفتم

772
00:48:16,676 --> 00:48:20,288
‫و تکرار می‌زدم. وزنه‌های سنگین.

773
00:48:20,462 --> 00:48:23,422
‫آیا می‌تونی خودت رو به این حد برسونی که بتونی اینو بلند کنی؟

774
00:48:26,120 --> 00:48:27,861
‫فیل قوی بود، تو اوجش؟

775
00:48:28,035 --> 00:48:30,385
‫آره، آره. فیل قوی بود. من یادمه.

776
00:48:30,559 --> 00:48:34,302
‫اون با ددلیفت ۳۰۰ کیلو یا یه همچین چیزی بازی می‌کرد.

777
00:48:34,476 --> 00:48:38,524
‫الان به نظرم سبک میاد، انصافا، ولی... این‌طور نیست.

778
00:48:39,307 --> 00:48:43,181
‫تو باشگاه که تمرین می‌کردم، فرم بدنم، قدرتم داشت تغییر می‌کرد

779
00:48:43,355 --> 00:48:44,834
‫و مردم اینو می‌دیدن.

780
00:48:45,009 --> 00:48:47,228
‫و به جایی رسید که من، من حرص

781
00:48:47,402 --> 00:48:49,317
‫آدمایی رو درآوردم که سال‌ها تمرین می‌کردن

782
00:48:49,491 --> 00:48:51,929
‫از نظر ظاهر، از نظر قدرت

783
00:48:52,103 --> 00:48:54,105
‫و اونا شروع کردن به سوال پرسیدن.

784
00:48:54,279 --> 00:48:55,758
‫شروع کردن به سوال پرسیدن.

785
00:48:56,368 --> 00:48:58,500
‫و بعد وقتی شنیدن که من دارم تغذیه می‌خونم

786
00:48:58,674 --> 00:49:00,676
‫و دیدن که من دارم به حرفام عمل می‌کنم

787
00:49:00,850 --> 00:49:02,243
‫خواستن از من یاد بگیرن.

788
00:49:03,070 --> 00:49:05,681
‫یه شب از تمرین پا برگشتم خونه

789
00:49:05,855 --> 00:49:09,076
‫و از یه پسری به اسم استیوی یه پیامک اومد

790
00:49:09,250 --> 00:49:13,298
‫«برای یه برنامه‌ی غذایی و تمرینی چقدر می‌گیری؟»

791
00:49:14,342 --> 00:49:16,779
‫و من واقعا نمی‌دونستم چطوری بفروشم.

792
00:49:16,954 --> 00:49:18,694
‫من نمی‌دونستم چطوری خودم رو بازاریابی کنم.

793
00:49:18,868 --> 00:49:21,610
‫من واقعا نمی‌دونستم چطوری در مورد پول حرف بزنم

794
00:49:21,784 --> 00:49:28,704
‫و من جواب دادم، با یه پیامک طولانی ۲۰۰۰ کلمه‌ای

795
00:49:28,878 --> 00:49:32,621
‫که قراره رو چی تمرکز کنیم، چطوری قراره برنامه رو بسازیم.

796
00:49:33,100 --> 00:49:34,493
‫۵۰ پوند.

797
00:49:35,624 --> 00:49:38,627
‫و اون بهم پیام داد و گفت، «تبریک می‌گم

798
00:49:38,801 --> 00:49:40,803
‫تو یه مشتری جدید پیدا کردی.»

799
00:49:41,543 --> 00:49:46,679
‫و اون موقع بود که فهمیدم من

800
00:49:49,073 --> 00:49:51,292
‫احتمالا دارم یه کسب‌وکار راه می‌ندازم.

801
00:49:57,690 --> 00:50:01,041
‫یادمه با رئیس رشته‌م تو دانشگاه صحبت می‌کردم

802
00:50:01,215 --> 00:50:04,392
‫و گفتم، واقعا رویام اینه که متخصص تغذیه بشم

803
00:50:04,566 --> 00:50:08,092
‫و با آدمایی که دیابت دارن کار کنم، چون من واقعا از غذا خوردن لذت می‌برم

804
00:50:08,266 --> 00:50:11,443
‫من واقعا از تغذیه لذت می‌برم، واقعا از صحبت کردن در مورد بدن انسان لذت می‌برم.

805
00:50:11,617 --> 00:50:14,576
‫ولی فهمیدم که عاشق وزنه‌زدنم

806
00:50:14,750 --> 00:50:16,622
‫و عاشق اینم که به آدما کمک کنم عضله بسازن.

807
00:50:17,362 --> 00:50:21,496
‫و در واقع دارم به این فکر می‌کنم که یه مربی شخصی بشم.

808
00:50:21,670 --> 00:50:23,498
‫و اون یه جوری بهم نگاه کرد و گفت، «چی؟»

809
00:50:23,672 --> 00:50:25,283
‫و من گفتم، «مربی شخصی.»

810
00:50:25,457 --> 00:50:26,849
‫و اون بهم گفت، «خب

811
00:50:27,850 --> 00:50:30,766
‫این نوع شغلیه که

812
00:50:30,940 --> 00:50:34,770
‫اگه تو دانشگاه شکست بخوری و بخوای بری تو یه مرکز تفریحی بشماری که چند بار یه حرکت رو انجام می‌دن.»

813
00:50:36,424 --> 00:50:40,341
‫مردم بهش به چشم یه شغل برای بازنده‌ها نگاه می‌کردن، ولی من این کارو ادامه دادم.

814
00:50:40,515 --> 00:50:44,432
‫و یادمه یه هفته، من بیشتر از

815
00:50:44,606 --> 00:50:49,481
‫یه متخصص تغذیه تو خدمات بهداشتی پول درآوردم.

816
00:50:49,655 --> 00:50:54,138
‫و من شروع کردم به فهمیدن که این پتانسیل اینو داره که یه کسب‌وکار بشه.

817
00:50:54,312 --> 00:50:56,662
‫و یادمه اون شب رفتم خونه و به مامانم گفتم

818
00:50:56,836 --> 00:50:58,272
‫«من دیگه نمی‌خوام متخصص تغذیه باشم.

819
00:50:58,446 --> 00:50:59,969
‫من نمی‌خوام این رشته رو ادامه بدم.

820
00:51:00,840 --> 00:51:03,582
‫من می‌دونم که می‌تونم از این پول دربیارم. توش خوبم، عاشقشم.»

821
00:51:03,756 --> 00:51:07,107
‫و ما توافق کردیم که من درسمو تموم کنم

822
00:51:07,281 --> 00:51:10,154
‫چون اساسا به من یه مدرک می‌داد

823
00:51:10,328 --> 00:51:13,766
‫یه درک آکادمیک و یه سطح از اعتبار.

824
00:51:13,940 --> 00:51:16,986
‫پس من اون رو تموم کردم، ولی دنبال یه شغل تو زمینه تغذیه نرفتم.

825
00:51:17,161 --> 00:51:20,773
‫من کسب‌وکار خودم رو راه‌اندازی کردم و اسمش شد کلیر کات هلث اند فیتنس.

826
00:51:24,211 --> 00:51:26,953
‫همه‌ش تو یه باشگاه بدنسازی محلی تو ایرلند شمالی بود

827
00:51:27,127 --> 00:51:29,303
‫و یه جاهایی بود که وقتی وارد باشگاه می‌شدی

828
00:51:29,477 --> 00:51:34,178
‫و تقریبا، ۸۰٪ باشگاه این برگه های چاپ شده‌ی بزرگ رو داشتن

829
00:51:34,352 --> 00:51:35,831
‫که لوگوی من تهش خورده بود

830
00:51:36,005 --> 00:51:37,224
‫کلیر کات هلث اند فیتنس.

831
00:51:38,791 --> 00:51:41,315
‫و من تا جایی که می‌شد تو اون برنامه‌ها گذاشتم.

832
00:51:42,316 --> 00:51:44,013
‫در واقع، زیاده‌روی بود.

833
00:51:44,188 --> 00:51:46,364
‫مثل یه کتاب کوچیک بود. مثل یه دوره‌ی کوچیک بود.

834
00:51:46,538 --> 00:51:50,019
‫و اون موقع، من واقعا این طرز فکر رو پیدا کردم

835
00:51:50,194 --> 00:51:52,283
‫که به آدما چیزی رو بدم که نیاز دارن

836
00:51:52,457 --> 00:51:55,764
‫بهشون بگم که باید چی بشنون، و برم سر اصل مطلب.

837
00:51:55,938 --> 00:51:58,811
‫من می‌دونستم که تو بدنسازی رقابتی

838
00:51:58,985 --> 00:52:02,467
‫و اون یه اسم آشنا تو ایرلند بود، خیلی معروف بود، باانگیزه.

839
00:52:02,641 --> 00:52:06,819
‫اون یکی از اولین کسایی بود که مربیگری آنلاین رو به بریتانیا و ایرلند آورد.

840
00:52:06,993 --> 00:52:10,388
‫اون موقع، مربیگری آنلاین وجود نداشت. هیچ‌کس واقعا این کارو نمی‌کرد.

841
00:52:10,562 --> 00:52:12,999
‫و بعدش شروع کردم به دریافت ایمیل

842
00:52:13,173 --> 00:52:15,610
‫و مردم بهم پیام می‌دادن و می‌گفتن، «می‌تونی یه برنامه غذایی و تمرینی برام بنویسی؟»

843
00:52:15,784 --> 00:52:18,483
‫و اینا آدمایی بودن که تو انگلیس زندگی می‌کردن، آدمایی که تو آمریکا زندگی می‌کردن

844
00:52:18,657 --> 00:52:22,182
‫آدمایی که یه جوری، یه شکلی، یا حتی از طریق معرفی، منو پیدا کرده بودن.

845
00:52:22,356 --> 00:52:24,184
‫و من کسب‌وکار مربیگری آنلاینم رو شروع کردم

846
00:52:24,358 --> 00:52:26,273
‫و برنامه‌های تغذیه و تمرینی رو می‌فروختم

847
00:52:26,447 --> 00:52:29,755
‫که با مایکروسافت ورد و مایکروسافت اکسل نوشته می‌شدن

848
00:52:29,929 --> 00:52:32,366
‫و از طریق اینترنت براشون می‌فرستادم.

849
00:52:33,585 --> 00:52:37,893
‫من این مهارت‌ها رو توسعه دادم و شروع کردم به فروختن به آدمای بیشتر و بیشتر و بیشتر

850
00:52:38,067 --> 00:52:41,723
‫و صندوق ورودی‌م شروع کرد به پر شدن و پر شدن و پر شدن.

851
00:52:41,897 --> 00:52:44,378
‫پیام دارید.

852
00:52:48,513 --> 00:52:51,124
‫و به جایی رسید که دیگه نمی‌تونستم آدمای بیشتری رو قبول کنم.

853
00:52:51,298 --> 00:52:52,821
‫من دیگه نمی‌تونستم برنامه‌ی غذایی بیشتری درست کنم

854
00:52:53,648 --> 00:52:56,869
‫و شروع کردم به خوندن در مورد عرضه و تقاضا.

855
00:52:57,043 --> 00:52:59,306
‫و اون موقع بود که فهمیدم، «خب، آدمای بیشتری

856
00:52:59,480 --> 00:53:01,178
‫خدمات منو می‌خوان تا اینکه من واقعا بتونم ارائه بدم.

857
00:53:01,352 --> 00:53:02,962
‫وقتشه که قیمتمو ببرم بالا.»

858
00:53:03,136 --> 00:53:06,270
‫و من مراحل زیادی رو پشت سر گذاشتم

859
00:53:06,444 --> 00:53:09,664
‫تا اینکه در نهایت ۱۰۰۰ پوند

860
00:53:09,838 --> 00:53:13,668
‫برای یه برنامه‌ی تغییر رژیم غذایی و تمرینی می‌گرفتم.

861
00:53:13,842 --> 00:53:16,497
‫و مردم حاضر بودن این پول رو بدن، و مردم دوباره برمی‌گشتن

862
00:53:16,671 --> 00:53:18,107
‫و دوستاشونو معرفی می‌کردن.

863
00:53:23,983 --> 00:53:26,855
‫یادمه از اون پول استفاده کردم

864
00:53:27,029 --> 00:53:29,815
‫تا اولین طراح گرافیکم رو استخدام کنم، اولین طراح وبم رو

865
00:53:29,989 --> 00:53:32,209
‫ازش استفاده کردم تا یه وبسایت جدید بسازم.

866
00:53:32,383 --> 00:53:34,167
‫ما شروع کردیم به دریافت درخواست از سراسر جهان.

867
00:53:34,341 --> 00:53:37,953
‫مردم تماس اسکایپ می‌گرفتن، برنامه‌ها رو آنلاین می‌خریدن.

868
00:53:38,476 --> 00:53:42,175
‫خب، یه زمانی رسید که من از نشستن پشت کامپیوتر خسته شدم

869
00:53:42,349 --> 00:53:44,873
‫و تو باشگاهی که من بودم، هیچ مربی شخصی‌ای نبود.

870
00:53:45,047 --> 00:53:47,267
‫و یادمه با صاحب باشگاه تمرین می‌کردم

871
00:53:47,441 --> 00:53:51,402
‫و یه جوری بحثش پیش اومد که من دارم به مردم مربیگری و تمرین شخصی میدم

872
00:53:51,576 --> 00:53:53,273
‫و اون بهم اجازه داد که تو باشگاه تمرین شخصی بدم.

873
00:53:53,447 --> 00:53:55,971
‫من به عنوان یه فرد با اراده‌ی قوی پیش فیل رفتم

874
00:53:56,145 --> 00:53:58,757
‫و تو ذهنم خیلی مصمم بودم که چی می‌خوام

875
00:53:58,931 --> 00:54:03,022
‫و همون‌طور که احتمالا می‌تونید حدس بزنید، دوست نداشتم بهم بگن چیکار کنم یا چطوری یه کاری رو انجام بدم.

876
00:54:03,196 --> 00:54:07,461
‫من باید درک کنم که چرا دارم یه کاری رو به یه روش خاص انجام می‌دم.

877
00:54:07,635 --> 00:54:11,770
‫بنابراین، با مربیگری فیل، یه آموزش هم برای من شروع شد.

878
00:54:11,944 --> 00:54:14,468
‫بین ست‌ها، هر وقت قرار بود استراحت کنم

879
00:54:14,642 --> 00:54:18,820
‫من یه بدنساز حرفه‌ای داشتم که اون موقع بالای سرم می‌ایستاد

880
00:54:18,994 --> 00:54:21,214
‫و در مورد گرم‌های پروتئین، کربوهیدرات‌ها باهام حرف می‌زد

881
00:54:21,388 --> 00:54:23,303
‫اینکه بدنت چطوری غذاهای مختلف رو متابولیزه می‌کنه.

882
00:54:23,477 --> 00:54:26,959
‫فیل تو قضاوت کردن روحیه‌ی من، سطح انرژی‌م خیلی خوب بود

883
00:54:27,133 --> 00:54:29,875
‫حتی خلق و خوی من، و اینکه من

884
00:54:30,049 --> 00:54:32,704
‫چیزی که الان می‌دونم اون موقع، اون از گرم کردن استفاده می‌کرد

885
00:54:32,878 --> 00:54:35,272
‫تا بفهمه که من قراره چه نوع تمرینی رو انجام بدم.

886
00:54:35,446 --> 00:54:37,796
‫روزایی بود که من از نظر ذهنی به این فکر می‌کردم که نمی‌تونم

887
00:54:37,970 --> 00:54:39,928
‫وزنه سنگین بلند کنم یا نمی‌تونم هر کاری که باید رو انجام بدم.

888
00:54:40,102 --> 00:54:41,669
‫و بعضی از اون جلسه‌ها بهترین جلساتم بودن، چون

889
00:54:41,843 --> 00:54:43,932
‫اون یه چیزی رو تو من تو گرم کردن دیده بود

890
00:54:44,106 --> 00:54:46,283
‫شاید اون روز روز بدی داشتم، و من عصبانیت یا پرخاشگری داشتم

891
00:54:46,457 --> 00:54:47,936
‫که، می‌دونی، من می‌خواستم خالی‌ش کنم.

892
00:54:48,110 --> 00:54:49,634
‫یا شاید خیلی خوب خوابیده بودم

893
00:54:49,808 --> 00:54:52,506
‫و کلی انرژی داشتم و آماده بودم.

