﻿WEBVTT

00:00:52.835 --> 00:00:54.271
‫فقط می‌خوام یه توضیح کوچولو بدم

00:00:54.445 --> 00:00:56.317
‫درباره‌ی اینکه من کی‌ام، اگه نمی‌شناسید.

00:00:57.013 --> 00:01:00.147
‫من تو ۱۶ سالگی فهمیدم دیابت نوع ۱ دارم.

00:01:00.321 --> 00:01:03.541
‫همین باعث شد برم تو کار تناسب اندام.

00:01:03.715 --> 00:01:05.282
‫عاشق بدنسازی شدم.

00:01:05.456 --> 00:01:07.850
‫تو بدنسازی جوونا خیلی موفق بودم

00:01:08.024 --> 00:01:10.070
‫و یه بیزینس مربیگری شخصی فوق‌العاده ساختم

00:01:10.244 --> 00:01:13.856
‫از اطلاعاتی که تو دانشگاه یاد گرفتم.

00:01:14.030 --> 00:01:15.945
‫بعدش علاقه‌م به تغذیه رو بردم جلو

00:01:16.119 --> 00:01:18.687
‫و توانایی مدیریت دیابت و کل تجربه‌م رو

00:01:18.861 --> 00:01:22.343
‫و اولین دایره‌المعارف دنیا رو درباره‌ی دیابت و عضله‌سازی نوشتم.

00:01:22.517 --> 00:01:25.563
‫الان بزرگترین بیزینس تناسب اندام دنیا رو دارم، مسترمایند

00:01:25.737 --> 00:01:27.304
‫که به متخصصای تناسب اندام آموزش میده.

00:01:27.478 --> 00:01:30.438
‫بیشتر از ۵۰٪ از مشتری‌هامون بیزینس‌های چند صد هزار دلاری دارن

00:01:30.612 --> 00:01:33.745
‫و میشه گفت ما یه چیزایی درباره‌ی کمک به مشتری‌هامون برای پول درآوردن می‌دونیم.

00:01:33.919 --> 00:01:37.923
‫خلاصه، من اینجوری بزرگ نشدم که بهم بگن بیزینس داشتن موفقه.

00:01:38.750 --> 00:01:40.535
‫بهم گفتن بیزینس داشتن ریسکه.

00:01:41.405 --> 00:01:46.541
‫بهم گفتن تیم ساختن سخته، استرس‌زاست

00:01:47.324 --> 00:01:50.240
‫و بیزینس داشتن اصلا فکر خوبی نیست.

00:01:53.069 --> 00:01:57.552
‫و خب، در واقع، من برعکسش رو انجام دادم.

00:03:16.761 --> 00:03:18.850
‫بوم!

00:03:24.639 --> 00:03:26.423
‫خانم‌ها و آقایون، لطفا بشینید.

00:03:26.597 --> 00:03:29.121
‫خب، مثل تونی رابینز تو حوزه‌ی تناسب اندامه؟

00:03:41.830 --> 00:03:44.441
‫اسم من فیل گراهامه. تو صنعت تناسب اندام کار می‌کنم.

00:03:44.615 --> 00:03:48.576
‫من مسئول کمک به متخصصای تناسب اندام، متخصصای سلامت و تندرستی هستم

00:03:48.750 --> 00:03:52.188
‫که بیزینس‌شون رو رشد بدن، بهشون کمک می‌کنم مشتریای بیشتری جذب کنن، فروش بیشتری داشته باشن

00:03:52.362 --> 00:03:54.451
‫و خدمات درجه یک ارائه بدن.

00:03:54.973 --> 00:03:57.933
‫فیل گراهام، تو صنعت تناسب اندام، به عنوان یه تاجر شناخته میشه

00:03:58.107 --> 00:04:01.458
‫و به مربیای شخصی زیادی تو کل دنیای تناسب اندام آموزش میده و کمک می‌کنه

00:04:01.632 --> 00:04:05.462
‫که چطور یه بیزینس بسازن تا بتونن ارزش بیشتری به مشتری‌هاشون بدن.

00:04:06.071 --> 00:04:08.335
‫تو ایرلند شمالی، هر کسی که

00:04:08.509 --> 00:04:10.554
‫مربی شخصی یا صاحب باشگاه بوده

00:04:10.728 --> 00:04:14.689
‫احتمال زیادی هست که فیل گراهام توش نقش داشته.

00:04:14.863 --> 00:04:17.169
‫تو صنعت تناسب اندام، آدمای زیادی هستن

00:04:17.344 --> 00:04:19.998
‫که واقعا به ورزششون و تمرین‌شون علاقه دارن

00:04:20.172 --> 00:04:22.958
‫ولی دانش و درک کافی از دیدگاه بیزینسی ندارن

00:04:23.132 --> 00:04:25.874
‫که بتونن اون رو به چیزی تبدیل کنن که واقعا براشون پول دربیاره

00:04:26.048 --> 00:04:29.573
‫تا یه زندگی عالی داشته باشن و به هرچی می‌خوان برسن.

00:04:29.747 --> 00:04:33.838
‫قدم بعدی برای فیل این بود که بفهمه چیزی که خیلی‌ها به عنوان معلولیت می‌شناسن

00:04:34.622 --> 00:04:35.753
‫یعنی دیابت

00:04:36.537 --> 00:04:39.191
‫حالا یه تواناییه.

00:04:39.366 --> 00:04:41.542
‫- درد داره؟
‫- نه.

00:04:41.716 --> 00:04:45.067
‫و چیزی رو خلق کرده که به مردم امید میده.

00:04:45.241 --> 00:04:48.026
‫من و فیل خیلی وقت پیش با هم آشنا شدیم. هر دومون کارمون رو تو کار ای‌بوک شروع کردیم.

00:04:48.200 --> 00:04:50.464
‫دوران وحشی بازاریابی آنلاین

00:04:50.638 --> 00:04:52.379
‫قبل از اینکه شبکه‌های اجتماعی وجود داشته باشن.

00:04:52.553 --> 00:04:54.206
‫اون یه کوچ بیزینس خیلی باهوشه.

00:04:54.381 --> 00:04:56.687
‫اون همچنین یه بدنساز خیلی موفقه.

00:04:56.861 --> 00:04:58.863
‫اون نوع نظم، سیستم و استراتژی‌هایی که

00:04:59.037 --> 00:05:01.431
‫برای موفقیت و رسیدن به اوج نیاز داری

00:05:01.605 --> 00:05:03.259
‫به عنوان یه بدنساز، حالا تو بیزینس هم به کار می‌بره.

00:05:03.433 --> 00:05:05.566
‫اون یه متفکر خیلی سطح بالاست، که به نظر من

00:05:05.740 --> 00:05:07.698
‫تو این فضا واقعا لازمه و نیست.

00:05:07.872 --> 00:05:11.354
‫چیزی که من از همه بیشتر درباره‌ی فیل دوست دارم، سطح استاندارداشه

00:05:11.528 --> 00:05:16.664
‫نه فقط برای خودش، بلکه برای بیزینسش و بقیه هم.

00:05:16.838 --> 00:05:19.144
‫اگه ازش سوال بپرسی، جوابتو میده.

00:05:19.319 --> 00:05:21.799
‫اینکه از اون جواب خوشت بیاد یا نه، یه بحث دیگه‌ست.

00:05:21.973 --> 00:05:24.149
‫بهش اعتماد دارن چون خودش موفق بوده.

00:05:24.324 --> 00:05:26.630
‫یعنی، اون کاملا می‌دونه داره چی میگه.

00:05:26.804 --> 00:05:29.590
‫مجله‌ی عضله و تناسب اندام، من یه جایی تو این هستم.

00:05:30.373 --> 00:05:31.200
‫ایناشه.

00:05:34.638 --> 00:05:36.466
‫شخصا؟ آره، اون فقط...

00:05:36.640 --> 00:05:39.426
‫وقتی پای غذا و تجربه میاد وسط، اون یه سطح دیگه‌ست.

00:05:39.600 --> 00:05:41.253
‫دولچه ویتا، با اینکه ایتالیایی نیست

00:05:41.428 --> 00:05:43.995
‫فکر کنم، اون اینو نشون میده، مثل زندگی خوب.

00:05:44.169 --> 00:05:46.258
‫و خب، می‌دونی، خیلی خوبه که بتونی

00:05:46.433 --> 00:05:48.652
‫باهاش غذا بخوری و یه لیوان شراب با هم بخورید، فقط برای اینکه ببینی

00:05:48.826 --> 00:05:51.133
‫چقدر از این کار لذت می‌بره، واقعا فوق‌العاده‌ست.

00:05:51.307 --> 00:05:55.616
‫اون آدمی هست که عاشق اینه که برای بقیه تجربه بسازه.

00:05:55.790 --> 00:05:58.358
‫عاشق اینه که تجربه‌ها رو پرورش بده

00:05:58.532 --> 00:06:03.232
‫و عکس‌العمل‌ها رو روی صورت مردم ببینه، در نتیجه‌ی چیزی که خودش خلق کرده.

00:06:03.406 --> 00:06:06.148
‫اون از خوشحال کردن بقیه لذت می‌بره

00:06:06.322 --> 00:06:08.368
‫و دیدن شگفتی تو صورتشون.

00:06:10.674 --> 00:06:12.633
‫به سلامتی!

00:06:49.626 --> 00:06:51.106
‫یه بار تو تعطیلات تو موریس بودم

00:06:51.280 --> 00:06:53.151
‫و یه بدنساز با وزن زیاد بودم.

00:06:53.325 --> 00:06:56.067
‫تو اوج دوران حجم‌گیری بودم، و رفتیم یه سفر دلفینی.

00:06:56.241 --> 00:06:58.809
‫یه چیزی مثل غواصی بود و شما ماسک و فین‌ها رو داشتید.

00:06:59.810 --> 00:07:00.724
‫من فین‌ها رو نپوشیدم

00:07:01.595 --> 00:07:02.944
‫و با اون وزن زیاد پریدم تو آب.

00:07:03.118 --> 00:07:04.946
‫من مدت زیادی بود که شنا نکرده بودم

00:07:05.903 --> 00:07:12.519
‫و مقدار زیادی آب دریا از طریق لوله تنفسی وارد ریه‌م شد.

00:07:15.391 --> 00:07:17.785
‫نفسم خیلی دورتر از قایق تموم شد

00:07:17.959 --> 00:07:21.049
‫و مثل یه سنگ سنگین شده بودم. داشتم غرق می‌شدم.

00:07:21.223 --> 00:07:24.182
‫و نمی‌تونستم نفس بکشم چون سیستم قلبی عروقیم رو نابود کرده بودم.

00:07:24.879 --> 00:07:26.489
‫اگه مرگ رو بررسی کنی و بهش نگاه کنی

00:07:26.663 --> 00:07:29.013
‫یه لحظه‌ای هست که تسلیم همه چیز می‌شی.

00:07:29.579 --> 00:07:32.452
‫و یادمه با خودم گفتم...

00:07:34.584 --> 00:07:35.455
‫..."بی‌خیال."

00:07:36.630 --> 00:07:37.761
‫و تسلیم شدم.

00:07:39.328 --> 00:07:40.938
‫این عینک‌ها رو داشتم، و یادمه که داشتم زیر آب رو نگاه می‌کردم

00:07:41.112 --> 00:07:42.462
‫به هزاران دلفین

00:07:43.724 --> 00:07:46.466
‫و توسط...

00:07:47.902 --> 00:07:49.425
‫...یکی از اون، ملوانای قایق نجات پیدا کردم.

00:07:49.599 --> 00:07:50.687
‫اون، منو کشید تو.

00:08:03.221 --> 00:08:05.485
‫من به هر اتفاق آشفته‌ای تو زندگیم نگاه کردم

00:08:05.659 --> 00:08:07.051
‫که فکر می‌کردم قراره منو غرق کنه.

00:08:07.878 --> 00:08:12.970
‫تو اون لحظات آشفتگی، اشک، ترس، ویرانی

00:08:13.144 --> 00:08:14.450
‫از اینا دیگه نمیشه ریکاوری کرد.

00:08:14.624 --> 00:08:16.147
‫من، من می‌دونم اون لحظات چه حسی دارن

00:08:16.626 --> 00:08:17.801
‫و خیلی سختن.

00:08:18.367 --> 00:08:20.282
‫ولی اگه الان از یه دیدگاه بالاتر بهشون نگاه کنم

00:08:20.456 --> 00:08:23.241
‫از یه دیدگاه پیشرفته‌تر، هنوز زنده‌ام. هنوز اینجام.

00:08:23.415 --> 00:08:26.723
‫و اگه اون لحظه‌ها نبودن، من الان اینی که هستم نبودم.

00:08:26.897 --> 00:08:29.073
‫دووم نمی‌آوردم. نمی‌تونستم ادامه بدم.

00:08:45.046 --> 00:08:49.833
‫من اینو فهمیدم که یه جریان از پیش تعیین شده‌ای تو زندگی‌م هست.

00:08:50.007 --> 00:08:51.966
‫برای همه کسایی که دارن اینو می‌بینن، اگه شما به

00:08:52.140 --> 00:08:54.098
‫آشوب‌زده‌ترین اتفاقای زندگیتون از جایی که الان هستید نگاه کنید

00:08:54.272 --> 00:08:56.013
‫هنوز زنده‌اید، هنوز اینجایید

00:08:56.187 --> 00:08:57.928
‫و بدون اونها، شما جایی که می‌خواید باشید، نمی‌بودید.

00:09:04.195 --> 00:09:05.806
‫شما به خودتون نگاه می‌کردید، جایی که الان هستید

00:09:05.980 --> 00:09:08.112
‫و به یه اتفاق آشفته تو زندگی قبلی‌تون نگاه می‌کردید

00:09:08.286 --> 00:09:11.028
‫چی می‌گفتید اگه می‌تونستید اون آدم رو تو اون لحظه ملاقات کنید؟

00:09:15.163 --> 00:09:17.600
‫شما یه چیزی مثل این می‌گفتید: «دوستت دارم، بهت اعتماد دارم.

00:09:17.774 --> 00:09:19.515
‫می‌دونم می‌تونی از پسش بربیای.»

00:09:19.689 --> 00:09:21.169
‫و اگه از اون ورژن دیگه بگید

00:09:21.343 --> 00:09:23.301
‫یعنی، آدم جوون‌تر به اون آدم

00:09:23.475 --> 00:09:25.086
‫تهش یه چیزی مثل این می‌گید: «تو همون آدمی هستی

00:09:25.260 --> 00:09:26.478
‫که من همیشه می‌خواستم باشم.»

00:09:35.966 --> 00:09:39.187
‫یه دوست قدیمی منو دید، و خب

00:09:39.361 --> 00:09:41.581
‫یه کم با طعنه شوخی کرد، و گفت

00:09:41.755 --> 00:09:43.539
‫می‌دونی، «هی، تو عوض شدی.» و من گفتم، «هی، تو عوض نشدی.»

00:09:49.284 --> 00:09:51.547
‫وقتی مدرسه می‌رفتم، خیلی باهوش نبودم

00:09:51.721 --> 00:09:53.810
‫من، من یه دانش‌آموز معمولی بودم، تو سطح متوسط بودم.

00:09:53.984 --> 00:09:55.333
‫ولی همیشه کارآفرین بودم.

00:09:55.507 --> 00:09:57.248
‫حتی، می‌دونی، وقتی برمی‌گردم به عقب

00:09:57.422 --> 00:09:59.163
‫وقتی بچه بودم، یادمه که می‌فروختم

00:09:59.337 --> 00:10:01.383
‫می‌دونی، شیرینی و این چیزا.

00:10:01.557 --> 00:10:02.993
‫همیشه یه چیزی می‌فروختم.

00:10:03.167 --> 00:10:04.952
‫و بعدش، یه بیزینس مواد منفجره تو مدرسه.

00:10:05.648 --> 00:10:07.868
‫ما اینجا بهشون می‌گیم جیغ‌زن، ولی مثل موشکای کوچیکی هستن که...

00:10:08.042 --> 00:10:10.435
‫...پوف، درسته؟

00:10:10.610 --> 00:10:14.396
‫و ما بسته‌هاشون رو می‌خریدیم

00:10:14.570 --> 00:10:16.006
‫بالای جاده، نزدیک مدرسه

00:10:16.180 --> 00:10:17.529
‫و روشون قیمت می‌ذاشتیم و می‌فروختیم

00:10:17.704 --> 00:10:19.227
‫و تو کیف‌ها، دور و بر مدرسه قایمشون می‌کردیم.

00:10:19.401 --> 00:10:20.924
‫و وقتی تو یه مدرسه‌ی پسرونه هستی

00:10:21.098 --> 00:10:24.188
‫انداختن ترقه‌ها تو سطل آشغال یه ایده‌ی عالی برای تفریحه.

00:10:36.200 --> 00:10:39.073
‫من حدود ۱۵ دقیقه از بلفاست بزرگ شدم

00:10:39.247 --> 00:10:40.727
‫تو جایی به اسم لیسبورن.

00:10:41.466 --> 00:10:44.556
‫این مدرسه‌ایه که من سال‌های زیادی رفتم.

00:10:44.731 --> 00:10:46.689
‫و اونجا بود که بیزینس مواد منفجره رو راه انداختیم.

00:10:46.863 --> 00:10:49.083
‫پس، اگه دارن اینو دوباره می‌بینن، من همون...

00:10:49.910 --> 00:10:53.217
‫بچه‌ای بودم که پشت همه‌ی اون مواد منفجره‌ها بود که تو سطل‌ها منفجر می‌شدن.

00:10:57.657 --> 00:11:01.399
‫هر روز می‌رفتم مدرسه، ساعت ۸:۴۵، و از کنار این رد می‌شدم، و...

00:11:01.573 --> 00:11:04.925
‫این یکی از هتل‌هاییه که تو دوران ناآرامی‌ها تو اروپا، بیشتر از همه بمب‌گذاری شده.

00:11:05.099 --> 00:11:07.841
‫همیشه بیرونش بمب‌گذاری می‌شد. بارها منفجر شده.

00:11:29.471 --> 00:11:31.647
‫ناآرامی‌ها...

00:11:32.169 --> 00:11:34.868
‫مطمئنا وقتی من بزرگ شدم و جایی که بزرگ شدم، اونجا...

00:11:35.346 --> 00:11:37.392
‫خیلی روی شبه‌نظامی‌ها تمرکز داشت.

00:11:37.566 --> 00:11:39.829
‫تو خیابون که راه می‌رفتی، ارتش اونجا بود

00:11:40.003 --> 00:11:41.831
‫و بهت آب‌نبات می‌دادن تا اطلاعات بگیری.

00:11:42.353 --> 00:11:45.400
‫هنوزم زمانایی هست که اوضاع یه جوریه، تنش‌ها بالاست

00:11:45.574 --> 00:11:48.229
‫مخصوصا بسته به اینکه کجای ایرلند شمالی باشی

00:11:48.403 --> 00:11:51.058
‫ولی قطعا تو بلفاست و اطراف جایی که فیل هست

00:11:51.232 --> 00:11:53.364
‫قطعا خطرات زیادی وجود داره.

00:11:56.411 --> 00:12:00.023
‫این دیوار صلحه و پر از امضاست

00:12:00.197 --> 00:12:02.722
‫و پیام‌های کوچیک، از همه‌ی ادیان.

00:12:02.896 --> 00:12:04.158
‫می‌تونید آدمایی از سراسر دنیا رو ببینید.

00:12:04.332 --> 00:12:07.248
‫می‌تونید نشانه‌هایی از فلسطین، اسرائیل ببینید.

00:12:07.422 --> 00:12:10.642
‫و این دیوار در واقع برای جدا کردن کاتولیک‌ها از پروتستان‌ها بود

00:12:10.817 --> 00:12:12.340
‫چون مردم می‌اومدن

00:12:13.297 --> 00:12:16.039
‫و، می‌دونی، بیرون خونه‌ی یکی بمب‌گذاری می‌کردن یا به خونه‌ی یکی بمب آتش‌زا می‌زدن

00:12:16.213 --> 00:12:17.780
‫و برعکسش هم تو هر دو طرف اتفاق می‌افتاد.

00:12:17.954 --> 00:12:19.826
‫پس تلفات زیادی داشت.

00:12:20.000 --> 00:12:21.305
‫پیامدهای زیادی داشت.

00:12:21.479 --> 00:12:23.220
‫مردم قطعا می‌تونستن رد بشن

00:12:23.394 --> 00:12:25.962
‫ولی، در نهایت

00:12:26.136 --> 00:12:28.443
‫می‌دونی، این طرف کاتولیک‌ها بودن، این طرف پروتستان‌ها.

00:12:28.617 --> 00:12:31.925
‫پس، اون قدیما که، می‌دونی، اوضاع آشفته بود

00:12:32.099 --> 00:12:34.188
‫تقریبا انگار داشتی می‌رفتی پشت خطوط دشمن

00:12:34.362 --> 00:12:37.887
‫و آدمایی بودن که دو طرف دیوار می‌نشستن

00:12:38.061 --> 00:12:40.411
‫و نگاه می‌کردن ببینن کی داره رد میشه و کی داره برمی‌گرده.

00:12:40.585 --> 00:12:42.892
‫و، می‌دونی، فکر خوبی نبود.

00:12:43.414 --> 00:12:45.112
‫و همونطور که می‌بینید، آدمایی از سراسر دنیا

00:12:45.286 --> 00:12:47.549
‫اومدن که از این دیوار دیدن کنن. الان، این نمادینه.

00:12:47.723 --> 00:12:51.118
‫و روش پیام‌هایی از امید و صلح و از این جور چیزا نوشتن.

00:12:51.292 --> 00:12:53.511
‫ولی مردمی که تو اون کشور بودن، کسایی بودن که

00:12:53.685 --> 00:12:56.340
‫همه‌ی اون آشفتگی‌ها و درگیری‌ها رو تجربه کردن.

00:12:56.514 --> 00:12:58.908
‫و، می‌دونی، آدمای زیادی تو هر دو طرف از دست رفتن.

00:13:11.573 --> 00:13:13.227
‫می‌دونی، یکی از اولین چیزایی که درباره‌ی یکی می‌فهمیدی

00:13:13.401 --> 00:13:15.446
‫این بود که، آیا کاتولیکه یا پروتستان؟

00:13:16.056 --> 00:13:18.754
‫می‌دونی، معمولا این یکی از اولین چیزایی بود که علیه یکی استفاده می‌کردی

00:13:18.928 --> 00:13:21.409
‫یا یکی از اولین چیزایی بود که برای حمایت از یکی استفاده می‌کردی.

00:13:23.237 --> 00:13:27.241
‫بزرگ شدن تو یه خونه‌ای که پدر و مادر توش

00:13:27.415 --> 00:13:30.592
‫بمب‌گذاری‌های زیاد، آدم‌ربایی‌های زیاد، تیراندازی‌های زیاد، مرگ‌های زیاد رو تجربه کردن

00:13:30.766 --> 00:13:35.336
‫یه جورایی تو فرهنگ و دیدگاهت ریشه می‌کنه.

00:13:36.293 --> 00:13:38.078
‫و اون باورها فقط از طرف پدر و مادر نبود.

00:13:38.252 --> 00:13:40.776
‫اونا، می‌دونی، تو اکثر آدمایی که

00:13:40.950 --> 00:13:43.953
‫من باهاشون مدرسه می‌رفتم، تو محله‌م زندگی می‌کردن

00:13:44.127 --> 00:13:46.913
‫که، می‌دونی، من اساسا هر روز باهاشون بودم.

00:13:48.958 --> 00:13:52.179
‫ناآرامی‌ها واقعا به اوج خودش رسید، وقتی پدر و مادرم جوون بودن.

00:14:03.799 --> 00:14:06.802
‫ایرلند شمالی، ما یه وضعیتی داریم مثل ایالت‌های جنوبی آمریکا

00:14:07.281 --> 00:14:11.198
‫که توش آزادی‌های اساسی دموکراتیک مثل آزادی تجمع وجود نداره.

00:14:11.372 --> 00:14:14.897
‫اونا بمب‌گذاری‌های بنزینی، بمب‌گذاری‌های ماشینی، آدم‌ربایی‌ها رو دیدن.

00:14:15.071 --> 00:14:16.507
‫اونا قتل‌ها رو دیدن.

00:14:17.900 --> 00:14:18.858
‫فرار کنید!

00:14:19.032 --> 00:14:20.511
‫پناه بگیرید! فرار می‌کنیم!

00:14:20.685 --> 00:14:21.556
‫هیچ شکی توش نیست.

00:14:21.730 --> 00:14:23.123
‫پدر و مادر من، پدر و مادرشون

00:14:23.297 --> 00:14:25.342
‫همشون از ناآرامی‌ها ضربه خورده بودن.

00:14:26.300 --> 00:14:28.650
‫به نظر من، اگه بخوان منفجرت کنن

00:14:28.824 --> 00:14:30.086
‫فقط می‌خوان منفجرت کنن.

00:14:30.870 --> 00:14:33.133
‫هر روز هفته تو اخبار بود.

00:14:33.307 --> 00:14:35.483
‫- دیشب چی شد؟
‫- خب، نمی‌دونیم.

00:14:35.657 --> 00:14:37.615
‫بیرون درمون یه انفجار شد

00:14:37.789 --> 00:14:39.008
‫و مغازه‌مون داغون شد.

00:14:39.182 --> 00:14:41.141
‫اکثر این بمبا می‌رسن

00:14:41.315 --> 00:14:43.665
‫تو جعبه و بسته‌ها.

00:14:43.839 --> 00:14:47.103
‫یه شب ساعت ۱۱:۳۰، یه بسته‌ی کاغذی قهوه‌ای زیر یه صندلی پیدا کردم

00:14:47.277 --> 00:14:50.454
‫و یه مدت طولانی دورش چرخیدم و آخر سر بازش کردم.

00:14:50.628 --> 00:14:52.195
‫توش دو تا کیک خامه‌ای بود، ولی...

00:14:53.283 --> 00:14:55.720
‫اوم، اون مال چند ماه پیش بود، و فکر کنم الان فکر نکنم بازش می‌کردم.

00:15:06.993 --> 00:15:07.907
‫بخوابید!

00:15:08.864 --> 00:15:10.648
‫بخوابید! بخوابید! بخوابید! بخوابید!

00:15:10.822 --> 00:15:12.128
‫بخوابید! بخوابید!

00:15:12.302 --> 00:15:13.564
‫اونایی که دور قبر بودن

00:15:13.738 --> 00:15:15.349
‫همونطور که گفته شده بود، رو زمین دراز کشیدن.

00:15:15.523 --> 00:15:17.786
‫بقیه تلاش می‌کردن ببینن چه خبره.

00:15:17.960 --> 00:15:20.528
‫خیلی از جمعیت دنبال اون مرد دویدن

00:15:20.702 --> 00:15:23.966
‫که ایستاد، برگشت و یه نارنجک دیگه پرت کرد.

00:15:24.488 --> 00:15:27.013
‫به کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها یاد داده بودن که از هم متنفر باشن.

00:15:27.187 --> 00:15:29.537
‫مردم اعضای خونواده‌شون زخمی یا کشته می‌شدن.