894
00:54:52,680 --> 00:54:55,248
‫این یه فرصت بود که من آزمایش کنم، تست کنم

895
00:54:55,422 --> 00:54:57,772
‫محتوا تولید کنم، روابط بسازم.

896
00:54:57,946 --> 00:55:02,124
‫و همچنین، من همیشه در معرض فضای باشگاه بودم، بنابراین مردم پیشم می‌اومدن.

897
00:55:02,299 --> 00:55:05,693
‫این یه راه عالی بود که من بتونم برای همه‌ی برنامه‌های غذایی و تمرینی سرنخ جمع کنم.

898
00:55:05,867 --> 00:55:11,917
‫و این فقط به سطحی رسید که من هرگز فکرش رو هم نمی‌کردم.

899
00:55:12,091 --> 00:55:14,702
‫عالی بود. کار سختی بود

900
00:55:14,876 --> 00:55:17,749
‫ولی من پول می‌گرفتم که همون کاری رو انجام بدم

901
00:55:18,663 --> 00:55:24,059
‫که من همه‌چیزمو گذاشتم تا خودمو نجات بدم.

902
00:55:34,635 --> 00:55:36,071
‫گرم کردن. گرم کردن.

903
00:55:37,421 --> 00:55:38,596
‫اون سالمه.

904
00:55:46,995 --> 00:55:50,869
‫مردم همیشه می‌گفتن، «من یه مدتی از باشگاه دور بودم.

905
00:55:51,870 --> 00:55:54,481
‫چطوری دوباره شروع کنم؟ واقعا، واقعا سخته.»

906
00:55:55,221 --> 00:55:59,834
‫و من هیچ‌وقت نمی‌تونستم درک کنم که چه حسی داره، چون همیشه توش بودم.

907
00:56:00,792 --> 00:56:05,797
‫و الان که تو پنج سال گذشته یه مرخصی گرفتم

908
00:56:06,580 --> 00:56:08,103
‫می‌دونم منظورشون چیه.

909
00:56:08,277 --> 00:56:09,453
‫دوباره شروع کردنش، سخته.

910
00:56:12,630 --> 00:56:16,590
‫وقتی بدنسازی می‌کردم، کسب‌وکارم خیلی، خیلی خوب پیش می‌رفت.

911
00:56:16,764 --> 00:56:19,637
‫ولی در عین حال، منم نمی‌تونستم همه‌چیزمو بذارم

912
00:56:19,811 --> 00:56:22,553
‫چون بدنسازی این‌قدر زمان می‌برد، این‌قدر انرژی می‌برد.

913
00:56:22,727 --> 00:56:25,382
‫و من باید زمان رو بین بدنسازی و کسب‌وکار تقسیم می‌کردم.

914
00:56:25,556 --> 00:56:28,341
‫کسب‌وکار غالب شد و اون این‌قدر زمان تو کسب‌وکارش می‌گذروند

915
00:56:28,515 --> 00:56:30,343
‫که دیگه اون‌قدر وقت نداشت که تمرین کنه.

916
00:56:30,517 --> 00:56:34,042
‫تمرین کردنش فقط یه جورایی آروم و آروم‌تر شد

917
00:56:34,216 --> 00:56:35,392
‫در حالی که داشت کسب‌وکارش رو می‌ساخت.

918
00:56:42,703 --> 00:56:45,402
‫مسئله‌ی بدنسازی اینه که خیلی، خیلی سخت بود

919
00:56:45,576 --> 00:56:48,927
‫که واقعا حضور داشته باشی و به هیکلت نگاه کنی و تحسینش کنی.

920
00:56:49,101 --> 00:56:51,016
‫یه طرز فکر «هیچ‌وقت کافی نیست» بود.

921
00:56:51,190 --> 00:56:52,626
‫می‌دونی، اون یه بخش اولیه از زندگی من بود

922
00:56:52,800 --> 00:56:54,149
‫که من نمی‌دونستم چطوری اون چیزو رام کنم.

923
00:56:54,759 --> 00:56:57,152
‫من یه سال بعد از اینکه از مسابقات جوانان

924
00:56:57,326 --> 00:57:00,634
‫وارد مسابقات بزرگسالان شدم... و فهمیدم

925
00:57:00,808 --> 00:57:02,549
‫آیا من می‌خوام بقیه‌ی زندگیمو وقف این کنم که دنبال یه جام برم

926
00:57:02,723 --> 00:57:05,204
‫که تو یه هتل توسط آدمایی بهم توپیده بشه

927
00:57:05,378 --> 00:57:07,293
‫که واقعا رقابت نمی‌کنن یا واقعا اهمیتی نمی‌دن

928
00:57:07,467 --> 00:57:09,469
‫فراتر از روز مسابقه

929
00:57:09,643 --> 00:57:11,384
‫چون به محض اینکه تو اون مسابقه رو بردی

930
00:57:11,558 --> 00:57:13,995
‫روز بعدش، اینه که «کی می‌خواد سال بعد ببره؟»

931
00:57:22,351 --> 00:57:27,356
‫و ریسک زیادی وجود داشت، زمان زیادی صرف آماده شدن برای یه مسابقه می‌شد

932
00:57:28,662 --> 00:57:31,665
‫که برای من بازگشت سرمایه‌ای نداشت که پایدار باشه.

933
00:57:34,015 --> 00:57:36,061
‫من نمی‌تونستم تصور کنم که بخوام ۱۰، ۱۵ سال دیگه این کارو انجام بدم.

934
00:57:36,235 --> 00:57:39,020
‫و من کلی دوست داشتم که هنوز دارن این کارو می‌کنن

935
00:57:39,760 --> 00:57:44,286
‫تو همون موقعیت مالی، و هنوز دارن همون چیزو دنبال می‌کنن.

936
00:57:44,461 --> 00:57:48,595
‫و من تو موقعیتی نیستم که قضاوت کنم، ولی من نمی‌خواستم این کارو بکنم.

937
00:57:52,338 --> 00:57:54,383
‫من می‌خواستم از زندگیم لذت ببرم

938
00:57:54,558 --> 00:57:56,908
‫و تو هنوز می‌تونی یه زندگی فوق‌العاده داشته باشی و از بدنسازی لذت ببری.

939
00:57:57,082 --> 00:58:00,128
‫ولی بدنسازی لعنتی سخته. شکی توش نیست.

940
00:58:00,302 --> 00:58:03,262
‫این یکی از سخت‌ترین ورزش‌های دنیاست چون ۲۴ ساعته‌س.

941
00:58:03,436 --> 00:58:05,525
‫تو دائما از رویا عمل می‌کنی

942
00:58:05,699 --> 00:58:09,616
‫و توانایی اینکه سرتو بذاری زمین و استراحت کنی

943
00:58:09,790 --> 00:58:12,097
‫و نفس بکشی و لذت ببری و از زندگی لذت ببری

944
00:58:12,271 --> 00:58:15,666
‫گاهی اوقات می‌تونه برای مدت خیلی طولانی پارک بشه.

945
00:58:17,537 --> 00:58:19,974
‫ارزش‌ها تغییر می‌کنن، اولویت‌ها تغییر می‌کنن

946
00:58:20,714 --> 00:58:24,675
‫و بزرگ‌ترین رشد شخصی بعد از بدنسازی

947
00:58:24,849 --> 00:58:28,026
‫در واقع این بود که ازش بیرون بیای و در رو ببندی و خداحافظی کنی.

948
00:58:42,475 --> 00:58:45,565
‫من احتمالا یه مزه‌ی واقعی از دنیای واقعی نچشیدم

949
00:58:45,739 --> 00:58:48,220
‫و اتفاقاتی که بیرون از خونه‌ی خانوادگی می‌افتاد

950
00:58:48,394 --> 00:58:52,224
‫تا اینکه واقعا از خونه دور شدم، و شروع کردم به شروع سفر خودم.

951
00:58:53,530 --> 00:58:55,923
‫می‌دونی، من نمی‌خواستم وکیل بشم. نمی‌خواستم دکتر بشم.

952
00:58:56,097 --> 00:58:58,099
‫من نمی‌خواستم یه متخصص شاغل باشم.

953
00:58:59,057 --> 00:59:01,102
‫و این چیزیه که چشم‌انداز برای--

954
00:59:01,276 --> 00:59:05,716
‫من، فکر می‌کنم هر پدر و مادری، هر نوع ایده‌آلی اینه که

955
00:59:05,890 --> 00:59:09,415
‫می‌دونی، بری مدرسه، بری دانشگاه و دکتر بشی، یه متخصص بشی.

956
00:59:09,589 --> 00:59:15,160
‫و این چیزیه که، می‌دونی، تو دنیای اون‌ها تو اون زمان موفقیت‌آمیز تلقی می‌شد.

957
00:59:15,334 --> 00:59:18,772
‫من اون رو نمی‌خواستم. پس، من رفتم و کسب‌وکار خودم رو ساختم.

958
00:59:18,946 --> 00:59:21,166
‫ایرلند شمالی یه جای خیلی کوچیکه

959
00:59:21,340 --> 00:59:24,125
‫و بزرگ شدن تو ایرلند شمالی

960
00:59:24,299 --> 00:59:27,259
‫تو بعضی جاها عالی بود، تو بعضی جاها چالش‌برانگیز.

961
00:59:28,086 --> 00:59:32,003
‫و یه سری باورهایی تو مردم ایرلند شمالی هست

962
00:59:32,177 --> 00:59:35,180
‫که، راستش رو بخوای، می‌تونه یه صاحب کسب‌وکار رو عقب نگه داره.

963
00:59:35,354 --> 00:59:37,138
‫یکی از اون باورها در مورد پوله

964
00:59:37,312 --> 00:59:39,706
‫و اینکه اگه تو داری پول درمیاری، داری یه کار اشتباهی انجام می‌دی.

965
00:59:39,880 --> 00:59:42,579
‫و نحوه‌ی نگاه مردم به تو وقتی پول درمیاری

966
00:59:42,753 --> 00:59:45,407
‫یا داری یه کار ارزشمندی برای دنیا انجام می‌دی

967
00:59:45,582 --> 00:59:47,366
‫اینه که سعی می‌کنن تو رو خراب کنن.

968
00:59:47,540 --> 00:59:50,325
‫تعداد کمی از مردم می‌خواستن که ما موفق بشیم، ولی بیشتر مردم

969
00:59:50,499 --> 00:59:54,155
‫می‌خواستن ببینن...

970
00:59:57,594 --> 00:59:58,899
‫تو شکست می‌خوری.

971
01:00:06,907 --> 01:00:09,562
‫نحوه‌ی عملکرد ایرلند شمالی اینطوریه که بیشتر مردم استخدام هستن.

972
01:00:09,736 --> 01:00:12,434
‫بنابراین این، این یه، یه ریسک بزرگ‌تریه

973
01:00:12,609 --> 01:00:14,959
‫که خودت بری بیرون و کسب‌وکار خودت رو بسازی.

974
01:00:15,133 --> 01:00:18,005
‫نه به همون شکلی که تو، مثلا، آمریکا هست.

975
01:00:18,179 --> 01:00:19,790
‫اگه آمریکا رو در نظر بگیری، به نظر می‌رسه که

976
01:00:19,964 --> 01:00:22,183
‫کسب‌وکار رو شروع کن، یه تلاشی بکن.

977
01:00:22,357 --> 01:00:25,839
‫در حالی که اینجا، بیشتر اینه که، می‌دونی، «خب، ما اون ریسکو نمی‌کنیم.»

978
01:00:26,013 --> 01:00:28,755
‫تو این کشور تمرکز واقعی‌ای روی راه‌اندازی کسب‌وکار خودت وجود نداره

979
01:00:28,929 --> 01:00:30,670
‫از طریق آموزش.

980
01:00:30,844 --> 01:00:33,194
‫بنابراین فکر می‌کنم این یه طرز فکر کامله. نه همه‌ی مردم.

981
01:00:33,368 --> 01:00:36,110
‫یه-- احتمالا یه درصد کمی از مردم خیلی خوب عمل کردن.

982
01:00:36,284 --> 01:00:40,245
‫چه حسادت باشه یا کمبودهای خودشون.

983
01:00:40,419 --> 01:00:43,770
‫می‌دونی، این به آدمایی منتقل می‌شه که نمی‌خوان ببینن بقیه موفق می‌شن.

984
01:00:43,944 --> 01:00:47,687
‫فکر می‌کنم ایرلند شمالی فقط از این نظر متفاوته.

985
01:00:48,470 --> 01:00:52,170
‫تو واقعا آدمای زیادی رو پیدا می‌کنی که به خاطر موفقیتت ازت متنفرن

986
01:00:52,344 --> 01:00:55,477
‫مخصوصا با مشکلات و این چیزا، مثل اینکه، مردم برنامه‌ریزی شده بودن که متنفر باشن.

987
01:00:55,652 --> 01:00:59,743
‫فکر می‌کنم الان داره تغییر می‌کنه، ولی مردم اینطوری برنامه‌ریزی شدن.

988
01:00:59,917 --> 01:01:03,877
‫نه اینکه مردم ایرلند شمالی ذهن کوچیکی داشته باشن. این‌طور نیست.

989
01:01:04,051 --> 01:01:07,359
‫ولی، مطمئنا، این آرزوی من نبود وقتی داشتم از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شدم

990
01:01:07,533 --> 01:01:09,753
‫که فکر کنم من می‌خوام یه کارآفرین بشم

991
01:01:09,927 --> 01:01:11,580
‫و قراره کسب‌وکار خودم رو داشته باشم.

992
01:01:11,755 --> 01:01:13,539
‫صرف نظر از اینکه تو چه سطحی هستی، تو باید

993
01:01:13,713 --> 01:01:15,976
‫خیلی با این راحت باشی که مردم ازت خوششون نیاد.

994
01:01:16,150 --> 01:01:19,153
‫و فیل هم سهم خودش رو تو این مسیر داشته.

995
01:01:19,327 --> 01:01:22,504
‫«تا حالا حسادت رو حس کردی؟» سوال خیلی خوبیه. جوابش مثبته.

996
01:01:28,032 --> 01:01:29,860
‫من می‌تونم بهت بگم اگه کسی حسود باشه

997
01:01:30,034 --> 01:01:32,384
‫که داره یه حرفی در موردت می‌زنه یا یه نظری در موردت می‌ده

998
01:01:32,558 --> 01:01:33,515
‫هدفشون چیه؟

999
01:01:34,691 --> 01:01:36,301
‫این یه سوال فوق‌العاده‌س که از کسی بپرسی

1000
01:01:36,475 --> 01:01:37,911
‫اگه تا حالا با انتقاد مواجه شدی.

1001
01:01:39,043 --> 01:01:42,916
‫وقتی می‌تونی اون سوالو بپرسی و با یه چهره‌ی بی‌حالت یا بدون جواب مواجه می‌شی،

1002
01:01:43,090 --> 01:01:45,223
‫اون موقع می‌مونی با اصل مطلب.

1003
01:01:45,397 --> 01:01:49,009
‫این سوالو از کسی بپرس که هدف داره، ماموریت داره، چشم‌انداز داره،

1004
01:01:49,183 --> 01:01:52,404
‫که به زمانش اولویت می‌ده، که یه کسب‌وکار موفق رو اداره می‌کنه،

1005
01:01:52,578 --> 01:01:55,537
‫یا یه تیم موفق رو اداره می‌کنه یا هر چیز دیگه‌ای.

1006
01:01:55,712 --> 01:01:57,714
‫ازشون بپرس. اونا وقت این چیزا رو ندارن.

1007
01:01:59,367 --> 01:02:01,543
‫این به خودت بستگی داره که چطوری اینو تفسیر کنی.

1008
01:02:09,769 --> 01:02:14,034
‫آه! لعنتی!

1009
01:02:20,388 --> 01:02:23,087
‫آه!

1010
01:02:36,840 --> 01:02:41,105
‫همه یه غروری دارن، و غرورت می‌تونه به دردت بخوره و می‌تونه به ضررت هم باشه،

1011
01:02:41,279 --> 01:02:42,671
‫ولی واقعا بستگی داره که چطوری ازش استفاده کنی.