00:15:29.711 --> 00:15:31.582
‫و بعدش اون تنفری هست

00:15:31.756 --> 00:15:34.194
‫که به خاطر اون، نسل‌ها تو اون خانواده ادامه پیدا می‌کنه.

00:15:34.368 --> 00:15:36.239
‫واضحه که، مردم تو دنیا ایرلند شمالی رو

00:15:36.413 --> 00:15:38.372
‫به عنوان جایی می‌بینن که درگیری‌های زیادی توش بوده

00:15:39.068 --> 00:15:40.069
‫و دعواهای زیادی توش اتفاق افتاده.

00:15:40.852 --> 00:15:42.550
‫منم تو اون دوران توش بودم؟

00:15:43.507 --> 00:15:44.334
‫آره.

00:15:44.508 --> 00:15:45.857
‫من تو بلفاست بزرگ شدم

00:15:47.076 --> 00:15:51.124
‫پس، احتمالا چیزایی رو دیدم که بقیه ندیدن.

00:15:51.776 --> 00:15:54.214
‫اوم، خیلی نمی‌خوام واردش بشم.

00:15:54.866 --> 00:15:55.737
‫یه، اوم...

00:15:57.521 --> 00:15:58.522
‫آره.

00:15:58.696 --> 00:16:00.046
‫اوضاع داره عوض میشه.

00:16:00.220 --> 00:16:02.352
‫آدمای هم‌سن و سال من خیلی

00:16:02.526 --> 00:16:04.528
‫به کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها اهمیت نمی‌دن.

00:16:04.702 --> 00:16:06.748
‫اکثر آدمای نسل من

00:16:08.576 --> 00:16:10.926
‫فقط می‌خوان پیشرفت کنن و یه جای بهتر برای زندگی داشته باشن.

00:16:18.934 --> 00:16:20.675
‫تاریک‌ترین روزای بچگی‌م...

00:16:22.720 --> 00:16:27.377
‫می‌تونم بگم لحظاتی بود که مدرسه می‌رفتم

00:16:28.422 --> 00:16:31.686
‫و هیچ هدفی نداشتم.

00:16:31.860 --> 00:16:34.341
‫محبوب نبودم.

00:16:34.515 --> 00:16:37.300
‫هیچ حس انگیزه‌ای، هیچ حس جاه‌طلبی‌ای نداشتم.

00:16:37.866 --> 00:16:40.912
‫و اون دوره‌ها یه جورایی پوچ بودن.

00:16:45.004 --> 00:16:47.528
‫وقتی ۱۵، ۱۶ سالم بود

00:16:48.137 --> 00:16:51.227
‫رژیم غذایی‌م افتضاح بود، ورزش نمی‌کردم.

00:16:51.401 --> 00:16:53.664
‫من از یه خونواده‌ای اومدم که عاشق غذا بودن

00:16:53.838 --> 00:16:57.016
‫و هر شب شام‌های فوق‌العاده‌ای داشتیم.

00:16:57.190 --> 00:16:58.408
‫و هر روز صبح، می‌رفتیم مدرسه.

00:16:58.582 --> 00:17:00.193
‫می‌رفتیم یه کافی‌شاپ

00:17:00.367 --> 00:17:02.195
‫بیرون ایستگاه اتوبوس که اسمش صدف بود.

00:17:02.369 --> 00:17:04.066
‫و یه صبحانه‌ی مخصوص ایرلند شمالی می‌خوردیم.

00:17:04.240 --> 00:17:07.461
‫و اون صبحانه یه ترکیبی از تخم‌مرغ سرخ‌شده‌ست

00:17:07.635 --> 00:17:09.811
‫سوسیس، نون سودا، پودینگ سیاه

00:17:09.985 --> 00:17:13.336
‫گوجه‌فرنگی سرخ‌شده، لوبیا پخته، فقط خوشمزگی.

00:17:13.815 --> 00:17:16.426
‫بعدش، می‌رفتیم مرکز محلی

00:17:16.600 --> 00:17:19.516
‫و من شکلات‌های تافی وام می‌خوردم

00:17:19.690 --> 00:17:22.215
‫و همه‌ش رو با یه بطری نوشیدنی کلاب اورنج می‌خوردم.

00:17:22.389 --> 00:17:27.655
‫پس، احتمالا داریم درباره‌ی حداقل دو هزار و پونصد کالری قبل از ساعت ۸:۴۵ صحبت می‌کنیم.

00:17:29.961 --> 00:17:32.399
‫یادمه یه روز داشتم می‌رفتم مدرسه

00:17:33.661 --> 00:17:36.011
‫و تو اتوبوس بودم، و

00:17:36.185 --> 00:17:38.579
‫متوجه شدم که پلاک ماشین‌ها

00:17:38.753 --> 00:17:42.104
‫جلوی اتوبوس، کنار اتوبوس یه کم تار بود.

00:17:42.713 --> 00:17:44.585
‫به خودم گفتم، «چشمام مشکل داره.»

00:17:45.412 --> 00:17:49.894
‫و تو طول روز، به طرز محسوسی تشنه‌تر شدم و زیاد می‌رفتم دستشویی.

00:17:50.069 --> 00:17:52.158
‫ولی این بدتر و بدتر و بدتر و بدتر شد.

00:17:52.332 --> 00:17:54.899
‫خلاصه بگم، رفتم پیش دکتر و معاینه شدم

00:17:55.074 --> 00:17:59.252
‫و تو چند ثانیه، بهم گفتن که دیابت نوع ۱ دارم.

00:18:00.557 --> 00:18:05.214
‫اون خاطره اینه که مامانم زد زیر گریه

00:18:05.823 --> 00:18:08.609
‫و مامانم یه متخصص مراقبت‌های بهداشتی بود.

00:18:08.783 --> 00:18:10.480
‫اون یه گفتاردرمانگر بود.

00:18:11.090 --> 00:18:13.396
‫و، اوم، وقتی شروع کرد به گریه کردن

00:18:13.570 --> 00:18:15.485
‫اولین چیزی که به خودم گفتم، «اوه،

00:18:15.659 --> 00:18:17.661
‫یه خبراییه، یه مشکلی هست.»

00:18:26.279 --> 00:18:29.760
‫وقتی سلامتی‌ت ازت گرفته می‌شه و دیگه نمی‌تونی برش گردونی

00:18:29.934 --> 00:18:33.634
‫اون موقع شروع می‌کنی به دیدن زندگی از یه زاویه‌ی خیلی متفاوت.

00:18:35.201 --> 00:18:37.507
‫چجوری می‌خوام تو موقعیت‌های اجتماعی رفتار کنم؟

00:18:38.465 --> 00:18:41.207
‫چجوری می‌خوام یه زندگی، یه زندگی آروم داشته باشم؟

00:18:41.381 --> 00:18:43.165
‫آیا، آیا قراره کور بشم؟

00:18:43.339 --> 00:18:45.167
‫آیا عوارض ثانویه‌ی سلامتی خواهم داشت؟

00:18:45.341 --> 00:18:47.648
‫آیا نارسایی کلیه، نارسایی عضو خواهم داشت؟

00:18:48.388 --> 00:18:53.480
‫می‌دونی، آیا بیماری قلبی، حمله‌ی قلبی خواهم داشت؟

00:18:53.654 --> 00:18:55.873
‫می‌دونی، اینا همه چیزایی هستن که به ذهن آدم میان.

00:18:56.657 --> 00:18:59.964
‫و، می‌دونی، تقریبا مثل یه اثر دومینوئه

00:19:00.139 --> 00:19:02.619
‫که دیابت می‌تونه منجر به عوارض دیگه بشه.

00:19:02.793 --> 00:19:05.361
‫و اون عوارض می‌تونن منجر به عوارض دیگه بشن.

00:19:05.535 --> 00:19:09.583
‫پس، منم گفتم، «خب، من کجا باید این خط رو بکشم؟»

00:19:11.933 --> 00:19:15.458
‫هر روز، قند خونم رو چک می‌کنم تا ببینم چطوره

00:19:16.155 --> 00:19:19.680
‫و یه محدوده‌ی سالم هست و بعد یه محدوده‌ی ناسالم

00:19:19.854 --> 00:19:21.595
‫یا یه محدوده‌ی «در معرض خطر».

00:19:21.769 --> 00:19:24.337
‫و این تحت تاثیر چیزی که می‌خورم، سطح استرس

00:19:24.511 --> 00:19:27.427
‫سطح خواب، ورزش، دارو...

00:19:28.123 --> 00:19:30.865
‫هرچیزی که فکرشو کنی، رو سطح گلوکز خونت تاثیر داره.

00:19:31.474 --> 00:19:34.564
‫و سطح گلوکز خونت رو انرژی‌ت و رو روحیه‌ت تاثیر داره.

00:19:34.738 --> 00:19:36.871
‫پس، می‌خوایم سطح گلوکز خونم رو چک کنیم.

00:19:37.045 --> 00:19:40.179
‫الان، یه کم بیشتر از حد نرمال حس می‌کنم.

00:19:40.353 --> 00:19:42.529
‫محدوده‌ی نرمال تقریبا بین چهار تا هفت هست.

00:19:43.225 --> 00:19:45.749
‫دلیل اینکه یه کم بالا حس می‌کنم

00:19:45.923 --> 00:19:48.926
‫چون یه چیزی خوردم یه کم پیش.

00:19:49.100 --> 00:19:51.190
‫یه کم استرس داشتم

00:19:51.364 --> 00:19:53.757
‫و حس می‌کنم شاید یه کم انسولین بیشتر لازم داشته باشم.

00:19:54.628 --> 00:19:55.759
‫پس این بالاست.

00:19:55.933 --> 00:19:58.893
‫پس من بالاتر از محدوده‌ی نرمالم.

00:19:59.067 --> 00:20:01.635
‫خب، حالا که تستش کردیم، و از محدوده‌مون خارجیم

00:20:03.114 --> 00:20:07.031
‫باید یه کم انسولین سریع‌الاثر بزنیم، نووراپید.

00:20:07.206 --> 00:20:09.904
‫اگه دیابتی باشی می‌دونی که این زود اثر می‌کنه.

00:20:10.078 --> 00:20:12.123
‫من حدود هفت واحد می‌زنم.

00:20:12.298 --> 00:20:13.821
‫پس می‌ذاریمش رو هفت

00:20:13.995 --> 00:20:16.302
‫یه نمونه کوچولو، و بوم!

00:20:16.476 --> 00:20:19.087
‫در اصل، کاری که دارم می‌کنم اینه که دارم تکرار می‌کنم

00:20:19.261 --> 00:20:21.655
‫کاری که پانکراسم به طور طبیعی انجام می‌ده.

00:20:25.572 --> 00:20:27.661
‫بعد از اینکه از رو صندلی اومدم پایین و تست شدم

00:20:27.835 --> 00:20:31.055
‫فرستادنم تو این اتاق انتظار، و مامانم گریه می‌کرد و می‌گفت

00:20:31.230 --> 00:20:33.319
‫«چی کار کنیم؟ چطوری می‌خوایم اینو مدیریت کنیم؟»

00:20:34.189 --> 00:20:35.756
‫و من واقعا نمی‌دونستم چه خبره.

00:20:35.930 --> 00:20:37.627
‫اون موقع‌ها واقعا گوشی موبایل نداشتیم

00:20:37.801 --> 00:20:39.499
‫که بتونی بری و دیابت رو گوگل کنی.

00:20:40.674 --> 00:20:43.416
‫چیزی که داشتم، پوسترایی بود که رو دیوار بود

00:20:43.590 --> 00:20:47.289
‫و اینا درباره‌ی نوروپاتی دیابتی، نارسایی کلیه بود

00:20:47.463 --> 00:20:50.074
‫اوم، قطع عضو، از دست دادن بینایی.

00:20:50.249 --> 00:20:54.514
‫پس، من تو این راهرو نشسته بودم و داشتم یه بطری کلاب اورنج می‌خوردم

00:20:54.688 --> 00:20:57.081
‫که نسخه‌ی ایرلند شمالی فانتاست.

00:20:57.604 --> 00:21:02.261
‫و، اوم، آره، شروع کردم به فهمیدن، «خب، یه، یه

00:21:02.739 --> 00:21:05.525
‫می‌دونی، مشکل احتمالی اینجاست.»

00:21:05.699 --> 00:21:09.398
‫پس یادمه که منو بردن تو این راهرو

00:21:10.486 --> 00:21:12.358
‫و یه در زیتونی تیره بود.

00:21:12.532 --> 00:21:14.011
‫و یادمه که رفتم تو در و فقط این بود

00:21:14.185 --> 00:21:17.058
‫یه دفتر خیلی استریل و بالینی.

00:21:17.232 --> 00:21:18.799
‫و یه مربی دیابت اونجا بود.

00:21:18.973 --> 00:21:21.149
‫و یادمه وقتی باهام حرف می‌زد

00:21:21.671 --> 00:21:25.719
‫زبونی که برای ارتباط با من استفاده می‌کرد

00:21:25.893 --> 00:21:28.156
‫درباره‌ی این بیماری این بود، «شاید»، «احتمالا»

00:21:28.330 --> 00:21:29.723
‫«می‌تونی»، «شانسی هست.»

00:21:29.897 --> 00:21:32.073
‫پس «می‌تونی» جایی بود که من امید رو پیدا کردم.

00:21:32.247 --> 00:21:34.249
‫و این اولین قدم به عنوان یه حل‌کننده‌ی مشکل بود

00:21:34.423 --> 00:21:36.207
‫به عنوان یه کارآفرین که رفتم

00:21:36.382 --> 00:21:38.645
‫«خیله خب، باشه، یه راهی هست.

00:21:38.819 --> 00:21:40.037
‫یه خروجی اینجاست.»

00:21:41.038 --> 00:21:42.605
‫اون شب

00:21:43.389 --> 00:21:47.175
‫یه... یه کلید تو ذهنم زده شد.

00:21:47.697 --> 00:21:51.179
‫و من از یه آدم ناسالم، بی‌خیال دنیا

00:21:53.050 --> 00:21:55.531
‫با بدنم، با سلامتی‌م، با تغذیه‌م، با هر چیزی

00:21:55.705 --> 00:21:58.491
‫به یه آدم علاقه‌مند به این اطلاعات تبدیل شدم

00:21:59.405 --> 00:22:01.276
‫و این موضوعاتی که قرار بود نجاتم بده.

00:22:02.495 --> 00:22:05.976
‫چند تا اصل کلیدی هست وقتی می‌خوای یه کارآفرین موفق باشی.

00:22:06.150 --> 00:22:11.112
‫اولیش اینه که دقیقا بدونی می‌خوای قهرمان کی باشی.

00:22:31.480 --> 00:22:33.439
‫به هات سیت ماهانه خوش اومدین.

00:22:33.917 --> 00:22:37.791
‫هات سیت‌ها راهی هستن برای نشون دادن مشتری‌های فوق‌العاده‌مون

00:22:37.965 --> 00:22:41.882
‫و اینکه چطور به موفقیت‌های باورنکردنی تو کسب‌وکارشون رسیدن.

00:22:42.056 --> 00:22:44.232
‫- یه چیزی که من به اشتراک می‌ذارم...
‫- غذا همیشه یه جای امن بود.

00:22:44.406 --> 00:22:47.061
‫پس هر وقت ناراحت می‌شدم یا، می‌دونی، هر اتفاق سختی برام می‌افتاد

00:22:47.235 --> 00:22:49.106
‫همیشه می‌رفتم سراغ غذا.

00:22:52.806 --> 00:22:56.026
‫بزرگترین شوک زندگیم تا به امروز از دست دادن خواهرم بود.

00:22:56.200 --> 00:22:58.507
‫اون موقع ۱۷ سالم بود. اون ۱۹ سالش بود.

00:22:58.681 --> 00:23:00.814
‫فقط یه سال و نیم با هم فاصله داشتیم، پس خیلی خیلی به هم نزدیک بودیم

00:23:00.988 --> 00:23:03.904
‫و این باعث شد که کل دنیای خونواده‌مون زیر و رو بشه.

00:23:04.078 --> 00:23:07.951
‫باعث شد که وزنم از حدود ۲۲۰ پوند بره به ۳۳۰ پوند

00:23:08.125 --> 00:23:10.693
‫تو سن ۱۸، ۱۹ سالگی.

00:23:10.867 --> 00:23:13.392
‫و اون لحظه، لحظه‌ی تغییر بود.

00:23:13.566 --> 00:23:17.439
‫اگه اون موقع که ۳۳۰ پوند بودم بهم می‌گفتی که یه مربی کاهش وزن موفق می‌شم

00:23:17.613 --> 00:23:19.963
‫جوری نگات می‌کردم انگار دو تا سر داری.

00:23:22.226 --> 00:23:23.967
‫تو یه بازه‌ی زمانی خیلی خیلی کوتاه

00:23:24.141 --> 00:23:26.970
‫من مقدار زیادی وزن کم کردم.

00:23:27.144 --> 00:23:28.929
‫سی پوند تو یه ماه.

00:23:29.103 --> 00:23:30.974
‫صورتم خیلی لاغر شده بود.

00:23:31.148 --> 00:23:33.977
‫همش تشنه بودم، هیچ انرژی نداشتم.

00:23:34.717 --> 00:23:38.025
‫رفتم پیش دکتر عمومی، آزمایش خون دادم

00:23:38.199 --> 00:23:40.854
‫و چند روز بعد، زنگ زد بهم، گفت

00:23:41.028 --> 00:23:43.509
‫«ایون، تو دیابت نوع ۱ داری.»

00:23:44.423 --> 00:23:46.686
‫من تو یه نقش سازمانی کار می‌کردم

00:23:46.860 --> 00:23:52.126
‫و همزمان داشتم سعی می‌کردم کسب‌وکار مربیگری شخصیم رو هم راه‌اندازی کنم

00:23:52.300 --> 00:23:53.997
‫که این یعنی روزای خیلی طولانی.

00:23:54.171 --> 00:23:56.565
‫من این رویا رو داشتم که از کار سازمانی‌م استعفا بدم

00:23:56.739 --> 00:23:58.480
‫و تمام وقت رئیس خودم باشم

00:23:58.654 --> 00:24:01.962
‫ولی فکر کنم، یه جورایی، اون موقع شاید می‌ترسیدم.

00:24:02.136 --> 00:24:04.704
‫پس وقتی با فیل تماس گرفتم و گفتم

00:24:04.878 --> 00:24:10.318
‫«هی، شرایط من اینه که من یه پدر مجردم، ۱۶ ساعت در روز کار می‌کنم.

00:24:10.492 --> 00:24:12.059
‫من دقیقا در آستانه‌ی فروپاشی‌ام.

00:24:12.233 --> 00:24:14.235
‫می‌دونم که پتانسیلش رو دارم، احتمالا

00:24:14.409 --> 00:24:16.759
‫که رئیس تمام وقت خودم بشم.

00:24:17.412 --> 00:24:20.067
‫آیا این چیزیه که می‌تونی، می‌تونی توش کمک کنی؟»

00:24:20.241 --> 00:24:25.159
‫و اون گفت، «باشه، اگه بتونم تضمین کنم که پولت رو برمی‌گردونی

00:24:25.333 --> 00:24:28.945
‫و بیشتر از اون تو شش هفته‌ی اول، پایه‌ای؟»

00:24:29.119 --> 00:24:32.209
‫و من گفتم، «آره، البته.» و ثبت‌نام کردم.

00:24:33.210 --> 00:24:36.344
‫ما پول رو برگردوندیم و بیشتر هم شد. و بقیه‌ش هم که تاریخ شد.

00:24:37.214 --> 00:24:39.173
‫وقتی شروع کردم به مربیگری، بزرگترین چیز برای من این بود

00:24:39.347 --> 00:24:42.785
‫می‌خوام مربی‌ای باشم که به آدمایی که تو موقعیت من بودن کمک کنه

00:24:42.959 --> 00:24:45.788
‫چون دوست داشتم یه مربی مثل خودم داشته باشم وقتی که داشتم سفرم رو شروع می‌کردم.

00:24:45.962 --> 00:24:47.660
‫که بتونه بهشون کمک کنه کارای درست رو انجام بدن.

00:24:47.834 --> 00:24:51.794
‫واقعا می‌خواستم اون معلم باشم و اون پیام‌رسان باشم

00:24:51.968 --> 00:24:54.188
‫تا به مردم کمک کنم درک کنن

00:24:54.362 --> 00:24:59.367
‫تاثیر واقعی داشتن یه زندگی سالم رو.

00:24:59.541 --> 00:25:03.284
‫در اصل، من یه مربی برای دیابتی‌های نوع ۱ هستم.

00:25:03.458 --> 00:25:05.721
‫ایده‌ی کسب‌وکار، خیلی وقتا، می‌تونه یه کم بیگانه باشه

00:25:05.895 --> 00:25:08.681
‫چون اگه یه مربی عالی باشی، معمولا، فقط به مردم اهمیت می‌دی.

00:25:08.855 --> 00:25:11.161
‫ولی اگه ندونی چطور یه کسب‌وکار رو اداره کنی، یه کسب‌وکار رو مدیریت کنی

00:25:11.335 --> 00:25:15.035
‫خیلی سخته که واقعا چیزی که از کسب‌وکارت می‌خوای رو به دست بیاری.

00:25:36.883 --> 00:25:39.233
‫تام، چه خبر؟

00:25:39.407 --> 00:25:42.497
‫چی شده؟ همه چیو بگو.

00:25:53.421 --> 00:25:55.510
‫آره. خب ببین رفیق، من فقط...

00:25:55.684 --> 00:25:59.209
‫یه کم نگرانم که هوش مصنوعی چطوری قراره

00:25:59.383 --> 00:26:01.603
‫با کسب‌وکارم تعامل داشته باشه و شاید هم تداخل پیدا کنه.

00:26:01.777 --> 00:26:05.694
‫اوم، من کاملا می‌دونم که آدما الان می‌تونن برن تو چت، چت جی‌پی‌تی

00:26:05.868 --> 00:26:09.437
‫و فقط بگن، می‌دونی، «من واقعا با عملکرد ذهنی‌م مشکل دارم.

00:26:09.611 --> 00:26:11.918
‫- می‌تونی یه برنامه بهم بدی؟» و یه جورایی...
‫- آره.

00:26:12.092 --> 00:26:13.876
‫هست ولی نیست، مخصوص خودشون نیست.

00:26:14.050 --> 00:26:15.617
‫چیزی نیست که نیاز دارن، ولی، اوم...

00:26:15.791 --> 00:26:17.706
‫- آره.
‫- در دسترسشونه.

00:26:17.880 --> 00:26:20.187
‫- و اینکه چطوری با کسب‌وکارم تداخل پیدا می‌کنه، واقعا.
‫- درسته.

00:26:20.361 --> 00:26:23.886
‫و تا حالا شده که مشتری‌هات این کارو بکنن، یا... چی--

00:26:24.060 --> 00:26:26.019
‫آره. من داشتم، چند تا از مشتری‌هام باهاش ور می‌رفتن.

00:26:26.193 --> 00:26:28.282
‫هنوز کامل نیست، ولی تقریبا داره آماده می‌شه.

00:26:28.456 --> 00:26:31.633
‫و می‌تونی حس کنی که آدما وسوسه می‌شن، وسوسه می‌شن که برن.

00:26:31.807 --> 00:26:34.288
‫درسته. و، خب، کسی به خاطرش رفته؟

00:26:34.462 --> 00:26:37.160
‫- دارن درباره‌ش حرف می‌زنن و--
‫- آدما دارن درباره‌ش حرف می‌زنن، آره.

00:26:37.334 --> 00:26:39.075
‫درسته. پس، دارن درباره‌ش تو جامعه‌ی شما حرف می‌زنن

00:26:39.249 --> 00:26:41.643
‫و تو نگران اینی که بقیه اینو ببینن و بگن

00:26:41.817 --> 00:26:44.298
‫«خب، ما می‌تونیم از این ارزش بگیریم. دیگه نیازی نیست به تو پول بدیم.»

00:26:45.081 --> 00:26:46.082
‫- می‌خوان بزنن زیرش.
‫- دقیقا درسته.

00:26:46.256 --> 00:26:47.606
‫باشه.

00:26:47.780 --> 00:26:49.608
‫خب، ببین، من اینجوری به این قضیه نگاه می‌کنم.

00:26:49.782 --> 00:26:52.654
‫و من واقعا تشویقت می‌کنم که یه جور دیگه به این فکر کنی.

00:26:52.828 --> 00:26:56.484
‫یه کسب‌وکار که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنه، بهت دردسر می‌ده.

00:26:56.658 --> 00:26:59.008
‫خود هوش مصنوعی قرار نیست بهت دردسر بده

00:26:59.182 --> 00:27:01.620
‫چون تو خیلی بیشتر از اینا ارزش ارائه می‌دی.

00:27:01.794 --> 00:27:05.667
‫من تو رویدادات بودم. دیدم که آدما دارن دست می‌دن.

00:27:05.841 --> 00:27:08.801
‫دیدم که همدیگه رو بغل می‌کنن. دیدم که دارن همدیگه رو به چالش می‌کشن.

00:27:08.975 --> 00:27:12.500
‫این اتفاق قرار نیست تو چت جی‌پی‌تی بیفته، فعلا که نه.

00:27:12.674 --> 00:27:15.372
‫ما به خیلی از کسب‌وکارها، باشگاه‌ها، متخصصای تناسب اندام مشاوره می‌دیم

00:27:15.546 --> 00:27:18.114
‫متخصصای سلامت و تندرستی، مربیای ذهنیت و عملکرد

00:27:18.288 --> 00:27:19.899
‫روانشناسا، هرچی که فکرشو کنی.

00:27:20.073 --> 00:27:22.641
‫و این یه تهدیده برای همه.

00:27:23.206 --> 00:27:25.513
‫پس ما قراره یه جلسه‌ی تیمی درباره‌ی این داشته باشیم

00:27:25.687 --> 00:27:27.733
‫و امروز بعدا دنبال یه راه‌حل براش می‌گردیم.

00:27:27.907 --> 00:27:29.648
‫پس، ما پیگیری می‌کنیم.

00:27:31.954 --> 00:27:35.218
‫کسب‌وکار فقط یه چیزه پشت سر هم.

00:27:36.350 --> 00:27:38.265
‫فکر می‌کنی یه چیزی رو حل کردی، بعدش یه مشکل دیگه پیش میاد.

00:27:38.439 --> 00:27:41.790
‫و بعدش، یه کم استراحت می‌کنی، یه کم آرامش

00:27:41.964 --> 00:27:45.576
‫و بعد، بوم، دفعه‌ی بعدی یه چیزی تو صورتت منفجر می‌شه.

00:27:45.751 --> 00:27:47.709
‫بازار همیشه در حال تغییره.

00:27:47.883 --> 00:27:52.148
‫و، اوم، ببین، فکر کنم راهش اینه که اگه

00:27:53.410 --> 00:27:58.502
‫تو در حال پیشرفت نباشی، خودتو وفق ندی، با نیازهای در حال تغییر مشتری کار نکنی

00:27:58.677 --> 00:28:00.896
‫تغییرات تو تکنولوژی، تغییرات تو بازاریابی

00:28:01.070 --> 00:28:04.900
‫تغییرات تو همه‌ی این چیزا، اون وقت عقب می‌افتی.

00:28:05.074 --> 00:28:09.252
‫فکر می‌کنی هوش مصنوعی واقعا به کسب‌وکار مربیگری‌ت آسیب می‌زنه؟

00:28:09.426 --> 00:28:11.690
‫یعنی، چرا باید کسی یه مربی آنلاین رو استخدام کنه

00:28:11.864 --> 00:28:15.563
‫وقتی چت جی‌پی‌تی می‌تونه یه برنامه‌ی تناسب اندام برات درست کنه؟

00:28:15.737 --> 00:28:19.045
‫این روزا یه موضوع داغه. داری هوش مصنوعی، هوش مصنوعی، هوش مصنوعی می‌بینی

00:28:19.219 --> 00:28:22.309
‫که داره این شغلا رو می‌گیره، هرچیزی رو داره می‌گیره. اوم...

00:28:23.963 --> 00:28:28.315
‫قطعا روی مربیگری آنلاین و کلا مربیگری تاثیر می‌ذاره.

00:28:28.968 --> 00:28:32.667
‫میزان این تاثیر هنوز مشخص نیست.

00:28:32.841 --> 00:28:34.234
‫الان بخشی از دنیاست.

00:28:34.408 --> 00:28:36.192
‫پس، قراره شغل‌ها رو بگیره؟ معلومه که آره.

00:28:36.366 --> 00:28:40.240
‫هوش مصنوعی، اوم، این... می‌تونه یه موضوع ناراحت‌کننده باشه.

00:28:47.900 --> 00:28:51.164
‫این یه جنبه‌ایه که من واقعا نمی‌بینم وقتی صحبت از فشار می‌شه.

00:28:52.861 --> 00:28:55.342
‫بله، من دیدمش که یه کم تحت فشار بوده.

00:29:02.349 --> 00:29:06.440
‫فکر می‌کنم فشار باعث می‌شه که با موقعیت کنار بیاد

00:29:06.614 --> 00:29:08.268
‫بهترش کنه و بره جلو.

00:29:26.025 --> 00:29:28.592
‫وقتی من شروع کردم، یکی از بزرگترین چالش‌ها

00:29:28.767 --> 00:29:31.770
‫این بود که کنترل رو رها کنم تا، راستش رو بخوای، یه تیم بسازم.

00:29:31.944 --> 00:29:35.251
‫یکی از هنرهای کسب‌وکار تفویض اختیاره، استخدام آدمای درجه یک

00:29:35.425 --> 00:29:38.951
‫حقوق درجه یک بدی، ولی به خدا، انتظار نتایج درجه یک داشته باشی.

00:29:39.125 --> 00:29:42.476
‫باید به آدما اعتماد کنی، چون ما همه‌چیز رو نمی‌دونیم.

00:29:42.650 --> 00:29:46.741
‫پس تو افراد رو میاری تا زندگیت رو آسون‌تر کنن از طریق کاری که توش خوبن.

00:29:46.915 --> 00:29:51.790
‫فقط فیل نیست. اون یه تیم متخصص داره.

00:29:51.964 --> 00:29:56.142
‫اونا آدمایی هستن که تجربه‌ی واقعی از صنعت تناسب اندام دارن.

00:29:56.316 --> 00:29:57.970
‫همون اول کار، وقتی من شروع کردم برای فیل کار کردن

00:29:58.622 --> 00:30:00.450
‫کلر، شریک فیل، بهت می‌گفت، مثلا

00:30:00.624 --> 00:30:02.626
‫فیل بیشتر با من حرف می‌زد تا با اون.

00:30:02.801 --> 00:30:05.499
‫من ساعت ۲ صبح از فیل پیام می‌گرفتم.

00:30:05.673 --> 00:30:08.937
‫مدام، مثلا، بین ساعت ۳ تا ۴ صبح، پیام با ایده‌ها

00:30:09.111 --> 00:30:10.809
‫و دوباره ساعت ۷ صبح.

00:30:10.983 --> 00:30:12.636
‫من می‌گم که فیل کسیه که همیشه

00:30:12.811 --> 00:30:14.073
‫یه کم جلوتر از بقیه است.

00:30:14.769 --> 00:30:16.162
‫اوم، بیشتر آدما نمی‌تونن منحنی رو ببینن.

00:30:16.336 --> 00:30:18.338
‫اون تقریبا همیشه جلوتر از بقیه است.

00:30:18.512 --> 00:30:20.601
‫چیزای ما خیلی، خیلی، خیلی سریع تغییر می‌کنن

00:30:20.775 --> 00:30:23.386
‫تقریبا بر اساس، وضعیت فعلی چیزا تو دنیا.

00:30:23.560 --> 00:30:26.172
‫ما با یه اشاره تغییر می‌دیم فقط برای اینکه اوضاع بهتر بشه.

00:30:26.346 --> 00:30:28.870
‫این احتمالا یکی از بهترین چیزا درباره‌ی تیمه، اینه که

00:30:29.044 --> 00:30:32.352
‫چقدر سریع می‌تونیم یه شبه تصمیم بگیریم فقط برای اینکه اوضاع برای مشتری‌ها خوب پیش بره.

00:30:33.309 --> 00:30:35.703
‫خب، بچه‌ها. یه مشکلی پیش اومده.

00:30:35.877 --> 00:30:38.619
‫من خیلی وقته دارم درباره‌ی این چیزای هوش مصنوعی می‌شنوم.

00:30:38.793 --> 00:30:41.143
‫یه کم بهش توجه کردم، ولی نه زیاد.

00:30:41.317 --> 00:30:45.582
‫خلاصه بگم، یکی از مشتری‌های مشتری‌هامون

00:30:45.756 --> 00:30:48.281
‫بهش یه پیام خصوصی فرستاد و گفت، «هی، من تونستم

00:30:48.455 --> 00:30:52.981
‫دقیقا همون جوابایی رو از چت جی‌پی‌تی بگیرم که تو به من می‌دادی.»

00:30:53.155 --> 00:30:55.288
‫چت جی‌پی‌تی قرار نیست تو رو ببره باشگاه.

00:30:57.899 --> 00:30:59.988
‫نکته‌ی خیلی خوبیه. نکته‌ی خیلی خوبیه.

00:31:00.162 --> 00:31:02.034
‫قرار نیست تو رو ببره باشگاه.

00:31:02.208 --> 00:31:03.949
‫قرار نیست بهت اجازه بده هشت ساعت در شب استراحت کنی.

00:31:04.123 --> 00:31:05.776
‫قرار نیست غذایی که می‌خوری رو کنترل کنه.

00:31:05.951 --> 00:31:08.779
‫ببین، ما باید اینو در نظر داشته باشیم

00:31:08.954 --> 00:31:13.132
‫که مشتری‌ها قراره شروع کنن به سوال پرسیدن و زیر سوال بردن این قضیه.

00:31:13.306 --> 00:31:17.266
‫فکر می‌کنم نگرانی بزرگ اینه که اونا یه مشتری داشتن

00:31:17.440 --> 00:31:20.400
‫که شروع کرد به استفاده ازش و تو جامعه‌شون پستش کرد

00:31:20.574 --> 00:31:22.837
‫و گفت، «هی، ببینید از چت جی‌پی‌تی چی گرفتم.»

00:31:23.620 --> 00:31:25.666
‫و، معلومه، مربی الان نگران اینه که

00:31:25.840 --> 00:31:29.104
‫خب، این شبیه کاراییه که من می‌کنم؟

00:31:29.278 --> 00:31:31.237
‫و اگه از اون گستردگی، می‌دونی،

00:31:31.411 --> 00:31:32.978
‫- پایگاه اینترنتی از اطلاعات...
‫- آره.

00:31:33.152 --> 00:31:34.501
‫احتمالا یه چیزای مشترکی وجود داره.

00:31:34.675 --> 00:31:38.374
‫ولی کیفیت خروجی از چت جی‌پی‌تی

00:31:38.548 --> 00:31:40.202
‫فقط به کیفیت سوال بستگی داره.

00:31:40.376 --> 00:31:41.943
‫و بیشتر آدما نمی‌دونن چطوری سوالای خوب بپرسن.

00:31:42.117 --> 00:31:44.337
‫پس، فعلا این یه مزیت محسوب می‌شه.

00:31:44.511 --> 00:31:45.947
‫ولی ما باید یه چیزی بسازیم.

00:31:46.121 --> 00:31:48.558
‫باید هوش مصنوعی رو وارد کسب‌وکارمون کنیم.

00:31:49.168 --> 00:31:50.691
‫بررسیش کردیم، درباره‌ش حرف زدیم.

00:31:50.865 --> 00:31:52.606
‫نظر شما چیه؟

00:31:52.780 --> 00:31:55.957
‫چطوری از این روند استفاده کنیم و ازش بهره ببریم

00:31:56.131 --> 00:31:58.829
‫و اینو بسازیم تا به مشتری‌هامون کمک کنیم سریع‌تر برنده بشن؟ به همین سادگی.

00:31:59.004 --> 00:32:01.310
‫فرصتی که من می‌بینم، اساسا،

00:32:01.484 --> 00:32:04.574
‫ما تمام اطلاعاتی که تو هفت سال گذشته داشتیم رو می‌گیریم

00:32:04.748 --> 00:32:07.882
‫همه‌ی ویدئوها، همه‌ی پادکست‌ها، همه‌ی اسناد

00:32:08.056 --> 00:32:11.364
‫و ما واقعا می‌تونیم مدل هوش مصنوعی خودمون رو آموزش بدیم.

00:32:11.538 --> 00:32:14.323
‫چت جی‌پی‌تی بر اساس اطلاعات عمومی آموزش دیده

00:32:14.497 --> 00:32:16.760
‫پس قراره توصیه‌های عمومی بده.

00:32:16.935 --> 00:32:20.851
‫ولی اگه ما بتونیم مدل خودمون رو بر اساس اطلاعات خودمون، آی‌پی خودمون آموزش بدیم

00:32:21.026 --> 00:32:23.419
‫اوم، قراره پاسخ‌های خیلی بهتری بده.

00:32:23.593 --> 00:32:26.596
‫پس اینجوریه که من فکر می‌کنم.

00:32:26.770 --> 00:32:29.773
‫آره، و آدما همیشه دنبال ارتباط شخصی با تو هستن.

00:32:29.948 --> 00:32:32.472
‫من نمی‌بینم که خیلی از آدما از هوش مصنوعی استقبال کنن

00:32:32.646 --> 00:32:34.474
‫ولی بعدش، بالاخره می‌بینم که به نقطه‌ی اول برمی‌گرده

00:32:34.648 --> 00:32:36.432
‫جایی که آدما می‌گن، این بدون هوش مصنوعیه

00:32:36.606 --> 00:32:38.521
‫می‌دونی، ۱۰۰٪ توسط یه انسان نوشته شده

00:32:38.695 --> 00:32:41.046
‫یا ۱۰۰٪ تحت نظارت یه انسانه، هرچی که هست.

00:32:41.220 --> 00:32:47.313
‫پس ببین، قطعا یه موضوع داغه که باید پیگیرش باشیم.

00:32:47.487 --> 00:32:49.837
‫مثل هر چیز دیگه‌ای، کسب‌وکار همش مربوط به مرتبط بودنه

00:32:50.011 --> 00:32:51.882
‫و ما باید اینو بسازیم

00:32:52.057 --> 00:32:54.494
‫باید اینو به بازار نشون بدیم.

00:32:54.668 --> 00:32:57.540
‫و باید مشتری‌ها رو به برنده شدن برسونیم. خب، دیو، تو چی فکر می‌کنی

00:32:57.714 --> 00:33:00.630
‫درباره‌ی اون زمان انجام کار، فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه تا ساخته بشه؟

00:33:00.804 --> 00:33:03.416
‫پس من قطعا باید برم، یه کم تحقیق کنم

00:33:03.590 --> 00:33:07.289
‫و فقط درباره‌ی اولین قدم‌ها و همه‌ی چیزایی که لازمه، مطمئن بشم.

00:33:07.463 --> 00:33:09.509
‫چون، در نهایت، الان، من دارم خیلی تحقیق می‌کنم

00:33:09.683 --> 00:33:11.990
‫پشت صحنه، از نظر اینکه چطوری کار می‌کنه

00:33:12.164 --> 00:33:15.167
‫چطوری می‌تونیم اطلاعات خودمون رو وارد کنیم، چطوری می‌تونیم تنظیمش کنیم.

00:33:15.341 --> 00:33:18.083
‫ولی طبیعتا چالش‌هایی وجود خواهد داشت

00:33:18.257 --> 00:33:19.519
‫که ما پیش‌بینی‌شون نمی‌کنیم.

00:33:22.696 --> 00:33:24.741
‫هر وقت با چیزایی مثل این مواجه می‌شی، خیلی مهمه

00:33:24.915 --> 00:33:26.917
‫که وقت کافی داشته باشی تا باهاش کنار بیای.

00:33:27.092 --> 00:33:30.225
‫و ما خیلی خوش‌شانسیم که تو تقویم‌هامون، هر هفته

00:33:30.399 --> 00:33:34.099
‫یه فضای خالی می‌ذاریم تا بتونیم چیزایی مثل اینو مدیریت کنیم.

00:33:34.273 --> 00:33:37.189
‫پس، ما یه جلسه‌ی تیمی دیگه درباره‌ی این موضوع، تو ۴۸ ساعت آینده خواهیم داشت

00:33:37.363 --> 00:33:40.453
‫و ببینیم تو تصمیم‌گیری‌ها به کجا رسیدیم و چی باید بسازیم.

00:33:40.627 --> 00:33:44.283
‫من جداگانه با دیو صحبت می‌کنم و می‌بینم که نظرش چیه

00:33:44.457 --> 00:33:47.895
‫و، اوم، ببینم چی پیشنهاد داده.

00:34:08.742 --> 00:34:12.659
‫من قبلا تو شهر زندگی کردم، و تو حومه هم زندگی کردم

00:34:12.833 --> 00:34:15.836
‫و حومه همیشه بهتره.

00:34:21.233 --> 00:34:25.019
‫بریم سراغ ماهیگیری‌م. ماهیگیری یه چیز خیلی بزرگه برای من.

00:34:25.193 --> 00:34:27.891
‫یه فرصت برای من که دست از کارام تو کسب‌وکار بکشم.

00:34:28.066 --> 00:34:30.372
‫شارژ شم. دوباره تنظیم شم.

00:34:31.199 --> 00:34:32.809
‫آره، من از وقتی بچه بودم این کارو می‌کردم.

00:34:42.602 --> 00:34:45.996
‫مهم نیست تو هفته‌م چی می‌گذره، مهم نیست چقدر تو کسب‌وکار سرم شلوغه

00:34:46.171 --> 00:34:48.782
‫مهم نیست چه چالش‌هایی داشتم

00:34:49.435 --> 00:34:52.699
‫یه کم آب، درختا، هوای تازه

00:34:53.787 --> 00:34:55.310
‫برای ذهن عالیه.

00:35:01.273 --> 00:35:05.755
‫اگه به سر چوب نگاه کنی، می‌بینی که یه کم داره تکون می‌خوره.

00:35:07.366 --> 00:35:09.063
‫پس ما واقعا-- درسته، می‌بینی؟

00:35:19.291 --> 00:35:23.338
‫آه! این یه کپور از دریاچه‌ی ارنه.

00:35:23.904 --> 00:35:27.864
‫ماهی قشنگی، مبارزه‌ی باورنکردنی. واقعا خیره‌کننده‌ست.

00:35:28.735 --> 00:35:31.433
‫و، اوم، من مطمئن می‌شم که دوباره برش می‌گردونیم.

00:35:35.176 --> 00:35:37.918
‫داشت به پایان مدرسه‌م می‌رسید. می‌دونی، مدرسه سخت بود.

00:35:38.092 --> 00:35:40.312
‫تلاش برای تمرکز و نوسانات قند خون

00:35:40.486 --> 00:35:43.924
‫و شروع کردم به تزریق انسولین و تلاش برای مدیریت دستی قند خونم.

00:35:44.881 --> 00:35:49.538
‫من، اوم، تصمیم گرفتم برم و تو دانشگاه تغذیه بخونم.

00:35:49.712 --> 00:35:52.237
‫بهش علاقه داشتم و غرقش شده بودم.

00:35:52.411 --> 00:35:55.109
‫خیلی زود تونستم اوضاعم رو کنترل کنم.

00:35:55.283 --> 00:35:58.721
‫و وقتی داشتم می‌رفتم دانشگاه، عاشق ورزش شدم.

00:35:58.895 --> 00:36:01.202
‫اون موقع، تناسب اندام تو ایرلند شمالی

00:36:01.376 --> 00:36:05.206
‫ما اون انفجاری که الان حتی تو کل بریتانیا داشتیم رو نداشتیم

00:36:05.728 --> 00:36:07.904
‫و هنوز یه صحنه‌ی زیرزمینی بود.

00:36:08.078 --> 00:36:11.081
‫باشگاه رفتن چیزی نبود که هر کسی انجام بده یا هر خونه‌ای انجام بده.

00:36:11.256 --> 00:36:14.128
‫یه گروه خاص یا یه نوع آدم خاص بود.

00:36:14.302 --> 00:36:15.738
‫من مستقیم رفتم تو عمق.

00:36:15.912 --> 00:36:18.132
‫من رفتم به خفن‌ترین باشگاه بدنسازی

00:36:18.306 --> 00:36:19.525
‫که تا حالا فکرشو می‌کردی.

00:36:23.790 --> 00:36:26.314
‫و یادمه اون روز وارد باشگاه شدم

00:36:26.488 --> 00:36:30.405
‫و صدای ناله‌های بلند و این مردای عضلانی بزرگ رو می‌شنیدم که داشتن دمبل‌ها رو می‌کوبیدن.

00:36:31.798 --> 00:36:35.105
‫و مشخص بود که تستوسترون تو هوا پخش شده. می‌تونستی بوشو حس کنی.

00:36:36.063 --> 00:36:40.241
‫تو محافل بهش می‌گفتن «باشگاه گوشتی»، اگه بخوای.

00:36:40.415 --> 00:36:41.634
‫من رفتم رو دوچرخه‌ی ثابت.

00:36:45.594 --> 00:36:47.117
‫آره، فقط رکاب می‌زدم و تماشا می‌کردم.

00:36:49.337 --> 00:36:55.648
‫من نمی‌تونستم درک کنم که این آدما چطوری تونستن اینقدر قدرت و توانایی بسازن.

00:36:55.822 --> 00:36:58.085
‫و دیدن تمرین کردنشون خیلی متفاوت بود.

00:37:04.700 --> 00:37:07.877
‫اگه اولین باری که وارد یه باشگاه بدنسازی شدی رو یادت باشه

00:37:08.051 --> 00:37:10.053
‫و صدای ناله‌ی کسی رو شنیدی...

00:37:13.361 --> 00:37:15.581
‫یه جورایی متفاوته. مثلا، نمی‌دونی بخندی

00:37:15.755 --> 00:37:18.061
‫یا اینکه... «می‌خوان چیکار کنن؟»

00:37:18.236 --> 00:37:20.238
‫می‌دونی، آیا اونا، می‌دونی، می‌خوان اینجا رو خراب کنن؟

00:37:25.765 --> 00:37:29.029
‫اعتماد به نفسم بعد از هر بار که دوباره می‌رفتم باشگاه، بیشتر می‌شد

00:37:29.203 --> 00:37:31.161
‫تا جایی که بعدش وارد سالن وزنه‌برداری شدم.

00:37:37.559 --> 00:37:40.170
‫شروع کردم به وزنه‌زدن و معتاد شدم.

00:37:40.345 --> 00:37:44.958
‫و این ورود به دنیای بدنسازی بود.

00:37:52.618 --> 00:37:55.708
‫اول صبح. اوم، ما داریم یه جلسه‌ی تمرینی برگزار می‌کنیم

00:37:55.882 --> 00:37:56.970
‫قبل از اینکه کارمو تو روز شروع کنم.

00:37:57.144 --> 00:37:58.754
‫من این کارو هر روز هفته انجام می‌دم.

00:37:58.928 --> 00:38:02.105
‫من مطمئن می‌شم که هر روز صبح، حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه ورزش کنم.

00:38:02.280 --> 00:38:03.193
‫هر روز صبح.

00:38:12.681 --> 00:38:13.943
‫تمرین‌هام خیلی کوتاهه.

00:38:14.117 --> 00:38:16.859
‫دیگه مثل اون موقع‌ها نیست که

00:38:17.033 --> 00:38:18.905
‫تو دوران بدنسازی‌م، روزی دو ساعت تمرین می‌کردم.

00:38:19.079 --> 00:38:20.776
‫ارزش‌هام، اولویت‌هام عوض شده.

00:38:20.950 --> 00:38:23.388
‫ولی من بیشتر تمرین می‌کنم که سالم بمونم

00:38:23.562 --> 00:38:25.564
‫قوی بمونم، تحرک داشته باشم

00:38:25.738 --> 00:38:28.915
‫و فقط سیستم گردش خونم رو برای کل روز فعال می‌کنم.

00:38:32.658 --> 00:38:34.660
‫من یه جوون بودم که اضافه وزن داشت

00:38:34.834 --> 00:38:37.053
‫تازه دیابت نوع ۱ گرفته بود

00:38:37.227 --> 00:38:40.970
‫کل زندگیم در خطر بود، اعتماد به نفسم در خطر بود

00:38:41.144 --> 00:38:42.668
‫و من به ته خط رسیده بودم.

00:38:43.843 --> 00:38:48.369
‫خب، چون من با آرنولد، ترمیناتور بزرگ شدم

00:38:48.543 --> 00:38:51.459
‫یه بخشی از من جذب این قضیه شده بود

00:38:51.633 --> 00:38:56.334
‫چون وقتی ضعیف و ناسالم و نامتناسب بودم، اینو نداشتم.

00:38:57.030 --> 00:39:00.642
‫ولی در عین حال، بدنسازی یه نظم و انضباط بود.

00:39:00.816 --> 00:39:04.342
‫یه انضباط بود. و حول محور درست غذا خوردن می‌چرخید.

00:39:04.516 --> 00:39:06.387
‫حول محور درست تمرین کردن می‌چرخید.

00:39:06.561 --> 00:39:08.563
‫حول محور یه سبک زندگی باکیفیت می‌چرخید.

00:39:08.737 --> 00:39:12.611
‫و اینا همشون عوامل کلیدی تو مدیریت دیابت بودن.

00:39:13.394 --> 00:39:16.876
‫پس یه ترکیبی وجود داشت که دقیقا با هم قفل می‌شدن.

00:39:21.533 --> 00:39:25.841
‫بریم جلو.
‫تو باید له کنی، له کنی، له کنی.

00:39:26.015 --> 00:39:27.756
‫انجامش بده.

00:39:29.976 --> 00:39:33.458
‫له کن، له کن، له کن. دختر خوب.

00:39:33.632 --> 00:39:36.286
‫من یه دختر کوچولو دارم. الان یه سالشه، یه سال و نیمشه.

00:39:36.461 --> 00:39:39.638
‫و مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چیز برای من اینه که

00:39:39.812 --> 00:39:43.642
‫اون خودش رو دوست داشته باشه و نیازی نداشته باشه که به نظرات

00:39:43.816 --> 00:39:47.385
‫یا تایید دیگران تکیه کنه تا خودش رو دوست داشته باشه و قبول کنه.

00:39:47.559 --> 00:39:50.823
‫و اگه بدونه که خودش رو دوست داره و می‌تونه به خودش اعتماد کنه

00:39:50.997 --> 00:39:54.740
‫که تو زندگی تصمیم بگیره و از شکست نترسه

00:39:54.914 --> 00:39:58.396
‫از اینکه متفاوت باشه یا منحصر به فرد باشه یا متمایز باشه نترسه

00:39:59.440 --> 00:40:01.616
‫از اینکه اصیل باشه نترسه

00:40:01.790 --> 00:40:03.705
‫و اصیل بودن یعنی سرکش بودن.

00:40:04.706 --> 00:40:07.143
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:40:10.843 --> 00:40:13.411
‫نه!

00:40:16.239 --> 00:40:18.328
‫من کلر گراهام هستم، و همسر فیل هستم.

00:40:18.503 --> 00:40:20.548
‫ما سال ۲۰۰۷ همدیگه رو دیدیم.

00:40:20.722 --> 00:40:23.029
‫فیل اون موقع تو یه کلاب شبانه نگهبان در بود

00:40:23.203 --> 00:40:25.335
‫که من با دوستام و پسرعموهام رفته بودم بیرون.

00:40:25.510 --> 00:40:27.816
‫اون موقع خیلی شیطون بود. همیشه مست بود.

00:40:27.990 --> 00:40:30.645
‫و فیل نوشابه رژیمی می‌خورد چون همیشه تمرین می‌کرد

00:40:30.819 --> 00:40:33.779
‫و همیشه به اندامش اهمیت می‌داد.

00:40:33.953 --> 00:40:36.608
‫خب، یکی خیلی مست شد و بیرونش کردن، و--

00:40:36.782 --> 00:40:38.523
‫نه، من نبودم. نه، نه، نه، من نبودم.

00:40:39.088 --> 00:40:42.614
‫و اون موقع بود که من فیل رو دیدم.

00:40:42.788 --> 00:40:45.704
‫هر دومون ۱۹ سالموم بود، پس از قیافه‌ش خوشم اومد.

00:40:45.878 --> 00:40:48.576
‫می‌دونی، من فقط، فقط از قیافه‌ش خوشم اومد. و گفتم، «اوم. خوش‌تیپه.»

00:40:48.750 --> 00:40:52.101
‫و شوهر خواهرم هم اونجا کار می‌کرد.

00:40:52.275 --> 00:40:55.583
‫پس من یه کم تحقیق کردم تا بفهمم کیه.

00:40:55.757 --> 00:40:58.020
‫و یه جورایی با هم قرار گذاشتیم.

00:40:58.194 --> 00:41:02.198
‫من در واقع قبل از کلر باهاش آشنا شدم. پس من خیلی وقته می‌شناسمش.

00:41:02.372 --> 00:41:03.635
‫اون موقع چطوری بود؟

00:41:03.809 --> 00:41:06.246
‫اوم، پول نداشت.

00:41:06.420 --> 00:41:08.901
‫یادمه کلر مجبور شد پول بده تا بره سینما.

00:41:09.075 --> 00:41:10.816
‫یادم نمیاد چی دیدیم.

00:41:10.990 --> 00:41:13.688
‫می‌دونی، ما رفتیم سینما و یه کم خوراکی خریدیم

00:41:13.862 --> 00:41:15.516
‫یه کم، فکر کنم مالتزرز بود.

00:41:15.690 --> 00:41:17.997
‫و فیل تازه داشت رژیم می‌گرفت

00:41:18.171 --> 00:41:20.086
‫برای یه مسابقه‌ی بدنسازی اون موقع

00:41:20.260 --> 00:41:22.392
‫پس اون چیزایی مثل اینو نمی‌خورد.

00:41:22.567 --> 00:41:25.308
‫پس سال‌ها بعد فهمیدم، وقتی من بهش مالتزرز تعارف می‌کردم

00:41:25.483 --> 00:41:27.702
‫اونا رو از روی شونه‌ش پرت می‌کرد...

00:41:27.876 --> 00:41:30.357
‫و تظاهر می‌کرد که داره می‌خوره، فقط داشت نقش آدم خوبه رو بازی می‌کرد.