1012
01:02:42,846 --> 01:02:44,325
‫و تو به یه کم غرور نیاز داری

1013
01:02:44,499 --> 01:02:46,371
‫چون بخشی از اعتمادبه‌نفست رو تشکیل می‌ده.

1014
01:02:46,545 --> 01:02:48,982
‫چه تو یه مشتری باشی که یه مربی تناسب اندام داره مثل خودم،

1015
01:02:49,156 --> 01:02:51,289
‫یا چه تو یه کارآموز کسب‌وکار باشی،

1016
01:02:51,942 --> 01:02:56,076
‫تو باید یه کم از غرورت رو کنار بذاری

1017
01:02:56,250 --> 01:02:59,297
‫و در نهایت آماده و مهیا باشی

1018
01:02:59,471 --> 01:03:02,691
‫که از کسی که جاییه که تو می‌خوای باشی، یاد بگیری.

1019
01:03:02,866 --> 01:03:06,695
‫و من باهات صادقانه می‌گم، اگه غرور داری،

1020
01:03:06,870 --> 01:03:09,002
‫فکر نمی‌کنم منتورینگ کسب‌وکار جواب بده،

1021
01:03:09,176 --> 01:03:14,225
‫چون اگه تو توانایی اینو نداری که خفه شی...

1022
01:03:14,399 --> 01:03:18,359
‫و بهت بگن چیکار کنی، پس چطوری می‌خوای یاد بگیری؟

1023
01:03:18,533 --> 01:03:22,799
‫توانایی فیل تو فروتن کردن تو

1024
01:03:22,973 --> 01:03:27,238
‫به روشی که تشویق‌کننده‌س

1025
01:03:27,412 --> 01:03:29,718
‫یه چیز خیلی منحصربه‌فرده.

1026
01:03:29,893 --> 01:03:33,548
‫اگه به مردم می‌گی که بدون مربی نمی‌تونن به اهدافشون برسن،

1027
01:03:33,722 --> 01:03:36,769
‫چی باعث می‌شه فکر کنی که تو می‌تونی بدون مربی به اهدافت برسی؟

1028
01:03:36,943 --> 01:03:40,294
‫تو یه روز از خواب بیدار نمی‌شی و ببینی که یاد گرفتی چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنی.

1029
01:03:40,468 --> 01:03:42,819
‫اگه بخوایم ده تا از مشتری‌هامونو ردیف کنیم،

1030
01:03:42,993 --> 01:03:45,822
‫حدود هفت نفر از ده نفرشون خیلی موفق می‌شن.

1031
01:03:47,562 --> 01:03:52,567
‫حدود سه نفرشون هیچ کاری نمی‌کنن، یا اجرا نمی‌کنن.

1032
01:03:52,741 --> 01:03:57,050
‫تو تجربه‌ی ما، بیشترش اجرا کردنه، و این نیست که اقدام کنی

1033
01:03:57,224 --> 01:03:59,270
‫که باید انجام بدن تا کسب‌وکارشون رو به جلو ببرن.

1034
01:03:59,444 --> 01:04:02,447
‫بعضی وقتا، آدما خیلی راحتن، بعضی وقتا نمی‌خوانش،

1035
01:04:02,621 --> 01:04:04,405
‫و بعضی وقتا نمی‌خوان کارو انجام بدن،

1036
01:04:04,579 --> 01:04:06,625
‫چون واقعا با چیزی که می‌خوان انجام بدن هم‌خوانی نداره.

1037
01:04:06,799 --> 01:04:09,367
‫مطمئنا، اگه یه نفر تو وهله‌ی اول یه مربی عالی نباشه،

1038
01:04:09,541 --> 01:04:13,414
‫براش خیلی سخت می‌شه که یه کسب‌وکار فوق‌العاده بسازه،

1039
01:04:13,588 --> 01:04:16,113
‫چون اگه تو وهله‌ی اول یه مربی عالی نباشی،

1040
01:04:16,287 --> 01:04:19,638
‫مهم نیست که چقدر توصیه‌های بازاریابی یا فروش داری،

1041
01:04:19,812 --> 01:04:22,249
‫مردم اون مدرک اجتماعی رو که نیاز دارن نمی‌بینن

1042
01:04:22,423 --> 01:04:23,468
‫که بخوان با تو کار کنن.

1043
01:04:37,874 --> 01:04:39,701
‫بیا در مورد این مشکل هوش مصنوعی صحبت کنیم.

1044
01:04:40,485 --> 01:04:44,837
‫ابزارهای هوش مصنوعی و نرم‌افزارها فقط دارن با گذشت زمان برجسته‌تر می‌شن.

1045
01:04:45,751 --> 01:04:49,189
‫و چیزی که من باور دارم اتفاق می‌افته اینه که شرکت‌های بزرگ رو می‌بینی

1046
01:04:49,363 --> 01:04:52,714
‫که دارن ابزارهای هوش مصنوعی رو توسعه می‌دن، که به موجب اون، یه نفر می‌تونه واردش کنه،

1047
01:04:52,889 --> 01:04:55,761
‫«این سبک زندگی منه، این رژیم غذایی منه، این چیزاییه که دوست دارم، این چیزاییه که دوست ندارم.

1048
01:04:55,935 --> 01:04:57,850
‫یه برنامه برای من بساز.»

1049
01:04:58,024 --> 01:05:00,287
‫-و تقریبا مثل یه مربی تو جیبت می‌شه.
‫-آره.

1050
01:05:01,158 --> 01:05:06,206
‫حالا، این ۱۰۰ درصد توانایی یه مربی رو برای مربیگری به خطر می‌اندازه،

1051
01:05:06,380 --> 01:05:08,339
‫چون دقیق‌تر می‌شه، انرژی بیشتری خواهد داشت.

1052
01:05:08,513 --> 01:05:10,645
‫می‌تونه قدرت آتش و پاسخگویی بیشتری ارائه بده.

1053
01:05:10,819 --> 01:05:14,258
‫خب، برنامه‌ی پیشنهادی شما چیه

1054
01:05:15,433 --> 01:05:20,699
‫وقتی نوبت به ادغام هوش مصنوعی تو برنامه‌ی مربیگری می‌رسه؟

1055
01:05:20,873 --> 01:05:23,528
‫چطوری به نظر می‌رسه؟ چی بهش بدیم؟

1056
01:05:23,702 --> 01:05:27,749
‫در نظر داشته باش که ما سال‌ها رویداد، تماس‌های خصوصی داریم،

1057
01:05:27,924 --> 01:05:32,711
‫آموزش‌ها، چارچوب‌ها، ابزارها که می‌تونیم وارد این چیز کنیم.

1058
01:05:32,885 --> 01:05:34,931
‫ما نمی‌خوایم از پایگاه داده‌ی عمومی اطلاعات بکشه چون--

1059
01:05:35,105 --> 01:05:37,063
‫-اطلاعات عمومی، خیلی از...
‫-اطلاعات عمومی. آره.

1060
01:05:37,237 --> 01:05:38,673
‫-هیچ-- درسته. خب--
‫-کاملا. آره.

1061
01:05:38,847 --> 01:05:40,806
‫خب، ما چی می‌تونیم بکنیم؟

1062
01:05:40,980 --> 01:05:43,243
‫با این همه ساعت محتوایی که داریم،

1063
01:05:43,417 --> 01:05:45,854
‫گاهی اوقات پیدا کردن چیزی که نیاز دارن سخته.

1064
01:05:46,029 --> 01:05:50,033
‫بنابراین، از نظر من، ما با این برنده می‌شیم که سریع‌تر چیزی رو که مشتری‌هامون نیاز دارن بهشون بدیم.

1065
01:05:50,207 --> 01:05:54,037
‫و ما فقط این کارو می‌کنیم اگه بتونیم یه

1066
01:05:54,211 --> 01:05:56,343
‫مقدار قابل دسترس از اطلاعات رو ایجاد کنیم که مدل رو روش آموزش بدیم.

1067
01:05:56,517 --> 01:05:59,303
‫بنابراین با، مثل، ChatGPT، GPT4 و غیره و غیره،

1068
01:05:59,477 --> 01:06:01,261
‫روی کل اینترنت آموزش دیده.

1069
01:06:01,435 --> 01:06:03,872
‫مشکل اینه که همش اطلاعات عمومیه.

1070
01:06:04,047 --> 01:06:05,831
‫اطلاعات درستی نیست برای، مثلا،

1071
01:06:06,005 --> 01:06:09,095
‫ساختن یه کسب‌وکار یا مربیگری یه مشتری برای رسیدن سریع به نتیجه.

1072
01:06:09,269 --> 01:06:11,402
‫و گاهی اوقات بر اساس سوالاتی که می‌پرسی،

1073
01:06:11,576 --> 01:06:13,534
‫ممکنه مثل اطلاعات خیلی عمومی و کلی به نظر برسه.

1074
01:06:13,708 --> 01:06:15,710
‫-بله، کاملا.
‫-خیلی ممنون، رفیق.

1075
01:06:15,884 --> 01:06:19,105
‫بنابراین، از نظر من، ما باید همه‌ی اطلاعاتی رو که داریم برداریم،

1076
01:06:19,279 --> 01:06:22,674
‫همه‌ی ویدئوها، همه‌ی پادکست‌ها، همه‌ی اسناد، همه‌ی دارایی‌ها،

1077
01:06:22,848 --> 01:06:25,372
‫و ما باید اون رو به روشی آماده کنیم که مدل رو آموزش بدیم

1078
01:06:25,546 --> 01:06:29,986
‫تا ما بتونیم اساسا صدات، منظورت، دیدگاهت رو بازسازی کنیم.

1079
01:06:30,160 --> 01:06:33,206
‫-سریع‌ترین زمانی که می‌تونیم اینو بسازیم چقدره؟
‫-زمان می‌بره.

1080
01:06:33,380 --> 01:06:36,818
‫ما یه رویداد داریم که تو دو ماه آینده برگزار می‌شه.

1081
01:06:36,993 --> 01:06:39,908
‫آیا می‌تونیم تا اون موقع یه نمونه‌ی اولیه بسازیم و اجرا کنیم؟

1082
01:06:40,083 --> 01:06:42,781
‫من، من حس می‌کنم که می‌تونیم یه نسخه‌ی اولیه بسازیم

1083
01:06:42,955 --> 01:06:45,697
‫و می‌تونیم اون رو راه‌اندازی کنیم و مشتری‌هامون رو وادار کنیم که ازش استفاده کنن.

1084
01:06:45,871 --> 01:06:48,917
‫اگه تا زمان برگزاری رویداد اون رو راه‌اندازی کنیم،

1085
01:06:49,092 --> 01:06:52,834
‫ما یه ایده‌ی خیلی خوب از چیزی که نیاز دارن از نحوه‌ی استفاده‌شون به دست میاریم.

1086
01:06:53,009 --> 01:06:56,621
‫-باشه.
‫-بنابراین من حس می‌کنم که اگه تلاش کنیم و سرمون رو پایین بندازیم،

1087
01:06:56,795 --> 01:07:00,233
‫و تیم مناسب رو سر جاش بذاریم، باید بتونیم این کارو انجام بدیم.

1088
01:07:00,407 --> 01:07:02,757
‫-ولی این یه ضرب‌الاجل تنگاتنگه.
‫-خب، ما، ما باید مشکلات رو سریع حل کنیم.

1089
01:07:02,931 --> 01:07:05,499
‫سوال. شما ایده‌ای دارید که اسمش رو چی بذاریم؟

1090
01:07:05,673 --> 01:07:09,286
‫نظرتون در مورد Catalyst چیه؟ Catalyst یه جورایی مثل یه کلمه‌ی طبیعی به نظر می‌رسه که جواب می‌ده.

1091
01:07:09,460 --> 01:07:11,114
‫-من نمی‌خوام اسمش رو یه چیزی-بات بذاریم.
‫-آره، آره، آره.

1092
01:07:11,288 --> 01:07:12,898
‫فکر می‌کنم این یه جورایی خیلی بی‌اهمیته.

1093
01:07:13,072 --> 01:07:15,292
‫جنبه‌ی انسانی یا جنبه‌ی مفید بودن رو از بین می‌بره.

1094
01:07:15,466 --> 01:07:18,164
‫-نه. بذار یه اسم براش بذاریم.
‫-باشه، پس فعلا از Catalyst استفاده می‌کنیم؟

1095
01:07:19,513 --> 01:07:21,559
‫-بذارید از اون استفاده کنیم.
‫-ما می‌تونیم با این بازی کنیم و بعدا تغییرش بدیم.

1096
01:07:21,733 --> 01:07:23,822
‫-آره.
‫-ولی مهمه که ما اینو شروع کنیم.

1097
01:07:23,996 --> 01:07:25,867
‫بذارید اسم اون نمونه‌ی اولیه رو بذاریم Catalyst.

1098
01:07:26,042 --> 01:07:27,826
‫یه چیزی وقتی من یه مربی شخصی بودم،

1099
01:07:28,000 --> 01:07:30,394
‫من می‌دونستم که کاری که من داشتم تو سطح یک به یک

1100
01:07:30,568 --> 01:07:32,570
‫و سطح گروهی کوچک، خیلی زیاد بود.

1101
01:07:32,744 --> 01:07:34,659
‫من به مردم اعتمادبه‌نفس می‌دادم. من بهشون سلامتی می‌دادم.

1102
01:07:34,833 --> 01:07:37,140
‫من بهشون تو زندگی اجتماعیشون کمک می‌کردم،

1103
01:07:37,314 --> 01:07:41,709
‫و این تاثیرش به آدمایی که دور و برشون بودن، خانواده‌هاشون هم می‌رسید.

1104
01:07:41,883 --> 01:07:45,496
‫و اینکه بتونی ببینی یه نفر از زندگیش لذت می‌بره، در حالی که قبلا از زندگیش لذت نمی‌برد،

1105
01:07:45,670 --> 01:07:47,150
‫مثل اینکه با بی‌اعتمادی پیش من می‌اومدن،

1106
01:07:47,324 --> 01:07:48,629
‫با مشکلات سلامتی پیش من می‌اومدن

1107
01:07:48,803 --> 01:07:50,283
‫که جلوشون رو گرفته بود،

1108
01:07:50,457 --> 01:07:53,982
‫تا اینکه بهشون کمک می‌کردم سالم‌تر بشن،

1109
01:07:54,157 --> 01:07:58,248
‫نسخه‌های قوی‌تر و قدرتمندتری از خودشون بسازن، واقعا شگفت‌انگیز بود.

1110
01:07:58,422 --> 01:08:01,164
‫وقتی فیل رو دیدم، داشتم تو رشته‌ی مراقبت از کودک درس می‌خوندم

1111
01:08:01,338 --> 01:08:03,862
‫و همیشه یه دیدی داشتم که یه مهدکودک خودم رو باز کنم.

1112
01:08:04,036 --> 01:08:07,692
‫ولی بعدش، وقتی با فیل بودم، یه عشق جدید به تمرین پیدا کردم،

1113
01:08:07,866 --> 01:08:11,174
‫و از شغلم دست کشیدم تا یه مربی شخصی بشم.

1114
01:08:11,348 --> 01:08:14,612
‫ولی دیگه مربی شخصی نیستم، و تو کسب‌وکار برای فیل کار می‌کنم.

1115
01:08:25,971 --> 01:08:28,930
‫خب، بریم سراغ هفته‌ی گذشته. به موفقیت‌ها نگاه می‌کنیم...

1116
01:08:29,105 --> 01:08:32,760
‫-آره.
‫-...خب، چه تو زندگی شخصی باشه، چه تو زندگی کاری.

1117
01:08:33,370 --> 01:08:36,112
‫خب، چالش‌ها، شخصی، کاری.

1118
01:08:36,286 --> 01:08:38,201
‫رابطه، چی خوب پیش رفت، چی می‌تونست بهتر باشه؟

1119
01:08:38,375 --> 01:08:41,465
‫کی می‌خواد اول بگه؟ می‌چرخونیم، مدادو می‌چرخونیم.

1120
01:08:42,466 --> 01:08:43,902
‫تو.

1121
01:08:44,076 --> 01:08:46,339
‫منم؟ باشه. خب...