00:41:42.282 --> 00:41:44.284
‫من فیل رو از تمرین می‌شناسم.

00:41:44.458 --> 00:41:47.461
‫من تو همون باشگاه تمرین می‌کردم، از کنار هم رد می‌شدیم

00:41:47.635 --> 00:41:48.984
‫چند کلمه با هم حرف می‌زدیم.

00:41:50.246 --> 00:41:51.770
‫می‌دونی، تو میری باشگاه که تمرین کنی.

00:41:51.944 --> 00:41:53.772
‫واقعا وقت نداشتی که بایستی و حرف بزنی.

00:41:53.946 --> 00:41:56.209
‫فیل اون موقع پاورلیفتر بود.

00:41:56.688 --> 00:41:58.341
‫وقتی فیل وارد می‌شد، متوجه‌ش می‌شدی.

00:41:58.516 --> 00:42:00.387
‫اون با بقیه فرق داشت.

00:42:00.561 --> 00:42:02.215
‫یه جفت چکمه و شلوار گشاد می‌پوشید.

00:42:02.389 --> 00:42:04.173
‫و یه بار اومد سمتم

00:42:04.347 --> 00:42:05.958
‫و، اوم، فقط یه سوال کلی ازم پرسید.

00:42:06.132 --> 00:42:08.917
‫چطوری می‌تونست بدنساز بشه؟

00:42:11.920 --> 00:42:14.488
‫و جواب من این بود، «تو می‌تونی هر چیزی بشی

00:42:15.271 --> 00:42:17.578
‫اگه سخت کار کنی و بهش متعهد باشی.»

00:42:28.633 --> 00:42:30.373
‫و اون رفت برای اولین مسابقه‌ش.

00:42:30.548 --> 00:42:32.898
‫و این بخشی از زندگی بود

00:42:33.072 --> 00:42:34.508
‫که شاید براش جواب نداد.

00:42:37.119 --> 00:42:41.384
‫این اولین مسابقه‌م بود، و اولین مسابقه‌ای بود که من، دوم شدم.

00:42:42.385 --> 00:42:46.302
‫من به یه پسری به اسم پیتر برمنر باختم، که الان یه دوست خیلی صمیمی‌ه.

00:42:46.476 --> 00:42:48.653
‫فیل اون موقع تو بدنسازی جدی بود؟

00:42:48.827 --> 00:42:51.743
‫آره. فیل عاشق بدنسازی بود. آره.

00:42:51.917 --> 00:42:53.701
‫-تو بدنسازی شکستش دادی؟
‫-آره.

00:42:53.875 --> 00:42:55.747
‫فیل یه جورایی چیزای زیادی می‌دونست.

00:42:55.921 --> 00:42:58.619
‫و این قطعا به خاطر دیابتش بود.

00:42:58.793 --> 00:43:01.056
‫روش نگاه من به تغذیه، روش نگاه من به تمرین

00:43:01.230 --> 00:43:03.406
‫خیلی، خیلی با روش بقیه فرق داشت.

00:43:03.581 --> 00:43:07.106
‫من باید دستی از انسولین استفاده می‌کردم تا تمام مواد مغذی رو وارد سلول‌ها کنم

00:43:07.280 --> 00:43:10.457
‫و اگه این کارو نمی‌کردم، وارد فاز کاتابولیک می‌شدم، قند خونم بالا و بالاتر می‌رفت

00:43:10.631 --> 00:43:13.155
‫و اگه به اندازه‌ی کافی نمی‌خوردم، دچار افت قند خون می‌شدم.

00:43:13.329 --> 00:43:16.985
‫و بعدش باید غذا می‌خوردم تا دوباره بالا بیاد، که کل هدف چربی‌سوزی رو از بین می‌برد.

00:43:17.159 --> 00:43:19.379
‫و بعدش، می‌دونی، اگه، اوم، قند خونم می‌افتاد

00:43:19.553 --> 00:43:21.816
‫و مجبور می‌شدم یه بسته خوراکی میوه‌ای یا آدامس بخورم

00:43:21.990 --> 00:43:23.470
‫و بعدش باید می‌رفتم و اونارو می‌سوزوندم.

00:43:23.644 --> 00:43:25.864
‫من زودتر از موعد به اوج رسیدم. من رفتم رو استیج

00:43:26.038 --> 00:43:28.736
‫کم‌وزن، باد خالی، فقط...

00:43:29.389 --> 00:43:32.218
‫اصلا شبیه چیزی که شش هفته قبلش بودم نبودم.

00:43:32.392 --> 00:43:36.178
‫دیابت احتمالا کاتابولیک‌ترین چیزیه که می‌تونی داشته باشی، وقتی بحث بدنسازی باشه.

00:43:36.831 --> 00:43:39.225
‫و اگه کنترلش نکنی،

00:43:39.399 --> 00:43:42.794
‫هر اونس و گرم از بافت عضلانی‌ت رو از بین می‌بره.

00:43:42.968 --> 00:43:47.755
‫همچنین، اگه مراقبش نباشی، چربی بدنت رو هم زیاد می‌کنه

00:43:47.929 --> 00:43:50.323
‫و سریع این اتفاق می‌افته.

00:43:50.497 --> 00:43:53.239
‫این مهم‌ترین جایزه‌س، چون این، اوم،

00:43:53.413 --> 00:43:57.199
‫می‌دونی، این باعث شد که من واقعا دنبالش برم.

00:43:57.373 --> 00:44:00.725
‫و بعدش بود که فیل اومد پیشم و ازم پرسید

00:44:01.421 --> 00:44:06.295
‫آیا وقت می‌ذارم و یه سال بهش کمک می‌کنم

00:44:06.469 --> 00:44:09.211
‫و باهاش تمرین کنم تا برای مسابقه‌ی بعدی آماده بشه؟

00:44:10.691 --> 00:44:13.433
‫این تنها باشگاهیه که من بیش از ۱۵ سال توش تمرین کردم.

00:44:13.607 --> 00:44:15.870
‫قبلا اسمش راک پیت فیتنس بود.

00:44:16.044 --> 00:44:19.221
‫همون‌طور که می‌بینید، جاشو یه نانوایی گرفته.

00:44:19.395 --> 00:44:21.180
‫متاسفانه، باشگاه تعطیل شد.

00:44:24.574 --> 00:44:25.793
‫باز هست.

00:44:26.533 --> 00:44:28.753
‫فکر کنم همه‌ی این وسایلا هنوز همون‌طورین.

00:44:28.927 --> 00:44:30.102
‫و بعدش بریم پشت.

00:44:30.929 --> 00:44:32.321
‫فیل هیچ‌وقت سروقت نیست.

00:44:33.409 --> 00:44:35.281
‫خب، با این کرکره که تو پس‌زمینه می‌بینید

00:44:35.455 --> 00:44:37.500
‫یه نیمکت برای پرس سینه داشتید

00:44:37.675 --> 00:44:39.459
‫و نیمکت رو آماده می‌کردن، آماده‌ی تمرین.

00:44:39.633 --> 00:44:41.069
‫چون من می‌دونستم، یک، چی بلند می‌کنه

00:44:41.243 --> 00:44:43.245
‫و می‌دونستم، دو، دیر می‌کنه.

00:44:43.419 --> 00:44:45.465
‫پس من همیشه سروقت می‌اومدم، همه چیو آماده می‌کردم.

00:44:45.639 --> 00:44:47.772
‫و بعدش وقتی اون می‌اومد، باید با ساکش کلنجار می‌رفت

00:44:47.946 --> 00:44:50.165
‫همه‌چیزش رو مرتب می‌کرد. آهنگش رو می‌ذاشت...

00:44:50.339 --> 00:44:53.778
‫و تا اون موقع، من وقت داشتم برم خونه.

00:44:55.431 --> 00:44:56.737
‫شما آهنگ مورد علاقه‌تون رو می‌ذاشتید.

00:44:56.911 --> 00:44:58.739
‫ولی وقتی فیل می‌اومد باشگاه

00:44:58.913 --> 00:45:00.175
‫باید آهنگ‌های فیل پخش می‌شد.

00:45:00.349 --> 00:45:02.351
‫من سی‌دی‌های زیادی رو دیدم که پرت می‌شدن.

00:45:02.917 --> 00:45:05.572
‫مهم نبود سی‌دی کی بود، کی داشت پخشش می‌کرد

00:45:06.138 --> 00:45:09.228
‫بیرون، آهنگ خودش پخش می‌شد، و تمام.

00:45:10.403 --> 00:45:13.058
‫آره. همیشه یه کم شخصیت تو کار بود.

00:45:18.846 --> 00:45:22.720
‫تمرین فرق داشت. شش روز در هفته. تمرین سخت.

00:45:24.112 --> 00:45:25.853
‫بعضی روزا دو بار در روز پاشو تمرین می‌داد.

00:45:26.027 --> 00:45:27.899
‫شدت، سنگین.

00:45:28.508 --> 00:45:32.207
‫باشگاه می‌دونست که دو تا پسر گوشه دارن سخت تمرین می‌کنن.

00:45:34.906 --> 00:45:38.170
‫و ما زیاد حرف نمی‌زدیم، ولی همیشه می‌دونستیم باید چیکار کنیم.

00:45:39.954 --> 00:45:44.219
‫و این هر روز بود. و اون کل سال، سخت بود.

00:45:55.709 --> 00:46:00.932
‫من با یه بیماری تهدیدکننده‌ی زندگی مواجه شدم که، راستش، بهم می‌گفت

00:46:01.106 --> 00:46:03.848
‫تو قرار نیست بدنساز بشی، نمی‌تونی این کارو کنی. پزشکای عمومی، دکترا

00:46:04.022 --> 00:46:06.459
‫همشون بهم می‌گفتن، «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی، می‌دونی

00:46:06.633 --> 00:46:09.288
‫کربوهیدرات‌هاتو حذف کنی یا هیچ‌وقت نمی‌تونی این‌همه پروتئین بخوری.

00:46:09.462 --> 00:46:13.248
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی بری رو استیج و اون‌قدر خشک بشی.»

00:46:13.422 --> 00:46:14.336
‫خب...

00:46:19.820 --> 00:46:22.605
‫نزدیکای مسابقه، ما باید خیلی مراقب می‌بودیم

00:46:22.780 --> 00:46:25.260
‫و مطمئن می‌شدیم که همه‌چیز سر جاشه.

00:46:26.261 --> 00:46:28.220
‫چون ما کل سال خیلی سخت کار کرده بودیم.

00:46:28.394 --> 00:46:31.397
‫ما نمی‌خواستیم این‌بار همون اتفاقی بیفته که دفعه‌ی قبل افتاد

00:46:35.096 --> 00:46:36.663
‫من اون روز رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

00:46:36.837 --> 00:46:39.579
‫من فیل رو بردم و با ماشین رسوندمش به مسابقه.

00:46:41.755 --> 00:46:43.713
‫و فیل آدم استرسی‌ای نبود.

00:46:43.888 --> 00:46:44.845
‫ولی استرس داشت.

00:46:47.239 --> 00:46:48.980
‫پس بدون هیچ مقدمه‌ای

00:46:49.154 --> 00:46:52.679
‫بیاید به کلاس اولمون خوش‌آمد بگیم.

00:46:52.853 --> 00:46:57.553
‫خانم‌ها و آقایان، کلاس جوانان NABBA ایرلند شمالی.

00:47:08.913 --> 00:47:11.959
‫اینکه دیدم رفت رو استیج و برنامه‌ش رو اجرا کرد

00:47:12.133 --> 00:47:15.615
‫و اینکه چقدر تو این یه سال پیشرفت کرده بود

00:47:16.877 --> 00:47:17.878
‫باورنکردنی بود.

00:47:20.533 --> 00:47:24.798
‫من می‌تونستم صدای مردم رو بشنوم که در مورد سال قبلش و امسالش حرف می‌زدن.

00:47:24.972 --> 00:47:29.237
‫اندامش، و دقیقا چقدر حجم گرفته بود.

00:47:29.803 --> 00:47:33.589
‫تو فقط با گوش دادن به حرفای بقیه می‌فهمیدی دقیقا چی در انتظارته.

00:47:37.332 --> 00:47:41.946
‫فیل یه لحظه ازم یه سوال پرسید. «فکر می‌کنی تونستم؟»

00:47:42.120 --> 00:47:45.079
‫و من می‌دونستم که تونسته. من فقط می‌دونستم که تونسته.

00:47:53.000 --> 00:47:54.741
‫من همیشه یادمه که اون موقع که بدنسازی می‌کرد

00:47:54.915 --> 00:47:57.570
‫اون موقع، معلوم بود که، مثلا، خیلی هیکل داشت، حجیم بود، خشک بود.

00:47:57.744 --> 00:47:59.702
‫ولی من همیشه یادمه که، مثلا، تو آینه نگاه می‌کردم

00:47:59.877 --> 00:48:02.096
‫و بعد به اون نگاه می‌کردم و می‌گفتم، «این واقعی نیست.»

00:48:09.234 --> 00:48:12.019
‫بزرگ‌ترین چیز در مورد بدنسازی برای من این بود که شخصیت‌ساز بود

00:48:12.193 --> 00:48:16.502
‫به این معنی که، وقتی من پشت یه ددلیفت ۳۰۰ کیلویی می‌رفتم

00:48:16.676 --> 00:48:20.288
‫و تکرار می‌زدم. وزنه‌های سنگین.

00:48:20.462 --> 00:48:23.422
‫آیا می‌تونی خودت رو به این حد برسونی که بتونی اینو بلند کنی؟

00:48:26.120 --> 00:48:27.861
‫فیل قوی بود، تو اوجش؟

00:48:28.035 --> 00:48:30.385
‫آره، آره. فیل قوی بود. من یادمه.

00:48:30.559 --> 00:48:34.302
‫اون با ددلیفت ۳۰۰ کیلو یا یه همچین چیزی بازی می‌کرد.

00:48:34.476 --> 00:48:38.524
‫الان به نظرم سبک میاد، انصافا، ولی... این‌طور نیست.

00:48:39.307 --> 00:48:43.181
‫تو باشگاه که تمرین می‌کردم، فرم بدنم، قدرتم داشت تغییر می‌کرد

00:48:43.355 --> 00:48:44.834
‫و مردم اینو می‌دیدن.

00:48:45.009 --> 00:48:47.228
‫و به جایی رسید که من، من حرص

00:48:47.402 --> 00:48:49.317
‫آدمایی رو درآوردم که سال‌ها تمرین می‌کردن

00:48:49.491 --> 00:48:51.929
‫از نظر ظاهر، از نظر قدرت

00:48:52.103 --> 00:48:54.105
‫و اونا شروع کردن به سوال پرسیدن.

00:48:54.279 --> 00:48:55.758
‫شروع کردن به سوال پرسیدن.

00:48:56.368 --> 00:48:58.500
‫و بعد وقتی شنیدن که من دارم تغذیه می‌خونم

00:48:58.674 --> 00:49:00.676
‫و دیدن که من دارم به حرفام عمل می‌کنم

00:49:00.850 --> 00:49:02.243
‫خواستن از من یاد بگیرن.

00:49:03.070 --> 00:49:05.681
‫یه شب از تمرین پا برگشتم خونه

00:49:05.855 --> 00:49:09.076
‫و از یه پسری به اسم استیوی یه پیامک اومد

00:49:09.250 --> 00:49:13.298
‫«برای یه برنامه‌ی غذایی و تمرینی چقدر می‌گیری؟»

00:49:14.342 --> 00:49:16.779
‫و من واقعا نمی‌دونستم چطوری بفروشم.

00:49:16.954 --> 00:49:18.694
‫من نمی‌دونستم چطوری خودم رو بازاریابی کنم.

00:49:18.868 --> 00:49:21.610
‫من واقعا نمی‌دونستم چطوری در مورد پول حرف بزنم

00:49:21.784 --> 00:49:28.704
‫و من جواب دادم، با یه پیامک طولانی ۲۰۰۰ کلمه‌ای

00:49:28.878 --> 00:49:32.621
‫که قراره رو چی تمرکز کنیم، چطوری قراره برنامه رو بسازیم.

00:49:33.100 --> 00:49:34.493
‫۵۰ پوند.

00:49:35.624 --> 00:49:38.627
‫و اون بهم پیام داد و گفت، «تبریک می‌گم

00:49:38.801 --> 00:49:40.803
‫تو یه مشتری جدید پیدا کردی.»

00:49:41.543 --> 00:49:46.679
‫و اون موقع بود که فهمیدم من

00:49:49.073 --> 00:49:51.292
‫احتمالا دارم یه کسب‌وکار راه می‌ندازم.

00:49:57.690 --> 00:50:01.041
‫یادمه با رئیس رشته‌م تو دانشگاه صحبت می‌کردم

00:50:01.215 --> 00:50:04.392
‫و گفتم، واقعا رویام اینه که متخصص تغذیه بشم

00:50:04.566 --> 00:50:08.092
‫و با آدمایی که دیابت دارن کار کنم، چون من واقعا از غذا خوردن لذت می‌برم

00:50:08.266 --> 00:50:11.443
‫من واقعا از تغذیه لذت می‌برم، واقعا از صحبت کردن در مورد بدن انسان لذت می‌برم.

00:50:11.617 --> 00:50:14.576
‫ولی فهمیدم که عاشق وزنه‌زدنم

00:50:14.750 --> 00:50:16.622
‫و عاشق اینم که به آدما کمک کنم عضله بسازن.

00:50:17.362 --> 00:50:21.496
‫و در واقع دارم به این فکر می‌کنم که یه مربی شخصی بشم.

00:50:21.670 --> 00:50:23.498
‫و اون یه جوری بهم نگاه کرد و گفت، «چی؟»

00:50:23.672 --> 00:50:25.283
‫و من گفتم، «مربی شخصی.»

00:50:25.457 --> 00:50:26.849
‫و اون بهم گفت، «خب

00:50:27.850 --> 00:50:30.766
‫این نوع شغلیه که

00:50:30.940 --> 00:50:34.770
‫اگه تو دانشگاه شکست بخوری و بخوای بری تو یه مرکز تفریحی بشماری که چند بار یه حرکت رو انجام می‌دن.»

00:50:36.424 --> 00:50:40.341
‫مردم بهش به چشم یه شغل برای بازنده‌ها نگاه می‌کردن، ولی من این کارو ادامه دادم.

00:50:40.515 --> 00:50:44.432
‫و یادمه یه هفته، من بیشتر از

00:50:44.606 --> 00:50:49.481
‫یه متخصص تغذیه تو خدمات بهداشتی پول درآوردم.

00:50:49.655 --> 00:50:54.138
‫و من شروع کردم به فهمیدن که این پتانسیل اینو داره که یه کسب‌وکار بشه.

00:50:54.312 --> 00:50:56.662
‫و یادمه اون شب رفتم خونه و به مامانم گفتم

00:50:56.836 --> 00:50:58.272
‫«من دیگه نمی‌خوام متخصص تغذیه باشم.

00:50:58.446 --> 00:50:59.969
‫من نمی‌خوام این رشته رو ادامه بدم.

00:51:00.840 --> 00:51:03.582
‫من می‌دونم که می‌تونم از این پول دربیارم. توش خوبم، عاشقشم.»

00:51:03.756 --> 00:51:07.107
‫و ما توافق کردیم که من درسمو تموم کنم

00:51:07.281 --> 00:51:10.154
‫چون اساسا به من یه مدرک می‌داد

00:51:10.328 --> 00:51:13.766
‫یه درک آکادمیک و یه سطح از اعتبار.

00:51:13.940 --> 00:51:16.986
‫پس من اون رو تموم کردم، ولی دنبال یه شغل تو زمینه تغذیه نرفتم.

00:51:17.161 --> 00:51:20.773
‫من کسب‌وکار خودم رو راه‌اندازی کردم و اسمش شد کلیر کات هلث اند فیتنس.

00:51:24.211 --> 00:51:26.953
‫همه‌ش تو یه باشگاه بدنسازی محلی تو ایرلند شمالی بود

00:51:27.127 --> 00:51:29.303
‫و یه جاهایی بود که وقتی وارد باشگاه می‌شدی

00:51:29.477 --> 00:51:34.178
‫و تقریبا، ۸۰٪ باشگاه این برگه های چاپ شده‌ی بزرگ رو داشتن

00:51:34.352 --> 00:51:35.831
‫که لوگوی من تهش خورده بود

00:51:36.005 --> 00:51:37.224
‫کلیر کات هلث اند فیتنس.

00:51:38.791 --> 00:51:41.315
‫و من تا جایی که می‌شد تو اون برنامه‌ها گذاشتم.

00:51:42.316 --> 00:51:44.013
‫در واقع، زیاده‌روی بود.

00:51:44.188 --> 00:51:46.364
‫مثل یه کتاب کوچیک بود. مثل یه دوره‌ی کوچیک بود.

00:51:46.538 --> 00:51:50.019
‫و اون موقع، من واقعا این طرز فکر رو پیدا کردم

00:51:50.194 --> 00:51:52.283
‫که به آدما چیزی رو بدم که نیاز دارن

00:51:52.457 --> 00:51:55.764
‫بهشون بگم که باید چی بشنون، و برم سر اصل مطلب.

00:51:55.938 --> 00:51:58.811
‫من می‌دونستم که تو بدنسازی رقابتی

00:51:58.985 --> 00:52:02.467
‫و اون یه اسم آشنا تو ایرلند بود، خیلی معروف بود، باانگیزه.

00:52:02.641 --> 00:52:06.819
‫اون یکی از اولین کسایی بود که مربیگری آنلاین رو به بریتانیا و ایرلند آورد.

00:52:06.993 --> 00:52:10.388
‫اون موقع، مربیگری آنلاین وجود نداشت. هیچ‌کس واقعا این کارو نمی‌کرد.

00:52:10.562 --> 00:52:12.999
‫و بعدش شروع کردم به دریافت ایمیل

00:52:13.173 --> 00:52:15.610
‫و مردم بهم پیام می‌دادن و می‌گفتن، «می‌تونی یه برنامه غذایی و تمرینی برام بنویسی؟»

00:52:15.784 --> 00:52:18.483
‫و اینا آدمایی بودن که تو انگلیس زندگی می‌کردن، آدمایی که تو آمریکا زندگی می‌کردن

00:52:18.657 --> 00:52:22.182
‫آدمایی که یه جوری، یه شکلی، یا حتی از طریق معرفی، منو پیدا کرده بودن.

00:52:22.356 --> 00:52:24.184
‫و من کسب‌وکار مربیگری آنلاینم رو شروع کردم

00:52:24.358 --> 00:52:26.273
‫و برنامه‌های تغذیه و تمرینی رو می‌فروختم

00:52:26.447 --> 00:52:29.755
‫که با مایکروسافت ورد و مایکروسافت اکسل نوشته می‌شدن

00:52:29.929 --> 00:52:32.366
‫و از طریق اینترنت براشون می‌فرستادم.

00:52:33.585 --> 00:52:37.893
‫من این مهارت‌ها رو توسعه دادم و شروع کردم به فروختن به آدمای بیشتر و بیشتر و بیشتر

00:52:38.067 --> 00:52:41.723
‫و صندوق ورودی‌م شروع کرد به پر شدن و پر شدن و پر شدن.

00:52:41.897 --> 00:52:44.378
‫پیام دارید.

00:52:48.513 --> 00:52:51.124
‫و به جایی رسید که دیگه نمی‌تونستم آدمای بیشتری رو قبول کنم.

00:52:51.298 --> 00:52:52.821
‫من دیگه نمی‌تونستم برنامه‌ی غذایی بیشتری درست کنم

00:52:53.648 --> 00:52:56.869
‫و شروع کردم به خوندن در مورد عرضه و تقاضا.

00:52:57.043 --> 00:52:59.306
‫و اون موقع بود که فهمیدم، «خب، آدمای بیشتری

00:52:59.480 --> 00:53:01.178
‫خدمات منو می‌خوان تا اینکه من واقعا بتونم ارائه بدم.

00:53:01.352 --> 00:53:02.962
‫وقتشه که قیمتمو ببرم بالا.»

00:53:03.136 --> 00:53:06.270
‫و من مراحل زیادی رو پشت سر گذاشتم

00:53:06.444 --> 00:53:09.664
‫تا اینکه در نهایت ۱۰۰۰ پوند

00:53:09.838 --> 00:53:13.668
‫برای یه برنامه‌ی تغییر رژیم غذایی و تمرینی می‌گرفتم.

00:53:13.842 --> 00:53:16.497
‫و مردم حاضر بودن این پول رو بدن، و مردم دوباره برمی‌گشتن

00:53:16.671 --> 00:53:18.107
‫و دوستاشونو معرفی می‌کردن.

00:53:23.983 --> 00:53:26.855
‫یادمه از اون پول استفاده کردم

00:53:27.029 --> 00:53:29.815
‫تا اولین طراح گرافیکم رو استخدام کنم، اولین طراح وبم رو

00:53:29.989 --> 00:53:32.209
‫ازش استفاده کردم تا یه وبسایت جدید بسازم.

00:53:32.383 --> 00:53:34.167
‫ما شروع کردیم به دریافت درخواست از سراسر جهان.

00:53:34.341 --> 00:53:37.953
‫مردم تماس اسکایپ می‌گرفتن، برنامه‌ها رو آنلاین می‌خریدن.

00:53:38.476 --> 00:53:42.175
‫خب، یه زمانی رسید که من از نشستن پشت کامپیوتر خسته شدم

00:53:42.349 --> 00:53:44.873
‫و تو باشگاهی که من بودم، هیچ مربی شخصی‌ای نبود.

00:53:45.047 --> 00:53:47.267
‫و یادمه با صاحب باشگاه تمرین می‌کردم

00:53:47.441 --> 00:53:51.402
‫و یه جوری بحثش پیش اومد که من دارم به مردم مربیگری و تمرین شخصی میدم

00:53:51.576 --> 00:53:53.273
‫و اون بهم اجازه داد که تو باشگاه تمرین شخصی بدم.

00:53:53.447 --> 00:53:55.971
‫من به عنوان یه فرد با اراده‌ی قوی پیش فیل رفتم

00:53:56.145 --> 00:53:58.757
‫و تو ذهنم خیلی مصمم بودم که چی می‌خوام

00:53:58.931 --> 00:54:03.022
‫و همون‌طور که احتمالا می‌تونید حدس بزنید، دوست نداشتم بهم بگن چیکار کنم یا چطوری یه کاری رو انجام بدم.

00:54:03.196 --> 00:54:07.461
‫من باید درک کنم که چرا دارم یه کاری رو به یه روش خاص انجام می‌دم.

00:54:07.635 --> 00:54:11.770
‫بنابراین، با مربیگری فیل، یه آموزش هم برای من شروع شد.

00:54:11.944 --> 00:54:14.468
‫بین ست‌ها، هر وقت قرار بود استراحت کنم

00:54:14.642 --> 00:54:18.820
‫من یه بدنساز حرفه‌ای داشتم که اون موقع بالای سرم می‌ایستاد

00:54:18.994 --> 00:54:21.214
‫و در مورد گرم‌های پروتئین، کربوهیدرات‌ها باهام حرف می‌زد

00:54:21.388 --> 00:54:23.303
‫اینکه بدنت چطوری غذاهای مختلف رو متابولیزه می‌کنه.

00:54:23.477 --> 00:54:26.959
‫فیل تو قضاوت کردن روحیه‌ی من، سطح انرژی‌م خیلی خوب بود

00:54:27.133 --> 00:54:29.875
‫حتی خلق و خوی من، و اینکه من

00:54:30.049 --> 00:54:32.704
‫چیزی که الان می‌دونم اون موقع، اون از گرم کردن استفاده می‌کرد

00:54:32.878 --> 00:54:35.272
‫تا بفهمه که من قراره چه نوع تمرینی رو انجام بدم.

00:54:35.446 --> 00:54:37.796
‫روزایی بود که من از نظر ذهنی به این فکر می‌کردم که نمی‌تونم

00:54:37.970 --> 00:54:39.928
‫وزنه سنگین بلند کنم یا نمی‌تونم هر کاری که باید رو انجام بدم.

00:54:40.102 --> 00:54:41.669
‫و بعضی از اون جلسه‌ها بهترین جلساتم بودن، چون

00:54:41.843 --> 00:54:43.932
‫اون یه چیزی رو تو من تو گرم کردن دیده بود

00:54:44.106 --> 00:54:46.283
‫شاید اون روز روز بدی داشتم، و من عصبانیت یا پرخاشگری داشتم

00:54:46.457 --> 00:54:47.936
‫که، می‌دونی، من می‌خواستم خالی‌ش کنم.

00:54:48.110 --> 00:54:49.634
‫یا شاید خیلی خوب خوابیده بودم

00:54:49.808 --> 00:54:52.506
‫و کلی انرژی داشتم و آماده بودم.

00:54:52.680 --> 00:54:55.248
‫این یه فرصت بود که من آزمایش کنم، تست کنم

00:54:55.422 --> 00:54:57.772
‫محتوا تولید کنم، روابط بسازم.

00:54:57.946 --> 00:55:02.124
‫و همچنین، من همیشه در معرض فضای باشگاه بودم، بنابراین مردم پیشم می‌اومدن.

00:55:02.299 --> 00:55:05.693
‫این یه راه عالی بود که من بتونم برای همه‌ی برنامه‌های غذایی و تمرینی سرنخ جمع کنم.

00:55:05.867 --> 00:55:11.917
‫و این فقط به سطحی رسید که من هرگز فکرش رو هم نمی‌کردم.

00:55:12.091 --> 00:55:14.702
‫عالی بود. کار سختی بود

00:55:14.876 --> 00:55:17.749
‫ولی من پول می‌گرفتم که همون کاری رو انجام بدم

00:55:18.663 --> 00:55:24.059
‫که من همه‌چیزمو گذاشتم تا خودمو نجات بدم.

00:55:34.635 --> 00:55:36.071
‫گرم کردن. گرم کردن.

00:55:37.421 --> 00:55:38.596
‫اون سالمه.

00:55:46.995 --> 00:55:50.869
‫مردم همیشه می‌گفتن، «من یه مدتی از باشگاه دور بودم.

00:55:51.870 --> 00:55:54.481
‫چطوری دوباره شروع کنم؟ واقعا، واقعا سخته.»

00:55:55.221 --> 00:55:59.834
‫و من هیچ‌وقت نمی‌تونستم درک کنم که چه حسی داره، چون همیشه توش بودم.

00:56:00.792 --> 00:56:05.797
‫و الان که تو پنج سال گذشته یه مرخصی گرفتم

00:56:06.580 --> 00:56:08.103
‫می‌دونم منظورشون چیه.

00:56:08.277 --> 00:56:09.453
‫دوباره شروع کردنش، سخته.

00:56:12.630 --> 00:56:16.590
‫وقتی بدنسازی می‌کردم، کسب‌وکارم خیلی، خیلی خوب پیش می‌رفت.

00:56:16.764 --> 00:56:19.637
‫ولی در عین حال، منم نمی‌تونستم همه‌چیزمو بذارم

00:56:19.811 --> 00:56:22.553
‫چون بدنسازی این‌قدر زمان می‌برد، این‌قدر انرژی می‌برد.

00:56:22.727 --> 00:56:25.382
‫و من باید زمان رو بین بدنسازی و کسب‌وکار تقسیم می‌کردم.

00:56:25.556 --> 00:56:28.341
‫کسب‌وکار غالب شد و اون این‌قدر زمان تو کسب‌وکارش می‌گذروند

00:56:28.515 --> 00:56:30.343
‫که دیگه اون‌قدر وقت نداشت که تمرین کنه.

00:56:30.517 --> 00:56:34.042
‫تمرین کردنش فقط یه جورایی آروم و آروم‌تر شد

00:56:34.216 --> 00:56:35.392
‫در حالی که داشت کسب‌وکارش رو می‌ساخت.

00:56:42.703 --> 00:56:45.402
‫مسئله‌ی بدنسازی اینه که خیلی، خیلی سخت بود

00:56:45.576 --> 00:56:48.927
‫که واقعا حضور داشته باشی و به هیکلت نگاه کنی و تحسینش کنی.

00:56:49.101 --> 00:56:51.016
‫یه طرز فکر «هیچ‌وقت کافی نیست» بود.

00:56:51.190 --> 00:56:52.626
‫می‌دونی، اون یه بخش اولیه از زندگی من بود

00:56:52.800 --> 00:56:54.149
‫که من نمی‌دونستم چطوری اون چیزو رام کنم.

00:56:54.759 --> 00:56:57.152
‫من یه سال بعد از اینکه از مسابقات جوانان

00:56:57.326 --> 00:57:00.634
‫وارد مسابقات بزرگسالان شدم... و فهمیدم

00:57:00.808 --> 00:57:02.549
‫آیا من می‌خوام بقیه‌ی زندگیمو وقف این کنم که دنبال یه جام برم

00:57:02.723 --> 00:57:05.204
‫که تو یه هتل توسط آدمایی بهم توپیده بشه

00:57:05.378 --> 00:57:07.293
‫که واقعا رقابت نمی‌کنن یا واقعا اهمیتی نمی‌دن

00:57:07.467 --> 00:57:09.469
‫فراتر از روز مسابقه

00:57:09.643 --> 00:57:11.384
‫چون به محض اینکه تو اون مسابقه رو بردی

00:57:11.558 --> 00:57:13.995
‫روز بعدش، اینه که «کی می‌خواد سال بعد ببره؟»

00:57:22.351 --> 00:57:27.356
‫و ریسک زیادی وجود داشت، زمان زیادی صرف آماده شدن برای یه مسابقه می‌شد

00:57:28.662 --> 00:57:31.665
‫که برای من بازگشت سرمایه‌ای نداشت که پایدار باشه.

00:57:34.015 --> 00:57:36.061
‫من نمی‌تونستم تصور کنم که بخوام ۱۰، ۱۵ سال دیگه این کارو انجام بدم.

00:57:36.235 --> 00:57:39.020
‫و من کلی دوست داشتم که هنوز دارن این کارو می‌کنن

00:57:39.760 --> 00:57:44.286
‫تو همون موقعیت مالی، و هنوز دارن همون چیزو دنبال می‌کنن.

00:57:44.461 --> 00:57:48.595
‫و من تو موقعیتی نیستم که قضاوت کنم، ولی من نمی‌خواستم این کارو بکنم.

00:57:52.338 --> 00:57:54.383
‫من می‌خواستم از زندگیم لذت ببرم

00:57:54.558 --> 00:57:56.908
‫و تو هنوز می‌تونی یه زندگی فوق‌العاده داشته باشی و از بدنسازی لذت ببری.

00:57:57.082 --> 00:58:00.128
‫ولی بدنسازی لعنتی سخته. شکی توش نیست.

00:58:00.302 --> 00:58:03.262
‫این یکی از سخت‌ترین ورزش‌های دنیاست چون ۲۴ ساعته‌س.

00:58:03.436 --> 00:58:05.525
‫تو دائما از رویا عمل می‌کنی

00:58:05.699 --> 00:58:09.616
‫و توانایی اینکه سرتو بذاری زمین و استراحت کنی

00:58:09.790 --> 00:58:12.097
‫و نفس بکشی و لذت ببری و از زندگی لذت ببری

00:58:12.271 --> 00:58:15.666
‫گاهی اوقات می‌تونه برای مدت خیلی طولانی پارک بشه.

00:58:17.537 --> 00:58:19.974
‫ارزش‌ها تغییر می‌کنن، اولویت‌ها تغییر می‌کنن

00:58:20.714 --> 00:58:24.675
‫و بزرگ‌ترین رشد شخصی بعد از بدنسازی

00:58:24.849 --> 00:58:28.026
‫در واقع این بود که ازش بیرون بیای و در رو ببندی و خداحافظی کنی.

00:58:42.475 --> 00:58:45.565
‫من احتمالا یه مزه‌ی واقعی از دنیای واقعی نچشیدم

00:58:45.739 --> 00:58:48.220
‫و اتفاقاتی که بیرون از خونه‌ی خانوادگی می‌افتاد

00:58:48.394 --> 00:58:52.224
‫تا اینکه واقعا از خونه دور شدم، و شروع کردم به شروع سفر خودم.

00:58:53.530 --> 00:58:55.923
‫می‌دونی، من نمی‌خواستم وکیل بشم. نمی‌خواستم دکتر بشم.

00:58:56.097 --> 00:58:58.099
‫من نمی‌خواستم یه متخصص شاغل باشم.

00:58:59.057 --> 00:59:01.102
‫و این چیزیه که چشم‌انداز برای--

00:59:01.276 --> 00:59:05.716
‫من، فکر می‌کنم هر پدر و مادری، هر نوع ایده‌آلی اینه که

00:59:05.890 --> 00:59:09.415
‫می‌دونی، بری مدرسه، بری دانشگاه و دکتر بشی، یه متخصص بشی.

00:59:09.589 --> 00:59:15.160
‫و این چیزیه که، می‌دونی، تو دنیای اون‌ها تو اون زمان موفقیت‌آمیز تلقی می‌شد.

00:59:15.334 --> 00:59:18.772
‫من اون رو نمی‌خواستم. پس، من رفتم و کسب‌وکار خودم رو ساختم.

00:59:18.946 --> 00:59:21.166
‫ایرلند شمالی یه جای خیلی کوچیکه

00:59:21.340 --> 00:59:24.125
‫و بزرگ شدن تو ایرلند شمالی

00:59:24.299 --> 00:59:27.259
‫تو بعضی جاها عالی بود، تو بعضی جاها چالش‌برانگیز.

00:59:28.086 --> 00:59:32.003
‫و یه سری باورهایی تو مردم ایرلند شمالی هست

00:59:32.177 --> 00:59:35.180
‫که، راستش رو بخوای، می‌تونه یه صاحب کسب‌وکار رو عقب نگه داره.

00:59:35.354 --> 00:59:37.138
‫یکی از اون باورها در مورد پوله

00:59:37.312 --> 00:59:39.706
‫و اینکه اگه تو داری پول درمیاری، داری یه کار اشتباهی انجام می‌دی.

00:59:39.880 --> 00:59:42.579
‫و نحوه‌ی نگاه مردم به تو وقتی پول درمیاری

00:59:42.753 --> 00:59:45.407
‫یا داری یه کار ارزشمندی برای دنیا انجام می‌دی

00:59:45.582 --> 00:59:47.366
‫اینه که سعی می‌کنن تو رو خراب کنن.

00:59:47.540 --> 00:59:50.325
‫تعداد کمی از مردم می‌خواستن که ما موفق بشیم، ولی بیشتر مردم

00:59:50.499 --> 00:59:54.155
‫می‌خواستن ببینن...

00:59:57.594 --> 00:59:58.899
‫تو شکست می‌خوری.

01:00:06.907 --> 01:00:09.562
‫نحوه‌ی عملکرد ایرلند شمالی اینطوریه که بیشتر مردم استخدام هستن.

01:00:09.736 --> 01:00:12.434
‫بنابراین این، این یه، یه ریسک بزرگ‌تریه

01:00:12.609 --> 01:00:14.959
‫که خودت بری بیرون و کسب‌وکار خودت رو بسازی.

01:00:15.133 --> 01:00:18.005
‫نه به همون شکلی که تو، مثلا، آمریکا هست.

01:00:18.179 --> 01:00:19.790
‫اگه آمریکا رو در نظر بگیری، به نظر می‌رسه که

01:00:19.964 --> 01:00:22.183
‫کسب‌وکار رو شروع کن، یه تلاشی بکن.

01:00:22.357 --> 01:00:25.839
‫در حالی که اینجا، بیشتر اینه که، می‌دونی، «خب، ما اون ریسکو نمی‌کنیم.»

01:00:26.013 --> 01:00:28.755
‫تو این کشور تمرکز واقعی‌ای روی راه‌اندازی کسب‌وکار خودت وجود نداره

01:00:28.929 --> 01:00:30.670
‫از طریق آموزش.

01:00:30.844 --> 01:00:33.194
‫بنابراین فکر می‌کنم این یه طرز فکر کامله. نه همه‌ی مردم.

01:00:33.368 --> 01:00:36.110
‫یه-- احتمالا یه درصد کمی از مردم خیلی خوب عمل کردن.

01:00:36.284 --> 01:00:40.245
‫چه حسادت باشه یا کمبودهای خودشون.

01:00:40.419 --> 01:00:43.770
‫می‌دونی، این به آدمایی منتقل می‌شه که نمی‌خوان ببینن بقیه موفق می‌شن.

01:00:43.944 --> 01:00:47.687
‫فکر می‌کنم ایرلند شمالی فقط از این نظر متفاوته.

01:00:48.470 --> 01:00:52.170
‫تو واقعا آدمای زیادی رو پیدا می‌کنی که به خاطر موفقیتت ازت متنفرن

01:00:52.344 --> 01:00:55.477
‫مخصوصا با مشکلات و این چیزا، مثل اینکه، مردم برنامه‌ریزی شده بودن که متنفر باشن.

01:00:55.652 --> 01:00:59.743
‫فکر می‌کنم الان داره تغییر می‌کنه، ولی مردم اینطوری برنامه‌ریزی شدن.

01:00:59.917 --> 01:01:03.877
‫نه اینکه مردم ایرلند شمالی ذهن کوچیکی داشته باشن. این‌طور نیست.

01:01:04.051 --> 01:01:07.359
‫ولی، مطمئنا، این آرزوی من نبود وقتی داشتم از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شدم

01:01:07.533 --> 01:01:09.753
‫که فکر کنم من می‌خوام یه کارآفرین بشم

01:01:09.927 --> 01:01:11.580
‫و قراره کسب‌وکار خودم رو داشته باشم.

01:01:11.755 --> 01:01:13.539
‫صرف نظر از اینکه تو چه سطحی هستی، تو باید

01:01:13.713 --> 01:01:15.976
‫خیلی با این راحت باشی که مردم ازت خوششون نیاد.

01:01:16.150 --> 01:01:19.153
‫و فیل هم سهم خودش رو تو این مسیر داشته.

01:01:19.327 --> 01:01:22.504
‫«تا حالا حسادت رو حس کردی؟» سوال خیلی خوبیه. جوابش مثبته.

01:01:28.032 --> 01:01:29.860
‫من می‌تونم بهت بگم اگه کسی حسود باشه

01:01:30.034 --> 01:01:32.384
‫که داره یه حرفی در موردت می‌زنه یا یه نظری در موردت می‌ده

01:01:32.558 --> 01:01:33.515
‫هدفشون چیه؟

01:01:34.691 --> 01:01:36.301
‫این یه سوال فوق‌العاده‌س که از کسی بپرسی

01:01:36.475 --> 01:01:37.911
‫اگه تا حالا با انتقاد مواجه شدی.

01:01:39.043 --> 01:01:42.916
‫وقتی می‌تونی اون سوالو بپرسی و با یه چهره‌ی بی‌حالت یا بدون جواب مواجه می‌شی،

01:01:43.090 --> 01:01:45.223
‫اون موقع می‌مونی با اصل مطلب.

01:01:45.397 --> 01:01:49.009
‫این سوالو از کسی بپرس که هدف داره، ماموریت داره، چشم‌انداز داره،

01:01:49.183 --> 01:01:52.404
‫که به زمانش اولویت می‌ده، که یه کسب‌وکار موفق رو اداره می‌کنه،

01:01:52.578 --> 01:01:55.537
‫یا یه تیم موفق رو اداره می‌کنه یا هر چیز دیگه‌ای.

01:01:55.712 --> 01:01:57.714
‫ازشون بپرس. اونا وقت این چیزا رو ندارن.

01:01:59.367 --> 01:02:01.543
‫این به خودت بستگی داره که چطوری اینو تفسیر کنی.

01:02:09.769 --> 01:02:14.034
‫آه! لعنتی!

01:02:20.388 --> 01:02:23.087
‫آه!

01:02:36.840 --> 01:02:41.105
‫همه یه غروری دارن، و غرورت می‌تونه به دردت بخوره و می‌تونه به ضررت هم باشه،

01:02:41.279 --> 01:02:42.671
‫ولی واقعا بستگی داره که چطوری ازش استفاده کنی.

01:02:42.846 --> 01:02:44.325
‫و تو به یه کم غرور نیاز داری

01:02:44.499 --> 01:02:46.371
‫چون بخشی از اعتمادبه‌نفست رو تشکیل می‌ده.

01:02:46.545 --> 01:02:48.982
‫چه تو یه مشتری باشی که یه مربی تناسب اندام داره مثل خودم،

01:02:49.156 --> 01:02:51.289
‫یا چه تو یه کارآموز کسب‌وکار باشی،

01:02:51.942 --> 01:02:56.076
‫تو باید یه کم از غرورت رو کنار بذاری

01:02:56.250 --> 01:02:59.297
‫و در نهایت آماده و مهیا باشی

01:02:59.471 --> 01:03:02.691
‫که از کسی که جاییه که تو می‌خوای باشی، یاد بگیری.

01:03:02.866 --> 01:03:06.695
‫و من باهات صادقانه می‌گم، اگه غرور داری،

01:03:06.870 --> 01:03:09.002
‫فکر نمی‌کنم منتورینگ کسب‌وکار جواب بده،

01:03:09.176 --> 01:03:14.225
‫چون اگه تو توانایی اینو نداری که خفه شی...

01:03:14.399 --> 01:03:18.359
‫و بهت بگن چیکار کنی، پس چطوری می‌خوای یاد بگیری؟

01:03:18.533 --> 01:03:22.799
‫توانایی فیل تو فروتن کردن تو

01:03:22.973 --> 01:03:27.238
‫به روشی که تشویق‌کننده‌س

01:03:27.412 --> 01:03:29.718
‫یه چیز خیلی منحصربه‌فرده.

01:03:29.893 --> 01:03:33.548
‫اگه به مردم می‌گی که بدون مربی نمی‌تونن به اهدافشون برسن،

01:03:33.722 --> 01:03:36.769
‫چی باعث می‌شه فکر کنی که تو می‌تونی بدون مربی به اهدافت برسی؟

01:03:36.943 --> 01:03:40.294
‫تو یه روز از خواب بیدار نمی‌شی و ببینی که یاد گرفتی چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنی.

01:03:40.468 --> 01:03:42.819
‫اگه بخوایم ده تا از مشتری‌هامونو ردیف کنیم،

01:03:42.993 --> 01:03:45.822
‫حدود هفت نفر از ده نفرشون خیلی موفق می‌شن.

01:03:47.562 --> 01:03:52.567
‫حدود سه نفرشون هیچ کاری نمی‌کنن، یا اجرا نمی‌کنن.

01:03:52.741 --> 01:03:57.050
‫تو تجربه‌ی ما، بیشترش اجرا کردنه، و این نیست که اقدام کنی

01:03:57.224 --> 01:03:59.270
‫که باید انجام بدن تا کسب‌وکارشون رو به جلو ببرن.

01:03:59.444 --> 01:04:02.447
‫بعضی وقتا، آدما خیلی راحتن، بعضی وقتا نمی‌خوانش،

01:04:02.621 --> 01:04:04.405
‫و بعضی وقتا نمی‌خوان کارو انجام بدن،

01:04:04.579 --> 01:04:06.625
‫چون واقعا با چیزی که می‌خوان انجام بدن هم‌خوانی نداره.

01:04:06.799 --> 01:04:09.367
‫مطمئنا، اگه یه نفر تو وهله‌ی اول یه مربی عالی نباشه،

01:04:09.541 --> 01:04:13.414
‫براش خیلی سخت می‌شه که یه کسب‌وکار فوق‌العاده بسازه،

01:04:13.588 --> 01:04:16.113
‫چون اگه تو وهله‌ی اول یه مربی عالی نباشی،

01:04:16.287 --> 01:04:19.638
‫مهم نیست که چقدر توصیه‌های بازاریابی یا فروش داری،

01:04:19.812 --> 01:04:22.249
‫مردم اون مدرک اجتماعی رو که نیاز دارن نمی‌بینن

01:04:22.423 --> 01:04:23.468
‫که بخوان با تو کار کنن.

01:04:37.874 --> 01:04:39.701
‫بیا در مورد این مشکل هوش مصنوعی صحبت کنیم.

01:04:40.485 --> 01:04:44.837
‫ابزارهای هوش مصنوعی و نرم‌افزارها فقط دارن با گذشت زمان برجسته‌تر می‌شن.

01:04:45.751 --> 01:04:49.189
‫و چیزی که من باور دارم اتفاق می‌افته اینه که شرکت‌های بزرگ رو می‌بینی

01:04:49.363 --> 01:04:52.714
‫که دارن ابزارهای هوش مصنوعی رو توسعه می‌دن، که به موجب اون، یه نفر می‌تونه واردش کنه،

01:04:52.889 --> 01:04:55.761
‫«این سبک زندگی منه، این رژیم غذایی منه، این چیزاییه که دوست دارم، این چیزاییه که دوست ندارم.

01:04:55.935 --> 01:04:57.850
‫یه برنامه برای من بساز.»

01:04:58.024 --> 01:05:00.287
‫-و تقریبا مثل یه مربی تو جیبت می‌شه.
‫-آره.

01:05:01.158 --> 01:05:06.206
‫حالا، این ۱۰۰ درصد توانایی یه مربی رو برای مربیگری به خطر می‌اندازه،

01:05:06.380 --> 01:05:08.339
‫چون دقیق‌تر می‌شه، انرژی بیشتری خواهد داشت.

01:05:08.513 --> 01:05:10.645
‫می‌تونه قدرت آتش و پاسخگویی بیشتری ارائه بده.

01:05:10.819 --> 01:05:14.258
‫خب، برنامه‌ی پیشنهادی شما چیه

01:05:15.433 --> 01:05:20.699
‫وقتی نوبت به ادغام هوش مصنوعی تو برنامه‌ی مربیگری می‌رسه؟

01:05:20.873 --> 01:05:23.528
‫چطوری به نظر می‌رسه؟ چی بهش بدیم؟

01:05:23.702 --> 01:05:27.749
‫در نظر داشته باش که ما سال‌ها رویداد، تماس‌های خصوصی داریم،

01:05:27.924 --> 01:05:32.711
‫آموزش‌ها، چارچوب‌ها، ابزارها که می‌تونیم وارد این چیز کنیم.

01:05:32.885 --> 01:05:34.931
‫ما نمی‌خوایم از پایگاه داده‌ی عمومی اطلاعات بکشه چون--

01:05:35.105 --> 01:05:37.063
‫-اطلاعات عمومی، خیلی از...
‫-اطلاعات عمومی. آره.

01:05:37.237 --> 01:05:38.673
‫-هیچ-- درسته. خب--
‫-کاملا. آره.

01:05:38.847 --> 01:05:40.806
‫خب، ما چی می‌تونیم بکنیم؟

01:05:40.980 --> 01:05:43.243
‫با این همه ساعت محتوایی که داریم،

01:05:43.417 --> 01:05:45.854
‫گاهی اوقات پیدا کردن چیزی که نیاز دارن سخته.

01:05:46.029 --> 01:05:50.033
‫بنابراین، از نظر من، ما با این برنده می‌شیم که سریع‌تر چیزی رو که مشتری‌هامون نیاز دارن بهشون بدیم.

01:05:50.207 --> 01:05:54.037
‫و ما فقط این کارو می‌کنیم اگه بتونیم یه

01:05:54.211 --> 01:05:56.343
‫مقدار قابل دسترس از اطلاعات رو ایجاد کنیم که مدل رو روش آموزش بدیم.

01:05:56.517 --> 01:05:59.303
‫بنابراین با، مثل، ChatGPT، GPT4 و غیره و غیره،

01:05:59.477 --> 01:06:01.261
‫روی کل اینترنت آموزش دیده.

01:06:01.435 --> 01:06:03.872
‫مشکل اینه که همش اطلاعات عمومیه.

01:06:04.047 --> 01:06:05.831
‫اطلاعات درستی نیست برای، مثلا،

01:06:06.005 --> 01:06:09.095
‫ساختن یه کسب‌وکار یا مربیگری یه مشتری برای رسیدن سریع به نتیجه.

01:06:09.269 --> 01:06:11.402
‫و گاهی اوقات بر اساس سوالاتی که می‌پرسی،

01:06:11.576 --> 01:06:13.534
‫ممکنه مثل اطلاعات خیلی عمومی و کلی به نظر برسه.

01:06:13.708 --> 01:06:15.710
‫-بله، کاملا.
‫-خیلی ممنون، رفیق.

01:06:15.884 --> 01:06:19.105
‫بنابراین، از نظر من، ما باید همه‌ی اطلاعاتی رو که داریم برداریم،

01:06:19.279 --> 01:06:22.674
‫همه‌ی ویدئوها، همه‌ی پادکست‌ها، همه‌ی اسناد، همه‌ی دارایی‌ها،

01:06:22.848 --> 01:06:25.372
‫و ما باید اون رو به روشی آماده کنیم که مدل رو آموزش بدیم

01:06:25.546 --> 01:06:29.986
‫تا ما بتونیم اساسا صدات، منظورت، دیدگاهت رو بازسازی کنیم.

01:06:30.160 --> 01:06:33.206
‫-سریع‌ترین زمانی که می‌تونیم اینو بسازیم چقدره؟
‫-زمان می‌بره.

01:06:33.380 --> 01:06:36.818
‫ما یه رویداد داریم که تو دو ماه آینده برگزار می‌شه.

01:06:36.993 --> 01:06:39.908
‫آیا می‌تونیم تا اون موقع یه نمونه‌ی اولیه بسازیم و اجرا کنیم؟

01:06:40.083 --> 01:06:42.781
‫من، من حس می‌کنم که می‌تونیم یه نسخه‌ی اولیه بسازیم

01:06:42.955 --> 01:06:45.697
‫و می‌تونیم اون رو راه‌اندازی کنیم و مشتری‌هامون رو وادار کنیم که ازش استفاده کنن.

01:06:45.871 --> 01:06:48.917
‫اگه تا زمان برگزاری رویداد اون رو راه‌اندازی کنیم،

01:06:49.092 --> 01:06:52.834
‫ما یه ایده‌ی خیلی خوب از چیزی که نیاز دارن از نحوه‌ی استفاده‌شون به دست میاریم.