1122
01:08:46,513 --> 01:08:50,822
‫ما هر یکشنبه یه میز باز داریم که اگه ناراحت بودیم،

1123
01:08:50,996 --> 01:08:54,652
‫اگه ناراحت بودیم، اگه تحریک شدیم، اگه از چیزی خجالت کشیدیم،

1124
01:08:54,826 --> 01:08:58,134
‫هرچیزی که باشه، می‌خوایم بتونیم بیاریمش وسط و دربارش صحبت کنیم.

1125
01:08:58,308 --> 01:09:00,266
‫ارتباط، مهم‌ترین چیز برای ماست.

1126
01:09:00,440 --> 01:09:02,660
‫می‌دونی، باز بودن، صادق بودن.

1127
01:09:02,834 --> 01:09:05,793
‫ما چیزی مثل قهر کردن رو نمی‌بینیم... اونجور چیزا،

1128
01:09:05,967 --> 01:09:08,144
‫این چیزا تو رابطه‌ی ما دیگه اتفاق نمی‌افته.

1129
01:09:08,318 --> 01:09:10,320
‫می‌دونی، و البته این از طریق یادگیری تو این سال‌ها بوده.

1130
01:09:10,494 --> 01:09:12,713
‫ولی ارتباط، مهم‌ترین چیزیه که برای ما جواب می‌ده.

1131
01:09:12,887 --> 01:09:15,412
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کدوم از دوست‌پسرهای سابقم حاضر می‌شدن

1132
01:09:15,586 --> 01:09:19,546
‫حاضر بودن بشینن و در مورد این چیزا حرف بزنن، ولی اون انگار می‌تونه این کارو بکنه،

1133
01:09:19,720 --> 01:09:22,288
‫ولی به نظر می‌رسه اون این کارو می‌کنه، و به نظر می‌رسه ارزش زیادی هم به رابطه اضافه می‌کنه.

1134
01:09:22,462 --> 01:09:25,073
‫باعث می‌شه امن‌تر بشه. اگه کسی مشکلی داشته باشه،

1135
01:09:25,248 --> 01:09:28,164
‫باعث می‌شه امن‌تر بشه. اگه کسی مشکلی داشته باشه، حلش می‌کنن و هفتگی دربارش صحبت می‌کنن. فکر می‌کنم خیلی خوبه.

1136
01:09:28,338 --> 01:09:31,123
‫-بریم سراغ رابطه.
‫-آره.

1137
01:09:31,297 --> 01:09:34,431
‫خب، این هفته کجا خوب پیش رفت، و بعدش، چی می‌تونست بهتر باشه؟

1138
01:09:34,605 --> 01:09:38,304
‫تو این هفته با په‌نه‌لوپه فوق‌العاده عمل کردی، با وجود همه‌ی اتفاقایی که افتاد،

1139
01:09:38,478 --> 01:09:42,439
‫من تلاشی که کردی و زمانی که گذاشتی تا ازش مراقبت کنی رو دیدم.

1140
01:09:42,613 --> 01:09:46,356
‫و با اینکه من حسابی درگیر کارای تیم و بقیه چیزا بودم،

1141
01:09:46,530 --> 01:09:48,445
‫و با وجود اینکه من با کارهای تیم و بقیه چیزا خیلی درگیر بودم، تو به من فضا دادی که بتونم این کارو انجام بدم.

1142
01:09:48,619 --> 01:09:51,056
‫-پس... ممنون.
‫-ممنون.

1143
01:09:51,230 --> 01:09:54,320
‫خب، من می‌دونم کی باید وارد عمل بشم و کی باید کنار بکشم، و چند هفته‌ی شلوغی بوده،

1144
01:09:54,494 --> 01:09:57,367
‫-بنابراین من یه جورایی کنار کشیدم.
‫-چی برای تو بد پیش رفت؟

1145
01:09:57,541 --> 01:10:01,458
‫بنابراین من کار تیمی داشتم، هر دومون. کار تیمی باورنکردنی بود.

1146
01:10:01,632 --> 01:10:03,808
‫-می‌دونی، ما این کارو بارها و بارها انجام دادیم...
‫-آره.

1147
01:10:03,982 --> 01:10:05,723
‫...و الان یه جورایی اصل مطلب دستمون اومده،

1148
01:10:05,897 --> 01:10:09,074
‫ولی من متوجه شدم که ما مثل کشتی‌هایی بودیم که تو شب از کنار هم رد می‌شدیم.

1149
01:10:09,248 --> 01:10:11,250
‫-ما واقعا نرفتیم--
‫-ما شب قرارمون رو نداشتیم.

1150
01:10:11,424 --> 01:10:13,426
‫-ما رفتیم بیرون...
‫-ما رفتیم بیرون.

1151
01:10:13,600 --> 01:10:15,036
‫-...با کلی آدم دیگه.
‫-ولی با کلی آدم دیگه بود.

1152
01:10:15,211 --> 01:10:17,213
‫خب، و البته با توجه به همه‌ی اتفاقاتی که افتاد،

1153
01:10:17,387 --> 01:10:20,520
‫خیلی سخت بود که واقعا ارتباط برقرار کنیم و هفته رو مرور کنیم،

1154
01:10:20,694 --> 01:10:22,696
‫و بعدش هم، دیروز،

1155
01:10:22,870 --> 01:10:26,439
‫-من ماشین رو برداشتم، و، خب، در نهایت گرفتم...
‫-آره.

1156
01:10:26,613 --> 01:10:28,833
‫-من باید-- آره.
‫-...۷۵ دقیقه، یه ساعت و نیم خیلی طولانی.

1157
01:10:29,007 --> 01:10:31,444
‫تو باید می‌رفتی موهاتو درست می‌کردی. من احتمالا یه کم تند برخورد کردم...

1158
01:10:31,618 --> 01:10:34,404
‫-آره.
‫-...با تو پشت تلفن، و، خب،

1159
01:10:34,578 --> 01:10:36,406
‫-من می‌خواستم بابت اون عذرخواهی کنم.
‫-ممنون.

1160
01:10:36,580 --> 01:10:39,409
‫بنابراین، خب، تو اوج لحظه...

1161
01:10:39,583 --> 01:10:41,541
‫وقتی تو همیشه روی چیزایی تمرکز می‌کنی که خوب پیش می‌رن،

1162
01:10:41,715 --> 01:10:43,804
‫-تو نسبت به چیزایی که خوب پیش نمی‌رن بی‌توجه می‌شی.
‫-خوب پیش نمی‌رن.

1163
01:10:43,978 --> 01:10:45,893
‫-آره.
‫-و بعدش، اتفاقی که می‌افته اینه که این جمع می‌شه و جمع می‌شه

1164
01:10:46,067 --> 01:10:48,069
‫و با گذشت زمان جمع می‌شه، و تبدیل به رنجش می‌شه.

1165
01:10:48,244 --> 01:10:50,463
‫تبدیل به گناه می‌شه، تبدیل به ناامنی می‌شه.

1166
01:10:50,637 --> 01:10:53,510
‫و، می‌دونی، تو اینو تو رابطه‌ت حس می‌کنی.

1167
01:10:53,684 --> 01:10:58,515
‫ما برنامه‌های خیلی شلوغی داریم و ممکنه چیزایی از قلم بیفته

1168
01:10:58,689 --> 01:10:59,994
‫تو طول هفته.

1169
01:11:01,257 --> 01:11:05,609
‫اون فوق‌العاده به کاری که انجام می‌ده اشتیاق داره، و همیشه خیلی، خیلی متمرکزه.

1170
01:11:05,783 --> 01:11:08,568
‫اون وارد جزئیات همه‌ی کارهایی که انجام می‌ده می‌شه.

1171
01:11:08,742 --> 01:11:11,963
‫اون دقیقا می‌فهمه که نقاط دردناک بقیه چیه،

1172
01:11:12,137 --> 01:11:14,879
‫و به بقیه تو اون نقاط دردناک کمک می‌کنه.

1173
01:11:15,053 --> 01:11:18,099
‫حتی به عنوان یه دوست، خوبه که باهاش در مورد چیزا صحبت کنی.

1174
01:11:18,274 --> 01:11:22,060
‫اون همیشه خیلی بی‌طرفه. گوش خوبی داره، می‌دونه چطوری به حرف مردم گوش بده،

1175
01:11:22,234 --> 01:11:25,237
‫و می‌دونه چطوری مشکلات رو به قسمت‌های کوچیک تقسیم کنه.

1176
01:11:25,411 --> 01:11:28,893
‫و با این کار، تو تو مردم اعتمادبه‌نفس ایجاد می‌کنی، تو برای مردم راه‌حل ایجاد می‌کنی،

1177
01:11:29,067 --> 01:11:31,939
‫و مردم واقعا، واقعا می‌تونن به اون فرد اعتماد کنن.

1178
01:11:32,462 --> 01:11:34,725
‫همون‌طور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گه، آخرش، من یه زندگی دارم، می‌دونی،

1179
01:11:34,899 --> 01:11:37,684
‫«اگه مثل اردک راه بره و مثل اردک صدا بده، پس اردکه.»

1180
01:11:49,000 --> 01:11:51,089
‫اون تو زندگی مردم مثبت‌اندیشی ایجاد کرده.

1181
01:11:51,263 --> 01:11:52,960
‫اون تو زندگی مردم تغییر ایجاد کرده.

1182
01:11:53,134 --> 01:11:55,136
‫فقط در مورد عضله‌ها نیست.

1183
01:11:55,311 --> 01:11:58,139
‫من می‌گم اون به یه سطح دیگه رفته.

1184
01:12:11,196 --> 01:12:15,505
‫تو B2B تو سال‌های اول، یه مربی شخصی بود که ایمیل می‌زد.

1185
01:12:15,679 --> 01:12:18,072
‫بعدش یه باشگاه بود که ایمیل می‌زد و از من می‌خواست که تیمشون رو آموزش بدم،

1186
01:12:18,246 --> 01:12:20,466
‫چه تیم فروش بود، چه تیم مربیگری،

1187
01:12:20,640 --> 01:12:22,990
‫بسته به چیزی که نیاز داشتن، بزرگ‌ترین چالش تو کسب‌وکارشون چی بود.

1188
01:12:23,164 --> 01:12:26,690
‫و بعدش، این تبدیل شد به اینکه افراد بیشتری می‌پرسیدن،

1189
01:12:26,864 --> 01:12:28,692
‫«می‌تونی منو منتور کنی؟ می‌تونی منو منتور کنی؟»

1190
01:12:28,866 --> 01:12:30,694
‫من عاشق کاری که کردی شدم. من سفرت رو دیدم.

1191
01:12:30,868 --> 01:12:33,044
‫من رشدت رو دیدم.

1192
01:12:33,218 --> 01:12:35,829
‫من آدمایی رو دیدم که قبلا باهات کار کردن و رشدشون رو دیدم.»

1193
01:12:36,003 --> 01:12:37,831
‫مردم فقط بهش پیام می‌دادن وقتی که دیده بودن

1194
01:12:38,005 --> 01:12:40,138
‫کسب‌وکار مربیگری شخصیش رو این‌قدر موفق دیدن،

1195
01:12:40,312 --> 01:12:42,575
‫می‌خواستن بدونن چطوری این کارو کرده.

1196
01:12:42,749 --> 01:12:46,144
‫کمک به دیگران برای ایجاد کسب‌وکارشون

1197
01:12:46,318 --> 01:12:49,060
‫به همون نوع موفقیتی که اون داشته.

1198
01:12:49,234 --> 01:12:51,889
‫خیلی از مربی‌های شخصی یا مربی‌های آنلاین

1199
01:12:52,063 --> 01:12:55,762
‫این دیدگاه رو دارن که اگه فقط مربی‌های خوبی باشن، خب، یه کسب‌وکار عالی می‌سازن.

1200
01:12:55,936 --> 01:12:58,548
‫ولی اگه ندونی چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنی، یه کسب‌وکار رو مدیریت کنی

1201
01:12:58,722 --> 01:13:01,594
‫خب، یا اینکه یه تیم دور خودت بسازی، خیلی برات سخته

1202
01:13:01,768 --> 01:13:04,771
‫که واقعا چیزی که از کسب‌وکارت می‌خوای رو به دست بیاری.

1203
01:13:04,945 --> 01:13:07,426
‫خب، بچه‌ها، چیزی که الان ازتون می‌خوام اینه که چالش‌هامون رو به اشتراک بذاریم.

1204
01:13:07,600 --> 01:13:10,647
‫خب این هفته چی خوب پیش نرفت؟ چی براتون سخت بود؟

1205
01:13:10,821 --> 01:13:14,520
‫من یه کسب‌وکاری داشتم که نسبتاً جدید بود. هشت هفته‌ش بود، ولی خیلی طاقت‌فرسا بود.

1206
01:13:14,694 --> 01:13:16,827
‫خیلی سریع، کلی مشتری محلی اومدن پیشم،

1207
01:13:17,001 --> 01:13:19,307
‫و تعداد مشتری‌ها رو به ۷۰ یا ۸۰ نفر رسوند.

1208
01:13:19,482 --> 01:13:22,441
‫من ۱۵، ۱۶ ساعت در روز کار می‌کردم، هفت روز هفته.

1209
01:13:22,615 --> 01:13:24,574
‫و با خودم گفتم، «آیا قرار بود اینطوری باشه؟»

1210
01:13:24,748 --> 01:13:26,532
‫و گفتم، می‌دونی، «این عالیه،

1211
01:13:26,706 --> 01:13:29,230
‫ولی تا کی این دوام میاره؟»

1212
01:13:30,710 --> 01:13:33,496
‫من با فیل گراهام آشنا شدم. پیوستن به فیل،

1213
01:13:33,670 --> 01:13:36,107
‫اینکه بتونی واقعا بررسی کنی که کسب‌وکارت چطوری قراره کار کنه،

1214
01:13:36,281 --> 01:13:38,152
‫باید چیکار کنم، و چطوری می‌تونی تو یه کسب‌وکار نتیجه بگیری.

1215
01:13:38,326 --> 01:13:39,980
‫وقتی یه نفر یه مشکل خاصی داره،

1216
01:13:40,154 --> 01:13:42,069
‫ما اون مشکل رو قبلا X بار حل کردیم،

1217
01:13:42,243 --> 01:13:44,898
‫یه سری راه‌ها هست که می‌تونیم بریم

1218
01:13:45,072 --> 01:13:47,292
‫تا بفهمیم باید چیکار کنیم

1219
01:13:47,466 --> 01:13:49,337
‫تا اون مشکل رو تو کسب‌وکار حل کنیم.

1220
01:13:49,512 --> 01:13:52,123
‫یه رویکرد واقعا سیستماتیکه برای اینکه سعی کنی یه چیزی رو درست کنی

1221
01:13:52,297 --> 01:13:53,777
‫که تو کسب‌وکارت درست نیست.

1222
01:13:53,951 --> 01:13:55,039
‫وقتی ما بررسی مشتری‌ها رو انجام می‌دیم،

1223
01:13:55,213 --> 01:13:57,345
‫در اصل، من همه چیز رو می‌بینم

1224
01:13:57,520 --> 01:13:59,739
‫که مشتری انجام می‌ده یا نمی‌ده،

1225
01:13:59,913 --> 01:14:03,961
‫پس ما مثل یه شاهین مراقبش هستیم تا مطمئن بشیم داری پیشرفت می‌کنی، تا مطمئن بشیم...

1226
01:14:04,135 --> 01:14:06,354
‫من دقیقا می‌دونستم می‌خوام چیکار کنم،

1227
01:14:06,529 --> 01:14:09,749
‫من می‌خواستم تا جایی که می‌تونم به بیماران دیابت نوع ۱ تو سراسر دنیا کمک کنم.

1228
01:14:09,923 --> 01:14:13,013
‫من می‌خواستم رو زندگیشون تاثیر بذارم. من می‌خواستم کسب‌وکار خودم رو داشته باشم.

1229
01:14:13,187 --> 01:14:17,714
‫من می‌خواستم اون عنصر آزادی رو داشته باشم که احتمالا باهاش میاد.

1230
01:14:17,888 --> 01:14:19,890
‫همه چیز یه جورایی درهم و برهم بود.

1231
01:14:20,064 --> 01:14:23,894
‫من نمی‌دونستم، نمی‌دونستم چطوری از جایی که بودم،

1232
01:14:24,068 --> 01:14:28,638
‫به جایی برسم که یه کسب‌وکاری رو اداره کنم که بیشترین تاثیر رو روی مردم داشته باشه.

1233
01:14:28,812 --> 01:14:30,640
‫ولی، در اصل، وقتی با فیل شروع به کار کردم،

1234
01:14:31,815 --> 01:14:33,817
‫فورا به من شفافیت داد.

1235
01:14:33,991 --> 01:14:36,123
‫تحویل کار به مشتری‌ها، اون بهش نگاه کرد، نگاه می‌کنه به

1236
01:14:36,297 --> 01:14:39,779
‫بازاریابی، فروش، سیستم‌ها، اون ازت خبر می‌گیره.

1237
01:14:39,953 --> 01:14:42,173
‫اگه با چیزی دست و پنجه نرم می‌کنی، می‌تونی ازش کمک بگیری

1238
01:14:42,347 --> 01:14:43,914
‫اگه با چیزی مشکل داری.

1239
01:14:44,088 --> 01:14:49,049
‫و حتی اینکه اون چطوری چیزی که ساخته رو ساخته،

1240
01:14:49,223 --> 01:14:51,574
‫این، تقریبا مثل یه نقشه‌راهه.

1241
01:14:51,748 --> 01:14:55,969
‫اگه مردم بیان پیشم و ازم بپرسن بهترین راه برای ساختار یه کسب‌وکار چیه،

1242
01:14:56,143 --> 01:14:58,319
‫ساختار ایده‌آل چیزی شبیه به مال فیله.

1243
01:15:14,988 --> 01:15:21,255
‫مشتری‌هاش متخصص‌های تناسب اندام هستن که دنبال رشدن، معمولا آنلاین،

1244
01:15:21,429 --> 01:15:26,522
‫و اونها دنبال سیستم‌ها و فرآیندهایی هستن که بتونن

1245
01:15:26,696 --> 01:15:28,219
‫کسب‌وکارشون رو بارها مقیاس‌پذیر کنن.

1246
01:15:28,393 --> 01:15:30,395
‫و اون بهشون یاد می‌ده که چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنن،

1247
01:15:30,569 --> 01:15:32,658
‫نه اینکه بهشون چیزی در مورد سلامتی و تناسب اندام یاد بده

1248
01:15:32,832 --> 01:15:34,312
‫چون اونها قبلا اون دانش رو دارن.

1249
01:15:35,618 --> 01:15:38,925
‫کرک حدودا چهار ساله که مشتری منه.

1250
01:15:39,099 --> 01:15:41,580
‫اون به عنوان یه، یه مدل تناسب اندام اومد پیشم، می‌دونی، داشت،

1251
01:15:41,754 --> 01:15:45,584
‫می‌دونی، صدها هزار دنبال‌کننده داشت و، خب، طبیعتا نمی‌تونست ازش پول دربیاره،

1252
01:15:45,758 --> 01:15:47,586
‫سیستم نداشت یا تیم نداشت

1253
01:15:47,760 --> 01:15:50,197
‫و فقط، می‌دونی، مربی شخصی بود. اینم از خودش.

1254
01:15:50,371 --> 01:15:52,809
‫اسم این آقا قبلا، خب، کرک بود، کرک ابس میلر.

1255
01:15:52,983 --> 01:15:55,376
‫این پسر بد رو بیارید تو دوربین.

1256
01:15:55,551 --> 01:15:57,988
‫امروز با یه مشتری صحبت می‌کنم که

1257
01:15:58,162 --> 01:16:01,513
‫خب، داره مشاوره می‌ده به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های لجستیک دنیا،

1258
01:16:01,687 --> 01:16:05,735
‫و ازش خواستن که بیاد و برای مدیران جهانیشون ارائه بده

1259
01:16:05,909 --> 01:16:08,259
‫که چطوری می‌تونی سلامت نیروی کار رو بهبود بدی،

1260
01:16:08,433 --> 01:16:11,001
‫و چطوری می‌تونی اینو به یه سرویس قابل ارائه تبدیل کنی.

1261
01:16:11,175 --> 01:16:14,526
‫اگه این صحبت خوب پیش بره و طبیعتا اونها موافقت کنن و این چیزا،

1262
01:16:14,700 --> 01:16:18,269
‫من نمی‌دونم چطوری قیمت‌گذاری کنم.

1263
01:16:18,443 --> 01:16:21,968
‫خب، خب، باید در مورد چی اینجا تصمیم بگیریم؟

1264
01:16:22,142 --> 01:16:25,668
‫خب، قیمت، خب، آیا چیزی در مورد ارائه اون هست

1265
01:16:25,842 --> 01:16:27,931
‫که ازش می‌ترسی یا نگرانشی...

1266
01:16:28,105 --> 01:16:29,672
‫مشتری‌ها، اونها به پایه‌ها نیاز دارن.

1267
01:16:29,846 --> 01:16:32,283
‫پایه‌های یه کسب‌وکار محکم، به سرنخ نیاز دارن،

1268
01:16:32,457 --> 01:16:35,199
‫به فروش نیاز دارن، به انجام نیاز دارن.

1269
01:16:35,373 --> 01:16:38,115
‫بنابراین اونها میان که کمتر برای یه مشکل خاص پر کنن

1270
01:16:38,289 --> 01:16:41,553
‫و بیشتر برای کل طیف انجام کسب‌وکار.

1271
01:16:41,727 --> 01:16:43,947
‫فکر می‌کنم بخش ارائه این موضوع خوبه،

1272
01:16:44,121 --> 01:16:47,080
‫ولی مهم‌ترین چیزی که بهش نیاز داری، طبیعتا ارائه هست، درسته؟

1273
01:16:47,254 --> 01:16:49,039
‫در اصل، اولین و مهم‌ترین چیز اینه که

1274
01:16:49,213 --> 01:16:51,345
‫وقتی وارد اون اتاق می‌شی، باید شناسایی کنی

1275
01:16:51,519 --> 01:16:54,305
‫مشکل رو، خب، فورا.

1276
01:16:54,479 --> 01:16:56,873
‫مشکلی که این افراد باهاش درگیرن چیه

1277
01:16:57,047 --> 01:17:00,137
‫که می‌تونن با سلامتی، با بهره‌وری،

1278
01:17:00,311 --> 01:17:03,270
‫و در اصل فقط روزهای بدون بیماری؟

1279
01:17:03,444 --> 01:17:05,925
‫فکر می‌کنم یه نقل قول بودایی بود که توش افراد

1280
01:17:06,099 --> 01:17:09,886
‫این‌همه وقت و انرژی صرف می‌کنن تا ثروتشون رو بسازن، یا پولشون رو، یا دارایی‌هاشون رو،

1281
01:17:10,060 --> 01:17:13,063
‫که در نهایت دارایی‌هاشون رو صرف می‌کنن تا سلامتیشون رو برگردونن.

1282
01:17:13,237 --> 01:17:15,239
‫این یه اصل خیلی مهمه، چون من می‌دونم

1283
01:17:15,413 --> 01:17:18,111
‫خیلی از کارآفرین‌ها هستن که دنبال کسب‌وکار رفتن،

1284
01:17:18,285 --> 01:17:21,549
‫دنبال تلاش رفتن، و در نهایت سلامتیشون رو نادیده گرفتن.

1285
01:17:21,724 --> 01:17:26,511
‫بنابراین تو داری بین واقعیت فست‌فود، مسافرت، جت لگ مقایسه می‌کنی.

1286
01:17:26,685 --> 01:17:30,471
‫خیلی از این افراد، مثل مدیرعامل‌ها، مدیرها، می‌دونید، خیلی سرشون شلوغه.

1287
01:17:30,646 --> 01:17:33,561
‫سلامتی در درجه‌ی دوم قرار می‌گیره. کسب‌وکار در درجه‌ی اول قرار می‌گیره.

1288
01:17:33,736 --> 01:17:36,216
‫هدف اون جلسه اینه که دیدگاهشون رو تغییر بدی

1289
01:17:36,390 --> 01:17:38,566
‫از سلامتی اول، کسب‌وکار دوم،

1290
01:17:38,741 --> 01:17:41,004
‫چون سلامتی، کسب‌وکار رو پیش می‌بره.

1291
01:17:41,178 --> 01:17:44,877
‫وقتی به، می‌دونی، مدیرها و مدیرعامل‌ها نگاه می‌کنی، اونها سرشون شلوغه.

1292
01:17:45,051 --> 01:17:47,140
‫اونها تو هواپیما هستن، مسافرت می‌کنن، غذا می‌خورن،

1293
01:17:47,314 --> 01:17:50,187
‫می‌دونی، چیزایی که تو هتل‌ها هست یا مدام در حال رفت و آمدن. اونها استرس دارن.

1294
01:17:50,361 --> 01:17:53,799
‫و اگه سیستم‌های درست سر جاش نباشه، تصمیم‌گیریشون اشتباه می‌شه،

1295
01:17:54,452 --> 01:17:57,368
‫روزهای بیماریشون زیاد می‌شه، که برای کسب‌وکار هزینه داره.

1296
01:17:58,064 --> 01:17:59,805
‫بنابراین، از دیدگاه سلامت سازمانی،

1297
01:17:59,979 --> 01:18:02,460
‫مراقبت از سلامتی کارمندات

1298
01:18:03,287 --> 01:18:06,682
‫احتمالا یکی از سودآورترین کاراییه که می‌تونی از نظر تولید انجام بدی.

1299
01:18:06,856 --> 01:18:11,208
‫تو به سه تا نیاز داری، تو به سه تا سوال نیاز داری. بیشتر نه.

1300
01:18:11,687 --> 01:18:16,387
‫یه سوال در مورد تغذیه، یه سوال در مورد تمرین، و یه سوال در مورد سبک زندگی

1301
01:18:16,561 --> 01:18:18,911
‫چون اونها سه عامل اصلی نتیجه هستن.

1302
01:18:19,085 --> 01:18:20,608
‫یه سوال عالی برای شروع این می‌تونه باشه:

1303
01:18:20,783 --> 01:18:22,567
‫"چند نفر از شما سلامتیتون رو به خاطر این کسب‌وکار به خطر انداختین؟

1304
01:18:22,741 --> 01:18:24,438
‫-به خاطر این کسب‌وکار؟"
‫-آره. آره.

1305
01:18:24,612 --> 01:18:27,224
‫می‌خوای خیلی ساده باشه

1306
01:18:27,398 --> 01:18:30,444
‫تا جایی که، می‌دونی، سکوت و سوال‌های ساده

1307
01:18:30,618 --> 01:18:32,185
‫وزن چیزی هستن که قراره اتفاق بیفته.

1308
01:18:32,359 --> 01:18:34,666
‫تو نمی‌خوای این افراد رو با اطلاعات خفه کنی.

1309
01:18:34,840 --> 01:18:37,321
‫دقیقا این همون حسیه که می‌خوای تو سرشون ایجاد کنی.

1310
01:18:38,496 --> 01:18:40,150
‫"لعنتی، حرفش درسته."

1311
01:18:40,628 --> 01:18:42,500
‫اگه آدم بخواد یه کارآفرین موفق باشه،

1312
01:18:42,674 --> 01:18:46,069
‫یه سری ویژگی‌های مختلف هست که باید وجود داشته باشه.

1313
01:18:46,243 --> 01:18:48,158
‫یکی از مهم‌ترین چیزها شجاعته

1314
01:18:48,332 --> 01:18:50,073
‫و توانایی قدم گذاشتن به ناشناخته‌ها.

1315
01:19:06,306 --> 01:19:08,831
‫تو زندگی‌م موقعیت‌هایی بوده که من

1316
01:19:09,005 --> 01:19:14,793
‫داوطلبانه خودم رو وارد موقعیت‌ها و سناریوهایی کردم که آماده نبودم،

1317
01:19:14,967 --> 01:19:18,101
‫ولی تعهد به اینکه علنا بگم که می‌خوام انجامش بدم

1318
01:19:18,275 --> 01:19:20,625
‫همون چیزی بود که منو رشد داد و تکاملم داد.

1319
01:19:24,368 --> 01:19:27,066
‫ما همیشه تعجب می‌کنیم، چطوری می‌تونیم جرئت انجام این کار رو پیدا کنیم؟

1320
01:19:27,240 --> 01:19:29,199
‫یا داستان‌هایی تو سرمون می‌چرخه،

1321
01:19:29,373 --> 01:19:31,723
‫سناریو ممکنه اینطوری پیش بره، ممکنه اونطوری پیش بره.

1322
01:19:31,897 --> 01:19:34,247
‫ولی، واقعا، باید تسلیم بشی و وارد ناشناخته‌ها بشی.

1323
01:19:34,421 --> 01:19:36,423
‫و، می‌دونی، به نتیجه اعتماد کن، و...

1324
01:19:36,597 --> 01:19:40,688
‫اعتماد به نفس بعد از اینکه اقدام کردی میاد. هیچ وقت قبلش نمیاد.

1325
01:19:40,863 --> 01:19:42,647
‫می‌دونی چند بار تو زندگیم این کارو کردم؟

1326
01:19:42,821 --> 01:19:44,954
‫همه اون احساسات قبل از هر اتفاقی میان.

1327
01:19:47,130 --> 01:19:48,609
‫من می‌خوام زندگی‌ها رو تغییر بدم.

1328
01:19:59,882 --> 01:20:01,797
‫اونها رویدادهای فوق‌العاده‌ای هستن. تو داری در مورد صدها نفر صحبت می‌کنی،

1329
01:20:01,971 --> 01:20:03,320
‫هزاران نفر تو این رویدادها.

1330
01:20:04,060 --> 01:20:06,149
‫مثلا، من عاشقشونم. هر وقت می‌رم اونجا، با انرژی برمی‌گردی.

1331
01:20:10,501 --> 01:20:12,285
‫اونها برای کارآفرین‌های تناسب اندامن.

1332
01:20:12,459 --> 01:20:15,506
‫و این فرصت فیله که بره رو صحنه و صحبت کنه

1333
01:20:15,680 --> 01:20:17,421
‫با چند نفر همزمان.

1334
01:20:17,595 --> 01:20:19,989
‫فیل از انجام این کار خیلی احساس رضایت می‌کنه.

1335
01:20:20,163 --> 01:20:22,208
‫اون از این کار خیلی کیف می‌کنه، عاشقشه.

1336
01:20:22,382 --> 01:20:24,907
‫ولی علاوه بر این، کاری که می‌کنه اینه که به فیل اجازه می‌ده

1337
01:20:25,081 --> 01:20:29,215
‫تا روی افراد بیشتری تاثیر بذاره، به مردم نشون بده که چه چیزهایی ممکنه.

1338
01:20:29,389 --> 01:20:32,088
‫فیل مثل تونی رابینز تو حوزه تناسب اندامه؟

1339
01:20:32,262 --> 01:20:35,439
‫خب، سخته، چون اون-- واقعا اینطوری فکر می‌کنی و انگار--

1340
01:20:35,613 --> 01:20:38,572
‫می‌دونی، با تونی رابینز، تو این ور و اون ور می‌پری-- اون یارو فوق‌العاده‌س.

1341
01:20:38,746 --> 01:20:42,272
‫تفاوتش تو ذهن من اینه که نتایجش فرآیندیه.

1342
01:20:42,838 --> 01:20:45,666
‫بنابراین این یعنی ما واقعا یه سیستم ایجاد می‌کنیم

1343
01:20:45,841 --> 01:20:47,320
‫که بهت نتیجه می‌ده.

1344
01:20:47,886 --> 01:20:49,888
‫خب، می‌خوام در مورد چهار چیزی صحبت کنم که قراره اعمال بشه

1345
01:20:50,062 --> 01:20:52,891
‫برای اکثر شما تو این اتاق. نه همه.

1346
01:20:53,065 --> 01:20:55,546
‫اکثر افرادی که دارن تمرین شخصی رو تو سالن می‌فروشن

1347
01:20:55,720 --> 01:20:58,288
‫و همچنین دارن خدمات کوچینگ آنلاین می‌فروشن.

1348
01:20:58,462 --> 01:21:00,943
‫اگه مثل من هستی، ممکنه تو خاموش کردن مشکل داشته باشی.

1349
01:21:01,117 --> 01:21:04,207
‫چند نفر از افراد تو این اتاق تو خاموش کردن مشکل دارن؟ دستتون رو ببرید بالا.