01:06:53.009 --> 01:06:56.621
‫-باشه.
‫-بنابراین من حس می‌کنم که اگه تلاش کنیم و سرمون رو پایین بندازیم،

01:06:56.795 --> 01:07:00.233
‫و تیم مناسب رو سر جاش بذاریم، باید بتونیم این کارو انجام بدیم.

01:07:00.407 --> 01:07:02.757
‫-ولی این یه ضرب‌الاجل تنگاتنگه.
‫-خب، ما، ما باید مشکلات رو سریع حل کنیم.

01:07:02.931 --> 01:07:05.499
‫سوال. شما ایده‌ای دارید که اسمش رو چی بذاریم؟

01:07:05.673 --> 01:07:09.286
‫نظرتون در مورد Catalyst چیه؟ Catalyst یه جورایی مثل یه کلمه‌ی طبیعی به نظر می‌رسه که جواب می‌ده.

01:07:09.460 --> 01:07:11.114
‫-من نمی‌خوام اسمش رو یه چیزی-بات بذاریم.
‫-آره، آره، آره.

01:07:11.288 --> 01:07:12.898
‫فکر می‌کنم این یه جورایی خیلی بی‌اهمیته.

01:07:13.072 --> 01:07:15.292
‫جنبه‌ی انسانی یا جنبه‌ی مفید بودن رو از بین می‌بره.

01:07:15.466 --> 01:07:18.164
‫-نه. بذار یه اسم براش بذاریم.
‫-باشه، پس فعلا از Catalyst استفاده می‌کنیم؟

01:07:19.513 --> 01:07:21.559
‫-بذارید از اون استفاده کنیم.
‫-ما می‌تونیم با این بازی کنیم و بعدا تغییرش بدیم.

01:07:21.733 --> 01:07:23.822
‫-آره.
‫-ولی مهمه که ما اینو شروع کنیم.

01:07:23.996 --> 01:07:25.867
‫بذارید اسم اون نمونه‌ی اولیه رو بذاریم Catalyst.

01:07:26.042 --> 01:07:27.826
‫یه چیزی وقتی من یه مربی شخصی بودم،

01:07:28.000 --> 01:07:30.394
‫من می‌دونستم که کاری که من داشتم تو سطح یک به یک

01:07:30.568 --> 01:07:32.570
‫و سطح گروهی کوچک، خیلی زیاد بود.

01:07:32.744 --> 01:07:34.659
‫من به مردم اعتمادبه‌نفس می‌دادم. من بهشون سلامتی می‌دادم.

01:07:34.833 --> 01:07:37.140
‫من بهشون تو زندگی اجتماعیشون کمک می‌کردم،

01:07:37.314 --> 01:07:41.709
‫و این تاثیرش به آدمایی که دور و برشون بودن، خانواده‌هاشون هم می‌رسید.

01:07:41.883 --> 01:07:45.496
‫و اینکه بتونی ببینی یه نفر از زندگیش لذت می‌بره، در حالی که قبلا از زندگیش لذت نمی‌برد،

01:07:45.670 --> 01:07:47.150
‫مثل اینکه با بی‌اعتمادی پیش من می‌اومدن،

01:07:47.324 --> 01:07:48.629
‫با مشکلات سلامتی پیش من می‌اومدن

01:07:48.803 --> 01:07:50.283
‫که جلوشون رو گرفته بود،

01:07:50.457 --> 01:07:53.982
‫تا اینکه بهشون کمک می‌کردم سالم‌تر بشن،

01:07:54.157 --> 01:07:58.248
‫نسخه‌های قوی‌تر و قدرتمندتری از خودشون بسازن، واقعا شگفت‌انگیز بود.

01:07:58.422 --> 01:08:01.164
‫وقتی فیل رو دیدم، داشتم تو رشته‌ی مراقبت از کودک درس می‌خوندم

01:08:01.338 --> 01:08:03.862
‫و همیشه یه دیدی داشتم که یه مهدکودک خودم رو باز کنم.

01:08:04.036 --> 01:08:07.692
‫ولی بعدش، وقتی با فیل بودم، یه عشق جدید به تمرین پیدا کردم،

01:08:07.866 --> 01:08:11.174
‫و از شغلم دست کشیدم تا یه مربی شخصی بشم.

01:08:11.348 --> 01:08:14.612
‫ولی دیگه مربی شخصی نیستم، و تو کسب‌وکار برای فیل کار می‌کنم.

01:08:25.971 --> 01:08:28.930
‫خب، بریم سراغ هفته‌ی گذشته. به موفقیت‌ها نگاه می‌کنیم...

01:08:29.105 --> 01:08:32.760
‫-آره.
‫-...خب، چه تو زندگی شخصی باشه، چه تو زندگی کاری.

01:08:33.370 --> 01:08:36.112
‫خب، چالش‌ها، شخصی، کاری.

01:08:36.286 --> 01:08:38.201
‫رابطه، چی خوب پیش رفت، چی می‌تونست بهتر باشه؟

01:08:38.375 --> 01:08:41.465
‫کی می‌خواد اول بگه؟ می‌چرخونیم، مدادو می‌چرخونیم.

01:08:42.466 --> 01:08:43.902
‫تو.

01:08:44.076 --> 01:08:46.339
‫منم؟ باشه. خب...

01:08:46.513 --> 01:08:50.822
‫ما هر یکشنبه یه میز باز داریم که اگه ناراحت بودیم،

01:08:50.996 --> 01:08:54.652
‫اگه ناراحت بودیم، اگه تحریک شدیم، اگه از چیزی خجالت کشیدیم،

01:08:54.826 --> 01:08:58.134
‫هرچیزی که باشه، می‌خوایم بتونیم بیاریمش وسط و دربارش صحبت کنیم.

01:08:58.308 --> 01:09:00.266
‫ارتباط، مهم‌ترین چیز برای ماست.

01:09:00.440 --> 01:09:02.660
‫می‌دونی، باز بودن، صادق بودن.

01:09:02.834 --> 01:09:05.793
‫ما چیزی مثل قهر کردن رو نمی‌بینیم... اونجور چیزا،

01:09:05.967 --> 01:09:08.144
‫این چیزا تو رابطه‌ی ما دیگه اتفاق نمی‌افته.

01:09:08.318 --> 01:09:10.320
‫می‌دونی، و البته این از طریق یادگیری تو این سال‌ها بوده.

01:09:10.494 --> 01:09:12.713
‫ولی ارتباط، مهم‌ترین چیزیه که برای ما جواب می‌ده.

01:09:12.887 --> 01:09:15.412
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کدوم از دوست‌پسرهای سابقم حاضر می‌شدن

01:09:15.586 --> 01:09:19.546
‫حاضر بودن بشینن و در مورد این چیزا حرف بزنن، ولی اون انگار می‌تونه این کارو بکنه،

01:09:19.720 --> 01:09:22.288
‫ولی به نظر می‌رسه اون این کارو می‌کنه، و به نظر می‌رسه ارزش زیادی هم به رابطه اضافه می‌کنه.

01:09:22.462 --> 01:09:25.073
‫باعث می‌شه امن‌تر بشه. اگه کسی مشکلی داشته باشه،

01:09:25.248 --> 01:09:28.164
‫باعث می‌شه امن‌تر بشه. اگه کسی مشکلی داشته باشه، حلش می‌کنن و هفتگی دربارش صحبت می‌کنن. فکر می‌کنم خیلی خوبه.

01:09:28.338 --> 01:09:31.123
‫-بریم سراغ رابطه.
‫-آره.

01:09:31.297 --> 01:09:34.431
‫خب، این هفته کجا خوب پیش رفت، و بعدش، چی می‌تونست بهتر باشه؟

01:09:34.605 --> 01:09:38.304
‫تو این هفته با په‌نه‌لوپه فوق‌العاده عمل کردی، با وجود همه‌ی اتفاقایی که افتاد،

01:09:38.478 --> 01:09:42.439
‫من تلاشی که کردی و زمانی که گذاشتی تا ازش مراقبت کنی رو دیدم.

01:09:42.613 --> 01:09:46.356
‫و با اینکه من حسابی درگیر کارای تیم و بقیه چیزا بودم،

01:09:46.530 --> 01:09:48.445
‫و با وجود اینکه من با کارهای تیم و بقیه چیزا خیلی درگیر بودم، تو به من فضا دادی که بتونم این کارو انجام بدم.

01:09:48.619 --> 01:09:51.056
‫-پس... ممنون.
‫-ممنون.

01:09:51.230 --> 01:09:54.320
‫خب، من می‌دونم کی باید وارد عمل بشم و کی باید کنار بکشم، و چند هفته‌ی شلوغی بوده،

01:09:54.494 --> 01:09:57.367
‫-بنابراین من یه جورایی کنار کشیدم.
‫-چی برای تو بد پیش رفت؟

01:09:57.541 --> 01:10:01.458
‫بنابراین من کار تیمی داشتم، هر دومون. کار تیمی باورنکردنی بود.

01:10:01.632 --> 01:10:03.808
‫-می‌دونی، ما این کارو بارها و بارها انجام دادیم...
‫-آره.

01:10:03.982 --> 01:10:05.723
‫...و الان یه جورایی اصل مطلب دستمون اومده،

01:10:05.897 --> 01:10:09.074
‫ولی من متوجه شدم که ما مثل کشتی‌هایی بودیم که تو شب از کنار هم رد می‌شدیم.

01:10:09.248 --> 01:10:11.250
‫-ما واقعا نرفتیم--
‫-ما شب قرارمون رو نداشتیم.

01:10:11.424 --> 01:10:13.426
‫-ما رفتیم بیرون...
‫-ما رفتیم بیرون.

01:10:13.600 --> 01:10:15.036
‫-...با کلی آدم دیگه.
‫-ولی با کلی آدم دیگه بود.

01:10:15.211 --> 01:10:17.213
‫خب، و البته با توجه به همه‌ی اتفاقاتی که افتاد،

01:10:17.387 --> 01:10:20.520
‫خیلی سخت بود که واقعا ارتباط برقرار کنیم و هفته رو مرور کنیم،

01:10:20.694 --> 01:10:22.696
‫و بعدش هم، دیروز،

01:10:22.870 --> 01:10:26.439
‫-من ماشین رو برداشتم، و، خب، در نهایت گرفتم...
‫-آره.

01:10:26.613 --> 01:10:28.833
‫-من باید-- آره.
‫-...۷۵ دقیقه، یه ساعت و نیم خیلی طولانی.

01:10:29.007 --> 01:10:31.444
‫تو باید می‌رفتی موهاتو درست می‌کردی. من احتمالا یه کم تند برخورد کردم...

01:10:31.618 --> 01:10:34.404
‫-آره.
‫-...با تو پشت تلفن، و، خب،

01:10:34.578 --> 01:10:36.406
‫-من می‌خواستم بابت اون عذرخواهی کنم.
‫-ممنون.

01:10:36.580 --> 01:10:39.409
‫بنابراین، خب، تو اوج لحظه...

01:10:39.583 --> 01:10:41.541
‫وقتی تو همیشه روی چیزایی تمرکز می‌کنی که خوب پیش می‌رن،

01:10:41.715 --> 01:10:43.804
‫-تو نسبت به چیزایی که خوب پیش نمی‌رن بی‌توجه می‌شی.
‫-خوب پیش نمی‌رن.

01:10:43.978 --> 01:10:45.893
‫-آره.
‫-و بعدش، اتفاقی که می‌افته اینه که این جمع می‌شه و جمع می‌شه

01:10:46.067 --> 01:10:48.069
‫و با گذشت زمان جمع می‌شه، و تبدیل به رنجش می‌شه.

01:10:48.244 --> 01:10:50.463
‫تبدیل به گناه می‌شه، تبدیل به ناامنی می‌شه.

01:10:50.637 --> 01:10:53.510
‫و، می‌دونی، تو اینو تو رابطه‌ت حس می‌کنی.

01:10:53.684 --> 01:10:58.515
‫ما برنامه‌های خیلی شلوغی داریم و ممکنه چیزایی از قلم بیفته

01:10:58.689 --> 01:10:59.994
‫تو طول هفته.

01:11:01.257 --> 01:11:05.609
‫اون فوق‌العاده به کاری که انجام می‌ده اشتیاق داره، و همیشه خیلی، خیلی متمرکزه.

01:11:05.783 --> 01:11:08.568
‫اون وارد جزئیات همه‌ی کارهایی که انجام می‌ده می‌شه.

01:11:08.742 --> 01:11:11.963
‫اون دقیقا می‌فهمه که نقاط دردناک بقیه چیه،

01:11:12.137 --> 01:11:14.879
‫و به بقیه تو اون نقاط دردناک کمک می‌کنه.

01:11:15.053 --> 01:11:18.099
‫حتی به عنوان یه دوست، خوبه که باهاش در مورد چیزا صحبت کنی.

01:11:18.274 --> 01:11:22.060
‫اون همیشه خیلی بی‌طرفه. گوش خوبی داره، می‌دونه چطوری به حرف مردم گوش بده،

01:11:22.234 --> 01:11:25.237
‫و می‌دونه چطوری مشکلات رو به قسمت‌های کوچیک تقسیم کنه.

01:11:25.411 --> 01:11:28.893
‫و با این کار، تو تو مردم اعتمادبه‌نفس ایجاد می‌کنی، تو برای مردم راه‌حل ایجاد می‌کنی،

01:11:29.067 --> 01:11:31.939
‫و مردم واقعا، واقعا می‌تونن به اون فرد اعتماد کنن.

01:11:32.462 --> 01:11:34.725
‫همون‌طور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گه، آخرش، من یه زندگی دارم، می‌دونی،

01:11:34.899 --> 01:11:37.684
‫«اگه مثل اردک راه بره و مثل اردک صدا بده، پس اردکه.»

01:11:49.000 --> 01:11:51.089
‫اون تو زندگی مردم مثبت‌اندیشی ایجاد کرده.

01:11:51.263 --> 01:11:52.960
‫اون تو زندگی مردم تغییر ایجاد کرده.

01:11:53.134 --> 01:11:55.136
‫فقط در مورد عضله‌ها نیست.

01:11:55.311 --> 01:11:58.139
‫من می‌گم اون به یه سطح دیگه رفته.

01:12:11.196 --> 01:12:15.505
‫تو B2B تو سال‌های اول، یه مربی شخصی بود که ایمیل می‌زد.

01:12:15.679 --> 01:12:18.072
‫بعدش یه باشگاه بود که ایمیل می‌زد و از من می‌خواست که تیمشون رو آموزش بدم،

01:12:18.246 --> 01:12:20.466
‫چه تیم فروش بود، چه تیم مربیگری،

01:12:20.640 --> 01:12:22.990
‫بسته به چیزی که نیاز داشتن، بزرگ‌ترین چالش تو کسب‌وکارشون چی بود.

01:12:23.164 --> 01:12:26.690
‫و بعدش، این تبدیل شد به اینکه افراد بیشتری می‌پرسیدن،

01:12:26.864 --> 01:12:28.692
‫«می‌تونی منو منتور کنی؟ می‌تونی منو منتور کنی؟»

01:12:28.866 --> 01:12:30.694
‫من عاشق کاری که کردی شدم. من سفرت رو دیدم.

01:12:30.868 --> 01:12:33.044
‫من رشدت رو دیدم.

01:12:33.218 --> 01:12:35.829
‫من آدمایی رو دیدم که قبلا باهات کار کردن و رشدشون رو دیدم.»

01:12:36.003 --> 01:12:37.831
‫مردم فقط بهش پیام می‌دادن وقتی که دیده بودن

01:12:38.005 --> 01:12:40.138
‫کسب‌وکار مربیگری شخصیش رو این‌قدر موفق دیدن،

01:12:40.312 --> 01:12:42.575
‫می‌خواستن بدونن چطوری این کارو کرده.

01:12:42.749 --> 01:12:46.144
‫کمک به دیگران برای ایجاد کسب‌وکارشون

01:12:46.318 --> 01:12:49.060
‫به همون نوع موفقیتی که اون داشته.

01:12:49.234 --> 01:12:51.889
‫خیلی از مربی‌های شخصی یا مربی‌های آنلاین

01:12:52.063 --> 01:12:55.762
‫این دیدگاه رو دارن که اگه فقط مربی‌های خوبی باشن، خب، یه کسب‌وکار عالی می‌سازن.

01:12:55.936 --> 01:12:58.548
‫ولی اگه ندونی چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنی، یه کسب‌وکار رو مدیریت کنی

01:12:58.722 --> 01:13:01.594
‫خب، یا اینکه یه تیم دور خودت بسازی، خیلی برات سخته

01:13:01.768 --> 01:13:04.771
‫که واقعا چیزی که از کسب‌وکارت می‌خوای رو به دست بیاری.

01:13:04.945 --> 01:13:07.426
‫خب، بچه‌ها، چیزی که الان ازتون می‌خوام اینه که چالش‌هامون رو به اشتراک بذاریم.

01:13:07.600 --> 01:13:10.647
‫خب این هفته چی خوب پیش نرفت؟ چی براتون سخت بود؟

01:13:10.821 --> 01:13:14.520
‫من یه کسب‌وکاری داشتم که نسبتاً جدید بود. هشت هفته‌ش بود، ولی خیلی طاقت‌فرسا بود.

01:13:14.694 --> 01:13:16.827
‫خیلی سریع، کلی مشتری محلی اومدن پیشم،

01:13:17.001 --> 01:13:19.307
‫و تعداد مشتری‌ها رو به ۷۰ یا ۸۰ نفر رسوند.

01:13:19.482 --> 01:13:22.441
‫من ۱۵، ۱۶ ساعت در روز کار می‌کردم، هفت روز هفته.

01:13:22.615 --> 01:13:24.574
‫و با خودم گفتم، «آیا قرار بود اینطوری باشه؟»

01:13:24.748 --> 01:13:26.532
‫و گفتم، می‌دونی، «این عالیه،

01:13:26.706 --> 01:13:29.230
‫ولی تا کی این دوام میاره؟»

01:13:30.710 --> 01:13:33.496
‫من با فیل گراهام آشنا شدم. پیوستن به فیل،

01:13:33.670 --> 01:13:36.107
‫اینکه بتونی واقعا بررسی کنی که کسب‌وکارت چطوری قراره کار کنه،

01:13:36.281 --> 01:13:38.152
‫باید چیکار کنم، و چطوری می‌تونی تو یه کسب‌وکار نتیجه بگیری.

01:13:38.326 --> 01:13:39.980
‫وقتی یه نفر یه مشکل خاصی داره،

01:13:40.154 --> 01:13:42.069
‫ما اون مشکل رو قبلا X بار حل کردیم،

01:13:42.243 --> 01:13:44.898
‫یه سری راه‌ها هست که می‌تونیم بریم

01:13:45.072 --> 01:13:47.292
‫تا بفهمیم باید چیکار کنیم

01:13:47.466 --> 01:13:49.337
‫تا اون مشکل رو تو کسب‌وکار حل کنیم.

01:13:49.512 --> 01:13:52.123
‫یه رویکرد واقعا سیستماتیکه برای اینکه سعی کنی یه چیزی رو درست کنی

01:13:52.297 --> 01:13:53.777
‫که تو کسب‌وکارت درست نیست.

01:13:53.951 --> 01:13:55.039
‫وقتی ما بررسی مشتری‌ها رو انجام می‌دیم،

01:13:55.213 --> 01:13:57.345
‫در اصل، من همه چیز رو می‌بینم

01:13:57.520 --> 01:13:59.739
‫که مشتری انجام می‌ده یا نمی‌ده،

01:13:59.913 --> 01:14:03.961
‫پس ما مثل یه شاهین مراقبش هستیم تا مطمئن بشیم داری پیشرفت می‌کنی، تا مطمئن بشیم...

01:14:04.135 --> 01:14:06.354
‫من دقیقا می‌دونستم می‌خوام چیکار کنم،

01:14:06.529 --> 01:14:09.749
‫من می‌خواستم تا جایی که می‌تونم به بیماران دیابت نوع ۱ تو سراسر دنیا کمک کنم.

01:14:09.923 --> 01:14:13.013
‫من می‌خواستم رو زندگیشون تاثیر بذارم. من می‌خواستم کسب‌وکار خودم رو داشته باشم.

01:14:13.187 --> 01:14:17.714
‫من می‌خواستم اون عنصر آزادی رو داشته باشم که احتمالا باهاش میاد.

01:14:17.888 --> 01:14:19.890
‫همه چیز یه جورایی درهم و برهم بود.

01:14:20.064 --> 01:14:23.894
‫من نمی‌دونستم، نمی‌دونستم چطوری از جایی که بودم،

01:14:24.068 --> 01:14:28.638
‫به جایی برسم که یه کسب‌وکاری رو اداره کنم که بیشترین تاثیر رو روی مردم داشته باشه.

01:14:28.812 --> 01:14:30.640
‫ولی، در اصل، وقتی با فیل شروع به کار کردم،

01:14:31.815 --> 01:14:33.817
‫فورا به من شفافیت داد.

01:14:33.991 --> 01:14:36.123
‫تحویل کار به مشتری‌ها، اون بهش نگاه کرد، نگاه می‌کنه به

01:14:36.297 --> 01:14:39.779
‫بازاریابی، فروش، سیستم‌ها، اون ازت خبر می‌گیره.

01:14:39.953 --> 01:14:42.173
‫اگه با چیزی دست و پنجه نرم می‌کنی، می‌تونی ازش کمک بگیری

01:14:42.347 --> 01:14:43.914
‫اگه با چیزی مشکل داری.

01:14:44.088 --> 01:14:49.049
‫و حتی اینکه اون چطوری چیزی که ساخته رو ساخته،

01:14:49.223 --> 01:14:51.574
‫این، تقریبا مثل یه نقشه‌راهه.

01:14:51.748 --> 01:14:55.969
‫اگه مردم بیان پیشم و ازم بپرسن بهترین راه برای ساختار یه کسب‌وکار چیه،

01:14:56.143 --> 01:14:58.319
‫ساختار ایده‌آل چیزی شبیه به مال فیله.

01:15:14.988 --> 01:15:21.255
‫مشتری‌هاش متخصص‌های تناسب اندام هستن که دنبال رشدن، معمولا آنلاین،

01:15:21.429 --> 01:15:26.522
‫و اونها دنبال سیستم‌ها و فرآیندهایی هستن که بتونن

01:15:26.696 --> 01:15:28.219
‫کسب‌وکارشون رو بارها مقیاس‌پذیر کنن.

01:15:28.393 --> 01:15:30.395
‫و اون بهشون یاد می‌ده که چطوری یه کسب‌وکار رو اداره کنن،

01:15:30.569 --> 01:15:32.658
‫نه اینکه بهشون چیزی در مورد سلامتی و تناسب اندام یاد بده

01:15:32.832 --> 01:15:34.312
‫چون اونها قبلا اون دانش رو دارن.

01:15:35.618 --> 01:15:38.925
‫کرک حدودا چهار ساله که مشتری منه.

01:15:39.099 --> 01:15:41.580
‫اون به عنوان یه، یه مدل تناسب اندام اومد پیشم، می‌دونی، داشت،

01:15:41.754 --> 01:15:45.584
‫می‌دونی، صدها هزار دنبال‌کننده داشت و، خب، طبیعتا نمی‌تونست ازش پول دربیاره،

01:15:45.758 --> 01:15:47.586
‫سیستم نداشت یا تیم نداشت

01:15:47.760 --> 01:15:50.197
‫و فقط، می‌دونی، مربی شخصی بود. اینم از خودش.

01:15:50.371 --> 01:15:52.809
‫اسم این آقا قبلا، خب، کرک بود، کرک ابس میلر.

01:15:52.983 --> 01:15:55.376
‫این پسر بد رو بیارید تو دوربین.

01:15:55.551 --> 01:15:57.988
‫امروز با یه مشتری صحبت می‌کنم که

01:15:58.162 --> 01:16:01.513
‫خب، داره مشاوره می‌ده به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های لجستیک دنیا،

01:16:01.687 --> 01:16:05.735
‫و ازش خواستن که بیاد و برای مدیران جهانیشون ارائه بده

01:16:05.909 --> 01:16:08.259
‫که چطوری می‌تونی سلامت نیروی کار رو بهبود بدی،

01:16:08.433 --> 01:16:11.001
‫و چطوری می‌تونی اینو به یه سرویس قابل ارائه تبدیل کنی.

01:16:11.175 --> 01:16:14.526
‫اگه این صحبت خوب پیش بره و طبیعتا اونها موافقت کنن و این چیزا،

01:16:14.700 --> 01:16:18.269
‫من نمی‌دونم چطوری قیمت‌گذاری کنم.

01:16:18.443 --> 01:16:21.968
‫خب، خب، باید در مورد چی اینجا تصمیم بگیریم؟

01:16:22.142 --> 01:16:25.668
‫خب، قیمت، خب، آیا چیزی در مورد ارائه اون هست

01:16:25.842 --> 01:16:27.931
‫که ازش می‌ترسی یا نگرانشی...

01:16:28.105 --> 01:16:29.672
‫مشتری‌ها، اونها به پایه‌ها نیاز دارن.

01:16:29.846 --> 01:16:32.283
‫پایه‌های یه کسب‌وکار محکم، به سرنخ نیاز دارن،

01:16:32.457 --> 01:16:35.199
‫به فروش نیاز دارن، به انجام نیاز دارن.

01:16:35.373 --> 01:16:38.115
‫بنابراین اونها میان که کمتر برای یه مشکل خاص پر کنن

01:16:38.289 --> 01:16:41.553
‫و بیشتر برای کل طیف انجام کسب‌وکار.

01:16:41.727 --> 01:16:43.947
‫فکر می‌کنم بخش ارائه این موضوع خوبه،

01:16:44.121 --> 01:16:47.080
‫ولی مهم‌ترین چیزی که بهش نیاز داری، طبیعتا ارائه هست، درسته؟

01:16:47.254 --> 01:16:49.039
‫در اصل، اولین و مهم‌ترین چیز اینه که

01:16:49.213 --> 01:16:51.345
‫وقتی وارد اون اتاق می‌شی، باید شناسایی کنی

01:16:51.519 --> 01:16:54.305
‫مشکل رو، خب، فورا.

01:16:54.479 --> 01:16:56.873
‫مشکلی که این افراد باهاش درگیرن چیه

01:16:57.047 --> 01:17:00.137
‫که می‌تونن با سلامتی، با بهره‌وری،

01:17:00.311 --> 01:17:03.270
‫و در اصل فقط روزهای بدون بیماری؟

01:17:03.444 --> 01:17:05.925
‫فکر می‌کنم یه نقل قول بودایی بود که توش افراد

01:17:06.099 --> 01:17:09.886
‫این‌همه وقت و انرژی صرف می‌کنن تا ثروتشون رو بسازن، یا پولشون رو، یا دارایی‌هاشون رو،

01:17:10.060 --> 01:17:13.063
‫که در نهایت دارایی‌هاشون رو صرف می‌کنن تا سلامتیشون رو برگردونن.

01:17:13.237 --> 01:17:15.239
‫این یه اصل خیلی مهمه، چون من می‌دونم

01:17:15.413 --> 01:17:18.111
‫خیلی از کارآفرین‌ها هستن که دنبال کسب‌وکار رفتن،

01:17:18.285 --> 01:17:21.549
‫دنبال تلاش رفتن، و در نهایت سلامتیشون رو نادیده گرفتن.