1350
01:21:04,381 --> 01:21:07,036
‫اگه قیمت‌هاتون یکسانه و افزایششون ندادین،

1351
01:21:07,210 --> 01:21:09,125
‫ولی هزینه‌های زندگی بالا رفته، شما در واقع

1352
01:21:09,299 --> 01:21:11,562
‫به اندازه قبل پول درنمیارید.

1353
01:21:11,736 --> 01:21:13,651
‫مردم می‌مونن چون جامعه رو دوست دارن.

1354
01:21:13,825 --> 01:21:17,350
‫مردم می‌مونن چون آینده‌ای رو تو استفاده از خدمات شما می‌بینن

1355
01:21:17,524 --> 01:21:19,787
‫-تا در اصل بهشون کمک کنه از نردبان ترقی کنن...
‫-آره.

1356
01:21:19,962 --> 01:21:22,094
‫...از نظر موقعیت، شناخته شدن، سلامتی.

1357
01:21:22,268 --> 01:21:24,227
‫تو هر رویدادی، معمولا یه جورایی اشک هست.

1358
01:21:24,401 --> 01:21:26,925
‫ام، آره، منو گرفتی، داداش.

1359
01:21:34,715 --> 01:21:41,505
‫یادمه از رو صحنه اومدم پایین و با یه جوون صحبت کردم.

1360
01:21:41,679 --> 01:21:44,421
‫اون به من گفت، "من مدت زیادیه که در موردت می‌شنوم.

1361
01:21:44,595 --> 01:21:46,075
‫منم دیابت نوع ۱ دارم."

1362
01:21:46,249 --> 01:21:48,468
‫تو واقعا باید یه کاری برای ما انجام بدی."

1363
01:21:48,642 --> 01:21:52,777
‫تو این همه دانش داری و تونستی اندامت رو بسازی.

1364
01:21:52,951 --> 01:21:55,693
‫تو تونستی کاری رو که تونستی انجام بدی،

1365
01:21:55,867 --> 01:21:57,390
‫در حالی که این بیماری رو داری."

1366
01:21:57,564 --> 01:21:59,915
‫من نمی‌تونم مال خودم رو کنترل کنم. من نمی‌تونم روش مسلط باشم."

1367
01:22:00,089 --> 01:22:03,309
‫من نمی‌دونم چطوری غذا بخورم. قند خونم همیشه نامنظمه و هیچ وقت حالم خوب نیست."

1368
01:22:04,920 --> 01:22:06,182
‫و این واقعا منو تحت تاثیر قرار داد.

1369
01:22:06,660 --> 01:22:09,489
‫بله، من زندگیم رو وقف مطالعه این موضوع کردم.

1370
01:22:10,142 --> 01:22:13,841
‫من این کار رو بی‌دریغانه برای خودم انجام دادم، تا عمرم رو طولانی کنم.

1371
01:22:14,712 --> 01:22:16,583
‫و من گفتم، "می‌دونی چیه؟ حق با اونه."

1372
01:22:17,454 --> 01:22:21,371
‫بنابراین، من شروع کردم به نوشتن راهنمای عضله‌سازی و تناسب اندام برای بیماران دیابتی.

1373
01:22:26,376 --> 01:22:28,639
‫وقتی من سفر بدنسازی‌م رو شروع کردم،

1374
01:22:28,813 --> 01:22:31,555
‫هیچ چیزی در مورد بدنسازی و دیابت وجود نداشت.

1375
01:22:31,729 --> 01:22:33,122
‫می‌تونی تو گوگل سرچ کنی و شاید چیزی پیدا کنی

1376
01:22:33,296 --> 01:22:35,124
‫تو Bodybuilding.com یا هرچیزی که بود،

1377
01:22:35,298 --> 01:22:36,734
‫ولی خیلی سطحی و کم‌عمق بود.

1378
01:22:36,908 --> 01:22:39,258
‫اون جزئیاتی که نیاز داشتی رو نداشت،

1379
01:22:39,432 --> 01:22:42,522
‫چون وقتی با دیابت بدنسازی می‌کنی،

1380
01:22:42,696 --> 01:22:47,310
‫همه چیز که در موردش صحبت می‌شه و تبلیغ می‌شه

1381
01:22:47,484 --> 01:22:49,965
‫باید یه کم تغییر کنه.

1382
01:22:50,139 --> 01:22:52,750
‫و من رفته بودم و همه این چیزها رو امتحان کرده بودم،

1383
01:22:53,403 --> 01:22:56,972
‫و بعلاوه، من تحصیلاتش رو هم داشتم که بتونم تاییدش کنم.

1384
01:22:57,146 --> 01:22:59,191
‫بنابراین نوشتن اون کتاب خیلی سخت بود.

1385
01:22:59,365 --> 01:23:02,760
‫و من اون کتاب رو جوری نوشتم که انگار دارم برای خودم تو گذشته می‌نویسم.

1386
01:23:03,848 --> 01:23:06,024
‫چون من یه دیدی تو ذهنم داشتم. گفتم، "می‌دونی چیه؟

1387
01:23:06,198 --> 01:23:08,331
‫قراره کلی پسر جوون، کلی دختر جوون باشه

1388
01:23:08,505 --> 01:23:10,463
‫که واقعا می‌خوان یه اندام عالی بسازن ولی

1389
01:23:10,637 --> 01:23:12,465
‫ولی احساس می‌کنن نمی‌تونن به خاطر این بیماری."

1390
01:23:13,292 --> 01:23:15,077
‫و من گفتم، "من می‌خوام برای اون افراد بنویسم."

1391
01:23:17,688 --> 01:23:20,560
‫من با راهنمای دیابت و تناسب اندام آشنا شدم.

1392
01:23:20,734 --> 01:23:24,347
‫این چیزی بود که فورا باهاش ارتباط برقرار کردم و بهش وصل شدم،

1393
01:23:24,521 --> 01:23:29,047
‫چون زندگی کردن با دیابت نوع ۱، گاهی اوقات می‌تونه سخت باشه.

1394
01:23:29,221 --> 01:23:32,181
‫و ببینید اون چیکار کرده. می‌دونی، ببینید اون داره چیکار می‌کنه.

1395
01:23:32,355 --> 01:23:35,923
‫و من اون نوع ارتباط فوری رو با کاری که اون انجام می‌داد پیدا کردم

1396
01:23:36,098 --> 01:23:38,187
‫با وجود زندگی با دیابت نوع ۱.

1397
01:23:38,361 --> 01:23:42,582
‫همونطور که می‌بینید، این یه کتاب فوق‌العاده‌س.

1398
01:23:42,756 --> 01:23:46,760
‫وارد فیزیولوژی انسان و تمام جنبه‌های دیابت می‌شه.

1399
01:23:46,934 --> 01:23:48,806
‫پر از نکات و بینشه، ولی، می‌دونی،

1400
01:23:48,980 --> 01:23:51,809
‫همچنین، تغییرات ذهنی رو هم داره

1401
01:23:51,983 --> 01:23:54,551
‫که یه نفر با دیابت نوع ۱ باید انجام بده تا،

1402
01:23:54,725 --> 01:23:58,772
‫می‌دونی، به تغذیه، تمرین و سبک زندگیشون اولویت بدن.

1403
01:23:58,946 --> 01:24:00,296
‫همه این عناصر با هم.

1404
01:24:00,470 --> 01:24:01,645
‫خیلی سخت بود نوشتن‌ش.

1405
01:24:01,819 --> 01:24:03,647
‫کلی تحقیق، کلی وقت.

1406
01:24:03,821 --> 01:24:06,302
‫و همه چی رو پوشش می‌ده، داروها، مدیریت، طرز فکر،

1407
01:24:06,476 --> 01:24:09,522
‫عوارض، مکمل‌ها، تمرین، سلامتی، تغذیه.

1408
01:24:09,696 --> 01:24:13,352
‫من مجبور شدم اطلاعات علمی سفت و سخت رو بگیرم و به زبان ساده تبدیلش کنم.

1409
01:24:13,526 --> 01:24:15,441
‫منظورم اینه که می‌تونی تو قسمت آخر همه منابع رو ببینی.

1410
01:24:15,615 --> 01:24:17,791
‫یعنی، اونجا، فقط کلی صفحه هست

1411
01:24:17,965 --> 01:24:19,315
‫از منابع علمی.

1412
01:24:20,359 --> 01:24:23,754
‫همه اینها از تجربه‌م بود، امتحان کردن چیزها و تست کردن چیزها

1413
01:24:23,928 --> 01:24:26,148
‫و اعمال کردن چیزها و...

1414
01:24:26,322 --> 01:24:30,587
‫ساختن عضله با دیابت، خب، خیلی چالش‌برانگیزه.

1415
01:24:42,555 --> 01:24:44,340
‫فیل کارش رو به عنوان مربی شخصی من شروع کرد.

1416
01:24:44,514 --> 01:24:47,038
‫بعدش دوست شدیم. ولی همه به یه مربی نیاز دارن.

1417
01:24:47,604 --> 01:24:51,216
‫من خیلی خوش‌شانسم که می‌تونم بگم فیل رو دارم، هم به عنوان همکار و هم به عنوان یه مربی.

1418
01:24:51,390 --> 01:24:54,001
‫دلیل اصلی اینکه مردم تو یه کسب‌وکار می‌مونن و نمی‌رن،

1419
01:24:54,176 --> 01:24:56,395
‫اینه که بازار دائما در حال تغییره.

1420
01:24:56,569 --> 01:24:59,311
‫بنابراین ما فقط روی جذب مشتری و بازاریابی و این چیزا تمرکز نمی‌کنیم.

1421
01:24:59,485 --> 01:25:02,184
‫ما همچنین روی کمک به مردم برای ساختن تیم‌ها تمرکز می‌کنیم

1422
01:25:02,358 --> 01:25:06,057
‫و زیرساخت‌ها رو مقیاس‌بندی می‌کنیم تا کسب‌وکارهای واقعی تناسب اندام بسازیم.

1423
01:25:08,538 --> 01:25:11,018
‫من تعدادی کسب‌وکار رو اداره می‌کنم

1424
01:25:11,193 --> 01:25:13,238
‫تو حوزه‌های مختلف.

1425
01:25:13,412 --> 01:25:16,502
‫سلامتی و تناسب اندام، مهمان‌نوازی و تولید مواد غذایی.

1426
01:25:18,809 --> 01:25:22,117
‫من الان ۱۳۵ تا کارمند دارم، و بعضی‌هاشون

1427
01:25:22,291 --> 01:25:26,295
‫رو خیلی دوست دارم و کاملا بهشون اعتماد دارم.

1428
01:25:26,469 --> 01:25:27,948
‫ولی یه چیزایی هست، فقط به عنوان یه صاحب کسب‌وکار،

1429
01:25:28,123 --> 01:25:30,473
‫که شاید نخوام اون نگرانی‌ها رو باهاشون در میون بذارم،

1430
01:25:30,647 --> 01:25:33,563
‫یا احتمالا اونقدر تجربه ندارن

1431
01:25:33,737 --> 01:25:37,306
‫که جواب، حمایت و کمک مورد نیازم رو بهم بدن.

1432
01:25:37,480 --> 01:25:39,482
‫اینجاست که می‌تونم به کسی مثل فیل نگاه کنم.

1433
01:25:39,656 --> 01:25:42,180
‫به عنوان یه صاحب کسب‌وکار، تصمیماتی که من هر روز می‌گیرم

1434
01:25:42,354 --> 01:25:44,661
‫نه تنها روی زندگی خودم، درآمد خودم تاثیر می‌ذاره،

1435
01:25:44,835 --> 01:25:47,707
‫درآمد خانواده‌م، ۱۳۵ کارمندی که برام کار می‌کنن،

1436
01:25:47,881 --> 01:25:50,101
‫خانواده‌هاشون، همه افرادی که بهشون وابسته هستن،

1437
01:25:50,275 --> 01:25:52,625
‫تامین‌کننده‌ها و شرکایی که باهاشون کار می‌کنیم.

1438
01:25:52,799 --> 01:25:57,848
‫یه تعداد زیادی از افراد هستن که هر کارآفرینی باهاشون کار می‌کنه.

1439
01:25:58,022 --> 01:26:00,503
‫تاثیری که می‌تونن داشته باشن خیلی مهمه.

1440
01:26:00,677 --> 01:26:04,289
‫ولی، چالش‌هایی هست که هر روز خودشون رو نشون می‌دن.

1441
01:26:04,463 --> 01:26:08,815
‫و، به عنوان یه کارآفرین، تو داری با چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنی که دیروز نمی‌دونستی داری.

1442
01:26:15,474 --> 01:26:17,955
‫- هی، چه خبر؟
‫- یو، چه خبره؟

1443
01:26:18,129 --> 01:26:21,306
‫خب، بیا، در مورد این هوش مصنوعی صحبت کنیم،

1444
01:26:21,480 --> 01:26:23,439
‫چون می‌دونم تو داری روش کار می‌کنی.

1445
01:26:23,613 --> 01:26:27,225
‫اوه، گوش کن، من، خب، می‌خوام این رو فعال کنم

1446
01:26:28,008 --> 01:26:29,271
‫برای رویداد زنده بعدی.

1447
01:26:31,098 --> 01:26:33,057
‫ام، یه مقدار کوچیکی چالش وجود داره

1448
01:26:33,231 --> 01:26:35,581
‫با کیفیت پاسخ‌هایی که بیرون میاد.

1449
01:26:35,755 --> 01:26:37,975
‫در حال حاضر یه کم خیلی کلی هستن.

1450
01:26:38,149 --> 01:26:40,891
‫بنابراین ما داریم مدل رو آموزش می‌دیم. خوب پیش می‌ره،

1451
01:26:41,065 --> 01:26:44,460
‫ولی بعضی وقتا پاسخ‌ها دقیقا اونطوری که باید باشن نیستن.

1452
01:26:44,634 --> 01:26:47,332
‫و وقتی ما به مشتری‌هامون در مورد کسب‌وکار مشاوره می‌دیم

1453
01:26:47,506 --> 01:26:49,508
‫همونطور که خودت می‌دونی، این یه ریسک بزرگه.

1454
01:26:49,682 --> 01:26:51,162
‫منظورت چیه که درست درنمیاد؟

1455
01:26:51,336 --> 01:26:53,295
‫خیلی پیچیده‌س؟ خیلی مبهمه؟

1456
01:26:53,469 --> 01:26:55,166
‫آیا-- آیا مزخرفه؟ یعنی، چ-- چی--

1457
01:26:55,340 --> 01:26:57,516
‫-مثلا، بهم بگو--
‫-بعضی وقتا اینطوریه-- آره.

1458
01:26:57,690 --> 01:27:00,389
‫بنابراین، بعضی وقتا درسته، بعضی وقتا اشتباهه.

1459
01:27:00,563 --> 01:27:01,868
‫بنابراین، بعضی وقتا یه کم خیلی مبهمه.

1460
01:27:02,042 --> 01:27:04,262
‫بعضی وقتا یه کم خیلی کلیه.

1461
01:27:04,436 --> 01:27:07,831
‫-بعضی وقتا ظرافت چالش رو درک نمی‌کنه.
‫-درسته.

1462
01:27:08,005 --> 01:27:11,791
‫و مشکل اینه که، ام، ظرافت مهمه، بنابراین...

1463
01:27:11,965 --> 01:27:15,534
‫درسته. خب، گوش کن، می‌دونی، اهمیت این رو که این رو منتشر کنیم.

1464
01:27:15,708 --> 01:27:17,449
‫در حالی که ما باید تو این کار سریع باشیم،

1465
01:27:17,623 --> 01:27:19,277
‫من نمی‌خوام تو اینقدر عجله کنی که

1466
01:27:19,451 --> 01:27:20,887
‫ما فقط هر چیزی رو منتشر کنیم.

1467
01:27:21,061 --> 01:27:22,193
‫الان همه جا هست.

1468
01:27:22,367 --> 01:27:23,977
‫بنابراین، گوش کن،

1469
01:27:24,151 --> 01:27:26,502
‫من می‌خوام این رو تو رویداد بعدی اعلام کنم

1470
01:27:26,676 --> 01:27:29,287
‫تو رویداد زنده بعدی. می‌تونی

1471
01:27:29,461 --> 01:27:30,854
‫-به اون ضرب‌الاجل متعهد بشی؟
‫-بنابراین، من کاملا می‌فهمم منظورت چیه.

1472
01:27:31,550 --> 01:27:33,639
‫آره. بنابراین من کاملا می‌فهمم منظورت چیه،

1473
01:27:33,813 --> 01:27:37,164
‫و من دوست دارم که تو رویداد زنده اعلام بشه.

1474
01:27:37,339 --> 01:27:40,559
‫ام، فکر می‌کنم مهم‌تر از هر چیز دیگه‌ای اینه که مشتری‌هامون احساس امنیت کنن.

1475
01:27:40,733 --> 01:27:42,082
‫اونها احساس می‌کنن که ما داریم ازشون مراقبت می‌کنیم.

1476
01:27:42,257 --> 01:27:43,693
‫اونها احساس می‌کنن که ما چیزی رو که نیاز دارن داریم.

1477
01:27:44,302 --> 01:27:47,958
‫ولی اون رویداد زنده یه بازه زمانی خیلی کوتاهه.

1478
01:27:48,611 --> 01:27:51,004
‫و یه کم ریسک داره. اگه ما اعلامش کنیم

1479
01:27:51,178 --> 01:27:54,443
‫و کار نکنه، و چیزی رو که نیاز دارن بهشون نده چی؟

1480
01:27:58,708 --> 01:28:01,319
‫ما هنوز نمی‌تونیم این رو برای مشتری‌ها بفرستیم.

1481
01:28:02,320 --> 01:28:05,671
‫کیفیتش هنوز اونجا نیست، ام، از نظر پاسخ‌ها.

1482
01:28:05,845 --> 01:28:08,587
‫یعنی، یه بخش خوبش هست، ولی...

1483
01:28:10,328 --> 01:28:15,028
‫آره، اینطور نیست... ام، دقیقا اونجایی نیست که من می‌خوام باشه.

1484
01:28:16,291 --> 01:28:17,335
‫شکاف‌هایی وجود داره.

1485
01:28:18,162 --> 01:28:20,773
‫بعضی وقتا ممکنه دقیقا بافت رو در نظر نگیره

1486
01:28:20,947 --> 01:28:23,298
‫چون ورودی‌ها ممکنه به اندازه کافی واضح نباشن.

1487
01:28:23,472 --> 01:28:25,822
‫و در نتیجه، ممکنه خیلی مبهم به نظر برسه.

1488
01:28:25,996 --> 01:28:29,434
‫ممکنه یه جورایی، ناگهانی یا

1489
01:28:29,913 --> 01:28:32,219
‫فقط اساسا به گونه‌ای که فاقد درک باشه

1490
01:28:32,394 --> 01:28:34,396
‫از کل سناریو و موقعیت.

1491
01:28:34,570 --> 01:28:36,093
‫و در اصل، خوب به نظر نمی‌رسه.

1492
01:28:36,267 --> 01:28:37,921
‫مثل اینه که یه کامپیوتر نوشته‌ش،

1493
01:28:38,400 --> 01:28:40,489
‫و مشتری‌ها می‌تونن بفهمن.

1494
01:28:41,794 --> 01:28:43,318
‫من دارم برای رویداد فشار میارم.

1495
01:28:43,492 --> 01:28:44,797
‫این یکی از مهم‌ترین زمان‌هاست

1496
01:28:44,971 --> 01:28:46,321
‫برای راه‌اندازی چیزی مثل این،

1497
01:28:46,495 --> 01:28:47,626
‫چون این، یه فرصته

1498
01:28:47,800 --> 01:28:49,411
‫برای مشتری‌هامون که دور هم جمع بشن،

1499
01:28:50,368 --> 01:28:53,719
‫یاد بگیرن، شبکه‌سازی کنن، رشد کنن، و همچنین به‌روزرسانی‌های کلیدی رو دریافت کنن

1500
01:28:53,893 --> 01:28:55,678
‫در مورد اینکه چطور قراره زندگیشون رو بهتر کنیم.

1501
01:28:55,852 --> 01:28:57,332
‫ما عملا می‌تونستیم توجه همه رو یهویی جلب کنیم.

1502
01:28:57,506 --> 01:28:59,072
‫فورا.

1503
01:28:59,246 --> 01:29:02,424
‫و اگه مردم نشنون که ما راه‌اندازیش کردیم،

1504
01:29:02,598 --> 01:29:05,427
‫اونوقت تو بازار گیج می‌شن

1505
01:29:05,601 --> 01:29:07,342
‫و فقط باعث ایجاد استرس بیشتر و کار بیشتر در آینده می‌شه.

1506
01:29:07,516 --> 01:29:09,474
‫خب... آره.

1507
01:29:21,747 --> 01:29:24,315
‫کرونا برای همه تو صنعت تناسب اندام چالش‌برانگیز بود.

1508
01:29:25,098 --> 01:29:29,581
‫هر مربی شخصی روی کره زمین، هر صاحب باشگاه روی کره زمین مجبور شد آنلاین بشه.

1509
01:29:29,755 --> 01:29:32,279
‫بنابراین من یه مربی سنتی حضوری بودم.

1510
01:29:32,454 --> 01:29:35,457
‫و بعد، اساسا، این کرونا بود که منو مجبور کرد

1511
01:29:35,631 --> 01:29:37,720
‫یه کسب‌وکار آنلاین بسازم.

1512
01:29:39,112 --> 01:29:41,114
‫اون یه زمان چالش‌برانگیز بود، ولی در عین حال،

1513
01:29:41,288 --> 01:29:43,987
‫اتفاقی که افتاد این بود که تعداد

1514
01:29:44,161 --> 01:29:46,685
‫مربی‌های آنلاین به طرز چشمگیری زیاد شد.

1515
01:29:46,859 --> 01:29:50,297
‫همچنین، بازار در واقع خیلی بیشتر مربیگری آنلاین رو پذیرفت،

1516
01:29:50,472 --> 01:29:53,475
‫در حالی که، قبلا، مردم یه کم باهاش راحت نبودن.

1517
01:29:53,649 --> 01:29:55,955
‫بعضی از مردم موفقیت موقتی داشتن. همه‌گیری باعث شد

1518
01:29:56,129 --> 01:29:58,305
‫خیلی از مردم پولدار بشن، باعث شد خیلی از مردم تنبل بشن.

1519
01:29:58,480 --> 01:30:01,787
‫و الان، ما تو یه سناریویی هستیم که یه چالش اقتصادی وجود داره.

1520
01:30:01,961 --> 01:30:04,181
‫مردم مربیگری رو به عنوان یه چیز خوب می‌بینن، نه یه چیز ضروری،

1521
01:30:04,355 --> 01:30:06,792
‫در حالی که تو دوران همه‌گیری، در واقع به خیلی از مردم

1522
01:30:06,966 --> 01:30:10,361
‫یه استراحتی از زندگی روزمره‌شون داد.

1523
01:30:11,014 --> 01:30:14,539
‫فکر کنم اصلی‌ترین چیزی که می‌تونی ازش یاد بگیری اینه که هیچ‌چیز هیچ‌وقت ثابت نمی‌مونه.

1524
01:30:14,713 --> 01:30:16,585
‫همیشه یه چیزی در راهه.

1525
01:30:16,759 --> 01:30:19,065
‫خب، منظورم اینه که، همه شواهد دارن به ما اشاره می‌کنن

1526
01:30:19,239 --> 01:30:20,719
‫که الان داریم وارد رکود می‌شیم.

1527
01:30:20,893 --> 01:30:22,939
‫و منظورم اینه که، اگه به هزینه‌های زندگی نگاه کنی،

1528
01:30:23,113 --> 01:30:25,855
‫اگه به نرخ بهره نگاه کنی، اگه به همه چیزایی که داره اتفاق میفته نگاه کنی،

1529
01:30:26,029 --> 01:30:27,987
‫خون تو خیابونا ریخته می‌شه.

1530
01:30:47,398 --> 01:30:49,052
‫وقتی صحبت از رشد می‌شه، وقتی صحبت از کسب‌وکار می‌شه،

1531
01:30:49,226 --> 01:30:50,357
‫مهم این نیست که کی بیشتر می‌دونه،

1532
01:30:50,532 --> 01:30:51,924
‫مهم اینه که کی عمل می‌کنه.

1533
01:30:52,098 --> 01:30:53,491
‫و این با بی‌رحم بودن همراهه

1534
01:30:53,665 --> 01:30:56,102
‫و سریع‌ترین، چابک‌ترین و ثابت‌قدم‌ترین.

1535
01:31:00,280 --> 01:31:04,328
‫من قطعا می‌گم که اون از نظر چیزی که می‌خواد از کسب‌وکارش به دست بیاره، بی‌امانه

1536
01:31:04,502 --> 01:31:06,591
‫و حاضره هر کاری که لازمه رو انجام بده تا بهش برسه.

1537
01:31:18,734 --> 01:31:20,605
‫اون بعضی وقتا می‌تونه سخت‌گیر باشه، ولی به این خاطره که

1538
01:31:20,779 --> 01:31:23,260
‫می‌دونه چی می‌خواد و می‌دونه درسته.

1539
01:31:23,434 --> 01:31:25,436
‫اون زندگی خیلی از مردم رو تغییر داده

1540
01:31:25,610 --> 01:31:28,265
‫فقط با یه کم بی‌رحمی.

1541
01:31:28,439 --> 01:31:30,920
‫من نمی‌گم یه کم بی‌رحم. اون خیلی رک و راسته‌.

1542
01:31:33,923 --> 01:31:37,448
‫اگه شما یه فرد واقعا باانگیزه تو کسب‌وکار باشی

1543
01:31:37,622 --> 01:31:40,712
‫و شما دائما می‌خوای پیشرفت کنی،

1544
01:31:40,886 --> 01:31:42,845
‫شما باید تو اجرا بی‌امان باشی.

1545
01:31:43,019 --> 01:31:44,760
‫اگه واقعا می‌خوای به جایی که می‌خوای برسی.

1546
01:31:48,633 --> 01:31:50,722
‫اونجایی که لازمه بی‌رحمه.

1547
01:31:51,418 --> 01:31:53,333
‫بنابراین، هیچ بهانه‌ای وجود نداره. هیچ‌چیز مانع نمی‌شه.

1548
01:31:53,508 --> 01:31:55,335
‫اگه یه کاری باید انجام بشه، انجام می‌شه.

1549
01:32:21,710 --> 01:32:25,409
‫خیلی بهتر به نظر می‌رسه، خیلی بهتر.

1550
01:32:26,018 --> 01:32:28,978
‫ما قطعا می‌تونیم این رو به مشتری‌ها ارائه بدیم.

1551
01:32:29,152 --> 01:32:30,414
‫هیچ شکی توش نیست.

1552
01:32:30,588 --> 01:32:31,981
‫مشتری‌ها با این برنده می‌شن.

1553
01:32:32,503 --> 01:32:34,374
‫آره، خیلی هیجان‌زده‌ام، چون قراره بهشون کمک کنه که برنده بشن.

1554
01:32:34,549 --> 01:32:37,595
‫قراره بهشون کمک کنه که سریع‌تر جواب سوالاشون رو پیدا کنن.

1555
01:32:37,769 --> 01:32:39,249
‫اونا می‌تونن هر موقع که بخوان این کارو انجام بدن، شب یا روز.

1556
01:32:39,423 --> 01:32:41,904
‫لازم نیست منتظر بمونن تا یه تیم جوابشون رو بده.

1557
01:32:42,078 --> 01:32:44,123
‫ام، همچنین، یکی از آزاردهنده‌ترین چیزها

1558
01:32:44,297 --> 01:32:46,952
‫در مورد اداره یه کسب‌وکار اینه که اعضای تیم

1559
01:32:47,126 --> 01:32:49,346
‫ندونن باید چیکار کنن.

1560
01:32:49,520 --> 01:32:51,435
‫ما می‌تونیم این رو به مربی‌هامون بدیم تا به اعضای تیمشون بدن،

1561
01:32:51,609 --> 01:32:54,264
‫تیم فروش‌شون، تیم موفقیت مشتری‌هاشون.

1562
01:32:54,830 --> 01:32:56,701
‫و اونا می‌تونن در این مورد سوال بپرسن.

1563
01:32:57,180 --> 01:33:01,750
‫ما کاتالیست رو با استفاده از همه آموزش‌های داخلی‌مون ساختیم،

1564
01:33:01,924 --> 01:33:04,970
‫تماس‌های خصوصی، رویدادها،

1565
01:33:05,144 --> 01:33:08,408
‫و همه اون بینش‌ها تو این ابزار هوش مصنوعی جمع‌آوری شدن.

1566
01:33:08,583 --> 01:33:10,802
‫کسب‌وکار همه چیزش در مورد حل مشکلات مردم هست،

1567
01:33:10,976 --> 01:33:14,197
‫و اگه اونا بتونن سریع‌تر حلشون کنن، مشتری‌ها گیر نمی‌کنن.

1568
01:33:14,371 --> 01:33:16,634
‫بنابراین، اگه مشتری‌های ما دارن سریع‌تر تصمیم می‌گیرن

1569
01:33:16,808 --> 01:33:20,029
‫چون اونا از همه بینش، آموزش و خرد ما حمایت می‌شن،

1570
01:33:20,203 --> 01:33:22,466
‫و اونا می‌تونن این کارو ۲۴ ساعته انجام بدن،

1571
01:33:22,640 --> 01:33:23,815
‫اونا قراره کسب‌وکارشون رو سریع‌تر رشد بدن

1572
01:33:23,989 --> 01:33:25,556
‫اونا قراره مشتری‌ها رو خوشحال‌تر نگه دارن.

1573
01:33:25,730 --> 01:33:28,385
‫و مشتری‌های خوشحال، کسب‌وکار خوشحال، صاحب خوشحال.

1574
01:33:28,559 --> 01:33:31,431
‫هوش مصنوعی تهدیدی برای کاتالیست نیست، چون ما داریم اطلاعات خاص خودمون رو وارد می‌کنیم

1575
01:33:31,606 --> 01:33:35,000
‫که بر اساس باورهای ما هست،

1576
01:33:35,174 --> 01:33:38,569
‫تجربه‌مون از اینکه برای رشد یه کسب‌وکار مربیگری چه اتفاقی باید بیفته.

1577
01:33:38,743 --> 01:33:41,790
‫و تو قلمرو کلی محتوای رایگان آنلاین،

1578
01:33:41,964 --> 01:33:43,661
‫فقط خیلی تصادفیه،

1579
01:33:43,835 --> 01:33:45,576
‫هیچ شرایط خاصی وجود نداره.

1580
01:33:45,750 --> 01:33:48,666
‫ما کلی مطالعه موردی داریم برای خیلی از انواع مختلف

1581
01:33:48,840 --> 01:33:50,799
‫کسب‌وکارهای تناسب اندام در سراسر جهان

1582
01:33:50,973 --> 01:33:53,758
‫با مدل‌های مختلف، آنلاین، آفلاین، حوزه‌های مختلف،

1583
01:33:53,932 --> 01:33:58,197
‫و ما واقعا بینش‌های منحصربه‌فرد، خاص و دقیقی رو وارد می‌کنیم

1584
01:33:58,371 --> 01:34:02,375
‫به مدل‌مون، که به ما اجازه می‌ده مشکلات رو برای طیف وسیعی حل کنیم

1585
01:34:02,549 --> 01:34:03,768
‫از مربی‌ها تو این صنعت.

1586
01:34:04,290 --> 01:34:08,338
‫کاتالیست، ابزار هوش مصنوعی، خوبه، محکم و استواره.

1587
01:34:08,512 --> 01:34:10,819
‫مطمئنا جواب می‌ده. مطمئنا به خیلی از مردم کمک می‌کنه.

1588
01:34:10,993 --> 01:34:15,127
‫و راستش، در واقع قراره خیلی از کارها رو برای ما آزاد کنه.

1589
01:34:15,301 --> 01:34:16,694
‫هیچ شکی توش نیست.

1590
01:34:16,868 --> 01:34:19,262
‫بنابراین من یه کم نگرانم

1591
01:34:19,436 --> 01:34:21,568
‫که مشتری‌ها چطور می‌خوان باهاش برخورد کنن،

1592
01:34:21,743 --> 01:34:23,614
‫در موردش چی فکر می‌کنن، آیا می‌خوان ازش استفاده کنن؟

1593
01:34:24,397 --> 01:34:28,445
‫به هر حال، ما ساختیمش. ما خودمون رو با...