01:17:21.724 --> 01:17:26.511
‫بنابراین تو داری بین واقعیت فست‌فود، مسافرت، جت لگ مقایسه می‌کنی.

01:17:26.685 --> 01:17:30.471
‫خیلی از این افراد، مثل مدیرعامل‌ها، مدیرها، می‌دونید، خیلی سرشون شلوغه.

01:17:30.646 --> 01:17:33.561
‫سلامتی در درجه‌ی دوم قرار می‌گیره. کسب‌وکار در درجه‌ی اول قرار می‌گیره.

01:17:33.736 --> 01:17:36.216
‫هدف اون جلسه اینه که دیدگاهشون رو تغییر بدی

01:17:36.390 --> 01:17:38.566
‫از سلامتی اول، کسب‌وکار دوم،

01:17:38.741 --> 01:17:41.004
‫چون سلامتی، کسب‌وکار رو پیش می‌بره.

01:17:41.178 --> 01:17:44.877
‫وقتی به، می‌دونی، مدیرها و مدیرعامل‌ها نگاه می‌کنی، اونها سرشون شلوغه.

01:17:45.051 --> 01:17:47.140
‫اونها تو هواپیما هستن، مسافرت می‌کنن، غذا می‌خورن،

01:17:47.314 --> 01:17:50.187
‫می‌دونی، چیزایی که تو هتل‌ها هست یا مدام در حال رفت و آمدن. اونها استرس دارن.

01:17:50.361 --> 01:17:53.799
‫و اگه سیستم‌های درست سر جاش نباشه، تصمیم‌گیریشون اشتباه می‌شه،

01:17:54.452 --> 01:17:57.368
‫روزهای بیماریشون زیاد می‌شه، که برای کسب‌وکار هزینه داره.

01:17:58.064 --> 01:17:59.805
‫بنابراین، از دیدگاه سلامت سازمانی،

01:17:59.979 --> 01:18:02.460
‫مراقبت از سلامتی کارمندات

01:18:03.287 --> 01:18:06.682
‫احتمالا یکی از سودآورترین کاراییه که می‌تونی از نظر تولید انجام بدی.

01:18:06.856 --> 01:18:11.208
‫تو به سه تا نیاز داری، تو به سه تا سوال نیاز داری. بیشتر نه.

01:18:11.687 --> 01:18:16.387
‫یه سوال در مورد تغذیه، یه سوال در مورد تمرین، و یه سوال در مورد سبک زندگی

01:18:16.561 --> 01:18:18.911
‫چون اونها سه عامل اصلی نتیجه هستن.

01:18:19.085 --> 01:18:20.608
‫یه سوال عالی برای شروع این می‌تونه باشه:

01:18:20.783 --> 01:18:22.567
‫"چند نفر از شما سلامتیتون رو به خاطر این کسب‌وکار به خطر انداختین؟

01:18:22.741 --> 01:18:24.438
‫-به خاطر این کسب‌وکار؟"
‫-آره. آره.

01:18:24.612 --> 01:18:27.224
‫می‌خوای خیلی ساده باشه

01:18:27.398 --> 01:18:30.444
‫تا جایی که، می‌دونی، سکوت و سوال‌های ساده

01:18:30.618 --> 01:18:32.185
‫وزن چیزی هستن که قراره اتفاق بیفته.

01:18:32.359 --> 01:18:34.666
‫تو نمی‌خوای این افراد رو با اطلاعات خفه کنی.

01:18:34.840 --> 01:18:37.321
‫دقیقا این همون حسیه که می‌خوای تو سرشون ایجاد کنی.

01:18:38.496 --> 01:18:40.150
‫"لعنتی، حرفش درسته."

01:18:40.628 --> 01:18:42.500
‫اگه آدم بخواد یه کارآفرین موفق باشه،

01:18:42.674 --> 01:18:46.069
‫یه سری ویژگی‌های مختلف هست که باید وجود داشته باشه.

01:18:46.243 --> 01:18:48.158
‫یکی از مهم‌ترین چیزها شجاعته

01:18:48.332 --> 01:18:50.073
‫و توانایی قدم گذاشتن به ناشناخته‌ها.

01:19:06.306 --> 01:19:08.831
‫تو زندگی‌م موقعیت‌هایی بوده که من

01:19:09.005 --> 01:19:14.793
‫داوطلبانه خودم رو وارد موقعیت‌ها و سناریوهایی کردم که آماده نبودم،

01:19:14.967 --> 01:19:18.101
‫ولی تعهد به اینکه علنا بگم که می‌خوام انجامش بدم

01:19:18.275 --> 01:19:20.625
‫همون چیزی بود که منو رشد داد و تکاملم داد.

01:19:24.368 --> 01:19:27.066
‫ما همیشه تعجب می‌کنیم، چطوری می‌تونیم جرئت انجام این کار رو پیدا کنیم؟

01:19:27.240 --> 01:19:29.199
‫یا داستان‌هایی تو سرمون می‌چرخه،

01:19:29.373 --> 01:19:31.723
‫سناریو ممکنه اینطوری پیش بره، ممکنه اونطوری پیش بره.

01:19:31.897 --> 01:19:34.247
‫ولی، واقعا، باید تسلیم بشی و وارد ناشناخته‌ها بشی.

01:19:34.421 --> 01:19:36.423
‫و، می‌دونی، به نتیجه اعتماد کن، و...

01:19:36.597 --> 01:19:40.688
‫اعتماد به نفس بعد از اینکه اقدام کردی میاد. هیچ وقت قبلش نمیاد.

01:19:40.863 --> 01:19:42.647
‫می‌دونی چند بار تو زندگیم این کارو کردم؟

01:19:42.821 --> 01:19:44.954
‫همه اون احساسات قبل از هر اتفاقی میان.

01:19:47.130 --> 01:19:48.609
‫من می‌خوام زندگی‌ها رو تغییر بدم.

01:19:59.882 --> 01:20:01.797
‫اونها رویدادهای فوق‌العاده‌ای هستن. تو داری در مورد صدها نفر صحبت می‌کنی،

01:20:01.971 --> 01:20:03.320
‫هزاران نفر تو این رویدادها.

01:20:04.060 --> 01:20:06.149
‫مثلا، من عاشقشونم. هر وقت می‌رم اونجا، با انرژی برمی‌گردی.

01:20:10.501 --> 01:20:12.285
‫اونها برای کارآفرین‌های تناسب اندامن.

01:20:12.459 --> 01:20:15.506
‫و این فرصت فیله که بره رو صحنه و صحبت کنه

01:20:15.680 --> 01:20:17.421
‫با چند نفر همزمان.

01:20:17.595 --> 01:20:19.989
‫فیل از انجام این کار خیلی احساس رضایت می‌کنه.

01:20:20.163 --> 01:20:22.208
‫اون از این کار خیلی کیف می‌کنه، عاشقشه.

01:20:22.382 --> 01:20:24.907
‫ولی علاوه بر این، کاری که می‌کنه اینه که به فیل اجازه می‌ده

01:20:25.081 --> 01:20:29.215
‫تا روی افراد بیشتری تاثیر بذاره، به مردم نشون بده که چه چیزهایی ممکنه.

01:20:29.389 --> 01:20:32.088
‫فیل مثل تونی رابینز تو حوزه تناسب اندامه؟

01:20:32.262 --> 01:20:35.439
‫خب، سخته، چون اون-- واقعا اینطوری فکر می‌کنی و انگار--

01:20:35.613 --> 01:20:38.572
‫می‌دونی، با تونی رابینز، تو این ور و اون ور می‌پری-- اون یارو فوق‌العاده‌س.

01:20:38.746 --> 01:20:42.272
‫تفاوتش تو ذهن من اینه که نتایجش فرآیندیه.

01:20:42.838 --> 01:20:45.666
‫بنابراین این یعنی ما واقعا یه سیستم ایجاد می‌کنیم

01:20:45.841 --> 01:20:47.320
‫که بهت نتیجه می‌ده.

01:20:47.886 --> 01:20:49.888
‫خب، می‌خوام در مورد چهار چیزی صحبت کنم که قراره اعمال بشه

01:20:50.062 --> 01:20:52.891
‫برای اکثر شما تو این اتاق. نه همه.

01:20:53.065 --> 01:20:55.546
‫اکثر افرادی که دارن تمرین شخصی رو تو سالن می‌فروشن

01:20:55.720 --> 01:20:58.288
‫و همچنین دارن خدمات کوچینگ آنلاین می‌فروشن.

01:20:58.462 --> 01:21:00.943
‫اگه مثل من هستی، ممکنه تو خاموش کردن مشکل داشته باشی.

01:21:01.117 --> 01:21:04.207
‫چند نفر از افراد تو این اتاق تو خاموش کردن مشکل دارن؟ دستتون رو ببرید بالا.

01:21:04.381 --> 01:21:07.036
‫اگه قیمت‌هاتون یکسانه و افزایششون ندادین،

01:21:07.210 --> 01:21:09.125
‫ولی هزینه‌های زندگی بالا رفته، شما در واقع

01:21:09.299 --> 01:21:11.562
‫به اندازه قبل پول درنمیارید.

01:21:11.736 --> 01:21:13.651
‫مردم می‌مونن چون جامعه رو دوست دارن.

01:21:13.825 --> 01:21:17.350
‫مردم می‌مونن چون آینده‌ای رو تو استفاده از خدمات شما می‌بینن

01:21:17.524 --> 01:21:19.787
‫-تا در اصل بهشون کمک کنه از نردبان ترقی کنن...
‫-آره.

01:21:19.962 --> 01:21:22.094
‫...از نظر موقعیت، شناخته شدن، سلامتی.

01:21:22.268 --> 01:21:24.227
‫تو هر رویدادی، معمولا یه جورایی اشک هست.

01:21:24.401 --> 01:21:26.925
‫ام، آره، منو گرفتی، داداش.

01:21:34.715 --> 01:21:41.505
‫یادمه از رو صحنه اومدم پایین و با یه جوون صحبت کردم.

01:21:41.679 --> 01:21:44.421
‫اون به من گفت، "من مدت زیادیه که در موردت می‌شنوم.

01:21:44.595 --> 01:21:46.075
‫منم دیابت نوع ۱ دارم."

01:21:46.249 --> 01:21:48.468
‫تو واقعا باید یه کاری برای ما انجام بدی."

01:21:48.642 --> 01:21:52.777
‫تو این همه دانش داری و تونستی اندامت رو بسازی.

01:21:52.951 --> 01:21:55.693
‫تو تونستی کاری رو که تونستی انجام بدی،

01:21:55.867 --> 01:21:57.390
‫در حالی که این بیماری رو داری."

01:21:57.564 --> 01:21:59.915
‫من نمی‌تونم مال خودم رو کنترل کنم. من نمی‌تونم روش مسلط باشم."

01:22:00.089 --> 01:22:03.309
‫من نمی‌دونم چطوری غذا بخورم. قند خونم همیشه نامنظمه و هیچ وقت حالم خوب نیست."

01:22:04.920 --> 01:22:06.182
‫و این واقعا منو تحت تاثیر قرار داد.

01:22:06.660 --> 01:22:09.489
‫بله، من زندگیم رو وقف مطالعه این موضوع کردم.

01:22:10.142 --> 01:22:13.841
‫من این کار رو بی‌دریغانه برای خودم انجام دادم، تا عمرم رو طولانی کنم.

01:22:14.712 --> 01:22:16.583
‫و من گفتم، "می‌دونی چیه؟ حق با اونه."

01:22:17.454 --> 01:22:21.371
‫بنابراین، من شروع کردم به نوشتن راهنمای عضله‌سازی و تناسب اندام برای بیماران دیابتی.

01:22:26.376 --> 01:22:28.639
‫وقتی من سفر بدنسازی‌م رو شروع کردم،

01:22:28.813 --> 01:22:31.555
‫هیچ چیزی در مورد بدنسازی و دیابت وجود نداشت.

01:22:31.729 --> 01:22:33.122
‫می‌تونی تو گوگل سرچ کنی و شاید چیزی پیدا کنی

01:22:33.296 --> 01:22:35.124
‫تو Bodybuilding.com یا هرچیزی که بود،

01:22:35.298 --> 01:22:36.734
‫ولی خیلی سطحی و کم‌عمق بود.

01:22:36.908 --> 01:22:39.258
‫اون جزئیاتی که نیاز داشتی رو نداشت،

01:22:39.432 --> 01:22:42.522
‫چون وقتی با دیابت بدنسازی می‌کنی،

01:22:42.696 --> 01:22:47.310
‫همه چیز که در موردش صحبت می‌شه و تبلیغ می‌شه

01:22:47.484 --> 01:22:49.965
‫باید یه کم تغییر کنه.

01:22:50.139 --> 01:22:52.750
‫و من رفته بودم و همه این چیزها رو امتحان کرده بودم،

01:22:53.403 --> 01:22:56.972
‫و بعلاوه، من تحصیلاتش رو هم داشتم که بتونم تاییدش کنم.

01:22:57.146 --> 01:22:59.191
‫بنابراین نوشتن اون کتاب خیلی سخت بود.

01:22:59.365 --> 01:23:02.760
‫و من اون کتاب رو جوری نوشتم که انگار دارم برای خودم تو گذشته می‌نویسم.

01:23:03.848 --> 01:23:06.024
‫چون من یه دیدی تو ذهنم داشتم. گفتم، "می‌دونی چیه؟

01:23:06.198 --> 01:23:08.331
‫قراره کلی پسر جوون، کلی دختر جوون باشه

01:23:08.505 --> 01:23:10.463
‫که واقعا می‌خوان یه اندام عالی بسازن ولی

01:23:10.637 --> 01:23:12.465
‫ولی احساس می‌کنن نمی‌تونن به خاطر این بیماری."

01:23:13.292 --> 01:23:15.077
‫و من گفتم، "من می‌خوام برای اون افراد بنویسم."

01:23:17.688 --> 01:23:20.560
‫من با راهنمای دیابت و تناسب اندام آشنا شدم.

01:23:20.734 --> 01:23:24.347
‫این چیزی بود که فورا باهاش ارتباط برقرار کردم و بهش وصل شدم،

01:23:24.521 --> 01:23:29.047
‫چون زندگی کردن با دیابت نوع ۱، گاهی اوقات می‌تونه سخت باشه.

01:23:29.221 --> 01:23:32.181
‫و ببینید اون چیکار کرده. می‌دونی، ببینید اون داره چیکار می‌کنه.

01:23:32.355 --> 01:23:35.923
‫و من اون نوع ارتباط فوری رو با کاری که اون انجام می‌داد پیدا کردم

01:23:36.098 --> 01:23:38.187
‫با وجود زندگی با دیابت نوع ۱.

01:23:38.361 --> 01:23:42.582
‫همونطور که می‌بینید، این یه کتاب فوق‌العاده‌س.

01:23:42.756 --> 01:23:46.760
‫وارد فیزیولوژی انسان و تمام جنبه‌های دیابت می‌شه.

01:23:46.934 --> 01:23:48.806
‫پر از نکات و بینشه، ولی، می‌دونی،

01:23:48.980 --> 01:23:51.809
‫همچنین، تغییرات ذهنی رو هم داره

01:23:51.983 --> 01:23:54.551
‫که یه نفر با دیابت نوع ۱ باید انجام بده تا،

01:23:54.725 --> 01:23:58.772
‫می‌دونی، به تغذیه، تمرین و سبک زندگیشون اولویت بدن.

01:23:58.946 --> 01:24:00.296
‫همه این عناصر با هم.

01:24:00.470 --> 01:24:01.645
‫خیلی سخت بود نوشتن‌ش.

01:24:01.819 --> 01:24:03.647
‫کلی تحقیق، کلی وقت.

01:24:03.821 --> 01:24:06.302
‫و همه چی رو پوشش می‌ده، داروها، مدیریت، طرز فکر،

01:24:06.476 --> 01:24:09.522
‫عوارض، مکمل‌ها، تمرین، سلامتی، تغذیه.

01:24:09.696 --> 01:24:13.352
‫من مجبور شدم اطلاعات علمی سفت و سخت رو بگیرم و به زبان ساده تبدیلش کنم.

01:24:13.526 --> 01:24:15.441
‫منظورم اینه که می‌تونی تو قسمت آخر همه منابع رو ببینی.

01:24:15.615 --> 01:24:17.791
‫یعنی، اونجا، فقط کلی صفحه هست

01:24:17.965 --> 01:24:19.315
‫از منابع علمی.

01:24:20.359 --> 01:24:23.754
‫همه اینها از تجربه‌م بود، امتحان کردن چیزها و تست کردن چیزها

01:24:23.928 --> 01:24:26.148
‫و اعمال کردن چیزها و...

01:24:26.322 --> 01:24:30.587
‫ساختن عضله با دیابت، خب، خیلی چالش‌برانگیزه.

01:24:42.555 --> 01:24:44.340
‫فیل کارش رو به عنوان مربی شخصی من شروع کرد.

01:24:44.514 --> 01:24:47.038
‫بعدش دوست شدیم. ولی همه به یه مربی نیاز دارن.

01:24:47.604 --> 01:24:51.216
‫من خیلی خوش‌شانسم که می‌تونم بگم فیل رو دارم، هم به عنوان همکار و هم به عنوان یه مربی.

01:24:51.390 --> 01:24:54.001
‫دلیل اصلی اینکه مردم تو یه کسب‌وکار می‌مونن و نمی‌رن،

01:24:54.176 --> 01:24:56.395
‫اینه که بازار دائما در حال تغییره.

01:24:56.569 --> 01:24:59.311
‫بنابراین ما فقط روی جذب مشتری و بازاریابی و این چیزا تمرکز نمی‌کنیم.

01:24:59.485 --> 01:25:02.184
‫ما همچنین روی کمک به مردم برای ساختن تیم‌ها تمرکز می‌کنیم

01:25:02.358 --> 01:25:06.057
‫و زیرساخت‌ها رو مقیاس‌بندی می‌کنیم تا کسب‌وکارهای واقعی تناسب اندام بسازیم.

01:25:08.538 --> 01:25:11.018
‫من تعدادی کسب‌وکار رو اداره می‌کنم

01:25:11.193 --> 01:25:13.238
‫تو حوزه‌های مختلف.

01:25:13.412 --> 01:25:16.502
‫سلامتی و تناسب اندام، مهمان‌نوازی و تولید مواد غذایی.

01:25:18.809 --> 01:25:22.117
‫من الان ۱۳۵ تا کارمند دارم، و بعضی‌هاشون

01:25:22.291 --> 01:25:26.295
‫رو خیلی دوست دارم و کاملا بهشون اعتماد دارم.

01:25:26.469 --> 01:25:27.948
‫ولی یه چیزایی هست، فقط به عنوان یه صاحب کسب‌وکار،

01:25:28.123 --> 01:25:30.473
‫که شاید نخوام اون نگرانی‌ها رو باهاشون در میون بذارم،

01:25:30.647 --> 01:25:33.563
‫یا احتمالا اونقدر تجربه ندارن

01:25:33.737 --> 01:25:37.306
‫که جواب، حمایت و کمک مورد نیازم رو بهم بدن.

01:25:37.480 --> 01:25:39.482
‫اینجاست که می‌تونم به کسی مثل فیل نگاه کنم.

01:25:39.656 --> 01:25:42.180
‫به عنوان یه صاحب کسب‌وکار، تصمیماتی که من هر روز می‌گیرم

01:25:42.354 --> 01:25:44.661
‫نه تنها روی زندگی خودم، درآمد خودم تاثیر می‌ذاره،

01:25:44.835 --> 01:25:47.707
‫درآمد خانواده‌م، ۱۳۵ کارمندی که برام کار می‌کنن،

01:25:47.881 --> 01:25:50.101
‫خانواده‌هاشون، همه افرادی که بهشون وابسته هستن،

01:25:50.275 --> 01:25:52.625
‫تامین‌کننده‌ها و شرکایی که باهاشون کار می‌کنیم.

01:25:52.799 --> 01:25:57.848
‫یه تعداد زیادی از افراد هستن که هر کارآفرینی باهاشون کار می‌کنه.

01:25:58.022 --> 01:26:00.503
‫تاثیری که می‌تونن داشته باشن خیلی مهمه.

01:26:00.677 --> 01:26:04.289
‫ولی، چالش‌هایی هست که هر روز خودشون رو نشون می‌دن.

01:26:04.463 --> 01:26:08.815
‫و، به عنوان یه کارآفرین، تو داری با چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنی که دیروز نمی‌دونستی داری.

01:26:15.474 --> 01:26:17.955
‫- هی، چه خبر؟
‫- یو، چه خبره؟

01:26:18.129 --> 01:26:21.306
‫خب، بیا، در مورد این هوش مصنوعی صحبت کنیم،

01:26:21.480 --> 01:26:23.439
‫چون می‌دونم تو داری روش کار می‌کنی.

01:26:23.613 --> 01:26:27.225
‫اوه، گوش کن، من، خب، می‌خوام این رو فعال کنم

01:26:28.008 --> 01:26:29.271
‫برای رویداد زنده بعدی.

01:26:31.098 --> 01:26:33.057
‫ام، یه مقدار کوچیکی چالش وجود داره

01:26:33.231 --> 01:26:35.581
‫با کیفیت پاسخ‌هایی که بیرون میاد.

01:26:35.755 --> 01:26:37.975
‫در حال حاضر یه کم خیلی کلی هستن.

01:26:38.149 --> 01:26:40.891
‫بنابراین ما داریم مدل رو آموزش می‌دیم. خوب پیش می‌ره،

01:26:41.065 --> 01:26:44.460
‫ولی بعضی وقتا پاسخ‌ها دقیقا اونطوری که باید باشن نیستن.

01:26:44.634 --> 01:26:47.332
‫و وقتی ما به مشتری‌هامون در مورد کسب‌وکار مشاوره می‌دیم

01:26:47.506 --> 01:26:49.508
‫همونطور که خودت می‌دونی، این یه ریسک بزرگه.

01:26:49.682 --> 01:26:51.162
‫منظورت چیه که درست درنمیاد؟

01:26:51.336 --> 01:26:53.295
‫خیلی پیچیده‌س؟ خیلی مبهمه؟

01:26:53.469 --> 01:26:55.166
‫آیا-- آیا مزخرفه؟ یعنی، چ-- چی--

01:26:55.340 --> 01:26:57.516
‫-مثلا، بهم بگو--
‫-بعضی وقتا اینطوریه-- آره.

01:26:57.690 --> 01:27:00.389
‫بنابراین، بعضی وقتا درسته، بعضی وقتا اشتباهه.

01:27:00.563 --> 01:27:01.868
‫بنابراین، بعضی وقتا یه کم خیلی مبهمه.

01:27:02.042 --> 01:27:04.262
‫بعضی وقتا یه کم خیلی کلیه.

01:27:04.436 --> 01:27:07.831
‫-بعضی وقتا ظرافت چالش رو درک نمی‌کنه.
‫-درسته.

01:27:08.005 --> 01:27:11.791
‫و مشکل اینه که، ام، ظرافت مهمه، بنابراین...

01:27:11.965 --> 01:27:15.534
‫درسته. خب، گوش کن، می‌دونی، اهمیت این رو که این رو منتشر کنیم.

01:27:15.708 --> 01:27:17.449
‫در حالی که ما باید تو این کار سریع باشیم،

01:27:17.623 --> 01:27:19.277
‫من نمی‌خوام تو اینقدر عجله کنی که

01:27:19.451 --> 01:27:20.887
‫ما فقط هر چیزی رو منتشر کنیم.

01:27:21.061 --> 01:27:22.193
‫الان همه جا هست.

01:27:22.367 --> 01:27:23.977
‫بنابراین، گوش کن،

01:27:24.151 --> 01:27:26.502
‫من می‌خوام این رو تو رویداد بعدی اعلام کنم

01:27:26.676 --> 01:27:29.287
‫تو رویداد زنده بعدی. می‌تونی

01:27:29.461 --> 01:27:30.854
‫-به اون ضرب‌الاجل متعهد بشی؟
‫-بنابراین، من کاملا می‌فهمم منظورت چیه.

01:27:31.550 --> 01:27:33.639
‫آره. بنابراین من کاملا می‌فهمم منظورت چیه،

01:27:33.813 --> 01:27:37.164
‫و من دوست دارم که تو رویداد زنده اعلام بشه.

01:27:37.339 --> 01:27:40.559
‫ام، فکر می‌کنم مهم‌تر از هر چیز دیگه‌ای اینه که مشتری‌هامون احساس امنیت کنن.

01:27:40.733 --> 01:27:42.082
‫اونها احساس می‌کنن که ما داریم ازشون مراقبت می‌کنیم.

01:27:42.257 --> 01:27:43.693
‫اونها احساس می‌کنن که ما چیزی رو که نیاز دارن داریم.

01:27:44.302 --> 01:27:47.958
‫ولی اون رویداد زنده یه بازه زمانی خیلی کوتاهه.

01:27:48.611 --> 01:27:51.004
‫و یه کم ریسک داره. اگه ما اعلامش کنیم

01:27:51.178 --> 01:27:54.443
‫و کار نکنه، و چیزی رو که نیاز دارن بهشون نده چی؟

01:27:58.708 --> 01:28:01.319
‫ما هنوز نمی‌تونیم این رو برای مشتری‌ها بفرستیم.

01:28:02.320 --> 01:28:05.671
‫کیفیتش هنوز اونجا نیست، ام، از نظر پاسخ‌ها.

01:28:05.845 --> 01:28:08.587
‫یعنی، یه بخش خوبش هست، ولی...

01:28:10.328 --> 01:28:15.028
‫آره، اینطور نیست... ام، دقیقا اونجایی نیست که من می‌خوام باشه.

01:28:16.291 --> 01:28:17.335
‫شکاف‌هایی وجود داره.

01:28:18.162 --> 01:28:20.773
‫بعضی وقتا ممکنه دقیقا بافت رو در نظر نگیره

01:28:20.947 --> 01:28:23.298
‫چون ورودی‌ها ممکنه به اندازه کافی واضح نباشن.

01:28:23.472 --> 01:28:25.822
‫و در نتیجه، ممکنه خیلی مبهم به نظر برسه.

01:28:25.996 --> 01:28:29.434
‫ممکنه یه جورایی، ناگهانی یا

01:28:29.913 --> 01:28:32.219
‫فقط اساسا به گونه‌ای که فاقد درک باشه

01:28:32.394 --> 01:28:34.396
‫از کل سناریو و موقعیت.

01:28:34.570 --> 01:28:36.093
‫و در اصل، خوب به نظر نمی‌رسه.

01:28:36.267 --> 01:28:37.921
‫مثل اینه که یه کامپیوتر نوشته‌ش،

01:28:38.400 --> 01:28:40.489
‫و مشتری‌ها می‌تونن بفهمن.

01:28:41.794 --> 01:28:43.318
‫من دارم برای رویداد فشار میارم.

01:28:43.492 --> 01:28:44.797
‫این یکی از مهم‌ترین زمان‌هاست

01:28:44.971 --> 01:28:46.321
‫برای راه‌اندازی چیزی مثل این،

01:28:46.495 --> 01:28:47.626
‫چون این، یه فرصته

01:28:47.800 --> 01:28:49.411
‫برای مشتری‌هامون که دور هم جمع بشن،

01:28:50.368 --> 01:28:53.719
‫یاد بگیرن، شبکه‌سازی کنن، رشد کنن، و همچنین به‌روزرسانی‌های کلیدی رو دریافت کنن

01:28:53.893 --> 01:28:55.678
‫در مورد اینکه چطور قراره زندگیشون رو بهتر کنیم.

01:28:55.852 --> 01:28:57.332
‫ما عملا می‌تونستیم توجه همه رو یهویی جلب کنیم.

01:28:57.506 --> 01:28:59.072
‫فورا.

01:28:59.246 --> 01:29:02.424
‫و اگه مردم نشنون که ما راه‌اندازیش کردیم،

01:29:02.598 --> 01:29:05.427
‫اونوقت تو بازار گیج می‌شن

01:29:05.601 --> 01:29:07.342
‫و فقط باعث ایجاد استرس بیشتر و کار بیشتر در آینده می‌شه.

01:29:07.516 --> 01:29:09.474
‫خب... آره.

01:29:21.747 --> 01:29:24.315
‫کرونا برای همه تو صنعت تناسب اندام چالش‌برانگیز بود.

01:29:25.098 --> 01:29:29.581
‫هر مربی شخصی روی کره زمین، هر صاحب باشگاه روی کره زمین مجبور شد آنلاین بشه.

01:29:29.755 --> 01:29:32.279
‫بنابراین من یه مربی سنتی حضوری بودم.

01:29:32.454 --> 01:29:35.457
‫و بعد، اساسا، این کرونا بود که منو مجبور کرد

01:29:35.631 --> 01:29:37.720
‫یه کسب‌وکار آنلاین بسازم.

01:29:39.112 --> 01:29:41.114
‫اون یه زمان چالش‌برانگیز بود، ولی در عین حال،

01:29:41.288 --> 01:29:43.987
‫اتفاقی که افتاد این بود که تعداد

01:29:44.161 --> 01:29:46.685
‫مربی‌های آنلاین به طرز چشمگیری زیاد شد.

01:29:46.859 --> 01:29:50.297
‫همچنین، بازار در واقع خیلی بیشتر مربیگری آنلاین رو پذیرفت،

01:29:50.472 --> 01:29:53.475
‫در حالی که، قبلا، مردم یه کم باهاش راحت نبودن.

01:29:53.649 --> 01:29:55.955
‫بعضی از مردم موفقیت موقتی داشتن. همه‌گیری باعث شد

01:29:56.129 --> 01:29:58.305
‫خیلی از مردم پولدار بشن، باعث شد خیلی از مردم تنبل بشن.

01:29:58.480 --> 01:30:01.787
‫و الان، ما تو یه سناریویی هستیم که یه چالش اقتصادی وجود داره.

01:30:01.961 --> 01:30:04.181
‫مردم مربیگری رو به عنوان یه چیز خوب می‌بینن، نه یه چیز ضروری،

01:30:04.355 --> 01:30:06.792
‫در حالی که تو دوران همه‌گیری، در واقع به خیلی از مردم

01:30:06.966 --> 01:30:10.361
‫یه استراحتی از زندگی روزمره‌شون داد.

01:30:11.014 --> 01:30:14.539
‫فکر کنم اصلی‌ترین چیزی که می‌تونی ازش یاد بگیری اینه که هیچ‌چیز هیچ‌وقت ثابت نمی‌مونه.

01:30:14.713 --> 01:30:16.585
‫همیشه یه چیزی در راهه.

01:30:16.759 --> 01:30:19.065
‫خب، منظورم اینه که، همه شواهد دارن به ما اشاره می‌کنن

01:30:19.239 --> 01:30:20.719
‫که الان داریم وارد رکود می‌شیم.

01:30:20.893 --> 01:30:22.939
‫و منظورم اینه که، اگه به هزینه‌های زندگی نگاه کنی،

01:30:23.113 --> 01:30:25.855
‫اگه به نرخ بهره نگاه کنی، اگه به همه چیزایی که داره اتفاق میفته نگاه کنی،

01:30:26.029 --> 01:30:27.987
‫خون تو خیابونا ریخته می‌شه.

01:30:47.398 --> 01:30:49.052
‫وقتی صحبت از رشد می‌شه، وقتی صحبت از کسب‌وکار می‌شه،

01:30:49.226 --> 01:30:50.357
‫مهم این نیست که کی بیشتر می‌دونه،

01:30:50.532 --> 01:30:51.924
‫مهم اینه که کی عمل می‌کنه.

01:30:52.098 --> 01:30:53.491
‫و این با بی‌رحم بودن همراهه

01:30:53.665 --> 01:30:56.102
‫و سریع‌ترین، چابک‌ترین و ثابت‌قدم‌ترین.

01:31:00.280 --> 01:31:04.328
‫من قطعا می‌گم که اون از نظر چیزی که می‌خواد از کسب‌وکارش به دست بیاره، بی‌امانه

01:31:04.502 --> 01:31:06.591
‫و حاضره هر کاری که لازمه رو انجام بده تا بهش برسه.

01:31:18.734 --> 01:31:20.605
‫اون بعضی وقتا می‌تونه سخت‌گیر باشه، ولی به این خاطره که

01:31:20.779 --> 01:31:23.260
‫می‌دونه چی می‌خواد و می‌دونه درسته.

01:31:23.434 --> 01:31:25.436
‫اون زندگی خیلی از مردم رو تغییر داده

01:31:25.610 --> 01:31:28.265
‫فقط با یه کم بی‌رحمی.

01:31:28.439 --> 01:31:30.920
‫من نمی‌گم یه کم بی‌رحم. اون خیلی رک و راسته‌.

01:31:33.923 --> 01:31:37.448
‫اگه شما یه فرد واقعا باانگیزه تو کسب‌وکار باشی

01:31:37.622 --> 01:31:40.712
‫و شما دائما می‌خوای پیشرفت کنی،

01:31:40.886 --> 01:31:42.845
‫شما باید تو اجرا بی‌امان باشی.

01:31:43.019 --> 01:31:44.760
‫اگه واقعا می‌خوای به جایی که می‌خوای برسی.

01:31:48.633 --> 01:31:50.722
‫اونجایی که لازمه بی‌رحمه.

01:31:51.418 --> 01:31:53.333
‫بنابراین، هیچ بهانه‌ای وجود نداره. هیچ‌چیز مانع نمی‌شه.

01:31:53.508 --> 01:31:55.335
‫اگه یه کاری باید انجام بشه، انجام می‌شه.

01:32:21.710 --> 01:32:25.409
‫خیلی بهتر به نظر می‌رسه، خیلی بهتر.

01:32:26.018 --> 01:32:28.978
‫ما قطعا می‌تونیم این رو به مشتری‌ها ارائه بدیم.

01:32:29.152 --> 01:32:30.414
‫هیچ شکی توش نیست.

01:32:30.588 --> 01:32:31.981
‫مشتری‌ها با این برنده می‌شن.

01:32:32.503 --> 01:32:34.374
‫آره، خیلی هیجان‌زده‌ام، چون قراره بهشون کمک کنه که برنده بشن.

01:32:34.549 --> 01:32:37.595
‫قراره بهشون کمک کنه که سریع‌تر جواب سوالاشون رو پیدا کنن.

01:32:37.769 --> 01:32:39.249
‫اونا می‌تونن هر موقع که بخوان این کارو انجام بدن، شب یا روز.

01:32:39.423 --> 01:32:41.904
‫لازم نیست منتظر بمونن تا یه تیم جوابشون رو بده.

01:32:42.078 --> 01:32:44.123
‫ام، همچنین، یکی از آزاردهنده‌ترین چیزها

01:32:44.297 --> 01:32:46.952
‫در مورد اداره یه کسب‌وکار اینه که اعضای تیم

01:32:47.126 --> 01:32:49.346
‫ندونن باید چیکار کنن.

01:32:49.520 --> 01:32:51.435
‫ما می‌تونیم این رو به مربی‌هامون بدیم تا به اعضای تیمشون بدن،

01:32:51.609 --> 01:32:54.264
‫تیم فروش‌شون، تیم موفقیت مشتری‌هاشون.

01:32:54.830 --> 01:32:56.701
‫و اونا می‌تونن در این مورد سوال بپرسن.

01:32:57.180 --> 01:33:01.750
‫ما کاتالیست رو با استفاده از همه آموزش‌های داخلی‌مون ساختیم،

01:33:01.924 --> 01:33:04.970
‫تماس‌های خصوصی، رویدادها،

01:33:05.144 --> 01:33:08.408
‫و همه اون بینش‌ها تو این ابزار هوش مصنوعی جمع‌آوری شدن.

01:33:08.583 --> 01:33:10.802
‫کسب‌وکار همه چیزش در مورد حل مشکلات مردم هست،

01:33:10.976 --> 01:33:14.197
‫و اگه اونا بتونن سریع‌تر حلشون کنن، مشتری‌ها گیر نمی‌کنن.

01:33:14.371 --> 01:33:16.634
‫بنابراین، اگه مشتری‌های ما دارن سریع‌تر تصمیم می‌گیرن

01:33:16.808 --> 01:33:20.029
‫چون اونا از همه بینش، آموزش و خرد ما حمایت می‌شن،

01:33:20.203 --> 01:33:22.466
‫و اونا می‌تونن این کارو ۲۴ ساعته انجام بدن،

01:33:22.640 --> 01:33:23.815
‫اونا قراره کسب‌وکارشون رو سریع‌تر رشد بدن

01:33:23.989 --> 01:33:25.556
‫اونا قراره مشتری‌ها رو خوشحال‌تر نگه دارن.

01:33:25.730 --> 01:33:28.385
‫و مشتری‌های خوشحال، کسب‌وکار خوشحال، صاحب خوشحال.

01:33:28.559 --> 01:33:31.431
‫هوش مصنوعی تهدیدی برای کاتالیست نیست، چون ما داریم اطلاعات خاص خودمون رو وارد می‌کنیم

01:33:31.606 --> 01:33:35.000
‫که بر اساس باورهای ما هست،

01:33:35.174 --> 01:33:38.569
‫تجربه‌مون از اینکه برای رشد یه کسب‌وکار مربیگری چه اتفاقی باید بیفته.

01:33:38.743 --> 01:33:41.790
‫و تو قلمرو کلی محتوای رایگان آنلاین،

01:33:41.964 --> 01:33:43.661
‫فقط خیلی تصادفیه،

01:33:43.835 --> 01:33:45.576
‫هیچ شرایط خاصی وجود نداره.

01:33:45.750 --> 01:33:48.666
‫ما کلی مطالعه موردی داریم برای خیلی از انواع مختلف

01:33:48.840 --> 01:33:50.799
‫کسب‌وکارهای تناسب اندام در سراسر جهان

01:33:50.973 --> 01:33:53.758
‫با مدل‌های مختلف، آنلاین، آفلاین، حوزه‌های مختلف،

01:33:53.932 --> 01:33:58.197
‫و ما واقعا بینش‌های منحصربه‌فرد، خاص و دقیقی رو وارد می‌کنیم

01:33:58.371 --> 01:34:02.375
‫به مدل‌مون، که به ما اجازه می‌ده مشکلات رو برای طیف وسیعی حل کنیم

01:34:02.549 --> 01:34:03.768
‫از مربی‌ها تو این صنعت.

01:34:04.290 --> 01:34:08.338
‫کاتالیست، ابزار هوش مصنوعی، خوبه، محکم و استواره.

01:34:08.512 --> 01:34:10.819
‫مطمئنا جواب می‌ده. مطمئنا به خیلی از مردم کمک می‌کنه.

01:34:10.993 --> 01:34:15.127
‫و راستش، در واقع قراره خیلی از کارها رو برای ما آزاد کنه.

01:34:15.301 --> 01:34:16.694
‫هیچ شکی توش نیست.

01:34:16.868 --> 01:34:19.262
‫بنابراین من یه کم نگرانم

01:34:19.436 --> 01:34:21.568
‫که مشتری‌ها چطور می‌خوان باهاش برخورد کنن،

01:34:21.743 --> 01:34:23.614
‫در موردش چی فکر می‌کنن، آیا می‌خوان ازش استفاده کنن؟

01:34:24.397 --> 01:34:28.445
‫به هر حال، ما ساختیمش. ما خودمون رو با...

01:34:28.619 --> 01:34:30.490
‫«تهدید برای بازار»، به اصطلاح،

01:34:30.665 --> 01:34:31.927
‫و ما تمام تلاشمون رو کردیم.

01:34:32.101 --> 01:34:33.842
‫بنابراین بذارید منتشرش کنیم، بذاریمش بیرون،

01:34:34.364 --> 01:34:37.628
‫بازخوردها رو تکرار کنیم و به ساختن ادامه بدیم.

01:34:37.802 --> 01:34:40.022
‫یه روز دیگه، یه چالش دیگه. به همین سادگی.

01:36:07.065 --> 01:36:10.808
‫بنابراین، فیل یه برنامه هوش مصنوعی توسعه داده، و واقعا باورنکردنیه.

01:36:11.635 --> 01:36:13.071
‫این سرعت عمله.

01:36:13.245 --> 01:36:15.770
‫شما اینو تو پلتفرم فیل تایپ می‌کنید

01:36:15.944 --> 01:36:20.339
‫و از پادکست‌ها تا یه ویدیو، بهتون تایم استمپ می‌ده.

01:36:20.513 --> 01:36:22.777
‫تو ۲۰ ثانیه جواب‌ها رو داری.

01:36:28.173 --> 01:36:31.394
‫جامعه‌ای که اون با کسب‌وکارش داره، باورنکردنیه.

01:36:31.568 --> 01:36:35.093
‫خیلی آدم توش هست، و همشون تو یه بازی هستن،

01:36:35.267 --> 01:36:36.529
‫ولی همشون از هم حمایت می‌کنن.

01:36:38.749 --> 01:36:41.752
‫اینکه اون ما رو تو خونش مهمون کنه و برامون غذا درست کنه

01:36:41.926 --> 01:36:44.320
‫و اون نوع جامعه صمیمی رو داشته باشه،

01:36:44.494 --> 01:36:48.454
‫فقط نشون می‌ده که اون چقدر واقعا به آدمایی که باهاشون کار می‌کنه اهمیت می‌ده.

01:36:50.805 --> 01:36:54.199
‫اینکه بتونی با این همه مربی همفکر زیر یه سقف ملاقات کنی.

01:36:54.678 --> 01:36:56.071
‫مثلا، انرژی فوق‌العاده‌اس.

01:36:58.595 --> 01:37:01.903
‫نمی‌تونی الهام‌گرفته و باانگیزه نشی.

01:37:02.077 --> 01:37:03.861
‫و فیل بهت باور می‌ده.

01:37:04.035 --> 01:37:06.429
‫مثل اینه که، «تو یه روزی مثل اون می‌شی، یا حتی بهتر.»

01:37:10.607 --> 01:37:12.435
‫این یه جامعه صمیمی هست که داری.

01:37:12.609 --> 01:37:14.480
‫شما، شما این آدما رو تو تماس‌ها می‌بینی.

01:37:14.654 --> 01:37:16.918
‫شما دارین با این آدما ارتباط برقرار می‌کنین، گپ می‌زنین و تعامل دارین

01:37:17.092 --> 01:37:18.963
‫با این آدما به صورت هفتگی.

01:37:20.617 --> 01:37:23.881
‫این یه مزیت بزرگه برام که می‌تونم با آدمای همفکر صحبت کنم

01:37:24.055 --> 01:37:27.319
‫فراز و نشیب‌ها، اوج‌ها و فرودهای احساسات کسب‌وکار رو تجربه کنم

01:37:27.493 --> 01:37:29.452
‫و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم، چون اگه اینو نداشتم،

01:37:29.626 --> 01:37:32.150
‫هیچ‌کس رو نداشتم که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

01:37:32.324 --> 01:37:37.547
‫بعضی وقتا، اینجوری حس می‌شه که تا یه حدی تنها هستی،

01:37:37.721 --> 01:37:39.679
‫چون هیچ‌کس بالاتر از تو نیست،

01:37:39.854 --> 01:37:41.594
‫چون این کسب‌وکار توئه.

01:37:41.768 --> 01:37:43.205
‫ولی اینکه بتونی با آدما ملاقات کنی و تعامل داشته باشی،

01:37:43.379 --> 01:37:44.902
‫و، می‌دونی، مثل دوست بشی

01:37:45.076 --> 01:37:46.425
‫با خیلی از این مربی‌ها،

01:37:46.599 --> 01:37:48.253
‫این فقط یه مربیگری کسب‌وکار نیست.

01:37:48.427 --> 01:37:50.342
‫این ایجاد دوستی‌ها، روابط با افراد دیگه‌اس

01:37:50.516 --> 01:37:52.736
‫که، می‌دونی، من، قبل از اینکه به فیل بپیوندم نداشتم.

01:37:52.910 --> 01:37:55.695
‫پیوستن من به اون واقعا زندگی‌مو عوض کرد.

01:37:55.870 --> 01:37:59.961
‫مثلا، من، من اینو الکی نمی‌گم. این، زندگی‌مو عوض کرد.

01:38:00.135 --> 01:38:01.745
‫من همیشه یه کسب‌وکار رو بر اساس این می‌سازم که،

01:38:01.919 --> 01:38:04.400
‫«تو زندگی منو عوض کردی. این بی‌قیمته.»

01:38:04.574 --> 01:38:06.445
‫اگه این کلمات رو نشنوم، کارم رو درست انجام ندادم.

01:38:17.108 --> 01:38:19.850
‫هر کسی که باهاش در ارتباطم، می‌خوام بهش انگیزه بدم.

01:38:20.024 --> 01:38:21.678
‫می‌خوام قلبشون رو باز کنم. می‌خوام بهشون فشار بیارم.

01:38:21.852 --> 01:38:23.723
‫می‌خوام بهشون بقبولونم که، «هی،

01:38:24.420 --> 01:38:25.638
‫چیزای بیشتری هم هست که می‌تونی بهشون برسی.»

01:38:27.249 --> 01:38:29.164
‫متاسفانه، با دیابت،

01:38:29.338 --> 01:38:32.732
‫من تعداد قابل توجهی از مردم رو می‌بینم که کاملا نادیده‌اش می‌گیرن.

01:38:32.907 --> 01:38:35.997
‫من مسئولیت سلامتی‌ام رو پذیرفتم،

01:38:36.171 --> 01:38:39.043
‫و فکر می‌کنم اون تصمیم بر اساس این واقعیت بود که

01:38:39.217 --> 01:38:45.615
‫من خوش‌شانس بودم که این زندگی رو بهم دادن، و وظیفه‌مه که زندگیش کنم.

01:39:06.418 --> 01:39:08.333
‫من می‌خوام بچه‌ام به چالش کشیده بشه.

01:39:09.334 --> 01:39:13.730
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه، می‌دونی، سختی چیه.

01:39:13.904 --> 01:39:17.038
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه کار سخت چیه.

01:39:17.212 --> 01:39:20.258
‫من می‌خوام بچه‌ام بفهمه عشق چیه.

01:39:20.998 --> 01:39:23.087
‫و از همه مهم‌تر، اون به خودش اعتماد داره و خودش رو دوست داره.

01:39:23.261 --> 01:39:24.959
‫این بزرگ‌ترین هدیه‌ایه که می‌تونم بهش بدم.

01:39:26.090 --> 01:39:29.746
‫من نمی‌خوام روی اون تاثیر بذارم که وارد کسب‌وکار خودش بشه.

01:39:30.355 --> 01:39:31.704
‫اون علاقه‌مندی‌های طبیعی خودش رو پیدا می‌کنه.

01:39:31.878 --> 01:39:33.619
‫اون ارزش‌های طبیعی خودش رو پیدا می‌کنه.

01:39:34.185 --> 01:39:37.275
‫و من تمام تلاشم رو می‌کنم که ازشون حمایت کنم.

01:39:37.449 --> 01:39:40.061
‫- پدر بودن ترسناکه؟
‫- نه.

01:39:42.367 --> 01:39:45.327
‫- نه.
‫- ترسناک، یعنی، مثل فکر کردن به آینده.

01:39:45.501 --> 01:39:47.851
‫-چی می‌تونه اتفاق بیفته، همه این چیزای مختلف؟
‫-نه.

01:39:51.986 --> 01:39:55.554
‫فکر می‌کنم اگه می‌خواستم روی چیزایی تمرکز کنم که تو دنیا ممکنه اشتباه پیش بره،

01:39:56.816 --> 01:39:59.210
‫در نهایت به دخترم آسیب می‌زدم.

01:39:59.384 --> 01:40:01.386
‫من می‌خوام اون روی چیزی که تو زندگی می‌خواد تمرکز کنه.

01:40:01.560 --> 01:40:03.910
‫یه بوس کوچولو بهش بده. ماچ!

01:40:04.476 --> 01:40:07.740
‫-ماچ! بهش نشون بده. ماچ!
‫-بوس داری؟ اوه!

01:40:07.914 --> 01:40:09.438
‫خب، آینده فیل، فکر می‌کنم اون فقط

01:40:09.612 --> 01:40:11.222
‫فقط قراره تو نقش پدرش رشد کنه.

01:40:11.396 --> 01:40:13.572
‫می‌دونی، اون قراره ادامه بده که

01:40:13.746 --> 01:40:15.618
‫فقط مسیر خودش رو تو صنعت تناسب اندام بسازه.

01:40:15.792 --> 01:40:17.968
‫چون این کاریه که اون می‌کنه. اون فقط مسیر خودش رو می‌سازه.

01:40:19.013 --> 01:40:20.623
‫جایی که من با کسب‌وکارم هستم،

01:40:20.797 --> 01:40:23.104
‫جایی که من از نظر شخصی هستم، از نظر حرفه‌ای هستم،

01:40:23.278 --> 01:40:27.717
‫از نظر مکانی کجا هستم، برمی‌گرده به اینکه بخشی از فیل باشم.

01:40:27.891 --> 01:40:29.632
‫قبل از اینکه با فیل کار کنم،

01:40:29.806 --> 01:40:32.591
‫من تو اون مرحله بودم که دنبال پول بودم.

01:40:32.765 --> 01:40:34.985
‫من احساس نمی‌کردم که به کسب‌وکارم متصل هستم.

01:40:35.159 --> 01:40:38.641
‫من دیگه احساس نمی‌کردم که به چیزی که واقعا می‌خواستم تو زندگی انجام بدم متصل هستم.

01:40:38.815 --> 01:40:43.994
‫و فیل واقعا اون عشق به مربیگری زنان رو بهم برگردوند.

01:40:44.168 --> 01:40:46.779
‫فیل کسی بود که این بذر رو تو وجود من کاشت که،

01:40:46.953 --> 01:40:49.304
‫می‌دونی، شروع کنم به مربیگری صاحبان باشگاه تو بازار محلی.

01:40:49.478 --> 01:40:53.090
‫و، می‌دونی، فکر می‌کنم ما حدود ۱۵ تا باشگاه دیگه تو سراسر ایرلند شمالی باز کردیم،

01:40:53.264 --> 01:40:55.832
‫از طریق اون فقط کاشتن اون بذر و دادن این باور به من که،

01:40:56.006 --> 01:40:57.094
‫«می‌دونی، آرون، تو می‌تونی این کارو انجام بدی.»

01:40:57.268 --> 01:40:58.487
‫می‌دونی، تو، تو توانایی اینو داری

01:40:58.661 --> 01:41:00.184
‫که به صاحبان باشگاه‌های دیگه هم کمک کنی.»

01:41:00.358 --> 01:41:02.099
‫بنابراین، تاثیر فیل تو صنعت تناسب اندام،

01:41:02.273 --> 01:41:04.406
‫می‌دونی، اثر موجی کمک به یه نفر

01:41:04.580 --> 01:41:06.799
‫که به چند نفر دیگه کمک می‌کنه، خیلی زیاده.

01:41:06.973 --> 01:41:09.759
‫و تاثیری که اون تو این صنعت داره

01:41:09.933 --> 01:41:12.762
‫خیلی گسترده‌اس، این، فقط باورنکردنیه.

01:41:16.940 --> 01:41:18.985
‫فیل، تو ۱۰ سال دیگه خودت رو کجا می‌بینی؟

01:41:19.160 --> 01:41:21.336
‫من هنوز می‌خوام روی مردم تاثیر بذارم، زندگی مردم رو تغییر بدم،

01:41:21.510 --> 01:41:24.643
‫دیدگاه‌هاشون رو شکل بدم، تفکرشون رو گسترش بدم،

01:41:24.817 --> 01:41:26.210
‫بذارم دنبال رویاهاشون برن.

01:41:26.819 --> 01:41:28.604
‫یه الگوی عالی برای بچه‌م باشم.

01:41:30.040 --> 01:41:30.780
‫یو!

01:41:43.880 --> 01:41:46.230
‫فکر می‌کنم اون همیشه تو تناسب اندام می‌مونه؟ احتمالا نه.

01:41:46.404 --> 01:41:50.408
‫ولی فکر می‌کنم فیل به طور گسترده‌ای تغییر داده و دوباره شکل داده

01:41:50.582 --> 01:41:52.323
‫اینکه یه صاحب کسب‌وکار تناسب اندام بودن یعنی چی.

01:41:52.497 --> 01:41:54.586
‫آینده برای فیل چی در نظر داره؟

01:41:55.674 --> 01:41:58.982
‫اون قرار نیست متوقف بشه. اون قراره به راهش ادامه بده.

01:42:06.642 --> 01:42:09.601
‫وقتی من داشتم بزرگ می‌شدم،

01:42:09.775 --> 01:42:12.735
‫به من گفتن که برای موفق شدن،

01:42:12.909 --> 01:42:14.954
‫باید سخت کار کنی، خوب رفتار کنی،

01:42:15.129 --> 01:42:18.132
‫تو مدرسه نمره‌های عالی بگیری، دکتر یا وکیل بشی،

01:42:18.306 --> 01:42:20.134
‫با یه دختر پروتستان خوب ازدواج کنی،

01:42:20.743 --> 01:42:23.876
‫خوب رفتار کنی، نماز بخونی، بری مدرسه یکشنبه‌ها.

01:42:24.703 --> 01:42:25.704
‫و...

01:42:27.489 --> 01:42:29.665
‫منو واقعا از ساختن یه کسب‌وکار منصرف کردن.

01:42:29.839 --> 01:42:33.364
‫مردم بهم گفتن که این پرخطرترین کاریه که می‌تونی انجام بدی.

01:42:33.538 --> 01:42:37.107
‫استرس‌زا بود و فقط یه ایده خیلی بد بود.

01:42:37.977 --> 01:42:43.592
‫ولی یه بخشی از من با همه اینا موافق نبود،

01:42:44.245 --> 01:42:47.204
‫و من تصمیم گرفتم که دقیقا برعکسش رو انجام بدم

01:42:47.378 --> 01:42:51.426
‫نسبت به هر چیزی که بهم گفتن، و خیلی خوشحالم که این کارو کردم.

01:44:13.247 --> 01:44:14.900
‫اوه! اوه!

01:44:16.032 --> 01:44:17.990
‫بوسم کن. بوسم کن.

01:44:19.122 --> 01:44:20.079
‫بیا دیگه!

01:44:22.473 --> 01:44:24.823
‫باحال بود. یکی دیگه.