1594
01:34:28,619 --> 01:34:30,490
‫«تهدید برای بازار»، به اصطلاح،

1595
01:34:30,665 --> 01:34:31,927
‫و ما تمام تلاشمون رو کردیم.

1596
01:34:32,101 --> 01:34:33,842
‫بنابراین بذارید منتشرش کنیم، بذاریمش بیرون،

1597
01:34:34,364 --> 01:34:37,628
‫بازخوردها رو تکرار کنیم و به ساختن ادامه بدیم.

1598
01:34:37,802 --> 01:34:40,022
‫یه روز دیگه، یه چالش دیگه. به همین سادگی.

1599
01:36:07,065 --> 01:36:10,808
‫بنابراین، فیل یه برنامه هوش مصنوعی توسعه داده، و واقعا باورنکردنیه.

1600
01:36:11,635 --> 01:36:13,071
‫این سرعت عمله.

1601
01:36:13,245 --> 01:36:15,770
‫شما اینو تو پلتفرم فیل تایپ می‌کنید

1602
01:36:15,944 --> 01:36:20,339
‫و از پادکست‌ها تا یه ویدیو، بهتون تایم استمپ می‌ده.

1603
01:36:20,513 --> 01:36:22,777
‫تو ۲۰ ثانیه جواب‌ها رو داری.

1604
01:36:28,173 --> 01:36:31,394
‫جامعه‌ای که اون با کسب‌وکارش داره، باورنکردنیه.

1605
01:36:31,568 --> 01:36:35,093
‫خیلی آدم توش هست، و همشون تو یه بازی هستن،

1606
01:36:35,267 --> 01:36:36,529
‫ولی همشون از هم حمایت می‌کنن.

1607
01:36:38,749 --> 01:36:41,752
‫اینکه اون ما رو تو خونش مهمون کنه و برامون غذا درست کنه

1608
01:36:41,926 --> 01:36:44,320
‫و اون نوع جامعه صمیمی رو داشته باشه،

1609
01:36:44,494 --> 01:36:48,454
‫فقط نشون می‌ده که اون چقدر واقعا به آدمایی که باهاشون کار می‌کنه اهمیت می‌ده.

1610
01:36:50,805 --> 01:36:54,199
‫اینکه بتونی با این همه مربی همفکر زیر یه سقف ملاقات کنی.

1611
01:36:54,678 --> 01:36:56,071
‫مثلا، انرژی فوق‌العاده‌اس.

1612
01:36:58,595 --> 01:37:01,903
‫نمی‌تونی الهام‌گرفته و باانگیزه نشی.

1613
01:37:02,077 --> 01:37:03,861
‫و فیل بهت باور می‌ده.

1614
01:37:04,035 --> 01:37:06,429
‫مثل اینه که، «تو یه روزی مثل اون می‌شی، یا حتی بهتر.»

1615
01:37:10,607 --> 01:37:12,435
‫این یه جامعه صمیمی هست که داری.

1616
01:37:12,609 --> 01:37:14,480
‫شما، شما این آدما رو تو تماس‌ها می‌بینی.

1617
01:37:14,654 --> 01:37:16,918
‫شما دارین با این آدما ارتباط برقرار می‌کنین، گپ می‌زنین و تعامل دارین

1618
01:37:17,092 --> 01:37:18,963
‫با این آدما به صورت هفتگی.

1619
01:37:20,617 --> 01:37:23,881
‫این یه مزیت بزرگه برام که می‌تونم با آدمای همفکر صحبت کنم

1620
01:37:24,055 --> 01:37:27,319
‫فراز و نشیب‌ها، اوج‌ها و فرودهای احساسات کسب‌وکار رو تجربه کنم

1621
01:37:27,493 --> 01:37:29,452
‫و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم، چون اگه اینو نداشتم،

1622
01:37:29,626 --> 01:37:32,150
‫هیچ‌کس رو نداشتم که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

1623
01:37:32,324 --> 01:37:37,547
‫بعضی وقتا، اینجوری حس می‌شه که تا یه حدی تنها هستی،

1624
01:37:37,721 --> 01:37:39,679
‫چون هیچ‌کس بالاتر از تو نیست،

1625
01:37:39,854 --> 01:37:41,594
‫چون این کسب‌وکار توئه.

1626
01:37:41,768 --> 01:37:43,205
‫ولی اینکه بتونی با آدما ملاقات کنی و تعامل داشته باشی،

1627
01:37:43,379 --> 01:37:44,902
‫و، می‌دونی، مثل دوست بشی

1628
01:37:45,076 --> 01:37:46,425
‫با خیلی از این مربی‌ها،

1629
01:37:46,599 --> 01:37:48,253
‫این فقط یه مربیگری کسب‌وکار نیست.

1630
01:37:48,427 --> 01:37:50,342
‫این ایجاد دوستی‌ها، روابط با افراد دیگه‌اس

1631
01:37:50,516 --> 01:37:52,736
‫که، می‌دونی، من، قبل از اینکه به فیل بپیوندم نداشتم.

1632
01:37:52,910 --> 01:37:55,695
‫پیوستن من به اون واقعا زندگی‌مو عوض کرد.

1633
01:37:55,870 --> 01:37:59,961
‫مثلا، من، من اینو الکی نمی‌گم. این، زندگی‌مو عوض کرد.

1634
01:38:00,135 --> 01:38:01,745
‫من همیشه یه کسب‌وکار رو بر اساس این می‌سازم که،

1635
01:38:01,919 --> 01:38:04,400
‫«تو زندگی منو عوض کردی. این بی‌قیمته.»

1636
01:38:04,574 --> 01:38:06,445
‫اگه این کلمات رو نشنوم، کارم رو درست انجام ندادم.

1637
01:38:17,108 --> 01:38:19,850
‫هر کسی که باهاش در ارتباطم، می‌خوام بهش انگیزه بدم.

1638
01:38:20,024 --> 01:38:21,678
‫می‌خوام قلبشون رو باز کنم. می‌خوام بهشون فشار بیارم.

1639
01:38:21,852 --> 01:38:23,723
‫می‌خوام بهشون بقبولونم که، «هی،

1640
01:38:24,420 --> 01:38:25,638
‫چیزای بیشتری هم هست که می‌تونی بهشون برسی.»

1641
01:38:27,249 --> 01:38:29,164
‫متاسفانه، با دیابت،

1642
01:38:29,338 --> 01:38:32,732
‫من تعداد قابل توجهی از مردم رو می‌بینم که کاملا نادیده‌اش می‌گیرن.

1643
01:38:32,907 --> 01:38:35,997
‫من مسئولیت سلامتی‌ام رو پذیرفتم،

1644
01:38:36,171 --> 01:38:39,043
‫و فکر می‌کنم اون تصمیم بر اساس این واقعیت بود که

1645
01:38:39,217 --> 01:38:45,615
‫من خوش‌شانس بودم که این زندگی رو بهم دادن، و وظیفه‌مه که زندگیش کنم.

1646
01:39:06,418 --> 01:39:08,333
‫من می‌خوام بچه‌ام به چالش کشیده بشه.

1647
01:39:09,334 --> 01:39:13,730
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه، می‌دونی، سختی چیه.

1648
01:39:13,904 --> 01:39:17,038
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه کار سخت چیه.

1649
01:39:17,212 --> 01:39:20,258
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه عشق چیه.

1650
01:39:20,998 --> 01:39:23,087
‫و از همه مهم‌تر، اون به خودش اعتماد داره و خودش رو دوست داره.

1651
01:39:23,261 --> 01:39:24,959
‫این بزرگ‌ترین هدیه‌ایه که می‌تونم بهش بدم.

1652
01:39:26,090 --> 01:39:29,746
‫من نمی‌خوام روی اون تاثیر بذارم که وارد کسب‌وکار خودش بشه.

1653
01:39:30,355 --> 01:39:31,704
‫اون علاقه‌مندی‌های طبیعی خودش رو پیدا می‌کنه.

1654
01:39:31,878 --> 01:39:33,619
‫اون ارزش‌های طبیعی خودش رو پیدا می‌کنه.

1655
01:39:34,185 --> 01:39:37,275
‫و من تمام تلاشم رو می‌کنم که ازشون حمایت کنم.

1656
01:39:37,449 --> 01:39:40,061
‫- پدر بودن ترسناکه؟
‫- نه.

1657
01:39:42,367 --> 01:39:45,327
‫- نه.
‫- ترسناک، یعنی، مثل فکر کردن به آینده.

1658
01:39:45,501 --> 01:39:47,851
‫-چی می‌تونه اتفاق بیفته، همه این چیزای مختلف؟
‫-نه.

1659
01:39:51,986 --> 01:39:55,554
‫فکر می‌کنم اگه می‌خواستم روی چیزایی تمرکز کنم که تو دنیا ممکنه اشتباه پیش بره،

1660
01:39:56,816 --> 01:39:59,210
‫در نهایت به دخترم آسیب می‌زدم.

1661
01:39:59,384 --> 01:40:01,386
‫من می‌خوام اون روی چیزی که تو زندگی می‌خواد تمرکز کنه.

1662
01:40:01,560 --> 01:40:03,910
‫یه بوس کوچولو بهش بده. ماچ!

1663
01:40:04,476 --> 01:40:07,740
‫-ماچ! بهش نشون بده. ماچ!
‫-بوس داری؟ اوه!

1664
01:40:07,914 --> 01:40:09,438
‫خب، آینده فیل، فکر می‌کنم اون فقط

1665
01:40:09,612 --> 01:40:11,222
‫فقط قراره تو نقش پدرش رشد کنه.

1666
01:40:11,396 --> 01:40:13,572
‫می‌دونی، اون قراره ادامه بده که

1667
01:40:13,746 --> 01:40:15,618
‫فقط مسیر خودش رو تو صنعت تناسب اندام بسازه.

1668
01:40:15,792 --> 01:40:17,968
‫چون این کاریه که اون می‌کنه. اون فقط مسیر خودش رو می‌سازه.

1669
01:40:19,013 --> 01:40:20,623
‫جایی که من با کسب‌وکارم هستم،

1670
01:40:20,797 --> 01:40:23,104
‫جایی که من از نظر شخصی هستم، از نظر حرفه‌ای هستم،

1671
01:40:23,278 --> 01:40:27,717
‫از نظر مکانی کجا هستم، برمی‌گرده به اینکه بخشی از فیل باشم.

1672
01:40:27,891 --> 01:40:29,632
‫قبل از اینکه با فیل کار کنم،

1673
01:40:29,806 --> 01:40:32,591
‫من تو اون مرحله بودم که دنبال پول بودم.

1674
01:40:32,765 --> 01:40:34,985
‫من احساس نمی‌کردم که به کسب‌وکارم متصل هستم.

1675
01:40:35,159 --> 01:40:38,641
‫من دیگه احساس نمی‌کردم که به چیزی که واقعا می‌خواستم تو زندگی انجام بدم متصل هستم.

1676
01:40:38,815 --> 01:40:43,994
‫و فیل واقعا اون عشق به مربیگری زنان رو بهم برگردوند.

1677
01:40:44,168 --> 01:40:46,779
‫فیل کسی بود که این بذر رو تو وجود من کاشت که،

1678
01:40:46,953 --> 01:40:49,304
‫می‌دونی، شروع کنم به مربیگری صاحبان باشگاه تو بازار محلی.

1679
01:40:49,478 --> 01:40:53,090
‫و، می‌دونی، فکر می‌کنم ما حدود ۱۵ تا باشگاه دیگه تو سراسر ایرلند شمالی باز کردیم،

1680
01:40:53,264 --> 01:40:55,832
‫از طریق اون فقط کاشتن اون بذر و دادن این باور به من که،

1681
01:40:56,006 --> 01:40:57,094
‫«می‌دونی، آرون، تو می‌تونی این کارو انجام بدی.»

1682
01:40:57,268 --> 01:40:58,487
‫می‌دونی، تو، تو توانایی اینو داری

1683
01:40:58,661 --> 01:41:00,184
‫که به صاحبان باشگاه‌های دیگه هم کمک کنی.»

1684
01:41:00,358 --> 01:41:02,099
‫بنابراین، تاثیر فیل تو صنعت تناسب اندام،

1685
01:41:02,273 --> 01:41:04,406
‫می‌دونی، اثر موجی کمک به یه نفر

1686
01:41:04,580 --> 01:41:06,799
‫که به چند نفر دیگه کمک می‌کنه، خیلی زیاده.

1687
01:41:06,973 --> 01:41:09,759
‫و تاثیری که اون تو این صنعت داره

1688
01:41:09,933 --> 01:41:12,762
‫خیلی گسترده‌اس، این، فقط باورنکردنیه.

1689
01:41:16,940 --> 01:41:18,985
‫فیل، تو ۱۰ سال دیگه خودت رو کجا می‌بینی؟

1690
01:41:19,160 --> 01:41:21,336
‫من هنوز می‌خوام روی مردم تاثیر بذارم، زندگی مردم رو تغییر بدم،

1691
01:41:21,510 --> 01:41:24,643
‫دیدگاه‌هاشون رو شکل بدم، تفکرشون رو گسترش بدم،

1692
01:41:24,817 --> 01:41:26,210
‫بذارم دنبال رویاهاشون برن.

1693
01:41:26,819 --> 01:41:28,604
‫یه الگوی عالی برای بچه‌م باشم.

1694
01:41:30,040 --> 01:41:30,780
‫یو!

1695
01:41:43,880 --> 01:41:46,230
‫فکر می‌کنم اون همیشه تو تناسب اندام می‌مونه؟ احتمالا نه.

1696
01:41:46,404 --> 01:41:50,408
‫ولی فکر می‌کنم فیل به طور گسترده‌ای تغییر داده و دوباره شکل داده

1697
01:41:50,582 --> 01:41:52,323
‫اینکه یه صاحب کسب‌وکار تناسب اندام بودن یعنی چی.

1698
01:41:52,497 --> 01:41:54,586
‫آینده برای فیل چی در نظر داره؟

1699
01:41:55,674 --> 01:41:58,982
‫اون قرار نیست متوقف بشه. اون قراره به راهش ادامه بده.

1700
01:42:06,642 --> 01:42:09,601
‫وقتی من داشتم بزرگ می‌شدم،

1701
01:42:09,775 --> 01:42:12,735
‫به من گفتن که برای موفق شدن،

1702
01:42:12,909 --> 01:42:14,954
‫باید سخت کار کنی، خوب رفتار کنی،

1703
01:42:15,129 --> 01:42:18,132
‫تو مدرسه نمره‌های عالی بگیری، دکتر یا وکیل بشی،

1704
01:42:18,306 --> 01:42:20,134
‫با یه دختر پروتستان خوب ازدواج کنی،

1705
01:42:20,743 --> 01:42:23,876
‫خوب رفتار کنی، نماز بخونی، بری مدرسه یکشنبه‌ها.

1706
01:42:24,703 --> 01:42:25,704
‫و...

1707
01:42:27,489 --> 01:42:29,665
‫منو واقعا از ساختن یه کسب‌وکار منصرف کردن.

1708
01:42:29,839 --> 01:42:33,364
‫مردم بهم گفتن که این پرخطرترین کاریه که می‌تونی انجام بدی.

1709
01:42:33,538 --> 01:42:37,107
‫استرس‌زا بود و فقط یه ایده خیلی بد بود.

1710
01:42:37,977 --> 01:42:43,592
‫ولی یه بخشی از من با همه اینا موافق نبود،

1711
01:42:44,245 --> 01:42:47,204
‫و من تصمیم گرفتم که دقیقا برعکسش رو انجام بدم

1712
01:42:47,378 --> 01:42:51,426
‫نسبت به هر چیزی که بهم گفتن، و خیلی خوشحالم که این کارو کردم.

1713
01:44:13,247 --> 01:44:14,900
‫اوه! اوه!

1714
01:44:16,032 --> 01:44:17,990
‫بوسم کن. بوسم کن.

1715
01:44:19,122 --> 01:44:20,079
‫بیا دیگه!

1716
01:44:22,473 --> 01:44:24,823
‫باحال بود. یکی دیگه.

